« مضرابی بر تار تن ... ! | صفحه اول | خورشید و گلشید ... ! »

شیدای بی پروا مکن ما را ... !

دیروز در گفتگویی با یکی از دوستانم ، صحبت از گروه هم آوایان و بطور مشخص هما نیکنام و افسانه رثایی شد ! هما نیکنام از خوانندگان سابق گروه هم آوایان استاد علیزاده ، سالهاست که در پاریس زندگی می کند و در این سالها ، کنسرت های متعددی در اروپا ، بویژه با استاد علیزاده و مجید خلج داشته است و افسانه رثایی نیز نزدیک به هجده سال است که با گروه هم آوایان همکاری می کند .

" ساز نو " با آواز افسانه رثایی و " پرنده ها " با آواز هما نیکنام در این سالها از آثاری بوده است که حسین علیزاده به همراهی تمبک و دف مجید خلیج در اروپا منتشر کرده است و شاید بتوان گفت" ساز نو " که اجرای دیگری از " راز نو " است و " پرنده ها " که اجرای دیگری از " به تماشای آبهای سپید " است ، تجربه های موسیقیایی حسین علیزاده با همراهی آواز سلو خوانندگان زن موسیقی سنتی ایران بوده است که به خاطر نگاه بسته حاکم بر موسیقی در داخل ایران ، این آثار در خارج از ایران اجرا و منتشر شده است .

همچنین گفتنی است هما نیکنام در سالهای اخیر با همراهی فریبا هدایتی آهنگساز و نوازنده سه تار و دو نوازنده خانم دیگر در گروهی را به نام " آوای دوست " تجربه های نوی موسیقیایی خود را در اروپا دنبال می کند

Avay_e_doust_b.jpg

در عکس بالا که تصویری از گروه آوای دوست است ، هما نیکنام نفر اول از سمت راست و فریبا هدایتی نفر سوم از سمت راست است .

Avay_e_doust_b.jpg
خانم افسانه رثایی

اما نکته جالب آن است که در آلبوم " ساز نو " تصنیفی است به نام " جانم جانم " از ساخته های حسین علیزاده و با آواز افسانه رثایی که هرگز پس از انتشار در این آلبوم در جای دیگری منتشر نشده است و تصور می کنم علاقمندان زیادی این تصنیف را نشنیده باشند .

جانم جانم جانم جانم جانم جانم جاااااانم
من قدر حسن روی تو دانم

بیا بیا بیا بیا بیا بیا با ناز
ای دلبر سیمین بر طناز

دلم را بردی ، غمم نخوری از جفا ، ای ماه ای یار
با چشم مست وغمزه جان کاه

هر دم به شکلی آن بت طناز طناز طناز
آید به جلوه در تن و جانم جانم جانم

این جان جانم ! دیگر مرنجانم
شیدا مکن ما را ! شیدای بی پروا مکن ما را !

ای آفتاب روشن از رویت رویت رویت
تیره شده چون طره مویت مویت مویت

این جان جانم ! دیگر مرنجانم
شیدا مکن ما را ! شیدای بی پروا مکن ما را !

پیشنهاد می کنم که به اینجا بروید این تصنیف زیبا را دانلود کنید !

همچنین فتوکلیپ زیر ، بخشی از تصنیف " پرنده ها " به صدای هما نیکنام است که بعد ها با آواز گروه هم آوایان در آلبوم " به تماشای آبهای سپید " منتشر شد .


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/533


نظرات

ایاز رزمجویی :

راستی یادم رفت عرض کنم که این تصنیف هم ساخته ی استاد علیزاده نیست. خانم پریسا چند سال جلوتر در آلبوم " شرح عشق" این تصنیف را خوانده اند. گویا این تصنیف، قدیمی است.

با سپاس

محسن اهورایی :

درود -خیلی عالی بود 0 سپاس

hilda :

salam.khoshhalam ke ba site shoma ashna shodam.baratoon arezooye movafaghiat daram....

pariparpar :

chera kamel loud nemishe,ey babaa.mese booye kabab mimoone :(

amin :

عالی بود.ممنونم.لطفا باز به ما از این لطف ها داشته باشید.

سوشیانت :

پنج ضربی‌های خلج را داری اخوی؟ بی‌دادی‌ست. وقتی کاست را قاچاقی گرفتم چند وقتی وفقط صدای تنبک در گوشم بود که پنج و سه ضرب می‌نواخت عجیب!

:

باطبی با سند میثمی رفت و برنگشت
كثراني در پايان ذكر خاطراتش كه حاوي ستايش از خويش است، مي نويسد: آقاي باطبي! آقاي اسطوره پفكي! آيا از چشمان نابيناي مهندس ميثمي خجالت نمي كشي كه سند ايشان وثيقه آزادي تو بود الان ايشان در رابطه با حماقت تو بايد چوب بخورد؟ اي اسطوره هاي مقاومت، اي كيسه هاي عقده و خود كم بيني چه سان بي وجداني را پيشه كرديد.

کیهان نوشت:

دروغ هاي شاخدار احمد باطبي پس از سفر او به آمريكا درباره مبارزه دانشجويي و شكنجه شدنش، صداي هم بند وي را هم درآورد.

چند روز پس از آن كه باطبي (از عوامل آشوب هاي خياباني تيرماه 78) در گفت وگو با تلويزيون صداي آمريكا ادعا كرد «در ايران تحت شديدترين شكنجه هاي فيزيكي و رواني قرار گرفته»، محمدرضا كثراني از بازداشت شدگان حوادث پس از 18 تير و هم بند باطبي در زندان طي مطلبي در وبلاگ خود نوشت «باطبي يكي از شارلاتان هاي سياسي است كه مي خواهد به بهانه 18تير از خود اسطوره بسازد. او كه اكنون در خارج از كشور به سر مي برد، هيچ پيش زمينه سياسي نداشت و در سيلاب اعتراض افتاد.»

وي مي نويسد: باطبي در طول بازداشتش در توحيد هرگز شكنجه نشد. او در مقابل بازجو داد مي زد غلط كردم، ]...[ خوردم. سرانجام بازجوئيش ختم به خير شد و در آستانه آزادي قرار داشت كه عكسي كه در نشريات خارجي چاپ شده بود، كار او را مختل كرد و منجر به حكم زندان او شد.

هم بند باطبي در ادامه خاطراتش مي نويسد: در روزهاي اوليه زنداني شدنمان، بعد از اينكه همه از توحيد آمده بوديم به اوين، باطبي و شخص ديگري كه با او بود مي گفتند كه شكنجه نشده اند... اما او در ملاقات با ليگابو (فرستاده سازمان ملل) و نامه پراكني هاي متعدد از وضعيت بد و دروغين خود همانند اعتصاب غذاي نكرده و غيره خبر مي داد و از تلفن زندان به همراه شخص ديگري اقدام به مصاحبه يا نشرنامه مي كردند كه در زندان خود من به آنها گفتم عزيزان! اين تلفن براي اين است كه شما استفاده ناصحيح بكنيد و بگويند كه اگر زندان هاي ما مخوف است چطور از زندان با بيرون مصاحبه يا نامه نگاري مي شود. كه با تعجب ديدم آقاي باطبي يقه مرا گرفت و گفت احمق! اگر تو مي خواهي مبارزه كني بكن من ]...[ مي خورم مبارزه كنم. من مي خواهم از زندان برم بيرون. من مبارز نيستم اشتباه گرفتيد. چه خبرهاي دروغين كه او و شخص ديگر از زندان به بيرون ندادند اعم از اعتصاب غذا و وخامت حال و احوالشان.

كثراني در پايان ذكر خاطراتش كه حاوي ستايش از خويش است، مي نويسد: آقاي باطبي! آقاي اسطوره پفكي! آيا از چشمان نابيناي مهندس ميثمي خجالت نمي كشي كه سند ايشان وثيقه آزادي تو بود الان ايشان در رابطه با حماقت تو بايد چوب بخورد؟ اي اسطوره هاي مقاومت، اي كيسه هاي عقده و خود كم بيني چه سان بي وجداني را پيشه كرديد.

احمدجان تو مصداق همان شعري هستي كه ميگويد: در اين شهري كه مردانش! عصا از كور مي دزدند، دريغا من محبت جستجو كردم. و تو اي سراپا اسطوره عصا را دزديدي آن هم چه نامردانه. و جاي تو همان جاست كه هستي.

Persian Girl :

احمد باطبی هر کسی باشه، بر اساس نوشته های سراسر دروغ و غرض ورزی کیهان نمیشه درباره اش قضاوت کرد
کیهان روزنامه و نشریه نیست، بولتن داخلیه

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007