استاد شجریان ! مشکلات در جای دیگری است ... ! ( گزارشی انتقادی از کنسرت اخیر استاد شجریان )
شاید برای کسانی که شیفته ی موسیقی سنتی باشند ، کنسرت استاد شجریان همواره مهمترین و بالاترین جایگاه موسیقیایی برای این شیفتگی و شوریدگی باشد و این چنین بود که در تاریخ ده ساله اخیر موسیقی ایران هنوز هم می توان آن سه شب کنسرت " همنوا با بم " را در آن فضای حزن انگیز آن سال را یکی از مهمترین و درخشان ترین کنسرت های موسیقی در ایران دانست . کنسرتی که طلسم غیبت بلند مدت استاد شجریان بر روی صحنه را در ایران شکست و پس از آن استاد سه کنسرت دیگر در طی این سالها در ایران برگزار کرده اند .
اصولا از استاد شجریان سخن گفتن کار سختی است ؛ سخن گفتن از کسی که بخشی از هنر و فرهنگ معاصر ایران با نام او و جایگاه او گره خورده است حقیقتا کار آسانی نیست ، اما باید پذیرفت در دنیای امروز این حق همواره برای مخاطب وجود دارد که هرگاه مخاطب اثری قرار می گیرد ، بتواند نظرات خود را در این باره ابراز کند !
شاید هنگامی که مدتی قبل از این کنسرت در یاداشتی نکاتی را درباره کنسرت این روزهای استاد شجریان و گروه شهناز بیان کردم ، به پیش داوری و ... متهم شدم و برای همین تلاش کردم که نظرات خود را درباره کنسرت استاد با فاصله چند روز از این دیدن این کنسرت بیان کنم تا با فاصله گرفتن از کنسرت در شرایط آرام تری به آن بپردازم .

در طی هفته گذشته و در دو شبی که مخاطب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تالار وزارت کشور بودم ، متاسفانه تا حدود زیادی چیزهایی دیدم و مخاطب موسیقی ای قرار گرفتم که تنها افسوس و حسرت را برای من باقی گذاشته است !
در ابتدا باید بگویم که کنسرت امسال استاد شجریان حاشیه هایی داشته است پر رنگ تر از متن که بی راه نیست به برخی از آنها بپردازیم !
1 - در شب اول کنسرت که آن وقایع تاسف بار برای اعضای گروه در تالار وزارت کشور پیش آمد و آنها گویا در آسانسور تالار وزارت کشور گرفتار شده بودند ، حقیقتا افسوس من را هنگامی که چهره بر افروخته استاد را دیدم بر انگیخت . شاید هنگامی که استاد بر خلاف همیشه کنسرت را با سخنان خود آغاز کرد ، حدس بروز مشکلاتی کار پیچیده ای نبود و این اعتراض استاد در ادامه با اعتراض به روشن بودن برخی دوربین ها به اوج رسید .
اما استاد شجریان نازنین ! حقیقتا شما به خویی به این نکته اشاره کردید که چرا با هنرمندان در ایران اینگونه برخورد می شود و این چنین مشکلاتی برای آنها پیش می آید اما استاد شجریان گویا فراموش کرده اند که در ایران هنرمند و علاقمند به هنر همه گرفتار مشکلات هستند ! درست است که هنرمندان در دیگر اجراهای خود در خارج از ایران هرگز دچار چنین گرفتاریهای تاسف آوری نمی شوند اما علاقمندان هنر هم در هیچ کجای دنیا برای دیدن کنسرت به این همه گرفتاری دچار نمی شوند ؛ درست است که من هم همانند شما به این معتقد هستم که فروش اینترنتی بهترین روش فروش بلیط کنسرت است اما با چه کیفیت و با چه مکانیزمی چیزی است که مسوولان شرکت دل آواز که همگی از اقوام نزدیک شما هستند باید جوابگو ی آن باشند و به نظر می رسد همه این سوال ها همواره پشت نام استاد شجریان به فراموشی سپرده شده است .
2 - مشکلات پیش آمده در تعامل با خبرنگاران و روزنامه نگاران هم در این کنسرت جای تامل دارد ! نکته را از این گفته جالب یکی از مسوولان شرکت دل آواز آغاز کنم که گفته اند صدای شاتر دوربین ها سبب به هم خوردن تمرکز هنرمندان می شود و برای همین امکان حضور خبرنگاران و عکاسان وجود ندارد ! تصور من بیشتر آن بوده است که این گفته بیشتر یک مزاح برای تغییر فضا بوده است که صدای شاتر دوربین در کنار صدای فن های سقفی و سیستم تهویه هوای سالن وزارت کشور مثال مقایسه صدای پای پشه و فیل است !
شاید تلاش برای این سکوت خبری درباره کنسرت امسال این حس را منتقل می کند که سری که درد نمی کند ، دستمال نمی بندند ! شاید بهتر بوده است خارج از هرگونه فضای نقادانه بلیط هایی فروخته شود و کنسرتی برگزار شود و علاقه مندان استاد بیایند و تشویقی و مرغ سحری و خلاص ! اما چه کنسرتی و چه مرغ سحری دیگر نیازی به بررسی نداشته باشد .
3 - مهمترین نکته ای که در این بین به نظر می رسد آن است که گویی استاد شجریان و موسیقی شجریان کاملا توسط برخی نزدیکان استاد شجریان مصادره شده است ! آقای محمد رفیعی داماد استاد شجریان مسوول برگزاری کنسرت می گردد و در کنار باقی نزدیکان انحصار عجیبی را در اطراف کنسرت ایجاد کرده و فضای کنسرت را به جای ایجاد تعاملی دو طرفه بین مخاطبان ، خبرنگاران با استاد شجریان ، به سمت نگاه از بالا به مخاطبان و ایجاد فضا و رفتاری ارباب رعیتی سوق داده اند !
در این نکته تردید ندارم که این کنسرت و تمام حواشی آن به نام استاد شجریان تمام می شود که دوستانی که این کنسرت را برگزار می کنند و حتی هنرمندان و نوازندگان گروه شهنار ، همه مورد توجه قرار گرفته شدنشان مدیون نام و اعتبار استاد شجریان است .
اما سوالی که اینجا از استاد شجریان مطرح است این است که استاد عزیز ! درست است که سالن وزارت کشور هرگز سالن موسیقی نبوده و از نظر صدا برداری مشکلات فاجعه آمیزی دارد اما استاد شجریان! آیا فراموش کرده اید که کنسرت با شکوه " همنوا با بم " هم در همین سالن و با همین امکانات برگرار گردید ؟ آیا فراموش کردید که " ساز خاموش " و " سرود مهر " نوایشان را در همین سالن سر دادند ؟! پس چه شد که هنوز که هنوز است ، هنگامی که حتی فیلم " همنوا با بم " را مشاهده می کنیم ، از آن شکوه موسیقی لرزه بر انداممان می افتد و امروز با شنیدن حتی اجرای زنده کنسرت تازه باید افسوس نصیبمان شود !
به عنوان کسی که در این سالها در تمامی کنسرت های شما در ایران و در هر کنسرت بیشتر از چند شب حضور داشته ام ، مشکل را تنها در مشکلات سالن و صدا برداری نمی دانم ! مشکل را در آنجا می دانم که در " همنوا با بم " و "ساز خاموش " ، کسانی همانند استاد حسین علیزاده و کیهان کلهر و همایون عزیز در کنار شما بودند و در کنسرت اخیر مخاطبان شاهد دوره کار آموزی به روایت شما استادان آینده موسیقی ایران بودند!
هنوز برای من و بسیاری از علاقمندان این سوال باقی است که استاد شجریانی که تا قبل از کنسرت همنوا با بم بیش از 9 سال بود که به دلیل همین مشکلات در ایران بر روی صحنه نرفته بود ، چه اتفاقی افتاده است که با وجود همان مشکلات ، هر سال باید کنسرتی برگزار کند ؟! آیا می توان دلیلی غیر از استفاده از محبوبیت بالای استاد شجریان توسط نزدیکان ایشان برای این کنسرت ها متصور بود ؟ آیا استاد عزیز ، در حالی که شما تا چهار شب قبل از کنسرت امسال در تور آمریکا به همراه گروه آوا بودید ، چگونه می توان تصوری غیر از ماجرای اقتصادی از کنسرت اخیر داشت ؟!
افسوس برای من و همه علاقمندان آن هنگام بیشتر می شود که استاد شجریانی که همواره معروف به وسواس به خرج دادن در تمامی کارهای هنری خود بوده است ، چگونه مشکلات کنسرتی با این کیفیت را تنها در صدا و سالن می داند ؟!
اکنون بیش از هر زمان دیگری این نکته هویدا شده است که چرا استاد حسین علیزاده نیمای موسیقی ایران است و چرا استاد مشکاتیان ، استاد مشکاتیان است و چرا سرپرستی گروه و گروه نوازی تنها در اندازه اوست ؟! شاید بد نباشد که همگی بار دیگر فیلم کنسرت هم نوا با بم را در همین سالن نا مطلوب وزارت کشور مشاهده کنیم تا مشخص گردد که فاصله " فریاد " و" بی تو به سر نمی شود " تا " رندان مست " و " باد صبا " نه در سالن وزارت کشور که در جای دیگری است !
یا شاید بهتر باشد که تنها برای مقایسه آن فضا با امروز ، مرغ سحر آن کنسرت را با مرغ سحر این شبها مقایسه کرد ! تنظیمی عجیب از مرغ سحر در حالی که استاد شجریان تمام گام های بالای مرغ سحر را با صدای بم روایت کرد ، سبب شد که همگان حس کنند که مرغ سحر موسیقی ایران حال و روز خوشی ندارد !
گروه شهناز تنها در گروه نوازی ها در یکی دو قطعه شکل و شمایلی از یک گروه موسیقی ایرانی داشت ! ترکیب گروه شهناز و سرپرستی و سازبندی مجید درخشانی ، همانطور که پیشتر گفته شد به خوبی نشان داد که چرا در گروه نوازی تنها استاد مشکاتیان یک یگانه در موسیقی ایرانی است ! کیفیت نوازندگی گروه جوان شهناز ، تکنوازی ها در ساز و آوازهای کنسرت و ساز بندی گروه و حتی انتخاب اشعار در ساز و آواز ها ، هیچ کدام رنگی از استاد شجریان نداشت و شاید برای اولین بار در تمامی این سالها شاهد این نکته بودم که در آنتراکت کنسرت کم نبودند کسانی که عطای بخش دوم کنسرت را به لقایش بخشیدند و کنسرت را ترک گفتند !
همه اینها تنها افسوس را به همراه دارد ! امیدوارم استاد شجریان و نزدیکان استاد ، جایگاه ایشان را به برگزاری چند شب کنسرت با هر کیفیتی تنها برای اطمینان از استقبال علاقمندان معاوضه نکنند که این رفتار ها تنها در نهایت سبب خدشه وارد شدن به کلیت موسیقی ایرانی و جایگاه استاد است !
در همین زمینه :
گزارش نشست محمدرضا شجريان با خبرنگاران - ایسنا
شجريان: درآمدي از كنسرت من به «آرامگاه شمس» اختصاص نمييابد - قارس
