September 2008 . November 2008
جمعه ۱۹ مهر ۱۳۸۷آلبوم موسیقی "پنجره امید" به مناسبت بزرگداشت صدمین سال انقلاب مشروطه با آواز محسن کرامتی توسط موسسه فرهنگی و هنری ماهور منتشر شد.
دستگاه سه گاه و "پیش درآمد" از آثار درویش خان، تصنیف "شکسته دل" از ساخته های حسام السلطنه، "نسیم سحر" از آثارعلی اکبر شهنازی و "دل هوس" در آوازابوعطا از جمله تصنیف های آلبوم "پنجره امید" است.
در بخشی از بروشور این آلبوم که به معرفی تصنیف های دوران مشروطیت اختصاص دارد چنین آمده است : آثار این مجموعه متعلق به دوره ای است که تصنیف به تدریج از کیفیت نیمه عامیانه اولیه فاصله می گیرد و موسیقیدان ها نام خود را به عنوان تصنیف ساز ثبت می کنند.عارف و شیدا ، دو تصنیف ساز پرکار که هم موسیقی و هم کلام تصنیف های خود را می ساختند به این دوره تعلق دارند .

در ادامه معرفی این آلبوم به اشعاری که در این دوره مورد استفاده قرار می گرفته اشاره شده است : در دوره عارف و شیدا ، هرچند تصانیف ، به خصوص نزد عارف ، ابعاد بزرگ تری به خود می گیرند و از مضامین سیاسی - اجتماعی برخوردار می شوند از همین رو معمولا سه نوع شعر مانند شعر عروضی یا برش کلاسیک ، شعر نیمه عروضی و یا برش غیر کلاسیک و شعر غیر عروضی کلیشه ای در تصانیف این دوره مورد استفاده قرار می گرفته است؛ به همین دلیل ترتیب شعرهای مورد استفاده نیز از قاعده خاصی پیروی نمی کرده است ، مگر اینکه تصنیف در مواردی که از شعر عروضی با برش کلاسیک (یعنی شعر نوع اول) به همراه دیگر انواع در آن استفاده می شده، تقریبا هرگز با شعرهای نوع دوم یا سوم شروع نمی شده است.
در ادامه این معرفی نوشته شده: به طور کلی در این دوره همه چیز در کلام توسط سیر و چرخش ملودی تعیین می شده است به عبارت دیگر موسیقی بر شعر ارجحیت داشته و نه تنها کیفیت و چگونگی شعر را از نظر نوع آن تعیین می کرده ، بلکه ابایی نیز از خرد کردن و شکستن ساختار نحوی کلام ، و حتی شکستن یک واژه واحد نداشته است .
لازم به ذکر است فرهاد زالی نوازنده نی ، فرشاد محمدی ، سنتور و نیما سلیمی تار و تنبک از جمله نوازنده هایی هستند که در ضبط و تهیه این آلبوم همکاری کردند .
یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷یک موقع هایی به این فکر می کنم که اگر این بهانه های ساده برای خارج شدن از دنیای روزمرگی نبود ، به واقع همه ما مرده های متحرکی بودیم که حرف می زدیم ، راه می رفتیم ، کار می کردیم اما زنده نبودیم !
دیشب نزدیکی های ساعت هفت شب در اوج خستگی در حالی که داشتم از شرکت به سمت خونه می آمدم ، توی ترافیک وحشتناک تونل رسالت ، من حال بی نظیری داشتم ! آنجا بودم و آنجا نبودم و در حالی که به ماشین های اطرافم می نگریستم فرسنگ ها با آنها فاصله داشتم ؛ این ها همه از سحر دل مشغولی ساده من – موسیقی – بود .
در اوج شلوغی با خودم زمزمه و گاهی فراتر از زمزمه می کردم :
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر ... !
این روزها به بهانع انتشار دو آلبوم " قیژک کولی " و " خورشید آرزو " که اثر مشترک " همایون شجریان " و گروه دستان است ، کلی حالم من خوب است . این آثار که بیشتر از یک ماه قبل سه شبی را در اجرای آن در تهران به دیدنش رفته بودم و این روزها با شنیدنش حس و حال خوبی دارم و با همایون شجریان در این شب ها زمزمه می کنم که :
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست عشق کدام است غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
نمی خواهم در این روزها نگاه حرفه ای و کارشناسانه به موسیقی داشته باشم ، نمی خواهم به این بیاندیشم که آیا دستانیزه کردن موسیقی توسط دستان نوازان آیا همان خالتور کردن آثار است یا نه و نمی خواهم به این فکر کنم که آیا این موسیقی حرفی تازه است در جریان موسیقی ما است یا ارائه ای جدید از مسیر طی شده توسط پیشینیان است ؛ مهم آن استکه این روزها من با این موسیقی به وجد می آید و با آن به آرامش می رسم و دم به دم با همایون شجریان فریاد بر می آورم که :
وطن وطن وطن وطن تو سبز و جاودان بمان
که من پرنده ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو به دور دست مه گرفته
پرگشوده ام
وطن وطن وطن وطن تو سبز و جاودان بمان
این روز ها چون هر هنگامی که با موسیقی ای این چنین به وجد می آیم به این می اندیشم که حقیقتا برای من موسیقی از هر عبادتی خالصتر است و با موسیقی به جایی می رسم که کمتر تجربه اش کرده ام .
اگر چون من حس و حال موسیقی دارید ، برای اینکه ساعتی را این روزمرگی ها فرار کنید ، " خورشید آرزو " و " قیژک کولی " را از داست ندهید که قیژک من این روزها به کمک آنها حسابی کوک است !
در همین زمینه :
انتشار سی دی و کاست کنسرت همایون شجریان و گروه دستان
پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۷
تله تئاتر " خرده جنایت های زن و شوهری " شاهکار نمایشنامه نویس مشهور "اريك امانوئل اشميت " و به کارگردانی " فرهاد آئیش " پس از مدت ها انتظار امشب به مناسبت عید فطر از شبکه چهار پخش شد . باید بگویم که اینقدر این نمایش نامه و موضوع مورد اشاره و دغدغه ای را که در پی بیان آن بود ، با دغدغه ها و نگاه من به مقوله عشق و ازدواج و روزمرگی نزدیک بود و اینقدر در بخشهایی از تله تئاتر این حس همذات پنداری من را به اوج می رساند که کمتر توانستم نگاه زیبایی شناسانه به خود تله تاتر داشته باشم !
مدت ها بود که از دیدن تله تاتر یا تاتری این چنین به حس خوبی نرسیده بودم ، هر چند که بازی سرد و سینمایی " محمد رضا فروتن " و " نیکی کریمی " اذیتم می کرد . اصولا معتقدم انتخاب نیکی کریمی و محمد رضا فروتن بیشتر به دلیل جنبه جذب مخاطب عام و به قولی بیشتر دیده شدن کار یا همان چیزی که در سینما تعبیر به توجه به گیشه می شود بود . اما به نظر این نمایش نامه آنقدر جذاب بود و آنقدر موضوع مورد اشاره و دغدغه مطرح شده اش ، تمه مشترک انسانها در تمامی این سالها در آسیب شناسی عشق و دوست داشتن و ازدواج است که بازی سرد و بی روح این دو کمتر به چشم می آمد .
اما نباید از برگردان روان " شهلا حائری " نیز به سادگی گذشت که سبب شده بود با همه سانسور های ریز و درشت ، به کل کار لطمه ای نخورد . کار به نظرم از کارگردانی تلویزیونی و طراحی صحنه و لباس مطلوبی هم برخوردار بود .
شاید بتوانم به صراحت بگویم در این مدت اخیر پس از تئاتر " ملاقات بانوی سالخورده " اثر فردریش دورنمارت و به کارگردانی استاد " حمید سمندریان " کمتر کاری بوده است که چنین من را به اوج رساند و چنین حس خوبی به من داده باشد .
اما نکته جالبی که برای من همچنان باقی منده آن است که من نمی دانم چرا حس همذات پنداری بسیار بیشتری با " لیزا " زن قصه داشتم تا " ژیل " مرد قصه ؛ جل الخالق !
در همین زمینه :
وقتي رسانه بازيگر را محدود ميكند - پشت صحنه تلهتئاتر خرده جنايتهاي زن و شوهري

September 2009
April 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005