صفحه اصلي

July 7, 2008

خورشید و گلشید ... !

امروز برای خانواده من و به ویژه برای خواهرم سیما روز بسیار خاصی بود و او پس از نزدیک به نه ماه انتظار مادر شد ! اون هم مادر دو تا دختر دوقلو !

هیجان کار وقتی بیشتر شده بود که بر سر جنسیت یکی از این قل ها طی یکی دو ماه اخیر بین پزشکان اختلاف نظر پیش آمده بود و امروز پس از عمل مشخص شد که هر دوی تای این عزیزانم دختر هستند .

خورشید و گلشید از امروز به جمع صمیمانه سیما و سامان اضافه شدند؛ برای هر دوتای این کوچولو های عزیزم از صمیم قلب آرزوی سلامتی و خوشبختی و برای سیمای عزیزم هم آرزو دارم که زودتر این عوارض بعد از عمل را سپری کنه و به شرایط عادی زندگی خودش برگرده .

IMG_9232-twin.JPG

این عکس تنها چند دقیقه پس از به دنیا آمدن خورشید و گلشید گرفته شده است !

July 1, 2008

فیروز کریمی از مربی گری محروم شد ! ( شوخی با معاون احمدی نژاد دردسر ساز شد ! )

شهرام شفیع زاده مدیر عامل استقلال اهواز در مصاحبه امروز با خبرگزاری فارس اعلام کرد در شرايطي كه دو شب قبل فيروز كريمي با حضور در شهر اهواز و هيئت فوتبال اين شهر، قرارداد خود را با تيم استقلال اهواز را به ثبت رسمي رساند ، به دلیل مصاحبه تلويزيوني اين مربي با يكي از برنامه هاي شبكه تهران و صحبت‌هايش در آن برنامه که موجبات ناراحتي شدید برخي مسئولان ورزش ایران شده است ، امکان ادامه همکاری با وی را نخواهیم داشت !

karimi.JPG

ماجرا از این قرار است ، فیروز کریمی مربی پر حاشیه فوتبال ایران که یکی از معتبر ترین و پر افتخار ترین مربی های فوتبال ایران است تنها به دلیل اینکه چندی پیش در یکی از برنامه های مثلث شیشه ای ، وقتی مجری برنامه نظرش رادر مورد مهندس علی آبادی معاون رییس جمهور پرسید ، گفت : "جناب آقای علی‌آبادی مدیری بسیار دانا، ‏توانا و هوشمند و موفق در نظافت و بازسازی خیابانها در شهرداری تهران بودند!" این پاسخی بود که رشید‌پور مجری برنامه هر چه تلاش کرد ‏نتوانست خنده‌اش را مهار کند.‏

به نظر می رسد فیروز کریمی در تلاش بوده است با رندی تمام به این نکته اشاره کند که یار غار احمدی نژاد در شهرداری تهران در حالی که معاونت عمرانی شهرداری بود و درگیر ساخت دور برگردان در اتوبان های تهران و آسفالت کردن خیابان ها بود ، پس از رئیس جمهوری احمدی نژاد ناگهان به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی مشغول به کار شد تا شایسته سالاری به تمام معنا در کابینه دولت نهم رعایت شده باشد !

این سخن فیروز کریمی جنجال زیادی را بر انگیخته است و مديرعامل باشگاه استقلال اهواز در گفت و گو با خبرنگار ورزشي فارس، اظهار داشت: با فيروز كريمي به توافق كامل رسيده بوديم و با او مشكلي نداريم؛ اما برخي جريانات باعث شد تا نتوانيم با وي همكاري را آغاز كنيم. كنترل اين جريان از دست ما خارج شده است .

مديرعامل استقلال اهواز در پاسخ به اينكه شنيده مي‌شود برخي مقامات ورزشي چنين خواسته‌اي از وي داشته‌اند تا قرارداد با فيروز كريمي فسخ شود، اظهار داشت: چنين موضوعي را نه تكذيب مي‌كنم؛ نه تاييد. فقط مي‌دانم كه خود فيروز كريمي در جريان اين مشكل است و بهتر از هر كس مي‌داند چه كرده است.

شفيع‌زاده تاكيد كرد: فقط معتقدم آدم بايد به مافوق خود احترام بگذارد. علي آبادي به عنوان متولي اين ورزش قابل احترام است و تصميم‌هايي كه تا امروز گرفته، به سود ورزش بوده است.

در همین زمینه :

ممانعت برخي جريان‌ها از همكاري استقلال اهواز با فيروز كريمي - فارس

پايان مثلث شيشه اي با يک اشاره - روز آنلاین

June 30, 2008

ماتادورها به بهشت می روند !

Spania%20winner.JPG

آخرین باری که یک تیم مورد علاقه من در رده ملی فوتبال در سطح دنیا به جامی رسیده بود ، زمانی بود که من تنها 8 سالم بود ! هلند ، اسپانیا و آرژانتین تیم های محبوب من در سطح دنیا با اینکه چشم نواز ترین فوتبال را در تمامی این سالها ارائه می کردند اما کم تر شانسی برای کسب جام داشتند ! شاید اگر مسابقات جام ملتهای آمریکای جنوبی که اعتبار چندانی در سطح جهان ندارد را در نظر نگیریم ، آخرین قهرمانی تیم های محبوب من ، قهرمانی هلند در یورو 88 بود !

اما دیشب شب من بود ! اسپانیا با فوتبالی بی نهایت زیبا بر بام اروپا ایستاد و قهرمان یورو 2008 شد ! این سحر فوتبال است که دیشب من را به اوج شادمانی رساند . شاید در جامی که نوار هنرنمایی مردان فانتزی هلندی ناگهان توسط روسیه پاره شد ، تنها قهرمانی اسپانیا می توانست شادی را دوباره به من بازگرداند

دیشب با تک تک پاس های " ژاوی هرناندز " به وجد آمدم ، با استارت فوق العاده " فرناندو تورس " به اوج رسیدم ؛ با " اینیستا " دریبل زدم و با " سرجیو راموس "دفاع کردم و با " ایگر کاسیاس " در درون دروازه واکنش نشان دادم و این ها همه از سحر فوتبال است !

بهترین توصیف از شور و حال دیشب من همان توصیف معروف سرالف رمزی سرمربی فقید انگلیس در جام جهانی 1966 درباره فوتبال است که گفته بود : فوتبال زندگی نیست ، بلکه چیزی است فراتر از زندگی ... !

77784d0cba0be114bb9c169f5475e28f-getty-81402956um131_germany_v_spa.jpg

بقیه عکس های مربوط به قهرمانی اسپانیا را از اینجا ببینید !

May 15, 2008

عمل جراحی چشم ... !

امروز برای انجام یک جراحی محدود چشم باید به یکی از مراکز چشم پزشکی تهران بروم !

از این رو بنا بر توصیه پزشکان باید حداکثر بین یک هفته تا ده روز از خیلی چیزها از جمله کامپیوتر ، اینترنت و ... دوری کنم ! شاید برای من که زندگی آنلاینی را تجربه می کنم ، دوری اینچنین از اینترنت سخت باشد . اما خودم هم ترجیح می دهم که مدتی از فضای مجازی فاصله بگیرم .

به هر روی وبلاگ " راز نو " حداقل تا یک هفته آینده به روز نخواهد شد .

May 8, 2008

تولدی برای من ... !

تقویم می گوید امروز نوزدهم اردیبهشت است و دقیقا بیست و هشت سال قبل در ساعت 9 صبح روز نوزدهم اردیبهشت ماه سال 59 در بیمارستان آپادانای تهران به دنیا آمدم . همین ... !


برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را
در ظلماتمان ببیند

گوشی که صداها و شناسه ها را
در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویش
روحی که اینهمه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیز ها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم ... !


مارگوت بیکل
ترجمه:احمد شاملو

April 20, 2008

عذر خواهی ... !

" راز نو " یک هفته ای است که به دلیل پاره ای مشکلات و درگیریهای ذهنی و شخصی من به روز نشده است . از همه دوستانی که پی گیر چرایی به روز نشدن این روزانه ها شده اند عذر خواهی می کنم و از مهر فراوان بعضی مخاطبان راز نو که طی یکی دور روز اخیر از دور و نزدیک با ایمیل و تلفن و ... خواهان به روز رسانی این وبلاگ شده اند سپاسگزارم .

حتما طی چند روز آینده دوباره آغاز خواهم کرد و پیوسته تر و قوی تر از گذشته ادامه خواهم داد . تا بعد ... !

March 15, 2008

بودن به از نبود شدن ، خاصه در بهار ... !

در آخرین روزهای هر سال ، همیشه بخش مهمی از ذهنم به مرور آنچه که در آن سال گذشته است می پردازد ؛ این روزها نیز سال هشتاد و شش که آخرین نفس های خود را می دمد و تنها چهار روز دیگر به خاطره ها می پیوندد ، همچون فیلمی از جلوی دیدگانم می گذرد و با روز به روز آن دوباره غمگین و گهگاهی شادمان می شوم .

سال هشتاد و شش را که در ذهنم مرور می کنم ، امسال برای من نه سال مهمی بود و نه سال خوبی !

از هر زاویه ای که می نگرم ، حس خوشایندی نسبت به سال هشتاد و شش ندارم ؛ شاید اگر همین چند کنسرت موسیقی در امسال نبود می توانستم به قاطعیت بگویم که سال هشتاد و شش سالی بود سرشار از تکرار !

در حوزه تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اطراف مان که هر آنچه در این سال دیدم بالاتر آمدن تیغ تیز سانسورها و توقیف ها و تنگ نظری ها و منفعت طلبی ها و ... بود . در حوزه شخصی و حرفه ای هم تنها می توانم بگویم که همه چیز از جنس تکرار بوده است ؛ چه در زمینه ی کار اصلی و تخصصی ام و چه در زمینه دیگر فعالیت های جانبی ام همه چیز مانند گذشته است .

اما با همه این احوال ، نگاهم به فردا و فردا ها همچنان امیدوارانه است ...

"- وارطان ! بهار خنده زدو ارغوان شكفت.
در خانه ، زير پنجره گل داد ياس پير.
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…"
وارطان سخن نگفت،
سرافراز
دندان خشم بر جگرِ خسته بست و رفت.

" – وارطان ! سخن بگو!
مرغِ سكوت ، جوجه مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته است!"
وارطان سخن نگفت ،
چو خورشيد
از تيرگي برآمدو در خون نشست ورفت

وارطان سخن نگفت
وارطان ستاره بود:
يك دم درين ظلام درخشيدو جست و رفت.

وارطان سخن نگفت
وارطان بنفشه بود:
گل داد و
مژده داد: " زمستان شكست!"
و
رفت…

شعر : احمد شاملو

December 20, 2007

در آستانه شب یلدا : " راز نو " دوساله شد !

شب یلدا از دوسال قبل برای من علاوه بر یلدایی اش معنای دیگری نیز یافته است و آن سالگرد نوشتن این روزانه ها ست .

در آستانه ی شب یلدای امسال وبلاگ " راز نو " دو ساله شد و امروز که به دو سال وبلاگ نویسی ام و نوشتن نزدیک به سیصد و پنجاه مطلب در این دو ساله می نگرم ، حقیقتا نمی دانم که چقدر توانسته ام در مکتوب کردن آنچه را که می اندیشیدم و در پایبندی به اصولی که برای خود ترسیم کرده بودم موفق باشم .

پراکنده گی " راز نو " آئینه ی تمام نما از پراکنده گی ذهن من بوده است ؛ موسیقی ، سیاست ، ادبیات ، اجتماع ، عکاسی و ... همه و همه گوشه ای از آن چیزهایی است که به آنها می اندیشم و این پراکندگی سبب شده است که " راز نو" را نتوان در هیچ گروه خاصی از وبلاگ ها دسته بندی کرد !

تندروی ها و کند روی هایم ، گاه تناقض گویی و گاه رک گویی هایم همه و همه بازتابی از سیر تحول اندیشه در درون من بوده و با قاطعیت می توانم بگویم که " راز نو " بازتاب بخش مهمی از اندیشه های من بوده است .

به امید آنکه بتوانم این مسیر را ادامه دهم و سپاس و سپاس برای همه ی همدلی ها و همراهی هایتان در این دوسال و به امید یلدایی به بلندی اندیشه هایتان .

5725.JPG

تا صبح شب یلدا

چند این شب و خاموشی؟ وقت است كه برخیزم
وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

گر سوختنم باید، افروختنم باید
ای عشق بزن در من، كز شعله نپرهیزم

صد دشت شقایق چشم، در خون دلم دارم
تا خود به كجا آخر، با خاك در آمیزم

چون كوه نشستم من، با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد، آنگاه كه برخیزم

برخیزم و بگشایم ، بند از دل پرآتش
وین سیل گدازان را ، از سینه فرو ریزم

چون گریه گلو گیرد ، از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم

ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند
زندان شب یلدا ، بگشایم و بگریزم

عکس : تهران - بازار تجریش
شعر : ه . الف . سایه

November 13, 2007

باز آمدم ...

از ظهر روز جمعه تا به امروز به دلیل مشکلات فنی ای که در هاست وبلاگ راز نو ایجاد شده بود ، این ‏وبلاگ در بسیاری از نقاط قابل مشاهده نبوده تا جایی که خود من هم امکان دسترسی به راز نو را ‏نداشتم .‏

امروز عصر پس از چهار روز به کمک دوستانم این مشکلات رفع گردیده و مشاهده ی راز نو برای مخاطبین ‏آن میسر گشته است .‏

این وقفه ی چهار روز سبب شد از یک سوی کاملا حس کنم که راز نو چه حضور پررنگی در این ‏روزهای من دارد و این روزها همانند کسی بودم که قادر به سخن گفتن نبوده و گویی گمشده ای داشته ‏ام و از سوی دیگر واکنش و پی گیری بسیاری از مخاطبین راز نو در این روزها درباره ی این وقفه ی پیش ‏آمده برای من شگفت انگیز بود . ‏

بسیاری از دوستان و مخاطبین راز نو در این روزها به طرق مختلف نسبت به من لطف داشته و پی گیر ‏چرایی عدم امکان دسترسی به راز نو بوده اند .‏

از همه دوستانم سپاسگزارم و از همه ی آنها که این روزها به این وبلاگ سر زده اند و دسترسی به راز نو ‏برایشان میسر نشده بود صمیمانه پوزش می خواهم .‏

October 26, 2007

خودکشی دستجمعی دلفین ها در سواحل ایران

دیروز بیش از هفتاد دلفین در نزدیکی شهرستان " جاسک " استان هرمزگان دست به یک خودکشی دستجمعی زدند و لاشه های خود را به خشکی سپردند ! جالب آنجاست که ساکنان محلی بعضی از دولفین های نیمه جان را دوباره به آب سپردند اما دولفین های نیمه جان پس از ساعتی دوباره خود را به خشکی زدند و تلف شدند .

کارشناسان زیست محیطی معتقدند که به دلیل تغییر شرایط زیستی و اکولوژیستی زندگی این حیوانات و نامناسب شدن شرایط زیستی آنها ، دولفین ها در یک خودکشی دستجمعی خود را به خشکی رسانده و خود را تلف کرده اند و مهم تر آنکه که یک ماه پیش نیز لاشه هفتاد و نه دلفین در سواحل شهرستان جاسک پیدا شده بود که هنوز دلایل مرگ آنها مشخص نشده است. به گفته ی کارشناسان تفاوت این گروه از دلفین ها با گروه قبلی این است که دلفین‌های قبلی در یک نوار ساحلی 15 کیلومتری پیدا شده بودند اما لاشه این دلفین‌ها در یک محل پیدا شده است.

5_8608040395_L600.jpg

دلایل مرگ و میر دسته جمعی این دلفین ها کاملا مشخص نیست و به گفته کارشناسان محیط زیست این پدیده عادی نبوده و ممکن است با توجه به اینکه از بینی و دهان خونریزی داشته‌اند ، نوعی مسمومیت باشد. برخی نیز بر این باورند که دلفین ها به خاطر آلودگی های نفتی مرده اند اما احتمال آلودگی نفتی بسیار کم است چون هیچ جاندار دیگری در آن منطقه نمرده است .

فارغ از دلایل زیست محیطی این اتفاق نادر ، از دیدن تصاویر مرگ دستجمعی دلفین ها خیلی دلم گرفت . شاید در این روزها ایران نه تنها برای انسانهایش که برای دیگر موجودات زنده اش هم چیزی جز درد و سختی نداشته باشد . به این فکر می کردم که درد رفته بر انسانهای این سرزمین را می توان با این تفکر توجیه کرد که خود کرده را تدبیر نیست ! اما رنج رفته بر دیگر موجوداتش جزء شرمساری برای ما چیزی ندارد .

با آنکه در کشوری که سالانه بیش از سی هزار انسان به دلیل تصادفات جاده ای از بین می روند ، شاید خودکشی دستجمعی بیش از هفتاد دولفین اتفاق مهمی نباشد اما این رفتار آنها برای من مفهوم عجیبی دارد و آن اینکه اگر خودکشی دستجمعی دولفین ها اعتراضی به نامناسب بودن شرایط زیست آنها بوده باشد ، نشان می دهد که دولفین های این سرزمین شاید در خیلی جهات از جمله فرهنگ اعتراض جمعی از انسانهای این سرزمین با شعور ترند ... !

بقیه ی عکسها را از اینجا ببینید .

در همین زمینه :

مرگ دست جمعی 72 دلفین در جنوب ایران - بی بی سی

October 21, 2007

...

" ارنست همینگوی در جایی گفته : دنیا جای زیبایی است ؛ ارزش مبارزه و نبرد رو داره ...

اما من فقط با قسمت دوم حرفش موافقم ... ! "

دیالوگ پایانی فیلم " هفت " ساخته ی دیوید فینچر .

October 13, 2007

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد

UT0102356.jpg

عید فطر فرخنده باد !

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
برگیر و دهل می​زن کان ماه پدید آمد

عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد

کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد
برعید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد

برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد

غم​هاش همه شادی بندش همه آزادی
یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد

بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد

شعر : مولانا

October 2, 2007

عــــلــــی ؛ حقیقتی بر گونه‏ی اساطیر

" یک آیه‏ای در انجیل هست که من خیلی دوستش دارم و فکر می‏کنم اگر همه‏ی انجیل تحریف شده باشد، این آیه اصیل است. زیرا بوی سخن یک پیغمبر را می‏دهد و تصور نمی‏کنم کسانی که به تحریف یک کتاب آسمانی می‏پردازند، این قدر شعور و ذوق داشته باشند که چنین جمله‏ی زیبایی بسازند.

می‏گوید: ای انسان‏ها! از راه‏هایی مروید که روندگان آن بسیارند. از راه‏هایی بروید که روندگان آن کم‏اند.

چرا که تاریخ ، تکامل ، مال کسانی است که خودشان راه تازه انتخاب کردند ، یا راه‏هایی برگزیدند که هنوز انسان‏ها و توده‏ی عوام که همیشه دنباله‏رو هستند و همیشه دیگران برایشان فکر می‏کنند و تصمیم می‏گیرند، از آن راه‏ها نمی‏روند.

از راه‏هایی بروید که روندگان آن کم‏اند. از راه‏هایی مروید که روندگان آن بسیارند.

روحانیون قشری قسطنطنیه برای این که به مضمون آیه عمل کنند، هیچ وقت از خیابان‏های اصلی و شلوغ عبور نمی‏کردند، بلکه از کوچه پس کوچه‏های خلوت می‏گذشتند. این نشان می‏دهد که گاه یک زیبایی شگفت ، یک فکر بلند ، و یک سخن عمیق ، در اندیشه‏هایی که شایستگی فهم آن را ندارند به چه صورت مضحکی تجلی می‏کند و مسخ می‏شود.

45.JPG

و علی ، این روح پرشگفتی که در همه‏ی ابعاد گوناگون و حتی ناهمانند بشری قهرمان است ، امروز در میان شیعیان خویش چنین سرنوشتی دارد. ( افسوس که چقدر زیبایی‏ها و عظمت‏ها در دست ملت‏هایی که لیاقت داشتنش را ندارند، پامال می‏شود.)

و این امام راستین ، شیر پیروز روزهای مدینه و روح تنها و دردمند شب‏های نخلستان ، که رسالت خاصی در تاریخ دارد ، اکنون از همه‏وقت ناشناخته‏تر است و کاش ناشناخته می‏بود ، که بدشناخته‏تر است.

ای کاش علی را اصلاً نمی‏شناختیم، و محققان نخستین بار او را به ما می‏شناساندند ... "

این متن بخشی از کتاب " علی حقیقتی برگونه ی اساطیر " نوشته ی دکتر علی شریعتی است . متن کامل این کتاب را از اینجا دانلود کنید

September 29, 2007

تسلیت

امروز عصر با خبر شدم سرکار خانم " شهلا شرکت " مدیر مسوول و سردبیر محترم مجله زنان در غم از دست دادن مادرشان به سوگ نشسته اند .

صمیمانه مصیبت وارده را به ایشان و خانواده محترم شان تسلیت می گویم و از خدا برایشان صبر و آرامش آرزو می کنم .

September 17, 2007

آیا گوگل فیلتر شده است ؟!

هنوز ساعتی نیست که شنیده ام ‏Google‏ و تمامی زیر مجموعه های آن ( ‏Gmail‏ ‏‎, ‎‏ ‏Google reader‏ و ... ) گویا ‏در بسیاری از جاهای ایران از دیشب فیلتر شده است !!‏

google01.gif

فیلترینگ گوگل ... ؟! من هنوز باورم نمی شوم و معتقدم که این بیشتر یک خطای فنی می تواند باشد که اگر واقعا ‏فیلترینگ گوگل مصوبه ی کمیته فیلترینگ ایران باشد باید به حالشان گریست .

اگر این خبر صحت داشته باشد ، فیلتر کردن گوگل و تمامی زیر مجموعه هایش بیشتر ازآنکه نشان دهنده اقتدار و قدرت مسوولان رسانه ای ایران باشد ، ‏نشان دهنده حماقت ، ضعف و ناتوانی آنهاست . باید از این مسوولان پرسید که آیا منظور از پروژه اینترنت ملی ، گسترش حوزه فیلترینگ تا جایی است که سایت گوگل که یکی از پر بیننده ترین سایت های اینترنت و قوی ترین موتور جستجوی دنیای اینترنت نیز هست شامل فیلترینگ شود ؟

جالب آنجاست که خطوط قرمز و مرز سانسور در ایران آنقدر جلو آمده است که گویا یکی از بزرگترین موتورهای جستجوی اینترنت ‏جهان هم شامل می شود و بسیار علاقمندم که بدانم که این دوستان از چه می هراسند که این چنین این بازی موش و ‏گربه را ادامه می دهند . اما این روزها هر چه حلقه ی فیلترینگ شدید تر می شود من خوشحال تر می شوم زیرا نشان ‏دهنده ی آن است که رسانه های آن لاین در ایران از چنان تاثیرگذاریی برخوردار شده اند که این چنین مسوولان از ‏ترسشان به خیال خودشان تیشه به ریشه ی اینترنت زده اند که پر واضح است که آب در هاون می کوبند . بار ها گفته ام که اینترنت هرگز فیلتر شدنی نیست و محدودیت و فیلترینگ با موجودیت اینترنت در تضاد است .

در همین زمینه :

آيا گوگل فيلتر شده بود ؟ - ایسنا

پی نوشت :

در ساعتهای اخیر چندین تماس داشتم مبنی بر حل شدن مشکل فیلترینگ سایت گوگل ! همانطور که در متن بالا هم نوشتن گویا این مشکل ، مشکل دیتا بیس فیلترینگ مخابرات بوده است . به عنوان کسی که به دلیل پروژه ای مدتی با این دیتا بیس کار کرده و آشنایی مختصری با آن دارد ، بروز این مشکلات در ابن دیتا بیس محتمل به نظر می رسد .

همینطور لازم به ذکر است آقای حميد شهرياري - دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني - فيلتر شدن گوگل را تاييد کرده، اما از هرگونه اظهار نظر در مورد دلايل فيلترينگ يا احتمال رفع آن خودداري و توضيحات مشروح را به آينده موکول کرده است .

هر چند که اگر گوگل برای همیشه هم به دیتابیس فیلترینگ ایران اضافه شود ، چندان تعجبی نخواهد داشت !

در مورد علت این اشتباهات فنی حدس هایی می زنم که در آینده اشاره ای به آن خواهم کرد !

September 13, 2007

با یاد ربنای استاد شجریان ...!

هر سال که ماه رمضان فرا می رسد نشانه هایی وجود دارد که چه روزه دار باشید و چه غیر روزه دار ، چه انسان معتقدی باشید و چه غیر معتقد ، سالهاست که با این نشانه ها زیسته ایم !

می دانم و حس می کنم که برای کسانی که دور از ایران هستند ، حس نوستالژی عجیبی نسبت به بعضی از این نشانه ها وجود دارد . از کودکی و در اعماق وجودمان نوای ربنا استاد محمد رضا شجریان سالهاست که ریشه دوانده است و سالهاست که با اذان موذن زاده اردبیلی به ناگه به اعماق گذشته ء مان پرتاب شده ایم .

pic6l.jpg

شاید برایتان جالب باشد که در سالهای گذشته صدا و سیما اسلامی ایران ، فراخوان های مختلف و مسابقات گوناگونی را بین بهترین قاریان ایرانی برای خواندن دعای ربنا برگزار کرده است تا اینچنین وابسته به نوای ربنا استاد شجریان نباشد ، اما ربنا های خوانده شده با ربنای شجریان ازعرش تا فرش فاصله داشته است و اینچنین است که سالهاست که نوای شجریان در درون اعماق وجود مردم ایران حضور دارد .

دعای ربنا استاد شجریان و اذان موذن راده اردبیلی تقدیم به همه ی آنهایی که از ایران دور هستند و تقدیم به همه ی آنهایی حس نوستالژیک خاصی نسبت به این نشانه های میهنی مان دارند :

ربنا استاد محمد رضا شجریان را از اینجا دانلود کنید .

اذان موذن زاده اردبیلی را از اینجا دانلود کنید .

September 12, 2007

وبلاگ " تا خورشید "

پس از گذشت چندین ماه از ایده اولیه ی ایجاد یک وبلاگ با دامنه اختصاصی برای خواهر محترم ، با طراحی زیبای ‏بهزاد باشو عزیز و با تلاش ها و پی گیری های همیشگی برادر بزرگوارم حنیف مزروعی که زحمت این ‏وبلاگ را هم مانند خیلی از وبلاگ ها بر دوش او بوده است ، سیما از امروز در وبلاگ تازه ی خود به نام " تا ‏خورشید " می نویسد .‏

taa khorshid.JPG

‏سیما در معرفی" تا خورشید " نوشته است : ‏

طرقه پرنده ی کوچکی بود که قصد پرواز و رسیدن به خورشید را داشت‎. ‎ برای این کار باید هزار اسم خدا را از ‏بر می کرد تا از سوختن در گرمای‎ ‎خورشید در امان باشد. پس تمام اسمها را از بر کرد و در بالا رفتن ذکر می‎ ‎کرد . ولی در نزدیکی خورشید، اسم هزارم را فراموش کرد و سوخت‎ ...

September 10, 2007

نظرسنجی راز نو ... !

این سیصدمین یاداشت وبلاگ " راز نو " است . نوشتن سیصد یاداشت در طول نزدیک به بیست و یک ‏ماه گذشته سبب شده است که این فضا و وبلاگ در این مدت همواره قسمتی از ذهنم را به خود ‏اختصاص دهد . ‏

با همه ی نوشتن ها و ننوشتن هایم و با همه تند روی ها و کند روی هایم امروز وقتی به این بیست و ‏یک ماه گذشته نگاه می کنم از این شروع حس خوشایندی دارم . " راز نو " فرصت مناسبی بود برای ‏نهادینه کردن فرهنگ گفتگو در درون خودم و بالا بردن آستانه تحملم در شنیدن انتقادهایی که گاه ‏خیلی گزنده بود ه اند .‏

به بهانه ی سیصدمین یاداشت این وبلاگ ، اگر خواننده " راز نو " هستید و اگر گاهی به این روزانه ها سر می ‏زنید ، علاقمندم بدانم که بیشتر دوست دارید اینجا از چه بخوانید و کمتر از چه نخوانید ؟ دوست دارید چه موضوعاتی بیشتر‎ روایت شود و به چه موضوعاتی کمتر اشاره شود و کلا علاقمندم بدانم آنچه را که ‏دوست دارید در مورد این وبلاگ بگویید ...

این نظر سنجی یک پیشنهاد است تا با برآیند نظرات مخاطبین " راز نو " بیشتر ‏آشنا شوم ‏...

September 1, 2007

روز جهانی وبلاگ

دیروز 31 آگوست روز جهانی وبلاگ و وبلاگ نویسی بود ! ‏

Blog Day 2007

با یک روز تاخیر فرا رسیدن روز جهانی وبلاگ و وبلاگ نویسی را به همه دوستان وبلاگ نویسم تبریک می گم ‏‏. به امید اینکه همواره و در هر شرایطی بتونیم بدون ترس و واهمه دیدگاه ها و نظرات خودمان را نسبت به دنیای ‏پیرامونمان بیان کنیم و تلاش کنیم که فرهنگ گفتگوهای دو سویه را گسترش داده و در این مسیر آستانه نقد پذیری ‏خود و مخاطبینمان را روز به روز بالا و بالاتر ببریم !‏

کیبوردهایتان پر ره رو باد ….. !‏

August 27, 2007

ایران قهرمان والیبال نوجوانان جهان شد !

ایران قهرمان مسابقات والیبال قهرمانی نوجوانان جهان شد !‏

این اولین قهرمانی ایران در یک دوره مسابقات جهانی در تاریخ ورزش ایران در رشته های گروهی است ‏و از این جهت این قهرمانی لذتی دو چندان دارد .‏

هر چند که در بازی فینال بویژه در ست چهارم مثل همیشه جانمان به لبمان رسید اما خب در ست ‏پنجم جبران مافات شد و ایران با تیجه قاطع 15-7 بر چین پیروز شد و بر بام والیبال قهرمانی جهان ‏در رده نوجوانان ایستاد ! اما در تیم ایران بازیکنی به نام " غیاثی " من تصور کنم به تنهایی به اندازه دو ‏گیم امتیاز گرفت و اسپک هاش تو بازی فینال همانند پتک بر زمین فرود می آمد . پیروزی بر برزیل و ‏کوبا و لهستان و فرانسه و ... و قهرمان جهان شدن لذت زیادی دارد تا سبب شود که هنوز بهانه هایی برای شاد ‏شدن پیدا شود .‏

Img_GetImage.1.jpg

Img_GetImage.12.jpg

Img_GetImageCA3YYJPP.jpg

Img_GetImage.5.jpg

Img_GetImage.7.jpg

اما از نکات جالب این بازی ، حضور پرشمار ایرانیان در سالن والیبال شهر تیخوانا ی مکزیک بود !! برای ‏من خیلی جالب بود که این همه ایران چه جوری خودشان را به تیخوانای مکزیک رسانده بودند ! اما از ‏بس ایرانی ها به ویژه خواهران ایرانی خارج از کشوری توی سالن زیاد بودند و از بس پرچم های سه ‏رنگ ایران که وسطش نمادهای غیر خودی بود زیاد بود که تیم سانسور صدا و سیمای ایران امروز اندازه ‏یک ماهشان به زحمت افتادند !‏

به این نتایج که در طی دو ماه اخیر بدست آمده است دقت کنید :‏

1- مقام سوم مسابقات والیبال قهرمانی جهان در رده جوانان
‏2- مقام اول مسابقات بسکتبال قهرمانی آسیا در رده بزرگسالان‏
‏3- مقام اول مسابقات قهرمانی جهان در رده نوجوانان

درد و بلای بسکتبال و والیبال و ... دو دستی بخوره تو سر فوتبال این مملکت و اون مربی کل یوم نشو ‏و اون مافیای احمقانه پشت سرش که مدیرانش با استفاده از رانتشان در شورای شهر و شهرداری ، به ‏جای پرداخت پول قرار داد بازیکنان به اونها پروانه ساخت و تراکم و ... برای ساخت و ساز می دهند !‏


پی نوشت :

یکی از هموطنان مقیم آمریکا در مورد شهر برگزاری بازی ایران توضیحی داده است که جالب است :

شهر تيهوانا در مکزيک شايد يکی از بهترين گزينه ها در خارج از کشور برای آمدن ايرانيان به سالن باشد. برای اينکه با شهر لس آنجلس کمتر از ۳ ساعت و با شهر سن ديه گو حدود نيم ساعت فاصله دارد .نميدونين چه حالی داد به ما اينجا ... !

راز نو : پس همون ! تماشاگران عزیز ایرانی حاضر در سالن که تعدادشون هم واقعا زیاد بود همون تهرانجلسی های خودمون بودن !

August 23, 2007

سخت می نویسم ... !

این روزها کمی سخت وبلاگ می نویسم ؛ این سختی از آنجاست که وسواس عجیبی نسبت به محتوای یاداشت ‏هایی که می خواهم در اینجا بگذارم پیدا کرده ام . هر یاداشتی را که می خواهم بگذارم باید به این حس برساندم که ‏یاداشت سبکی نیست و یاداشتی درخور است و ... .‏

این حس ها سبب شده است که تنها در همین چند مدت اخیر سه یاداشتم را ساعتی پس از قرار دادن در اینجا ، تنها ‏به دلیل اینکه حس کرده ام که یاداشت سبکی است حذفشان کرده ام . ‏

اما حس می کنم وبلاگ نویسی جایی برای راحت نوشتن است . تاکید می کنم راحت نوشتن و نه سبک نوشتن ‏. وبلاگ نویسی را شروع کردم که از این وسواس ها در نوشتن رها شویم و راحتر بنویسم و امروز حس می کنم ‏که این وسواس ها اینجا هم به سراغم آمده است . جالب است برایم که بعضی از این یاداشتهایی را که ساعتی پس ‏از انتشار به دلیل آنچه که حس کرده ام سبک هستند و حذفشان کرده ام ، روزهای بعد در وبلاگهای دیگران و ‏با نام های دیگر دیده ام ....‏

خدایا من را از این وسواس ها برهان ... !‏

August 17, 2007

من یک چپ دستم ... !

13 آگوست هر سال روز جهانی چپ دستها است ؛ دوستی دیروز برای تبریک روز جهانی چپ دستها به من ، یاداشتی را برایم ایمیل کرده بود که تو گویی همه اون چیزهایی هست که سالها من و بقیه چپ دستها دچارش هستیم .

هیچ وقت یادم نمی ره که توی فرم ثبت نام کنکورهای مختلف ، ما چپ دست ها برای اعلام چپ دست بودنمون ، باید در مقابل نوع معلولیت (! ) گزینه ی چپ دست بودن را علامت می زدیم !

left hand.JPG

اما اون یاداشتی که خیلی از درد و دل های ما چپ دستها را بیان می کند بدین شرح است :

این که آدم جزء 3% مردم جهان باشه خیلی کیف داره . حس خوبی هم داره . حسی که 97٪ بقیه آدمها نمیتونن اون رو درک کنن !

یکی از آرزوهای ما چپ دستها اینه که یه روز محصولات مخصوص چپ دست ها بسازیم تا به شما 97٪ بگیم که ما چی میکشیم از دست این چاقوهاتون ، این قیچی ها تون ، این دنده ی ماشین ، این دستگیره ی در و پنجره ، این چپ کلیک مسخره تون ، این شماره های کمکی کیبرد که به خودتون حال دادین و گذاشتین زیر دست راستتون ، اون صندلی های تکی تون که باعث می شد ما کتف مون کج بشه ، اون شماره گیرهای قدیمیه تلفن که باید انگشت رو میکردی توش و می چرخوندی ، این کنسرو باز کن هاتون ، این ساعت های مچی که نمیشه با دست چپ کوکش کرد ، اون قلم درشت من دراوردی تون که کلی هم برای خودتون انحناهای خاص خطاطی مخصوص راست دست ها ساختین توش ، اون انبر جوشکاری تون ، اون دکمه ی مسخره دوربین عکاسی که گذاشتینش سمت راست که ما دستمون بلرزه موقع عکس گرفتن ، اون جیب پیراهن مردونتون ، اون در یخچالتون ، اون سازهای موسیقی تون ، اون خط کشتون که شماره هاش میره زیر دست آدم و ... !

اما چیزهایی هست که یک راست دست هرگز نمی فهمد. آن هم حس خوشایندی ست که یک چپ دست دارد ... !

این آخری را واقعا راست می گه ! چپ دستی از اون معلولیت ها و اقلیت بودن هاست که آدم همیشه سرش را بالا می گیره و می گوید : " من یک چپ دستم ... ! "

اگر کسی نویسنده این شرح حال را می شناسه لطفا به من بگه که یک تشکر حسابی ازش بکنم .