صفحه اصلي

July 5, 2008

شیدای بی پروا مکن ما را ... !

دیروز در گفتگویی با یکی از دوستانم ، صحبت از گروه هم آوایان و بطور مشخص هما نیکنام و افسانه رثایی شد ! هما نیکنام از خوانندگان سابق گروه هم آوایان استاد علیزاده ، سالهاست که در پاریس زندگی می کند و در این سالها ، کنسرت های متعددی در اروپا ، بویژه با استاد علیزاده و مجید خلج داشته است و افسانه رثایی نیز نزدیک به هجده سال است که با گروه هم آوایان همکاری می کند .

" ساز نو " با آواز افسانه رثایی و " پرنده ها " با آواز هما نیکنام در این سالها از آثاری بوده است که حسین علیزاده به همراهی تمبک و دف مجید خلیج در اروپا منتشر کرده است و شاید بتوان گفت" ساز نو " که اجرای دیگری از " راز نو " است و " پرنده ها " که اجرای دیگری از " به تماشای آبهای سپید " است ، تجربه های موسیقیایی حسین علیزاده با همراهی آواز سلو خوانندگان زن موسیقی سنتی ایران بوده است که به خاطر نگاه بسته حاکم بر موسیقی در داخل ایران ، این آثار در خارج از ایران اجرا و منتشر شده است .

همچنین گفتنی است هما نیکنام در سالهای اخیر با همراهی فریبا هدایتی آهنگساز و نوازنده سه تار و دو نوازنده خانم دیگر در گروهی را به نام " آوای دوست " تجربه های نوی موسیقیایی خود را در اروپا دنبال می کند

Avay_e_doust_b.jpg

در عکس بالا که تصویری از گروه آوای دوست است ، هما نیکنام نفر اول از سمت راست و فریبا هدایتی نفر سوم از سمت راست است .

Avay_e_doust_b.jpg
خانم افسانه رثایی

اما نکته جالب آن است که در آلبوم " ساز نو " تصنیفی است به نام " جانم جانم " از ساخته های حسین علیزاده و با آواز افسانه رثایی که هرگز پس از انتشار در این آلبوم در جای دیگری منتشر نشده است و تصور می کنم علاقمندان زیادی این تصنیف را نشنیده باشند .

جانم جانم جانم جانم جانم جانم جاااااانم
من قدر حسن روی تو دانم

بیا بیا بیا بیا بیا بیا با ناز
ای دلبر سیمین بر طناز

دلم را بردی ، غمم نخوری از جفا ، ای ماه ای یار
با چشم مست وغمزه جان کاه

هر دم به شکلی آن بت طناز طناز طناز
آید به جلوه در تن و جانم جانم جانم

این جان جانم ! دیگر مرنجانم
شیدا مکن ما را ! شیدای بی پروا مکن ما را !

ای آفتاب روشن از رویت رویت رویت
تیره شده چون طره مویت مویت مویت

این جان جانم ! دیگر مرنجانم
شیدا مکن ما را ! شیدای بی پروا مکن ما را !

پیشنهاد می کنم که به اینجا بروید این تصنیف زیبا را دانلود کنید !

همچنین فتوکلیپ زیر ، بخشی از تصنیف " پرنده ها " به صدای هما نیکنام است که بعد ها با آواز گروه هم آوایان در آلبوم " به تماشای آبهای سپید " منتشر شد .

July 2, 2008

مضرابی بر تار تن ... !

در این روزگار که هنر و موسیقی دیگر کمتر رنگ و بویی از هنر دارد ، شاید تنها گذری به آرشیو موسیقی مان بتواند لحظاتی ناب را برایمان به ارمغان بیاورد .

به قول دوست عزیزم سوشیانت ، این روزها ، حال دل من شبیه این مضراب‌های حسین علیزاده است که بر بند بند تار تن فرود می‌آیند. به طنازی‌های تار استاد و آوای محسن کرامتی و تمبک مرحوم داریوش زرگری خوب نگاه کنید!

June 27, 2008

استاد شجریان ! مشکلات در جای دیگری است ... ! ( گزارشی انتقادی از کنسرت اخیر استاد شجریان )

شاید برای کسانی که شیفته ی موسیقی سنتی باشند ، کنسرت استاد شجریان همواره مهمترین و بالاترین جایگاه موسیقیایی برای این شیفتگی و شوریدگی باشد و این چنین بود که در تاریخ ده ساله اخیر موسیقی ایران هنوز هم می توان آن سه شب کنسرت " همنوا با بم " را در آن فضای حزن انگیز آن سال را یکی از مهمترین و درخشان ترین کنسرت های موسیقی در ایران دانست . کنسرتی که طلسم غیبت بلند مدت استاد شجریان بر روی صحنه را در ایران شکست و پس از آن استاد سه کنسرت دیگر در طی این سالها در ایران برگزار کرده اند .

اصولا از استاد شجریان سخن گفتن کار سختی است ؛ سخن گفتن از کسی که بخشی از هنر و فرهنگ معاصر ایران با نام او و جایگاه او گره خورده است حقیقتا کار آسانی نیست ، اما باید پذیرفت در دنیای امروز این حق همواره برای مخاطب وجود دارد که هرگاه مخاطب اثری قرار می گیرد ، بتواند نظرات خود را در این باره ابراز کند !

شاید هنگامی که مدتی قبل از این کنسرت در یاداشتی نکاتی را درباره کنسرت این روزهای استاد شجریان و گروه شهناز بیان کردم ، به پیش داوری و ... متهم شدم و برای همین تلاش کردم که نظرات خود را درباره کنسرت استاد با فاصله چند روز از این دیدن این کنسرت بیان کنم تا با فاصله گرفتن از کنسرت در شرایط آرام تری به آن بپردازم .

373961_orig.jpg

در طی هفته گذشته و در دو شبی که مخاطب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تالار وزارت کشور بودم ، متاسفانه تا حدود زیادی چیزهایی دیدم و مخاطب موسیقی ای قرار گرفتم که تنها افسوس و حسرت را برای من باقی گذاشته است !

در ابتدا باید بگویم که کنسرت امسال استاد شجریان حاشیه هایی داشته است پر رنگ تر از متن که بی راه نیست به برخی از آنها بپردازیم !

1 - در شب اول کنسرت که آن وقایع تاسف بار برای اعضای گروه در تالار وزارت کشور پیش آمد و آنها گویا در آسانسور تالار وزارت کشور گرفتار شده بودند ، حقیقتا افسوس من را هنگامی که چهره بر افروخته استاد را دیدم بر انگیخت . شاید هنگامی که استاد بر خلاف همیشه کنسرت را با سخنان خود آغاز کرد ، حدس بروز مشکلاتی کار پیچیده ای نبود و این اعتراض استاد در ادامه با اعتراض به روشن بودن برخی دوربین ها به اوج رسید .

اما استاد شجریان نازنین ! حقیقتا شما به خویی به این نکته اشاره کردید که چرا با هنرمندان در ایران اینگونه برخورد می شود و این چنین مشکلاتی برای آنها پیش می آید اما استاد شجریان گویا فراموش کرده اند که در ایران هنرمند و علاقمند به هنر همه گرفتار مشکلات هستند ! درست است که هنرمندان در دیگر اجراهای خود در خارج از ایران هرگز دچار چنین گرفتاریهای تاسف آوری نمی شوند اما علاقمندان هنر هم در هیچ کجای دنیا برای دیدن کنسرت به این همه گرفتاری دچار نمی شوند ؛ درست است که من هم همانند شما به این معتقد هستم که فروش اینترنتی بهترین روش فروش بلیط کنسرت است اما با چه کیفیت و با چه مکانیزمی چیزی است که مسوولان شرکت دل آواز که همگی از اقوام نزدیک شما هستند باید جوابگو ی آن باشند و به نظر می رسد همه این سوال ها همواره پشت نام استاد شجریان به فراموشی سپرده شده است .

2 - مشکلات پیش آمده در تعامل با خبرنگاران و روزنامه نگاران هم در این کنسرت جای تامل دارد ! نکته را از این گفته جالب یکی از مسوولان شرکت دل آواز آغاز کنم که گفته اند صدای شاتر دوربین ها سبب به هم خوردن تمرکز هنرمندان می شود و برای همین امکان حضور خبرنگاران و عکاسان وجود ندارد ! تصور من بیشتر آن بوده است که این گفته بیشتر یک مزاح برای تغییر فضا بوده است که صدای شاتر دوربین در کنار صدای فن های سقفی و سیستم تهویه هوای سالن وزارت کشور مثال مقایسه صدای پای پشه و فیل است !

شاید تلاش برای این سکوت خبری درباره کنسرت امسال این حس را منتقل می کند که سری که درد نمی کند ، دستمال نمی بندند ! شاید بهتر بوده است خارج از هرگونه فضای نقادانه بلیط هایی فروخته شود و کنسرتی برگزار شود و علاقه مندان استاد بیایند و تشویقی و مرغ سحری و خلاص ! اما چه کنسرتی و چه مرغ سحری دیگر نیازی به بررسی نداشته باشد .

3 - مهمترین نکته ای که در این بین به نظر می رسد آن است که گویی استاد شجریان و موسیقی شجریان کاملا توسط برخی نزدیکان استاد شجریان مصادره شده است ! آقای محمد رفیعی داماد استاد شجریان مسوول برگزاری کنسرت می گردد و در کنار باقی نزدیکان انحصار عجیبی را در اطراف کنسرت ایجاد کرده و فضای کنسرت را به جای ایجاد تعاملی دو طرفه بین مخاطبان ، خبرنگاران با استاد شجریان ، به سمت نگاه از بالا به مخاطبان و ایجاد فضا و رفتاری ارباب رعیتی سوق داده اند !

در این نکته تردید ندارم که این کنسرت و تمام حواشی آن به نام استاد شجریان تمام می شود که دوستانی که این کنسرت را برگزار می کنند و حتی هنرمندان و نوازندگان گروه شهنار ، همه مورد توجه قرار گرفته شدنشان مدیون نام و اعتبار استاد شجریان است .

اما سوالی که اینجا از استاد شجریان مطرح است این است که استاد عزیز ! درست است که سالن وزارت کشور هرگز سالن موسیقی نبوده و از نظر صدا برداری مشکلات فاجعه آمیزی دارد اما استاد شجریان! آیا فراموش کرده اید که کنسرت با شکوه " همنوا با بم " هم در همین سالن و با همین امکانات برگرار گردید ؟ آیا فراموش کردید که " ساز خاموش " و " سرود مهر " نوایشان را در همین سالن سر دادند ؟! پس چه شد که هنوز که هنوز است ، هنگامی که حتی فیلم " همنوا با بم " را مشاهده می کنیم ، از آن شکوه موسیقی لرزه بر انداممان می افتد و امروز با شنیدن حتی اجرای زنده کنسرت تازه باید افسوس نصیبمان شود !

به عنوان کسی که در این سالها در تمامی کنسرت های شما در ایران و در هر کنسرت بیشتر از چند شب حضور داشته ام ، مشکل را تنها در مشکلات سالن و صدا برداری نمی دانم ! مشکل را در آنجا می دانم که در " همنوا با بم " و "ساز خاموش " ، کسانی همانند استاد حسین علیزاده و کیهان کلهر و همایون عزیز در کنار شما بودند و در کنسرت اخیر مخاطبان شاهد دوره کار آموزی به روایت شما استادان آینده موسیقی ایران بودند!

هنوز برای من و بسیاری از علاقمندان این سوال باقی است که استاد شجریانی که تا قبل از کنسرت همنوا با بم بیش از 9 سال بود که به دلیل همین مشکلات در ایران بر روی صحنه نرفته بود ، چه اتفاقی افتاده است که با وجود همان مشکلات ، هر سال باید کنسرتی برگزار کند ؟! آیا می توان دلیلی غیر از استفاده از محبوبیت بالای استاد شجریان توسط نزدیکان ایشان برای این کنسرت ها متصور بود ؟ آیا استاد عزیز ، در حالی که شما تا چهار شب قبل از کنسرت امسال در تور آمریکا به همراه گروه آوا بودید ، چگونه می توان تصوری غیر از ماجرای اقتصادی از کنسرت اخیر داشت ؟!

افسوس برای من و همه علاقمندان آن هنگام بیشتر می شود که استاد شجریانی که همواره معروف به وسواس به خرج دادن در تمامی کارهای هنری خود بوده است ، چگونه مشکلات کنسرتی با این کیفیت را تنها در صدا و سالن می داند ؟!

اکنون بیش از هر زمان دیگری این نکته هویدا شده است که چرا استاد حسین علیزاده نیمای موسیقی ایران است و چرا استاد مشکاتیان ، استاد مشکاتیان است و چرا سرپرستی گروه و گروه نوازی تنها در اندازه اوست ؟! شاید بد نباشد که همگی بار دیگر فیلم کنسرت هم نوا با بم را در همین سالن نا مطلوب وزارت کشور مشاهده کنیم تا مشخص گردد که فاصله " فریاد " و" بی تو به سر نمی شود " تا " رندان مست " و " باد صبا " نه در سالن وزارت کشور که در جای دیگری است !

یا شاید بهتر باشد که تنها برای مقایسه آن فضا با امروز ، مرغ سحر آن کنسرت را با مرغ سحر این شبها مقایسه کرد ! تنظیمی عجیب از مرغ سحر در حالی که استاد شجریان تمام گام های بالای مرغ سحر را با صدای بم روایت کرد ، سبب شد که همگان حس کنند که مرغ سحر موسیقی ایران حال و روز خوشی ندارد !

گروه شهناز تنها در گروه نوازی ها در یکی دو قطعه شکل و شمایلی از یک گروه موسیقی ایرانی داشت ! ترکیب گروه شهناز و سرپرستی و سازبندی مجید درخشانی ، همانطور که پیشتر گفته شد به خوبی نشان داد که چرا در گروه نوازی تنها استاد مشکاتیان یک یگانه در موسیقی ایرانی است ! کیفیت نوازندگی گروه جوان شهناز ، تکنوازی ها در ساز و آوازهای کنسرت و ساز بندی گروه و حتی انتخاب اشعار در ساز و آواز ها ، هیچ کدام رنگی از استاد شجریان نداشت و شاید برای اولین بار در تمامی این سالها شاهد این نکته بودم که در آنتراکت کنسرت کم نبودند کسانی که عطای بخش دوم کنسرت را به لقایش بخشیدند و کنسرت را ترک گفتند !

همه اینها تنها افسوس را به همراه دارد ! امیدوارم استاد شجریان و نزدیکان استاد ، جایگاه ایشان را به برگزاری چند شب کنسرت با هر کیفیتی تنها برای اطمینان از استقبال علاقمندان معاوضه نکنند که این رفتار ها تنها در نهایت سبب خدشه وارد شدن به کلیت موسیقی ایرانی و جایگاه استاد است !

در همین زمینه :

گزارش نشست محمدرضا شجريان با خبرنگاران - ایسنا

شجريان: درآمدي از كنسرت من به «آرامگاه شمس» اختصاص نمي‌يابد - قارس

ساخته های شجریان با اجرای گروه شهناز - مهر

دعوت گزینشی و سعه صدر استاد شجریان - مهر

May 26, 2008

نرود میخ آهنی بر سنگ ... !

مارکس معتقد است تاریخ دوبار تکرار می شود : بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی !

این ماجرای فروش اینترنتی بلیط کنسرت استاد شجریان هم اینبار به شکل کمدی آن تکرار شده است . حقیقتا این اعتماد به نفس مسوولان برگزاری کنسرت استاد شجریان برای من قابل تقدیر است که با آن افتضاح پارسال و سرگردانی چند روزی علاقمندان به موسیقی ایرانی ! ( اصطلاح برگزارکنندگان کنسرت در پیام های قرار داده شده در سایت ) ، بار دیگر امسال هم اعلام کردند که بلیط ها بصورت اینترنتی به فروش می رسد و باز هم همان آش و همان کاسه ... !!

من تصور می کنم که در تکرار کمدی فروش اینترنتی بلیط کنسرت ، کسی که حتی یک وبلاگ کم بیننده نیز داشته باشد برایش قابل بررسی باشد که با توجه به ترافیک وارد شده در یک ساعت خاص به سرورها ، این سرور ها در اصطلاح فنی Crash خواهند کرد اما دوستان برنامه ریز ما گویا دوباره در همان چاه پارسال گرفتار شدند .

با آنکه می دانم شخص استاد شجریان خود در زمینه ی این بی نظمی ها کاملا بی تقصیر بوده و ایشان در حال حاضر در ایران نیز نمی باشند ، اما متاسفانه این سرگردانی ها به نام ایشان نوشته خواهد شد .

تا این لحظه که سه ساعت از زمان اعلام شده برای فروش بلیط ها می گذرد ( ساعت 12 روز دوشنبه 6 خرداد اعلام شده بود ) ، اما کماکان سایت Shajarianconcert.com در شرایط Down می باشند و اگر ثبت نامی هم بعد از چند ساعت بطور اتفاقی در سایت انجام گرفته باشد ، در مرحله ورود به سایت بانک ها ، مشکلات آغاز می گردد و علاقمندان به موسیقی ایرانی نیز همچنان سرگردان هستند .

بعضی دوستان Petition ی در همین باره به نام " اعتراض به ناتوانی شرکت دل آواز در ارائه بلیط کنسرت استاد شجریان برای دومین سال پیاپی و سرگردانی علاقمندان " ایجاد کرده اند که برای همراهی با این اعتراض مدنی می توانید این Petition را امضاء کنید .


در همین زمینه :

فروش اینترنتی به شیوه ایرانی !!

آقای شجریان ! لطفا منتظر بمانید .... ( ادامه افتضاحی به نام فروش اینترنتی )

May 24, 2008

" آن و آن ... " موسیقی ای انتزاعی با بداهه نوازی سه تار و تمبک

alizadeh-hadadi2.JPG

ابتدا درباره یاداشت قبل باید بگویم که بعضی دوستان دچاره کج فهمی شده اند که در اینباره در آینده بیشتر خواهم گفت اما سخن آنجاست که جوانگرایی نیز آدابی دارد و در جوانگرایی هم نباید دچاره افراط و تفریط شد ....

و اما اگر در این روزها به دنبال نوای موسیقی ای هستید که ساعتی ذهن خود را با آن همراه کنید و مست زخمه های سحر انگیز این موسیقی شوید ، آخرین اثر تازه منتشر شده ی استاد حسین علیزاده را از دست ندهید ....

آن و آن ... اثری است از دو اجرای مستقل از بداهه نوازی های سه تار استاد حسین علیزاده با همراهی تمبک پژمان حدادی که در تور سال گذشته استاد علیزاده در آمریکای شمالی اجرا شده است .

اجرای اول در آواز دشتی و اجرای دیگر در آواز بیان اصفهان است .

حسین علیزاده خود درباره " آن و آن ... " می گوید :

یک لحظه ...
یک زخمه ،
یک روزن .
می شکفد خورشید در دل

آن لحظه ...
آن روزن ،
آن زخمه .
می کشاند ، می رباید ، می رهاند تا ابد

آن و
آن ....

حقیقتا نوای سحر انگیز سه تار حسین علیزاده که هر زخمه اش خود رویایی است به همراه تکنیک و خلاقیت خاص پژمان حدادی در نواختن تمبک سبب شده است که آن و آن ... اثری ماندگار در بداهه نوازی سه تار باشد .

041.jpg

پیشنهاد می کنم که گوشه ای از " آن و آن ... " را با کیفیت بالا از اینجا و با کیفیت پایین تر از اینجا دانلود کنید و گوش دهید ...

May 23, 2008

افسوس از استاد شجریان و گروه شهناز ... !

سال موسیقایی امسال درست یک هفته ی قبل و با کنسرت استاد محمد رضا لطفی به همراه گروه شیدا آغاز شد . شاید اگر درگیر عمل لایزیک چشمم هم نبودم ، تلاش می کردم که اجرای گروه شیدا را از دست بدهم که آنقدر پس از سالهای سال انتظار کنسرت بداهه نوازی قافله سالار موسیقی ایران در سال گذشته توی ذوقم خورده بود که در این یک سال همه تلاش خود را کرده ام که لطفی ای در ذهنم نقش ببندد که خالق سپیده و به یاد عارف و راست پنجگاه باشد و نه استاد این روزها ...

سال گذشته در اینجا اشاره ای به آن کنسرت داشتم و امسال که شب قبل از کنسرت دیدم که محمد رضا لطفی برای معرفی بیشتر کنسرتش در سیمای جمهوری اسلامی که هنوز نمایش ساز موسیقی ایرانی را حرام اندر حرام می داند ، حضور پیدا می کند و از کنسرت و برنامه های خود می گوید و هنگامی که استاد موسیقی ایرانی به بزرگترین دشمن و معضل موسیقی ما مشروعیت می دهد ، بر تصمیم خود مبنی بر نرفتن به کنسرت مصمم تر شدم ! گویا در روزگار ما بلیط فروشی و استقبال از برنامه ها از هر آرمانی مقدس تر شده است ....

افسوس خود را باید هزاران برابر بیشتر برای آنچه که طی روزهای اخیر از کنسرت استاد آواز ایران محمد رضا شجریان شنیده ام باید ابراز کنم . اصولا برای من و هم نسلانم که شجریان برایشان نه یک خوانند موسیقی سنتی بلکه درگاه ورود آنها به دنیای هنر و ادبیات کلاسیک ایران بوده است ، سخن گفتن از شجریان کار دشواری است ، اما باید افسوس خود را از اجرای پیش روی استاد شجریان ابراز کنم .

شجریان در موسیقی ایران چنان نام بزرگی است که اگر حتی به تنهایی بر روی صحنه بزرگترین سالن اجرای موسیقی کشور حاضر شود ، تمام بلیط های اجراها در شبهای متمادی در همان ساعات اولیه فروش می رود اما آیا این استقبال را باید با هر کیفیتی از اجرا پاسخ گفت ... ؟

متاسفانه نگاهی به گروه تازه شکل گرفته ی شهناز و نوازندگان این گروه که در اجرای پیش روی در کنار شجریان به روی صحنه می روند ، بیانگر آن است نوازندگانی در کنار استاد به روی صحنه می روند که کمترین سنخیتی با جایگاه شجریان دارند . گروه شهناز که حتی همایون شجریان را هم به دلیل همراهی اش با گروه دستان در کنسرت های اروپای این گروه ، در آن حضور ندارد ترکیبی عجیب از نوازندگانی جوان و کم سابقه است که علاقمندان موسیقی سنتی در توانایی و کیفیت برخی از نوازندگان این گروه کاملا به دیده شک می نگرند ....

اعضاي گروه شهناز «سينا جهان آبادي» نوازنده کمانچه، «شاهو عندليبي» ني، «حامد افشاري» قيچک باس، «مهرداد ناصحي» قيچک آلتو، «کاوه معتمديان» کمانچه، «رادمان توکلي» تار، «رامين صفايي» سنتور، «حميد قنبري» تنبک، «حسين رضايي‌نيا» دف، «محمدرضا ابراهيمي» عود، «مژگان شجريان» سه تار و «عميدي» بم تار و رباب هستند. و به این ترتیب «همايون شجريان» به عنوان نوازنده تنبک و هم‌خوان در اين کنسرت حضور نخواهد داشت. شاید غیر از محمد رضا ابراهیمی عزیز و سینا جهان آبادی و برخی دیگر از دوستان که هنرمندان و نوازندگان توانایی هستند ، باقی نوازندگان حقیقتا در سطح اجرایی از محمد رضا شجریان نیستند . گروه شهناز که دست پروده مجید درخشانی است را با گروه هایی که شجریان شاهکار های هنری اش را با آنها خلق کرده است مقایسه کنید تا پی به تفاوت ها ببرید .

در تاریخ نگاری موسیقی استاد شجریان دوره های همراهی با بزرگانی موسیقی ایران همانند دوره همراهی با محمد رضا لطفی و خلق آثاری چون سپیده ، راست پنجگاه و ... دوره همراهی با استاد مشکاتیان و خلق دستان ، نوا ، آستان جانان و ... دوره همراهی با داریوش پبرنیاکان و خلق سرو چمان ، یاد ایام و ... و دوره همراهی با استاد علیزاده و خلق فریاد و زمستان است و ... را که بررسی کنید ، خواهید بود که اوج هنر شجریان همواره در کنار هنر آهنگسازی و نوازندگی بزرگان موسیقی ایران بوده است ...

اما افسوس و صد افسوس آن جاست که استاد شجریان با توجه به آنکه می دانند که اجراهایی که در اروپا و آمریکای شمالی به روی صحنه می رود نمی تواند با هر کیفیتی ارائه شود ، اجراهای این روزهایشان در آمریکا را به همراه بزرگانی چون ، حسین بهروزی نیا ، سعید فرجپوری ، مجید درخشانی ، همایون شجریان و ... به روی صحنه می برند و اجرای تهران را به همراه گروه نا آشنایی همانند گروه شهناز ... !

آیا حق علاقمند موسیقی ایرانی در ایران است که در تمامی این سالها در اکثر اجراهای استادان موسیقی سنتی ایران ، بی کیفیت ترین اجراها در ایران شکل بگیرد . اجراهایی که با توجه به عطش علاقمندان موسیقی داخلی ، با هر کیفیتی که باشد همواره با استقبال مواجهه می شود .

در این باره بیشتر خواهم نوشت ....

در همین زمینه :

شجريان بدون همایون کنسرت می‌دهد - فرهنگ و آهنگ

كنسرت شجريان تا يك ماه آينده در آمريكا ادامه دارد - همشهری

عکس هایی از کنسرتهای اخیر استاد شجریان در آمریکا :

full.jpg

full%2C2.jpg

full.4.jpg

full.3.jpg

full.5.jpg

May 6, 2008

حیلت رها کن عاشقا ، دیوانه شو ، دیوانه شو ... !

برای کسی که شیفته ی موسیقی سنتی باشد ، شاید زندگی در تهران که به نوعی خاستگاه این موسیقی است بتواند بهترین شرایط را برای استفاده از آثار بزرگان این موسیقی فراهم آورد اما زندگی در کشوری که موسیقی و هنر در آن همواره جرم محسوب شده است ، سبب شده است که علاقمندان به موسیقی در اسن سالها چه مرارت ها که برای دیدن و شنیدن آثار بزرگان این موسیقی کشیده اند .

شاید اگر در دل اروپا بخواهید آثار تصویری از بزرگان موسیقی کلاسیک را مشاهده کنید این آثار را می توانید به راحتی با بالاترین کیفیت ضبط و تکثیر از فروشگاه های خاص موسیقی تهیه کنید ، اما من سالهایی را به خاطر می آورم که برای تهیه فیلمی از کنسرت های بزرگان موسیقی ایران همانند شجریان و علیزاده و لطفی و ... پاساژ ها و کتابفروشی ها و زیر زمین های خیابان انقلاب را با مرارت تمام می گشتیم تا شاید اثری با پایین ترین کیفیت ممکن بتوانیم تهیه کنیم و ماه ها با آن فیلم ها زندگی کنیم !

به جرات می توانم بگویم که آثار تصویری که از موسیقی ایران بصورت رسمی منتشر شده است از انگشتان دو دست فرا تر نرفته است و در تمامی این سالها ، فیلم هایی که با دوربین های دستی و بصورت قاچاقی و با پایین ترین کیفیت ممکن فیلمبرداری شده است تمام دلخوشی ما در دیدن این آثار بوده است . و به نوعی در سالهای اخیر با دسترسی به اینترنت و سایت های اشتراک گذاری فیلم ها همانند یوتیوب و ... به نوعی دسترسی به این فیلم های راحتر شده است .

ویدئوی زیر ، قطعه ای است از سری کنسرت های استاد شجریان ، استاد علیزاده ، کیهان کلهر و همایون شجریان که در این قطعه تصنیف " پروانه شو ، پروانه شو " از ساخته های حسین علیزاده که بعدها توسط گروه هم آوایان اجرا و در آلبوم به تماشای آبهای سپید منتشر شد ، توسط استاد شجریان و همایون شجریان اجرا شده است . پیشاپیش از پایین بودن کیفیت تصاویر که به دلایل ذکر شده است ، عذرخواهی می کنم .

May 2, 2008

موسیقی جهانی برای قرن بیست و یکم

اگر بخواهیم بدانیم که اعظم علی خواننده ایرانی الاصل و رامین ترکیان چگونه با موسیقی رابطه برقرار کرده اند، باید به نام گروه موسیقی آنها توجه کنیم . گروه موسیقی نیاز ، بیانگر نیاز آنها به موسیقی است که فراتر از تمام مرزهای فرهنگی و جغرافیایی است . سبک موسیقی ای که آن را " جهانی دیگر " نیز نام داده اند .

ابتدا توصیه می کنم که بر روی play در لینکهای زیر کلیک کنید و این ویدئوها از " گروه نیاز " را مشاهده کنید :




اعظم علی خواننده موسیقی پایانی فیلم ماتریکس و خواننده ترانه های متن فیلم سیصد در ایران متولد شده است و از سن چهار سالگی در هندوستان رشد و تحصیل نموده، فرهنگ و موسیقی غنی این شبه قاره را در مدت این دوران به خوبی جذب کرده است.

اعظم در سال 1985 به لوس آنجلس رفت و به زودی زیر نظر استاد منوچهر صادقی، به نواختن سنتور پرداخت. این فعالیتها در راه آموختن موسیقی، به کشف صدای آوازیش منجر شد و او در خواندن، به آزادی و خلاقیتی دست یافت که راه ارتباطی او و نابترین شیوه بیان درونیاتش، شد.

او به یادگیری صحیح چندین سبک و سنت خوانندگی - از جمله موسیقی کلاسیک غربی، اروپای شرقی و هندی - پرداخت زیرا منتهای آرزوی او نمایش کامل قابلیتهای صدای انسان بود و او میخواست تا جایی که امکان دارد، انواع سبکها را بیاموزد. در نهایت وی توانست شیوه ای برای نوشتن ترانه های خود بیابد که تحت تاثیر آوازهای هندی، خاور میانه، بلغاری و اروپای غربی و بیش از هر چیز ترانه های فولکلور فارسی و غزلهای هندی بود.

در ابتدا او موسیقی را برای اشعار سروده خودش میسازد و سپس با رعایت کامل قواعد آوازی، میخواند و برای دست یابی به زبانی جهانی، تا جایی که ممکن است از صدای خود مانند یک ساز استفاده میکند و به کمک آن تمام مرزهای بشری را پشت سر میگذارد.

اعظم علی در مصاحبه ای با بی بی سی درباره حضورش در موسیقی فیلم سیصد با بیان اینکه در مراحل انجام کار هرگز فیلم را به طور کامل ندیده بوده است تاکید کرده بود که تصور می کرده در موسیقی فیلمی فانتزی آواز می خواند و به همه ایرانی ها توصیه کرده بود که سیصد را جدی نگیرند !

اعظم علی در سال 2005 به اتفاق رامین ترکیان نوازنده و از بنیان گذاران گروه Axiom of Choice ، گروهی تشکیل دادند تا با ساختن موسیقیی که خودشان آنرا "موسیقی جهانی برای قرن بیست و یکم" نام نهاده اند، به هدف خود که شکستن مرزهای زبانی و فرهنگی است، دست یابند.

این گروه که همانطور که گفته شد "نیاز" نام دارد موفق شد در اولین آلبوم خود به همین نام، با موسیقی منحصر به فرد خود، به بهترین شکلی ترکیبی از موسیقی سنتی جهان و موسیقی الکترونیک را به وجود بیاورند.

ترکیان در جایی گفته است : "ما میخواستیم موسیقیی را به وجود آوریم که هم برای جوامعی که موسیقیشان الهام بخش این آلبوم بوده است- فارسی، ترکی و هندی- قابل درک باشد و هم برای مخاطبین دیگر."

" ما امیدواریم که این موسیقی از مرزها عبور کند. موسیقی سنتی ما با سازهای آکوستیک است که محصول آن یک موسیقی خودمانی و با حسی درونگرایانه است. ما برای این آلبوم به دنبال چیزی برون گرایانه تر بودیم و باید مسیر تازه ای را امتحان میکردیم."

March 23, 2008

بهار بهار ، چه اسم آشنایی ... !

این روزها که ایران و تهران همچنان حال و هوایی بهاری دارند ، هیچ چیزی برای من بهتر از موسیقی بهاریه ای نیست که تمام حس و حالم را تازه می کند . می دونم که " راز نو " مخاطبانی در خارج از ایران دارد . این روزها به حس و حال این عزیزان زیاد فکر می کنم و می دانم یکی از اون لحظاتی که برای ایرانیان جلای وطن کرده ای که هنوز دل در گرو وطن دارند بسیار سخت می گذرد همین روزهای نوروز و آغاز بهار است ...

ترانه زیبای و بسیار دلنشین " بهار ، بهار " از ساخته های " تورج شعبان خانی " و از سروده های " استاد محمدعلي بهمني " که هم توسط خود تورج شعبان خانی و هم توسط مرحوم ناصر عبدالهی به زیبایی اجرا شده است ، با همه احترام تقدیم به آنهایی که با آنکه رنگ دیارشان بهاری نیست اما دل شان بهاری است ....

1206308501apesHeG.jpg

بهار بهار
صدا همون صدا بود
صداي شاخه ها و ريشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنايي
صدات مياد ... اما خودت كجايي
وابكنيم پنجره ها رو يا نه
تازه كنيم خاطره ها رو يا نه
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار اومد با يه بغل جوونه
عيد آورد از تو كوچه تو خونه
حياط ما يه غربيل
باغچه ما يه گلدون
خونه ما هميشه
منتظر يه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار بهار يه مهمون قديمي
يه آشناي ساده و صميمي
يه آشنا كه مثل قصه ها بود
خواب و خيال همه بچه ها بود
آخ ... كه چه زود قلك عيديامون
وقتي شكست باهاش شكست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چين كرد
خنده به دلمردگي زمين كرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا كرد
من و با حسي ديگه آشنا كرد
يه حرف يه حرف ‚ حرفاي من كتاب شد
حيف كه همش سوال بي جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
كه صبح تا شب دنبال آب و نون بود


ترانه " بهار ، بهار " با صدای تورج شعبان خانی را از اینجا دانلود کنید .

برای دانلود ترانه " بهار ، بهار " با صدای مرحوم ناصر عبدالهی ( ناصریا ) ابتدا به اینجا بروید و سپس دانلود کنید .

March 19, 2008

نرم نرمک میرسد اینک بهار ؛ خوش به حال روزگــار ... !

و باز هم نوروز ... ! تنها چند ساعت دیگر ، سال نو تحویل می شود . فرا رسیدن " نوروز " این مهمترین نماد هویت ایرانیمان را به همه دوستان و عزیزانم شادباش می گویم و برایتان در سال هشتاد و هفت ، سالی سرشار از مهر ، آرامش و پیروزی آرزو دارم ...

lWp43WVXzHKblmNyzV.2.JPG

تلاش می کنم در این روزهای نوروز ، موسیقی هایی که حس و حالی کاملا متناسب با نوروز دارد را در اینجا روایت کنم ؛ برای آغاز هیچ موسیقی را بهتر از نوای استاد محمد رضا شجریان با شعر سحر انگیز فریدون مشیری ندیدم . تقدیم به همه آنهایی که همچنان دل در گرو هویت و موسیقی ایرانی دارد .

[درآمد چهارگاه]

بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب

[گوشه حصار]

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


تصنیف بوی باران ساخته " حسین یوسف زمانی " و با آواز " استاد محمد رضا شجریان " را از اینجا دانلود کنید

January 18, 2008

روایت ساخت قطعه مشهور " نی نوا " از زبان استاد حسین علیزاده !

در این روزها و در آستانه ی تاسوعا و عاشورا ، بد ندیدم که به بررسی یکی از ماندگارتری آثار موسیقی ایران قطعه ی مشهور " نی نوا " بپردازیم . استاد شجریان در جایی درباره قطعه " نی نوا " ی استاد علیزاده گفته است : حزن و اندوهی که این قطعه در دل می آفریند را شاید اگر محتشم کاشانی سالهای سال صدها شعر همانند " باز این چه شورش است " هم می سرود باز هم نمی توانست حتی ذره ای حسی همانند حزن این قطعه را ایجاد کند .

استاد حسین علیزاده خالق قطعه مشهور " ني نوا " به تازگی در جایی گفته است كه زاده ی روز عاشورا است و هميشه نامش را كه مادرش به همين مناسبت حسین بر او نهاده دوست مي‌دارد و خلق قطعه " نی نوا " نیز به سالهاي كودكي‌اش باز مي‌گردد.

محبوبيت قطعه " ني نوا " در زمان انتشارش فروش بالايي را براي آن رقم زد ، كه براي يك آلبوم موسيقي در ايران بعد از انقلاب تا آن زمان بي سابقه بود. برخي كارشناسان ميزان محبوبيت اين قطعه را با قطعه " اي ايران " روح الله خالقي برابر دانسته‌اند.حسين عليزاده ، دريادآوري چگونگي ساخت قطعه مشهور " نينوا " گفت است : من بچه خيابان خيام هستم و يكي از سرگرمي ما بچه‌ها در آن موقع راه‌اندازي دسته بود ! من نمي‌خواهم تبليغ وابستگي مذهبي كنم ولي هميشه اسمم را دوست داشتم و از آنجايي كه من در روز عاشورا متولد شده‌ام ، مادرم اسمم را حسين گذاشته و " علي‌زاده " هم هستم .

علیزاده گفته است : نينوا آن واژه‌اي است كه ما همه حس‌ها را مي‌توانيم درباره آن داشته باشيم. اگر مي‌خواهند موضوع و حس مبارزه امام حسين(ع) را به آن اطلاق كنند، من افتخار مي‌كنم .

استاد همچنین در خصوص اينكه برخي اين قطعه را به جاي نينوا، ني‌نوا اطلاق مي‌كنند، گفته است: " نينوا " اسم زيبايي است كه يك معناي چند بعدي مي‌توان به آن داد. هم " نينوا " است هم " نواي ني " است و هم قطعه‌اي كه اين ني مي‌نوازد در دستگاه نواست. به همين جهت نينوا يك قطعه ملي شد و هر كس با هر عقيده‌اي با اين قطعه ارتباط برقرار كرد.

وي ادامه داده است: من دوستان بسيار زيادي با عقايد مختلف با اين قطعه پيدا كردم و خودم مديون قطعه‌ نينوا هستم كه در يك زماني در ذهن من اتفاق ‌افتاد. زماني كه من شاهد آن بودم كه جنگ شروع شده بود و همه داشتند در زمينه‌ موسيقي برداشت خودشان را مي‌كردند. در آن زمان مسئولان موسيقي از من خواستند كه بياييد در مورد اتفاقاتي كه در جنگ افتاده قطعه بسازيد. من گفتم اولاً نمي‌توانم كار سفارشي بسازم چرا كه بايد با حس خودم بوجود بيايد و ضمن اينكه هر كسي جنگ را يك جور مي‌بيند .

_Media_8606_ImageReports_8606040549_5_8606040549_L600.jpg

علیزاده در ادامه گفته است : نمي‌گويم كه اين قطعه را براي جنگ ساختم ولي در شرايطي بود كه در جنگ زندگي مي‌كرديم . يادم هست يكبار يك نفر از من پرسيد كه نينوا چه رنگي است؟ گفتم يك افق تيره‌اي است كه رنگ قرمزش غالب است چرا كه ساخت اين قطعه در نگاهم به افق در يك غروب اتفاق افتاد. البته اولين جلد نينوا با طرحي از رضا درخشاني به همين رنگ چاپ شد.

ي در خصوص مدت زمان ساخت اين قطعه گفت: نوشتنش چيزي حدود 2 سال طول كشيد و اما ايده‌اش 5-4 ماه ولي ايده كلي‌تر آن به سال 56 برمي‌گردد. من در آن سال يك طرح اوليه از دستگاه نوا داشتم كه در حافظيه اجرا شد و چيدمان و فانتزي اين جريان به سالهاي 56-55 برمي‌گردد كه كم كم اين ايده را برايم آورد. تمام هنرمندان يك اثر مي‌سازند و دائم اين را با روايتهاي ديگر بيان مي‌كنند. من هم دائم با شكل‌ها و شيوهاي مختلف در تكنوازي‌هايم و كارهاي گروهي‌ام اين ايده را داشتم .

عليزاده ادامه داد: نينوا هم نتيجه و فكرهاي اوليه‌اش از سالهاي 23-24 سالگي شكل گرفت و من در 32 سالگي آن را نوشتم.

خالق نينوا با بيان اينكه تمام اين ايده‌ها به زمان كودكي برمي‌گردد،اظهار داشت:من بچه‌اي بودم كه در جنوب شهر تهران در يك خانواده زير متوسط از نظر اقتصادي اما پر از عشق زندگي مي‌كردم.

قطعه ای از آلبوم " نی نوا " را از اینجا دانلود کنید .