صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۷

رئیس جمهور"سیاه" به کاخ "سفید" رفت !

OBAMA.1.jpg

باراک اوباما ساعتی قبل رسما رئیس جمهور آمریکا شد و این آغاز فصل جدیدی برای دنیای امروز است . اوباما را بی شک در حال حاضر باید محبوب ترین چهره سیاسی دنیا دانست و او از امروز پا در کاخ سفید خواهد گذاشت تا شعار تغییر خود را که در طی دوسال گذشته با آن به بزرگترین کمپین اجتماعی – سیاسی در تاریخ معاصر دست یافته بود را به اجرا در آورد .

اوباما بی شک نفوذ کلام و سحر سخن اعجاب انگیزی دارد و امروز هنگامی که در سخنرانی مراسم تحلیفش گفت : " ما انتخاب بین امنیت و آرمانهایمان را در دنیای جدید کنار می گذاریم و مصلحت ها را به کناری می نهیم و به آرمانهای راستین خودمان که همان آزادی و صلح است بازخواهیم گشت . " ، او نشان داد که او آرمانی تازه برای جهان رقم خواهد زد .

حقیقتا گزاف نیست صحبتهای آنانی که می گویند سخنرانی امروز باراک اوباما در مراسم تحلیفش در 48 سال اخیر آمریکا و از پس از مراسم تحلیف جان . اف . کندی بی نظیر بوده است . اوباما امروز به مردم سراسر دنیا پیام داد که آمریکا دوست همه مردان و زنان و آنهائی خواهد بود که در جستجوی شرافت و صلح هستند و او به مسلمانان جهان پیام داد که " مسلمانان جهان بدانند که ما در رابطه آنها به دنبال احترام متقابل و درک مشترک خواهیم بود . "

t1wide_obama_47_cnn.jpg

اینها همه از قدرت دموکراسی است که انتقال قدرت در اوج شکوه و آرامش برگزار می شود و هیچ قدرتی ماندگار نخواهد بود و اینچنین رفتن جورج بوش و آمدن باراک اوباما فصل جدیدی از جایگاه آمریکا در سطح افکار عمومی جهان را رقم خواهد زد .

در تعاملات مابین آمریکای جدید با ایران نیز به نظر می رسد که دوره تازه آمریکا ، بر خلاف تصورات بسیاری ، دوره سختی را برای ایران به همراه خواهد آورد ؛ آمریکای اوباما حمایت و محبوبیت فراوانی در بین افکار عمومی و بسیاری از رهبران کشورهای جهان به همراه دارد که این امر شرایط بسیار سختی را برای هر دولتی که به مقابله با آمریکای اوباما برمی خیزد به همراه خواهد داشت .

امروز شعار تفاوت و پیام تغییر به بالاترین جایگاه سیاسی دنیا رسیده است و این تحول می تواند نقطه عطفی برای تمامی جنبش های دگراندیش و روشنفکری و آرمانهای مدنی و دموکراسی خواهی در گوشه گوشه ی جهان امروز باشد .

در حاشیه : آغاز ریاست جمهوری اوباما را باید به تمام اقلیت ها تبریک گفت ! او نه تنها نماینده رنگین پوستان است ، بلکه نماینده چپ دستهای جهان نیز خواهد بود .

نظرها (6) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

توضیحاتی درباره معرفی وبلاگ " راز نو" در صدای آمریکا

دیروز از طریق بعضی نظراتی که در این وبلاگ قرار داده شده بود ، خبر دار شدم که گویا جمعه شب بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه ای به نام شباهنگ ، مطلبی را به نقل از من و وبلاگ راز نو روایت کرده و با نشان دادن یکی از مطالب راز نو در باره مشعل المپیک ، این وبلاگ را به بینندگان خود معرفی کرده است .

شاید معرفی من و وبلاگ و بیان دیدگاه ها اتفاقی معمول در حوزه رسانه باشد اما بر خود لازم می دانم بر این نکته تاکید کنم که معرفی من و نقل یاداشت های اینجانب در رسانه های گوناگون هرگز به معنی تایید تمامی دیدگاه های این رسانه ها از جانب بنده نیست ! همانطور که اگر روزی خبرگزاری فارس و یا روزنامه کیهان مطلبی را از بنده نقل کنند به معنی تایید دیدگاه های آنان نخواهد بود در این زمینه نیز مشخص است که این معرفی هرگز به معنی تایید دیدگاه های این تلویریون از جانب من نیست .

به طور مثال از خط سیر یاداشت های این وبلاگ کاملا مشخص است که با اینکه من ، در بعضی زمینه ها منتقد سیاست های حاکم در ایران هستم اما خط مشی سیاسی و اجتماعی این وبلاگ همواره اعتقاد به روشهایی رفرمیستی و اصلاح طلبانه در داخل ایران بوده است . از این رو با بعضی از سیاست های این شبکه تلویزیونی درباره دیدگاه ها و روشها ی سیاسی در حوزه مسائل ایران اختلاف نظر جدی داشته و هرگز دیدگاه های آنان را تایید نمی کنم .

نظرها (7) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷

نام خلیج فارس سالهاست که تغییر کرده است ... !

این روز ها که موج دیگری در اعتراض به تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی راه افتاده است و دوستان زیادی برای جمع آوری امضاء برای Petition ای ، متن این اعتراض نامه را از طریق پیام کوتاه و ... برای دیگر دوستانشان برای جمع اوری حداقل یک میلیون امضاء در محکوم کردن اقدام شرکت گوگل در تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی می فرستند ، بهتر دیدم که نکاتی را درباره نام این خلیج بیان کنم .

با همه احترامی که برای عرق میهن پرسی دوستان و ارزش این حرکت های اعتراضی قائل هستم ، اما معتقدم که این حرکت ها همانند کف روی آب می ماند و اثرگذاری آن هم به اندازه عمر یک حباب است !!

شگفت زده نشوید ! در اینکه خلیج فارس همیشه خلیج فارس بوده است و در اینکه در این سالها عرب نشینان حاشیه خلیج فارس به ناحق این نام را جعل کرده اند و نام خلیج و یا خلیج عربی را بر آن نهاده اند شکی نیست . اما صحبت من درباره آن است که در رقابت بین کشور ها در مناسبات سیاسی و همچنین در تعیین جغرافیای سیاسی آنچه که تعیین کننده است قدرت است !

persian%20gulf-1.JPG

اگر روزگاری در قرن های گذشته ، نفوذ و قدرت امپراطوری پهناور ایران از کشورهای کوچک جنوبی خلیج فارس که در آن روزگار بیشتر بادیه نشین بودند بسیار بیشتر بود و به دلیل همین اعتبار و قدرت زیاد همسایه شمالی خلیج ( ایران ) ، نام این خلیج ، خلیج فارس نام گرفته بود ، امروز طبیعی است که به دلیل ضعف و انزوای فراوان همسایه شمالی خلیج فارس ( ایران ) و قدرت و نفوذ همسایه گان جنوبی ، این خلیج ، خلیج عربی نام گیرد .

با آنکه می دانم ایرانیان به شدت نسبت به ملت های عرب به دلیل رشد روزافزون آنها در سالهای اخیر و درجا زدن و عقب گرد ایرانیان در طی چند دهی اخیر موضع داشته و دارند اما بررسی شرایط و معیارهای توسعه ای همانند ،درآمد ناخالص ملی ، جذب سرمایه گذاری های خارجی ، نرخ تورم و بیکاری و .... همه و همه به خوبی نشان می دهد که در اوایل هزاره سوم این عربهای بادیه نشین دیروز ، امروز با درک پارامترهای زندگی در دنیای مدرن و استفاده صحیح از ثروتهای طبیعی و درک معیارهای تامل و رابطه با دیگر کشورها ، اثر گذاری شان در مناسبات سیاسی و اجتماعی جهانی در خیلی جهات از ایران بیشتر است .

اینچنین است که امروز به عنوان مثال ، بزرگترین استادیوم فوتبال در قلب انگستان زادگاه فوتبال به دلیل سرمایه گذاری عرب ها برای ساخت این استادیوم ، امارات نام دارد و خطوط هواپیمایی این کشورها چندین سال است که بالاترین امتیاز را در خطوط و شرکتهای ایرلاین بین المللی دارا هستند و این کشورها سالهاست در صنعت توریسم ، سومین صنعت درآمد زای اقتصاد امروز دنیا، بالاترین نرخ رشد را در سراسر دنیا دارند .

معتقد هستم کافی است که شرایط دو سواحل در دو سمت خیلج فارس را با یکدیگر مقایسه کنید تا خوبی به چنین نتیجه ای برسید که دلیل حمایت شرکتهای بین المللی همانند گوگل از این جعل خلیج فارس چیست ! با همه احترامی که برای این حرکت های اعتراضی قائل هستم و در همه آنها شرکت می کنم اما معتقدم که این حرکات راه به جایی نخواهد برد . برای اینکه خلیج فارس ، همیشه خلیج فارس بماند نگاهمان باید به دیگر سو باشد !

به نظر می رسد به جای آنکه جعل نام خلیج فارس را توسط شرکتی همانند گوگل محکوم کنیم ، تلاش کنیم که ایران را از این انزوا و ضعف خارج کنیم ! تا زمانی که این انزوای بین المللی ادامه دارد و تا هنگامی که تحریم ها ایران را به جزیره ی جدامانده از فرایند های و مناسبات بین المللی تبدیل کرده است ، خلیج فارس که هیچ ، من حتی پیش بینی می کنم که در آینده نزدیک نام تخت جمشید نیز به تخت عربی تغییر کند !

تا زمانی که شرایط سیاسی و بین المللی و اجتماعی ایران اینچنین است و تا وقتی که رشد کشورهای عربی و تاملاتشان با دنیای مدرن به شکل کنونی باشد ، این اعتراض ها تنها دلخوشی ای برای ما و رفع عذاب وجدان از شرایط امروز ایران است . باید تلاشمان را برای رفع تحقیر و انزوای ایران متمرکز کنیم که در غیر این صورت ، در چند سال آینده نام خلیج فارس را باید تنها در کتابهای تاریخ جستجو کرد .

در همین زمینه :

دکتر پیروز مجتهد زاده : سه نکته درباره ماجرای گوگل - در متن اعتراضی چند دروغ نهفته است - خبرگزاری مهر

نظرها (50) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷

مشعل المپیک حتی از پاکستان هم عبور می کند اما از ایران ... ؟!

دولت چین هنگامی که دو هفته قبل با فرستادن نیروهای مسلح خود به تبت و سرکوب گسترده اعتراض های مردمی در این ایالت جدایی طلب ، 21 نفر از مخالفان را در لهاسا – شهری که اعتراض ها از آنجا آغاز شده بود – کشت ، هرگز تصور نمی کرد که این سرکوب گسترده و تلاش برای بازداشت دالایی لاما رهبر جدایی طلبان تبت ، بازیهای المپیک و بویژه حرکت مشعل المپیک در سراسر دنیا را اینچنین تحت تاثیر قرار دهد .

چین که با برگزاری المپیک و با پیشرفت اقتصادی گسترده در سالهای اخیر پیش به سوی چین مدرن در حرکت بود ، این روزها به شدت به دلیل استبداد و سرکوب گسترده در این کشور ، زیر فشار افکار عمومی جهان قرار دارد . این اعتراض ها با موضع گیری رهبران دنیا آغاز شد و آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان و نیکولا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه شرکت در مراسم المپیک را به دلیل نقض حقوق بشر در چین تحریم کردند و این اعتراض ها و موضع گیری ها همچنان ادامه دارد .

pic133.JPG
روشن شدن مشعل المپیک در معبد هیرا در دامنه کوه المپ

اما اوج این اعتراض ها با روشن شدن مشعل المپیک در یونان و آغاز حرکت مشعل به دور دنیا آغاز شد . جایی که در همان مراسم روشن شدن مشعل در خرابه های معبد هيرا در دامنه کوه المپ ، معترضان به نقض حقوق بشر مراسم را با اخلال مواجهه کردند .

طی روزهای اخیر این اعتراض ها هنگامی که مشعل وارد شهرهای اروپایی شد به اوج خود رسید است تا جایی که دیروز در جریان حرکت مشعل المپیک در شهر لندن، اعتراضات مدافعان حقوق بشر به اوج خود رسید . مشعل توسط چند نفر حمل شد و در مهمترین حادثه، زمانی که کانی هاگ، یک مجری شناخته شده برنامه های کودکان در تلویزیون بریتانیا، مشعل را در دست داشت، معترضان تلاش کردند مشعل را از دست او بگیرند و در مقطعی دیگر هم از کپسول آتشنشانی برای خاموش کردن مشعل استفاده کردند .

pic233.JPG
مشعل المپیک

تصور می کنم این اعتراض های گسترده در سراسر دنیا در اعتراض به استبداد و نقض حقوق بشر در چین ، بیش از همه رفتاری به روح المپیک نزدیک است . مدافعان حقوق بشر به درستی مدعی هستند ، کشوری که خود مهمترین اصل منشور المپیک مبنی بر احترام به آزادی و دوستی بین انسانها را زیر پا می نهد نمی تواند میزبان مناسبی برای المپیک باشد .

اما جالب آنجا است که قرار است مشعل المپیک پس از آنکه از پنج قاره عبود کرد وارد چین شده و در چین قرار است از همه ایالت ها از جمله از ایالت تبت برای انتقال به قله اورست عبور کند . باید دید اعتراض هایی که در کشورهای دیگر به اوج خود رسیده است تا جایی که رئیس کمیته ملی المپیک از احتمال توقف حرکت مشعل خبر می دهد در داخل تبت و در زیر نگاه تیز بین جهانیان به شکلی خواهد بود .

pic34.JPG
آغاز حرکت مشعل المپیک از میدان تیان من پکن

pic35.JPG
مراسم میدان تیان من

اما نکته مهم دیگری که درباره مشعل المپیک وجود دارد آن است شما فکر می کنید که آیا واقعا کشوری به نام ایران در نقشه کنونی جهان وجود دارد ؟ با آنکه جغرافیا ی ایران قسمتی از خشکی های کره زمین را به خود اختصاص داده است ، اما رفتارهایی که با ایران می شود ، نشان می دهد که ما حقیقتا در سراسر دنیا طرد شده ایم و اصلا دیده نمی شویم . مشعل المپیک از پنج قاره جهان و از اکثر کشورها عبور می کند اما از ایران ... ؟!

می دانم و می دانید که دلیل این همه تحقیر و منزوی شدن چیست ؟ می دانم و می دانید که ایران و مردم ایران ، امروز هزینه سیاست ها و رفتارهای چه کسانی را پرداخت می کنند اما آنچه که ناراحت کننده است این نیست که چرا مشعل المپیک از لندن و پاریس و سانفرانسیکو عبور می کند ، اما از تهران عبور نمی کند ، بلکه درد آور آنجا است که مشعل المپیک حتی از پاکستان با آن همه آشوب و کشت و کشتار هم عبور می کند اما از جزیره ی ایران نه !

کاش روزی کشتی ای پیدا شود تا این جزیره ی منزوی را به دیگر جاهای دنیا متصل کند و ای کاش روزی فرصتی فراهم شود که فارغ از تحریم ها و سیاست هایی که تنها اثرش فشار و تحقیر بیشتر است ، بتوانیم ما هم در چنین جشن های جهانی ای مانند عبور مشعل المپیک با افتخار به تاریخ و آئین مان شرکت کنیم .

در همین زمینه :

مشعل از پاكستان هم عبور مي كند - خبرگزاری فارس

اخلال در حرکت مشعل المپیک در لندن - بی بی سی

یونان مشعل المپیک را رسما به چین تحویل داد - بی بی سی

آغاز سفر مشعل المپیک به چین ناآرام - دویچه وله

بحران تبت و تحریم بازی‌های المپیک - دویچه وله

نظرها (7) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷

فارس نیوز از چه می ترسد ؟

خبرگزاری فارس طی ماههای اخیر و با تغییر مدیر عامل و روی کار آمدن " حمیدرضا مقدم فر " به عنوان مدیر عامل جدید این خبرگزاری ، کاملا به ارگان اصلی جریان اصولگرا و سخنگوی دولت کنونی ایران تبدیل شده است .

اگر روزنامه کیهان روزگاری به عنوان ارگان رسمی جریان اقتدارگرای ایران شناخته می شد و اخبار واطلاعات افشاگرایانه آن از پشت پرده پرونده های مختلف و پرونده سازی های سریالی برای بسیاری از منتقدان و دگراندیشان ایرانی در کیهان و عدم هر گونه برخورد قضایی با روزنامه کیهان در تمام این سالها ، دلیل محکمی برای ارگان و وابسته بودن آن روزنامه بود ، به نظر می رسد در ماههای گذشته کیهان کم کم به مهره سوخته اطلاع رسانی جریان اصولگرا تبدیل شده و قسمت مهمی از این وظایف به خبرگزاری فارس واگذار شده است .

تقریبا تمام خبرهای مهم مربوط به دولت کنونی ، اول از همه بر روی خروجی خبرگزاری فارس قرار می گیرد . اخبار تمام توقیف ها و لغو امتیاز ها در شنیده های منابع موثق این خبرگزاری وجود دارد و همه اینها بیانگر آن است که آن طرف خروجی خبرگزاری فارس تنها به تحریریه یک خبرگزاری و خبرنگاران آن متصل نبوده و گویی به پشت درهای بسته فراوانی نیز متصل است .

تنها چند ماه قبل بود که آقای احمدی نژاد در جایی گفته بود در بین خبرگزاری ها خبرگزاری فارس برای من چیز دیگری است و اینچنین بود که خبرگزاری فارس در ماههای گذشته کاملا در جایگاه روابط عمومی دولت قرار گرفت .

به این تصویر که صفحه اول خبرگزاری فارس در تاریخ 19 فروردین ماه 87 ساعت 22:43 را نشان می دهد دقت کنید :

farsnews.JPG

باید پرسید با توجه به ارگان بودن خبرگزاری فارس ، جریان اصولگرا به دنبال نهادینه کردن و ارائه چه پیامی است ؟ تلاش این چنین خبرگزاری فارس برای نشان دادن اختلاف در جریان اصلاح طلبی و آمریکایی و سلطنت طلب نشان دادن بخش مهمی از این جریان از ترس چه چیزی است ؟ تیتر اول بودن صحبتهای فاطمه کروبی برای چندین ساعت در روز گذشته مبنی بر " خاتمي قصد فاصله گرفتن از تندروها را ندارد " و ادامه این خبرسازی ها در خبرهای امروز آیا جزء از ترس به صحنه آمدن دوباره آقای خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو است ؟

واضح است که بهترین گزینه برای جریان اصولگرای امروز ، کاندیداتوری شیخ اصلاحات در انتخابات پیش رو است ؛ انتخابات ریاست جمهوری دوسال گذشته به خوبی نشان داد که وی حتی با وعده های پنجاه هزار تومانی هم خطری برای اصولگرایان نیست و این چنین است که خبرگزاری فارس در روزهای اخیر تلاش می کند که فشار به آقای خاتمی و اصلاح طلبان پیشرو را به شدت افزایش دهد .

اما حس می کنم اصلاح طلبانی که تلاش می شود طی ماههای گذشته پسوندهای تندرو و آمریکایی و ... به آنها اطلاق شود و به طور مشخص جبهه مشارکت و سازمان مجاهیدن که هدف اکثر این حمله ها می باشند ، بهتر است به جای سکوت و انفعال در برابر هجمه آنهایی که از اصلاح طلبی فقط عنوانش را به دوش می کشند و در دیدگاه ها و برنامه ها و بده بستانهای پشت پرده و ... هیچ تفاوتی با جریان اصولگرا ندارند ، باید جسورانه بر این نکته تاکید کنند که اختلاف با این جریان دن کیشوت وار اصلاح طلبی نه تنها نشانه ضعف و ناراحتی نیست ، بلکه دقیقا بیانگر آن است که منتقدان جدی دولت درست است که در گذشته اشتباهات و ضعفهایی داشته اند اما هرگز حاضر به معامله و داد و ستد های پشت پرده و ... نشده اند و این اختلاف را نشانه پایبندی به اهداف و برنامه های خود می دانند .

نظرها (8) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷

بوسه بر گونه های رئیس جمهور آینده ... ؟!

با پایان یافتن تعطیلات نوروزی ، زندگی در تهران از امروز کم کم رنگ جدی تری به خودش گرفته است ؛ هر چند که چهره تهران و بویژه ترافیک آن هنوز به روزهای عادی شباهت ندارد و این نشانه آن است که با توجه به اینکه شروع سال نو کاری با آخر هفته همراه بوده است ، شاید شنبه ای که می آید را باید آغاز جدی سال نو دانست .

امروز به رسم سالهای گذشته در آغازین روز کاری سال نو به دیدن " سید محمد خاتمی " عزیز رفتم و در این دیدار گرم و صمیمی پس از مدت ها فرصتی دست داد تا با بعضی از دوستان گپ و گفت هایی نوروزی و حاشیه ای داشته باشم .

سال هشتاد و هفت را به دلیل آنکه سال تصمیم گیری و شروع برنامه ها برای انتخابات ریاست جمهوری آینده است ، سال بسیار مهمی در حوزه سیاست ایران می دانم و در نگاه کلی معتقدم انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به دلایل مختلفی که در آینده بیشتر به آنها خواهم پرداخت در تعیین سرنوشت آینده ی ایران حداقل برای یک دهه آینده بسیار تعیین کننده است .

انتخابات پیش روی آخرین فرصت و شاید تنها امید برای بازگرداندن گفتمان اصلاح طلبی به صحنه سیاست ایران است . گفتمانی که شاید کم هزینه ترین راه برای اصلاح روند موجود در صحنه مدیریت کلان کشور باشد .

باید از همین امروز لابی ها و گفتگو ها برای تعیین تکلیف کاندیدای ریاست جمهوری جریان اصلاح طلبان آغاز کرد و با توجه به شرایط سیاسی امروز ایران شاید بهترین گزینه موجود برای ریاست جمهوری آینده ایران شخص " سید محمد خاتمی " است . بدون هیچ گونه شکی در بین گزینه های موجود در جریان اصلاح طلبی حقیقی و نه از نوع قلابی و ارزشی آن ، تنها گزینه ای که هزینه رد صلاحیت آن بالاتر از بقیه گزینه ها است و تنها کسی که با توجه به شخصیت کاریزماتیک فوق العاده اش همچنان در بین عموم مردم محبوب است و محبوبیت او با توجه به رفتارهای جاری دولتمردان ایران صد چندان شده است ، شخص سید محمد خاتمی است .

امیدوار هستم که دوستان من بار دیگر در چاه شیخ خود خوانده اصلاحات گرفتار نشوند و در مدت باقی مانده یا او را مجاب کنند که رویای از دست دادن ریاست جمهوری در خواب دو ساعته صبحگاهی را به فراموشی بسپارد و یا اینکه دن کیشوت و سانچو پانزا ی اصلاح طلبی را به حال خود رها کنند . در کل معتقدم که در این یک سال و اندی باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری آینده اگر اصلاح طلبان خود مسیر رقابت را پیچیده نکنند ، شرایط خود به خود به سمت پیروزی سید محمد خاتمی پیش خواهد رفت .

امروز که بر گونه های او برای تبریک سال نو بوسه می زدم ، در ذهنم امیدوار بودم که نه به خاطر شخص او و نه به خاطر ادامه جریان اصلاح طلبی بلکه تنها برای انتخاب مسیری کم هزینه تر برای اصلاح شرایط نامطلوب کنونی و برای بازگرداندن امید در بین مردم این سرزمین برای ساختن آینده ی بهتر برای ایران ، سال آینده این صورت را به عنوان رئیس جمهور ایران بوسه بزنم .

نظرها (12) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶

سالگرد ملی شدن صنعت نفت ایران

فردا بیست و نهم اسفند سالگرد ملی شدن صنعت نفت در ایران است ؛ نقطه عطف مهمی در تاریخ سیاسی ایران که همواره در زیر سایه فرا رسیدن عید نوروز و جشن ها و تعطیلات سال نو قرار گرفته است .

نهضت ملی شدن نفت نامی است که بر دوره اوج‌گیری مبارزات مردم ایران برای ملی کردن صنعت نفت ایران گذارده شده است. این دوره تقریباً با مطرح شدن خواسته دولت شوروی برای امتیاز نفت شمال در سال ۱۳۲۲ شروع شد، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت به اوج رسید و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پایان گرفت.

اما آنچه که برای من درباره تصویب قانون ملی شدن صنعت همواره در این سالها جالب بوده است ، آن است که هنوز نمی توانم باور کنم چطور در کشوری مانند ایران که از اول اسفند به بعد تمام ادارات و شرکت های دولتی و خصوصی آن تقریبا تعطیل هستند تا چه برسد به مجلس آن که نمایندگانش هفته های آخر سال قانون گذاری و وکالت مردم را رسما می پیچانند ، در " بیست و نهم اسفند " ماه و باز هم تاکید می کنم در " بیست و نهم اسفند " و تنها در یک روز قبل از عید نوروز ، مجلس در آن زمان یکی از مهمترین مصوبات قانون گذاری تاریخ ایران را تصویب کرده است !!

فضای سیاسی – اجتماعی بسیار حساس آن روزگار در روز 24 اسفند 1329 ( پنج روز مانده به نوروز ) ماده واحده ای راجع به ملی شدن صنعت نفت ایران از تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی گذشت و چند روزی بعد و در آخرین روز سال 1329 ( !! ) ، هم مجلس سنا مصوبه مجلس شورای ملی را تأیید کرد. بدین ترتیب روز 29 اسفند 1329 به عنوان روز تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران در حافظه ملت ایران باقی ماند.

خدا پدر و مادر نمایندگان مجلسی را بیامرزد که نمایندگان مردمش در بیست و نهم اسفند هم بر سر کار خود می رفتند و نه مانند دوره ی ما که نمایندگان مجلس ، با فرض نماینده واقعی مردم بودن از چند هفته قبل از نوروز عطای قانون گذاری و دفاع از حقوق مردم را به لقای رسیدن به تعطیلات نوروز خود می بخشند !

به همین مناسبت :

انتشار تمبر به مناسبت ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند ماه 1331 دو سال پس از تصویب مصوبه ملی شدن صنعت نفت در مجلس :

oil53.jpg


تصویر روی جلد مجله تایم به مناسبت انتخاب محمد مصدق به عنوان مرد سال 1951 از سوی مجله تایم :

mm.jpg

نظرها (4) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶

پیروز واقعی انتخابات مجلس کیست ... ؟!

در حالی که تنها دو روز از برگزاری انتخابات مجلس می گذرد ، با اعلام تدریجی نتایج انتخابات باید بیشتر و دقیق تر به بررسی تحولات سیاسی در انتخابات مجلس پرداخت و با آنکه این روزها با روزهای پایانی سال و حاشیه های آن گره خورده است ، اما باید پرسید که آیا آنچنان که آقای خاتمی گفت بازی اقتدارگرایان را به هم زده ایم ؟!

با اعلام نتایج در شهرستان ها در بهترین حالت به نظر می رسد که از لیست اعلام شده از سوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در کل ایران حدودا 30 نفر در 102 حوزه ای که امکان رقابت در آنها وجود داشته است ، به مجلس راه پیدا کرده اند . اما سوالی که اینجا مطرح است و به نظر من این روزها به جای انفعال سیاسی باید به دقت به آن پاسخ داد ، آن است که آیا تاکید آقای خاتمی به عنوان ستون خیمه ستاد ائتلاف مبنی بر لزوم حضور همه جانبه در انتخابات و تاکید بر آنکه " باید بازی آنها را به هم بزنیم " امروز به ثمر نشسته است و اگر غیر از این بوده است چرا باز هم در دوره باطل قرار گرفته ایم و باز هم باید تنها شانه هایمان را بالا بندازیم و بگویم که نمی دانیم که چرا اینگونه شد .

khatami.JPG

درباره شهرهای کوچک به نظر می رسد که دلیل عدم موفقیت اصلاح طلبان چندان مهم نباشد که در این شهر ها انتخابات بیشتر از آنکه سیاسی باشد ، انتخاباتی قومی و محلی است . اما درباره انتخابات در شهرهای بزرگ باید این واقعیت را پذیرفت در حالی که نارضایتی عمومی و سنگینی بین مردم طبقه متوسط ایران وجود دارد و در شرایطی که ده ها سوال پاسخ داده نشده از فرصت سوزی ها و کوتاهی ها و ... برای طبقه خاصی از مردم که به امید بهبود شرایط ایران راه دموکراسی را برگزیده بودند همچنان باقی مانده است و با وجود رای های سازمانی و نهاد های خاص و حمایت های اعلنی خاص تر و استفاده از تمام امکانات حکومتی برای محافطه کاران سابق و اصولگریان امروز که انتخابات و دموکراسی ایرانی را به شبه دموکراسی تبدیل کرده اند ، امروز این سوال جدی باقی مانده است که ما در این انتخابات چه بازی ای را به هم زده ایم ؟ آیا ما بازی ای را به هم زده ایم و یا خود در بازی آنها فرو رفته ایم .

به نظر من با توجه به جایگاه سیاسی فوق العاده تهران و تاثیر زیاد منتخبین تهران در هدایت نمایندگان دیگر شهرها در مجلس ، اعلام نمایشی و پیام دار انتخابات در تهران که اولین کاندیدای ستاد ائتلاف در جایگاه سی و یکم قرار دارد به خوبی بیانگر استراتژی در پیش گرفته شده از جانب حاکمیت برای طرد کردن و استحاله اصلاح طلبی چه از نوع تند رو و یا کندروی آن است .

من نه به آنهایی که در این انتخابات شرکت کردنده اند انتقادی دارم که به امید آینده ای بهتر و برای اینکه حتی ذره ای از اقتدار اقتدارگرایان بکاهند از تمام توان و ظرفیت اعمال نظر خود استفاده کرده اند و نه به آنهایی که نه از روی انفعال بلکه از آنجا که ترجیح داده اند تا در یک بازی باخت – باخت در این شبه انتخابات شرکت نکنند انتقادی می کنم ، اما جدا چندین سوال درباره چرایی حضور در این عرصه ، نتایج آن برای ادامه حرکت رفرمیستی در ایران در صورت امکان ادامه حرکت اصلاح طلبی در ایران و ... برای من باقی مانده است .

برای موفقیت در رقابت های آینده امروز باید بطور شفاف به مخاطبین مان پاسخ بدهیم که ما چه بازی و نقشه ای را به هم زده ایم و این همه تلاش برای حضور حداکثری و ارائه لیست سی نفری در تهران ، آیا دستاوردی جز رسیدن به اقلیتی ضعیف تر و نا کارآمد تر از اقلیت مجلس هفتم و تحقیر بیشتر از جانب حاکمیت و نا امیدی بیشتر برای آنهایی که هنوز امید به آینده کشورشان را با اصلاح طلبی گره زده اند ، برای اصلاح طلبان داشت .

اما فارغ از همه این سوالات ، از همین امروز و از فردای انتخابات مجلس باید با همه وجود به انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد نگاه کرد ؛ باید مجلس را که در بهترین حالتش هم نشان داده است که جایگاه مهمی در فرایند سیاسی ایران نیست فراموش کرد و با استفاده از تمام ظرفیت ها از آخرین ایستگاه و تنها گزینه باقی مانده برای بازگرداندن بیمار به کما رفته اصلاحات به سطح جامعه و دمیدن امید دوباره در طبقات مخاطب اصلاح طلبی استفاده کرد .

نظرها (8) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶

نشست وبلاگ نویس ها و نامزدهای اصلاح طلب !

به روال انتخابات گذشته این بار نیز نشست وبلاگ نويسان منتقد و اصلاح طلب با برخی نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان ( یاران خاتمی ) برای انتخابات مجلس شورای اسلامی ، فردا در ستاد جوانان ائتلاف اصلاح طلبان " برای فردا " برگزار می گردد . لازم به ذکر است اين نشست روز دوشنبه از ساعت 17 در اين ستاد بر پا می گردد .

در اين نشست آقايان دكتر سيدمحمد صدر و دكتر نجفقلي حبيبي و جواد اطاعت از نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان و همچنين دكتر سيدمصطفي تاج‌زاده رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت و همچنين سيدمحمد ابطحي حاضر خواهند بود.

دفتر مرکزی ستاد " براي فردا " مستقر در خیابان ولی عصر، بين بهشتي و مطهري، خیابان اتحادیه، پلاک 14 و 16 می باشد.

حضور تمامی وبلاگ نویسان منتقد و اصلاح طلب و همچنین فعالان رسانه های آن لاین در این جلسه بلامانع است .

در همین زمینه :

" بیانیه تحليلي جبهه‌ مشارکت ‌ایران‌ اسلامی در پاسخ به يك سئوال اساسي و مهم : چرا در انتخابات ناعادلانه مجلس هشتم شركت كنيم ؟ "

نظرها (6) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

به بهانه نمایش زیر زمینی " سنتوری " : خود شکن ، آئینه شکستن خطاست !

بعد از ظهر یک روز تعطیل و تنهایی من سبب شد که پس از مدت ها کلنجار رفتن با خودم به تماشای " سنتوری " بنشینم . شاید آنچه که بیشتر از همه سبب شده بود که " سنتوری " را با فاصله از موج ایجاد شده درباره آن ببینم ، آن بود که اصولا با انجام کاری به دلیل موج ایجاد شده درباره ی آن مشکل دارم ‍! نگاهم به " سنتوری " و حاشیه هایش را در سه بخش بیان می کنم :

1- بی پرده بگویم که " سنتوری " را بدون حتی ذره ای عذاب وجدان دیدم ! معتقدم که این جریان دیدن یا ندیدن سنتوری و شماره حساب اعلام کردن برای ریختن پول به حساب تهیه کنندگان فیلم تنها و تنها رفتاری نمادین است که اگر قرار بر این بود که به حق صاحبان اثر در مملکت احترامی گذاشته شود ، نباید سالهای سال ، سی سال فعالیت بزرگان موسیقی ایران از شجریان و علیزاده گرفته تا مشکاتیان و ... در یک سی دی mp3 هزار تومانی در سر چهار راه ها به فروش برسد و همه ما هم بدون آنکه ذره ای به این فکر کنیم که این آثار حق مولفی هم دارد ، با هیجان این مجموعه ها را تهیه کرده ایم .

اصولا در زمینه کپی رایت در این مملکت باید با خودمان رو راست باشیم . شاید بیشتر از همه خود ما از نبود قوانین حقوق مولف در مملکت استفاده کرده ایم و روزی که با افتخار نرم افزار های چند صد دلاری را در همین فروشگاه محل زندگیمان با هزار تومان می خردیم باید به آن می اندیشیدیم که این دزدی های شرافتمندانه روزی به خودمان باز خواهد گشت !

santoori.JPG

2- توقیف سنتوری و صحبت های اخیر وزیر ارشاد جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه سنتوری هرگز در ایران نمایش داده نخواهد شد باز هم این سوال را به ذهن می آورد که این دوستان از چه می ترسند ؟ شاید همانطور که بعضی از اندیشمندان و هنرمندان ایران در این سالها گفته اند حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر در حوزه های فرهنگی دیگر مختل شده است .

اما مختل شدن حاکمیت فرهنگی به چه معنا است ؟ به این معنا که به عنوان مثال سنتوری تولید می شود و مخاطبانش هم سنتوری را می بینند و در این چرخه تولید و نمایش و دیده شدن ، حاکمیت نه تنها سنتوری ، بلکه خود را توقیف کرده است ! زیرا سنتوری و سنتوری ها تولید می شود و مخاطبانش هم رو زمینی و یا زیر زمینی آنها را خواهند دید و آنچه که در این میان هیچ کاره به نظر می رسد دولت و مسوولان فرهنگی ما هستند .

باید گفت در این روزگار پر رسانه ، استفاده از روشها و توقیف های دههای شصد و هفتادی ، تنها فیلم و کنسرت ها را از سالنهای سینما و کنسرت ، به تلویزیون و دی وی دی ها و سالنهای زیر زمینی خواهد کشاند و آنکه در این میان ضرر خواهد کرد همانطور که گفته چرخه اقتصادی هنر و بیشتر از آن خود حاکمیت است .

به نظر می رسد جرم " سنتوری " و " پرسپولیس " مرجانه ساتراپی از دید مسولان فرهنگی ایران مشترک است و جرم هر دوی آنها روایت " صادقانه " ای است از آنچه که باز می تابانند . مشکل آن است که در این جامعه آنقدر که نمایش صادقانه و بازتاباندن پلیدی و زشتی جرم محسوب می شود خود آن زشتی ها هرگز جرم محسوب نمی شود .

روایت صداقانه این دو فیلم از " مرجانه " ها و " علی" ها آنقدر واقعی است که مسوولان را یارای دیدنش نیست ! تو گویی آئینه مهرجویی و ساتراپی بدون هیچ غباری ، تمام حقایق درون جامعه ایران را نمایش داده اند که این گونه در تلاش برای شکستنشان بوده اند .

3- و اما سنتوری .... ! سنتوری را دوست داشتم به چندین دلیل . نخست برای آنکه روایتی واقع بینانه و دردناک است از آنچه که در اطرافمان می گذرد . فیلمی که سرگذشت علی سنتوری و علی سنتوری ها ی اطرافمان را به رخمان می کشد که در این کشور استعداد کش ، همه شان را با زدن انگ های مختلف به گوشه ای طرد کرده ایم . یادم نمی رود که " استاد حمید سنمدریان " استاد مسلم تاتر می گفت که با استعداد ترین شاگرد دوره های آموزش بازیگری ایش این روزها در بازار تهران در حال پادویی است ! " سنتوری " مهرجویی دقیقا روایت این نسل سوخته است . نسلی که با توقیف و لغو مجوز و ... آنها را به زیر زمین ها فرستادند و استعداد شان را با خط کش های حلال و حرام به نابودی کشاندند .

بازی " بهرام رادان " را بسیار پسندیدم و خوشحالم که او استعداد خود را به خوبی قدر دانست و خود را از فیلمهایی مانند " آبی " و ... به " سنتوری " رسانده است ؛ هرچند که باز هم این سوال برای من باقی مانده است که چرا بازی در نقش معتاد اینقدر در سینمای ایران چشم نواز شده است . به یاد دارد که همین دو سال قبل دیگر استعداد بازیگری ایران " باران کوثری " هم به دلیل بازی در نقش یک معتاد عنوان بهترین بازیگر ایران را به دوش کشید و حالا " بهرام رادان " . متاسفانه باید گفت " گلشیفته فراهانی " درخطر جدی تبدیل شدن به " تیپ " قرار دارد . تمامی نقش های اخیر گلشیفته یاد آور نقش دیگری از او بوده است و این برای یک بازیگر بسیار خظرناک است و متاسفانه این روند در سنتوری نیز ادامه دارد

باید از موسیقی " سنتوری " بسیار گفت . موسیقی محسن چاوشی بسیار نوگرایانه بود . موسیقی که ادای کسی را در نمی آورد و تلاش نمی کرد که موسیقی سنتی و حافظ و مولانا را با موسیقی مدرن در یک پاتیل بریزد و هم بزند و موسیقی نو به خوردمان بدهد . " چاووشی " موسیقی و حس خود را به زیبایی و سادگی روایت می کند و صدای خش دار و گرمش سبب می شود که موسیقی اش را بسیار دوست داشته باشیم .

علاوه بر موسیقی خوب ، تورج منصوری مدیر فیلمبرداری مانند همیشه کارش بی نظیر بود و علاوه بر او بازی بسیار کوتاه بانو " رویا تیموریان " باز هم نشان داد که تاثیر گذاری بازیگر نه به میزان حضورش در جلوی دوربین که به اثر گذاری بازیش بستگی دارد .

در پایان این را بگویم که اگر " سنتوری " را در محیطی عادی نماش می دادند می شد منتقدانه به آن نگریست و به قولی فیلم را در زمینه های گوناگون از جمله نگاهی که به موسیقی و نوازندگی و ... دارد شلاق زد . اما در این شرایط اکران ناجوانمردانه تنها باید به احترام مفهومی که در پی بیانش بوده است بر پا ایستاد .

نظرها (8) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶

بزرگترین مجموعه هنرهای مدرن جهان در زیر زمینی در تهران !!

هنگامی که پای هنرهای تجسمی به میان می آید ، آیا می دانید که شگفت انگیز ترین ، مدرنترین و به عبارتی چشمگیرترین مجموعه ای که در جهان وجود دارد در همین تهران و در زیر زمین موزه هنر های معاصر نگه داری می شود !!

مهمترین آثار هنر معاصر از امپرسیونیست ها گرفته تا آثار پیکاسو و اندی وارهول و جکسون پالاک و خوان میرو ... همه و همه در زیرزمینی در بسته و قفل و کلید دار قرار دارد ؛ زیرزمینی در تهران که هیچ راهی برای دیدن آثار ارزشمند موجود در آن برای علاقه مندان هنر مدرن وجود ندارد .

باور نکردنی است ! در تمامی این سالها و در همین تهران زیر زمین موزه هنرهای معاصر تهران جایگاه یکی از ارزشمند ترین و گرانقیمت ترین مجموعه های هنر مدرن در دنیا بوده است . آثاری که حتی در موزه هایی در لندن و یا پاریس و نیویورک هم نمونه هایی از آنها پیدا نمی شود. نقاشی های این مجموعه در تمامی سالهای پس از انقلاب برای دیدن همگان به دیوار آویخته نشده است . برای انداختن نگاهی به آنها و دیدن مدارک مربوط به این آثار باید اجازه ویژه ورود به زیر زمین گرفت تا شاید بتوان به تماشای یکی از چشمگیر ترین مجموعه های هنری جهان رفت . آنچه در آنجا وجود دارد به گفته ی کارشناسان هنر مدرن جهان شگفت انگیز است . ده ها نقاشی از استادان هنر مدرن از پابلو پیکاسو و اندی وارهول تا دیه گو ریورا در کنار هم قرار دارد . اثر" نقاش و مدل او " اثر 1927 پیکاسو یکی از ده ها اثر بی نظیر از گنجینه های بسیار موزه است .

تصورش را بکنید پرتره‌های وارهول از جكی اوناسیس، میك جگر و مرلین مونرو، سلف پرتره‌ای از دیه‌گو ریورا و یك نقاشی كه می‌توان آن را بهترین اثر جكسون پولا‌ك در خارج از آمریكای شمالی قلمداد كرد همه و همه در کنار هم در زیر زمین موزه در محاصره دیوارها و قفل های زیر زمین قرار دارد . این مجموعه که ارزشش فزون از سه میلیارد دلار است بوسیله " فرح دیبا " این در سالهای 1970 جمع آوری شده اما در سالهای پس از انقلاب اسلامی یعنی نزدیک به سی سال در پشت درب های قفل شده ی این زیر زمین در حال خاک خوردن است . ظاهرا برخی از نقاشی ها بحث انگیز تر از آن بوده که به نمایش عمومی گذاشته شود . در تمامی این سالها هنرشناسان در غرب شکوه کرده اند که حق دنیا برای دیدن این مجموعه سلب شده است .

بنا بر بعضی گزارش ها این آثار ممکن است طی دو تا سه سال آینده به صورت نمایشگاه دائمی موزه به نمایش درآید .

pic1.JPG
نقاش و مدل او : اثری از پابلو پیکاسو

pic2.JPG
اثری از اندی وارهول

pic3.JPG
اثری از خوان میرو

pic4.JPG
اثری از ون سان ونگوک


تصاویر و عکس هایی از این آثار بی نظیر را حتما در اینجا ببینید .


در همین زمینه :
احتمال رونمایی از گنجینه یك‌میلیارد دلا‌ری موزه هنرهای معاصر - آفتاب

نظرها (22) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶

کدام مردم ، کدام مجلس ، کدام مدرس ... ؟!

این روزها در بیلبوردهای تبلیغاتی ائتلاف اصولگرایان برای انتخابات مجلس که در خیابانهای تهران به نمایش در آمده است شعاری " مردم ، مجلس ، مدرس " به عنوان شعار اصلی این ائتلاف برای تبلیغات انتخاباتی در نظر گرفته شده است .

اما حقیقتا کدام مردم ، کدام مجلس و کدام مدرس در نظر این دوستان نقش بسته است ؟ مردمی که مخاطب محافظه‌كاران دیروز و اقتدارگرايان امروز است آیا مردمی هستند که صاحب حق و نظر بوده و نیاز به قیم و صالح برای نشان دادن و تایید صلاحیت کردن نمایندگانشان ندارند و یا مخاطب این دوستان مردمی هستند که به نیاز به صالحانی دارند تا سره را از ناسره برای آنها جدا کنند و آنها همواره حضور در انتخابات را نه حق شهروندی خود بلکه تکلیف و وظیفه ی خود در مقابل صاحبان و اربابان خود می دانند .

و کدام مجلس ، مجلسی که قرار بر آن است که نمایندگانش ته مانده ی لیوان آب رئیس جمهورش را به عنوان تبرک سر بکشند و احسنت احسنت گوی صاحبان قدرت باشند و اربابانشان در مجلس همچون چوپانان راه و مسیر را به آنها نشان دهند و یا مجلسی است که نمایندگانش صدای راستین ملت بوده و در مقابل ظلم و جوری که بر موکلانشان می رود فریاد بر آورده و همچون بورقانی ها و آرمین‌ها مجلس را تبدیل به مکانی برای مقابله با جور و استبداد کنند .

و اما مدرس ! مثل اینکه در این زمانه قرار است همه چیز وارونه نشان داده شود. گویی قرار است که در این دوران همه نمادها و اسطوره ها را استحاله کنند و با سنجاق کردن آنها با گروها و افرادی که بله قربان گوی حاکمیت بوده و عطای نمایندگی مردم را به داد و ستد با قدرت بخشیده اند، آن نمادها را نیز به نابودی کشانند .

همگان میدانند که مدرس نماد شجاعت و صراحت در مقابل استبداد رضاخانی بوده است. حال چه قرابتی بین مدرس و نمایندگان به اصطلاح اصولگرا هست، الله اعلم!

اگر در روزگاری ایستادگی و شجاعت و ابراز مخالفت با سیاستهای نادرست حاکمیت برای مدرسها و ملک الشعرای بهارها نام آنها را در تاریخ مبارزات ایران زنده نگه داشته است، بسیاری از نمایندگان شجاع مجلس ششم را با همان ویژگیهای مدرس امروز ترسو ، واداده و غرب گرا... خطاب میکنند؟

آیا مدرس بودن به معنی اطاعت بی چون و چرا از حاکمیت یکدست و رفتار ارباب وار با موکلان است و یا مدرس نماد ایستادگی در برابر ظلم و جور حاکمان است ؟

مدرس کسی بود که در دور اول مجلس شوراي ملي با آنکه به عنوان شورای تایید مصوبات مجلس و انطباق با احکام شرع به مجلس وارد شده بود ، هنگامی که تصمیم به ورود به عرصه سیاست ورزی گرفت از سمت خود استعفا داد و خود را کاندیدای مجلس کرد و برای فعالیت سیاسی از مردم زمان خودش بدون آنکه قیمی صلاحیتش را تایید کند رای گرفت و مدرس هرگز حاضر نشد که از جایگاه مذهبی خود براي مداخله در امور سياسي استفاده کند . مرحوم مدرس با آنکه سیاست را عین دیانت می دانست اما هرگز جایگاه دیانتش را برای رسیدن به اهداف سیاسی مبنا قرار نداد.

من حقیقتا نمی دانم که آیا معنای شجاعت و صراحت در روزگار ما تغییر یافته است؟ آیا حمد و ثناگویی حاکمیت نشانه شجاعت و صراحت شده است؟ آیا اینهایی که شعار مدرس وار بودن می دهند آیا شده است که حتی برای لحظه ای تنها در ذهن خود از اين ظلمی كه مردم را از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن به صورت آزاد منع می كنند و به جاي مردم و براي مردم انتخاب می کنند برآشفته شوند ؟

اما براستی وقتی حسین شریعتمداری به عنوان بهترین منتقد دولت نهم لقب می گیرد ، حتما ثناگویان حاکمیت هم شجاعترین نمایندگان و مدرس زمان خواهند بود.

عجبا از دست اين روزگار ....

نظرها (14) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۶

تیری دیگر بر کالبد اصلاحات ... !

با روشن شدن وضعيت حضور اصلاح طلبان در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی به نظر می رسد ضربه دیگری بر اصلاح طلبی كشور وارد شده است. باید پذیرفت آنچه که در دوم خرداد 76 به نام اصلاح طلبی در نظام سیاسی و اجتماعی ایران شکل گرفت، امروز تبديل به شیر بی یال و دم و اشکمی شده است که تنها نامی از اصلاح طلبی را به همراه خود دارد .

آنچه که شرایط سیاسی ایران در سالهای اخیر و بویژه پس از تشکیل مجلس هفتم و دولت احمدی نژاد نشان می دهد بیانگر آن است که حاکمیت در ایران امکان بازگشت جریان اصلاح طلبی به حاکمیت از طریق صندوق های رای را به هر نحو ممكن مسدود کرده است . به نظر مي‌رسد تحلیل هایی که در ماه های اخیر با توجه به فشارهای اقتصادی و بین المللی به كشور این ایده را مطرح مي‌كرد كه حاکمیت در اين شرايط تحت فشار امکان بازگشت جریان اصلاح طلبی به قدرت را از طريق راي مستقيم مردم ميسر می سازد به شكست انجاميده است.

42-15469191.jpg

معتقدم حاکمیت در ایران با توجه به هزینه های زیادی که جریان اصلاحات بویژه مجلس ششم برایش داشته است از مدل حاکمیت دو قطبی به مدل حاکمیت تک قطبی تغییر فاز داده و در سالهای اخیر با توجه به افرایش بی اندازه درآمد های نفتی، این مدل را به جد دنبال می کند. اما آنچه که افسوس من را صد چندان می کند آن است که جریان اصلاح طلبی در این تحولات دقیقا همان نقشی را در حال بازی کردن است که جریان اقتدار گرا برایش طراحی کرده است .

این تحلیل که حاکمیت به دنبال حذف کامل جریان اصلاح طلبی است را اساسا اشتباه می دانم. حاکمیت به دنبال یک اقلیت ضعیف و ناتوان است که در بازی دموکراسی نقش صدای مخالف را بازی کند . صدای مخالفی که حدود خود را بداند و تنها در روشها منتقد حاکمیت بوده و اهل معامله و بده بستانهای پشت پرده ای باشد. آنچه جای تاسف است همانطور که پیش تر گفته شده این است که اصلاح طلبان خواسته یا ناخواسته دقیقا چنین کارکردی را برای خود تعریف کرده اند . اگر به برنامه هی تلویزیونی و تبلیغات گسترده رسانه های حکومتی در هفته های اخیر دقت کرده باشید بیانگر آن است که تلاش می شود که نشان داده شود همه و همه ی گروه ها در انتخابات شرکت می کنند و این تبلیغ و خواسته دقیقا در حال وقوع است .

مدل حکومتی تک قطبی با رقابتهای زرگری بین گروه های سیاسی درونی جریان اقتدارگرا با اقلیتی اصلاح طلب در خارج از قدرت می تواند هدف دیگری نیز داشته باشد و آن از بین بردن و نابودن کردن پایگاه اجتماعی و مردمی باقی مانده جریان اصلاحات است . متاسفانه اصلاح طلبان در این سالها رفتاری را در پیش گرفته اند که اگر روزی انتخابات آزادی هم در ایران برگزار شود ، جریان اصلاح طلبی به دلیل همه ی این کوتاهی ها و همراهی ها با حاکمیت ، بازنده آن باقی خواهند ماند .

حقیقا روشن نيست دلیل شرکت در انتخاباتی با تایید صلاحیت های مهندسی چیست . جریان حاکم با مهندسی دقیق و رد صلاحیت های هدفمند تکلیف حدود 220 کرسی انتخابات را مشخص کرده و نماینده ی این حوزه ها عملا مشخص است . همه ی توان رقابت جریان اصلاح طلبی برای رقابت برای 70 کرسی است که در صورت سلامت انتخابات و فرض‌هاي محال ديگر در بهترین حالت سی و اندی نماینده در مجلس آينده خواهد داشت. آن هم نمایندگانی که نیروهای دست چندمی هستند که امکان هیچ حرف و اعتراضی براي آنان در مجلس وجود نخواهند داشت.

واقعا مشخص نيست که اصلاح طلبان کی از اين خواب خرگوشي بیدار می شوند؟ کی خواهند فهمید که سالهاست از قطار حكومت پیاده شان کرده اند؟ مصلحت اندیشی تا چه اندازه ؟ حقیقا شرکت در انتخابات و مشروعیت دادن به رقابتی که در آن رقابت در بهترین حالت تنها سی و اندی نماینده از نیروهایی که اصلاح طلبی شان به مویی بند است نصیب جریان اصلاحات می شود با چه تحلیلی بوده است؟ آیا آنها خود را همچنان در بدنه‌ی حکومتي مي‌بينند كه خود آن حکومت آنان را از ساختار قدرت بيرون كرده است؟ آیا تنها اکتفا به "حضور معترضانه" کارکرد اعتراضی این جریان است؟ معتقد هستم که پارادکس موجود در " حضور معترضانه " برگرفته از پارادوکس ذهنی اصلاح طلبان است، و در واقع وقتي مي‌پذيرند در انتخابات حضور داشته باشند يعني به آن مشروعیت مي‌دهيم و وقتی وارد اين بازی‌ می شویم يعني به هر شكلي سلامت اين رقابت ناعادلانه را قبول دارند .

متاسفانه باید پذیرفت که تیر خلاص را اصلاح طلبان چهار سال قبل و آن هنگام که دولت اصلاحات انتخابات فرمایشی مجلس هفتم را برگزارکرد به اصلاحات شليك كردند . بايد پذيرفت كه حقیقت تلخي در تاريخ سياسي كشور در حال وقوع است و جریانات سیاسی اصلاح طلبی كه در طی این سالها سعي داشتند با استفاده از روشهای دمكراتيك و مبتنی بر راي مردم برای ورود به نهاد های قدرت تلاش کنند به پایان عمر خود نزدیک شده و تا زمانی که جریان رفرمیستی ایران درایت سیاسی را نه در متن جامعه بلکه در پشت درهای بسته بدست می آورند نبايستي چندان امیدي به اصلاحات در اين كشور داشت.

نظرها (12) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۶

نامه اعتراض آمیز 124 نفر از استادان و روشنفکران دانشگاه های جهان نسبت به لغو امتیاز ماهنامه زنان

آنچه در زیر مشاده می کنید نامه اعتراض آمیز جمعی از مهم ترین استادان دانشگاههای جهان در اعتراض به لغو امتیاز ماهنامه " زنان " است . در این نامه نه فقط تعداد زیادی از استادان ایرانی دانشگاه های کشور های مختلف جهان آن را امضاء کردند بلکه شخصیت های صاحب نامی چون" یورگن هابر ماس " و "نوام چامسکی"هم در این کار زار علیه توقیف "زنان " شرکت کرده اند .


اين نامه خطاب به مقام‌هاي زير است:

آيت‌الله علي خامنه‌اي (رهبر جمهوري اسلامي ايران)؛
آيت‌الله محمود هاشمي شاهرودي (رئيس قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران)؛
دكتر محمود احمدي‌نژاد (رئيس‌جمهور جمهوري اسلامي ايران)؛
دكتر غلامعلي حداد عادل (رئيس مجلس جمهوري اسلامي ايران)

توسط جناب آقاي محمد خزاعي
سفير فوق‌العاده و تام‌الاختيار
هيئت نمايندگي دائمي جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل متحد
دورنما: 7086-867-212

ما امضاكنندگان زير از شنيدن خبر لغو امتياز ماهنامة زنان توسط هيئت نظارت بر مطبوعات عميقاً نگران هستيم.

طي شانزده سال گذشته، ماهنامة‌ زنان صدايي مهم در گزارش مسائل زنان ايران- چه مشكلات و چه دستاوردهايشان- بوده است. اين نشريه همچنين تريبوني ضروري براي تشويق گفتگو ميان افرادي بوده است كه حقيقتاً به حل مشكلات گسترده‌تر اجتماعي علاقمند بوده‌اند. پوشش خبري مستمر زندگي زنان ايران در اين نشريه فرصتي براي شكل گرفتن يك درك متعادل بين‌المللي از جامعة‌ ايران فراهم آورده است. لغو امتياز انتشار ماهنامة زنان همة ايرانيان را از منبعي مهم در زمينة مسائل زنان محروم مي‌كند و در اين برهة حساس از حيات كشور نشرية ديگري را تعطيل مي‌كند.

ما به شدت از اين لغو امتياز توسط هيئتي كه طبق قانون اساسي اجازة لغو امتياز هيچ نشريه‌اي را ندارد نگران هستيم. ما خواستار بازپس‌گيري فوري اين لغو امتياز، و بازگرداندن مجوز انتشار ماهنامة زنان هستيم. لغو امتياز زنان مغاير با حق آزادي بيان و بر اساس هر معياري به كلي غيرقابل قبول است.

لیست امضاء کنندگان این نامه را در اینجا ببیندید .


* * * * * * * * * *

لازم به ذکر است که این امضاء ها همچنان ادامه دارد و برای مشاهده کامل این امضاء ها و بقیه امضاء ها که در حال اضافه شدن هست می توایند به سایت www.petitionforzanan.com مراجعه نمایید .


در همین زمینه :

بیانیه اعتراضی بیش از 1500 نفر از چهره های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی نسبت به لغو امتیاز مجله زنان - راز نو

اعتراض صدها تن از اساتيد دانشگاهها و فعالين حقوق بشر به لغو مجوز ماهنامه زنان - صدای آمریکا

اعتراض بین المللی به لغو مجوز مجله «زنان» - رادیو فردا

اعتراض روشنفکران ایران و جهان به لغو امتیاز زنان - رادیو زمانه

اعتراض به لغو مجوز ماهنامه‌ی زنان - ایران امروز

اعتراض ۱۲۰ نفر از اساتید دانشگاه و شخصیت‌های علمی و فرهنگی جهان به لغو مجوز ماهنامه زنان - خبرنامه امیرکبیر

مجله" زنان"، نهادی برفراز گرایش ها ! - خبرگزاری فرانسه

Iran: Protests over ban of women's magazine - Global Voices

از زنان تا پريشانی من، محمدحسين صبوری - گویا نیوز

ادامه‌ی مطلب...
نظرها (6) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۶

بیانیه اعتراضی بیش از 1500 نفر از چهره های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی نسبت به لغو امتیاز مجله زنان

بیش از 1500 نفر از شخصيت‌هاي فرهنگي، هنري و سياسي در اعتراض به لغو امتياز ماهنامة‌ "زنان" بيانيه‌اي را امضا كرده‌اند كه متن آن در زير مي‌آيد :

روز دوشنبه 8 بهمن 1386، در آستانه شانزدهمین سال انتشار بی وقفه "زنان" ، هيئت نظارت بر مطبوعات با لغو امتیاز ماهنامه ""زنان"" ، حکم مرگ این بانوی مطبوعات را صادر کرد.

دبیرخانه هیئت نظارت بر مطبوعات در اطلاعیه خود ضمن اینکه مجله "زنان" را یک "نشریه تند فمینیستی" خوانده است ، ادعاي خشونت عليه زنان و ناعادلانه خواندن قوانين مربوطه، سياه‌نمايي وضعيت زنان در ايران و القاي عدم وجود امنيت در جامعه و تخريب وجهه مقدس بسيج با درج توصيفات نامناسب را به عنوان دلایل لغو امتیاز این نشریه 16 ساله عنوان کرده است؛ در حالی که حتی بر اساس قانون مطبوعات فعلی که همه ما انتقادهای جدی بر آن داریم، لغو امتیاز نشریات جزو شرح وظایف هیئت نظارت بر مطبوعات نیست.

این اطلاعیه نشان داد که سقف تحمل مسئولان نسبت به طرح مطالبات زنان از حداقل‌های موجود نیز فروتر رفته و حتی انتشار ماهنامه "زنان" را نیز برنمی‌تابد. نشریه‌ای که نه تنها نهادی مستقل برای بسیاری از زنان ایرانی از هر گروه و تفکری است، بلکه همواره کوشیده است به دور از سطحی‌نگری و هیاهو در چارچوب قوانین موجود با عمیق‌ترین و اصیل‌ترین روش، یعنی فرهنگ‌سازی، به آگاهی‌بخشی و طرح مشکلات و مطالبات زنان بپردازد.

در طول تاریخ معاصر، مجله "زنان"مهم‌ترین نقطه ثقلی است که بدون تعصب و جانبداری از راه و روشی منطقی، همت خود را برای کاهش فاصله‌ها و افزایش همدلی و همگرایی میان زنان متمرکز ساخته است. به شهادت خوانندگان این مجله، "زنان" با جوشش مستمر خود طی 152 شماره، سرچشمه آگاهی‌بخشی دختران و مادران و مادربزرگان این مرز و بوم بوده است. و ما‌ نیز مانند بسیاری دیگر بر این عقیده‌ایم که هر زنی که سدی را در مسیر خودآگاهی جنسیتی خود در هم شکسته است، روزگاری خطی از هزاران نوشته "زنان" را به دل نشانده است.

"زنان"علاوه بر آن که با آگاهی‌بخشی و روشنگری، در افزایش نقش مثبت زن در خانواده و جامعه موثر بوده است، آیینه‌ای بوده است برای رشد و پیشرفت و قدرتمندی زن در ایران و توقف انتشار آن حرکتی است که به تبلیغات مبنی بر پرده نشینی و عقب ماندگی زن ایرانی دامن می زند.

تصمیم هیئت نظارت بر مطبوعات که در مورد مجله "زنان" این‌چنین خارج از نوبت انجام گرفته و بدون هیچ تمهید حقوقی و حتی ایجاد امکان پاسخگویی مدیر مسئول نشریه در دادگاه مطبوعات، امر قضاوت حقوقی را از طریق انتشار بیانیه‌ای تحریک‌آمیز به عهده افکار عمومیِ بی‌اطلاع از سابقه و عملکرد ماهنامه "زنان" واگزارده است، نه تنها در شأن این هیئت نیست بلکه نشان‌دهنده اعمال برخی سلیقه‌ها در این نهاد نظارتی است و نه اعمال قانون.

ما امضا کنندگان این نامه از این هیئت می‌خواهیم که در تصمیم خود تجدیدنظر کند و تاکید می‌کنیم که تا زمان انتشار دوباره ماهنامه"زنان" به اعتراض خود از همه راه‌های قانونی موجود ادامه خواهیم داد.

لازم به ذکر است بعضی از مهمترین امضاء کنندگان این بیانه عبارتند از :

هاله افشار، گلي امامي، زهرا اشراقي، داريوش آشوري، محسن آرمين، سيد محمد ابطحي، ژانت آفاري، كريم ارغنده‌پور، محسن امین زاده ، رخشان بني‌اعتماد، سيمين بهبهاني، محمد بسته‌نگار، محمد بهشتي، مسعود بهنود، حسن پورشيرازي، رضا تهراني، مصطفي تاج‌زاده، نيره توحيدي، علي حكمت، منيژه حكمت، شهلا حائري، فاطمه حقيقت‌جو، عليرضا حقيقي، عبدالله رمضان‌زاده، فاطمه راكعي، الهه رستمي، احمد زيدآبادي، مريلا زارعي، عيسي سحرخيز، ابوالفضل شكوري‌راد، ماشاءالله شمس‌الواعظين، مهوش شيخ‌الاسلامي، شادي صدر، اعظم طالقاني، فرزانه طاهري، عباس عبدي، فيض‌الله عرب‌سرخي، شيرين عبادي، عليرضا علوي‌تبار،فريدون عموزاده خليلي، فريده غيرت، فريده فرهي، هادي قابل، حسين قاضيان، محمد قوچاني، محسن كديور، جميله كديور، مهرانگيز كار، الهه كولايي، شهلا لاهيجي، مرضيه مرتاضي، سيد علي اكبر موسوي خوئيني، فخرالسادات محتشمي‌پور، تهمينه ميلاني، كامبيز نوروزي،علی مزروعی ، افسانه نجم‌آبادي، هما هودفر....

لیست کامل امضا کنندگان این بیانیه را در اینجا ببیند.

در همین زمینه :

نامه اعتراض آمیز 124 نفر از استادان و روشنفکران دانشگاه های جهان نسبت به لغو امتیاز ماهنامه زنان - راز نو

اعتراض روشنفکران ایران و جهان به لغو امتیاز زنان - رادیو زمانه

ادامه‌ی مطلب...
نظرها (4) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶

سرمقاله نیویورک تایمز درباره توقیف ماهنامه زنان ( Shutting Down Zanan )

در ادامه کمپین اطلاع رسانی ای که برای جمع آوری مطالب و واکنش ها درباره ی توقیف ماهنامه ی زنان شروع کرده ام امروز شاید با مهمترین واکنش در اینباره مواجه شدم . روزنامه مهم و معتبر نیویورک تایمز که به نوعی مهم ترین روزنامه ایالات متحده است ، سرمقاله ی امروز خود را به موضوع توقیف ماهنامه زنان اختصاص داده است . این اتفاق تا آنجا که من به خاطر دارد بسیار کم سابقه بوده است و این واکنش های جهانی به شدت بیانگر اثر گذاری مهم ماهنامه زنان می باشد .

NY.JPG


Editorial

Shutting Down Zanan

Published: February 7, 2008

President Mahmoud Ahmadinejad of Iran and his hard-line allies rail against the United States and other external “enemies,” but who they really fear are their own citizens.

The president and his crowd are increasingly nervous about losing next month’s parliamentary elections, and next year’s presidential vote. Their cowardly solution? Keep potential rivals off the ballot and silence anyone who can give Iran’s people a voice — like Zanan, the country’s premier women’s magazine, and Shahla Sherkat, its courageous managing director.

The government shut Zanan down last week.

The order to close Zanan, which means women, is the latest outrage and a sign of how much Mr. Ahmadinejad and the mullahs fear any debate. It should be reversed immediately.

Ms. Sherkat, a former religious revolutionary turned pragmatic feminist, has kept Zanan open for 16 years and 152 issues, despite financial and political pressures. She has managed to inform her readers without overly infuriating the mullahs — until now. According to reports from Iran, authorities said that the magazine was a “threat to the psychological security of the society” because it showed Iranian women in a “black light.” ..........

متن کامل سرمقاله نیویورک تایمز را از اینجا بخوانید .

ترجمه ی سرمقاله ی روزنامه نیویورک تایمز درباره توقیف ماهنامه زنان را از اینجا و یا اینجا بخوانید .

* * * * * * * * * *

Boston%20globe.JPG

همچنین روزنامه مهم " بوستون گلوب " که این روزنامه نیز مهم ترین روزنامه ماساچوست آمریکا است، امروز مقاله ی جالبی درباره ی توقیف ماهنامه زنان با عنوان " Silencing a voice of reason " دارد که می توانید متن کامل این مقاله را نیز از اینجا بخوانید . همچنین ترجمه ی این مقاله را از اینجا بخوانید .

در همین زمینه :

آمريکا بسته شدن مجله فمينيستی زنان در ايران را تقبيح کرد - صدای آمریکا

خاموش کردن زنان؛ سرمقاله نیویورک تایمز - سایت میدان

بيانيه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در تجليل از بورقانی و اعتراض به لغو امتياز نشريات آريا و زنان

خاموش کردن زنان - نیویورک تایمز - رادیو زمانه

مجله" زنان"، نهادی برفراز گرایش ها ! - خبرگزاری فرانسه

What's At Stake? - Protest Closure of Iranian Women's Magazine - Human Rights First

Protest Closure of Iranian Women's Magazine - Human Rights First

* * * * * * * * * *

نشست اعتراض به لغو امتياز مجله زنان در جبهه مشاركت :


IMG_8128.jpg
سخنرانی شهلا شرکت

برگزاري نشست اعتراض به لغو امتياز مجله زنان در جبهه مشاركت - نوروز

ستم بر زنان، ستم بر كلمه - متن سخنراني دكتر حسين قاضيان، جامعه‌شناس و از همكاران نشريه زنان كه در مراسم روز شنبه 20 بهمن 1386 كه در محل جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد - نوروز

نوانديشي ديني ما در حوزه زنان مديون مجله زنان است - گفتاري از عليرضا علوي‌تبار ؛ درباره نسبت نوانديشان ديني و مساله زنان

مجله زنان، آيينه تمام‌نماي جامعه - گفتاري از رويا كريمي‌مجد ؛ از نويسندگان گزارش‌ها و مطالب جنايي مجله زنان

مجله زنان، آرشيو خوبي از عملكرد مجلس در حوزه زنان را فراهم كرد - گفتاري از زهرا ابراهيمي، نويسنده مطالب ماهانه "يك ماه با زنان در مجلس" به مدت ۱۲ سال

مجله زنان، تريبوني براي تعامل بين جريانات مختلف فكري زنان ايران - مجله زنان، تريبوني براي تعامل بين جريانات مختلف فكري زنان ايران

گزارش تصویری این مراسم را در اینجا ببینید .

نظرها (4) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶

مراسم اعتراض به توقیف ماهنامه زنان در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران !

امروز سه شنبه ، شانزدهم بهمن ماه به مناسبت توقیف و لغو امتیاز ناعادلانه مجله زنان توسط هیت نظارت بر مطبوعات ، انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران نشستی را با حضور جمعی از فعالان عرصه روزنامه نگاری بر گزار نمود . در این نشست که با استقبال پور شور فعالان عرصه مطبوعات برگزار شد ، دوستان و بزرگواران زیادی درباره ماهنامه زنان سخنرانی کردند . در این نشست بزرگانی همچون دکتر شیرین عبادی ، مصطفی تاج زاده ، عیسی سحرخیز ، علی مزروعی ، شادی صدر ، دکتر حسین قاضیان ، دکتر کامبیز نوروزی ، رضا علیجانی ، فریده غیرت ، دکتر الهه کولایی ... در این مراسم حضور داشتند .

IMG_7810.jpg
شیرین عبادی؛ محبوبه عباس قلی زاده و شهلا شرکت در مراسم اعتراض به توقیف ماهنامه زنان در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران .

گزارش تصویری این مراسم را از اینجا ببینید .

ادامه لینک سایت ها و وبلاگ ها درباره ی توقیف ماهنامه زنان :

وكيل مجله زنان: لغو امتياز نشريه هنوز به مجله ابلاغ نشده است - ایسنا

مدیرمسئول مجله زنان، حکم توقیف را دریافت نکرده است - رادیو فردا

گزارش تصویری از نشست انجمن صنفی در اعتراض به لغو امتیاز "زنان" - حسن سربخشیان - سایت میدان

جامعه در انتظاري راديکال و ترسناک - گفت وگو با حسين قاضيان، جامعه شناس - روز آنلاین

صدای خاموش ناشدنی زنان - پرستو سرمدي - نوروز

برگزاري نشست اعتراض به لغو امتياز مجله زنان در جبهه مشاركت - نوروز

کاکتوسی برای مجله زنان (گزارش نشست انجمن صنفی روزنامه نگاران به مناسبت لغو مجوز مجله زنان) - مدرسه فمنیستی

برای مجله «زنان» که «مردان» اش را به سخن گفتن درباره «زنان» واداشت - نوشین احمدی خراسانی - مدرسه فمنیستی

به احترام دوشنبه (1) - آسیه امینی

مراسم بزرگداشت ماهنامه زنان برگزار شد - عکس روز - رادیو زمانه

"زنان" زنده است ! - ساناز الله بداشتی - سایت میدان

نوشتار زنان متوقف نمی شود - آمنه شیرافکن

زنان منتشر خواهد شد؟ - سولماز شریف - روز آنلاین

راه گفت و گو را بسته اند - گفت وگو با دبيرانجمن صنفي روزنامه نگاران - روز آنلاین

اعتراض به توقیف ماهنامه‌ی زنان - دویچه وله

مسائل زنان و مرزهای ممنوعه - مصاحبه با آسیه امینی - دویچه وله

مطالبات زنان , میان ماه من تا ماه گردون

نشست اعتراض به لغو مجوز مجله زنان در انجمن صنفي روزنامه‌نگاران برگزار شد ( كاكتوس زنان ) - کانون زنان ایرانی

تکلیف ما و مجله‌ی زنان - گفت‌وگو با شادی صدر در باره مجله زنان - رادیو زمانه

یادی از مجله زنان - علی اصغر سیدآبادی

این بار، «زنان» - مریم میرزا - مجله اینترنتی زیگ زاگ

به کودکی که با خون دل پرورده شد - لیلا صمدی( ویراستار زنان)

نظرها (2) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶

همه برای " زنان " ؛ " زنان " برای همه !

با اینکه شاید دیگر توقیف و لغو امتیاز و بستن نشریاتی که مردم را به اندیشیدن دعوت می کنند امری بدیهی باشد ، و با اینکه در این سالها بارها و بارها خبر بستن و توقیف و لغو امتیاز روزنامه ها و نشریات را شنیده ام ، اما خبر لغو امتیاز و توقیف " زنان " به دلیل نزدیکی ام به این ماهنامه برای من حس دیگری داشت .

شاید سالهای سال بود که جسته و گریخته خواننده " زنان " بودم ، اما آن هنگام که در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری گذشته و در ستاد دکتر معین با خانم شرکت بیشتر آشنا شدم و از زمانی که چندین ماه در کلاس های جامعه شناسی دکتر قاضیان در تحریریه زنان حضور پیدا کردم ، ماهنامه زنان و شخصیت ویژه ی خانم شرکت برای من معنای دیگری پیدا کرد . در این سالها چیزهای بسیاری از ایشان آموختم ؛ او را نماد پایداری و استمرار و اعتقاد واقعی به حرکات رفرمیستی و اصلاحی برای پیشبرد اهداف اصلاح گرایانه می دانم و به این نکته ایمان دارم که برای شخصیت " شهلا شرکت " پایان معنایی ندارد ؛ او دوباره می ایستد و دوباره آغاز می کند ؛ در جایی دیگر و در فضایی بهتر !

عکس زیر ساعتی پس از اعلام خبر لغو امتیاز ماهنامه در تحریریه زنان گرفته شده است .

zanan.JPG

* بر روی عکس کلیک کنید .

آنچه در زیر می بینید مجموعه مطالب فراوانی است که در این چند روز درباره توقیف مجله زنان در سایتهای گوناگون نوشته شده است :

ماهنامه زنان لغو مجوز شد - فارس

امتیاز ماهنامه زنان لغو شد - بی بی سی

ماهنامه «زنان» پس از ۱۶ سال انتشار لغو امتیاز شد - رادیو فردا

مجوز ماهنامه زنان لغو شد - رادیو زمانه

توقیف ماهنامه زنان در شانزدهمین سالگرد انتشار · گفت‌وگو با شهلا شرکت - دویچه وله

ماهنامه "زنان" پس از ۱۶ سال انتشار لغو امتياز شد - گویا نیوز

مجله زنان به دستور هیات نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شد - سایت میدان

ماهنامه زنان پس از شانزده سال انتشار لغو امتیاز شد - آفتاب

ماهنامه"زنان"توقیف شد - ادوار نیوز

علت: سلب امنيت رواني جامعه - روز آنلاین - محمود سرابی

چرا زنان اصولا خطرناکند؟ - ابراهیم نبوی

حذف "زنان" از عرصه عمومی - شادی صدر

تصميم ناگهاني هيات نظارت بر مطبوعات براي اعلام عمومي «لغو مجوز»، يك ساعت پس از پايان جلسه!؛ گفت و گو با وکیل ماهنامه زنان

ماهنامه زنان بعد از 16 سال انتشار توقیف شد - کانون زنان ایرانی

توقیف ماهنامه زنان را محکوم می کنیم / اطلاعیه مطبوعاتی گزارشگران بدون مرز

توقيف ماهنامه زنان را محکوم مي کنيم - گزارشگران بدون

گفت‌وگوی ميترا شجاعی با شهلا شرکت در باره توقيف ماهنامه زنان در شانزدهمين سالگرد انتشار آن، صدای آلمان

هديه‌اي با روبان سياه براي مجله زناني‌ها - سینا قنبرپور

دست کوتاه "زنان" و برج عاج هيأت نظارت بر مطبوعات - آیدا سعادت

ماهنامه "‌زنان‌" از نشريات پر‌تخلف است - فارس ( بیانیه دوم هیئت تظارت )

بيانيه شاخه زنان و كميسيون زنان جبهه مشاركت در اعتراض به لغو امتياز مجله زنان

بيانيه انجمن صنفی مطبوعات در اعتراض به شيوه هيأت نظارت بر مطبوعات در توقيف مجله زنان

دختر سوم "شهلا شرکت"... - آسیه امینی

تعطیلی زنان نمادی از پایان نوسازی - حامد قدوسی

مظلومیت زنان - کریم ارغنده پور

بلاهت بی پایان و لغو امتیاز زنان - معصومه ناصری

زنان محبوب من! - ماهنامه زنان لغو مجوز شد - شادبانو

زنان را تاب نمی‌آورند - پرستو دوکوهکی

پراکنده هایی غیر خشن - مریم میرزا

دیگر صبح های دوشنبه کسی sms نمی زند - نیلوفر رستمی

نشریه زنان توقیف شد - محمد معینی

آقايان بر ما ببخشاييد ! - فهیمه خضر حیدری

توقیف زنان - علی قائدی

بسیج عامل توقیف زنان - بیتا یاری

ماهنامه زنان توقیف شد - نوع دیگر

ماهنامه زنان به مدیرمسئولی «شهلا شرکت» بعد از ۱۶ سال انتشار به دستور هیأت نظارت بر مطبوعات، لغو مجوز شد.
- تریبون آزاد

عکس هایی از آخرین شماره ماهنامه زنان ( زنان 152 ) بر روی پیشخوان روزنامه فروشی ها - آگراندیسمان

زنان هم به تاريخ پيوست - پژمان موسوي

تعجبی نداره! - شیرین احمدنیا

زنان و سقف تحمل دولت"مردان" - جمیله کدیور

درباره مجله زنان - مژده دقیقی - روزنامه اعتماد

خانهء دوست داشتنی ما - نازنین کاظمی

تصميم گيري در مورد <لغو امتياز> تنها در اختيار دادگاه است - مصاحبه با فریده غیرت وکیل صاحب امتياز و مديرمسوول زنان

از امنيت ملي تا امنيت رواني - روز آنلاین - آسیه امینی

«ماهنامه زنان، قربانی سياست سرکوب شد» - مصاحبه شیرین فامیلی با نیره توحیذی - رادیو فردا

گزارشگران بدون مرز لغو امتياز مجله زنان را تقبيح و محکوم کرد - صدای آمریکا

بيانيه انجمن روزنامه‌نگاران زن ايران درباره توقيف مجله زنان - ایسنا

القائات اسکیزوفرنیایی و مجله زنان - رویا صدر

حيف از زنان ۱۶ ساله‌مان - نوشین طریقی

تحریریه زنان - وبلاگی برای پیگیری مساله لغو مجوز ماهنامه زنان

مسائل زنان و مرزهای ممنوعه در گفتگوی مهيندخت مصباح با آسيه امينی، صدای آلمان

مي خواهند تريبون هاي زنان را حذف کنند - گفت وگو با محبوبه عباسقلي زاده - روز آنلاین

مبصرو! قهر نکن "مجله زنان" هم با قطار می رود... - منصوره شجاعی - مدرسه فمینیستی

پرونده سازی برای مجله ی زنان - مهدی محسنی - جمهور

تعطيلي يك نشريه،خاموشي يك انديشه - كتايون مصري‌ - اعتماد ملی

مبصر کلاس "زنان" توقیف! - کاریکاتوری درباره توقیف نشریه زنان - مدرسه فمینستی

نظرها (9) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۶

چکیده ای از شانزده سال فعالیت ماهنامه زنان !

آنچه در زیر می خوانید چکیده ای از معرفی ماهنامه ی زنان است که دیروز ساعتی پس از خبر لغو امتیاز این نشریه برای معرفی تنها بخشی از آنچه که در این سالها در زنان گذشته است منتشر شد :

" زنان تخصصی ترین و فراگیر ترین ماهنامه مربوط به زنان در دو دهه اخیر است که از بهمن ماه 1370 بی وقفه منتشر شده است . مجله زنان خواستار تحولات مثبت به نفع زنان با رویکرد نواندیشی دینی و بهره گیری از نظرات متفکران معاصر بوده و همواره با نگاهی نو به بررسی مسائل پرداخته است . این مجله در زمینه های متنوع اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، هنری ، ادبی و علمی به مسائل خاص زنان می پردازد و از ماهنامه های محبوب در میان زنان و مردان ایرانی است . شماره های مختلف این مجله در ایجاد تحولاتی در شرایط حقوقی ، اجتماغی ، سیاسی و فرهنگی زنان ایران موثر بوده است . تحولاتی مثبت تغییر قانون حضانت کودکان ، تصویب قانون ممنوعیت کودک آزاری ، افزایش شروط ضمن عقد برای زنان ، تعیین سهمیه جنسیتی برای ورود بیشتر زنان به مجلس قانونگذاری و شوراهای شهر ، بررسی عملکرد ماهانه مجلس قانون گذاری در حوزه زنان ، بررسی رشته مطالعات زنان در دانشگاه ها ، تعدیب رفتار رسانه ها در ارائه نقش سنتی از زنان و نقد دیدگاه های زن ستیز در عرصه هنر و ادبیات .

از دیگر فعالیت های این نشریه می توان به بررسی نقش زنان در آفرینش های هنری و ادبی معاصر و فراهم آوردن امکان ارائه عقاید و دیدگاه های زنان مطرح و موفق در حوزه های علمی ، اجتماعی ، فرهنگی و هنری اشاره کرد ؛ و همچنین به ارتقای دانسته های علمی و افزایش سلامت روحی و روانی زنان جامعه و آگاهی رسانی در زمینه مشکلات و بیماری های مرتبط با زنان و ... این مجله در زمینه آسیب شناسی مسائل مربوط به زنان مانند اعتیاد ، فقر ، فحشا و ...مجله زنان از منابع مهم مطالعات پژوهشگران داخل و خارج از کشور در حوزه مسائل زنان است . "

در میان واکنش های خبرگزاری ها و سایت های مختلف داخلی و خارجی درباره توقیف یا لغو امتیاز این نشریه ، یاداشت آقای ارغنده پور را بسیار پسندیدم ، بویژه آنجا که گفته اند :

دیروز بعد از ظهر شنیدم که هیات نظارت بر مطبوعات امتیاز زنان را هم لغو کرده. برای لحظاتی احساس سردی کردم. برخی همکاران روزنامه نگار ما می گویند آنقدر در چند سال گذشته خبر توقیف و تعطیلی روزنامه و مجله شنیده اند که نسبت به آن مقاوم شده اند. این سخن شاید نوعی درک واکنشی باشد. ولی بی تفاوتی در برابر خبر تعطیلی یک نشریه غیرممکن است. دقیقا مثل خبر مرگ عزیزان می ماند که هر قدر هم که زیاد و پشت سر هم باشد احساس ناراحتی و غم عمیق در برابر آن گریزناپذیر است.

ماهنامه زنان تا به حال 151 شماره در مدت زمان 16 سال منتشر شده است. آنان که با کار روزنامه نگاری و چاپ و نشر در ارتباطند به خوبی آگاهند که انتشار یک ماهنامه بدون برخورداری از حمایت بی دریغ دولت در این مدت زیاد نشانگر یک توانمندی و عزم و اراده فوق العاده هست. واقعا هم در بین نشریات موجود –فارغ از محتوای آنها- ماهنامه زنان جایگاه ویژه ای دارد، هم از نظر فعالیت حرفه ای و هم از نظر کیفیت مطالب. در واقع انتشار ماهنامه زنان یکی از جلوه های توانمندی های باورمندانه زنان این دیار هست.

نظرها (2) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۶

ماهنامه زنان پس از شانزده سال انتشار لغو امتیاز شد !!

ساعتی قبل خبرگزاری فارس در خبری اعلام کرد نشریه زنان به دلیل آنچه که به مخاطره انداختن سلامت روحي، فكري و رواني مخاطب و القاي اين‌ كه در جامعه امنيت وجود ندارد و به دليل سياه ‌‌نمايي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي لغو مجوز شد.

zanan3333.jpg

در خبر فارس آمده است اين ماهنامه به دليل اخلال در حقوق عمومي و تضعيف نهادهاي نظامي و انقلابي از جمله بسيج ( !! ) مستند به اصل 24 قانون اساسي و صدر ماده 6 قانون مطبوعات و مصوبه نشست 298 شوراي عالي امنيت ملي به تاريخ 28/8/79 و تبصره 2 از ماده 5 قانون مطبوعات مبني بر لازم‌الاجرا بودن اين مصوبات به دليل بي‌توجهي به تذكرات كتبي و شفاهي كه پيش از اين مكرراً به مدير مسئول نشريه در باب رعايت قانون مطبوعات و ساير مقررات و دستور‌العمل‌هاي مربوطه داده شده است، بنا به رأي اعضاي هيئت، لغو مجوز شد.

آری به هممین سادگی قدیمی ترین نشریه ی خصوصی ایران و نشریه ای که بیش از شانزده سال از انتشارآن می گذشت و بیش صد و پنجاه شماره منتشر کرده بود ، به دلیل القای اینکه در جامعه امنیت وجود ندارد (!!) و به دلیل آنکه در تمامی این سالها سیاه را سیاه نمایانده و در دل این سیاهی ها به دنبال کور سویی برای امید بود توقیف شده است .

برای سرکار خانم " شهلا شرکت " سردبیر و مدیر مسوول " ماهنامه زنان "که حق بزرگی بر گردن من دارند ، آرزوی ادامه پایداری در مبارزه با جهل و ظلم و ستم در این جامعه سیاه را دارم که سالهای سال با صبر و آرامش در راه رشد و تعالی آن صبوری کرد و در این سالها برای دفاع از حقوق زنان در جامعه ایران به تنهایی ایستاد و امروز نه نشریه او ، بلکه آبرو و شرف و عدل ظالمانی که بر مسند اختناق و مستی قدرت نشسته اند توقیف شده است .

هراس من – باری – همه از زیستن در سرزمينی‌ست
كه مزد گور كن
از بهای آزادی آدمی
افرون باشد....


پیوست :

گزارشی که به نظر می رسد مهمترین دلیل توقیف مجله زنان باشد را بخوانید : کشته مي‌شوند تا بکشند . همچنین آخرین شماره نشریه زنان را از اینجا بخوانید .

نظرها (13) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۶

شورای نگهبان روسیه مهمترین منتقد پوتین را رد صلاحیت کرد !!

اینکه ایران در این سالهای اخیر اینقدر به دولت فخیمه ی روسیه علاقمند شده است ، شاید فقط به این دلیل نباشد که ایران برای ایستادن در برابر خواسته های جامعه جهانی مجبور به دادن عنوان و اقسام باجها به روسیه شده باشد ؛ دلیل مهمتری که وجود دارد آن است که این سرزمین مشرق زمین کلا گویا با دموکراسی و مردم سالاری مشکل دارد .

به نظر می رسد پایبندی به دموکراسی در دنیا نسبت عکس دارد با فاصله با خاورمیانه و خلیج فارس و هر کشوری که به این منطقه نزدیک تر باشد ، دموکراسی بیشتر در آن کشور به افسانه می ماند . همه این مقدمه را گفتم که بگویم این دولت فخیمه ی روسیه با اینکه جزء گروه ( G8 ) هشت کشور صنعتی جهان و عضو دائم شورای امنیت است اما گویی مشرق نشینی و نزدیک بودن به خاورمیانه ماشین اقتدارگرایی و رد صلاحیت های او را هم به راه انداخته است .

در خبر ها خواندم کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه ( بخوانید شورای نگهبان روسیه ) میخائیل کاسیانف مهمترین رهبر مخالفان دولت کرملین را از شرکت در انتخابات منع کرده است ( بخوانید رد صلاحیت کرده است ) !!

مقامات این کمیسیون گفته اند که آقای کاسیانف، اجازه نخواهد داشت به عنوان نامزد، در انتخابات ریاست جمهوری این کشور که در ماه مارس آینده امسال برگزار می شود، شرکت کند. این کمیسیون می گوید شمار زیادی امضای بی اعتبار، در فهرست حامیان نامزدی آقای کاسیانف وجود دارد.

نخست وزیر سابق روسیه گفته است که مطمئن است که انتخابات عادلانه و آزاد برگزار نمی شود ، اما در آن شرکت می کند تا از سازمان های دموکراتیکی که در زمان صدارتش پشتیبانی کرده است دفاع کند.

جالب آنجا است که روسیه در دستگیری مخالف دولت نیز سابقه ای طولانی دارد و کمتر از یک سال قبل بود که دولت روسیه گری کاسپاروف قهرمان افسانه ای شطرنج جهان که در سالهای اخیر به سیاست روی آورده و از سران ائتلافی ضد دولتی موسوم به " روسیه دیگر " است ، در جریان یک تظاهرات ضد دولتی در مسکو بازداشت کرده بود .

لینک خبر : Kasyanov barred from Russian poll - BBC

در همین زمینه :

ایران فروشی به بهانه ی انرژی هسته ای ! ( ترکمنچای دوم در راه است ) - راز نو
کاسپاروف به پوتین کیش داد - راز نو

نظرها (1) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶

در آستانه انتصابات مجلس : تصمیمی مهم پیش روی اصلاح طلبان

هنگامی که نزدیک به دو هفته ی قبل در اینجا به این مورد اشاره کردم که با آنکه جریان اصلاح طلبی به دلایل مختلف شاید در شرایط کنونی سخن خاصی ‏و توان فوق العاده ای نداشته باشد اما برای آنکه جریان پوپولیست و اقتدارگرای حاکم را کمی و حتی ‏کمی کنترل کنیم بهتر است نه با افتخار و سر بلندی بلکه با سر افکندی در انتخابات آینده به کسانی که حداقل ‏اگر توان حق گویی و پی گیری راستین رای مردم را ندارند اما آب نیز در آسیاب پوپولیست ها نمی ‏ریزند، رای دهیم ، تصورم این بود که شاید برای آنکه شوی انتخابات کامل باشد ، حاکمیت تن به حداقل هایی بدهد تا بتوان با ذره بین به دنبال کسانی گشت که امیدی به تغییر فضای سنگین کنونی از طریق مسیر ها و ظرفیت های قانونی فعلی را برای مردم ایجاد کنند .

fingers.jpg

اما اخباری که این روزها از رد صلاحیت های عجیب و بی سابقه کاندیدا های اصلاح طلب و حتی نزدیک به اصلاح طلب شنیده می شود تا حدود زیادی شرایط را تغییر داده و به نظر می رسد جریان اصلاح طلبی و به ویژه دو حزب تاثیر گذار این جریان - جبهه مشارکت و سازمان مجادهدین – در موقعیت بسیار مهمی قرار گرفته اند .

آنچه که از اخبار رسیده مشخص است برای اولین بار تمامی رد صلاحیت ها در همان مرحله ی اول بررسی صلاحیت ها یعنی در همان هئیت های اجرایی صورت گرفته است و این به خوبی بیان گر آن است که دومینویی که با انتخاب يك فرمانده نظامي – سردار افشار - به عنوان رئيس ستاد انتخابات آغاز شده بود به سرعت در حال پیشروی است و با انتخاب يكسويه معتمدان و اعضاي هيأت اجرايي از ميان تندروترين افراد وابسته به جناح حاكم قدم به قدم در حال جلو رفتن است و قطعا با این روند ، امید به بررسی اعتراض ها در هئیت های نظارت و شورای نگهبان به شوخی می ماند

تقریبا تمامی نامزد های جبهه مشارکت درتمامی کشور رد صلاحیت شده اند و رد صلاحیت ها حتی برخی از وزرای دولت آقای خاتمی را هم شامل شده است . همه ی اینها نشان دهند ی آن است که حاکمیت آنچنان موقعیت خود را در عرصه های داخلی و بی المللی در خطر می بیند که جای هیچگونه ریسکی را برای خود قائل نیست و حاضر است تمامی هزینه ها را بپذیرد ولی دیگر حتی احتمال بازگشت به دوران اصلاحات را برای جریان اصلاحات فراهم نیاورد.

در چنین شرایط خاصی به نظر می رسد موضع گیری جبهه مشارکت و جریان اصلاحات در تعیین خط مشی سیاسی این جریانها در سالهای آینده بسیار حانز اهمیت است . تصمیم به تحریم انتخابات و یا عدم شرکت در انتخابات بیشتر بیانگر آن است که جریان اصلاح طلبی باید راه کار سیاست ورزی و تلاش برای حضور در حاکمیت را برای سالهای آینده به فراموشی بسپارد و این تصمیم قطعا تبعاتی گسترده و مبهمی برای این جریان در تعامل با حاکمیت برای سالهای آینده و حتی احتمال تغییر ساختار درونی این جریان ها خواهد داشت .

باید صبر کرد و دید آیا جریان اصلاحات برای باقی ماندن و حضور در عرصه سیاسی کشور حاضر است که در این نمایش انتصابات مجلس شرکت کنند و یا حاضر نمی شود هیزم انتخاباتی شود که خود در آن سهمی ندارند و به سمت ترک فضای انتخابات رفته و تنها در موضع نظاره گر رقابتهای سیاسی درونی جریان اقتدار گرا در سالهای آینده باقی می ماند تا شاید روزی مساله نظارت استصوابي در انتخابات ها براي هميشه تكليفش مشخص شود .

در همین زمینه :

نامه مهم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ارتباط با عملکرد روزنامه کیهان

بیانه ی جبهه مشارکت در پي رد صلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاح طلب در انتخابات مجلس هشتم

نظرها (4) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۶

ستون " کیهان و خوانندگان " !

ستون " کیهان و خوانندگان " روزنامه کیهان هر روز به انعکاس نظرات خوانندگان این روزنامه می پردازد . اینها بخشی هایی از پیامهای خوانندگان روزنامه ی کیهان در روزنامه امروز است . به این چند پیام دقت کنید :


¤با توجه به عملكرد اكثريت جبهه دوم خرداد در مجلس ششم و بعضاً در دولت اصلاحات جاي بسي تعجب و پررويي است كه شماري از همان طيف كه حتي خودشان نيز بر رد صلاحيتشان يقين دارند براي ايجاد جاروجنجال و مقابله افكارعمومي با شوراي نگهبان براي مجلس هشتم ثبت نام نموده اند و آنوقت هم دم از عدم آزادي مي زنند ( !! )
زهرا حيدري

¤ از شوراي محترم نگهبان عاجزانه تقاضا مي كنم با توجه به حمايت صريح بوش از برخي مدعيان اصلاح طلبي نهايت دقت و سعي و تلاش خويش را براي رد صلاحيت دشمنان تابلودار نظام در داخل كشور بنمايند تا خداي ناكرده عوامل ستون پنجم دشمن هر روز به جاي حل مشكل نظام بر مشكلات نظام نيفزايند.
مقداد فرخي

¤ تقاضاي ما از اعضاء محترم شوراي نگهبان اين است كه جماعت يا افراد خاصي كه به دليل كاسه ليسي دشمنان و وطن فروشي مورد تاييد و حمايت آمريكا قرار گرفته اند تحت هيچ شرايطي تاييد صلاحيت نشوند.
محمودي

¤ با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در مورد حمايت آمريكا از بعضي جريانها كه مايه ننگ است شايسته است مسئولين صداوسيما در گزارش ويژه خبري مناظره و كنكاش در اين مورد اطلاع رساني نمايند تا ابعاد قضايا براي مردم روشن شود.
قلياف از تهران

¤ از صداوسيما تقاضا مي كنم كه برنامه هاي عزاداري بيشتري بخش كند .( !! )
اصغر راقي

¤ حضرت امام(ره) در مورد نهضت آزادي گفتند كه طرفدار جدي وابستگي ايران به آمريكا هستند. الحق كه افراد بي شرمي هستند كه آزادي و استقلال ما را زير سوال بردند كه خواستند ناظران خارجي براي انتخابات ما بيايند. خواهشمندم دست آن ها را بيشتر براي مردم رو كنيد.
حسين و هانيه عالي زاده از تهران

¤ از مسئولين صداوسيما تقاضامندم به احترام ماه محرم، ماه حزن و عزا از پخش موسيقي هاي تند كمتر استفاده نمايند و حرمت اين ماه را پاس بدارند بويژه راديو شبكه جوان.
بخشايشي

¤ پس از گذشت 10 روز از اولين برف و يخبندان، هنوز بسياري از كوچه ها و خيابان ها پر از برف و يخ زده است. از شهرداري تقاضا داريم شن و نمك بيشتري در سطح معابر بپاشد.
يك شهروند


ستون " کیهان و خوانندگان " ستون محبوب من در روزنامه کیهان است ! . اما اینکه چرا خوانندگان کیهان یکدفعه همه در یک روز ، یک موضوع خاص به یادشان می افتد و مثلا امروز همه با ادبیات و گویشی مشترک به شورای نگهبان توصیه می کنند که اصلاح طلبان کاسه لیس را رد صلاحیت کنند ، این دیگر احتمالا به بودجه کم روزنامه کیهان برمی گردد که مجبور است تنها یک نفر همه ی ستون " کیهان و خوانندگان " را بنویسد !!

اینکه چرا زمان شهردار بودن " آقای احمدی نژاد " تهران شهر گل و بلبل بود و امروز شهروندان یاد برف و یخ و شن و نمک خیابان های تهران می افتند ، این هم کاملا تصادفی بوده و هیچ ربطی به اینکه کی الان شهردار هست ندارد !!

اما جدا به مسوول ستون " کیهان و خوانندگان " روزنامه پیشنهاد می کنم که در سال حداقل یکبار یک مطلب علیه جریان سیاسی مورد حمایت مسوولان روزنامه بنویسند و در نحوه نوشتن پیام ها از جانب خوانندگان مردمی ، تنها کمی تنوع به خرج دهند و حداقل با ادبیات های مختلفی به مخالفان روزنامه فحش دهند ، تا حداقل بتوان سالی یک بار تصور کرد که خوانندگان روزنامه این پیام ها را می فرستند !

نظرها (8) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۶

در آستانه انتخابات مجلس : بینی ات را بگیر و برو رای بده !!‏

دیشب که به دعوت بعضی دوستانم به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابان مجلس هشتم رفته بودم ‏، دوباره تمام دودلی ها ، سرخوردگی ها ، نا امیدی ها و ... به سراغم آمد . به هیچ تعارفی هیچ ایده ای ‏برای تبلیغات و بوبژه استفاده از فضای مجازی و ... برای شکاندن فضای سرد سیاسی این روزهای ایران ‏که از سرمای هوا نیز دمایش پایین تر است به ذهنم نمی رسید .‏

معتقدم باز هم در آستای انتخابات تاره و در حالی که نزدیک به شصت روز تا انتخابات باقی مانده است ، ‏همه سوالهای پاسخ داده نشده ی تمامی این سالها باز هم کماکان در پیش روی آنهایی که در طول ‏هشت سال در سه تا چهار انتخابات نزدیک به هشتاد میلیون رای به جریان اصلاح طلبی و یا جریان ‏معروف به اصلاح طلبی داده اند باقی مانده است . جریان اصلاح طلبی امروز در حالی باز هم به سراغ ‏مردم می آید و آنها را تشویق به رای دادن می کند که خود به خوبی می داند که دلسردی و بی تفاوتی ‏ای که امروز در طبقات هدف جریان رفرمیستی در ایران وجود دارد تا حدود زیادی ناشی از کاستی های ‏آنان نیز بوده است .

election%2520day%2520II.jpg

‏ به خاطر دارم که چند ماه قبل که به دلیلی مهمان جلسه کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت بودم و ‏بحث پیشنهاد شعار انتخاباتی و چگونه بودن شعار مورد نظر مطرح بود ، دکتر خانیکی مواردی را در آن ‏جلسه مطرح کرد که دقیقا بیانگر لزوم پاسخگویی جدی به سوالات مهم مردم و بویژه طبقه مخاطب ‏جریان اصلاح طلبی نسبت به نحوه کارکرد ها و کوتاهی های جریان اصلاح طلبان حکومتی در قبال دوران ‏حاکمیتی شان قبل از هر گام انتخاباتی و مهمتر از هر شعاری بود . ‏

و امروز بیشتر به آن فکر می کنم که جریان اصلاحات کماکان در سرگیجگی تحولات سیاسی‎ ‎چند ساله ‏اخیر ایران بسر می برد . آن هنگام که دغدغه ی بزرگترین حزب اصلاحات ایران آن شد که نسخه دست ‏چندم جریان اقتدارگرا را برای انتخابات که همان سازمان رای یا همان رای سازمانی بود را برای هواداران ‏خودش پیاده سازی کند مشخص بود که این سرگیجگی ادامه دارد . استفاده از الگوی رای تلفنی و ‏بسیجی برای حزب و جریانی که طبقه ی مخاطبینش طبقه متوسط و اهل اندیشه ی جامعه است ‏بیانگر این پارادوکس بزرگ بود .‏

امروز جریان اصلاح طلبی که شعار و پیدایشش با گفتمان طبقه متوسط بوده است و برای رای آوردن از ‏مکانیسم های چوپانی طبقه عامه مردم استفاده می کند مصداق بارز از آنجا مانده و از اینحا رانده ی ‏سیاسی شده است . تلاش برای حفظ اصل سیاست ورزی و تن دادن به تمامی رد صلاحیت ها و ‏کارشکنی ها و تقلب ها و در کنار آن شعار ساز مخالف زدن سبب شده است که نه حاکمیت به اندازه ‏دیگر فرزندانش دست محبت به سر این فرزند شیطانش بکشد و نه طبقه ی متوسط و توده ی مردم دیگر ‏حداقل اعتمادی به این جریان داشته باشند . ‏

اما در این شرایط چه باید کرد ؟! مهمترین و مهترین شعار و سخن این است که باید با مردم صادق بود ؛ ‏باید کماکان از محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک سید محمد خاتمی در بین مردم و طبقه ی متوسط جامعه ‏ایران استفاده کرد و به قولی ته دیگ محبوبیت خاتمی را نیز در آورد و به آنها گفت با آنکه سخن خاصی ‏نداریم و توان فوق العاده ای هم نداریم اما برای آنکه این جریان پوپولیست و عوام گرا را کمی و حتی ‏کمی کنترل کنیم بیایید و نه با افتخار و سر بلندی بلکه با سر افکندی به کسانی رای بدهید که حداقل ‏اگر توان حق گویی و پی گیری راستین رای تان را ندارند ، حداقل آب نیز در آسیاب پوپولیست ها نمی ‏ریزند .‏

بی شک لیستی که تایید صلاحیت می شود و از فیلتر های مختلف بازرسان و ناظران و مجریان و ... می ‏گذرند و آنها که این روزها در ستاد های اصلاح طلبان همانند تمامی این سالها همان حرف ها ، همان ‏شعار ها و ... را می زنند و همان جلسات تکراری را بدون هیچگونه سخن تازه ای برگزار می کنند ، هیچ ‏شور و نشاطی در نظر آنان که نه انتخابات را وظیفه ی شرعی می دانند و نه به حاکمیت اعتقادی ‏راستین دارند نمی آفریند ؛ پس تنها باید با مردم صادق بود و به آنها گفت در حالی که تحریم و شرکت ‏نکردن در انتخابات خواسته و آرمان جریان اقتدار گرا هست و هیچ فایده ای برای آینده این مردم نداشته و ‏نزدیک به دو سال قبل مهمترین ثمره اش را دیده ایم ، پس بیایید و سر های خود را در گریبان کنید و بینی ‏هایتان را بگیرید تا بوی تعفن سازش کاری و ... عذابتان ندهد و تنها به امید آنکه بدی را از بین بدتری ‏انتخاب کنید به جریان اصلاح طلبان رای دهید . ‏

در همین زمینه :

تب و تاب ثبت نام انتخابات مجلس - وب نوشت - محمد علی ابطحی

نظرها (15) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
جمعه ۷ دی ۱۳۸۶

خداحافظ بوتو ؛ سلام طالبان ! ( شلیکی به سوی دموکراسی )

خداحافظ بوتو ! چه می شود کرد ؛ در کشورهای جهان سوم آنان که وعده مبارزه با بنیادگرایی و سنت گرایی بدهند ، باید بدانند که بر روی میدان مین راه می روند !

610x.jpg
بی نظیر بوتو ؛ ساعاتی پیش از مرگ

با آنکه تنها ساعتی از ترور و درگذشت بی نظیر بوتو می گذرد ، اما بیشترین تحلیل های رسانه های جهان حاکی از احتمال انجام این ترور از جانب گروه های تندروی اسلامی خبر می دهند . بی نظیر بوتو پس از هشت سال با شعار مبارزه شدید با بنیاد گرایی اسلامی و طالبانیسم وارد پاکستان شد و امروز تیر و بمب مذهب و دین سیاه او را به کام مرگ کشید .

در کشورهای توسعه نیافته ای همانند کشورهای خاورمیانه ، ظهور چهره های سیاسی ای همانند بی نظیر بوتو ، گامهایی ارزشمندی در توسعه ی و رشد دموکراسی در این جوامع بوده است و امروز یک بار دیگر ثابت شد که حرکت به سوی مبارزه با اقتدارگرایی و بنیادگرایی مذهبی چه مسیر پر هزینه ای دارد .

مجموعه عکس های کامل " بی نظیر بوتو" را از اینجا ببینید .

مجموعه لینک های مرببوط به ترور بی نظیر بوتو را از اینجا ببینید !

نظرها (6) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶

همراه شو عزیز ... ! ( خاتمی در دانشگاه تهران )

امروز که خاتمی پس از سه سال به مناسبت روز دانشجو به دانشگاه تهران رفته بود ، با آنکه نتوانستم در این مراسم حضور پیدا کنم اما تمامی حس های نوستالژیک چند سال قبل درون من زنده شد و به قول دوستی ای کاش این درگیریها و مسوولیت های کاری اینچنین آزادی مان را به مخاطره نینداخته بود تا همانند دوم خرداد ها و شانزده آذر های سالهای نه چندان دور ، با شور و هیجان آن سالها به دور هم جمع شویم و حس ها و آرزوهای نهفته مان را آن هنگام که به دور هم جمع می شدیم با هم فریاد کنیم : یار دبستانی من ، با من و همراه منی ... !

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1888.jpg

خاتمی با همه انتقادات گسترده ای که به دوره ریاست جمهوری او وارد است اما شخصیت کاریزمای بی نظیرش سبب می شود که برای سخنرانی هایش هرگز لازم نباشد که دانشگاه ها را از یک هفته ی قبل قرق کنند و اتوبوس اتوبوس از دانشگاه امام صادق و دانشگاه امام حسین ، دانشجو نما به جای دانشجویان اصلی برای صحبتهایش بیاورند . دانشجویان سخنرانی های خاتمی از جنس دانشجویان واقعی هستند . خاتمی با آنکه استاد دانشگاه نبوده و نیست (!) اما از جنس دانشگاه است و گفتمانش و کلامش کلام دانشگاهی است ؛ نه گوش می پیچاند و نه ... !

خاتمی طی سخنانش امروزش خواستار آزادی کسانی شد که به دلیل بیان اندیشه خود گرفتارشده‌اند. وی همچنین به بررسی فضای سیاسی پیش از انقلاب پرداخت که بسته شدن روز به روز آن موجب فروکش حرکت‌های مسالمت‌آمیز و پیدایش جریانات چپ و حرکت‌های خشونت آمیزی که هزینه‌های زیادی را به همراه داشت شده است . به سادگی می توان نگرانی خاتمی را از تکرار فروکش کردن حرکت ها ی مسالمت آمیز و پیدایش نهضت ها و حرکات زیر زمینی را درک کرد .

خاتمی در سخنانش ضمن دفاع از عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات، بسیاری از دستاوردهای هسته‌ای و ... که در زمان فعلی به اسم دولت احمدی نژاد مصادره می شود را حاصل کار دولت اصلاحات خوانده است و از سیاستهای دولت احمدی نژاد در عرصه خارجی به شدت انتقاد کرده است .

وی همچنین در پاسخ به سؤالی در مورد پرونده موسویان وی و تمامی تیم هسته‌ای سابق را افرادی دانست که در جهت منافع مردم عمل می‌کردند. خاتمی همچنین با انتقاد از طرح امنیت اجتماعی، آن را از بین برنده امنیت اجتماعی و اهانت آمیز نسبت به زنان و مردان دانست و گفته است : سعي كنيم به نام امنيت اجتماعي، امنيت اجتماعي از بين نرود !

اما از نکات جالب این مراسم آن بود که خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی که با اشاره به اظهارات اخیر مصباح یزدی پرسیده بود که چرا برخی می‌گویند دانشگاه ما اسلامی نیست ؟ گفت:این افراد بیخود میكنند . اما با این كه بی خود می كنند از ما كه با خود می كنین چاقویشان برنده تر است !!

خاتمی همچنین در ادامه در پاسخ به سوالی درباره اظهارات اخیر احمد جنتی دبیر شورای نگهبان درباره اصل برائت نامزدهای انتخابات ، گفت: مردم می‌خواهند به كسانی كه مورد توجهشان هستند رأی دهند ، چه حقی داریم به جای مردم تصمیم بگیریم و كسانی كه مورد تأیید مردم هستند را از آن‌جا كه صلاحیت‌ شان برای شش یا ‌دوازده نفر احراز نشده ردصلاحیت كنیم. پس چه قدر باید به مردم بی‌اعتنا باشیم كه بگوییم اكثریت اشتباه می‌كند و اعضای شورای نگهبان درست می‌گویند !

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1908.jpg

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1895.jpg

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1906.jpg

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1889.jpg


در همین زمینه :

پاسخ صریح خاتمی به جنتی و مصباح یزدی درباره «اسلامی شدن دانشگاه» و ردصلاحیتها - نوروز

گزارش تصویری از سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران - ایسنا (1)

گزارش تصویری از سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران - ایسنا (2)

نظرها (22) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۶

خانه از پای بست ویران است ... خواجه در فکر نقش ایوان است !

یاداشت کوتاهی که درباره ی آغاز طرح امنیت زمستانی نیروی انتظامی نوشته شد ، با واکنش ها و نظرات گوناگونی مواجه شد ؛ همواره گفته ام که عادت به پاسخ گفتن به کامنت ها ندارم زیرا معتقدم که اگر حرفی داشته ام باید در همان یاداشت می گفتم و اگر بد فهمی و کج فهمی ای نصیب مخاطب شده است ، یا اشکال از من بوده است و یا مخاطب با غرض آن یاداشت را خوانده است ... .

در میان این کامنت های زیادی که برای یاداشت مورد اشاره گذاشته شده است ، دوست بی نامی مواردی را بیان کرد که ابتدا به دلیل گفته شده قصد نداشتم به آنها بپردازم ، اما پاسخ دوست بزرگوار سرکار خانم " هانیه حقیقی "به این خواننده ی بدون نام آنچنان کامل بود که مرا وادار کرد در اینجا روایتش کنم .

خانم حقیقی در پاسخ نظرات این خواننده بی نام که در اینجا می توانید آنها را بخوانید گفته اند :


خانم یا آقای بی نام! جداً متاسفم که باید اسم کسی مثل شما رو هم هموطن گذاشت ؛ شما چه می فهمی که وطن یعنی چه...شما چه می فهمی که هویت ملی را چگونه هجی می کنند ؛ این مملکت متعلق به همه کسانی است که در آن به دنیا آمده اند و به ذره ذره خاکش عشق می رزند و ملقب به نام شریف ایرانی اند!!! و هم وطن یعنی کسی که نسبت به یغما رفتن غرور خودش و مابقی هموطن هایش حساس است و با غیرت !!

محض مزید اطلاع برای ارضای غرایز هم همین جا ، در جمهوری به قول شما اسلامی، دکان های سکه ای به راه است ، سودش هم به جیب همان کسانی میرود که روزی پارک رازی را بر خرابه های جمشید بنا کردند ؛ پولتان را حواله شیخ نشین نکنید ، هم پاله هایتان مستحق ترند!!!

ما همین جا می مانیم و به هیج بی غیرتی اجازه نمیدهیم که شعور و هویتمان را به سخره بگیرد ؛ اگر بنای به رفتن باشد ، امثال شما که تعلقی به خاک وطن ندارند برای رفتن مستحق ترند . بروید به عربستان که زنانش شناسنامه هم ندارند و با تیب خاطر همسر چهارم می شوند ، البته افغانستان هم گزینه بدی نیست ، حیف که آمریکا رفقای طالبانیتان را از آنجا پراند ... !

آقای قاسمی در فقره اخیر شما هم بی تقصیر نیستید؛ وقتی که از یکی از موارد جزئی طرح و قانونی خرده می گیرید که حقیقتاً تنها ابزاری برای اسلامی جلوه دادن رفتارهای اینچنین است ، گویی با اصل آن موافقید و الا کجای آنچه ما این روزها شاهدش هستیم اسلامی است که به دنبال مصادیق تبرجید!؟!؟

این طرحها زمستانی و تابستانی اش توفیر ندارد! کلهم گویی سناریو هایی است برای سرگرم کردن ملت و باج گرفتن با ابزاری به نام دین و اعتقادات مردم ! وگرنه کدام بخش امنیتمان تامین است که اجتماعیش باشد!؟!؟

خانه از پای بست ویران است .... خواجه در فکر نقش ایوان است !

نظرها (9) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
شنبه ۳ آذر ۱۳۸۶

" خاتمی آزاده ؛ رییس‌جمهور آینده " ؛ پیشبرد رفرمیسم یا بازگشت به نقطه صفر ؟!

این روزها در خبرها خوانده ام که دیدار آقای خاتمی از مشهد و سخنرانی او با استقبال گسترده ای مواجه شده است که بعضی ‏دوستان استقبال با شکوه از آقای خاتمی را آغاز دوره ای جدید از گفتمان رفرمیستی ایران دانسته اند و آقای ابطحی با هیجان ‏به شعار " خاتمی آزاده؛ رییس‌جمهور آینده " به عنوان مهمترین شعار مردمی در استقبال از محور ائتلاف ‏اصلاح طلبان اشاره کرده و این سفرها‎ ‎‏ را در ساماندهی و امیدبخشی و بازگشت نشاط نیروهای اصلاح‌طلب ‏بسیار تعیین‌کننده دانسته است .‏

در ادامه آقای ابطحی با اشاره به اینکه این کار بزرگترین گام‏‎ ‎در ساماندهی اصلاحات است و امید را دوباره ‏برمی‌گرداند ، آرزو می کند که ای کاش آقای خاتمی خسته نشود و این سفرها را ادامه دهد.‏

3277.jpg

اما آیا براستی باید از شعار ‏‎ ‎‏" خاتمی آزاده ، رئیس جمهور آینده ‏‎ “ ‎به وجد آمد و آن را گامی به جلو در ‏راستای پیشبرد گفتمان رفرمیستی و پیشبرد دموکراسی در ایران دانست و یا آن را بازگشت به نقطه ی صفر ‏در گفتمان اصلاح طلبی دانست ؟

معتقدم در گذار به سوی جامعه مدنی و رفتار رفرمیستی بازگشت شخص سید محمد خاتمی به مقام ریاست ‏جمهوری شاید تنها راه موجود برای برون رفت از شرایط کنونی ایران باشد ؛ فرار از شرایط بحرانی ایران و ‏گفتمان احمدی نژادیسم فعلی ، آن هم به شرط آنکه در دو سال آینده با توجه به شرایط سیاسی این روزها ، ‏ایرانی به شکل یک پارچه ی امروز در نقشه ی سیاسی جهان وجود داشته باشد . ‏

اما ارائه ی این دیدگاه که رویکرد دوباره به خاتمی و انتخاب او به عنوان رئیس جمهور آینده ، حرکت رو به ‏جلو در جنبش رفرمیستی ایران - در صورت وجود چنین جنبشی در ایران - باشد به نظر می رسد کمی دور ‏از واقعیت است . جنبش اصلاح طلبی ایران و آنچه که به عنوان جبهه دوم خرداد شناخته می شود باید ‏همچنان به سوالات متعددی درباره دوره هشت ساله ای که به عنوان دوره اصلاحات شناخته می شود پاسخ ‏بگویند ؛ همچنان سوالات فراوانی از کاستی ها ، عدم استفاده از پتانسیل آرای میلیونی مردمی برای پیشبرد حداقل ‏وعده های داده شده و مهمتر از همه تضاد های آشکار گفتمان رفرمیستی با بعضی از قوانین و نهاد های قانونی ‏کشور و صدها سوال دیگر وجود دارد . ‏

هنوز این پرسش اساسی پا برجاست که چرا به علت عدم نهادینه کردن حداقل ایده های اصلاح طلبی و نا ‏امیدی و دلسردی گسترده ی مردمی از جنبش اصلاح طلبی، از دل دولت آقای خاتمی ، دولتی همانند دولت ‏احمدی نژاد بیرون آمد . ‏

همچنین باز هم این سوال اساسی پابرجاست که در حالی که زمانی تمام نهاد های انتخابی حکومت ‏ایران ( دولت ، مجلس و شوراها ) در اختیار جریان اصلاح طلبی بود اما باز هم گفتمان رفرمیستی در ‏ایران به دلیل ساختار و چیدمان قانونی نهادهای انتصابی ایران با شکست مواجه شد ، انتخاب دوباره ‏خاتمی آیا غیر از بازگشت دوباره به نقطه ی صفر ، حاصل دیگری دارد ؟

در پایان باید از حضور دوباره ی خاتمی در جایگاه ریاست جمهوری تنها برای فرار از شرایط موجود ‏خوشحال بود که انتخاب دوباره خاتمی و استقبال از خاتمی و شادمانی های حول گفتمان خاتمی ، تنها ‏ غم و افسوسی برای مان دارد که آنچه که به نام اصلاح طلبی در ایران شناخته می شود گویی تنها به ‏قامت خاتمی و شخصیت کاریزمای او وابسته است و گویی جدا از او حاکمیت اجازه ی ارائه بیان تفکر و گفتمان ‏رفرمیستی را به کسی نمی دهد و این دقیقا در تضاد کامل با گفتمان اصلاح طلبی است .‏

3276.jpg

در همین زمینه :

خاتمی در جمع مردم مشهد: پيامبران نيامدند كه چيزی را به زور بر مردم تحميل كنند- نوروز

گزارش ابطحی از حاشیه‌های سفر مشهد - نوروز

گزارش تصویری سخنراني سيدمحمد خاتمي در جمع مردم مشهد - نوروز

گزارش تصويري سخنراني سيد محمد خاتمي درجمع مردم مشهد - ایسنا

نظرها (11) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶

‏چراغی که به خانه رواست ... !‏

دیروز در گشت و گذار در خبرگزاری های رسمی ایران به خبری برخوردم که دو خبرگزاری رسمی ایران آن را ‏منتشر کرده بودند و آن خبر این بود که كاردار سفارت پرتغال در تهران به عنوان رياست دوره‌اي اتحاديه اروپا، ‏عصر روز دوشنبه به منظور دريافت اعتراض ایران پيرامون موارد نقض حقوق بشر در كشورهاي عضو اين ‏اتحاديه به اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه فراخوانده شد !‏

مقامات ایرانی در این دیدار با اشاره به موارد فاحش نقض حقوق بشر در كشورهاي اروپايي از نقض آزادي بيان ‏در فرانسه و دستگيري دانشجويان در اين كشور انتقاد كرد و خواستار رسيدگي جدي به اين رويكردهاي ضد ‏حقوق بشري شد !!!‏

human.jpg

حقیقتا جالب است ! این حساسیت مقامات ایرانی به نقص حقوق بشر اروپایی بسیار ارزشمند است اما سوالی که در ‏اینجا مطرح است ، این است که آیا بشر اروپایی خونش از بشر ایرانی رنگین تر است ؟ کشوری که بر اساس ‏معیار های منشور حهانی حقوق بشر جهانی خود از ناقضین حقوق بشر است آیا می تواند به نقض حقوق بشر در ‏کشورهای دیگر اعتراض کند ؟

آیا کشوری که در زمینه ی دستگیری های متعدد دانشجویان ، دستگیری فعالان سیاسی و فعالان حقوق بشر و ‏زنان، توقیف های گسترده مطبوعات و عدم آزادی بیان خود پرونده ی قابل بررسی دارد ، چگونه به فکر حقوق ‏شهروندان فرانسوی است ؟ ‏

در روزهایی که شهروند ایرانی در یکی از بدترین دوره های آن در نقض حقوق آنها بسر می برد آیا اعتراض ‏مقامات ایران به نقض حقوق بشر در کشورهایی که دموکراسی در آنها نه در کلام مسوولانشان برای فریب ‏مردم ، بلکه در ساختار حاکمیتشان نهادینه شده است ، غیر از تلاش برای نعل وارونه زدن و منحرف کردن ‏پرونده ی حقوق بشر ایران دلیل دیگری دارد ؟

این رفتارها بیشتر از آنکه رفتاری دیپلماتیک و حقوق بشری باشد ، بیشتر نشان دهنده ی رسوخ بی تدبیری و ‏حماقت در سیاست است . در حالی که دولت ایران هرگز دغدغه ی نقض حقوق شهروندان خود را نداشته است، ‏اعتراض به نقض حقوق بشر در اروپا از سوی مقامات ایران ، بیشتر مرا به یاد این می اندازد که چراغی که به ‏خانه رواست به مسجد حرام است ... .‏

جالب آن است که در این روزها ، رسانه های حکومتی ایران با اشاره اعتراضات و تحصن های گسترده کارگری ‏در فرانسه در اعتراض به حقوق سندیکایی و صنفی خود ، آن را به معنای نارضایتی مردم از حاکمان فرانسوی ‏می دانند ، اما رسانه های ایران به عمد روی دیگر سکه ی این اعتراضات را نمی بینند و آن اینکه در فرانسه ‏دموکراسی و حقوق بشر آنچنان نهادینه شده که سندیکاهای کارگری بدون آنکه به اقدام علیه امنیت ملی و تشویش ‏اذهان عمومی متهم شوند و بدون آنکه سران این سندیکاها به زندان گرفتار شوند برای احقاق حقوق خود دست به ‏اعتصابات سراسری زده و دولت را ملزم به رعایت حقوق خود می کنند ؛ اقدامی که در ایران به رویا می ماند .‏


درهمین زمینه :

اعتراض وزارت امور خارجه به رويكردهاي ضدحقوق بشري كشورهاي اروپايي - ایسنا

در اعتراض به رويكردهاي ضد حقوق بشري كشورهاي اروپايي - فارس

نظرها (4) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶

نمایشی به اسم دموکراسی

امروز در مراسم اختتامیه ی چهاردهمین نمایشگاه مطبوعات که با حضور رئیس جمهور برگزار شد ، ‏‏ریاست محترم جمهوری برای آنکه نقد پذیری و دموکراسی خواهی خود را به رخ تمامی ‏روشنفکران بزغاله ی این سرزمین بکشاند در اقدامی جالب از هشت تن از كساني كه مقالات ‏منتقدانه و منصفانه نسبت به عملكرد دولت نهم نوشته بودند، تقدير و تشكر شد. ‏

جالب آنجاست که در این بخش ویژه که در مراسم اختتامیه ی جشنواره ای که به گفته دوستان روزنامه ‏نگارم یکی از سرد ترین و بی روح ترین جشنواره های مطبوعات بوده است برگزار شده ، اعلام شده ‏است که از مدت ها قبل تیم رييس‌جمهور و هم‌چنين هيات داوران به برررسي مقاله‌هاي منتقد پرداخته ‏اند و در نهایت هشت نفر ی که به گفته ی رئیس جمهور مقالات آنهای مقالاتي پربار، منتقدانه و منصفانه ‏بوده و مقالات بر اساس منتقدانه بودن با رعايت جنبه‌ انصاف نوشته شده است به عنوان نماد منتقدین ‏دولت انتخاب شده اند .‏

اما جالب آنجاست که در صدر نام این منتقدین دولت ، نام حسين شريعتمداري مدير ‏مسوول روزنامه‌ كيهان و محمدكاظم انبارلويي سردبير روزنامه رسالت قرار دارد !! ‏


21_8608220743_L600.jpg


به نظر می رسد این اقدام ریاست جمهور دارای دو پیام کاملا آشکار برای نویسندگان و ‏منتقدین واقعی ای دولت است . اول آنکه الگو و تصور دولت از نقد و آنچه که در ذهن خود از ‏منتقد می شناسد چیزی در حد حسین شریعتمداری است . این بدان معناست که سقف تحمل دولت ‏خدمتگزار ، حسین شریعتمداری است و همه ی دیگر منتقدان دولت به گفته ی رئیس جمهور ‏دانشگاهی جملگی بزغاله های روشنفکر نما هستند و نکته ی دیگر اینکه برای ‏بیان وضعیت آزادی قلم و اندیشه و بیان معیار ظرفیت نقد پذیری و ژست دموکراسی خواهی در دولت ‏آقای احمدی نژاد فقط کافی است که به این بیاندیشید که در سرزمینی زندگی می کنیم که برادر ‏حسین منتقد واقعی آن است . ‏

من نمی دانم که اگر حسین شریعتمداری منتقد واقعی دولت است ، مسعود بهنود ها ، ابراهیم نبوی ها ‏، احمد زید آبادی ها و ... آیا همگی از طرفداران سینه چاک دولت آقای احمدی نژاد هستند . وضعیت ‏دموکراسی خواهی و ادعای نقد پذیری این روزهای حکومت ایران در خلاء منتقدان راستین دولت و در ‏فضای بسته ی موجود سبب شده است همانند آرایشگرانی باشد که چون مشتری ندارند سر یکدیگر را ‏کوتاه می کنند ؛ در شرایط سیاسی امروز ایران از آنجا که همه منتقدان را با بهانه های مختلف به گوشه ‏ای محبوس کرده اند ، آن هنگام که بخواهند منتقدی پیدا کنند ، مجبور می شوند که یکی از یاران خود را ‏معرفی کنند . ‏

امروز دایره ی خودی های و آستانه تحمل دولتمردان ایران بر خلاف ادعاهای و نمایشهای ‏دموکراسی خواهانه شان که بیشتر به سیاه بازی شباهت دارد ، آنقدر تنگ و کم شده است که مهمترین حامی واقعی دولت و یکی از ستون های اصلی جریان حاکم ، منتقد ‏ترین منتقد دولت شناخته می شود ‏‏!!‏

در همین زمینه :

با حضور رييس‌جمهور؛
از نويسندگان مقالات منتقد دولت تقدير شد

نظرها (19) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶

تصحیح و توضیح

به دلیل بعضی واکنش ها و به علت صحبتهایی که در اینجا قابل گفتن نیست ، ترجیح دادم یاداشت " شرمگین از تسخیر " را از اینجا بردارم ...

از همه عزیزان و دوستان و بازدید کنندگان این وبلاگ عذر خواهی می کنم .

نظرها (2) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶

وقتی استکبار جهانی ناک اوت می کند !! ‏

یک شنبه ، ساعت 19:30 ، آقای ارونده گزارشگر رادیو ورزش در ابتدای بازی فوتبال ساحلی بین ایران و ‏امریکا با احترام گذاشتن به منشور المپیک و احترام به جدایی سیاست از ورزش و ... گفتند :‏‎ ‎من ‏امیدوارم که بچه های ما امروز در این مسابقه پیروز بشن و تا یکباره دیگه در روز 13 آبان مثل همیشه ‏مشت محکی به دهن استکبار جهانی بزنیم ... !! ‏

جالبیه ماجرا اونجاست که در این مسابقه ایران از آمریکا شکست خورد و بعد از بازی و پس از ضایع شدن کامل ‏آقای گزارشگر ، همون گزارشگر مثلا محترم فرمودند : خب البته ورزش میدان مهمی برای بیان شایستگی ها نیست ، چونکه ورزش یک ‏سرش برد است و یک سرش باخت (!) اما این مهمه که جوانان ما در دیگر میدان های حق علیه باطل نشون دادند ‏که همیشه مشت محکمی بر دهن استکبار می زنند ... !!‏

دیشب دوست داشتم بهش بگم : آخه برادر من ! آخه گزارشگر وطنی ! برعکس چیزی که توی مخت کردن ، این روزها استکبار جهانی که ‏هیچی ، استکبار سر کوچه تون هم چنان مشت محکمی بر دهنت زده که داری همین جوری دوره ‏خودت گیچ می خوری ! اما مثل اینکه تو هم مثل خیلی ها تو این مملکت هنوز داغی و نمی فهمی ... !

نظرها (9) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶

آقای پوتین ، خانم مهماندار و حقوق شهروندی !

امروز که برای ساعتی در ترافیک های طولانی تهران به دلیل ورود ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و نوچه هایش ( روسای جمهور آذربایجان ، قزاقستان و ترکمنستان ) به مناسبت اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر به تهران گیر کرده بودم ، داشتم به این فکر می کردم که به قول این قدیمی ها ، خدا خر رو شناخت که شاخش نداد !!

همون بهتر که توی تمام این سالها تحریم بودیم و مهمترین مسوولانی که به ایران اومدند همون روسای جمهور گینه بیسائو و ماداگاسکار و ... بودند ! تصور کنید اگه ایران هم مثل بقیه کشورهای جهان ، جزء جامعه جهانی به حساب می آمد و قرار بود روسای جمهور و مسوولان کشورهای مهم و سران کشورهای اروپایی و امریکایی به ایران سفر کنند ، از در خونه هم بیرون نمی نوتستیم بیایم .

درهر صورت امروز برای اینکه خط سیر آقای پوتین و بقیه همراهانشون باز باشه ، من و هزاران آدم دیگه مثل من ساعت ها در ترافیک زمان و اعصابشان لگدمال شد بدون آنکه بدانیم که چرا باید برای برگزاری نشستی اینچنین که هیچ نفع ملی نیز برایمان ندارد ساعتها به هیج گرفته شویم !

اما به راستی در سفر سال آینده ی آقای احمدی نژاد به روسیه ، آیا شهروندان روسی هم برای عبور آقای احمدی نژاد و هیئت همراه ساعتها مجبور می شوند که در ترافیک بمانند ... ؟! این همون حقوق شهروندی است که در ایران به شوخی بیشتر شباهت دارد .


pootin2.JPG
لحظه ورود پوتين رئيس جمهور روسيه به تهران

توضیح : این خانم مهماندار روس نمی دانم می داند که در زیر آفتاب چه سرزمینی این چنین رخ می نماید یا نه ؟! آفتاب این سرزمین سالهای سال است که چنین چهره هایی را به خود ندیده است . بیچاره خبرنگاران و عکاسان ایرانی که سالهای سال است چنین فریم هایی را در داخل این سرزمین نتوانسته اند بیندازند و این بانوی روس هم اگر جرات دارد پایش را از پله های هواپیما پایین بگذارد تا نشانش دهیم که چگونه در این سرزمین ، به قول رئیس جمهورش تقریبا آزادی کامل وجود دارد .

نظرها (12) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۶

ایران فروشی به بهانه ی انرژی هسته ای ! ( ترکمنچای دوم در راه است )

تاریخ معاصر ایران همواره شاهد حضور بیگانگان در این سرزمین بوده است ؛ با آنکه ایران هرگز استعمار نشده است اما بارها و بارها استثمار شده ایم ؛ روزگاری انگلیسی ها ، روزگاری پرتغالی ها و روزگار ی همسایگان شمالی مان گوشه چشمی به این سرزمین داشته اند !

روسیه تزاری و بعد ها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در مقیاس جفایی که در حق این سرزمین کرده اند و درمقیاس میراث و خاکی که از این سرزمین به یغما برده اند شاید هرگز قابل مقایسه با دیگر ان نبوده است ؛ عهدنامه گلستان و عهدنامه ترکمنچای و ... تنها بخشی از جفای ریشه داری است که این همسایه شمالی سالهای سال در حق این سرزمین روا داشته است ؛ اما چه شده است که در حالی که در سالهای متمادی شعار ضد استبدادی و ضد استعماری مان گوش فلک را کر کرده است ، شعار استبداد و استعمارمان رنگ شرقی نگرفته است ؟ و به قولی دیگر به نظر می رسد در شعار نه شرقی و نه غربی مان در طول سالهای متمادی پایه نه شرقی اش لنگ می زده است و در این سالها هر روز آهسته تر از دیروز نه شرقی اش را فریاد کرده ایم !

در طی روزهای آینده اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر در ایران برگزار می شوند تا ما به بهانه ی حمایت نیم بند روسیه از برنامه های هسته ای مان ، قسمتی از اراضی این سرزمین را در قالب تفاهم نامه تازه ی همسایگان خزر به آنها پیشکش کنیم .

caspian_sea.JPG

اما ماجرا از چه قرار است ! به موجب قوانین بین المللی، تکلیف دریاچه های مشترک در میان کشورها ، براساس قراردادهای فی مابین معلوم می شود . تکلیف این بزرگترین دریاچه دنیا به موجب قرارداد 1940 میان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و دولت وقت ایران معلوم شده است . اکنون که هر دو رژیم سقوط کرده اند ، جمهوری روسیه تمام تعهدات دولت شوروی را پذیرفته ، همان طورکه صندلی سازمان ملل شوروی و حق وتوی آن در شورای امنیت را بدست آورده و دولت جمهوری اسلامی هم متعهد به انجام تعهدات حکومت قبلی ایران است . به موجب قرارداد 1940 میان دو کشور ، دریای خزر همچون یک دریای آزاد در نظر گرفته شده و طرفین یک حاشیه مرزی دارند و بقیه دریا، رو و زیر آب ، آزاد و بین المللی است . حاکمیت سیاسی بر دریا هم به نسبت 50/50 میان دو کشور تقسیم شده است.

اما پس از فروپاشی شوروی ، ما با چهار کشور آذربایجان ، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان در این دریا هم مرز شدیم . اولین ضربه از اینجا بود که این کشورهای نوبنیاد به همراه روسیه مدعی شدند که حاکمیت سیاسی 50 درصدی ایران را قبول ندارند و باید رژیم حقوقی جدیدی برای دریای خزر تعریف شود و حق قانونی ایران را نقض کردند و دولتمردان وقت ایران نیز به سادگی رضایت دادند .

تا آنکه این روزها روسیه طرح شرم آوری را برای حاکمیت دریای خزر معرفی کرده است که در این طرح حاکمیت بر دریا به دو بخش روی آب و زیر آب تفکیک می شود ؛
در بخش روی آبی ، آبهای دریای خزر برای تمام همسایگان مشاع بوده و به قولی زیر دریایی های اتمی روسیه تا نزدیکی سواحل ایران اجازه ی تردد دارند و در بخش زیر آبی ، در طرح روسها آمده است که دو سر ساحل هر کشور را به هم وصل می کنند و منطقه زیر دریا حد فاصل این خط فرضی و ساحل هر کشور سهم آن کشور از زیر دریا است . و بدین ترتیب سهم ایران از دریای خزر تنها 11 درصد خواهد بود . 11 درصدی که تهی از هر گونه ذخایر پر ارزش نفت و گاز این دریا می باشد و منابع مهم انرژی این دریا در خارج از سهم ایران وجود دارد .

این طرح چندین سال است که از با زورگویی و اعمال فشار از طرف روسیه مطرح شده است . در زمان دولت آقای خاتمی ، به دلیل آنکه دولت توان مقابله با روسها را نداشت در تمامی آن سالها به اتلاف زمان پرداخت اما به نظر می رسد روسها در طی یکی دو سال اخیر حمایت نیم بند خود از طرحهای انرژی هسته ای ایران را منوط به اطاعت بی چون و چرای ایران از این طرح سر تا پا استعماری کرده اند .

روسها در طی این سالها بزرگترین برنده ی نزاع ایران با دنیای غرب بوده اند و در این سالها از توپولوف های اسقاطی شان تا هزاران وعده و وعید برای رساندن سوخت هسته ای نیروگاه بوشهر و تکمیل این نیروگاه که به وعده ی سر خرمن می ماند و ... تنها بخشی از جفایی است که در این سالها در حقمان کرده اند ؛ اما برای من جالب است که آنهایی که داعیه ی ضد استبداد و ضد نظام سلطه بودنشان گوش فلک را پر کرده است ، چگونه این چنین در قبال این همه جفا در حق مردم و این سرزمین تنها برای منافع زود گذرشان سرها را در گریبان فرو برده اند ...

به همه دوستانم که همچنان دل در گرو این سرزمین دارند ، پیشنهاد می کنم که به هر طریقی که می توانند حداقل ، حساسیت خود را نسبت به این اتفاق مهم نشان دهند .

نظرها (57) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۸۶

غرور شکسته شده یک ملت !

در بیست و چهار ساعت گذشته ، حجم کم سابقه ای از اخبار رسانه ها و شبکه های گوناگون دنیا به اخبار ‏سخنرانی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا اختصاص داشت . فیلم کامل و سانسور نشده ی سخنرانی را از ‏اینجا دیدم و خیلی از اخبار و تحلیل ها در این باره را شنیده و خوانده ام اما در تمامی این ساعت ها و در ‏تمامی لحظاتی که این سخنرانی را می دیدم از آنچه که بر احمدی نژاد در آن سخنرانی گذشت حس خوبی ‏نداشته و ندارم ! ‏

من نمی دانم که آقای احمدی نژاد با چه تحلیلی و با مشاوره با چه کسانی دعوت دانشگاه کلمبیا را پذیرفته است ‏اما این را می دانم که آنچه که در دانشگاه کلمبیا گذشت بیشتر از آنکه توهین به احمدی نژاد باشد ، توهین به ‏یک ملت بود . اینکه چرا رئیس جمهور یک کشور شرایطی را فراهم کرده است که این چنین بیست و چهار ‏ساعت تمام کشورش مورد تمسخر تمامی رسانه های دنیا قرار بگیرید را نمی دانم .‏

در تمامی زمانی که سخنرانی رئیس دانشگاه کلمبیا و سخنرانی رئیس جمهور ایران را می دیدم و می خواندم ‏از اینکه اینچنین به رئیس جمهور ایران توهین می شود ، هرگز حس خوشایندی بهم دست ندادم و هرگز از ‏اینکه این چنین رئیس جمهور ایران از سوی رئیس دانشگاه کلمبیا دیکتاتوری کوچک و بی رحم لقب ‏گرفت و یا او را فردی گستاخ و بی سواد توصیف کرد و یا اینچنین مورد تمسخر و توهین و هو کردن ‏حضار قرار گرفت خوشحال نشدم !‏


image3292047.jpg

اما حقیقتا چرا ؟ آیا احمدی نژاد به حق و یا نا به حق نمی دانست که دو سال است که موضع گیری هایش ، ‏سخنانش ، سیاست هایش ، سوژه ی شماری یک تمامی کاریکاتور های سیاسی جهان قرار گرفته است ؟ چرا ‏این چنین شرایطی را فراهم آورد که به او به عنوان رئیس جمهور ایران بی احترامی شود ؟ براستی چرا در ‏مقابل این چنین توهین آشکاری که توهین به هویت حقوقی او بوده اعتراضی نکرده و جلسه را ترک نکرد ه ‏است ؟‏

آیا در حالی که او هولوکاست را افسانه دانسته است ، بر ادامه برنامه هسته ای تاکید دارد و از آزادی های ‏فراوان در ایران دم می زند ... چرا خود را در شرایطی قرار می دهد که این چنین مورد هو کردن و ‏تمسخر قرار گیرد ؟ آیا کسی نبوده است که به رئیس جمهور ایران بگوید توهین به او ، توهین به هویت ‏شخصی اش نیست و توهین به یک ملت است . ‏

من نمی دانم که آقای احمدی نژاد آیا خود نیز رویاهای خودش درباره ی اینکه که دانشجویان آمریکایی به او ‏علاقه دارند و برای او نامه می نویسند را باور کرده است یا نه ؟ اگر باور کرده بود امیدوارم امروز فهمید ‏باشد که جهانیان چگونه به او نگاه می کنند . ‏

از تمسخر کردن و فحاشی کردن به احمدی نژاد هرگز شادمان نشدم ! من نمی دانم که چرا کسی نزدیکان ‏رئیس جمهور از احمدی نژاد نمی خواهند که کمی بر روی سخنانش فکر کند ؟ براستی احمدی نژاد رویای ‏اینکه مسلمانان چهار صد سال قبل از گالیله ، گردش زمین به دور خورشید را کشف کرده اند را از کجا آورده ‏است ؟ اینکه احمدی نژاد امروز دقیقا 12 بار در سخنرانیش تاکید می کند که من یک استاد دانشگاه هستم ‏حقیقتا جزء تمسخر چیزی برای وی دارد ؟ اینکه ما در ایران همجنسگرا نداریم یعنی چه ... ؟

آیا رئیس جمهور ایران واقعا به تمامی گفته هایش اعتقاد دارد ؟ اینکه در ایران واقعا آزادی ‏داریم و اینکه در ایران به زنان بیشتر از مردان توجه می شود آیا واقعا حقیقت دارد ؟ اینکه در ایران ‏دموکراسی به معنی حقیقی آن وجود دارد و اینکه در ایران زندانی سیاسی نداریم بیان حقیقت است ؟ آیا این ‏سخنان رئیس جمهور بیان حقایق ایران بود یا یک شوی تبلیغاتی برای خوشایند مستمعین دانشگاه کلمبیا ؟

پی نوشت : صدا و سیمای ایران مصاحبه ی احمدی نژاد را با سانسور بی سابقه ی پخش کرد . من نمی دانم ‏که آیا هدف بیان این است که احمدی نژاد برنده سناریو ی دانشگاه کلمبیا بوده است ؟! اما فارغ از تلاش صدا ‏و سیما و خبرگزاری های دولتی ایران ، آنچه که درباره دانشگاه کلمبیا واحمدی نژاد در دنیا گفته می شود ‏حقیقتا چیز دیگری است !‏

نظرها (19) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۳ مهر ۱۳۸۶

چرا از جنگ سخنی نمی گوییم !

دوست ناشناسی برای مطلب قبلی من کامنتی گذاشته است که بد ندیدم اشاره ای به بعضی از موارد مطرح شده در آن داشته باشم . کامنت مورد اشاره بدین شرح است :

" آقای سیامک قاسمی شما که این همه حس وطن دوستی در شما موج می زنه برای این وطن چی کار کردید و اگه یک مطلب راجع به آغاز جنگ کار می کردی از کسی چیزی کم می شد ؟ راستی میدونی این روزها چه روزیه مثلاً سالگرد حمله عراق به کشورمونه یعنی این قدر این مطلب ودفاع بچه های این کشور کم اهمیت بود که تو بجاش از کاندیداتوری علی آبادی در انتخابات فوتبال حرف بزنی ؟

شما که به همه چیز حزبی نگاه می کنید ، شما که از کوروش برای انتقاد از احمدی نژاد استفاده ابزاری کردید ، آیا غیر از اینه که هر وقت رفقات توی گند فرو رفتند فقط سکوت کردی ؟ آیا غیر از اینه که حتی از ماه رمضون هم برای انتقاد از دولت استفاده ابزاری کردی(مطلب ربنا) ؟ آیا غیر از اینه که هدف از ایجاد راز نو فقط وفقط همراهی با هزاران سایت دیگه برای تخریب دولت بود ؟

حدود یک سال که تمام مطالبت رو دنبال می کنم و برام جالبه که از کوچکترین فرصت برای کوبوندن دولت برخواسته از مردم استفاده می کنی . اما امیدوارم که اگر روزی دوستانت زمام امور رو در دست گرفتند با همین جدیت مطالبت رو بنویسی البته مطمئنم که اون موقع دیگه واقعاً می ری سراغ گل و بلبل و موسیقی و ... و دیگه کاری به سیاست نداری .

اما کلام آخر بارها دیدم در پاسخ به نظرات بچه هایی که مخالفت بودند می گفتی اگه جرات دارید خودتون رو کامل معرفی کنید وبرام خیلی جالب بود که خودتون اصلی ترین خصوصیت خودتون یعنی دینتون رو معرفی نکردید تا ما هم بدونیم طرفمون مسیحیه یهودیه مسلمونه یا لائیکه ؟ "

* * * * * *

راز نو : دوست عزیز ، چه کنم که اگر گاهی از روی اتفاقی می گذرم و سکوت می کنم نه به خاطر بی توجهی به آن است که به خاطر آن است که به دنبال قیل و قال نبوده و نیستم !

اما اینکه چرا از جنگ نمی گویم برای جناحی بودن حس وطن پرستی من نیست ؛ از جنگ نمی گویم چون شما و دوستان شما جنگ را سالها ی سال است که به نفع خود قبضه کرده اید . از جنگ نمی نویسم چون سالهای سال است که شما و امثال شما هزاران کارتان را پشت بچه ی جنگ بودنتان پنهان کرده اید ؛ از جنگ نمی نویسم چون آنهایی که سینه چاک کرده و خود را نماینده شیرمندان آن روزهای ایران می دانند به نام جنگ و دفاع مقدس با مشت و باتوم و ... سالهای سال گروه های فشار شده اند و به جان جوانان این کشور افتاده اند .

جنگ هرگز برای هیچ کشوری نعمت نبوده و نیست و به واقع جنگ همواره نفرت برانگیز است اما اینکه جوانان این مملکت جانشان را برای دفاع از خاکشان فدا کرده اند همیشه پر ارزش بوده است . اما آنان که در سالهای پس از جنگ تمامی خاطرات و ارزشها ی آن روزها را به نفع خودشان قبضه کرده اند و در طول این سالها خود را تافته جدا بافته ی ملت دانسته اند و به نام ایثارگر و ... برا ی خود حقوق گوناگون قائل شدند و به نام بچه جنگ بودن ظلم ها کرده اند سبب شده اند که از جنگ نوشتن شائبه ی وابستگی به آنان را ایجاد کند

00062.jpg

از جنگ نمی نویسم چون چنان تقدسی برایش قائل شده اید که هرگز نگذاشتید که حقایق جنگ کاملا نمایان شود . هنوز سوال اینکه آیا جوانان ما باید هشت سال جانشان را اینگونه پرپر می کردند و یا اینکه شاید می شد پس از دو سال در اوج اقتدار و پیروزی جنگ را خاتمه داد در ذهن ما باقی مانده است و متاسفانه همه ی اینها را با اختناق پاسخ داده اند .

دوست من ! خلاصه آنکه از جنگ نگفتنم را به حساب آنهایی بگذار که در این مملکت همه ارزش ها را به اعمال و کردارشان سنجاق کرده اند و نگذاشته اند که حسی ملی نسبت به این ارزش ها باقی بماند .

در مورد هدف از ایجاد " راز نو " باید بگویم که اگر شما اطلاعات دقیقتری دارید حتما اعلام کنید ! راز نو با هزینه ی شخصی خودم و به زحمت یکی از عزیزترین دوستانم راه اندازی شده است و هیچ کس با چمدان پر از دلار برای راه اندازی آن برای من هدیه ای نیاورده است .

در مورد نسبت احمدی نژاد و کوروش هم بهتر است که حقیقتا عبور کنیم که مقایسه ی احمدی نژاد با کوروش هماننده مقایسه ی .... ! اما دوست من اگر انتقادی کرده ام نه به دستور کسی بوده است و نه با وعده جناحی ! اگر هم اعتقاد به جریان و حزبی هم داشته باشم هرگز نگذاشته ام که اینجا تریبون حزبی شود ؛ اما چه کنم این روزها به هر طرف که می نگرم دیوار است .

و در پایان اینکه مذهب من چه ربطی به معرفی مخاطبان دارد هم نمی توانم ارتباطشان را کشف کنم . اما دوست من یاد بگیرید که اگر می خواهید دشنام هم بگویید با نام ، ایمیل و نشانی دشنام بگوید . در پشت نام مستعار یا بدون نام دشنام دادن و رویا پردازی در فضای اینترنت هیچ جسارتی نمی خواهد .

در راز نو با نام و نشانی خودم می نویسم چون به حرف هایم اعتقاد دارم و اینقدر جسارت دارم که با نام خودم به بیان دیدگاه هایم بپردازم که معتقدم بدون نام نوشتن و بالاترین دشنام ها را هم دادن همان فرهنگ پشت دیوار توالت نویسی است که نشان دهنده عقب ماندگی فرهنگی ملتها و عدم جسارتشان است .

نظرها (16) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸۶

نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید ... !

این روزها که بعضی دوستانم من را به این بازی تازه ی وبلاگی – نوشتن درباره میهن و وطن - دعوت کرده اند ، همچون آتشی که به خرمن زده اند داغ دلم را تازه کرده اند !

میهن ؟! ایران ؟! آینده ؟! اینها بیشتر به شوخی می ماند . این روزها آنچنان سرم را در روزمرگی زندگی ام فرو کرده ام که نبینم ، نشنوم و حس نکنم آنچه را که جلوی چشمانم دارد بر این سرزمین می رود !

" نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید .

نه چراغی ! چه چراغی ؟ چیزه خوبی میشه دید ؟

نه سلامی ! چه سلامی ؟ همه خون تشنه ی هم .

نه نشاطی ! چه نشاطی ؟ مگه راهش میده غم .

دلا از غصه سیاست

آخه پس خونه خورشید کجاست ؟

قفل بازش می کنیم ،

قهر نازش می کنیم ،

می کشیم منتشو ، می خریم همتشو

مگه زوره ؟ به خدا هیشکی به تاریکی شب تن نمیده !

موشه کورم که میگن دشمنه نوره

به تیغ تاریکی گردن نمیده ....

دخترای ننه دریا

کوممون سرد وسیاست

چش امیدمون اول به خدا

بعد به شماست ... "

این روزها از آینده ی ایران ناامیدم و بدتر از نا امیدی ، بی تفاوتم و درباره وطن چیزی ندارم بگویم جزء آنکه وطن ؛ عزیز فراموش شده !

به قول دوستی اگر امروز شاملو زنده بود، به جای آنکه بگوید : " هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی بیشتر باشد " ، باید می گفت : " هراس من همه مردن در سرزمینی است که مزد حماقت و بلاهت از بهای آزادی بیشتر است ... ! "

نظرها (13) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۶

احمدی نژاد از فوتبال چه می خواهد ؟

کمتر از یک سال قبل آن هنگام که فدراسیون جهانی فوتبال ( فیفا ) فوتبال ایران را به دلیل آنچه که ‏آن را دخالت مستقیم دولت در تصمیمات فدراسیون فوتبال می دانست محروم کرد ، همگان متوجه ‏شدند که روند تصمیم گیری در فیفا همانند شورای امنیت نیست که با وعده و وعید و امروز و فردا ‏کردن بشود به طریقی از تحریم آن شانه خالی کرد .‏

فیفا فوتبال ایران را از شرکت در کلیه رقابت های بین المللی محروم کرد . در آن روزها مسوولان ‏سازمان ورزش ایران دست به دامان چهره های بین المللی فوتبال ایران شد و با وساطت مهندس ‏صفایی فراهانی ، دکتر خبیری و ... که دارای جایگاه بین المللی در فیفا هستند قرار بر آن شد که ‏کمیته ی انتقالی ای شکل گیرد و این کمیته شروع به نوشتن اساسنامه فدراسیون فوتبال مطابق ‏اساسنامه های استاندارد فیفا کنند . ‏

پس از ماه ها اساسنامه نوشته شده به تایید فیفا رسید و قرار بر آن شد که روز 23 مهر ماه انتخابات ‏ریاست و هیئت ریسه ی فدراسیون فوتیال برگزار کردد . شاید مهمترین هدف در اساسنامه های ‏فدراسیون های فیفا آن است که فدراسیون فوتبال کشورهای عضو فیفا را به عنوان یک سازمان غیر دولتی ‏NGO‏ ‏معرفی می کند که باید کاملا مستقل از دولت عمل کرده و مسوولان سیاسی و سازمان ورزش کشورها ‏حق هیچگونه دخالتی را در تصمیم گیری های فدراسیون فوتبال نباید داشته باشند ! اما مگر می شود ‏فوتبال را در ایران به یک نهاد غیر دولتی سپرد ؟!‏

182559_orig.jpg

زمان ثبت نام کاندیداهای ریاست فدراسیون آغاز شد و ناگهان مکان ثبت نام کاندیداها شاهد حضور همه ‏جانبه ی نمایندگان دولت اصولگرا برای ریاست فدراسیون فوتبال بود . باید به این نکته اشاره کرد که ‏چون فیفا ، فدراسیون های فوتبال را به عنوان یک نهاد غیر دولتی ( ‏NGO‏ ) به رسمیت می شناسد ، ‏منعی از ثبت نام افراد دولتی به عنوان اشخاص حقیقی در انتخابات فدراسیون فوتبال غائل نشده است و ‏این مورد چراغ سبزی بود که همه مردان رئیس جمهور با همه وجود در انتخابات شرکت کنند تا ‏ریاست فدراسیون به شخصی غیر همسو به سیاست های رئیس جمهور سپرده نشود !‏

‏در بین ثبت نام کنند گان از همه جالب تر حضور " محمد علی‌آبادی " معاون ‏رییس‌جمهور و رییس سازمان تربیت‌بدنی برای ریاست فدراسیون فوتبال است !! تصور کنید ‏رئیس سازمان ورزش یک کشور برای ریاست فدراسیون فوتبال هم کاندیدا می شود و ‏اعلام می کند که همزمان می توانم همه امور ورزش و فوتبال را با هم هدایت کنم . علاوه بر ‏علی آبادی ، علی سعید لو معاون رییس جمهور ، حسن بیادی عضو شورای شهر تهران و از ‏نزدیکان رئیس جمهور و محمدحسین نژادفلاح نماینده مجلس نیز از دیگر افراد نزدیک به رئیس ‏جمهور است که برای انتخابات ثبت نام کرده اند . اما سوالی که در اینجا مطرح است این است که مگر ‏فوتبال چه چیز دارد که اصولگرایان این چنین با همه وجود در تلاش برای فتح ریاست آن هستند تا ‏آنجا که در اقدانی عجیب رئیس سازمان ورزش را به کاندیداتوری ریاست فدراسیون آن می فرستند .‏

شاید فتح تمام كانون‌هاي قدرت به هر نحو ممکن بارز ترین مشخصه آنان باشد . به نظر می رسد همان ‏سیاستی که حضور در شورای شهر و شهردار تهران شدن را زمانی سکویی برای پرتاب به جایگاه های ‏بالاتر می دانست ، امروز حضور در فدراسیون فوتبال را فرصت مناسبی برای دیده شدن و همچنین ‏استفاده ی تبلیغاتی گسترده از فوتبال و تمام حاشیه های آن را مسیر خوبی برای رسیدن اهداف سیاسی ‏خود می دانند . فدراسیون فوتبال که طی سالهای گذشته به یکی از کانون های اقتصادی نیز تبدیل ‏شده است ، این انگیزه را دو چندان کرده است که اصولگرایان با همه وجود به این کانون سیاسی ، ‏اقتصادی و ورزشی دست پیدا کنند . ‏

باید گفت فوتبال بستری است که با توجه به حاشیه ها و طرفداران میلیونی اش و در کانون توجه ‏همیشگی رسانه ها و روزنامه ها بودن ، بهترین دلیل است برای آنکه همه مردان رئبس جمهور در تلاش ‏برای دیده شدن و استفاده اقتصادی و تبلیغاتی ، برای تصاحب این کرسی هجوم آورند !‏

اما آنچه که در این میان جالب به نظر می رسد آن است که رقیب جدی جریان احمدی نژاد در انتخابات ‏فدراسیون فوتبال ، جریان قالیباف است . مهمترین کاندیدای رقیب نمایندگان دولت در انتخابات " ‏مصطفی آجرلو " مدیر عامل سابق باشگاه پاس و از نزدیکان قالیباف است . به واقع محمود احمدي‌نژاد ‏و محمدباقر قاليباف پس از رقابت مستقيم در انتخابات رياست‌جمهوري نهم ، این بار نيز آن گونه كه از ‏شواهد بر مي‌آيد قرار است در‎ ‎انتخابات فدراسيون فوتبال با هم رقابت كنند.‏

انتخاباتي كه مصطفي آجرلو‎ ‎مدير ورزش شهرداري تهران، طيف متمايل به قاليباف را در آن نمايندگي ‏مي‌كند‎ ‎و محمد علي‌آبادي معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان تربيت‌بدني با ورود‎ ‎شائبه ‌انگيزش به ‏صحنه انتخابات، تفكر حاميان احمدي‌نژاد را نمايندگي مي‌كند و جالبتر آنکه داور این رقابت و برگزار ‏کنند انتخابات ، مهندس صفایی فراهانی رئیس کمیته انتقالی و همچنین نماینده فیفا در ایران و از ‏چهره های شاخص اصلاح طلب است . ‏

با توجه به این مثلث سه جانبه ی احمدی نژاد – قالیباف – اصلاح طلبان ، پیشنهاد می کنم در ماه ‏جاری تحولات انتخابات فدراسیون فوتبال را به دقت دنبال کنید که بیشتر از یک رقابت ورزشی ، ‏رقابتی تمام عیار سیاسی است .‏

در همین زمینه :

نامزدی علی‌آبادی و مسؤولیت سنگین صفایی‌فراهانی - نوروز

اصولگرايان در زمين فوتبال - اعتمادملي

نظرها (7) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۶

بسوی توقیف فله ای وب سایتها و رسانه های آن لاین !

این مطلب را در سایت خبری نوروز هم می توانید ملاحظه کنید .

امروز در اینجا خبری خواندم مبنی بر اینکه رئیس جمهور لايحه الحاق يك تبصره به ماده (1) ‏قانون مطبوعات ـ مصوب 1379- كه بنا به پيشنهاد مشترك معاونت حقوقي و امور مجلس رئيس جمهور ‏و وزارتخانه‌هاي دادگستري و فرهنگ و ارشاد اسلامي در جلسه هيئت وزيران با قيد دو فوريت به ‏تصويب رسيده براي طي تشريفات قانوني تقديم مجلس شوراي اسلامي كرد.‏

براساس این لايحه الحاقي خبرگزاري‌هاي داخلي و پايگاه‌هاي اطلاع رساني اينترنتي داخلي از حيث ‏حقوقي ، حمايت‌هاي قانوني (!) و جرائم و مجازات‌ها مشمول قانون مطبوعات مي شوند.‏

جالب آن است که در توضیح دلایل ارائه این لایحه آمده است که لايحه دولت براي گسترش حمايت از ‏خبرنگاران و برخورداري خبرگزاري ها و سايت ها از امتياز هيئت منصفه با قيد دو فوريت از سوي رئيس ‏جمهور تقديم مجلس شوراي اسلامي شد !!‏

filter.jpg

بر اساس مقدمه اين لايحه آمده است از آنجا كه در زمان تدوين و تصويب قانون مطبوعات، رسانه‌هاي ‏مجازي و نشريات الكترونيك به وسعت امروز فعاليت نداشته و خبرگزاري‌ها و پايگاه هاي اطلاع رساني ‏به اين شكل گسترش نيافته بودند، از اين رو قانونگذار حمايت‌هاي قانوني و چگونگي رسيدگي به ‏تخلفات احتمالي اينگونه رسانه‌ها را مورد توجه قرار نداده است ؛ اينك با عنايت به رشد روزافزون اين ‏رسانه‌ها و لزوم تعيين حقوق و حمايت‌هاي قانوني و نيز امور كيفري و نحوه دادرسي مراكزي خبري ياد ‏شده اين لايحه براي مراحل قانوني تقديم مجلس شده است

این لایحه ی دولت از دو جنبه قابل بررسی می باشد . یک جنبه نگران کننده ی و دیگری جنبه امیدوار ‏کنند ه این لایحه . جنبه ی امیدوار کننده این لایحه آن است که رسانه های آن لاین و وب سایت ها در ‏سالهای اخیر در کشور ما از چنان اثر گذاری ای برخوردار شده اند که لزوم بستن و توقیف و محدود ‏کردن آنها روز به روز بیشتر احساس می شود . ‏

به نظر می رسد دولت خدمتگزار پس از آنکه در این روزها ، دیگر روزنامه و مطبوعه ای برا ی توقیف ‏وجود ندارد و چون بستن و توقیف کردن و ... برای خدمتگزاران نهادینه شده است ، این روزها به فکر ‏آن افتاده ان که آن بلایی را که به سر مطبوعات کشور در سالهای گذشته آورده شده است را این بار ‏بر سر رسانه های آن لاین بیاورند . ‏

نکته جالب آنجا است که در مقدمه ی این لایحه تاکید چند باره ای به لزوم تلاش برای گسترش ‏حمایت های قانونی از سایت ها شده و این لایحه را تلاشی برای حمایت از سایت ها معرفی کرده اند ‏‏. حال آنکه قانون حمایت از مطبوعات در طول سالیان گذشته نشان داده است که تنها دستاویزی ‏برای اعدام ( توقیف ) فله ای مطبوعات و به زندان فرستادن روزنامه نگاران و خبرنگاران بوده است و اگر ‏دولت در نظر دارد که وب سایت ها را هم از نعمت چنین حمایت هایی برخوردار کند ، باید نگران آینده ‏بود .‏

در ساختار حکومتی ای که دولت خود را قیم روز و شب و نهان و پنهان مردمان بداند و همواره و به هر ‏طریقی تلاش کند که همه چیز را تحت کنترل خود در آورد ، طبیعی است که گسترش روز افزون وب ‏سایت ها بدون طی مراحل حقوقی برای کسب مجوز ها و تایید صلاحیت ها ،همواره از نگرانی های ‏چنین دولت هایی به شمار می رود . در همین راستا دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ‏گذشته طرحی را ارائه کرد برای ثبت وب سایت ها و شما بخوانید مجوز دار کردن آنها ! طرح عقیم ‏مانده ثبت وب سایت و وبلاگ ها ، خیلی زود نا کارآمدی چنین روش های کنترلی را که با ماهیت ‏فضای آن لاین در تضاد می باشند را به طراحان خود نشان داد .‏

و امروز با ارائه لایحه تازه نشان می دهد که وزارت ارشاد و دولت که از مجوز دار کردن وب سایت ها نا ‏امید شده اند در نظر دارند تا با سنجاق کردن وب سایت ها به قانون مطبوعات هزینه وب سابت ‏نویسی را بالا برده و نویسندگان وب سایت ها را قانونمند روانه زندانها کرده و یا خود سانسوری جاری ‏در مطبوعات را در فضای آن لاین گسترش دهند .‏

اما نکته مهم آن است که این طرح نیز محکوم به شکست خواهد بود . ماهیت رسانه های آن لاین با ‏فضای مطبوعات تفاوت های بنیادینی دارد. اینترنت و فضای آن لاین ، فضایی است که هیچ محدودیت و ‏کنترلی را بر نمی تابد . در ساختار رسانه های آن لاین اگر سایتی با بالاترین مجازات ( فیلتر ) نیز ‏مواجه شوند ، به راحتی و با ساده ترین روش باز هم قابل دسترسی می باشد . ‏

باید توجه داشت که این طرح و امثال این طرح ها که مهمترین هدفش تهدید نویسندگان وب سایت ها و ‏رسانه های آن لاین است تنها سبب می شود که فرهنگ مخفی نویسی و با نام مستعار نویسی ‏گسترش یاید . اگر تا پیش از این نویسندگان با هویت حقیقی خود ، نظرات خود را بیان کرده و حاضر ‏به دفاع از دیدگاه های خود بودند ، زین پس بدون نام و بدون هیچ گونه منطقی از هر آنچه مایل باشند ‏در فضای آن لاین خواهند نوشت .‏

به نظر می رسد پدیده ی اینترنت و رسانه های آن لاین و ... از مهمترین چالش های دولت هایی با ‏مدل دولت ایران است ؛ با همه تلاش های شبانه روزی برای فیلتر کردن و زندان کردن نویسندگان وب ‏سایت ها و ... ، اما همانطور که گفته شد به دلیل ماهیت اینترنت ، اینترنت و رسانه های آن لاین ‏هرگز محدودیت پذیر نمی باشد .‏

نظرها (4) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۶

کودتای بیست و هشت مرداد ؛ پایان یک فرصت طلایی !

امروز سالگرد کودتای بیست و هشت مرداد سال 32 است ؛ پنجاه و چهار سال از هدر ‏رفتن یکی از فرصت های طلایی ملت ایران برای زیستن ایران و ایرانی در فضایی دموکراتیک و فارغ از ‏استبداد های همیشگی در این کشور می گذرد .‏

در تاریخ معاصر ایران به نظر می رسد چهار حرکت ملی و مردمی برای ایجاد تحول و تغییر و برای گسترش جمهوریت و دموکراتیزه کردن حاکمیت وقت می توان مشاهده کرد و به طرز ‏عجیبی هر چهار حرکت به سرنوشت مشابهی دچار گشته اند ؛ انقلاب مشروطه ، دولت ‏ملی مصدق ، انقلاب اسلامی و دوم خرداد سال هفتاد و شش را چهار حرکت جدی مردم ‏ایران برای برقراری دموکراسی و جمهوریت در تاریخ 100 ساله اخیر ایران می دانم که ‏گویی که هر چهار حرکت در آغاز پیمایش راهشان به دلیل تند روی ها و کند روی های همیشگی و خوردن به دیوار سخت سنت تلف ‏گشته اند .‏

از این چهار حرکت جمهوری خواهی تاریخ معاصر ، دولت ملی مصدق و دولت اول خاتمی ، فرآیند ‏هایی کاملا رفرمیستی و اصلاح طلبانه بوده اند و جالب آن است که شباهت های نظیر ‏به نظیر فراوانی بین این دو حرکت می توان پیدا کرد ، گویی آنکه دیوار سنت در طول این ‏پنجاه سال نه تنها فرو نریخته است که گویا چوبهای حائلی هم برای مقابله با هرگونه تحول و دگرگونی در آن برایش ایجاد شده ‏است . ‏

شاید نزدیک ترین نتیجه گیری از تلف شدن این دو حرکت رفرمیستی آن است که ‏جامعه سنت زده ی ما ، ظرفیت تتفس در فضایی دموکراتیک را هرگز نداشته است ، رفتار ما ‏ایرانی ها در قبال دموکراسی های اندک ایجاد شده ، همانند گرسنه ای بوده است که ‏پس از سالها آن را در مقابل سفره رنگین قرار می دهند ؛ یا آنقدر خورده ایم که تلف شده ‏ایم و یا سفره را کلا پس زده ایم و باز هم تلف شده ایم .‏

دولت ملی مصدق و دولت اول اصلاحات – تاکید می کنم دولت اول اصلاحات ، چون من ‏دولت دوم خاتمی را هرگز دولت اصلاحات نمی دانم که اگر دولت اصلاحات بود از دل آن ‏دولت .... - هر دو بیانگر آن بوده اند که ما ایرانی ها هنوز آداب نشستن بر سر سفره ‏دموکراسی را نمی دانیم و برای همین است که معتقدم بجای تلاش برای چیدن دوباره ‏سفره دموکراسی ، باید تلاش کنیم که آداب نشستن بر سر این سفره را گسترش دهیم ‏‏.

فارغ از همه این ابهامات آنچه که مهم است آن است که ما پس از صد سال ، همچنان " مرغ سحر ‏شام تاریک ما را سحر کن " سر می دهیم !‏


‏پی نوشت : پدرم امروز تو این یاداشت کوتاه به نکته های جالبی درباره بیست هشت مرداد اشاره ‏کرده است و آن اینکه تا قبل از انقلاب اسلامی سال 57 ، حاکمیت وقت 28 مرداد را روز قیام ‏ملت ایران می دانست و پس از انقلاب اسلامی ، حاکمیت جدید 28 مرداد را روز کودتا علیه مردم ایران می داند ‏و دیگر آنکه بالاخره معلوم نشد که این مصدق بوده است که به آیت ا... کاشانی پشت ‏کرد و یا اینکه این آیت ا... کاشانی بوده است که با دربار به توافق رسیده و پشت دولت ‏ملی مصدق را خالی کرد ... ! ‏

نظرها (1) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۶

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

این روزها که دوست و غیر دوست با ارعاب و توصیه و خواهش و بیان عواقب نوشتن بعضی یاداشت ها و لینک دادن بعضی سایت های خبری خاص به برخی مطالب این روزانه ها ، من را از نوشتن موارد زیادی و اشاره به نکات خاصی بر حذر می دارند ، خیلی از یاداشت ها را در درون ذهنم می نویسم و همون جا هم پاکشون می کنم .

خطوط قرمزی که از روز اول برای نوشتن توی این روزانه ها ترسیم کرده بودم روز به روز در حال تنگ تر شدن است ! گویی هر چه من از این خطوط عقبتر می روم ، این خطوط قرمز هم به من نزدیکتر می شوند و این چنین است که همین الان می توانم یک لیست بلند بالا از اتفاقاتی که در این مدت اخیر در پیرامون مان افتاده است و من نظری و حرفی در موردشان داشته ام را در اینجا بیاورم که چیزهایی در موردشان توی ذهنم نوشته ام و بعد همانجا هم سانسورشان کردم ... !

بگذریم ؛ امشب که داشتم اخبار ورزشی ساعت 9:30 شب شبکه خبر را می دیدم ، یک دفعه در میان پخش اخبار ، خبرهای ورزشی را به خاطر پخش زنده ی سخنرانی " سید حسن نصر ا... " رهبر حزب ا... لبنان قطع کردند و تا به خودم آمدم دیدم که تصویر سید حسن نصر ا... کل صفحه تلویزیون مان را پر کرده است !

سید را که دیدم به این فکر افتادم که آیا کسی می داند که سید حسن نصر ا... هم جزء خطوط قرمز هست یا نه ... ؟!

اینها عکس هایی از تجمع امشب طرفداران حزب ا... لبنان در بیروت است ؛ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

r2812815342.jpg

r335194647.jpg


پی نوشت : این روزها خبرنگاری در بخش فارسی بنگاه خبرپراکنی بی بی سی شروع به کار کرده است به نام " سیامک قاسمی " !!

در اینجا لازم می دانم اعلام کنم که این فقط یک تشابه اسمی است و اون سیامک قاسمی با این سیامک قاسمی هیچ ربطی به هم ندارند . ما خودمون اینجا به اندازه کافی گرفتاری داریم ...

این هم گزارشی از اون سیامک قاسمی در بی بی سی فارسی !

نظرها (22) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۶

استاد شجریان، افشین قطبی و برکات حاکمیت یکدست

این مطلب را در سایت خبری نوروز هم می توانید ملاحظه کنید .

آیا دلتان برای گروه های فشار و انصار حزب ا... تنگ نشده است ؟ جوانانی با پیراهن های مشکی روی شلوار، محاسن انبوه و سوار بر موتورهای هوندا که از مهمترین نمادهای سالهای آخر دهه هفتاد بودند .

در هر میتینگ و تجمعی و کلا آن روزها در هر جای عمومی ای سایه ای از آنها حضور داشت ؛ عوامل خودسری که تجمع بهم می زدند ، شیشه ی سینما پایین می آوردند و دانشجو قربانی می کردند و هیچ کس هم نمی توانست با خودسری آنها مقابله کند ! اما آیا به این توجه کرده اید که دیگر حضور پر رنگی از آنها را نمی بینیم .

شاید مهمترین دلیل این غیبت کبری آن باشد که جوانان پیراهن مشکی پوش دیروز ، امروز کت و شلوار می پوشند و به جای موتور ، سوار بر ماشین های آخرین مدل شده اند و به جای دانشجو قربانی کردن ، این روزها در موسسات مالی و اعتباری پولهای مردم را قربانی می کنند و همه اینها از برکات حاکمیت یکدست است !

در حاکمیت یکدست یا کاری اصلا آغاز نمی شود ، اما اگر حاکمیت به این نتیجه برسد که آن کار می تواند انجام شود ، دیگر کسی را یارای اعتراض به آن نیست .

در حاکمیت یکدست شیشه ی سینما هرگز شکسته نمی شود ؛ یا فیلمی همچون بلایی که بر سر " سنتوری " آمد هرگز اکران نمی شود و یا اگر اجازه اکران داده شد ، هرگز کسی جرات ندارد به اعتراض شیشه ی سینمایی را پایین آورد!

در جریان کنسرت امسال استاد شجریان ، تا چند ساعت مانده به برگزای کنسرت در شب اول به دلیل مخالفت اداره اماکن نیروی انتظامی کنسرت در شرف لغو شدن بود . اما در حاکمیت یکدست ، آقای صفار هرندی وزیر ارشاد برای آنکه افتخار برگزاری کنسرت استاد شجریان در دوران وزارت ایشان نصیبشان شود ؛ شخصا با فرمانده نیروی انتطامی تماس می گیرند و تاکید می کنند که این کنسرت باید برگزار گردد و کنسرت هم بر گزار می شود .

تنها تصور کنید که در دوران حاکمیت دوگانه این اتفاق می افتاد . یعنی وزیر ارشاد دولت اصلاحات می خواست به فرمانده نیروی انتطامی تاکید کند که برنامه ای برگزار گردد . یقینا ابتدا وزیر ارشاد توسط نیروی انتظامی بازداشت و یا توسط گروهای فشار نواخته می شد و سپس آن کنسرت یا لغو و یا به آتش کشیده می شد .

در حاکمیت یکدست است که " افشین قطبی " که فرزند قطبی آخرین رئیس سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران در دوران شاهنشاهی است و گویا پدرش پسرخاله فرح پهلوی نیز می‏باشد ، به عنوان سرمربیگری تیم پرسپولیس انتخاب می شود و صدای کسی هم در نمی آید .

افشین قطبی که تا پیش از این ممنوع الورود به ایران بوده است و حتی به عنوان مربی تیم کره جنوبی برای بازی با ایران اجازه ورود پیدا نکرد بود با حمایت " حبیب کاشانی " مدیر عامل باشگاه پیروزی که عضو دور دوم شورای شهر تهران و از اعضای جمعیت آبادگران و فرمانده سابق بسیج ناحیه غرب تهران بوده است به عنوان سرمربیگری تیم پرسپولیس انتخاب می شود و تمام کارهای مربوط به پاسپورت و ویزای او هم به سرعت انجام می گیرد و این ها هم از برکات حاکمیت یکدست است .

تصور کنید اگر این اتفاق در زمان حاکمیت دوگانه و دولت اصلاحات رخ می داد ، کفن پوشان قم پیاده مسیر تهران تا قم را سه بار رفت و برگشت پیموده بودند و گروهای فشار استادیوم آزادی را به آتش کشیده بودند !

نمونه ها بسیاری از برکات حاکمیت یکدست وجود دارد و شاید در حاکمیتی غیر از این مدل از حاکمیت اجرای طرح سهمیه بندی بنزین به رویایی می ماند اما در حاکمیت یکدست بنزین را هم جیره بندی می کنند و حتی اعتراض درگوشی هم شنیده نمی شود !

نظرها (11) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۶

مشروطه یکصد و یک ساله شد !

امروز یکصد و یکمین سالگرد انقلاب مشروطه است !‏

مورخان زیادی انقلاب مشروطه را گذرگاه ورود ایران به دنیای مدرن می دانند ! گذرگاهی که به نظر می رسد ‏پس از یکصد و یک سال همچنان اندرخم یک کوچه اش گرفتاریم ! ‏

ایران زمانی با مفاهیمی همچون مجلس ، حکومت پارلمانی و .... آشنا شد که شاید دیگر همسایگان اش در رویای ‏شکار برای فرداهایشان به خواب می رفتند اما امروز پس از یکصد و یک سال ما همچنان در رویاهایمان نقش ‏خیال بر دموکراسی می زنیم و شکارچیان دیروز ، امروز با دموکراسی زندگی می کنند .

یکصد و یک سال تندروی و کند روی ، یکصد و یک سال جزم اندیشی و کوته نگری و یکصد و یک سال .... ما ‏را از آنچه که می توانست فردایی بهتر را برایمان به ارمغان بیاورد محروم ساخت .‏

نظرها (4) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۶

پوپوليسم وآسیب شناسی آن در جامعه ایران

هفته نامه شهروند امروز در آخرین شماره خود ، گفتگویی بسیار مهم و تحلیلی درباره پوپولیست و آسیب شناسی آن در جامعه ایران با دکتر حسین قاضیان داشته است .

مطالعه ی این گفتگو را به همه کسانی که علاقمند هستند تا با ساختارهای پوپولیستی در جامعه ایران و آسیب شناسی دولتمردان پوپولیست حاکم در ایران بهتر و عمیقتر آشنا شوند ، به شدت پیشنهاد می کنم !

.....

در ادبيات پوپوليست‌ها به كرات از بيگانه و غيرخودي نام برده مي‌شود و نخبگان و منتقدان با اين عنوان از ميدان رانده مي‌شوند. بله ! از آنجا که واقعیت زندگی اجتماعی معاصر پر است از تفاوت و تنوع، سرپوش گذاشتن مستمر بر این تفاوت‌ها و تنوع‌ها هم ممکن نیست. پوپولیست‌ها ناچار می‌شوند ریشه آن را به بیرون از مرزهای مردم یا جامعه «خودی» منتقل کنند؛ و آن همان جایی است که «دشمن» ایستاده است. این دشمن گاهی در لباس «بیگانگان» به صحنه فرستاده می‌شود، گاهی در جامه «نفوذی‌ها» یا «باندهای فاسد» یا «بدخواهان» و قس‌علی‌هذا. در هر حال این دشمنان آنقدر مبهم هستند که هر کس از ظن خود مصداقی برای آن بتراشد.

اما کار این دشمنان چیست ؟ این دشمنان پیوسته در حال توطئه علیه مردم و ملت‌اند. پس پوپولیسم ناچار همواره به اسلحه «نظریه توطئه» محتاج است. باید دشمنان مفروض و مقدری را نشانه برود که از بام تا شام در کار توطئه‌چینی علیه مردم‌اند. زیرا با توسل به همین دشمنان و توطئه‌هایشان است که امکان سرکوب مشروع و نامشروع مخالفان هم ممکن می‌شود.....

.....

برای بسیاری از مردم، احمدی‌نژاد در انتخابات سوم تیر همان قدر نو به نظر می‌آمد که خاتمی در دوم خرداد. و از جنبه‌ای مهمتر، رقیب احمدی‌نژاد (در دور دوم) انتخابات نهم همان قدر تکراری و تجربه شده و رماننده بود که رقیبان خاتمی در انتخابات هفتم. در انتخابات 1376 هم هر چه بیشتر به دوم خرداد نزدیک می‌شدیم شور امواج پوپولیسم بیشتر بالا می‌گرفت و در دوم خرداد از روی همه عبور کرد و رسوباتش به شکل انتظاراتی از یک منجی بر جای ماند. با این اوصاف آن 12 میلیون نفری که در دور دوم به احمدی‌نژاد روی آوردند بر همان موج روانشناسی سیاسی- اجتماعی سوار بودند که مقتضای وضعیت پوپولیسم است....

متن کامل این گفتگو را از اینجا بخوانید !

نظرها (0) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب
دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۶

آقای خزعلی ! به ایرانی بودنتان شک دارم !

آقای خزعلی دیروز در جایی گفته اند که امیدوارم عید غدیر روزی جای نوروز را بگیرد ! وی در ادامه با مقایسه پیام های ‏تبریک عید نوروز با عید غدیر ، گفته اند اگر یک سوم پیام های تبریک نوروز برای عید غدیر بود من بسیار خوشحال می شدم !

در بررسی سخنان آقای خزعلی بیان دو نکته ضروری به نظر می رسد :‏

‏1- لزوم توجه به سن بازنشستگی در بین علمای ما ضروی به نظر می رسد . متاسفانه مدت زیادی است که آقای خزعلی ‏که من تصور می کنم از هم دوره ها و دوستان آیت ا... کاشانی در کودتای 28 مرداد در سال 32 بوده اند (!)، به دلیل ‏کهولت سن سخنانی می گویند که پس از آن یاران و نزدیکان ایشان مجبور می شوند که چندین سطل ماست تهیه کنند ‏و به ماستمالی آنها بپردازند !‏

از نشانه های کهولت سن ایشان همین بس که تصور کنید ایشان به دلیل کهولت سن از نهادی همچون شورای نگهبان ‏که میانگین سنی اعضای آن تقریبا سه رقمی می باشد بازنشسته شده اند !‏

‏2- 27 سال است که آقای خزعلی و امثال آقای خزعلی همه تلاش خود را کرده اند که همه نشانه های ایرانی بودن را از ‏این سرزمین بزدایند ! من نمی دانم که این آقای خزعلی کجا زاده شده و چرا چنین عنادی با سرزمین مادریشان ‏دارند ، اما تصور نمی کنم چنین انسانی در جایی از دنیا حضور داشته باشند که این چنین تیشه به ریشه ی نمادهای سرزمینی ‏و ملی خود زده باشند .‏

آقای خزعلی ! مطمئن باشید که نوروز را هرگز نمی توانید نابود کنید ؛ گر بنا به نابودی است در بلند مدت آن نمادهایی نابود می شوند که در ‏مقابل نوروز قرار خواهد گرفت . من نمی دانم شما و امثال شما با چه هدفی نمادهای ملی و مذهبی را در مقابل ‏یکدیگر قرار دارید اما امیدوارم که بدانید که این تقابل مردابی است که اگر نمادهای ملی را در راستای نابودی به درون خود ‏بکشد ، نمادهای مذهبی را هم به درون خود خواهد کشید . این تفکران شما برای نابودی همه نمادهای ایرانی بودن در ‏این 27 سال ، بیش از آنکه به نمادهای ملی لطمه زده باشد ، خود می دانید که نمادهای مذهبی را به محاق کشانده است ‏‏.‏

در همین زمینه :

اميدواريم روزي غدير جاي نوروز را بگيرد - شرق

نظرها (16) پی‌نوشت‌ها (0) لینک مطلب