جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۸۸شاید اگر بهرام بیضائی هر ده سال یک فیلم نمی ساخت و شاید اگر بیضائی ، سگ کشی را به عنوان آخرین اثر سینمائی اش در ذهن من نقش نزده بود ؛ بیشتر و بهتر با " ماهمه خوابیم " همراه می شدم . اما ما همه خوابیم بیضائی با آنکه شاید انتظارات را از بیضائی که به تعبیری هویت سینمای ایران است برآورده نکرده باشد ، اما زنهار دقیقی بود بر این موضوع که آیا همچنان بیضائی ها نماد سینمای ایران هستند ؟!

همزمانی اکران اخراجی ها و ما همه خوابیم شاید بهترین فرصت را برای درک آنچه که در ما همه خوابیم نهفته است فراهم کرده باشد . فیلم اخیر بیضائی در هجو سینما است و در نگاه کلان تر در هجو جامعه امروز ایران است که قدرت و پول و نو کیسه گان چگونه سمت و سوی هنر و جامعه را به نا کجا آباد هدایت کرده اند .
بیضائی در ما همه خوابیم به دنبال بیان این حقیقت تلخ است که بذری که در به اضمحلال کشیدن و پائین آوردن سطح سلیقه مردم ایران در طی سال های اخیر کاشته شده بود ، امروز به ثمر نشسته است و شاید استقبال میلیاردی از اخراجی ها و امثال آن را باید از اثرات این باروری دانست .
ما همه خوابیم در تلاش برای بیان چرائی به ابتذال کشیدن سینمای ایران در طی این سالیان است و شاید ما به ازای بیرونی فیلم بیضائی را بتوان در همان سال جنبی نمایش ما همه خوابیم جستجو کرد . جامعه ایران از یک پائین آمدن سطح سلیقه عمومی رنج می برد که این کج سلیقگی عمومی را شاید بتوان در استقبال میلیونی ازهر اثر سخیفی در عرصه های هنری و سیاسی و اجتماعی جستجو کرد ؛ و شاید مهمترین دلیل در بسط و گسترش استقبال از تفکرات پوپولیستی را باید در همین پائین آمدن سطح اندیشه و تفکر در جامعه امروز ایران دانست .
ما همه خوابیم بیانگر انحراف یک فیلم هنری به سمت یک فیلم بازاری با اعمال نظر سرمایه گذاران تازه به دوران رسیده است و فیلم روایتگر آن است که هنرمندان اصیل یا باید خود را به جریان بازاری جامعه هنری بسپارند و یا باید به کنج عزلت خود پناه ببرند و آنچه که به نظر من در پس این روایت نهفته است ، امکان تعمیم این روایت به کل جامعه ایران است . تحولات سیاسی و اجتماعی و هنری سالهای اخیر بیانگر آن است که سطح اندیشه و تفکر و سلیقه متوسط جامعه ما با شیب زیادی کاهش پیدا کرده است و بیضائی در ما همه خوابیم در تلاش برای روایت این سطحی گرائی در سینمای ایران است .
شاید سکانس پایانی فیلم را و زمانی که بازیگر " چکامه چمانی " روزنامه مچاله شده را با هدف سطح زباله از ماشین به بیرون پرتاب می کند و آن روزنامه به ناگاه به ماشین فرد دیگر می افتد را باید تیر خلاصی بر پیکره جامعه امروز ایران دانست که باید زباله نثار آن کرد .
اما حقیقتا باید به حال جامعه ای که یوزارسیف فرج ا... سلحشور و اخراجی های مسعود ده نمکی ، نماد هنری و سینمائی آن جامعه است دقیق تر اندیشید و دید آیا غیر از این است که همه ما به خوابی عمیق فرو رفته ایم ؟!
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/551
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه . چند روز پیش دیدم که منو در facebook ادد کرده بودید بهتون ایمیل زدم ولی نمیدونم ایملو خوندین یا نه !!و خواهش کردم که منو از آنجا پاک کنید ولی هنوز هستش بهتون در ایمیلم گفتم که ازدواج کردم . و زاره هم که اگر منو ادد کرده از دوستای خانوادگی بسیار نزدیکم بوده شاید یادتون باشه و در گذشته اسمشونو از من شنیده باشید !! امروز هم دیدم بازهم هست و به ایمیل که سر زدم یه ایمیل از گذشته بود که یهو دستم رفت روی send و فرستاده شده . بهرحال ببخشید اون مال سالهای سال پیش بوده.
براتون آرزوی بهترین ها رو دارم.
شاد باشی و موفق .... بیتا
سلام
حرف های شما کاملا درسته ولی همه ی ما دم از سلیقه بد مخاطب میزنید پس اون ادمی هایی که تا ساعت 3 در سینما برای فیلم درجه3 اقای ده نکی نشسته بودند کجان به هرکسی میرسم می گه:عجب مردم احمقی که رفتن این فیلم رو دیدن نمیدونم اون مردم چه ادم هایی هستن همه ادعای روشنفکری میکنند ولی فقط ادعاش هست
واقعا این روز ها دیگه مردم ایران رو نمیشه بشناسی
عده ی زیادی که روشنفکر و باشعورن در خارج از ایران هستند خوب این چه فایده چون اگر همین تعداد در بین مردم بودند همفکری هر چند کوچک خیلی موثر بود دسترسی به اینترنت هم مختص به قشر خاصی است
بعضی اقشار سطح پایین هم که دسترسی ناچیزی دارند صرف چت کردن و اموری از این قبیل میشه
ایرانی ها هر روز بدتر میشن امیدوارم شما هم در خارج از ایران مثل من نباشید
سلام
نمیدونم چه اصراری هست منو که در facebook ادد کردید پاک نمیکنید؟؟؟؟
من از شما خواهش کردم !!!!