صفحه اصلي

May 10, 2008

پیشکسوت چهره پردازی ایران در گذشت

استاد فرهنگ معیری پیشکسوت چهره پردازی ایران ساعت 11:30 امروز شنبه 21 اردیبهشت در حالی که مدت‌ها از بیماری ريه وعوارض كبدي رنج مي‌برد ، بر اثر ایست قلبی در سن 65 سالگی در منزل خود در تهران دار فانی را وداع گفت.

بر طبق وصيت‌اش، آن مرحوم در روستاي «واريان» در جاده چالوس اطراف سد كرج به خاك سپرده خواهد شد.

ابوالفضل معیری با نام اصلی فرهنگ معیری سال 1322 در شهر مرند متولد شد و عضو گروه چهره‌پردازدان سینما و مدیر آموزشگاه چهره‌پردازی آینه در آینه بود. معیری اخیراً تمام فعالیت خود را به تدریس در این آموزشگاه معطوف کرده بود.

او فعالیت سینمایی خود را با فیلم "خاتون" احمد شیرازی به عنوان چهره‌پرداز در سال 1345 آغاز کرد و در حدود 30 فیلم از جمله گناه من ، صبحانه‌ای برای دو نفر ، سگ‌کشی ، اشک سرما ، رخساره ، روانی ، لژیون ، آقای بخشدار ، افعی ، دوران سربی ، مادیان ، مسافران ، باشو غریبه کوچک ، شاید وقتی دیگر ، سرباز ، کلاغ و ... طراح گریم و گریمور بود.

فرهنگ معیری برای فیلم "سگ‌کشی" در نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر و پنجمین دوره جشن خانه سینما نامزد جایزه بهترین چهره‌پردازی شد. همچنین برای فیلم "اشک سرما" هم در هشتمین جشن خانه سینما نامزد بهترین چهره‌پردازی بود.

در گذشت استاد معیری را به دوست عزیزم " حنیف مرزوعی " که داماد آن مرحوم می باشد و همچنین به فرنوش عزیز دختر آن مرحوم صمیمانه تسلیت گفته و از خداوند برایشان صبر آرزو دارم .

در همین زمینه :

فردا از خانه‌ي سينما ،
هنرمندان پيكر «فرهنگ معيري» را به روستاي «واريان» بدرقه مي‌كنند - ایسنا

چهره‌پرداز پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران درگذشت - مهر

April 26, 2008

پیش به سوی کن ؛ ماهواره سینمای ایران را به کن برد ... !

سینمای ایران امسال نیز برای چندمین سال پیاپی سهم ناچیزی در بخش های مختلف جشنواره بین المللی کن دارد .

CANNES08.jpg

شصت و یکمین دوره جشنواره کن از ۱۴ تا ۲۵ ماه می در جنوب فرانسه برپا می شود. جشنواره بین المللی کن بعد از جوایز آکادمی اسکار مهم ترین رویداد سینمایی جهان قلمداد می شود و به قولی با توجه به اینکه مراسم آکادمی اسکار شکل جشنواره ای ندارد و فیلمی در آن به نمایش در نمی آید ، کن مهمترین جشنواره سینمایی جهان است .

جشنواره کن امسال نیز به سان سالهای گذشته شاهد حضور جمع کثیری از ستارگان سینمای جهان خواهد بود ؛ فیلم "بچه اشتباهی" آخرین ساخته کلینت ایستوود ، فیلم "تیراندازی در پالرمو" ساخته ویم وندرس و "چه" شرح حال چهارساعته چه گوارا ساخته استیون سودربرگ و همچنین آخرین فیلم از مجموعه فیلم های "ایندیانا جونز" با کارگردانی " استیون اسپیلبرگ " و بازی هریسون فورد نیز در این جشنواره بین المللی فیلم به نمایش در خواهند آمد .

در بخش خارج از مسابقات، وودی آلن آخرین فیلم عشقی خود را با نام "ویکی کریستینا بارسلون" که پنه لوپه کروز و خاویر باردم، دو بازیگر مشهور اسپانیایی در آن نقش ایفا می کنند، اکران خواهد کرد و نسخه سينمايي رمان پرفروش " کوری " نوشته " ژوزه ساراماگو " به کارگردانی فيلم‌ساز برزيلي " فرناندو ميرلس " در افتتاحیه جشنواره به نمایش در خواهد آمد .

همچنین کوئینتین تارانتینو، کارگردان صاحب سبک سینمای جهان ، در حاشیه جشنواره امسال ، کلاس های تخصصی آموزشی برای علاقه مندان به رشته کارگردانی برگزار می کند و هدایت هیات داوران جشنواره امسال نیز با شون پن و ناتالی پورتمن و آلفونسو کوارون، کارگردانان یکی از فیلم های هری پاتر خواهد بود و تعیین برنده جایزه معتبر "نخل طلایی" جشنواره کن برعهده این افراد خواهد بود.

اما در حالی که گمان می رفت امسال پس از سال ها فیلمی از ایران به بخش اصلی جشنواره کن راه یابد، باز هم به روال سال های اخیر سینمای ایران در بخش اصلی نماینده ای ندارد. اما فیلم "ترانه تنهایی تهران" به کارگردانی سامان سالور، یکی از فیلم هایی که از جشنواره فیلم فجر کنار گذاشته شده بود، تنها به یکی از بخش جانبی جشنواره امسال بخش دو هفته با کارگردانان راه یافته است.

"ترانه تنهایی تهران" ماجرای دو نفر است که شغلشان نصب ماهواره در تهران است. ما در طول فیلم با جزئیات زندگیشان بیشتر آشنا می شویم و رفته رفته به تنهایی آنها پی می بریم. یکی از این نصاب ها، بهروز، قبلا به عنوان رزمنده ای بسیجی در جنگ حضور داشته و به عنوان بی سیمچی خدمت کرده است و نصاب دیگر پسر خاله اوست که علی رغم تحصیلات در زمینه مخابرات بیکار است.

حضور در کن اولین حضور بین المللی این فیلم است، اما کارگردان آن می گوید که دوست داشت فیلمش اول در تهران اکران می شد، آرزویی که امکان تحققش زیاد نیست.

جالب آنجاست که ماهواره در سال های اخیر به یکی از موضوعات جذاب برای فیلمسازی در ایران تبدیل شده است و به همان نسبت با واکنش مقام های رسمی ایران نیز روبه رو است. "دایره زنگی" پرفروش ترین فیلم این روزهای ایران نیز به موضوع ماهواره می پردازد که با سانسور بخش هایی از فیلم امکان نمایش پیدا کرد.

در این فیلم ها موضوع "ماهـواره" به عنوان عاملی برای بیان تضاد بین نمادهای دنیای مدرن همانند اینترنت و ماهواره با ارزش های اعتقادی و سنتی جامعه ایران مطرح می شود . این فیلم ها تلاش دارد این حقیقت پنهان جامعه ایران را که طبقات مختلف اجتماعی ایران از سنتی تا روشنفکری ، با آنکه به بخشی از المان های زندگی مدرن همانند آپاراتمان نشینی و ... خود گرفته اند اما هنوز با فرهنگ زندگی مدرن و مقتضیات و نمادهای دیگر آن در تضاد جدی بسر می برد را روایت می کنند .

و اینچنین است جشنواره ای که زمانی با حضور کارگردانان جهانی سینمای ایران همانند عباس کیارستمی و جعفر پناهی و خانواده مخملباف ها و ... ، نمایش فیلم های ایرانی در بخش های اصلی جشنواره به یک عادت تبدیل شده بود و این فیلم ها جوایز مهمی همانند نخل طلایی ، جایزه ویژه هیت داوران و ... را از آن خود می کردند ، امروز تنها حضور فیلمی در یکی از بخش های جنبی جشنواره ، تمام سهم سینمای ایران از کن 2008 است .

February 25, 2008

شب بیداری ما و هشتاد سالگی اسکار ! : شب برادران کوئن

اصولا با اینکه سینما و تاتر رو جدی دنبال می کنم اما نگاهم به سینمای جهان همیشه به نسبت سینمای داخلی خودمون لنگ می زده و شاید کمتر فرصتی پیش می آمد بود تا اختتامیه جشنواره های بزرگ جهانی را دنبال کنم و اخبار و تحولات اون این قدر برایم جذاب بوده باشه ...

از یک هفته ی قبل برای دیدان مراسم هشتادمین مراسم اسکار به پیشواز رفته بودم و دیشب از نیمه های شب با Red Carpet بارانی در مقابل کداک تیاتر این میعگاه های با شکوه بزرگان سینمای جهان همراه شدم . گویا این هوای بارانی و استفاده از سقف های خاص برای Red Carpet اتفاقی خیلی خاصی بوده است و این امر سبب شده بود که Red Carpet امسال بر خلاف سالهای گذشته در زیر هوای آفتابی لس آنجلس نباشد .

مراسم رسمی اسکار هشتادم دقیقا راس ساعت 5 صبح به وقت تهران آغاز شد و حدود 4 ساعت به طول انجامید . شمارش معکوس زمانی برای روع مراسم آنچان دقیق بود که من را به یاد سال تحویل خودمان می انداخت ! مجری امسال مراسم اسکار را " جان استوارت " مجری و کمدین معروف شبکه های تلویزیونی بر عهده داشت .

در میان 24 مجسمه طلایی اسکار اهدا شده مهمترین و بیشترین اسکار هشتادم به فیلم " No country for old men " تعلق گرفت . اسکار بهترین فیلمنامه ، اسکار بهترین فیلم ، اسکار بهترین کارگردانی و اسکار بازیگر نقش مکمل مرد را این فیلم از آن خود کرد . " برادران کوئن " کارگردانان No Country for old men پس از مدتها توانستند طلسم نگرفتن اسکارشان را بشکنند و خاوير باردم نیز با قدرت تمام اسکار نقش مکمل را از آن خود کرد .

حضور بزرگان سینمای جهان برای اهدای جوایز در اسکار هشتادم به شکوه مراسم اضافه کرده بود . " مارتین اسکورسیزی " کارگردان بزرگ آمریکایی که سال گذشته اسکار بهترین کارگردانی از آن خود کرده بود برنده اسکار بهترین کارگردانی امسال را معرفی کرد و " هلن ميرن " برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن پارسال اسکار بهترین بازیگر مرد امسال را به " دانيل دي لوئيس " اهدا کرد . ...

حضور ستارگان سینمای جهان " هرسون فورد " ، " تام هنکس " ، " نیکول کیدمن " ، " هیلاری سوانک " ، " جک نیکلسون " ، " دنزل واشنگتن " ، "جان تراولتا " ، " کامرون دیاز " و ... در بخش های مختلف برنامه و اهدای جوایز مختلف توسط این بزرگان به برندگان اسکار هشتادم از بخش های قابل توجه بود .

برای من بسیار جالب بود که اسکار هشتادم به پاس قدرانی از تمامی هنرمندانی سینمایی که در طول سال گذشته از دنیا رفته اند با معرفی هیلاری سوانک و نمایش فیلمی زیبایی از آنها به پا ایستادند و هنگامی اسطوره باریگری جهان " جک نیکلسون " به معرفی بهترین فیلم های هفتاد و نه دوره گذشته ی سینما ی جهان پرداخت در کمتر از چند دقیقه گویی تمامی این هشتاد سال در فیلمی چند دقیقه ای مرور شد .

اما اسکار هشتادم هم در بخشهایی تحت تاثیر تحولات سیاسی روز قرار گرفته بود . جایی که " جان استوارت " به طنز به رقابت های حزب دموکرات برای ریاست جمهوری و باراک اوباما و گفته های او درباره ی آینده ی آمریکا پرداخت و هنگامی که اسکار بهترین فیلم مستند کوتاه را سربازان آمریکایی در عراق اهدا کردند !!

ارتباطات ماهواره ای به کمک اسکار آمد و نامزد های اسکار و برنده ی بهترین فیلم مستند کوتاه را سربازان آمریکایی در پایگاههای نظامی آمریکا معرفی کردند .

اما اوج رنگ و بوی سیاست در اسکار هنگام اهدای اسکار بهترین فیلم مستند بلند بود . هنگامی که کارگردان " تاکسی بسوی تاريکی " که فیلمش درباره ی شکنجه در ابوغریب بود ، در هنگام دریافت اسکار گفت که فیلم او برگرفته از اتفاقات ابوغریب بوده و اتفاقات ابوغریب لکه ننگی بوده است که امیدوارست بشریت هرگز دیگر آنها را تجربه نکند .

اما یک اتفاق جالب هم دیشب افتاد و برنده ی یکی از اسکار ها نیز بصورت انیمیشن اعلام شد . زنبور کارتون " زنبورها " نامزدها و برنده ی اسکار بهترین انیمیشن کوتاه را اعلام کرد .

اما حقیقتا شکوه و سادگی همزمان مراسم مرا به وجد آورده بود . فیلم های نمایش داده شده در بخش های مختلف از چنان ساختار و تدوین و ریتم و نو آوری قوی برخوردار بود و که به نظر من باید یک اسکار هم به فیلم های نمایش داده شده در بخش های مختلف اسکار تعلق گیرد .

اما در پایان این رو هم بگویم که اسکار نگرفتن " جورج کلونی " و فیلم " پرسپولیس " بازیگر و فیلم محبوب من کمی حالم را گرفت اما باید این حقیقت را پذیرفت که رقبا و برندگان اسکار در این دو بخش بسیار قوی بودند ...

oscar.7.JPG
برادران کوئن برندگان اسکار بهترین فیلم و کارگردانی در کنار اسکورسیزی


osvar.2.JPG
جان استوارت - مجری برنامه


oscar.1.JPG
برندگان اسکار های بهترین بازیگری - از راست :خاویر باردم - ماريون کوتیار - تیلدا سوئینتون - دانیل دی لوئیس


oscar.3.JPG
ماريون کوتیار- برنده اسکار بهترین بازیگر زن


oscar.5.JPG
دانیل دی لوئیس- برنده اسکار بهترین بازیگر مرد


oscar.4.JPG
خاویر باردم - برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد


برندگان جایزه هشتادمین دوره آکادمی اسکار عبارتند از :

در بخش بهترين فيلم: «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد» ساخته «برادران كوئن»
در بخش بهترين كارگرداني: «برادران كوئن» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين بازيگر مرد نقش اول: «دنيل دي لوييس» براي فيلم «آنجا خوني ريخته خواهد شد»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: «خاوير باردم» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين بازيگر زن نقش اول: «ماريون كوتيلارد» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل زن: «تيلدا سوينتون» براي فيلم «مايكل كليتون»
در بخش بهترين فيلمنامه اقتباسي: «برادران كوئن» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين فيلمنامه غيراقتباسي: «ديابلو كودي» براي فيلم «جونو»
در بخش بهترين طراحي لباس: «الكساندرا بيرني» براي فيلم «ملكه اليزابت: سال هاي طلائي»
در بخش بهترين انيميشن بلند: انيميشن «راتاتويل» ساخته «برد برد»
در بخش بهترين گريم: «ديديير لاورني» و «جان آرچيپالد» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين جلوه هاي ويژه: «مايكل فينك»، «بيل وسترن‌هوفر»، «بن موريس» و «تريور وود» براي فيلم «قطب نماي طلايي» با بازي «نيكول كيدمن»
در بخش بهترين طراحي صحنه: «دانته فررتي» و «فرانچسکا شياوو» براي فيلم «سويني تاد» به كارگرداني «تيم برتون» و بازي «جاني دپ»
در بخش بهترين فيلم كوتاه زنده و اكشن: فيلم «موتزارت جيب برها»
در بخش بهترين انيميشن كوتاه: انيميشن «پيتر و گرگ»
در بخش بهترين تدوين صدا: «كارن بيكر لندرس» و «پر هالبرگ» براي فيلم «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين ميكس صدا: «اسكات ميلان»، «ديويد پاركر» و «كرك فرانسيس» براي فيلم «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين تدوين فيلم: «كريستفر رز» براي فيلم «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين فيلم خارجي زبان (غيرانگليسي زبان) : فيلم «جاعلان» از كشور اتريش
در بخش بهترين ترانه غيراقتباسي:«گلن هنسارد» و «ماركتا ايرگلوا» براي ترانه «سقوط آهسته» از فيلم «يكبار»
در بخش بهترين فيلمبرداري: «رابرت السويت» براي فيلم «آنجا خوني ريخته خواهد شد»
در بخش بهترين موسيقي غيراقتباسي: «داريو ماريانلي» براي فيلم «كفاره»
در بخش بهترين مستند كوتاه: مستند « Freeheld»
در بخش بهترين مستند بلند: مستند «تاكسي به گوشه اي تاريك»

در همین زمینه :

هشتادمين اسکار؛ شب برادران کوئن - بی بی سی

عکس ها و گزارش تصویری مربوط به Red Carpet

عکس ها و گزارش تصویری مربوط به مراسم اسکار

عکس ها و گزارش تصویری مربوط به برندگان اسکار .

December 25, 2007

پیش به سوی تئاتر : از افرای بیضایی تا بانوی سمندریان !

در این روزهای سرد زمستان تهران ، به نظر می رسد پس از سالها تئاتر ایران شاهد به اجرا در آمدن آثار دو استاد و کارگردان نام آشنای تئاتر ایران در سالنهای تئاتر تهران ( تالار وحدت ، تئاتر شهر ) خواهد بود . باید پذیرفت که کم بیراه نیست که اگر بگوییم " بهرام بیضایی " و " حمید سمندریان " چکیده ی هنرهای نمایشی ایران و از بزرگترین نمایشنامه نویسان و کارگردانان مولف و استادان هنرهای نمایشی هستند و حضور دو اثر متفاوت از این استاد مسلم تاتر بر روی صحنه های تالار وحدت و سالن اصلی تاتر شهر اتفاقی فرخنده و کم نظیر در تئاتر ایران است .

تئاتر " افرا " کار بهرام بیضایی این کارگردان و نمایشنامه نویس نام آشنای ایرانی پس از کش و قوس های فراوان و پس از به تعویق افتادن های پیاپی اجرای آن به نظر می رسد که اینبار بطور قطع از تاریخ 13 دی ماه به مدت سی و شش شب در تالار وحدت بر روی صحنه خواهد رفت .

22.jpg

«افرا» يا «روز مي‌گذرد» نمايشنامه‌اي است كه بعد از 10 سال پس از پايان نگارش اجرا خواهد شد.

پيش از اين قرار بود اين نمايش از 24 آبان‌ماه در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه برود كه به‌دليل ادامه روند بازسازي در ساير تالارهاي نمايش اين مجموعه اجراي نمايش در اين تالار لغو شد.

در اين نمايش مرضيه برومند، حسن پورشيرازي، بهرام شاه محمدلو، مژده شمسايي، مهرداد ضيايي، سهيلارضوي، هدايت هاشمي، افشين هاشمي، رحيم نوروزي و محمدرضا زادسرور در بازي خواهند كرد. گفته مي‌شود: مرضيه برومند، حسن پورشيرازي و بهرام شاه محمدلو، كه اواخر دهه 40 و اوايل دهه 50 هنرجوي بيضايي بودند، پس از گذشت 35 سال در نمايشي از وي، كنارهم به ايفاي نقش مي‌پردازند.

اما ، مجموعه تئاتر شهر هم پس از آنکه ماهها از آغاز بازسازی آن می گذرد با اجرای نمایش "ملاقات بانویی سالخورده" به كارگردانی حمید سمندریان بازگشای خواهد شد.

magentry-big-050801010812-10.jpg

بنا بر آخرین خبرها نصب دكور ما در تالار اصلی از روز اول دی ماه آغاز و به مدت ۴ تا ۵ روز نمایش را در دكور تمرین خواهیم كرد تا پس از آن اجرا از روز ۹ دی ماه آغاز شود.

گفته می شود در حال حاضر تمرینات این نمایش با حضور ۶۰ بازیگر كه كارگردان حمید سمندریان در ۴ نسل گوناگون هستند، در طبقه هفتم تالار وحدت انجام می‌شود.

در نمایش "ملاقات بانوی سالخورده" كه متن آن توسط فردریش دورنمات نوشته شده، گوهر خیراندیش، پیام دهكردی، مدیرطاهر مظلومی، احمد ساعتچیان ، علی رافر، فرج نعمتی و ... به ایفای نقش می‌پردازند.

حمید سمندریان حدود ۳۰ سال پیش همین نمایش را اجرا كرده بود و حال پس از هفت سال دوری از صحنه تئاتر با اجرای دوباره این نمایش، چراغ تئاتر شهر را روشن می‌كند.

December 5, 2007

‏به یاد علی حاتمی ؛ شاعر سینمای ایران ‏

مادر مرد ، از بس که جان ندارد ... !‏

امروز 14 آذر ماه هشتاد و شش مصادف با يازدهمين سالروز درگذشت علي حاتمي، كارگردان نام آشنای ‏سینمای ایران و خالق "مادر"، "دلشدگان"، "كمال‌الملك"، "سوته‌دلان" است .‏

p15.jpg

علی حاتمی را نماد هویت و میراث ملی و میهنی ایران می دانم . عاشقی که برای رویای رو نمایی از ‏هویت سرزمینش ، در تمامی سالهای حیاتش مدیای سینما را به یاری طلبید تا عشق خود به این آب و ‏خاک را هویدا کند و افسوس يازده سال از رفتن حاتمي سينماشناس،‌ايران دوست پارسي‌گوي شيرين ‏زبان با آن عشق به ايران و سنت گذشته است . به قول بزرگی اين سرزمين عجب خاكي دارد كه اينهمه ‏عاشق مي‌سازد و علی حاتمی را همواره برای عشقش و برای تلاشش در بزرگ جلوه دادن میراث ‏سرزمینش می ستایم .‏

حاتمی در تمامی آثارش نه برای مخاطبین خاص و نه برای سینمای فراتر از ایران که تنها برای خود ایران ‏هنر نابش را به کار بست و شاید آثار او تنها منابع تصویری از ایران یکی دو قر ن گذشته ایران باشد . ‏

علی حاتمی در طول فعالیت های هنری اش همیشه نگران نمادهایی بود که در این روزگار مدرنیسم ‏لایه ی ضخیم و پرده ی زمختی بر روی آن کشیده و آن ها را محو و کمرنگ ساخته است. علی حاتمی آن ‏چنان با دیالوگ هایش که همانند مینیاتوری زیبا بوده است تاریخ را صمیمانه و ملموس روایت می کرد که ‏دلنشین و دوست داشتنی بود. او راوی لحظه های تلخ و شیرین زندگی ایرانیان در سالهای گذشته . ‏دوربین سینما بسان ابزاری در دستان توانمند علی حاتمی بود تا به واسطه ی آن غبار و پیرایه ها را از ‏چهره ی تاریخ معاصر بزداید و جامعه ی ایرانی را از طریق فولکورها و سایر نمادهای فرهنگ و بومی با ‏هویت واقعی اش آشنا سازد‏‎. ‎

نگاه زیبایی شناسانه حاتمی به هنر و نمادهای هنر ایرانی در آثار او به خوبی نمایان است . تریولوژی ( ‏سه گانه ) سینمایی او با محوریت سه هنر ناب ایرانی همواره در خاطره ها مانده است . هزار دستان با ‏محوریت خوشنویسی ، کمال الملک با محوریت نقاشی و دل شدگان با محوریت موسیقی تنها بخشی ‏از آثار ماندگار اوست . دل شدگان که حاتمی آن را به مناسبت هزارمین سالگرد تولد باربد اسطوره ی ‏موسیقی ایران ساخته است ، تنها اثر قابل توجه در حوزه موسیقی این سرزمین است که آهنگ ساز ‏توانایی همچون " حسین علیزاده " و آواز " استاد شجریان " او را در این مسیر همراهی کرده اند و ‏حقیقتا موسیقی ایرانی و ساز ایرانی روی فیلمهای هیچ کسی به خوبی فیلمهای حاتمی "نمی نشیند ‏‏" .‏

Multimedia_pics_1385_9_Art_75.jpg

حاتمی اوج نگاه میهن دوستی اش را در آخرین و به نوعی ماندگار ترین فیلم خود " مادر " جلوه گر کرده ‏است و آن هنگامی است که مام میهن ( مادر ) همه فرزندان خویش را به دور خود فرا می خواند و ‏فرزندان او با طیف های مختلف فکری و حتی نژادی برای عشق به مادر ( میهن ) به دور هم جمع می ‏شوند و به یاد مادر و برای مادر دست در دست یکدیگر می دهند .‏

در زمینه ی فیلم نامه نویسی و کارگردانی حاتمی، حسن کچل را در سال ۱۳۴۸، طوقی ۱۳۴۹، باباشمل ‏‏۱۳۵۰، قلندر ۱۳۵۱، خواستگار ۱۳۵۲، ستارخان ۱۳۵۳، مجموعه ی تلویزیونی مثنوی مولوی ۱۳۵۴، ‏سلطان صاحبقران ۱۳۵۵، سوته دلان ۱۳۵۶، هزاردستان ۱۳۵۸، حاجی واشنگتن ۱۳۶۱، کمال الملک ‏‏۱۳۶۳، مادر ۱۳۶۸، دلشدگان ۱۳۷۱ و جهان پهلوان تختی را از سال ۱۳۷۳ به جلوی دوربین برد و تا سال ‏‏۱۳۷۵نیز به نیمه رسانید ولی عمرش کفاف نداد و کارش نیمه تمام ماند‎.‎

یادش و نامش همواره گرامی باد !‏

December 2, 2007

شمس پرنده ؛ شوی شمس در سال مولانا !

هیچ وقت تلاش نکنید حس خوبی که نسبت به اثری در سالهای گذشته داشتید را دوباره تکرار کنید ، چون ممکن است تمام خاطرات و حس خوب شما به یاس تبدیل شود . امشب که فرصتی دست داد تا پس از هشت سال دوباره به تماشای تئاتر " شمس پرنده " اثر پری صابری در تالار وحدت بروم ، تمام حس خوبی که از این تئاتر در سنین هجده ، نوزده سالگی خود داشتم شکست !

20_8609050773_L600.jpg

در مجموعه ی تئاتر هایی که از خانم صابری دیده ام از جمله شمس پرنده ، رند خلوت نشین ، یوسف و زلیخا ، رستم و سهراب و زندگی فروغ فرخزاد ، همیشه اعتقاد داشتم اولین کاری که از ایشان دیده ام – شمس پرنده – کار بسیار متین و قابل اعتنایی در مجموعه ی کارهای ایشان بوده است اما دیدگاه و حس زیبایی شناسیی تازه ی خانم صابری ، شمس پرنده را هم در اجرای دوباره ی این اثر پس از هشت سال که به مناسبت سال مولانا انجام شده است تحت تاثیر قرار داده و آن را هرچه بیشتر به فضایی عوام گرایانه نزدیک کرده است .

از تئاتر شمس پرنده اگر بشود به عنوان یک تئاتر موزیکال نام برد ، باید بخش موسیقی این کار را با خود اثر و حرکات نمایشی آن کاملا مجزا کرد . بخش موسیقی این اثر که به روال کارهای دیگر خانم صابری بصورت زنده اجرا می شد ، بسیار قابل تامل است قطعات ساخته شده ی ابراهیم اثباتی که با نوازندگی تنبور و دیوان خود او در کنار سازهایی همانند نی ، کمانچه ، دف ، سنتور و آواز سید مصطفی محمودی بر روی اشعار مولانا نواخته می شود ، قطعات زیبا و دل نشینی را با نوای مولانا خلق کرده بود که به واقع بر کل تئاتر آنچنان سنگینی می کرد که گویی کنسرتی است که بطور اتفاقی چند نفری هم در آن میان دست به حرکاتی می زنند .

فاجعه از جایی آغاز می شود که موسیقی را از این اثر جدا کنیم ؛ حقیقتا شمس پرنده ی تازه ی خانم صابری از فقر شدید حتی کوچکترین زیبایی شناسی نمایشی و هنری رنج می برد . در شمس پرنده ی خانم صابری ، شما با یک روایت چند پاره بدون کوچکترین پیوستگی داستانی مواجهه هستید که بصورت حرکات ژانگولر مابانه ی هنروران در همراهی موسیقی جلوه گر است . در روایت خانم صابری به نظر می رسد که شمس چنان آدم زنباره ای بوده است که به سودای وصال با کیمیا خاتون دختر مولانا به مولانا نزدیک می شود و پس از وصال با او ، کیمیا خاتون را به جرم همصحبتی با زنان همسایه مورد تعرض قرار می دهد و در نهایت می گوید برای آنکه مهر او از دلم برکنده شود با او چنین کردم (!) ؛ شمس خانم صابری چنان فرد ضد زنی است که اعتقاد دارد که همان بهتر که زنان پشت دوک نخریسی و یا در مطبخ به زیست خود ادامه دهند !!

متاسفانه شمس و مولانا ی پری صابری انسانهایی هستند که از اول تا انتهای نمایش بر روی زمین ولو هستند و گویی این از زیبایی شناسی خانم صابری است که ابلیس با " اسکیت " ( !! ) بر روی صحنه حاضر شده و پس از انجام حرکات موزون خود از صحنه خارج می شوند و چه بگویم که این از طراحی ایشان است که ساقدوشان عروسی شمس و کیمیا خاتون ، لزگی می رقصند و سپس یکی از مهمانها در این مراسم " تکنو " وار دست به حرکات موزون می زند ...

5_8609050773_L600.jpg

اما عمق فاجعه اصرار خانم صابری به استفاده ی اغراق آمیز از تکنیک ها و امکانات صحنه و فن آوری های نوین است ؛ استفاده اغراق آمیز از تکنیک " ویدئو آرت " در تئاتر شمس پرنده آنچنان در ذوق می زد که بیننده نمی فهمد که به کنسرت آمده است ، به سینما رفته است و یا به اصطلاح تئاتر است . خانم صابری هر آنچه که از کودکی علاقمند به گفتن آنها بود را در این ویدئو آرت نمایش داد ، از جنین در رحم بگیرید تا آسمان ، کهکشان ها و مساجد و غیره ، تا آنجا که در بخشی از گفتگوهای به اصطلاح شعر گونه شمس و مولانا ، تصاویری از جنگ ویتنام و کودکان محروم آفریقا و ... را به نمایش در آوردند . از حضرت آدم گفت تا حضرت علی و جور و استبداد و تبعیض و ...از همه و همه به زبان نظم سخن گفته شد

به نظر می رسد خانم صابری از پوپولیست های پیش کسوت در زمینه ی هنر ایران است که به خوبی می داند چگونه با موسیقی زنده و ساز بندی پر ریتم و حرکات ریتمیک دخترکان زیبا رو که چهره هاشان بیشتر به دخترکان جردن و میدان ونک شباهت دارد تا صوفیان همدوره ی مولانا ، تماشاگر محروم از دیدن حرکات مورون ایرانی را به وجد آورد .

27_8609050773_L600.jpg

و در پایان اینکه جدا باز هم خوشحالم که با این افتضاحات همان بهتر که ما مولانا را گرامی نمی داریم و دیگر آنکه اگر اهل عصبانی شدن نیستید و هوس کرده اید که یک دل سیر بخندید تئاتر خانم صابری را که تا 20 آذر در تالار وحدت بر روی صحنه است را از دست ندهید .

September 18, 2007

فیلم پرسپولیس؛ تحریف یا واقعیت ... ؟!

امروز در خبرها خواندم که انجمن فیلم فرانسه فیلم " پرسپولیس " ساخته مشترک مرجانه ساتراپي کارگردان ایرانی الاصل و وينسنت پارونود ‏را به عنوان نماينده اين كشور در اين دوره از رقابت‌هاي اسكار در بخش فیلم های ضد انگلیسی معرفي كرده است .‏

17.jpg

به گزارش ورایتی اين فيلم که از همان ابتدا مخالفت و اعتراض مسوولان سينمايي ايران را به همراه‏‎ ‎داشت چندی قبل ‏موفق شده بود که جايزه ويژه هيئت داوران را در جشنواره فیلم کن به خود اختصاص دهد .‏

اما آنچه که می خواهم در اینجا به آن اشاره کنم ،‎ ‎‏ اشاره به لقبی است که مسوولان سینمایی ایران و خبرگزاری های ‏رسمی ایران به این فیلم می دهند و آن فیلم " ضد ایرانی " است و در طی ماههای اخیر تریبون های رسمی کشور ‏تلاش زیادی کرده اند که " پرسپولیس " را به فیلم " سیصد " سنجاق کرده و این فیلم را همچون سیصد ، فیلمی ضد ایرانی که ‏به هویت ایرانی ها اهانت می کند نشان دهند . اما آیا حقیقتا " پرسپولیس " فیلمی ضد ایرانی است یا ضد ... !‏

به جرات می توان گفت که نگاه و سخن فیلم " پرسپولیس " هیچ شباهتی به فیلم " سیصد " ندارد . " سیصد " فیلمی ‏تخیلی است که با هزینه ای چند ده میلیون دلاری و با تحریف تاریخ اساطیری ایران باستان ، ایرانیان و نیاکان ما را ‏انسانهای وحشی نمایش می دهد اما " پرسپولیس " فیلمی انیمیشن است که بر مبنای یک رمان گرافیکی از زندگی و ‏تجربیات مرجانه ساتراپی از زندگی در سالهای اول انقلاب در ایران ساخته شده است .‏

285878_orig.jpg
صحنه‌ای از انیمیشن "پرسپولیس"

پرسپولیس در واقع وام گرفتن بی پروای ساتراپی از زندگی شخصی خودش در ایران است . فیلم " پرسپولیس " برگرفته از رمان " ‏پرسپولیس " نوشته مرجان ساتراپی است که یک مجموعه رمان گرافیکی چهار جلدی است که خاطرات تلخ دوران کودکی دختری در ‏سالهای اول انقلاب روایت می کند . دختری که شاید می خوسته است که کمی متفاوت زندگی کند . ‏پرسپولیس روایت کننده تاوان تلخی است که از اجبار های ترسناک جامعه و از هر طرف به او در آن سالها ‏تحمیل می شده است . مرجانه ساتراپی به واقع تصویری از خود و بسیاری از هم نسلانش را به سادگی و ‏شفافیت نقاشی های کتابش روایت می کند . ‏

اما جالب است که به عنوان نمونه خبرگزاری فارس معتقد است مرجانه ساتراپي در كنار همكار فرانسوي خود ويسنت ‏پارونود فضاي پس از انقلاب را فضايي خفقان‌آور و بدور از هرگونه شعور و منطقي ترسيم نموده است . حال این که آیا ‏این تصویر سازی غیر واقعی بوده است و یا روایتی از رنجها و بغض در گلو مانده ی بسیاری از دختران و هم نسلان مرجانه ‏ساتراپی در آن سالها است را باید به آنهایی سپرد که انیمیشن " مرجانه ساتراپی " را دیده اند و با بسیاری از صحنه های ‏آن گریسته اند . ‏

6gnthf4.jpg
صحنه‌ای از انیمیشن "پرسپولیس"

در پایان باید گفت در نسخه فرانسوی‌زبان "پرسپولیس" بازیگرانی چون شیارا ماسترویانی و کاترین‎ ‎دونوو به جای ‏شخصیت‌ها صحبت کرده اند و در دوبله انگلیسی شان پن ، جینا رولندز و‎ ‎ایگی پاپ به این دو بازیگر پیوسته‌اند و تی ‏یری فرومو، مدیر هنری جشنواره فیلم کن و ماگارت منگاز رئیس یونیفرانس از جمله‎ ‎اعضا کمیته‌ای هستند که ‏‏"پرسپولیس" را به عنوان نماینده فرانسه به آکادمی علوم و‎ ‎هنرهای سینمایی معرفی کرده‌اند‎.

نمی دانم که باید از معرفی و موفقیت " پرسپولیس " در اسکار شادمان بود و یا از اینکه در چنین شرایطی باز هم تصویر سیاهی از ‏ایران در اسکار به نمایش در آید نگران بود ، اما این را می دانم که " پرسپولیس " ممکن است فیلم " ضد حکومتی " ‏باشد اما فیلم " ضد ایرانی "هرگز نیست . ‏

پی نوشت :

مطالعه یاداشت " شبنم طلوعی " عزیز درباره این فیلم را توصیه می کنم .

در همین زمینه :

فرانسوي‌ها "پرسپوليس" را به "اسكار" معرفي كردند! - ایسنا
فيلم ضد ايراني «پرسپوليس»‌، نماينده فرانسه در اسكار - فارس

June 17, 2007

پروژه تازه روزنامه کیهان : پاکسازی سینمای ایران ‏

یاداشت روز پنج شنبه روزنامه کیهان زنگ خطر و تهدیدی جدی برای اهالی هنر بویژه سینما است . کیهان در این یاداشت با انتقاد شدید از شرایط موجود در سینما و حتی صدا و سیما ایران ، آنها را ‏متهم به چهره سازی و قرار دادن امکانات بیت المال برای تبلیغ سیاه نمایی کرده و می ‏گوید " آيا وقت آن نرسيده است تا از يكسو ارشاد و از ديگر سو صداوسيما دست به يك گزينش ‏اخلاقي و تحقيق ميداني درباره دو قشر بازيگر و كارگردان زنند و بي هيچ گونه تعارف و مسامحه ‏اي افراد مسأله دار را پاكسازي نمايند؟ "‏

کیهان در جایی دیگر از این یاداشت که به قلم کسی است که خود را از خانواده سینما می داند می گوید آیا هنگامی که بازیگران ما با لباس سرخ و موهايي پريشان قدم بر فرش قرمز مي ‏گذارد، با چنين الگوسازي سكولاريستي چگونه مي توانیم در اين گرماي تابستان به دختري ‏‏18ساله بگوييم محجوب باشد ؟

آری نویسندگان کیهان نگران آن هستند که با ارائه این الگوها و با ‏این مدل حضور بازیگران سینمای ایران در مجامع بین المللی دیگر نمی توان همین حجاب نیم بند ‏زورکی را هم به خورد دخترکان 18 ساله داد ! ‏

74319026.jpg

کیهان در این یاداشت با برشمردن فواید طرح پاکسازی در بین اهالی سینما به ویژه بازیگران و ‏کارگردانان ، با اشاره به حضور نیکی کریمی در جشنواره کن 2007 به این مورد اشاره می کند که ‏بازي مداوم نیکی کریمی در حاشیه این مراسم با موهايش نشان از اين حس اضطراب و خود كم ‏بيني وی داشته و می گوید : گويي خانم کریمی انتظار اين را داشت تا به نوعي در ميان ‏نوجوانان سفيدپوست نيمه عريان مانكن ! تجليلي همانند را در سن ميانسالي برای او به نمايش ‏بگذارد . ‏

من حقیقتا نمی دانم که نویسنده جوان کیهان چگونه سوپر استارها و هنرمندان بزرگ سینمای جهان حاضر بر روی ‏فرش قرمز جشنواره کن را به نوجوانان سفیدپوست نیمه عریان مانکن تشبیه می کند اما باید به ایشان گفت که ‏آنچه که باعث عدم اعتماد به نفس شديد و نوعي اضطراب در بین نیکی کریمی و نیکی کریمی ها ‏می شود نه به دلیل حضور نوجوانان سفید پوست نیمه عریان که به این دلیل است که آنها ‏مجبورند که بر خلاف تمامی ستارگان و هنرمندان حاضر در این مراسم و بر خلاف میل باطنیشان و ‏تنها از روی ترس از اجبار دین گریزانه شما نعل وارونه بزنند و با ظاهری بر خلاف ‏میلشان در این مراسم حاضر شوند !‏

نویسنده کیهان در این یاداشت با اشاره به عدم هوش رسانه ای خانم کریمی به ایشان پیشنهاد ‏کرده است که اگر نیکی کریمی در این مراسم با حجاب کامل اسلامی ( چادر ) روي فرش قرمز ‏ظاهر می شد نظر تمامي دوربين ها را به سوي ايشان جلب شده و نه تنها ديگر احساس حقارت ‏و اضطراب نمي نمود بلكه به سوژه روز جشنواره كن و تمامي رسانه هاي خبري معتبر بدل مي ‏گشت!!‏

اما حتما نویسندگان کیهان به خوبی می دانند که سوژه روز رسانه های خبری دنیا شدن هرگز کار ‏سختی نیست ؛ این روزها بارها دیده ایم که محبوبین کیهان نشینان چگونه با ساز مخالف زدن و ‏آسمان و ریسمان را به هم بافتن سوژه داغ رسانه های معتبر دنیا شده اند . اما پر واضح است که با چه کیفیتی و با چه عنوانی سوژه رسانه ‏های دنیا شدن هیچگاه برای کیهانان اهمیتی نداشته و نخواهد داشت !‏

April 7, 2007

جناب آقای ده نمکی ! سلام ؛ وقت شما بخیر !

آقای ده نمکی عزیز !
این نامه از جانب کسی است که در آغازین سالهای جوانی اش ، مسعود ده نمکی را نماد خشونت ، زنجیر ، لباس شخصی و گروه فشار می دانست و در آن سالها همیشه در هر جمعی و تجمعی در هراس بود که نکند دوباره سر و کله ی مسعود ده نمکی و یارانش با آن ظاهر های به شدن آشنا یش پیدا شود و همه را به باد زنجیر و ناسزا و ... بگیرند . آن روزها با یالثارات به عمق جهان بینی ذوب شدگان فرو می رفتیم و هر هفته خود را برای به لجن کشاندن روشنفکر یا فرهیخته ای توسط نشریه ی شما آماده می کردیم .

و امروز ! در کمتر از ده سال بعد ، مسعود ده نمکی عزیز به فضاهای روشن فکری که روزی از نجس هم نجس تر بود وارد می شود ، ژست روشنفکری می گیرد ، وبلاگ می نویسد ، فیلم می سازد و خود را در قالب دیگری به ما می نمایاند .

آقای ده نمکی !
نسل ما و نسل پیش از ما تفاوت های بسیاری را دیده اند که شاید در یک جامعه غیر استثنایی این تفاوت ها در طول قرن ها حاصل می شد اما ما همه خوب می دانیم که اینجا ایران است و سرزمینی است که در آن هر غیر ممکنی را می شود ممکن کرد . ما " محسن مخملباف " ی را دیده ایم که از ساخت " توبه نصوح " به ساخت " سکس و فلسفه " رسید و آموخته ایم که هر تحولی را در این جامعه ی سنت زده ی ما باید ارزشمند شمرد و باید دانست که همه آدم ها این حق را دارند که در مسیر تکامل خود متحول شوند حتی به اندازه 180 درجه !

آقای ده نمکی !
اما من تصور می کنم که فرق های اساسی بین تحول در اندیشه ی انسانها و استفاده ی ابزاری از ابزار های مدرن برای القای دیدگاه های غیر مدرن وجود دارد .

سخن من بطور مشخص درباره فیلم " اخراجی ها " است . فیلمی که این روزها مایه مباهات شما شده و تا سخنی به شما زده می شود " اخراجی " ها چماقی در دست شما می شود که این فیلم مورد توجه مخاطب قرار گرفته است ، پس شما زبان مردم هستید .

آقای ده نمکی !
آیا هر چیزی که بین مردم مخاطب زیادی پیدا کرد ، نشان از ارزشمندی آن است ؟! آیا شما این روزها از آمار فروش حشیش و تریاک در بین مردم و جوانان خبر دارید ؟ آیا حشیش و تریاک هم کالاهای ارزشمندی هستند ؟

اخراجی ها ، چیزی نیست جز ترکیبی از دو استراتژی پوپولیسم ( عوام گرایی ) و لومپنیسم که این روزها در ایران بازار سکه ای دارد . اخراجی ها تبلیغ استراتژی جدید نظامی گری است که در آن دیگر بر خلاف سالهای اول انقلاب ، جبهه تنها متعلق به گروه خاصی از مردم – حزب اللهی ها – نیست . در استراتژی جدید که شما مبلغ آن هستید دیگر همه و همه از لات و معتاد تا دزد و ... در صورت بروز جنگ باید به جبهه ها بروند .

آقای ده نمکی !
اگر لوده گی ها و لهجه ی ترکی " اکبر عبدی " و ژست ها و نقش های تیپیک ارژنگ امیر فضلی و امین حیایی که تکرار تیپ های دست چندم سینما و تلویزیون را از این فیلم بگیرید ، آیا چیزی از آن خواهد ماند ؟ ! خط قرمز هشت سال جنگ ، حرف زدن از اینکه رزمنده ها هم ادرارشان می گرفت و یاعاشق می شدند نیست . اینها لودگی هایی است که تنها شما اجازه ی ساختشان را می توانید بگیرید .

آقای ده نمکی عزیز !
حرف آخر اینکه ، با سرمایه ی چند صد میلیونی دولتی و مجوز های خاص شاید بشود فیلمی با فروش میلیاردی ساخت ، اما با صدها میلیارد تومان هم هرگز نمی شود حتی دقیقه ای هنرمند بود !

در همین زمینه :

يك ميليارد و ششصد ميليون تومان مجموع فروش فيلم " اخراجي ها " - ایلنا

" ده نمكي " فاحشه را رسوا كرد - ایلنا

May 22, 2006

CRASH

crash_ver6_xlg.jpg


در این شرایط که برای خوب بودن بایدبه دنبال موقعیت ها بود ، دیشب فرصتی دست داد تا به تماشای فیلم crash برنده اسکار بهترین فیلم 2005 بنشینم و حقیقتا باید بگویم که بعد از مدت ها با همه وجود لبریز شدن از حس های خوب .

crash سرگذشت همه ما آدم ها ست . بیانگر سرگشتگی ها و در پی اثبات هویت ها و منیت ها بودن ما آدم ها . crash داستان زندگی آدم های گوناگون در طبقات مختلف اجتماعی است که در تعاملی عادی و در دل روزمرگی های زندگیشون در پی اثبات خود هستند ؛ همه آدم های فیلم وقتی جنبه ناروایشان به رو می آید که تصور می کنند که هویت و منیت آنها مورد تهدید و تحقیر قرار گرفته است و آنها برای اثبات هویت خویش ، دیگری را تحقیر می کنند .شاید جنبه روایی فیلم اشاره به تبعیض تژادی و تبعیض طبقاتی دارد ، اما همه آدم های فیلم سرشار از حس های مشترک و در پی رسیدن به سرگشتگی ها و اثبات هویت های خویش هستند . چندین خانواده که به زیباترین شکل ممکن در داستان در تعامل با یکدیگرند و بیننده به عنوان دانای کل و ناظر خارجی شاهد این تعاملات است که همچون زنجیر در دل یکدیگر قرار گرفته اند .

شاید یکی از زیباترین بخش های این فیلم برای من این بود که یکی از این چند خانواده ، یک خانواده ایرانی هستند ؛ و وقتی در سکانس دوم فیلم دیدم ک