شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶
آلبوم " سوگواران خموش " که نزدیک یه یک سال قبل توسط موسسه آوای باربد منتشر شد مجموعه تصنیف هایی با آهنگسازی پژمان طاهری آهنگ ساز و نوازنده سنتور خوش ذوق هم دوره ی ما و با آواز علیرضا قربانی است . جالب آنجا است که آوای باربد چند ماه بعد از انتشار این آلبوم به دلیل آنچه که انتشار آثاری بدون کسب مجوز بوده است ، مجوز فعالیتش تا اطلاع ثانوی لغوشد . آلبوم " سوگواران خموش " یکی از سیاسی ترین آلبوم های موسیقی ایران در چند سال گذشته بوده است که همانند اسمش همچنان خموش در گوشه ای نشسته اسست .
این آلبوم در حالی سال گذشته منتشر شد که یکی از مهمترین تصنیف های آن ، تصنیف " آواز کرک " به دلیل شعر آن که قبلا در اینجا به آن اشاره کرده بودم ، سانسور شده و از مجموعه خارج شده است . این روز ها تک بیتی از این شعر شفیغی کدکنی که تصنیف زیبایی از آن با آواز قربانی در آلبوم " سوگواران خموش " قرار دارد ، به طرز عجیبی همراه زمزمه هایم شده است : آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی ... روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه ... !
سوگواران تو امروز خموشند همه
که دهان های وقاحت به خروشند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه
آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه
باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه
گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه
به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه
شعر : شفیعی کدکنی
تصنیف آواز کرک را که به دلیل فشار های وزارت ارشاد از این آلبوم حذف شده است را از اینجا دانلود کنید .
پینوشتها (0)
لینک مطلب
سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۵اين مطلب ، متن كامل سرمقاله شماره 133 ماهنامه " زنان " به قلم " شهلا شركت " مديرمسوول و سردبير اين ماهنامه است .
در اين سرمقاله ، نگاه انديشمندانه " شهلا شركت " به جريان اصلاح طلبي و حركت هاي اصلاح فرهنگي در ايران را بسيار پسنديدم .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ده سالي است كه در اين جامعه بهطور متمركز دربارة اصلاحات و اصلاحطلبي نوشته و گفته ميشود. اين دهه اگر هيچ نصيبي براي جامعة ما نداشته باشد، ذهن ما را با دغدغة اين مفاهيم مشغول كرده و به حداقل تمريني در گفتار و رفتار دچارمان كرده است.
كمترين دستاورد اصلاحات اين بود كه امروز بخش قابل تأملي از مخالفان جدي آن نيز بر اين روال شدهاند و اين حاصل نشد مگر در بستر نرم مداراگري و مروتمداري. بحث دربارة اينكه اين دوستان اصلاح شدهاند يا به ادامة حيات در ميان مردمي با انبوه خواستههاي فزاينده به اين رفتار ناچارند، در اين مجال ممكن نيست. اين روش و رفتار اصلاحي اما تمايلات كنترلكننده و تأديبگر بعضي انقلابيون را اغنا نميكند. پس از ده سال هنوز هم خصلت خودخدابيني و اصرار و احساس تكليف براي رستگار كردن بندگان هم در بعضي از مردان و زنان ما مزمن و ماندگار شده و هم عادت مألوف قدرت است. به قول پوپر، خطرناكترين انديشة سياسي آن است كه بخواهد همه را به بهشت ببرد و اتفاقاً اين آرزو هميشه به ساختن دوزخ منتهي شده است. غافل نبايد بود كه اين كشانكشانبردن مردم به بهشت فقط خاص حاكميتها نيست . برخي گروههاي برخاسته از جامعه نيز كه در انديشه اصلاحگرند، در روش و رفتار گرايشهاي انقلابي دارند. اين تفاوت روشها نقطة عطف مباحثي بود كه ميان زنان فعال، در تصميمگيري براي برگزاري تجمع 22 خرداد امسال، مطرح شد.
واقعيت اين است كه ما اختلافنظر داشتيم ؛ نه در بايدها، كه در شايدها، در آنچه شايستة جنبش زنان است و مهمتر از آن راه به مقصود ميبرد؛ در انتخاب روش مناسب و كارآمد براي دستيابي به مطالبات مشترك. گفتوشنودهاي دو گروهِ موافق و مخالف فضاي مناسبي بود براي تمرين دموكراسي و قوام يافتن آزادي بيان و تحمل آراي ديگري. آنچه بازي را گرم ميكرد هدف مشترك ما بود، يعني اصلاح قوانين تبعيضآميز مربوط به زنان. و آنچه سلامت اين بازي را تضمين ميكرد، رعايت قواعد از دو طرف بود.
همة ما سالهاست كه بر جنبش زنان تمركز داريم و گاه اين دغدغة اصلي زندگي ماست. سالهاست با خستگيناپذيري دردناكي دربارة اصلاح قوانين تبعيضآميز، كه يكي از مهمترين راهبردهاي گسترش جنبش زنان است، خواندهايم و گفتهايم و نوشتهايم. از راههاي مقدور و مقدرِ ديگر هم رفتهايم، اما هنوز هم «مرد هر وقت بخواهد ميتواند زنش را طلاق بدهد». و بدتر از آن، هر وقت دلش نخواهد ميتواند طلاق ندهد و اگر بخواهد ميتواند زن دوم و سوم و چهارم هم بگيرد. هنوز هم پدر معتاد و بيبندوبار و مرد بيكار يا بدكار ـ كه به ولايت و رياست ذاتي خانواده مسلح است ـ صاحب جان و مال و طراح سرنوشت زن و فرزند است، حتي اگر زنْ تحصيلكرده و شاغل و يگانه نانآور باشد. هنوز هم در بر همان پاشنه ميچرخد كه قرنهاست چرخيده. و اينجا همان نقطة افتراق روشهاست. در بنبست، هركسي براساس دانش و تجربة خود به يكي از شيوههاي خروج ميانديشد. دوستاني راه برونرفت از اين بنبست را طرح مسئله در متن جامعه ميدانستند، با اين استدلال كه اين روش ميتواند حواس خاموش زنان و مسئولان را بيدار و متوجه شبكة فراگير مرئي و نامرئي مشكلات حقوقي زنان كند و با اين روش، سطح مطالبات و سرعت عملكردها افزايش پيدا ميكند. گو اينكه روشهاي مسالمتآميز ديگري مانند شبكهسازي، رسانهايكردن، برگزاري كارگاههاي آموزشي، گسترش فعاليتهاي مدني نيز براي طرح اين مسائل در جامعه وجود دارد، مشروط بر آنكه از دايرة مخاطبان نخبه عبور كند.
ما مخالفان اين شيوه بيشتر بر حركت آهسته و پيوستة فرهنگي نظر داشتيم. اين اختلاف نظر در انتخاب روش البته بازميگردد به تشخيص اولويتها و ترتيببندي مهمترين مسائل زنان ايران. درست است كه مشكلات حقوقي مصاديق عينيتر و ملموستري در اين حوزه دارند و نقش قوانين عقبمانده از جامعه و تحولات جهاني در بههمخوردن موازنة قدرت در خانواده و جامعه و گسترش آسيبها و جرمها انكارناپذير است، اما تجربه نشان داده زيرساخت اين مشكلات، بيش از تأخر فرهنگي قوانين، استحالة زنان در آموزههاي محدودكنندة سنتي، تابعيت خودخواستة آنان از قوانين نانوشته و مسحور شدن با افسون تقديسهاي غلوشدهاي است كه بهنام حقيقت به آنها فروخته ميشود. بهنظر ميرسد اگر زنان ايراني فرهنگي خودباور داشتند و فرديت خود را قدر ميشناختند و از حداقل ظرفيتهاي حقوقي موجود بهره ميبردند، در جايگاه بهتري مينشستند.
گروهي از فعالان امور زنان به شعار اصلي فمينيستهاي موج دوم استناد ميكنند كه امرِ شخصي سياسي است. بدين معنا كه اجحافها و تبعيضهاي درون خانواده كه فرد فرد زنان به آن دچارند مسئلة فردي آنها نيست و بايد در عرصة عمومي مطرح و حل شود. پس ميتوان نتيجه گرفت كه، از اين ديدگاه، مسائل زنان نيز بهنوعي سياسي است اما با يك ترفند زباني ظريف بايد گفت در شرايط امروز جامعة ما امرِ سياسي شخصي است! توضيح ميدهم: چهبسا افرادي كه به سياسي قلمداد شدن فعاليتهايشان تمايل نداشته باشند و در اين صورت فضايي كه ما ميسازيم آنها را ناگزير ميكند كه با اين قطار ادامة راه ندهند، بهويژه در جامعهاي كه سرنخ بسياري از امتيازها و امكانات سياسي و اجتماعي شهروندان بهدست كساني است كه با جابهجايي آن ميتوانند شهروندان را تشويق و تنبيه كنند و اغلب زنان اين جامعه هنوز در خانواده استقلال تصميمگيري و اجازة عمل ندارند. بنابراين انتخابهايشان بر مبناي موازنة هزينهها و فايدههاست. بهطوركلي انسان ناامن امروز براي فرديت خود، آرامش و زندگي يكبار مصرف خود اهميتي بيش از نياكان خود قائل است. و در دستيابي به هدف براي صيانت از ثبات و امنيت خود از عرصههاي خشونتزا دوري و ترجيحاً از روشهاي ايجاد ارتباط و مذاكره استفاده ميكند. توفيق و كارآمدي اين راهبردهاي نوين رفتهرفته به منسوخ شدن شيوههاي انقلابي و جانشيني روشهاي اصلاحي منجر شده است.
ما معتقد بوديم احتمال بروز خشونت در تجمع خياباني زياد است. استدلال ما در برابر استناد دوستان به تجربههاي جنبش زنان در غرب، اين بود كه همة نسخههاي جنبش زنان غرب را كه در دورههاي ديگري با شرايطي متفاوت نوشته شده نميتوان براي زنان امروز ايران پيچيد. چرا كه فرهنگ و تربيت و سنتهاي ايراني در جامعهاي با مختصات سياسيـاجتماعي امروز ما با شرايط آن جوامع در قرون 18 و 19 ميلادي متفاوت است، ضمن آنكه ما از تجربهها و سازوكارهاي گرانبهاي جنبش جهاني زنان بههيچوجه بينياز نيستيم. اما از آنجا كه تفاوت و تنوع و تكثر اجزاي ذاتي دموكراسياند، اهميت وجوه تمايز ميان زنان، خواستها و افكار آنها اگر بيشتر از عوامل و بنيادهاي مشترك آنان نباشد، كمتر نيست. اگر تفاوتهاي موجود در ميان زنان را در تفكر و در عمل به رسميت نشناسيم، نهتنها به همگرايي زنان كمكي نكردهايم، بلكه ناخواسته در عميقتر شدن شكافها نيز فعال بودهايم. بيتوجهي به اين ملاحظات در كلانترين تصميمگيريها تا جزئيترين رفتارهاي ما بروز ميكند و باعث عميقتر شدن شكافها ميشود، چه در مقام اقليت جنبش زنان را نمايندگي كنيم و چه آنكه با صلاحديد و آراي جمع كوچك خود براي زنان روز ملي تعيين و سرودة خود را سرود ملي آنان اعلام كنيم. و البته اين به هدف ما بستگي دارد. آيا صرف انجام يك عمل مورد نظر است يا وصول به نتيجه. اگر اولي مورد نظر است ميتوان گفت اين حركت موفق بوده است، اما اگر منظورمان اصلاح قوانين تبعيضآميز نسبت به زنان است، واقعاً با ايجاد زمينه براي اعمال خشونت، آن هم به صورت علني، چقدر به هدف دست پيدا كردهايم.
بارها ديدهايم بسياري از رهگذران از رگبار تند باران ميگريزند و در گوشهاي پناه ميگيرند، اما نمنم ملايم باران همة عابران را دربرميگيرد بدون بيم و مقاومت.
آنچه در اينجا قابل اغماض نيست، عملكرد كساني است كه به اين اعتقاد و اعتمادبهنفس رسيدهاند كه ميتوانند در مقابل قدرتها بايستند و در منازعات هستهاي و بحرانهاي عظيم قرن مقاومت كنند، اما در برابر جمعي از زنان نافي خشونت، كه براي اعتراضي آرام به كاستيهاي حقوق مدني خود گردهم آمدهاند، نهتنها مروت نميورزند بلكه راهي به مدارا نيز نميگشايند. در اين ماجرا، نيروهاي موظف به حفظ نظم، بهجاي ايجاد فضايي امن براي خلع سلاح فرصتطلبان در يك حركت آرام مدني، برميآشوبند و عجولانه به سمت آنچه از آن هراس دارند، ميشتابند. چه آنجا كه براي صدور مجوز براي يك گردهمايي شفاف گروهها را ميفرسايند و چه آنجا كه در نقض غرضي آشكار پليس زن را كه صدها اميد به شكلگيري آن بسته شده بود در برابر زنان شهروند قرار ميدهند، خشونت و بحران ايجاد ميكنند و به تحليلهايي قوت ميبخشند كه بارها آن را ابطال كردهاند. پرسشي كه بعد از اين غائله براي دلسوزان اين عرصه باقي ميماند اين است كه گزارش آنچه در ميدان هفتتير رخ داد به حال ما سودمندتر بود يا اينكه رسانهها و شبكههاي خبري جهان از وجود آزادي و دموكراسي در ايران به جهان خبر ميدادند.
راستش حركت آخر زيدان را كه در ميدان ديدم، بهياد عملكرد نيروهاي حافظ نظم در تجمع زنان افتادم: وقتي با آن شدت سر به سينة حريف كوبيد، قلب همة ما درد گرفت و صداي خرد شدن استخوان سينة خود را شنيديم. مبهوت از آن خشكمغزي و خامدستي آه كشيديم و افسوس خورديم. همه دوستش داشتيم. در بحبوحة افول، دوباره مثل گل شكفته بود تا بگويد هيچوقت براي كسي كه ميخواهد دير نيست. محبت و تعصب اما هنوز بر خشممان چيره بود: بيترديد از ماتراتزي ناسزايي شنيده و طاقت از كف داده بود... حتماً حق داشته... احتمالا ً...
اما قهرمان محبوب بيهيچ عنايتي به توجيهها و تنزيههاي ما، كمتر از چشم برهمزدني، از بازي حذف ميشود و اين قانون زندگي است.
خشونت، فارغ از هر انگيزه و احساس تكليفي، در هر فرهنگ و هر قاموسي محكوم است و جامعه ـ كه عموماً بهترين داور بازيكنان خويش است ـ سر نجنباندهاي، كارت قرمز را بيهيچ ملاحظهاي برايت صادر ميكند.
... و حالا ديگر فقط تو نيستي كه از بازي حذف ميشوي، تيم تو هم از خطاي تو ميبازد؛ گرچه توجيه دوستدارانت براي رفتار تو توطئة دشمن است كه تو را به خشم آوَرَد و از ميدان بهدر كند
پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۵این عنوان گزارشی است در شماره امروز روزنامه اعتمادملی که به بررسی شبکه های اینترنت بی سیم در ایران - اینترنت داتک - می پردازد . در این گزارش با معرفی شبکه های اینترنت بی سیم داتک ، به بررسی کاستی ها و نارسایی های این شبکه می پردازد
متن کامل گزارش من را از اینجا بخوانید .
شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵از زمانی که قرار شد تا با روزنامه " اعتماد ملی " همکاری کنم ، تاکنون دو گزارش و یک یاداشت درباره فناوری اطلاعات و ارتباطات از من در این روزنامه چاپ شده که برآیند نظرات دوستان درباره این گزارش ها تا کنون مثبت بوده است .
به همه دوستانی که به طرق مختلف از من خواسته بودند که درباره ADSL در ایران توضیحاتی بدهم ، پیشنهاد می کنم گزارش من را در صفحه 7 روزنامه اعتماد ملی مورخ پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه را مطالعه کنند .
این گزارش را می تونید در اینجا مطالعه کنید
پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴این یاداشت در شماره امروز روزنامه شرق نیز به چاپ رسیده است .
متن کامل این یاداشت به این شرح است :
سيامك قاسمي
اخيراً، فرصتي دست داد كه پس از ماهها دوباره پاي صحبتهاي دكتر معين بنشينيم و البته اين بار نه بهعنوان كانديداي رياستجمهوري اصلاحطلبان پيشرو، بلكه بهعنوان يكي از اعضاي مؤثر جبهة دموكراسيخواهي و حقوق بشر.
سابقة تشكيل اين جبهه به زمان نهمين دورة انتخابات رياستجمهوري بازميگردد. اصلاحطلبان پيشرو براي ايجاد اجماع بين گروههاي گوناگون جريان اصلاحات ـ كه بهدليل مرزبنديهاي مختلف و متنوع به دشواري زير ساختار يك حزب و تشكل قرار ميگرفتند ـ اين جبهه را تشكيل دادند تا مجموعهاي فراگير باشد مبتني بر اصول مشترك تمامي اين تشكلها. بدين شكل جبهة دموكراسيخواهي و حقوق بشر در آستانة انتخابات طيف وسيعي از نيروهاي اصلاحطلب، از نيروهاي مليـمذهبي گرفته تا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را در زير چتر خود قرار داد. شايد به همين دليل هم بتوان نتايج انتخابات اين دورة رياستجمهوري و پايگاه اجتماعي كانديداي اصلاحطلبان پيشرو را، تا حدود زيادي وزنه و پايگاه اجتماعي اين جبهه تلقي كرد ...
ادامه یاداشت را از اینجا بخوانید ...


January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005