صفحه اصلي

October 30, 2007

مستندی درباره مجنون موسیقی ایران محمد رضا درویشی !

امشب فرصتی دست داد تا در دومین هفته فیلم مستند که توسط انجمن مستند سازان سینمای ایران و خانه سینما برگزار می گردد ، دو فیلم بسیار ارزشمند مستند که هر دو نیز حال و هوای موسیقیایی داشت را ببینم ؛

اولین فیلم ، فیلم " لیلی کجاست ؟ " ساخته ی محمد شیروانی بود که درباره ی استاد محمد رضا درویشی آهنگ ساز و پژوهش گر موسیقی نواحی ایران بود و فیلم دوم ، فیلم " نواهای گمشده " ساخته ی علیرضا قاسم خان بود که روایتی از آثار تاریخی در موسیقی ایران به روایت استاد حسین علیزاده بود.

اولین فیلمی که امشب دیدم " لیلی کجاست ؟ " تازه ترین فیلم مستند محمد شیروانی ، معرفی احیاگر غریب عرصه موسیقی ایران است و این تنها مانده ی عالم پر هیاهوی هنر همانطور که پیش تر گفته شد کسی نیست جز محمد رضا درویشی ، که سال‌هاست تمام وجودش را صرف در موسیقی و هنر کرده ، اما غیر از عده ی کمی از اهل موسیقی ، چندان شناخته شده نیست و کمتر سراغی از پژوهش‌ها و احوالات او گرفته می‌شود . او در احیای موسیفی نواحی و مقامی ایران کاری بزرگ را آغازکرده و سی سال است تنهای تنها سعی دارد که موسیقی سنتی نواحی را از زوال برهاند و این میراث کهن را حفظ کند ، اما دریغ از کمترین همراهی و همکاری متولیان و مدعیان پاسداشت فرهنگ ایران . جالب آن است که تازه زمانی که درویشی در سال 2005 نامزد دریافت جایزه موسیقی یونسکو می‌شود عده‌ای متوجه می‌شوند که در نزدیکی‌هایشان گنج نهانی به اسم محمد رضا درویشی وجود دارد.

لیلی کجاست شیروانی ادای دینی است به زحمت‌ها و رنج‌های سی ساله‌ای که درویشی در راه زنده نگه‌داشتن موسیقی نواحی ایران متحمل شده‌است.درویشی خود می‌گوید که سی‌سال پیش حیران ومعلق بین موسیقی گذشته و موسیقی جدید غرب بوده وبرای رهایی از این حیرانی سر به وادی پژوهش و تحقیق می‌گذارد ونتیجه آن کشف گنج‌های نهان موسیقایی در اطراف و اکناف ایران بوده وحفظ این گنجینه‌ها را هدف خود قرار می‌دهد.

فیلم در سیاهی شب وبا مصاحبه تلفنی نماینده یونسکو شروع می‌شود و با گفته‌های درویشی در تاریکی شب به اتمام می‌رسد؛ همچنین وقتی که درویشی از محدودیت‌ها و مشکلات موسیقی در ایران می‌گوید فضا بدون نور و تاریک است، اما بقیه فیلم که درمورد کارها وشخصیت درویشی است روشن است.

در مستند شیروانی، احسان نراقی، احمد رضا احمدی،محسن مخملباف، کیهان کلهر هر کدام از زاویه‌ای کار پراهمیت درویشی را تحلیل می‌کنند و علاوه بر آن‌ها به گفته ی کارگردان قرار بوده که محمد رضا شجریان، بهرام بیضایی، حسین علیزاده و...نیز در این مستند از کار بزرگ درویشی بگویند که برای نسخه فعلی آماده نشده است .

لیلی کجاست عنوان یکی از کتاب‌هایی است که درویشی در زمینه پژوهش موسیقی نواحی نگاسته است.او علاوه بر نگارش ده‌ها کتاب‌ در زمینه تاریخ وتئوری موسیقی دائره‌المعارف ده ‌جلدی‌ای در دست تدوین دارد که به قول خودش اتمامش بیش از سی ‌سال طول می‌کشد و تاکنون یک جلدش منتشر شده.

درویشی لیلی را نماد آمال و آرزوهای انسان ایرانی می‌داند و مجنون را نماد انسان ایرانی و براین باور است که هدف نباید وصال لیلی باشد که تقریباً نا میسر است، بلکه باید هدف جستجوی لیلی باشد.این را می‌‌توان به هر حوزه‌ای تعمیم داد،از جمله موسیقی ، وکار خود درویشی نمونه عینی آن است.


* * * * * * * * * *

فیلم دوم ، فیلم " نواهای گمشده " به واقع مواجهه ی آهنگساز بزرگی از دنیای امروز موسیقی ایران - استاد علیراده - با آثار ، مجسمه ها و دست ساخته های شش و هفت هزار ساله ای از تاریخ باستان ایران است . در این فیلم استاد علیزاده به اتفاق کارگردان به درون گنجینه های موزه ملی ایران باستان رفته اند و این مجسمه ها که همگی نمادی و نشانه های از موسیقی و نوازندگی و ... در ایران باستان دارد به استاد علیزاده نمایش داده شده است و واکنش و نگاه این آهنگساز بزرگ به این نشانه ها و آثار به تصویر کشیده شده است . واکنشی که در طول فیلم همواره با موسیقی های ساخته شده ی استاد علیزاده همراه است .

در نواهای گمشده ، تمامی روایت شاعرانه و موسیقیایی فیلم توسط صدای استاد علیزاده به صورت نریشن ( کلام روی فیلم ) روایت می شود . روایتی که بیانگر پیوند عمیقی است که بین این آهنگساز بزرگ و آن نشانه ها ی چند هزار ساله برقرار است .

جالب آنجاست که به گفته ی کارگردان این فیلم استاد علیزاده کاملا هدفمند از جانب کارگردان ، بدون هیچ گونه پیش زمینه ی ذهنی ناگهان با این اشیاء ارزشمند مواجه می شود و تفسیر ها و حس های بی نظیری از این اشیا که در انبارهای موزه ی ایران باستان قرار دارد در فضایی کاملا شاعرانه و موسیقیایی روایت می کند . موسیقی روی این فیلم ، نریشن این فیلم با صدای استاد علیزاده و کات های زیبا بین این مجسمه های موسیقیایی هفت هزار ساله و نوازندگی امروز استاد علیزاده ، فیلم و روایت زیبایی را ساخته است .


در همین زمبنه :

نگاهی به فیلم لیلی کجاست؟ - رادیو زمانه

October 07, 2007

هیاهویی برای هیچ !

حاشیه های یاداشت قبلی ام که درباره موسیقی محسن نامجو بود فراتر از انتظارم بود و به همین دلیل بر خلاف رویه ی همیشگی ام ، بد ندیدم که اشاراتی به بعضی نکات گفته شده توسط دوستان که اکثرا مخالف نظر من بودند داشته باشم .

مهمترین اشاره من به نکته ی یکی از دوستان در بخش کامنت های آن یاداشت بود که گفته بود امروز صدای آزادی جامعه ی ایران دیگر از حنجره ی شجریان ها بیرون نمی آید و صدای نامجو صدای آزادی خواهی نسل امروز است .

این را بگویم که می دانم که صدایی که از حنجره ی نامجو بیرون می آید صدای بخشی از جوانان نسل امروز ایران است ، اما این صدا بیشتر از آنکه صدای آزادی خواهی امروز ایران باشد ، صدای " آنارشیسم " است . صدایی است که از درون آن هر چه بیرون بیاید هرگز نوای دلنشین آزادی نخواهد بود.

نکته ی دیگر آنکه دوستان من را به مطالعه ی زندگی خصوصی محسن نامجو ارجاع داده اند که همین را بگویم که بهتر است از آنچه که دیده و شنیده ام سخنی نگویم که بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش ... !

و دیگر آنکه در روزگاری که عوام فریبی و عوام گرایی و پوپولیسم بازار سکه ای دارد ، دیگر چه تفاوت دارد که پوپولیست در موسیقی باشد و یا پوپولیست در سیاست ... !

اما من برای موسیقی و روشنفکران جامعه یمان متاسفم که این بار نیز در رویای رسیدن به صدایی متفاوت به قول دوستی به جاده ی خاکی نوگرایی زده اند و به موسیقی کسی علاقمند شده اند که در حالی که هنوز در آغاز سبک به اصطلاح نوگرایانه ی خود به سر می برد ندای هل من ناصرا ینصرنی سر داده است و در مصاحبه با روزنامه اعتماد خود را ناجی موسیقی ایران می داند !

اما دوستان من آینده بین من و شما داور که هر آنچه زود برآید ، دیر نپاید .

October 05, 2007

محسن نامجو ؛ اقیانوسی به عمق یک وجب !

در طي ماههاي گذشته دوستان زيادي از من پرسيدند که چرا چيزي از " محسن نامجو " نمي نويسم و چرا هیچ نظرِِي درباره او ندارم و نداده ام!

کلا عادت ندارم که درمورد موسيقي بدون شناسنامه حرف بزنم و به دلیل آنکه تا همين مدتي قبل موسيقي نامجو اجازه انتشار با مجوز را نداشت و به قولي موسيقي زير زميني بود هرگز اشتياقي براي شنيدن و سخن گفتن درموردش نداشتم که معتقدم موسيقي ای را بايد شنيد که موسيقي ای با شناسنامه باشد و با کيفيت بالا ضبط شده باشد و به قولي موسیقی هويت دار باشد که در غير اين صورت تنها بايد این موسيقي را شنید و عبور کرد .

namjoo1.jpg

در مورد موسيقي نامجو تنها اين را بگويم که موسيقي نامجو مانند بسياري از پديده هاي جاری در جامعه ی ايران ، موفقيتش به دليل همان در توقيف بودنش بوده است . همانطور که به عنوان مثال معتقدم شايد بيشترین استفاده را از شرايط بسته ی اجتماعي ايران در این سالها اميرنشین دبِِي برده است و فضاي اختناق اجتماعي ايران باعث سکه شدن بازار آنان در اين سالها شده است ، موسيقي نامجو و نامجو ها هم مديون همين زير زميني بودن موسیقي شان هستند که اگر مسوولان فرهنگي ايران این حد بلاهت خود را به رخ نمي کشيدند و از آغاز اجازه ي ديده و شنيده شدن قانوني و رو زميني آن مي داند مشخص مي گرديد که موسیقي نامجو همانند خانه اي روي آب است .

موسيقي نامجو نه موسيقي سنتي است و نه موسيقي پاپ است و موسيقِِي نامجو در بهترِِين توصيف موسيقي نسل آشفته و سرگشته ي امروز ايران است . نسلي که براي یافتن هويت خود در تلاش است سنت را با مدرنيسم بياميزد و همانند موسيقِِي سبک jazz سياهان امرِِيکا و با صدای فالش آواز سر دهد و شعر حافظ و نواي سه تار را در هم آمیخته و ملغمه اي را به نام موسيقي نو تحويل دهد .

در اين شک ندارم که موسيقي نامجو ها اگر زير زميني نبودند ، امروز اينچنين بازار سکه اي نداشتند اما مطمئنم که اين بازار سکه نیز دیري نخواهد پایِِيد و دير نيست زماني که تنها خاطره اي از اين موسيقي باقي بماند .

جالب است که اين روزها استقبال ميليوني از موسيقي نامجو و نقد و تعريف نيويورک تايمز و ... از این موسیقی چماقي بر سر منتقدان این موسیقی شده است که مي دانم و مي دانِِيم در جامعه ی اِِيران و در وادي هنر استقبال ميليوني مردم ايران از اثري هرگز معيار ارزشگذارِِي هنري آن نخواهد بود که اگر اينچنين بود خوانندگان لس آنجلسي باربدان امروز موسيقي ما بودند ... !

نامجو و موسیقي نامجو اقيانوسِِي است به عمق يک وجب که رندانه از کوته بيني مسوولان فرهنگِِي این ديار نهايت استفاده را بردند و باز هم مي گويم که اين موسيقي اگر به جاي زير زمِِينِِي ، رو زميني مي شد ، همانند بسیاری دیگر از موسیقی های امروزی خیلی زود فراموش می شد .

ترکیب شعر حافظ و مولانا با نوای موسیقی jazz و نوای سه تار و یک صدای فالش همه ی موسیقی است که بیان کننده موسیقی مورد علاقه ی این روزهای ایران است . این موسیقی ، موسیقی است که ادعای نو آوری دارد اما از نو آوری تنها ادغام بدسلیقه ی سبک های گوناگون موسیقیایی را وام گرفته است .

من از موسیقی نامجو خرده نمی گیرم که موسیقی نامجو بازتابی از آشفته بودن نواها و افکار این روزهای ایران است .

September 30, 2007

آمده ام که سر نهم ...

در سالی که به نام مولانا نامگذاری شده است و در روزگاری که ما چوب حراج به هویت و میراث مان زده ایم و در این روزها که آنان که باید به فکر آینده و گذشته ی ایران باشند در اندیشه ی تاراج این آب و خاک به سر می برند و در حالی که همسایگانمان مولانا را ترک و تاجیک و افغانی و ... می نامند ، تنها به این دلخوش دارم که اگر مولانا تاجیک است ، اگر مولانا ترک است و ... اما کلام عاشقانه هایش با کلام و حس و حال من همیشه درهم آمیخته و همیشه مست شوریدگی و شیدایی نهفته در کلامش بوده ام .


rumi.jpg

امروز از آغازین ساعت های روز به طرز شگفت انگیزی و در حالی که سر در روزمرگی های زندگی ام داشتم ، این نوای مولانا برای ساعتها در گوشم پیچیده بود و ساعتها این نوا را با آوای سحر انگیز استاد شجریان بر روی آن با خود زمزمه می کردم ...

آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم

آمده ام چو عقل و جان کز همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد ، من ز میان کمر برم

آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او ، وای اگر سپر برم

در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

تصنیف جاودانه ی " در خیال " ساخته مجید درخشانی و با صدای استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید .


September 08, 2007

ای همه گل های از سرما کبود ... !

نوای ساز و موسیقی حسین علیزاده همواره برای من غایت لذت بردن از هنر و موسیقی بوده است و به جرات می توانم بگویم که ‏نوای تار حسین علیزاده مرا به چنان اوجی می رساند که هرگز هیچ نیایش و فضایی چنین حسی را برایم به ارمغان نمی آورد . در تمامی این ‏سالها با تک تک مضرابهایش آن هنگام که زخمه هایش بر سیمهای تارمی نشیند زندگی کرده ام . ‏

خشک سیمی ، خشک‎ ‎چوبی ، ‎خشک‎ ‎پوست ‏
از کجا می‎ ‎آید این آوای‎ ‎دوست‎ …‎

این حس و حال و شوق سبب شد که در این سه شب مشتاقانه به دیدار موسیقی اش بروم و هر شب مشتاق تر از شبهای قبل ... !‏

1_8606160337_L600.jpg

علیزاده در این سه شب در بخش نخست کنسرتش و در بداهه نوازی تار و تمبک به شدت قبراق تر از تمامی سالهای قبل نواخت و این ‏حس و حال و مضرابها من را مات و مبهوت خود کرده بود ؛ سه گاه ، افشاری ، بیات ترک و ... همه در اختیار او بودند تا پس از ‏سالها و تاکید می کنم پس از سالها و در تمامی اجراهای همه برزگان موسیقی ایران ، قوی ترین بداهه نوازی را ارائه دهد ! ‏

در مورد مجید خلج نیز چه می توانم بگویم جز آنکه او همانی بود که باید می بود . او همانی بود که علیزاده می خواست . پر از ‏تکنیک و پر از توانایی و مهم تر از همه پر از خلاقیت و نو آوری ! علیزاده آن هنگام که ساز را به آغوش می گرفت و ساز به بخشی ‏از وجودش در می آمد و در کنار حس و حال مشترک و خاصش با مجید خلج ، غایت و نهایت بداهه نوازی را به همه و ‏به آنهایی که تصور می کردند که خداوندگار بداهه نوازی هستند نشان داد .

در مورد بخش هم آوایان کنسرت صحبت زیاد است . نمی خواهم در این حس و حال نگاه نقادانه داشته باشم و تنها این را بگویم که ‏موسیقی پلی فونیک و چند صدایی هم آوایان به نظر من راهی به سوی آینده موسیقی ایران است و بی شک موسیقی علیزاده با هم ‏آوایان فراتر از غالب ها و ساختار های موسیقی سنتی راهی به سوی موسیقی جهان با استفاده از تکنیک ها ی موسیقی سنتی است . ‏

در مورد اجرای اخیر هم آوایان هم شاید می توان گفت که می توانست بهتر و قوی تر از این باشد . در این سه شب به این می اندیشیدم ‏که از اجرای " راز نو " به عنوان آغاز فصل تازه ای از موسیقی آوازی ایران تا این اجرا فاصله ای هایی وجود دارد که شاید دلایل گوناگونی را بتوان برایش ذکر کرد .‏

همه این حرفها باشد به وقتش که من در این سه شب مست موسیقی علیزاده بوده ام و در بین تمامی تصنیف ها و قطعات آوازی اجرا شده ، ‏تصنیف " گل های کبود " برای من چیز دیگری بود و این روزها و شبها همه وجود من سرشار از زمزمه " گل های کبود " فریدون ‏مشیری با موسیقی حسین علیزاده است که بسیار به حس و حال این روزهایمان نزدیک است ‏...

ای همه گل های از سرما کبود ،‏
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟
مهر ، هرگز اینچنین غمگین نتافت
باغ ، هرگز اینچنین تنها نبود‏

روزگاری ، شام غمگین خزان
خوش تر از صبح بهارم می نمود .‏
این زمان ، حال شما حال من است .‏
ای همه گل های از سرما کبود !‏

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست ‏
خنده ام را اشک غم از لب ربود .‏
زندگی در لای رگ هایم فسرد .‏
ای همه گل های از سرما کبود .‏


در همین زمینه :

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ... ( گزارشی از کنسرت استاد حسین علیزاده ) - راز نو


September 07, 2007

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ... ( گزارشی از کنسرت استاد حسین علیزاده )

کنسرت استاد حسين عليزاده به همراه گروه هم آوايان از شب گذشته در تالار بزرگ كشور آغاز شد و نوای تار استاد در این روزهای پایانی تابستان به یادماندنی موسیقیایی امسال در تهران طنین انداز شد .

290859_orig.jpg

کنسرت امسال در بخش نخست با بداهه نوازی استاد حسین علیزاده و مجید خلج آغاز شد . نوای تار استاد حسین علیزاده و تک تک مضرابهای او بر تار ساخته ی استاد یوسف پوریا که علیزاده سالهاست که بسیاری از آثار ماندگار خود از جمله " راز نو " را با نوای این ساز خلق کرده است ، حقیقتا پس از سالها نوای شکوهمند تار را در تالار بزرگ کشور طنین انداز کرد و نوای او در این شب ها بیش از هر چیز یاد آور نوای تار او در برخی آثارش همچون کنسرت نوا ، همنوایی و هجرانی و ... است .

شاید مهمترین نکته قابل توجه در کنسرت امسال استاد علیزاده ، حضور نوازنده توانا و صاحب سبک تمبک " مجید خلج " در این کنسرت است . مجید خلج نوازنده ی توانای تمبک پس از سالها اقامت در خارج از ایران ( فرانسه ) به دعوت حسین علیزاده برای کنسرت امسال به ایران آمد و آنهایی که با توانایی بی نظیر او آشنایی داشتند می دانستد که کنسرت امسال به واسطه ی حضور او اجرای متفاوتی است .

مجید خلج نوارنده تمبک که نوازندگی او به نظر می رسد بیشتر نزدیک به شیوه نوازندگی استاد محمد اسماعیلی باشد در این شبها سبک نوینی از نوازندگی تمبک را ارائه نمود که برای بسیاری از هنرمندان و علاقمندان موسیقی نیز حاوی نوآوری ها و تکنیک های تازه ای در بداهه نوازی ها و دو نوازی با تار استاد حسین علیزاده بود .

نوای تار استاد علیزاده در بداهه نوازی بخش نخست کنسرت امشب در دستگاه سه گاه آغاز شد و بداهه نوازی و همنوازی او با تمبک مجید خلج حقیقتا تجربه ی تازه ای از بداهه نوازی و دو نوازی تار و تمبک برای بسیاری از علاقمندان بود . تصور می کنم تمبک در بداهه نوازی های تار و تمبک استاد علیزاده و مجید خلج دیگر نه تنها به عنوان ساز همراه که خود در بسیاری از موارد ایجاد کننده ریتم است .

در بخش دوم کنسرت ، گروه هم آوایان به سرپرستی استاد حسین علیزاده و با تصنیف " سرمست " با شعری از مولانا آغاز به کار کرد .

ساقیان سر مست در کار آمدند
مستیان در کوی خمار آمدند

پس ازاین تصنیف با در آمد راست ، چهار مضراب " شب چراغ عشق " که همرا با آواز بر روی شعر سایه آغاز شد . نوا و آوای دلنشین " افسانه رثایی " ، " علی صمدپور " ، " پوریا اخواص " ، " راحله برزگری " آن هنگام که در هم می پیچدند ، با صدایی پلی فونیک و آواهایی در هم آمیخته سر دادند که :

چه غم دارد زخاموشی درون شعله پروردم
که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم

سپس با دونوازی رباب و تمبک ، تصنیف " گلبانگ سربلندی " با شعری از حافظ آغاز شد .

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
شعری بخوان که با او رطل گران توان زد

ادامه اجرای گروه هم آوایان شامل تکنوازی های علی بوستان ( سه تار ) در گوشه جامه دران بیات ترک و محمد رضا ابراهیمی ( عود ) در بیات راجه بود و پس از قطعه ی آواز رباب بر روی گوشه روح الارواح و همراه با آوازی بر روی شعر مولانا

چه ناله هاست نهان و چه زخم هاست دلم را
زهی رباب دل من به دست چون تو ربابی

تصنیف " گل های کبود " با شعری از فریدون مشیری آغاز شد .

ای همه گل های از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟

در نهایت با فرود راست ، تصنیف سرود گل با شعری از فریدون مشیری پایان بخش برنامه بود .

با همیت دیدگان اشک آلود
از همین روزن گشوده به دود
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود ....

نگاه به کنسرت امسال استاد علیزاده موسیقی دان پیشرو و نوآور که بی شک او نیمای موسیقی ایران است را باید به دو بخش تقسیم کرد . بخش نخست بداهه نوازی و دو نوازی . در تابستانی که متاسفانه هم در کنسرت استاد لطفی که با کم هنری استاد همراه بود و هم در کنسرت استاد شجریان که نوای تار مجید درخشانی نشان دهنده فاصله ی زیاد او از سالهای اوج او مانند " در خیال " بود ، در این روزهای پایانی تابستان بار دیگر نوای تار استاد علیزاده نشان داد که مضراب و سرپنجه های او و سبک و شیوه نوازندگی اش در تمامی این سالها یگانه بوده است .

در بخش دوم ، گروه هم آوایان به نظر می رسد بستری است برای تجربیات متفاوت علیزاده در موسیقی ایران . موسیقی علیزاده به همرا هم آوایان راهی است به سوی آینده موسیقی سنتی و به ویژه موسیقی آوازی ایران و استاد علیزاده خود در اثر ماندگار " راز نو " که هنوز هم معتقدم ماندگار ترین اثر موسیقی نوین آوازی ایران است تاکید دارد که این آوازهای گروهی از درون فرهنگ کهن سنت ها و آئین های این سرزمین شکل گرفته اند ....

لاز است در پایان تبریک و خسته نباشید ویژه ای هم به دو دوست بزرگوارم " محمد رضا ابراهیمی " که با نوای توانای سازش در این کنسرت نقش مهمی در بخش سازی موسیقی هم آوایان داشت و هم چنین " علی صمد پور " عزیز که با نوای کوزه و دمام خود و همراه با آواز گرمش یکی از چهار صدای بخش آوازی گروه هم آوایان بود ، عرض کنم .

290864_orig.jpg

290865_orig.jpg

1335.jpg

290854_orig.jpg

290842_orig.jpg

290844_orig.jpg

Multimedia_pics_1386_6_Photo_1327.jpg


حاشیه :

1- کنسرت استاد علیزاده در این شبها میهمانان ویژه ای داشته است . استاد محمد رضا شجریان ، استاد مشکاتیان ، استاد هوشنگ ابتهاج ، محمدرضا شفیعی کدکنی ، داریوش طلایی ، استاد داوود گنجه ای ، همایون شجریان ، نادر مشایخی رهبر ارکستر سمفونیک تهران ، سعید فرجپوری ، فاضل جمشیدی و .... از میهمانان این شبها بودند ! شجریان و مشکاتیان هم نه به آنکه سالها آسمان میانشان ابری بود و نه اینکه دیگر دست در دست یکدیگر با هم وارد سالن می شوند

2- در پی استقبال کم نظیر مردم ازکنسرت گروه هم آوایان به سرپرستی حسین علیزاده و تمام شدن بلیت های این کنسرت، یک اجرای ویژه برای دانشجویان؛ هنرمندان و کلیه اهالی فرهنگ در روز جمعه برگزار می شود. این برنامه ویژه در ساعت 16 روز جمعه 16 شهریور برگزار می گردد . کنسرت ساعت 4 بعد از ظهر هم عالمی دارد ...

3- در پایان کنسرت و در پی تشویق علاقمندان در تالار وزارت کشور ، گروه هم آوایان دوباره بر روی صحنه برگشته و تصنیف " دل شدگان " که از ساخته های قدیمی علیزاده است را با تنظیم تازه ای اجرا کردند . اجرای دل شدگان در حضور استاد محمد رضا شجریان که نخستیم باز با آواز او شنیده شده است نیز از نکات جالب اجرای امشب بود .

August 30, 2007

فرهاد و رسانه ملی !! ( در آستانه ی سالمرگ فرهاد )

مقدمه : در آستانه 9 شهریور سالگرد در گذشت فرهاد مهراد ، خواننده جریان ساز و توانای موسیقی پاپ ایران ، یاداشت زیر را یکی از دوستان من که از علاقمندان جدی موسیقی فرهاد است برای انتشار در " رازنو " در اختیارم قرار داده است .

far1.jpg

" " از وقتی که یادم میآد عاشق تلویزیون بودم. مادرم میگه، وقتی خیلی بچه بودم و هنوز حرف نمیزدم بهترین راه برای جلوگیری از گریه‌های من این بود که "من رو جلوی تلویزیون روشن بخوابونن، بعد میتونستن به همه کاراشون برسن. ولی این عاشق تلویزیون مدتیه که دیگه تلویزیون جمهوری اسلامی رو نگاه نمیکنه. خیلیا دلیلش رو ازم پرسیدن و خیلیای دیگه هم براشون خیلی عجیب بود وقتی فلان شوخی که باهم میکردن رو متوجه نمیشدم "مگه ((فلان فیلم)) رو نگاه نمیکنی؟" در جواب این دوستان باید بگم که مساله من خیلی گستردست. از اینکه دیگه دروغهای اخبار تلویزیون حالم رو بهم میزنه، از این‌که از برنامه های زنده تلویزیونی و مصاحبه های خیابونی از پیش طراحی شده خسته شدم. از اینکه از فیلمهایی که دختر و پسر فیلم، اول خواهر برادرند و آخر فیلم باهم عروسی میکنن، حوصلم سر رفته. از این‌که در شوخی‌هایی که در چند سال اخیر در برنامه‌های مثلا طنز تلویزیون میشه، چیزی جز اضمحلال روز بروز فرهنگ ایران و ایرانی چیزی نمیبینم تا جایی که زبان برره‌ای بشه زبان جاری مملکت، و خیلی چیزای دیگه. ولی موردی که باعث شد این چند خط رو بنویسم مورد دیگه ‌ای بود.

چند روز پیش از برادرم شنیدم که در تلویزیون برنامه‌ ای با نام "یک شب مهتاب" پخش میشه که اتفاقا آهنگ تیتراژ اولش آهنگ معروف "یه شب مهتاب"، با شعری از شاعر مورد علاقه من " احمد شاملو " و آهنگسازی و خوانندگی آهنگساز و خواننده ی مورد علاقه من " فرهاده " . شنیدن این مطلب من رو یاد دوران کودکی و نوجوانی‌ام انداخت. اون‌موقعی که برای اولین بار در سن هشت سالگی آهنگ‌های فرهاد رو شنیدم و برای تمام عمرم شیفته‌ ی اون شدم. اونموقع که نه تنها تلویزیون که حتی رادیو هم آهنگی از فرهاد پخش نمیکرد. اونموقع که فرهاد اجازه انتشار آلبوم "جمعه" رو نداشت و در نهایت، دیگری و بدون اجازه ‌ی او و با تغییر نام آلبوم به "وحدت" (1) مجوز انتشار گرفت و خدا میدونه که چقدر به جیب زد. اونموقع که قرار بود آلبوم "خواب در بیداری" بعد از 15 سال اجازه انتشار بگیره و ما برای خرید آلبوم روزشماری میکردیم. اونموقع که آلبوم "برف" فرهاد بعد از قطع امید فرهاد از دولتمردان ایران در آمریکا منتشر شد که مشت محکمی بر دهان یاوه‌گویان باشه (2) و.... و اون‌موقعی که برای بار اول در زندگیم از رادیو آهنگی از فرهاد رو شنیدم . درست یادمه 9 شهریور 1381 بود و رادیو " یه شب مهتاب " رو پخش کرد و اولین چیزی که از ذهنم گذشت این بود که " فرهاد مرد " . بله فرهاد در همان‌روز در پاریس مرده بود و در همانجا نیز خاک شد .

از آنروز به بعد، بارها و بارها آهنگ‌های متفاوتی از فرهاد رو از رادیو شنیدم و هر بار از مسئولین رادیو و تلویزیون و آنهایی که چنین سیاستگذاریهایی رو میکنن بیشتر و بیشتر دلگیر شدم. تا اون زمان که این خبر رو در مورد برنامه "یک شب مهتاب" شنیدم و دوباره دیدم که چه ظلمی به این مرد شده. گذشته از تمام مطالبی که گفتم، حتی اگه قانونا هم اصل بر این نباشه که وقتی آهنگی را با اجازه یا بی‌اجازه ‌ی کسی به عنوان آهنگ تیتراژ یه برنامه اونم در رسانه ‌ی مثلا ملی پخش میکنی باید اسمی هم از او بیاری، اخلاقا چی؟ نه اسمی از شاعر، نه اسمی از آهنگساز و نه حتی نامی از خواننده برده نشده شاید مردم فکر کنن که فلان دلقک تلویزیون یا اون مجری که فکر میکنه برای زیبا شدن باید ابروهاشو مثل دخترا درست ‌کنه و معلوم نیست چطوری این تلویزیون ارزشی!! اجازه مجری‌گری بهش داده این آهنگ رو درست کردن و شعرش رو گفتن؟!

همه این‌ها یادم اومد و یادم اومد "اون‌هایی" که خودشون رو خدای موسیقی و ادب و هنر می دونن و کتاباشون، آلبوماشون و بقیه ی آثارشون به سرعت مجوز میگیره، گر و گر کنسرت و نمایشگاه و سخنرانی میذارن و هی پشت سر هم آثارشون از رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی پخش یا تو اون تبلیغ میشه خیلی به خودشون ننازن که جای خیلیای دیگه که بسیار از "اونها" بزرگترند خالیه و شاید اگر اجازه‌ ی کار، گزینشی نبود نامی هم از "اونها" برده نمیشد. " "

سیامک احسانی
شهریور 86

1- آهنگی که در سال اول انقلاب یک آهنگ انقلابی شناخته می‌شد و بارها از رادبو و تلویزیون پخش شده بود.
2- البته این آلبوم یکسال بعد در ایران نیز منتشر شد.

• در مورد این متن باید به دو مساله اشاره کنم. اول اینکه از سیامک خیلی ممنونم که علی رغم نظر شخصیش این متن رو با کمترین ویرایش و طبق سلیقه من منتشر کرد دوم اینکه من خیلی علاقه داشتم که رسم الخط و فونت این متن درست (نزدیک به رسم الخط شاملویی) باشه که متاسفانه به دلیل محدودیت های فنی موجود در وب سایت ها مقدور نبود در نتیجه به این شکل چاپ شد. از همه دوستان عذرخواهی می کنم.

August 20, 2007

لوریس چکنواریان ؛ آهنگسازی از جنس حکومت !

من نمی دونم که آدمها چقدر در وبلاگ شخصی خودشون آزاد هستن ؟ آیا آزاد هستن که بدون دلیل و مدرک ‏خاصی حس خودشون را نسبت به کسی یا جریانی اعلام کنند و یا نه ؟ آیا اگر در وبلاگ هم قرار بر این باشد که ‏برای هر حسی نسبت به کسی و جریانی با منطق و دلیل صحبت کرد ، آیا دیگر فرقی بین وبلاگ و روزنامه ها و ‏رسانه های رسمی می شود قائل شد ؟

همه اینها را گفتم تا بگویم که من نسبت به بعضی افراد و جریان ها حس وابستگی شدید به حاکمیت دارد ؛ ‏وابستگی به حاکمیت یعنی که یا رسانه های رسمی حکومت به شدت از آنها دفاع کرده و می کنند و یا آنچنان مورد ‏استفاده ی این رسانه ها قرار می گیرند که تقریبا لقب حکومتی به خود می گیرند !‏

آیا اصطلاح شاعر حکومتی و یا آهنگساز حکومتی و نویسنده حکومتی تاکنون به گوشتان خورده است ؟ در همین ‏ابتدا بگویم که در خیلی مواقع شخصی که لقب حکومتی به آن اطلاق می شود ، خود هرگز نقشی در این دسته ‏بندی نداشته اما از بس روز و شب توسط رسانه ها و جریان حاکم مورد تبلیغ و در بوغ و کرنا قرار گرفته می شود دیگر حکومتی می شود .‏

بگذارید مثالی بزنم ! در حوزه شعر نو من سهراب سپهری را شاعر حکومتی می دانم و احمد شاملو و فروغ و ‏حمید مصدق و ... را هرگز شاعر حکومتی نمی دانم ! این عنوان نه از جهت وابستگی سهراب به حکومت است ‏که او در سال 58 این دنیا را وداع گفته است ، بلکه از آن جهت که اشعار او در طول سالها تنها و تنها اشعار نویی ‏بوده است که از سوی رسانه ها و مقامات فرهنگی و هنری ما روایت می شد تا آنجا که می شد در طول سالیان تصور ‏کرد که شعر نو یعنی اشعار سهراب سپهری !‏

10_8605200261_L600.jpg

همه اینها را گفتم تا بدین جا برسم که من لوریس چکنواریان را آهنگساز و رهبر ارکستری به شدت حکومتی می ‏دانم ! آهنگساز ارمنی الاصلی که در طول این سالها هرچه سمفونی سفارشی و حکومتی بوده است را به اجرا در ‏آورده و بیشترین حجم قدردانی و سپاس از جانب حکومت در بین تمامی هنرمندان موسیقی از او شده است .‏

تمای سمفونی های مذهبی از جمله همین سمفونی عشق و امید توسط او اجرا می شود . برای من جالب است که در ‏حالی که ارکستر سمفونی تهران رهبران توانایی همچون منوچهر صهبایی و مشایخی را داشته و دارد ، در تمام اجرا ‏هایی که ربطی به حاکمیت دارد رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران ، چکنواریان است . جالب انکه با آنکه اعلام می شود که تمامی برنامه ‏های تالار وحدت تا انتهای سال پر می باشد ، برای اجرای سمفونی مذهبی او نه تنها برنامه ها خالی شده که برنامه پنج ‏شب هم تمدید می گردد . در تمامی کنسرت های ایران ، چه سنتی ، چه پاپ و چه کلاسیک به یاد ندارم که اجرایی پنج ‏شب تمدید شود ! ‏

در سالهایی که کمتر برنامه ای مجور برگزاری می گرفت ، این استاد ارمنی الاصل هر زمان که اراده می کرد برنامه برگزار می ‏کرد و هر سمفونی که در این سالها ربطی به انقلاب و ایثار و شهادت و ... داشته است تنها توسط او اجرا شده و می شود .‏

امروز در همین زمینه در خبرها خواندم که محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ، پورمحمدي وزير كشور و صفار هرندي وزير ارشاد و هيئت همراه از ساعت 21 ديشب براي ديدن سمفوني رسول ‏عشق و اميد در تالار وحدت حضور پيدا كردند و رئيس جمهور در پايان اين اجرا به تمجيد از اين حركت بزرگ ‏فرهنگي پرداخت .‏

اینکه چرا در این روزها و شبهای پر موسیقی فقط کارهای لوریس چکنواریان مورد استقبال مقامات دولتی قرار ‏می گیرد و اینکه چرا در بین این همه آثار فاخر موسیقیایی فقط آثار چکنواریان آثار عمیق ، برجسته و تاثیر گذار ‏نامیده می شود را شاید باید در محبوبیت این ارمنی عزیز در بین مقامات سیاسی و فرهنگی دانست !‏

من به یاد ندارم که کنسرت و یا اجرایی این چنین از طریق حاکمیت و مقامات رسمی کشور مورد توجه قرار گیرد و به ‏یاد ندارم که تلویزوین دولتی ایران سی دقیقه از اجرای سمفونی ای را پخش کند ؛ اما همه این اتفاقات با هم می ‏تواند بیفتد اگر که اجرایی از لوریس چکنواریان باشد . ‏

در همین زمینه :

قدرداني رئيس‌جمهور از سازندگان سمفوني رسول عشق و اميد - خبرگزاری فارس


پی نوشت 1 : تعریف هنرمند حکومتی از نظر من ، هنرمندی است که با حکومت رابطه ی بسیار خوبی دارد ، همین و بس ! و حالا اینکه رابطه ی خوب یک هنرمند با حکومت ، برای او حسن محسوب می شود و یا عیب بحثی و نظر دیگری است ... ! اما تصور می کنم با توجه به این تعریف ، در اینکه لوریس چکنواریان هنرمندی حکومتی است برای کسی شکی وجود نداشته باشد .

پی نوشت 2 : : اینها عکس هایی از حضور رئیس جمهور در اجرای سمفنونی عشق و امید است ! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ... !

25_8605290549_L600.jpg


1_8605290549_L600.jpg


4_8605290549_L600.jpg


3_8605290549_L600.jpg

بقیه عکس ها را می توانید از اینجا ببینید !

August 12, 2007

کنسرت استاد علیزاده لغو شد ؛ کنسرت استاد علیزاده لغو نشد !!

HamAvayan.jpg

در راستای اینکه گویا قرار است هیج کنسرتی بدون حرص خوردن و نگرانی علاقمندان از برگزاری و لغو یا عدم لغو آن کنسرت برگزار نشود ، حاشیه های کنسرت " استاد حسین علیزاده " نیز آغاز شده است !

خبرگزاری ایسنا امروز در ساعت 11:12 صبح خبری را با این عنوان کار کرده است : " لغو اجرا؛ كنسرت عليزاده و خلج بدون مجوز ماند " و در این خبر به این نکته اشاره کرده است که بليط كنسرت حسين عليزاده و گروه هم آوايان كه قرار بود با ‌همراهي مجيد خلج، شهريورماه سال جاري برگزار شود، در حالي پيش‌فروش مي‌شود كه هنوز مجوز برگزاري اين كنسرت از سوي مركز شعر و موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صادر نشده است.

ایسنا در ادامه گفته است : اين كنسرت كه قرار بود روزهاي 14، 15 و 16 شهريورماه سال جاري در تالار بزرگ وزارت كشور در دو بخش بداهه‌نوازي و همراهي خلج و گروه هم آوايان برگزار شود، بنا بر اعلام مسوولان مركز شعر و موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به‌علت تراكم برنامه‌هاي موسيقي تابستاني، مجوز دريافت نكرده است و لغو خواهد شد.

یک ساعت بعد ، در ساعت 12:19 خبرگزاری فارس ، خبری را به این شرح منتشر کرده است : مدير كل دفتر موسيقي و شعر ارشاد در گفت‌وگو با فارس خبر داد:

كنسرت «حسين عليزاده» بدون هيچ مشكلي برگزار مي‌شود .

خبرگزاری فارس در ادامه به نقل از محمدحسين احمدي مدیر کل دفتر موسیقی و شعر ارشاد گفته است : خبر لغو كنسرت «حسين عليزاده» كه در برخي رسانه اعلام شده، صحت ندارد چرا كه مجوز كنسرت ايشان قبلا صادر شده است. وي افزود: ما مجوز برگزاري كنسرت‌هاي بزرگان موسيقي را 2 ساعته صادر مي‌كنيم . پس امكان ندارد كه كنسرت آقاي«عليزاده» نيز مجوز نداشته باشد بلكه مجوز ايشان هم به همين روند صادر گرديده است.

«احمدي»بيان داشه است : برگزاري كنسرت«عليزاده»هيچ مشكلي ندارد و موعد مقرر كه از سوي خودشان اعلام شده، اجرا خواهد شد.

اینکه ایسنا منبع خبرش کجا بوده و علت انتشار این خبر آن هم در یک خبرگزاری رسمی چه بوده است ، هنوز مشخص نیست ، اما من عاجزانه از اداره کل دفتر موسیقی و شعر ارشاد ، نیروی محترم انتظامی و اداره اماکن نیروی انتظامی و ... می خواهم که اگر حتی بنا به عدم برگزاری کنسرت هست ، از همین حالا رسما آن را اعلام کنید و حداقل برای یک بار هم که شده این بازی لغو و عدم لغو کنسرت را تا روز برگزاری کنسرت ادامه ندهید .

و در صورت تاکید به برگزاری کنسرت برای من جالب است که بدانم هدف خبرگزاری ایسنا را از انتشار خبر اول چه بوده است ؟!

در همین زمینه :

کنسرت استاد حسین علیزاده ، مجید خلج و گروه هم آوایان - راز نو

August 11, 2007

کنسرت استاد حسین علیزاده ، مجید خلج و گروه هم آوایان

Poster.jpg

بارها به این نکته اشاره کردم که عنوان این وبلاگ برگرفته از آلبوم " راز نو " ساخته ی استاد حسین علیزاده است . بی شک موسیقی جاودانه ی راز نو تاثیر شگرفی بر زندگی من داشته است و شاید انتخاب این نام برای این روزانه ها ، ادای دینی بوده است به این موسیقی و به استاد حسین علیزاده !

حسین علیزاده را همواره نیمای موسیقی ایران می دانم . موسیقی دان پیشرو و نوآوری که نگاهش به موسیقی همراه با دانش بالای او بر روی آهنگسازی در موسیقی ایران و جهان ، از نظر من او را در بسیاری از حوزه ها در موسیقی ایران یگانه کرده است .

در تابستان رویایی امسال که نیمه تیرماه آن با کنسرت استاد لطفی همراه بود و نیمه مرداد ماه با کنسرت استاد شجریان ، در نیمه شهریور ماه آن به استقبال کنسرت با شکوه استاد حسین علیزاده و گروه هم آوایان خواهیم رفت .

استاد حسین علیزاده و گروه هم آوایان ( با حضور نوازنده برجسته تمبک " مجید خلج " ) از 14 تا 16 شهریور ماه در تهران به روی صحنه خواهند رفت . پس از تور بسیار موفق این گروه در ابتدای سال جاری در آمریکا و اروپا ، این بار گروه هم آوایان با همراهی استاد حسین علیزاده و مجید خلج در تهران به روی صحنه خواهند رفت .

استاد حسین علیزاده و گروه هم آوایان که سال گذشته به خاطر آلبوم " به تماشای آبهای سپیید " نامزد جایزه معتبر گرمی شده بودند ، طبق شنیده ها این بار اجرای متفاوتی را برای سه شب در تالار بزرگ کشور خواهند داشت .

نشر موسیقی هرمس و خانه موسیقی ایران برگزار کنندگان این کنسرت در تالار بزرگ کشور هستند . طبق برنامه اعلام شده ، این برنامه شامل دو بخش خواهد بود :

بخش اول : بدانه نوازی تار و تمبک ( استاد حسین علیزاده و مجید خلج )
بخش دوم : استاد حسین علیزاده ، مجید خلج و گروه هم آوایان

برای اطلاعات بیشتر در مورد نحوه رزرو و تهیه بلیط کنسرت به سایت نشر موسیقی هرمس مراجعه کنید .

HamAvayan.jpg

در حاشیه این کنسرت باید گفت دعوت از مجید خلج نوازنده صاحب سبک تمبک که سالها است در فرانسه اقامت دارد و پس از بیش از ده سال اولین اجرای خود را در ایران خواهد داشت ، نشان دهنده آن است که حسین علیزاده در تابستان موسیقیایی امسال ایران ، برنامه ی قوی و قابل تامل را ارائه خواهد نمود .

همچنین با نحوه تقسیم بندی برنامه این امید برای علاقندان موسیقی ایران وجود دارد که در کنار برنامه گروه هم آوایان ، در بخش اول برنامه پس از سالها ساعتی را به مشاهده بداهه نوازی تار و تمبک استاد حسین علیزاده و مجید خلج بنشینند .

كارهاي نو و خاص موسيقي اين استاد برجسته موسيقي ايراني در هر زمان حرف‌هاي تازه را بيان مي‌كند كه توانسته در دوره‌هاي مختلف شنوندگان موسيقي خود را همچنان علاقه‌مند و مشتاق نگاه دارد. در موسيقي سنتي ايران كمتر نوازنده‌اي را مي‌توان يافت كه آهنگساز برجسته‌اي هم باشد، اما استاد عليزاده با جمع زدن اين دو خصيصه و هنر توانسته تجربه موفقي را در اين حوزه عرضه كند.

فرمهاي ريتميك و ملوديك در اين نوع موسيقي در آثار وي به گونه‌اي ديده مي‌شود كه علاوه بر جلب رضايت علاقه مندان داخلي توانسته است در این سالها توجه جهانيان را نيز به موسيقي او جلب نماید .

به نظر می رسد با توجه به کنسرت های امسال استاد لطفی و استاد شجریان که در بهترین حالت می توان آنها را تکرار حرفهای گذشته دانست ، با نزديك شدن به زمان اجراي اين استاد برجسته موسیقی ايراني، وظيفه‌ ي سنگيني متوجه وي به دليل توانايي هايش درموسيقي خواهد بود. شايد ارايه فرم‌هاي نوين و تازه در هنر موسيقي سنتي ايراني بویژه در شیوه تارنواری او در این کنسرت بتواند فصل جديدي را در زندگي اين هنرمند برجسته و معتبر موسيقي ايراني بگشايد.

August 07, 2007

مرغ سحر امشب ناله سر کرد ! ( اجرای مرغ سحر در شب پایانی کنسرت استاد شجریان )

مرغ سحر نه فقط یک تصنیف ، بلکه ناله ی یک ملت است که بیش از هشتاد سال است آن را فریاد می زند .

ساعتی است که از آخرین شب کنسرت استاد آواز ایران محمد رضا شجریان بازگشته ام و در این ساعتهای نیمه شب سرمست نوای " مرغ سحر " اجرا شده توسط استاد شجریان در کنسرت امشب هستم . امشب شجریان در پایان کنسرت بنا به درخواست بی اندازه علاقمندان بازهم تصنیف " مرغ سحر " را اجرا کرد و باید گفت حقیقتا امشب خیلی ها با مرغ سحر شجریان گریستند !

من نمی دانم چه سحری در این شعر و آهنگ مرغ سحر نهفته است اما آنچه برایم جالب است آن است که از زمان آفرینش این تصنیف توسط مرتضی نی داوود در سال 1304 بیش از هشتاد سال می گذرد و هنوز هم " مرغ سحر " همچنان نوای حال ما است .

بیش از هشتاد سال است که با مرغ سحر می گریم ؛ بیش از هشتاد سال است که مرغ سحر را فریاد می کنیم و بیش از هشتاد سال است که مرغ سحر آئینه تمام نمایی است از همه جوری که بر ما رفته است .

امشب در تالار بزرگ کشور و در هنگام اجرای تصنیف مرغ سحر بیش از سه هزار نفر با اشاره استاد ، یک صدا شروع به هم آوایی با شجریان کردند و همه و همه یک صدا فریاد بر آوردند که :

ظلم ظالم ، جور صياد ................. آشيانم داده بر باد
اي خدا، اي فلك، اي طبيعت.......... شام تاريك ما را سحر كن

در هنگام اجرای های مرغ سحر شجریان ، چشمان اشک آلود زیادی را می توان دید که همه آرزوها و درد هایشان را در نوای ملکوتی او می بینند آن هنگامی که فریاد بر می آورد :

اين قفس چون دلم تنگ و تار است .......شعله فكن در قفس اي آه آتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين .......... جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين

سالهاست که مرغ سحر شجریان را شنیده و دیده ام اما با آنچه که این ایام بر ما می گذرد مرغ سحر امشب برای من چیز دیگری بود .... !

مرغ سحر ناله سر کن................ داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار، اين قفس را............ برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را........ پر شرر كن!

ظلم ظالم، جور صياد.................... آشيانم داده بر باد
اي خدا، اي فلك، اي طبيعت.......... شام تاريك ما را سحر كن

نوبهار است، گل به بار است.......... ابر چشمم، ژاله بار است
اين قفس چون دلم تنگ و تار است ..... شعله فكن در قفس اي آه آتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين .......... جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين

جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين... بيشتر كن، بيشتر كن، بيشتر كن
مرغ بي دل، شرح هجران............... مختصر، مختصر كن، مختصر كن


282108_orig.jpg

282107_orig.jpg

282082_orig.jpg

282084_orig.jpg


در حاشیه : امشب در حالی که شجریان و گروه آوا در حال کوک کردن سازها برای اجرای مرغ سحر بودند کسی از میان جمعیت فریاد زد : مرغ سحر به امید آزادی دانشجویان در بند !!

July 31, 2007

مرغ سحر امشب " ساقیا " سر داد ! ( گزارش اولین شب کنسرت استاد شجریان )

در مورد شجریان چه باید بگویم !

شجریان هرگز تمام نمی شود ، شجریان سالهاست که در اوج است ؛ شجریان همیشه می داند که کجا و چگونه آغاز کند و چگونه به پایان ببرد !

آری امشب فرصتی دست داد تا در اولین شب کنسرت های امسال استاد در تالار وزارت کشور باز هم مانند سالها و کنسرت های گذشته شاهدی باشم بر به اوج رسیدن و به اوج رساندن استاد آواز ایران !

282070_orig.jpg

با همه آن حاشیه ها و با همه آن گلایه ها که همگی به جای خود باقی است ، اجرای امشب در بخش اول در دستگاه ماهور با قطعه ی انتظار از ساخته های مجید درخشانی آغاز شد و سپس در بخش ساز و آواز با حرکت در گوشه های گشایش ، داد ، حصار و شکسته ، استاد به تصنیف " سرو چمان " رسید !

آری ! آوای " سرو چمان " آن هنگام که نوای همایون شجریان و استاد شجریان درهم می پیچید مرا به جایی برد که حقیقتا دست نیافتنی بود ... !

در ادامه ساز و آواز در گوشه خاوران ماهور ادامه یافت و درنهایت بخش اول با تصنیف " سخن عشق " به پایان رسید .

در بخش دوم نیز ، در دستگاه شور و آواز افشاری کار با قطعه ای از سعید فرجپوری آغاز شد و بداهه خوانی در شور و سپس با تصنیف " در فراق " ادامه یافت و سپس بعد از چهار مضراب بی نظیر سعید فرجپوری و ادامه ساز و آواز در گوشه قرائی در نهایت بخش دوم با تصنیف " باده عشق " به پایان رسید .

در مورد ساختار موسیقیایی اجرای امشب باید گفت که تصنیفهای بخش ماهور که همگی از ساخته های قدیمی استاد شجریان بود بود و در بخش دوم نیز دو تصنیف هر دو از ساخته های تازه استاد شجریان بود .

در زمینه دیگر قطعات باید به طور ویژه از سعید فرجپوری یاد کنم که من او را بی شک یکی از بهترین آهنگسازان و بطور مشخص یکی از بهترین سازندگان چهار مضراب می دانم . چهار مضراب دلکش و چهار مضراب رقص پروانه او در این کنسرت شاهدی بر این مدعا است .

آری ! استاد در سن شصت و هفت سالگی همچنان در اوج می خواند ؛ خواندنی که از میان تحریر های آن تجربیات بیش از چهل سال در اوج بودن را می توان با همه وجود حس کرد و آن هنگام این صدا با صدای جوانی همایون در هم می آمیزد ، بی شک اوج طنین آواز در موسیقی ایران است !

در پایان کنسرت نیز استاد با آنکه مشتاقانش یک صدا ، نوای مرغ سحر تصنیف نوستالژیک او را فریاد می زدند ، تصنیف ساقیا از آخرین ساخته های سعید فرجپوری با شعری از مولانا را اجرا کرد !

برای من که تحقیقا در تمامی اجراها و کنسرت های شجریات در بیست سال گذشته در ایران بوده ام ، اصرار مشتاقان برای اجرای مرغ سحر در کنسرت امشب کمی عجیب به نظر می آمد ؛ اصراری که با توجه به پیش پینی ها کاملا بعید بود و همین طور نیز شد !

از اجرا نشدن مرغ سحر شاید خوشحال هم شدم ، چون حقیقتا معتقدم شجریان ها شاید دیگر نتوانند مرغ سحری را که سال 82 در کنسرت همنوا با بم به همراه مضراب های سحر آمیز استاد حسین علیزاده و کمانچه استاد کیهان کلهر و در گام بالا اجرا کردند را تکرار نمایند !

اما امشب مردم ساعت ها مرغ سحر طلب کردند اما استاد برایشان " ساقیا " سر داد !


پی نوشت : آخرین اثر استاد محمد رضا شجریان به نام " غوغای عشقبازان " که شامل بخش دوم کنسرت امسال است ، امروز همراه با اولین روز کنسرت استاد شجریان منتشر شد ! از فروشگاهای مربوطه تهیه کنید !


IMG_6694.jpg


July 28, 2007

شرکت دل آواز ! با کدام احترام ؟!

حاشیه های کنسرت شجریان همانطور که قبلا به طور مفصل در اینجا و اینجا به آن اشاره کردم ، آنچنان دامنه اش فراگیر شده است که از متن اجرا هم گذشته است ! اجرای فروش اینترنتی مدنظر مسوولان برگزاری و مدیران واحد انفورماتیک شرکت دل آواز در نهایت کار را به جایی رساند که تنها دو روز مانده به اجرای هر شب ، بلیط های آن شب آن هم با روش حضور علاقمندان در یکی از دفاتر چهار گانه توزیع می شود .

این یعنی ضعیفترین و نا کارآمدترین سیستم توزیع بلیط در کنسرت هایی که حداقل در طی ده سال گذشته شاهد آنها بوده ام !

دوست عزیز من سوشیانت در اینجا نوشته است که قصد دارد که بطور نمادین هم که شده از مسوولان شرکت دل آواز به دادگاه شکایت کند ! ضمن اعلام آمادگی برای همراهیش در این اقدام باید گفت در نمادین بودن این حرکت که شکی نیست ، چون مسوولان دل آواز اگر نمی دانستند که در مملکتی زندگی می کنند که بی حرمتی به مردمانش هیچ جرمی محسوب نمی شود ، هرگز این اجازه را به خود نمی دادند که به بهانه ی علاقه هنردوستان به استاد شجریان ، این همه اهانت و بی تدبیری را سریالی به اجرا بگذارند !

اما جالب اینجاست که در طی این پنج روز گذشته ، حتی یک کدام از پیام ها و برنامه هایی که مسوولان برگزار کننده در سایت اعلام کرده بودند به همان شکل گفته شده به اجرا گذاشته نشد ! حتی یک کدام !!! تمامی مستندات این حرف در نزد من محفوظ است ! و از همه جالب تر آنکه مسوولان کنسرت امروز در انتهای پیام خود در روی سایت نوشته اند :

با احترام
شرکت دل آوار !!

اما حقیقتا با کدام احترام ؟!

من جدا ترجیح می دهم به جای این احترام ها ، یک تست IQ از مسوولان برگزاری و مسوولان واحد انفورماتیک شرکت دل آواز انجام بدهیم و به شما قول می دهم که نتایج این تست جذابیتش کمتر از کنسرت نیست ! همان روشی که از روز اول منطقی ترین و بهترین راه کار فروش بلیط به نظر می رسید ، در 48 ساعت مانده به اجرا به ذهن دوستان رسیده است .

صد رحمت به پت و مت !


در همین زمینه :

فروش اینترنتی به شیوه ایرانی !! - راز نو

آقای شجریان ! لطفا منتظر بمانید .... ( ادامه افتضاحی به نام فروش اینترنتی ) - راز نو

July 25, 2007

آقای شجریان ! لطفا منتظر بمانید .... ( ادامه افتضاحی به نام فروش اینترنتی )

آقای شجریان ، احتمالا تصویر زیر را شما تاکنون ندیده اید اما علاقمندان موسیقی بویژه علاقمندان شما ، امروز به کرات و برای ساعت ها این تصویر را دیده اند !

shajarian 1.jpg

خطاب من به آقای شجریان است ، چون غیر از ایشان کسان دیگری را که این شاهکار یا همان افتضاح را به بار آورده اند نمی شناسم و دیگر آنکه همه ی این بی حرمتی ها و افتضاح ها متاسفانه به نام آقای شجریان نوشته می شود ، همانطور که کنسرت به نام استاد گفته می شود !

می گویم افتضاح چون نمی دانم چه واژه دیگری جایگزین این سوء مدیریت و سوء تدبیر می شود ! با همه آنچه که دیروز به نزدیک به بیست و یک هزار نفر از علاقمندان شما گذشت و با همه وعده و وعید ها و اس ام اس هایی که فروش اینترنتی از امروز آغاز می شود ، باز هم همان آش و همان کاسه و اینبار در یک مرحله جلوتر و در سایت بانک سامان و هنگام ورود اطلاعات کارتهای خرید ، سایت بانک سامان هم همان بلای سایت دل آواز به سرش آمد !

و اگر هم امکان ورود به صفحه Card Service بانک سامان میسر می شد ، امکان تایید مشخصات کارت خود را نداشتیم ....

shajarian%202.jpg

اما آقای شجریان ! افسوس از این می خورم که آنچه که در این میان به هیچ گرفته می شوند مردم هستند ! تصور می کنم زیستن و تنفس در مملکتی که حکمرانانش مردم را به هیچ هم نمی گیرند ، بر روی همه ما اثر کرده است . آن از کنسرت محمد رضا لطفی که نزدیک به پانزده هزار نفر از مردم را در سه شب با کم هنری و ساده انگاری خود به هیچ گرفت و حال نوبت به شما و آنهایی که در اطراف شما هستند که با وعده مقابله با بازار سیاه مردم را به هیچ هیچ می گیرند !

مردمی که با فرض امکان تهیه حداکثر سه بلیط با هر کارت خرید و با فرض ظرفیت بیست و یک هزارنفری تالار وزارت کشور برای شش شب کنسرت شما ، در مجموع نزدیک به هفتصد میلیون تومان صرف خرید کارت های خرید صد هزار تومانی بانک سامان کرده اند !

و شاید به نوعی در این میان شما هم دچار یک خطای استراتژیک شده اید ، چون برنده این افتضاح قطعا نه مردم و علاقمندان موسیقی هستند و نه شما ، بلکه برنده بانک سامان است که توانست با استفاده از محبوبیت شما به فروشی باورنکردنی در کارتهای خرید خود برسد ! به همین سادگی

در همین زمینه :

فروش اینترنتی به شیوه ایرانی !- راز نو

July 24, 2007

فروش اینترنتی به شیوه ایرانی !!

هنردوستان ارجمند
از آنجا که تاخیر پیش آمده در شروع به کار سایت فروش بلیط های کنسرت استاد ‏شجریان منجر به رنجش خاطر شما عزیزان گردیده بسیار متاسفیم. ‏
‏تیم فنی سایت فروش ضمن پذیرش مسئولیت تمامی مشکلات پیش آمده و عذر ‏خواهی صمیمانه از هموطنان عزیز ....‏

به همین سادگی ! فقط یک عذر خواهی ساده از هموطنان عزیز ! ‏
به همین سادگی یک روز این همه علاقمند به موسیقی به خاطر عدم کفایت و مدیریت ‏و ضعف فراوان دانش فنی برای ایجاد یک کار به شدت ساده به هدر رفته است و تنها یک ‏عذر خواهی ساده ! با محاسبه ای ساده و با در نظر گرفتن اینکه سالن وزارت کشور برای برگزاری کنسرت استاد شجریان ‏نزدیک 3500 نفر ظرفیت دارد و قرار به برگزاری شش شب کنسرت در تالار وزارت کشور ‏می باشد ، امروز وقت حداقل بیست و یک هزار نفر آدم به دلیل عدم کفایت و مدیریت ‏مدیران شرکت و سایت دل آواز به هدر رفت !‏

اما جریان از این قرار بود : ‏

از هفته قبل اعلام شد که بلیط های کنسرت امسال استاد شجریان تنها از طریق اینترنت ‏و از طریق سایت دل آواز به فروش می رسد و این فروش با همکاری بانک سامان و ‏سیستم پرداخت الکترونیک این بانک انجام می شود ! این امر سبب شد که مشتاقان ‏موسیقی سنتی با صرف هزینه های فراوان اقدام به خرید کارت های خرید اینترنتی بانک ‏سامان نمایند

مراحل پیش ثبت نام شروع شد و قرار بر آن بود که خرید اینترنتی از امروز ساعت 10 صبح ‏آغاز شود . و این در حالی بود که وب سایت شرکت دل آواز به عنوان سایت خرید ‏اینترنتی بلیط ها از 11 شب دیشب به دلیل ترافیک بالا ‏Down‏ شده بود ! ‏

و ساعت نگاری های امروز :‏

ساعت 10 :‏ سایت شرکت دل آوار به دلیل ترافیک بالا ‏Down‏ می باشد و اگر هم امکان دسترسی به ‏سایت فراهم می شد با این صفحه روبرو می شدید :‏

delawaz 1.JPG

ساعت 11 :‏ باز هم وضع به همان منوال بود و در حالی که تمامی کسانی که کمترین اطلاع هم از ‏علم شبکه و آی تی داشتند برایشان قابل پیش بینی بود که با این ترافیک بالا و متمرکز ‏کردن ترافیک به یک ساعت خاص ( 10 صبح ) اگر پهنای باند بالا برای دسترسی به ‏هاست این وب سایت در نظر گرفته نشود این سایت حتما به این وضع دچار خواهد شد . ‏در ساعت 11 همین مساله به سادگی نمایان شد :‏

delawaz 2.JPG

ساعت 12 : باز هم همه علاقمندان پای اینترنت شاهد شاهکار های فنی مسوولین ‏سایت بودند ؛ در ساعت 12 کار تا جایی پیش رفت که هاست اجاره شده برای این دامین ‏‎ delawaz.ir ‎‏ این سایت را به دلیل با بردن ترافیک سایت بلاک کرده و دامین سایت دل ‏آواز با ‏IP : 216.139.227.195‎‏ بدون هاست ماند و هاست میزبان این پیغام را می داد :‏

• hosting for this domain is not configured ‎
• or ‎
• there's no such domain registered in Plesk

ساعت 14: مسوولان سایت با تعویض هاست سایت دل آواز دوباره تلاش کردند که تا ‏سایت را روی هاست جدید با ‏IP :72.52.200.194 ‎‏ را بالا بیاورند و این پیام را روی ساب دامین جدید ‏‎( ‎concert.delawaz.ir )‎‏ قرار دادند :‏

" " علاقه مندان گرامی، از تاخیر پیش آمده در فروش بلیط صمیمانه پوزش می طلبیم. با توجه به ترافیک بالای سرور، هم اینک موفق به راه اندازی سرور شدیم.
خواهشمندیم از ساعت 15 به سایت مراجعه فرمایید و در صورت عدم موفقیت از آدرس زیر استفاده نمایید :

http://concert.delawaz.ir:8080/concert " "

ساعت 15 : باز هم تنها همین پیغام ....‏

ساعت 17 : و در نهایت دوستان تنها به یک عذر خواهی ساده ‏اکتفا می کنند و این پیفام را روی سایت قرار می دهند :

" " هنردوستان ارجمند

از آنجا که تاخیر پیش آمده در شروع به کار سایت فروش بلیط های کنسرت استاد شجریان منجر به رنجش خاطر شما عزیزان گردیده بسیار متاسفیم.

تیم فنی سایت فروش ضمن پذیرش مسئولیت تمامی مشکلات پیش آمده و عذر خواهی صمیمانه از هموطنان عزیز، استاد شجریان و گروه آوا، تمام همت خود را به کار گرفته است تا در حداقل زمان ممکن مشکلات پیش آمده را مرتفع نموده و شرایط مناسب برای خرید بلیط را فراهم سازد. لذا با تاکید بر رعایت شرایط توزیع منصفانه بلیط و حفظ حقوق کلیه علاقه مندان استاد شجریان به اطلاع می رساند که فروش بلیط تا صبح روز چهار شنبه سوم مرداد ماه 1386 آغاز نخواهد شد " " .

استاد شجریان و مدیران شرکت دل آواز ! فروش اینترنتی بلیط کنسرت شرایط اولیه ی ‏فنی ای می خواهد که کم اطلاع ترین کارشناسان طراحی و هاستینگ نیز به آن آگاهی ‏دارند اما متاسفانه آنهای که دور و بر شما هستند ، تنها اسم کارشناسان طراحی و ‏هاستینگ را به یدک می کشند !‏

استاد شجریان و مدیران شرکت دل آواز ! هدر دادن یک روز کاری حداقل 21 هزار نفر ‏علاقمندان شما شاید هزینه ای بالغ بر چند صد میلیون تومان ضرر و زیان مالی و هدر دادن ‏ساعت ها زمان آنها را به همراه داشت که تنها با یک عذرخواهی جبران نمی شود !! ‏

این نهایت کار ایرانی است ! در کشوری که یا قیف نیست ، یا قیر نیست و یا مسوولش ‏نیست ، تنها چیزی که اهمیت ندارد ضرر و زیان زمانی و مالی است که به مردم تحمیل می شوند . ‏اگر توان و درایت فروش اینترنتی را نداریم ، لازم نیست به شعور مردم بی احترامی کنید ! ‏

استاد شجریان ! شاید برای نزدیکان شما همان بهتر باشد که مردم را بفرستند شب در ‏خیابان ها و در صف های خرید بلیط کنسرت شما بخوابند تا بدین طریق به آنها بی احترانی ‏شود ! ‏

استاد شجریان ! علاوه بر شائبه سودهای کلان مالی بانک سامان با استفاده از علاقمندی هنر دوستان ‏به شما که قطعا به اعتبار شما خدشه وارد خواهد کرد ، شما خود می دانید که اگر این ‏اتفاق در خارج از ایران افتاده بود تنها با یک عذر خواهی ساده نمی توان همه چیز را به ‏فراموشی سپرد ؛ و در پایان اینکه من تصور می کنم که ارزش کنسرت برگزار نکردن بسیار بیشتر از به این ‏شکل کنسرت برگزار کردن است !!‏

در همین زمینه :

كارت‌هاي اعتباري مشتاقان بي‌اعتبار مي‌شوند؟
نخستين روز فروش بليط بي‌سرانجام كنسرت شجريان در تهران
- ایسنا

July 20, 2007

کنسرت محمد رضا شجریان و گروه آوا در تهران

خانه ی موسیقی ایران با همکاری هنرمندان بزرگ موسیقی ایرانی تصمیم بر آن گرفته اند که علاقمندان موسیقی سنتی و ایرانی را تا انتهای تابستان به ورشکستگی کامل مالی برسانند !

پس از برگزاری کنسرت محمد رضا لطفی ، از 8 تا 15 مرداد کنسرت استاد محمد رضا شجریان در تهران برگزار می شود و پس از آن کنسرت گروه " کامکارها " و کنسرت " استاد علیزاده و گروه هم آوایان " از دیگر برنامه هایی است که تا انتهای تابستان برگزار می گردد .

كنسرت محمدرضا شجريان و گروه آوا، به نوازندگي مجيد درخشاني، محمد فيروزي، سيد فرج‌پوري، همايون شجريان و حسين رضايي‌نيا به عنوان " استاد سخن سعدي " در 8 و 9 و 11 و 12 و 14 و 15 مردادماه جاري، در تالار بزرگ كشور كنسرت موسيقي ايراني برگزار مي‌كنند.

shajarian1.JPG

از نکات جالب این کنسرت آن است که بليت صرفا از روي سايت و از طريق الكترونيك عرضه مي‌شود هيچ گيشه‌اي بليت نمي‌فروشد ! و دیگر آنکه هر نفر بیشتر از سه بلیط نمی تواند بگیرید .

بخش اول این کنسرت در دستگاه ماهور اجرا می شود که با نام "سخن عشق " است و شامل تصنيف‌هايي از ساخته‌هاي شجريان، درخشاني و فرج‌پوري است. قسمت دوم نيز در مايه‌ي " افشاري " است كه در برگيرنده ‌ي قطعات بي‌كلام و چهار مضراب است. همانطور که از نام کنسرت " با استاد سخن سعدي" مشخص است همه اشعار انتخاب شده به جز تصنيف "سرو چمان" از اشعار سعدي است .

در راستای اینکه سیستم خرید بلیط به روش اینترنتی و با استفاده از کارت بعضی بانک های خصوصی است ، تقریبا پروسه خرید کمتر از هفت خوان رستم نداشته و من تا کنون خوان اول را هم به سلامت رد نکردم ! تا همین جا چن دتا اشکال جدی در این مکانیزم فروش وجود دارد که امیدوارم زودتر رفع شود ! اما با همه این مشکلات تا الان که از این فرایند فروشم استقبال می کنم !

در پایان اینکه برای شروع به حرکت د راین هفت خوان رستم از سایت www.delawaz.ir شروع کنید و بقیه اش را هم دیگه با خودتون ! امیدوارم موفق بشید

July 14, 2007

انتقادهای جدی مشکاتیان به کنسرت لطفی

مطالعه مصاحبه پرویز مشکاتیان و صحبت ها و انتقادهای صریحش درباره کنسرت محمد رضا لطفی را به همه دوستداران موسیقی سنتی پیسنهاد می کند ، به ویژه آنجا که وی می گوید : هنوز برايم جا نيفتاده كه چه اتفاقي براي لطفي افتاده بود و چرا چنين شد ؟!

وي با اشاره به غزل خواني لطفي در اين برنامه افزود: چرا لطفي بايد به آن شكل تفال بگيرد و ده صفحه را هم ورق بزند و غزلي را كه شب قبل غلط خوانده باز هم غلط بخواند؟ درست است كه ايشان مدتها در ايران نبودند اما اين جامعه در عرض 25 سال خيلي تغيير كرده و استعدادهاي زيادي درآن ظهور كرده است و رهنمودهايي كه از كنسرت لطفي گرفته‌ايم اين است كه سازمان را كوك نكنيم و هركجا كم آورده‌ايم شعر را غلط بخوانيم !

متن کامل صحبتهای پرویز مشکاتیان درباره کنسرت لطفی را از اینجا بخوانید .

درهمین زمینه :

لباس نوی امپراطور ! ( انتقاد هایی بی پرده از کنسرت استاد محمد رضا لطفی ) - رازنو

July 12, 2007

لباس نوی امپراطور ! ( انتقاد هایی بی پرده از کنسرت استاد محمد رضا لطفی )

بنا نداشتم که دیگر در مورد کنسرت استاد لطفی یاداشت یا گزارشی بنویسم ، اما از آنجا که این روزها متاسفانه دوستان و روزنامه نگاران زیادی که کمترین بضاعتی هم درباره موسیقی و بویژه موسیقی سنتی ایران ندارند در این زمینه قلم فرسایی کرده اند و تا حدود زیادی هم به دفاع از استاد لطفی پرداخته اند ، برخود لازم دیدم نکاتی را درباره کنسرت استاد لطفی بیان کنم !

این انتقاد همیشگی کماکان پابرجا است که متاسفانه بعضی از دوستان روزنامه نگار به دلیل آنکه به روزنامه ها دسترسی دارند و یا به قولی در روزنامه ها صفحه دارند ، این اجازه را به خود می دهند ک بدون تخصص لازم در هر زمینه ای اظهار نظر کنند اما آنچه را که می خواهم در اینجا بیان کنم آن است اگر اهل فن و موسیقی باشید به صراحت می توان گفت که کنسرت استاد لطفی از نظر فرم ، ساختار و حتی از نظر محتوا اشکالات و انتقادات فراوانی را به همراه داشت .

5_860415_L600.jpg

شاید مهمترین فایده ی این کنسرت برای اهالی موسیقی آن بود که سطح قیمت بلیط کنسرت ها را برای اولین بار در ایران به سی هزار تومان افزایش داد ! بلیط های سی هزار تومانی برای کنسرتی که در فضای باز کاخ نیاوران و با کیفیت بسیار پایین صندلی ها و با چیدمانی بد آنها همرا بود بسیار گزاف به نظر می رسید ! درباره جایگاه بلیط های بیست و بیست و پنج تومانی که دیگر هیچ !

چیدمان صندلی ها بر روی زمین و چمن نا هموار فضای باز کاخ تنها این نکته را به ذهن مبادرت می کرد که تلاش برای آن بوده است که تا سر حد امکان بلیط فروخته شود . من تصور نمی کنم با رویکرد جدید استاد در موسیقی اجاره ی سالن وزارت کشور کار سختی به نظر می رسید جز آنکه برگزارکنند گان مجبور به پرداخت اجاره چند میلیونی این سالن می شدند ! احترام به رفاه و آسایش علاقمندان در کنسرت ها به نظر من مهمترین معیار احترام هنرمند به مخاطبین خویش است !

اگر انتقادی در این یاداشت ها از استاد می شود تنها از سر افسوس است ! افسوس از خالق سپیده و چاووش و به یاد عارف . این انتقاد ها از سر افسوس است چون از استاد لطفی ، بسیار فراتر از این انتظار است . اما باید توجه داشت که بزرگ بودن استاد نباید همچون داستان " لباس نوی امپراطور " سبب شود که کسی را یارای انتقاد نباشد ! اگر به علاقمندان استاد لطفی که در این کنسرت نبوده اند بگویید که محمد رضا لطفی در روی صحنه دف به دست گرفته است و آن هم نه به سبک نوازندگان بزرگ و کلاسیک ساز دف بلکه به سبک دراویش خانقاهی دف نواخته است احتمالا تا ساعت ها تصور خواهند کرد که شما در حال مزاح با آنها هستید !

اثبات تواناهایی ها یا ...

من حقیقتا این سبک و شیوه نواختن 4 ساز در یک کنسرت را درک نمی کنم . اینکه پس از نواختن تار آن را به کناری بگذارند و دف به دست گیرند ؛ سپس نواختن کمانچه را آغاز کنند و پس از آن سه تار را در آغوش کشند ، بیش از هر چیز آنچه را که به ذهن ها یادآور می شود آن است که استاد در تلاش برای اثبات توانایی های خود است ! آیا استاد لطفی در تلاش بوده است تا در مناقشه تازه خود با هنرمندان نوازنده کمانچه ، سبک و سیاق و شیوه خاص نوازندگی خود را که بیان مشخصات آنها در این یاداشت نمی گنجد به آنها ثابت کند ؟

استاد اگر تا صبح فردای کنسرت هم بر روی صحنه کمانچه می نواخت همچنان تنها ، نوازنده بزرگ تار و سه تار بوده و خواهد بود !

در زمینه انتخاب اشعار نیز متاسفانه اشعار انتخاب شده توسط استاد از صلابت و قوام چندانی برخوردار نبود تا آنجا که به قولی اشعار انتخاب شده ما را به یاد تعبیر " مرغ زیرک " ی می انداخت که از جانب سایه همیشه به استاد لطفی بیان می شد ! اشعاری با مزامینی که بیشتر از آنکه حتی یاد آور موسیقی خانقاهی و درویشی باشد یادآور انگیزه های دیگری می نمود !

انتخاب اشعار و آواز

در زمینه خواندن استاد نیز که دیگر سخن فراوان گفته شده است ! به کیفیت صدای استاد اشاره ای نمی کنم که پر واضح است که صدای استاد هرگز صدایی شش دانگ نیست اما متاسفانه استاد در بیان تحریر ها و کشش ها بویژه در پایان بیت ها نیز قرائتی را در این کنسرت و در آثار چند سال اخیر ارائه داده است که حقیقتا نوای خوشایندی را به همراه ندارد . اما نکته ی تاسف بار آن است که استاد در بعضی موارد حتی اشعار انتخابی خود را نیز به اشتباه می خواند . استاد در شب دوم کنسرت در خواندن شعری در بار اول اشاره به خم ( با فتحه ) شراب !! می کند و سپس در گام بعد متوجه اشتباه خود می شود و خم ( با ضمه ) شراب را فریاد می زند ! چنین اشتباهاتی از استاد بزرگ موسیقی ایران استاد محمد رضا لطفی بسیار عجیب است !

اگر به شمایی که در کنسرت استاد لطفی نبوده اید بگویند که خداوندگار نوازندگی تار ایران در هنگام بداهه نوازی تار مضراب از کف می دهد احتمالا باور نخواهید کرد اما استاد در شب دوم کنسرت در ابتدای پیش در آمد شور مضراب از دستش رها شد و در شب سوم نیز در هنگام نواختن مایه اصفهان دوبار به قول علاقمندان موسیقی مضرابش کنده شد و مضراب مخالف خورد !

بداهه نوازی ، پتکی بر سر منتقدین

اما آنچه که جالب است ذکر این نکته است که بعضی از از دوستان ما بداهه نوازی بودن کنسرت استاد را همچون پتک بر سر ما می زنند که بداهه نوازی اینچنین است ! اما این دوستان باید بدانند که این اولین کنسرت بداهه نوازی ما در این سالها نبوده است و ما با روش ها و سبک های گوناگون بداهه نوازی آشنایی داشته و داریم ! در کدام شیوه بداهه نواری آمده است که بداهه نواز چون بداهه می نوازند می تواند هر زمان که اراده کرد به آواز رو آورد ؟! متاسفانه حرکات و نمایش استاد بر روی صحنه که به بداهه نوازی تعبیر می شود ، چیزهای دیگری را نیز در ذهن های ما علاقمندان به موسیقی یاد آوری می کرد!

باز هم می گویم نه قصد مقایسه استاد محمد رضا لطفی را با بزرگانی همچون استاد حسین علیزاده و استاد محمد رضا شجریان داشته و دارم که هر استادی را سبک و سیاق خاص خود است و نه خدای ناکرده قصد تخریب استاد بزرگ موسیقی ایران استاد محمد رضا لطفی را دارم ، اما هر آنچه اینجا آمده است از آن جهت است که انتظار ما پس از سالها از استاد بسیار فراتر از این بود که شاهدش بودیم !

در همین زمینه :

استاد زخمه ای بر ساز زد ( گزارشی از کنسرت درویش موسیقی ایران محمد رضا لطفی) - راز نو

پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم‏‎‏ ‏( در آستانه کنسرت استاد محمد رضا لطفی ) - راز نو

سخنی با استاد " محمد رضا لطفی " ! - راز نو


July 07, 2007

استاد زخمه ای بر ساز زد ( گزارشی از کنسرت درویش موسیقی ایران محمد رضا لطفی)

کمتر از ساعتی است که از کنسرت قافله سالار موسیقی ایران " محمد رضا لطفی " بازگشته ام و شاید نیاز به گذشت زمان بیشتری است برای آنکه بتوانم از نخستین اجرای استاد محمد رضا لطفی همرا با یار دیرینش " محمدقوی حلم " پس از نزدیک به سی سال در تهران سخن بگویم ؛ اما باید گفت که کنسرت استاد لطفی سراسر بداهه بود ؛ نه تنها بداهه در نوازندگی و خواندن که تمام حرکات او و گزینش موسیقی و اشعار نیز کاملا بر روی صحنه و بصورت بداهه شکل می گرفت !

361.jpg

در فضای باز کاخ نیاوران و در جایی که این سالها کنسرت های زیادی را در آنجا شاهد بوده ایم ، دروایش موسیقی دان ایرانی با ظاهری سراسر سپید و با پای برهنه پای بر روی صحنه گذاشتند تا پس از نزدیک به سی سال در فضای باز کاخ نیاوران و با همراهی آواز پرندگان موسیقی خود را آغاز کنند .

استاد بداهه نوازی خود را با ساز تار در مایه شور آغاز کرد . ريتم چهار چهارم بهانه‌ يي مي‌شود براي نجواي او " سرگشتگان كويت پرواي سر ندارند آشفتگان مويت از خود خبر ندارند" ." يا دوست"، "يا دوست" ترجيع‌بند مورد علاقه‌ي لطفي است كه بارها تكرار مي‌شود

363.jpg

استاد با صداي قلندارنه ی خود ، و با مضراب کشیدن بر سازي كه با آن شهره است ، فضایی را خلق کرده بود که بیشتر از آنکه یادآور موسیقی سنتی باشد یادآور موسیقی عرفانی و موسیقی دروایش بود! استاد ناگهان به شكلي غيرقابل پيش‌بيني تار را به گوشی رها کرد و دف را برداشت، با تنبك قوي‌حلم شروع به هموانایی و هم سازی کرد . در این بخش "زان روي عاشقانت جز جان سپر ندارند" شعري بود كه در چهارگاه ‌نواخته شد و پس از آن " شاه ما، شاه است و نامش مرتضي است در دو عالم شاه ما شيرخداست " اجرا شد و در انتهای آن نوازندگان سازهایشان را زمين گذاشتند و بخش نخست کنسرت بدین شکل پایان یافت .

4_860415_L600.jpg

از ابتداي بخش دوم برنامه كمانچه‌ايي روي زمين ميان لطفي و قوي‌حلم جاي گرفته بود و بخش دوم با تك‌نوازي كمانچه به سبك و شيوه‌ي ويژه لطفي آغاز شد . در این ميان آواز‌هايي با صداي قلندرانه آرام مي‌گرفت، دكلمه مي‌كرد؛ شعرهايي را از سر شكايت مي‌خواند و ناگهان كمانچه‌اش را هل داد و سه‌تار را به‌دست گرفت و در ادامه در مايه شور " يارم ره توان بردن به مقصود " يا " چو دست بر سر زلفش زنم به تاب روم " را نواخت و باحسي متفاوت از بقيه قطعه‌ها، به تك‌نوازي پرداخت !

3_860415_L600.jpg

کنسرت بداهه نوازی استاد لطفی با دو نوازی دوباره دف و تنبک همانند بخش اول اجرا به پایان رسید و علاقه مندان موسیقی سنتی اجرایی کاملا متقاوت را شاهد بودند ! شاید کاخ نیاوران سردرگمی بسیاری را در بین علاقمندان موسیقی سنتی از تفکر موسیقایی استاد لطفی و نارضایتی های زیادی را هم در بین آنان از صدای استاد لطفی و .... شاهد بود اما آنچه را در این لحظات می توانم بگویم آن است که بین لطفی آهنگساز ، لطفی موسیقیدان ، لطفی نوارنده و لطفی عارف و دویش باید کاملا تفاوت قائل شد و آنچه را که از او در این سالهای اخیر و همچنین در این اجرا دیدم اجرایی سراسر همراه و برآمده از لطفی عارف و درویش بود که با "یا مصطفی یا مرتضی " با " الله مددی ، یا حق مددی " و ... همرا بود و با یا علی به پایان رسید و ساز ها را به زمین گذاشت !

364.jpg

همانطور که گفته شد كنسرت استاد لطفي بر اساس بداهه‌نوازي بود و اين بداهه تنها به ساز زدنش اختصاص نداشت بلكه تمام رفتارهاي او نيز بر اين اساس شكل گرفته بود . اجرایی که با تفال بر دو كتاب حافظ كه در كنارش بود آغاز شد و سپس کتابها را روبرویش قرار داد داد و ساز ها را یکی یکی به نوبت بر دست گرفت !

6_860415_L600.jpg

حضور و همراهی یار دیرین استاد لطفی ، هوشنگ ابتهاج ( سایه ) و همینطور عدم اجازه به حضور عکاسان و خبرنگاران رسانه های خبری از نکات بارز این اجرا بود و همچنین متاسفانه مشکلات فراوان اجراهای در فضای باز ازجمله عدم کیفیت صندلی ها ، طراحی ضعیف صحنه ، کیفیت پایین صدابرداری و نورپردازی و عدم امکان مشاهده راحت اجرا برای بینندگان و ... از مشکلاتی بود که همچنان در اجراهایی در فضای باز پابرجا است

در همین زمینه :
پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم‏‎‏ ‏( در آستانه کنسرت استاد محمد رضا لطفی )
سخنی با استاد " محمد رضا لطفی " ! - راز نو

July 05, 2007

اهانتی آشکار به هنر و موسیقی

حدود دو ماه قبل در یاداشت " فقه اسلامی و موسیقی ایرانی " به این نکته اشاره کردم که تا هنگامی که فقه اسلامی که خط مشی و استراتژی سیاست های فرهنگی را در حکومت جمهوری اسلامی تعیین می کند ، تکلیف خود را با موسیقی ایران روشن نکند ، جفا و خیانت آشکار به موسیقی ایران همچنان ادامه خواهد داشت ؛ و امروز یکی از بارزترین نمونه ها از جفایی که صدا و سیمای ایران در حق موسیقی روا می دارد را در اینجا روایت می کنم!

به این تصویر دقت کنید !

IMG_6330.jpg

این اجرای زنده ای از موسیقی سنتی در صدا و سیمای ایران است و آن دیوار هایی که می بینید ، دیوارهایی بین سازها و موسیقی سنتی ایران و نوازندگان آنها و بینندگان است ! این دیوار ها ، مدافع عصمت و طهارت بینندگان است تا خدای ناکرده نکند با دیدن سازهای موسیقی به گناه گرفتار نشوند . من نمی دانم که آیا چنین نمونه ای از سانسور با این همه وقاحت در اهانت به شعور مخاطبین در تاریخ رسانه ای دنیا وجود دارد یا نه اما باید بگویم که بعضی اوقات با دیدن این نمونه ها به این می اندیشم که گویا سیاست هدفمندی در راستای نابودی هنر و موسیقی ایران وجود دارد وگرنه حقیقتا این نمونه آشکار از سانسور با چه هدفی می تواند انجام شود .

هنگامی که در یاداشت " سخنی با استاد محمد رضا لطفی " از استاد محمد رضا لطفی خرده گرفتم که چرا استاد به رادیو تلویزیون دولتی ایران پیشنهاد داده است که کنسرت او بصورت زنده از تلویزیون در سراسر ایران پخش شود برای همین نشانه هایی بود که از صدا و سیمای ایران می دانم !

در گفتگوهایی که با یکی از نزدیکان استاد محمد رضا لطفی نیز داشتم به ایشان گفتم که من معتقدم استاد محمدرضا لطفی و بقیه استادان موسیقی ایران برای دفاع از آینده فرهنگ و موسیقی ایران ، باید صدا و سیما را در زمینه همکاری های موسیقایی تحریم کرده و عطای آن را به لقایش بخشند . استادان موسیقی باید در همه گفتگو ها و با استفاده از تمامی امکانات خود این اهانت آشکار را به چالش بکشند ! شاید با تحریم صدا و سیما از سوی همه بزرگان موسیقی و عدم اجازه به این دستگاه عریض و طویل برای استفاده ابزاری از آنها در کوتاه مدت گروهی از دوستاران موسیقی از ارتباط با موسیقی آنها محروم شوند اما من معتقدم این دین و تعهد مهمی است که تمامی استادان موسیقی ایران به آینده این هنر دارند .

استادان موسیقی ایران باید با صدای رسا به این نکات اشاره کنند که در حالی که ساز و موسیقی خودمان در رسانه خودمان نمایش داده نمی شود ، جوان ایرانی در کجا باید ساز های ایرانی را ببیند و با موسیقی خودمان آشنا شوند . جوانی که در همه ی ساعت های شبانه روز این امکان را دارد که در هزاران کانال ماهواره ای انواع سازهای دیگر همچون گیتار و پرکاشن و ... ببیند ، در حالی که تلویزیون خودمان نمایش سازها را حرام می داند ، کجا باید سازهای ایرانی همچون تار و سه تار و ... و نوازندگی آنها را ببیند و با آنها آشنا شود .

معتقدم از تمامی رسانه ها و ابزار موجود برای به چالش کشیدن صدا و سیما و مسوولان فرهنگی ایران در زمینه موسیقی باید استفاده کرد تا این صدا را به گوشهای ناشنوایشان رساند که تا زمانی که موسیقی ، ابزاری بین برنامه ای برای این رسانه است و تا زمانی که این رسانه به موسیقی به صورت جدی توجه نمی کند و تا هنگامی که هنوز حق اولیه و ابتدایی اجازه ی نمایش ساز در این رسانه وجود ندارد ، این رسانه هیچ حقی برای انتقاد از رشد موسیقی های زیرزمینی و بی توجهی به موسیقی ایرانی و ... ندارد .

July 01, 2007

پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم‏‎‏ ‏( در آستانه کنسرت استاد محمد رضا لطفی )

بی خیال سهمیه بندی ، بی خیال بنزین ، بی خیال زنستان، بی خیال چهارپاها ، بی خیال سیاست ! این هفته ، برای من هفته هنر و موسیقی است !

این روزها به آخرهفته ای نزدیک می شویم که کنسرت ‏‏استاد بی بدیل موسیقی ایران " استاد محمد رضا لطفی " پس از بیست و اندی سال در تهران برگزار می گردد . ‏

نزدیک شدن به برگزاری کنسرت هایی اینچنین همواره برای من همراه با اشتیاق و هیجان بی نظیری است که ‏‏شاید کمتر در فضاهای دیگری برای من تکرار شدنی باشد . هیجانی که در روزهای پیش از کنسرت های استاد ‏‏شجریان و استاد علیزاده همیشه همراه من بوده است و این بار هیجان و اشتیاقی برای استاد محمد رضا لطفی !‏

برای من و بسیاری از هم نسلانم این اولین باری است که این امکان فراهم می شود که به دیدار کنسرت یکی ‏‏از بزرگان موسیقی ایران " استاد محمد رضا لطفی " برویم . آری ! برای اولین بار به دیدار خالق سپیده ، چهره ‏‏به چهره ، به یاد عارف و ... رفتن هیجانی دارد که سبب شده است این روزها آرشیو موسیقی خود را بازکاوی کنم ‏‏و گوش و حس خود را پیشاپیش با موسیقی و نوای او همراه کنم . ‏

هنوز هم دیدن و شنیدن نوای تار او بر روی صحنه و آن هنگام که یار دیرینش سایه در کنار او و همراه با ساز ‏‏او ارغوان را بازخوانی می کند برای من بهترین و ماندگار ترین اجرایی است که توانسته ام به صورت ‏‏تصویری از استاد لطفی ببینم و حال تصور آنکه این امکان فراهم شده است که دو سه شبی به پای اجرای زنده ای ‏‏از او بنشینم حقیقتا فرصت بی نظیری است برای من !‏

این روزها که به رازنو نگاه می کنم ، می بینم که به شدت از سیاست می گویم اما من ... ! ‏

اما من هرگز سیاست همه نگاهم نبوده است ! از سیاست گفتن نه از سر دلخواه که از آن جهت است که در جایی ‏‏زندگی می کنیم که حتی اگر ما هم با سیاست کاری نداشته باشیم ، سیاست ما را رها نمی کند ! ‏

lotfi_2003_concert_tar.jpg

و این روزها زیبا ترین اشاره ای که به هنر استاد دیده ام همان غزلی است که سایه در وصف او سروده است :‏

پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم‏‎‏ ‏
كه بياني چو زبان تو ندارد سخنم‏
‎ ‎
ره مگردان و نگه دار همين پرده ي راست‏‎‏ ‏
تا من از راز سپهرت گرهي باز كنم‏
‎ ‎
صبر كن اي دل غم ديده كه چون پير حزين‎‏ ‏
عاقبت مژده ي نصرت رسد از پيرهنم‏

چه غريبانه تو با ياد وطن مي نالي‏‎‏ ‏
من چه گويم كه غريب است دلم در وطنم‏
‎ ‎
همه مرغان هم آواز پراكنده شدند‏‎‏ ‏
آه ازين باد بلاخيز كه زد در چمنم‏‎‏ ‏
‎‏ ‏
شعر من با مدد ساز تو آوازي داشت‏‎‏ ‏
كي بود باز كه شوري به جهان درفكنم‎ ‎

در همین زمینه :

سخنی با استاد " محمد رضا لطفی " ! - رازنو

May 13, 2007

سخنی با استاد " محمد رضا لطفی " !

حرف زدن و انتقاد کردن از خالق " سپیده " ، " به یاد عارف " و … شاید کمی جسورانه باشد . " محمد رضا لطفی " استاد یگانه ی تار و سه تار بعد از نزدیک سی سال مهاجرت از ایران ، سال گذشته به ایران بازگشت و بازگشت او نور امیدی را در دل های یخ زده ی شیفتگان موسیقی ایران زنده کرد .

استاد لطفی از مهمترین شاگردان مکتب " نور علی خان برومند " و " میرزا عبدا… دوامی " بود که در سالهای اواخر دهه پنجاه ، هنگامی که به همراه " هوشنگ ابتهاج " ، موسسه چاووش را راه اندازی کرد بی شک یکی مهمترین نقاط عطف در تاریخ معاصر موسیقی ایران را رقم زدند .

lotfi.JPG

اما آنچه که این روزها از فحوای کلام استاد بر می آید این است که مهاجرت استاد لطفی در سالهای پس از انقلاب به خارج از ایران و اقامتی سی ساله او در آنجا ، استاد را کاملا از حال و هوای فضای امروز جامعه ی ایران دور کرده است و آنچه که بیشتر تعجب من را بر انگیخت این سخن تازه استاد در آخرین مصاحبه ایشان بوده است که گفتند : من موسيقي‌دان دوران بحران هستم ! چراكه در مواقع بحراني هميشه حضور داشته‌ام و اكنون نيز احساس مي كنم در ايران به حضور من احتياج است .

من نمی دانم منظور استاد از اینکه من در مواقع بحرانی همیشه در ایران حضور داشته ام یعنی چه ؟ آیا آن زمان که نوازندگان ما حتی اجازه جابجایی ساز خود را نداشتند و برای جابجایی ساز خود مجبور بودند که ساز های خود را به هزاران راه استتار کنند و آن زمان که مجالس و محافل خصوصی موسیقی را چکمه های نیروهای کمیته انقلاب اسلامی لگدمال می کرد نیز استاد لطفی در ایران حضور داشتند ؟

استاد عزیز ! من شما را هنرمند دوره بحران نمی دانم ! من آنهایی را هنرمند دوران بحران می دانم که در بدترین شرایط حاکم در ایران ماندند و نوای ساز و آواز خود را از دیوار های ضخیم عبور دادند و آن را به گوش شیفتگان موسیقی رساندند .

دور بودن استاد از فضای ایران همین بس که استاد به رادیو تلویزیون دولتی ایران پیشنهاد داده است که کنسرت او بصورت زنده از تلویزیون در سراسر ایران پخش شود !!

استاد عزیز ! گویا هنوز از آب و هوای سالهای اقامت در سوییس خارج نشده اید ! شما به تلویزیونی که نشان دادند ساز را حتی برای لحظه ای هم حرام می داند و نوازندگان را در صورت اجبار به پشت گلدان ها و دکورها تبعید می کند ، پیشنهاد پخش زنده ی کنسرت می دهید ؟!

استاد تصور می کنم همین استقبال مدیر مرکز موسیقی صدا و سیما برای شما بس که شما را دعوت به شرکت در اتاق های فکر کرده است ( !!) و به عنوان مژده به شما به عنوان کسی که یکی از بهترین سرودهای انقلابی (!!!) را ساخته است پیشنهاد می دهد که در نشست های ماهانه از استاد لطفی به عنوان استاد برجسته و پیشکسوت تقدیر خواهد شد .

استاد لطفی ! امروز اگر شجریان ها و علیزاده ها و ... عطای دستگاه عریض و طویل رادیو و تلویزیون را به لقایش بخشیده اند از آن بابت نیست که آنها در بین مردم و حتی حکمرانان مقبولیتی ندارند که از آن بابت است که موسیقی جاری در تلویزیون ایران را مصداق بارز " مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان " می دانند !

امید دارم که در کنسرت آینده استاد لطفی در مجموعه نیاوران موسیقی متفاوتی را از او بشنویم و امروز امید همراه با هراسی در دل شیفتگان موسیقی وجود دارد که استاد پس از سالها ، موسیقی را ارائه دهد که در خور نام " محمد رضا لطفی " باشد ، نه آنکه شیفتگان موسیقی را با یاسی سنگین بدرقه کند .

April 27, 2007

فقه اسلامی و موسیقی ایرانی

برنامه ی " مردم ایران سلام " در یکی دو روز گذشته مصاحبه ی داشت با حسام الدین سراج خواننده ی موسیقی سنتی !

با همه ایراداتی که در اکثر برنامه های صدا و سیما نهفته است اما مردم ایران سلام را با همه ایرادات آن می پسندم و تقریبا هر روز صبح از بیننده های ثابت آن هستم . حرف های حسام الدین سراج درباره ی موسیقی و گلایه های او گوشه ی بود از جفایی که صدا و سیمای ایران و دستگاه عریض و طویل فرهنگ و ارشاد این مملکت در حق موسیقی ایران کرده اند !

شاید تا زمانی که فقه اسلامی که ریشه و جهان بینی سیاست های فرهنگی ایران است مشکل خود را با موسیقی حل نکند این جفا و خیانت همچنان ادامه خواهد داشت . در شرایطی که موضع گیری درباره ی هنر و بویژه موسیقی در فقه اسلامی در بلاتکلیفی بسر می برد ، هنر موسیقی ما در سراشیبی نابودی قرار دارد .

به قول حسام الدین سراج شاید زمان آن رسیده باشد که در حوزه های علمیه در کنار " جامعه الکتاب " هنر و موسیقی را هم به طلبه ها آموزش دهند و حوزه های ما در اثر عدم شناخت ، هنر و موسیقی را از اساس انکار نکنند . انکاری که نتیجه ی آن نابودی هنر و بویژه موسیقی سنتی و ایرانی شده است و علت آن هم کاملا روشن است .

در تلویزیونی که با همه ژستهای روشنفکرانه ، هنوز اجازه ی نشان دادن ساز وجود ندارد و نشان دادن ساز و نوازندگی ساز حرام است ، این رسانه هیچ حقی درباره ی انتقاد از عدم جذابیت موسیقی سنتی برای جوانان ندارد .

IRANIAN_folk_Music_and_Instrument2.jpg

سوالی که به نظر من همه آنهایی که دل نگرانی هنر ایران را دارند باید با در مصاحبه ها و صحبت های خود بیان کنند این است که با عدم نشان دادن ساز و موسیقی سنتی ، جوان ایرانی در کجا باید ساز ایرانی را ببیند و با موسیقی سنتی آشنا شود . جوانی که در همه ی ساعت های شبانه روز این امکان را دارد که در هزاران کانال ماهواره ای انواع سازهای پاپ همچون گیتار و پرکاشن و ... ببیند در حالی که تلویزیون خودمان نمایش سازهای ایرانی را حرام می داند ، کجا باید سازهای ایرانی همچون تار و سه تار و ... و نوازندگی آنها را ببیند و با آن آشنا شود .

خلاصه آن که در حالی که مردم ایران هیچ مجالی برای آشنایی و دیدن موسیقی سنتی را ندارند ، این چه سوال احمقانه ی است که چرا مردم ما به موسیقی سنتی کمتر علاقه دارند !

در دنیای غرب از همان کودکی به کودک آموزش داده می شود که با آنکه موسیقی پاپ موسیقی مفرح و به روزی است ، اما موسیقی کلاسیک قسمتی از فرهنگ و هویت آن کشور است و در کنار علاقه عمومی به موسیقی پاپ همه به شدت به موسیقی کلاسیکشان نیز احترام می گذارند .

در این شرایط در کشور ما هنگامی که حتی بزرگان موسیقی ما هم در ایران امکان برگزاری کنسرت را ندارند و تفکر غالب در مدیران فرهنگی ما عدم برگزاری کنسرت است مگر خلافش ثابت شود و در راه برگزاری آن باید دقیقا هفت خان را پشت سر گذاشت و درمملکتی که رسانه ها ی تصویری آن با آنکه در سراسر روز انواع آلات قتاله همانند چاقو و قمه و ... به فراوانی نمایش داده می شود اما حتی برای لحظه ی ساز ایرانی امکان نمایش ندارد ؛ کارشناسان و مدیران فرهنگی آن دقیقا در مسیر نابودی موسیقی آن گام بر می دارند .

حرف های حسام الدین سراج درد و دل های همه ی ما بود و تصور می کنم که زمان آن رسیده باشد که هنرمندان و روشنفکران و صاحبان قلم یک بار هم که شده رودر رو با فقهای اسلامی بنشینند و برای همیشه تکلیف هنر و موسیقی ما و رابطه ی آن با فقه اسلامی را روشن کنند و موسیقی ما را از این وضعیت در شرف نابودی خارج کنند .

محمدرضا شجریان و شروعی دوباره

برای همه ی آنهایی که با صدای شجریان زندگی می کنند و موسیقی سنتی را میراث و ریشه ی خود می دانند .
دور تازه ی کنسرت های استاد آواز ایران از اواخر اردیبهشت در اروپا - هلند - آغاز می شود . به همه ی ایرانی های مقیم اورپا پیشنهاد می کنم که این فرصت مغتنم را از دست ندهند و به امید آنکه روزی در ایران شرایطی فراهم شود که شجریان و شجریان ها مجبور نشوند که دور تازه ی برنامه هایشان را در خارج از ایران - این ریشه و خاستگاه موسیقی سنتی - آغاز کنند .

shajarian.JPG

شجریان را در این دوره ی جدید کاری محمد فيروزي نوازنده عود ، مجيد درخشاني نوازنده تار و سعيد فرج پوري نوازنده کمانچه و بهمراه همايون شجريان همراهی خواهند کرد .

عکس برگرفته از رادیو زمانه است .

April 15, 2007

عباس معروفی رودررو با حسین علیزاده

مطالعه گپ و گفت رودررو و دوستانه ی دو هنرمند بزرگ ایرانی " عباس معروفی" و " حسین علیزاده " را پیشنهاد می کنم .
لینک صوتی این مصاحبه را نیز می توانید از اینجا دانلود کنید .

April 11, 2007

دستی افشان

من چه می توانم بگویم که سخن گفتن از موسیقی ، شجریان و علیزاده ، ردایی می خواهد که قواره اش برای من بسیار گشاد است ؛ اما تنها این را گویم در این روزهایی که " سرها در گريبان است " و " كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را " با موسیقی آنان می شود رنگ زندگی دوباره لمس کرد .

در این سالها به این اعتقاد داشته ام که در موسیقی آنها بهانه ای وجود دارد تا دلتنگ نباشیم . شور جواني همايون ، احساس لبريز شده کلهر ، و پختگي و درايت شجريان در کنار نو آوری و شعور موسیقیایی " نیمای موسیقی ایران " – استاد حسین علیزاده - ما را به جا هایی می برند که اعتقاد دارم تکرار نا شدنی است .

و حالا با انتشار این دو گانه ی پایانی ، این روزها به یاد شبهای کنسرت افتاده ام که مشتاقانه در آن سه شب همه وجود خود را در موسیقی شان تجلی یافته می دیدم .

و همچنین همیشه اعتقاد داشته ام موسیقی علیزاده و صدای شجریان با رنگ موسیقی علیزاده ، موسیقی سنتی نیست ؛ یادگاری است که نماد هویت ماست ؛ و حتی اگر موسیقی سنتی هم باشد ؛ سنتشان معنای ریشه داشتن می دهد و نه واپس گرایی و ایستادن .

در این دو روزی که از انتشار این دو یادگار گذشته برایمان زیباترین لحظات در ترافیک های سنگین تهران بوده است که می توانم همه وجود خود را به نغمه هایشان بسپارم و اینها همه ی زمزمه هایم بوده است :

دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر قطره شود خورشیدی
باشد که بصد سوزن نور ، شب ما را بکند روزن روزن
ما بی تاب و نیایش بی رنگ
از مهرت لبخندی کن و بنشان بر لب ما ....


پ . ن . : نامه ای که به مسعود ده نمکی نوشته ام ، فرصتی پدید آورد برای تضارب نظرات گوناگون در این باره . من در این روزها سکوت کرده و تنها همه ی نظرات را تایید کرده ام . در بعضی از این نظرات توهین ها و افتراها ی فراوانی به من وجود دارد که سکوت من قطعا بیانگر بالا بردن دستها نیست .

تنها نمی خواهم این روزها نغمه های ناصور فضای زیبایی را که این دو اثر برایم ایجاد کرده اند خدشه دار کنند ، وگرنه سخن بسیار است و ناگفته ها دو صد چندان .

April 09, 2007

پایانی خوش بر دوره ای ماندگار

مهمترین اتفاقی که در این روزها می توانست مرا به وجد آورد به وقوع پیوست و پس از نزدیک به دو سال آخرین کارهای مشترک " استاد شجریان " ، " استاد حسین عیزاده " ، " کیهان کلهر " و " همایون شجریان " در قالب دو آلبوم منتشر شد .


saze-khamosh.jpg

sorode-mehr.jpg

کنسرت آذر 84 گروه استادان موسیقی ایران در قالب دو آلبوم " ساز خاموش " درمایه دشتی و " سرود مهر " در مایه بیات ترک و افشاری توسط شرکت دل آواز منتشر شد .
در آلبوم ساز خاموش قطعاتی چون " پیش درآمد دشتی " از یوسف فروتن ، " تصنیف قدیمی مرا رها کن " و " تصنیف ساز خاموش " گنجانده شده است .
همچنین در آلبوم سرود مهر قطعاتی نظیر " آواز بر روی قطعه ضربی نجوا " و " چهار مضراب همراه با آواز " و" تصنیف قدیمی ای سلسله مو " ، " آواز بر روی قطعه ضربی رخس زار " و " تصنیف نیایش " شنیده می شود .

پس از آلبوم های " زمستان است " ، " بی تو به سر نمی شود " و " فریاد " ، انتشار این دو آلبوم تازه ، پایانی است بر فعالیت های چند ساله ی شجریان ، علیزاده ، کیهان و همایون که از نظر من این گروه در این سالها یکی از بهترین دوران و آثار را در تاریخ موسیقی ایران رقم زدند .

خواندن مطلب گروه استادان موسيقی ايران: پايان دوره ای ماندگار را در این زمینه پیشنهاد می کنم .

January 14, 2007

گروه شیدا

asatid.jpg

این نقاشی یک اثر بی نظیر از گروه شیدا هست

من وقتی این کار را دیدم برای لحظاتی مبهوت این کار شدم ، تصویر تمثیلی از اجرایی زیر زمینی در سالهی 56 - 57 است . اجراهایی که از دل آن آثار حماسی و ارزشمندی همچون " سپیده " بیرون آمد .

فضای دلهره در سالهایی که گروه عارف و شیدا برای موسیقی ملی و میهنی ایران آثار بزرگی را آفریدند در این کار به زیبا ترین شکل ممکن نمایان است . دورانی طلایی در موسیقی ایران که از دل مجموعه چاووش بیرون آمد .

این نقاشی به قدری زیبا و تاثیر گذار است که مرا بر آن داشت که آن را در اینجا منتشر کنم .

چهره استاد آواز ایران محمد رضا شجریان ، استاد محمد رضا لطفی رهبر گروه و نوازنده تار ، پشنگ کامکار نوازنده سنتور ، هادی منتظری نوازنده کمانچه ، عبدالنقی افشارنیا نوازنده نی و ... و فضای ترسیم شده از اجرایی در زیر زمینی مخفی اوج این اثر هنری است .

پ . ن .1: اگر دوستی اطلاع بیشتری از صاحب این اثر ارزشمند دارد، مرا نیز مطلع کند .

پ. ن . 2 : سپاس از دوست عزیزم کریم ارغنده پور که به من اطلاع دادند که این نقاشی اثری است از هنرمندی به نام " ایمان ملکی " .


January 10, 2007

ساز نو ، آواز نو

دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی از کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت *


شايد بيش از سه سال از آشنايي من با گروه و موسيقي axiom of choice مي ‏گذرد و بايد بگويم که در اين سالها ‏axiom of choice‏ يکي خاص ترين‎ ‎‏ و ناب ‏ترين موسيقي هايي هست که با آن زيسته ام .‏

تعبير من از موسيقي ‏axiom of choice‏ موسيقي مهاجرت است . موسيقي ‏که ريشه در موسيقي سنتي ايراني دارد؛ اما استفاده از سازهاي غربي و ‏شرقي و ترکيب نواهاي مختلف کشورهاي ديگر به موسيقي آنها شکل جهانی بخشيده است که به اعتقاد من بهترين شکل از موسيقي تلفيقي است ‏‏.. ‏

جمعی که نزدیک به سی سال پیش از ایران به آمریکا مهاجرات کرده بودند ‏و همگی دانشحویان رشته ریاضی در یکی از دانشگاه های آمریکا بودند ،در ‏سال 1992 تصمیم بر آن می گیرند که گروهی را برای بیان دیدگاه ‏موسیقیایی خود ایجاد کنند و نام این گروه را یکی از اصطلاحات ریاضی به ‏نام ‏axiom of choice ‎‏ به معنی " ‎اصل گزینش " می گذارند .‏

موسیقی آنها را می پسندم چون معتقدم سرشار از درون گرایی است . این ‏گروه در این سالها با رهبری رامین ترکیان و آواز مامک خادم همچنان ‏مسیر تاره ای را در موسیقی طی می کنند . رامین ترکیان درباره ‏نام گروه می گوید : در دنیای ریاضیات که همه چیز باید با دلیل و منطق ‏توجیه شود؛ یک چیز نیاز به توجیه ندارد؛ آن هم عناصری است که به عنوان پیش فرض انتخاب ‏می کنیم؛ تغییرات در نحوه اجرا، خواسته این گروه است.

ما هم به این دلیل که از گوشه های موسیقی دستگاهی ایران؛ به روش ‏خودمان استفاده کردیم . می خواستیم که همه بدانند انتخاب آگاهانه بوده و ‏حق هر هنرمند است. ‏

رامین ترکیان در مورد سبک موسیقی این گروه گفت: موسیقی ما در درجه ‏اول موسیقی ایرانی است؛ موسیقی ایرانی مهاجر؛ این برای ما خیلی ‏اهمیت دارد. چون ما سالهاست که خارج از ایران زندگی می کنیم و خواه و ‏نا خواه گوشمان به انواع موسیقی عادت کرده است. ما سعی کردیم با ‏استفاده از دستگاههای ایرانی ولی خارج از آن چارچوب کار کنیم؛ برای ‏همین کارمان متفاوت به نظر می رسد.‏

مامک خادم خواننده اصلی این گروه است که با هنری بی نظیر طنین آوازش ‏را با همه این ترکیب های نو ، تغییر می دهد و صدای او برای من همواره ‏نمادی الهی بوده است .‏

در سفری که مامک خادم در سال گذشته به ایران داشت ، دوره های ‏مختلف آموزش موسیقی را در ایران بر پا کرد ، اما همچنان آرزوی دیرینه آنها ‏یعنی امکان اجرای کنسرتی در ایران به دلیل حضور " مامک خادم " به عنوان ‏خواننده اصلی به سرابی می ماند .

از گزیده کاری ‏axiom of choice‏ همین بس که در طول 14 سال فعالیت تنها ‏سه مجموعه به نام " فراتر از انکار _ " 1994؛ " نیایش " _‏‎0‎‏200 ؛ " ‏گشایش " _2002‏‎ ‎را منتشر کرده اند که هر کدام از آنها برداشت متفاوتی از ‏موسیقی می باشد .‏

به دلیلی که گفتم موسیقی آنها در ایران امکانی برای انتشار ندارد ، اما برای ‏همه کسانی که در ایران علاقه مند به پی گیری موسیقی آنها می باشند ، به من اطلاع دهند تا بتوانم طریقی موسیقی axiom of choice را به آنها برسانم .

* : خیام

December 13, 2006

به تماشای آبهای سپید جهانی شد !

بی نهایت خوشحالم !

استاد حسین علیزاده ، نامزد جایزه ' گرمی' شد .

استاد حسین علیزاده ، موسیقی دان سرشناس ایرانی به خاطر آلبوم به تماشای آب های سپید نامزد دریافت جایزه گرمی شده است . جوايز گرمی معتبرترين جايزه موسيقی در جهان محسوب می شوند .

چهل و نهمین دوره جوایز گرمی که به اسکار موسیقی شهرت دارد، روز یکشنبه 11 فوریه 2007 در مرکز استپلس (Staples ) لوس آنجلس برگزار می شود و استاد علیزاده به همراه ژیوان گاسپاریان ، هنرمند سرشناس ارمنی به خاطر آلبوم " به تماشای آب های سپید " ( Endless Vision ) در بخش بهترین آلبوم موسیقی سنتی جهان نامزد این جایزه شده اند .

be-tamasha.jpg

استاد حسین علیزاده ، آهنگساز ، پژوهشگر و نوازنده تار و سه ‌تار و سازنده موسیقی فیلم هایی چون دلشدگان ، گبه و زمانی برای مستی اسب ها است. ژیوان گاسپاریان ، نوازنده دودوک هم در ساخت موسيقی فيلم هایی چون گلادياتور و آخرين وسوسه‌ مسيح مشاركت داشته است .

این دو هنرمند، شهریور سال 1382، کنسرت های موفقی در کاخ نیاوران تهران داشتند. برای من باعث افتخار است که در کنسرت به تماشای آبهای سپید در شهریور 82 در کاخ نیاوران شرکت داشته ام و امشب همه لحظات آن شب ها را با خود مرور می کنم . بی شک موسیقی استاد علیزاده لیاقت جهانی شدن را نیز دارد .

برای ما ها که مدت ها با موسیقی راز نو و به تماشای آبهای سپید و ... زندگی کرده ایم شنیدن خبر این موفقیت بی نهایت خوشحال کننده است .

به استاد حسین علیزاده ، و به دوستان عزیزم محمد رضا ابراهیمی ، علی صمد پور و همه هنرمندان گروه هم آوایان که درخلق اثر ماندگار " به تماشای آبهای سپید " در کنار استاد حسین علیزاده به هنر نمایی پرداخته اند صمیمانه تبریک می گویم

به گمان من موسیقی ایرانی این ظرفیت و پتانسیل را دارد که بتواند گامهایی بس افزونتر از این را بردارد. این ظرفیتها هم تاریخی است و هم محتوایی . تاریخی از این جهت که موسیقی دراین مرزو بوم همه گاه مورد توجه بوده است و برخی از نغمات کهن آن به دوران باستان می رسد و محتوایی از این جهت که ملودی های فراوانی در گوشه گوشه این آب و خاک وجود دارد که هر کدامشان قابلیتهای جلب و جذب اذهان علاقه مندان موسیقی از گوشه و کنار دنیا را دارند.

اگر دو دهه قبل تنها برخی اجراهای مناسبتی چشمها را متوجه ایرانیان و موسیقی ایرانی می کرد اکنون کمتر زمانی است که نشنویم موسیقی ایرانی با اقبال شهروندان اروپایی و آمریکایی روبرو نشود. این توفیق البته بیش از آنکه محصول تلاش نهادهای دولتی چون وزارت ارشاد و سازمان وفرهنگ وارتباطات باشد ، حاصل تلاش بخش خصوصی و هنرمندانی است که ترویج فرهنگ این آب و خاک را وظیفه خود می دانستند و امروز هم حاصل زحمات طاقت سوزشان را درو می کنند ...

لازم به یاد آوری است که پیش از این آلبوم های" غزل " اثر کیهان کلهر و " فریاد " ، حاصل همکاری شجریان ، علیزاده ، کلهرو همایون شجریان نیز به بخش پایانی این جایزه راه یافتند، اما جایزه نهایی را به دست نیاوردند...

و عکس هایی از یکی از بهترین شبهای موسیقیایی من ! شب کنسرت " به تماشای آبهای سپید " در کاخ نیاوران :


aliz2.jpg


birds.jpg


ensmbl3.jpg


ensemble.jpg


یقیه عکس ها را از اینجا ببینید .

در همین زمینه :

حسین علیزاده، نامزد جایزه ' گرمی' شد - بی بی سی
كار مشترك عليزاده و گاسپاريان در مرحله پاياني جايزه گرمي - همشهری آن لاین
حسین علیزاده نامزد دریافت جایزه گرمی شد - خبر گزاری مهر

November 22, 2006

... و سازها برای کودکان کار، کوک می شوند

انجمن خیریه ی حمایت از کودکان کار در ایران و نشر هرمس ، کنسرت خیریه ای برای حمایت از کودکان کار در فرهنگسرای نیاوران برگزار می کند . در این کنسرت استاد عزیزم " محمد رضا ابراهیمی "، " علی صمد پور " ، " بهروز همتی " و " حسین همتی " حضور دارند . در آمد حاصل از این کنسرت صرف امور خیریه ( برای کودکان کار) می شود .

Concert .jpg


زمان کنسرت : 9-10 آذر 1385
مکان کنسرت : فرهنگسرای نیاوران

مراکز فروش بلیط :
1 - انجمن حمایت از کودکان کار - تلفن : 55576687 و 55576688
2- نشر هرمس - تلفن : 22223558
3- موسسه موسیقی درویش خان - تلفن : 88718349
4- نشر چشمه - تلفن : 88922071
5- شهر کتاب نیاوران ( نشر کارنامه ) - تلفن : 22285969
6- گیشه فرهنگسرای نیاوران - تلفن : 22287081

بلیط این کنسرت از امروز - اول آذر - در مراکز فوق به فروش می رسد . با توجه به محدودیت تعداد بلیط های کنسرت ، پیشنهاد می کنم که هرچه سریعتر برای تهیه بلیط اقدام فرمایید .

September 23, 2006

گروه استادان موسيقی ايران: پايان دوره ای ماندگار ...

اين ياداشت را تقديم مي كنم به محضر استاد محمد رضا شجريان و استاد حسين عليزاده :


اين روزها در خبرها شنيدم كه پروژه همكاري استادان محمد رضا شجريان ، حسين عليزاده ، كيهان كلهر و همايون شجريان در قالب گروه استادان موسيقي سنتي ايران پايان يافته و اين گروه موسيقي پس از نزديك به هفت سال فعاليت منحل شده است .

shajarian - alizadeh.JPG

با شنيدن اين خبر ذهن من به ياد تمامي اين سالها افتاد كه به عنوان علاقه مند جدي موسيقي سنتي قدم به قدم اجرا ها و آثار ماندگار اين گروه را دنبال مي كردم .

به ياد دارم زمان تشكيل اين گروه من در محضر " محمد رضا ابراهيمي " عزيز مشق تار مي كردم . براي ما ها كه در مكتب استاد عليزاده و با شيوه و سبك او مشق تار مي كرديم شنيدن اين خبر بسيار شوق انگيز بود – شايد برايتان جالب باشد كه همانند مذهب ،‌ در موسيقي هم روايت هاي گوناگوني از موسيقي سنتي وجود دارد ؛ اين قرائت ها به حدي است كه حتي از تك مضراب يكي از اين اساتيد مي توان فهميد كه این مضراب متعلق به عليزاده است يا استاد لطفي يا استاد شهناز و ....

و هميشه يكي از سوال هايي من از محمد رضا ابراهيمي عزيز كه خود از ياران ، دوستان و همراهان استاد عليزاده بود ، اين بود كه چرا شجريان و عليزاده پروژه مشتركي را آغاز نمي كنند - تا پيش از اين شجريان و عليزاده تنها در موسيقي متن فيلم " دلشدگان " ساخته ي مرحوم حاتمي ، در كنار يكديگر موسيقي ماندگاري را كه ساخته حسين عليزاده و همراه با آواز شجريان بود خلق كرده بودند ...

شجريان در طول چهل سال فعاليت هنري خود در دوره هاي مختلف با استادان مختلفي همراه بوده است . در اواخر دهه چهل با استاد احمد عباديي و استاد نور علي خان برومند ، در دهه پنجاه با استاد لطفي كه " سپيده " ،‌" چهره به چهره " ،" راست پنجگاه " و ... از آثار آن دوره است . در دهه شصت به همراه پرويز مشكاتيان كه " بيداد " ، " دستان " و " نوا " ... از يادگاران آن دوره مي باشد . به همين ترتيب در اوايل دهه هفتاد با گروه آوا و داريوش پيرنياكان به خلق آثاري چون " سرو چمان " ، "ياد ايام " و .. پرداختند .

در سالهاي اخير نيز شجريان به همراه عليزاده ، كلهر ، همايون مرز هاي جديدي را در موسيقي سنتي ايران گشودند .

آري ! با آنكه با همه آثار شجريان در طول اين بيست و اندي سال زندگي كرده ام اما نمي توانم كتمان كنم كه شجريان در قالب موسيقي عليزاده براي من چيزه ديگري بود .

ذهن من با روايت موسيقي عليزاده به طور عجيبي سازگار است و براي همين آواز شجريان در قالب اين موسيقي براي من چيز ديگري بود و اين چنين بود كه در طول اين سالها با " زمستان است " آرزوي دمي گرم و سري خوش كرديم براي ياران ، با " بي تو به سر نمي شود " عاشق شده ايم و با " فرياد " فرياد بر آورديم كه خانه مان آتش گرفته است ....

عليزاده همواره مي کوشد قطعه اي را بنويسد که از فيلترهاي ذهني بسياري گذشته است يعني اجازه ورود به ملودي ها و آهنگهايي را به صفحه نت خود مي دهد که از لايه هاي گوناگوني گذشته اند و سر آخر به وسيله تجربه و پختگي آهنگساز به تکامل مي رسند. در اين آثار، بداعت و تازگي از عناصر جدايي ناپذير به شمار مي آيد و شايد بتوان نام موسيقي نوين ايراني را بر آن نهاد . نوين از اين نظر که در بردارنده فضاهاي نو و بديع است و ايراني، از اين لحاظ که تمام ويژگي هاي موسيقي ايراني را در خود دارد

شجريان ، عليزاده ، كلهر و همايون در اين سالهايي كه هر صدايي كه از اين كشور خارج مي شود ، ناله اي نا صور بود ، با تورهاي متعدد اروپايي و آمريكايي خود در بهترين سالنهاي موسيقي دنيا توانستند كه نغمه اي پر شور را از موسيقي ايران به گوش ديگران برسانند و اين چنين بود كه آلبوم " بي تو به سر نمي شود " نامزد جايزه گرمي – جايزه معادل جايزه اسكار در زمينه موسيقي جهان – شد و تا جايي كه " نيويورك تايمز " درباره موسيقي آنها نوشت :

زماني كه چهار استاد موسيقي ايران در سالن “ فردريك رز نيويورك ” به اجراي موسيقي پرداختند موسيقي آنها به هيچ وجه قابل پيش بيني نبود . توالي ملودي‌هاي اين آهنگ سازان انسان را به همه‌ي جهان‌ها سوق مي‌دهد چرا كه اين موسيقي كه موسيقي پرشور است انسان را به فكر وا مي‌دارد.

موسيقي سنتي فارسي بيشتر ملودي است و كمتر داراي يك تم ثابت است. بداهه سرايان با خود آرايه و رسايي نواها را به ارمغان مي‌آورند.

نوازندگان در اين مراسم هر كدام تك نوازي و خوانندگي مي‌كردند، گويي هر كدام به ديگري پاسخ مي‌دهد. آنها از طريق ملودي‌ها در مسيري كه مي‌شناسند مي‌روند و به مخاطبان خود نيز طي اين مسير را مي‌آموزند . محمد رضا شجريان در هر سطري كه مي‌خواند شور غمگينانه‌يي را با خود به همراه مي‌آورد و اين شور را با صداي رسا، نفس‌هاي طولاني و پر اوج خود تقويت مي‌كرد .

اشعار اولين آهنگ‌ها درباره‌ي موسيقي، اميدواري و به طور مستقيم عليه اصول ديكتاتوري بود.در بخش دوم اين كنسرت اشعار از شعرهاي عرفاني صوفيانه درباره‌ي عشق بودند.

* * * * * * * *

با همه علاقه ام به آنها براي ناب بودن موسيقي شان ، اين پوست اندازي را لازم مي دانستم و به آنها تبريك مي گويم كه در اوج ، اين همكاري را پايان دادند و شنيده ام كه شجريان در آستانه شصت و شش سالگي با گروه جديدي شامل محمد فيروزي نوازنده عود، مجيد درخشاني نوازنده تار و سعيد فرج پوري نوازنده کمانچه و بهمراه همايون شجريان به دنيال تجربيات جديد است .

حسین علیزاده و کیهان کلهر نیز هر کدام به طور جداگانه تجربیات متفاوت خود را در زمینه موسیقی پی گیری می کنند . كه بر این اساس کلهر با اردل ارسنجان نوازنده آربایجانی قعطاتی را خلق کرده که قرار است در ماههای آینده وارد موسیقی ایران شود. ...

در پايان فضاي هنرمندانه اي را كه استاد عليزاده از لحظات خلق موسيقي در درون اين گروه پرشور توصيف مي كند را در اينجا نقل مي كنم ....

با مهر و مهرباني شروع شد.
روز ديدار، روز نغمه ساز، روز همنوايي بي اختيار نوا سر داديم.
نوايي عطرآگين، عطر دوستي ها، عطر خاطرات. صداها، درهم آميخته مي شد.
«با من صنما دل يکدله کن»
نغمه ها هر روز ما را به هم نزديکتر مي کرد.
در هر ديدار همنوايي بهانه اي بود تا دلتنگ نباشيم.
شور جواني «همايون»
احساس لبريز شده «کيهان»
و پختگي و درايت شجريان،
لذت کار را بي انتها مي کرد.
لحظه ها سپري مي شد؛
اما گويي به زمان و مکاني محدود نبود.
نغمه ها، دل مي سرود.
دل به دل نسلي به نسل.
چهار نسل پيوند مي خورد و يکصدا و يک نفس مي گفت :
بي همگان به سر شود/ بي تو به سر نمي شود
....

در همین زمینه :

محمدرضا شجريان در آستانه شصت و شش سالگي - ایسنا

فعالیت شجریان با یک گروه جدید

June 30, 2006

کنسرت گروه دستان و سالار عقيلي

1211_Poster_Iran_1[1].jpg

تاريخ اجرا:28 تا 31 تير
محل اجرا:مجموعه فرهنکي - تاريخي نياوران
مراکز فروش: مرکز موسيقي بتهوون : 22253776 دارينوش : 22000400 ققنوس : 22728007 نشر چشمه : 88922071 خانه کتاب شهرآرا : 66901270 آموزشگاه سعدي : 442264346 آموزشگاه راز و نياز : 88692105 کاخ نياوران : 22282012 تحويل در محل : 88959599

براي كسب اطلاعات بيشتر به پايگاه اينترنتي بيتهوون مراجعه فرماييد .

1212_Poster_Iran_2[1].jpg

در همين زمينه : اي لوليان - بررسي آلبوم " لوليان " آخرين اثر منتشر شده گروه دستان .

April 05, 2006

ای لولیان ...

بنا بر یک عادت قدیمی هر از گاهی با یک آلبوم موسیقی چنان خو می گیرم که همه آواهای ذهن من را به خودش اختصاص می دهد و زمزمه آن روزگارم می شود ؛ به نوعی با علاقه زیاد این قدر گوش دهم تا بتوانم به حس همزاد پنداری با مضراب به مضراب و آوا به آوای آن اثر برسم .

البته یک پیش شرط مهم این حال و هوا دارد ؛ اینکه بتوانم با آن اثر ارتباط بر قرار کنم و حس کنم با فضای موسیقایی من سازگار است .

این روز ها همه آواهایی را که گوش می دهم مربوط به آلبوم " لولیان " است و تنها سی دی که در هنگام رانندگی - که بهترین و تنها زمان من برای موسیقی - هم نوا با من است همین آلبوم است .

dfhdgjnfg.JPG


لولیان اثری است از گروه " دستان " به سرپرستی و آهنگ سازی " حمید متبسم " و آواز " شهرام ناظری " با اشعاری از مولانا و ابوسعید ابوابخیر .

برای معرفی بهتر این اثر ذکر چند نکته را ضروری می دونم :

1 - آشنایی من با گروه دستان به حدود ده سال پیش با کنسرت مشترک این گروه با شهرام ناظری بر می گردد . گروه دستان از قوی ترین و فعال ترین گروه های موسیقی سنتی است و شاید در جامعه فرد گرای ما ، از معدود گروهای موسیقی باشند که همچنان به فعالیت گروهی خود ادامه می دهد .

شاکله اصلی گروه دستان را " حمید متبسم " نوازنده تار و سه تار ، " حسین بهروزی نیا " نوازنده بربط و " پژمان حدادی " نوازنده تمبک تشکیل می دهند ؛ در این چند سال اخیر با جدایی " کیهان کلهر " از این گروه ، " سعید فرج پوری " نوازنده کمانچه و " بهنام ساسانی " نوازنده دف و دایره نیز به این گروه پیوسته اند .

شاید یکی از مهمترین خصوصیات گروه دستان این است که هر کدام از اعضای گروه در گوشه ای از جهان زتدگی می کنند ؛ حمید متبسم در آلمان ، حسین بهروزی نیا در کانادا ، پژمان حدادی در امریکا و ... اما آنچه که آنها را به چنبن توانمندی و خلاقیتی در موسیقی می رساند همانا روح و حس مشترک موسیقایی آنها است .

اکثر کارهای گروه دستان در حوزه موسیقی سنتی کلامی با " شهرام ناظری " و یا " پریسا " بوده است .

2 – من سبک و شیوه نوازندگی و آهنگ سازی حمید متبسم را بسیار می پسندم ؛ این شیوه آهنگسازی او در آلبوم " لولیان " به وضوح نمایان است . " قطعه پرواز " و " چهار مضراب گروهی " از ساخته های او در این آلبوم شاهدی بر این مدعاست .
در گذشته که تماسهای هر چند کوتاه با او داشتم این شور را به وضوح در او می دیدم .

3 – با همه مرزبندی هایی که با شیوه جدید خوانندگی " شهرام ناظری " دارم و این شیوه نوین او را در تحریر های ریتمیک به هیچ وجه نمی پسندم ؛ اما ناظری " لولیان " من را به یاد ناظری شور انگیز و گل صد برگ و آتش در نیستان می اندازد که هنوز هم معتقدم اوج هنر اوست .


از دیگر آثار گروه دستان می توان " سفر به دیگر سو " با آواز" شهرام ناظری " و " سه نوازی " و ... را ذکر کرد .


به " لولیان " گوش دهید و در این هوای بهاری که آدم های شوریده ای از جنس ما شوریده تر می شوند با " لولیان " به اوج برسید .


ای لولیان ، ای لولیان ، یک لولی دیوانه شد
تشتش فتاد از بام ما ، نک سوی مجنونخانه شد

من که ز جان ببریده ام ، چون گل قبا بدریده ام
زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد

ای آتش آتشنشان ، این خانه را ویرانه کن
این عقل من بستان ز من ، بازم زسر دیوانه کن

خامش کنم ، فرمان کنم ، وین شمع را پنهان کنم
شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

....

January 16, 2006

آسیب شناسی هنر

روزنامه شرق امروز یک مصاحبه جالب و مهم با استاد محمد رضا لطفی منتشر کرده ؛ که من معتقدم استاد لطفی به بهترین شکل ممکن به آسیب شناسی هنر در ایران به طورعام و آسیب شناسی موسیقی به طورخاص پردا خته است .

به همه اونهایی که دل در گروه هنر این سرزمین دارند توصیه می کنم که حرفهای استاد لطفی را با دقت مطالعه کنند .
بی شک باید بازگشت محمد رضا لطفی را پس از بیست سال دوری از ایران و تصمیم او برای ماندن و اقامت در سرزمین مادری و تلاش دوباره او را برای اعتلای هنر و موسیقی این سرزمین را به فال نیک بگیریم .


January 03, 2006

هم آوایان

امروز یک پیغام داشتم از هنرمند گرامی " علی صمد پور " عزیز که بسیار مرا خوشحال کرد ؛ علی صمد پور بی شک از ناب ترین یاران و همراهان استاد حسین علیزاده است . آشنایی من با علی صمد پور عزیز از آلبوم " راز نو " آغاز شد و تا کنون همواره پی گیر آثار او بوده ام .
بی شک ار آثار بی نظیر علی صمد پور که در حوزه هم نوایی و نوازندگی با همراهی گروه هم آوایان استاد حسین علیزاده ، می توان از " راز نو " ، " نوبانگ کهن " ، " به تماشای آبهای سپید " و ... نام برد ، که هر کدام از آنها برای من سرشار از لحظات و فضاهایی است که بسیار با ارزش است .
و در حوزه آهنگسازی اثری که بسیار در خاطر من مانده است ، موسیقی متن فیلم " ماهی ها عاشق می شوند " به کارگردانی دکتر علی رفیعی است . یک موسیقی کاملا مدرن با اجرای بی نظیر ارکستر زهی پارسیان ، که وقتی در جشنواره فیلم فجر پارسال این اثر را دیدم ؛ با همه وجود به علی صمدپور تبریک گفتم که در حوزه آهنگسازی هم می توان به وضوح نگاه نو را در هنر او دید .
و درحوزه اجرا ، آخرین کنسرتی که از او دیدم در شب موسیقی ایران- فرانسه در تیرماه پارسال به همراهی استاد و دوست عزیزم " محمد رضا ابراهیمی " بود که آوای بی نظیر علی صمدپور در آن اجرا همواره در ذهن من مانده است .
علی صمدپور در در حوزه کارهای پژوهشی آثار متعددی به همراه استاد حسین علیزاده و به تنهایی دارد که از آن جمله می توان از مجله موسیقی " گوش " نام برد .
علی صمدپور ضمن ابراز لطف ، از من خواسته بود که کنجکاوانه تر ، موشکافانه تر و موثرتر بنویسم ... تا چه پیش آید و چه در نظر افتد !

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007