« باز می گردم ، همیشه باز می گردم ... ! | صفحه اول | mbc persia ؛ تحولی نو در دنیای رسانه های فارسی زبان ... ! »

استاد شجریان ! مشکلات در جای دیگری است ... ! ( گزارشی انتقادی از کنسرت اخیر استاد شجریان )

شاید برای کسانی که شیفته ی موسیقی سنتی باشند ، کنسرت استاد شجریان همواره مهمترین و بالاترین جایگاه موسیقیایی برای این شیفتگی و شوریدگی باشد و این چنین بود که در تاریخ ده ساله اخیر موسیقی ایران هنوز هم می توان آن سه شب کنسرت " همنوا با بم " را در آن فضای حزن انگیز آن سال را یکی از مهمترین و درخشان ترین کنسرت های موسیقی در ایران دانست . کنسرتی که طلسم غیبت بلند مدت استاد شجریان بر روی صحنه را در ایران شکست و پس از آن استاد سه کنسرت دیگر در طی این سالها در ایران برگزار کرده اند .

اصولا از استاد شجریان سخن گفتن کار سختی است ؛ سخن گفتن از کسی که بخشی از هنر و فرهنگ معاصر ایران با نام او و جایگاه او گره خورده است حقیقتا کار آسانی نیست ، اما باید پذیرفت در دنیای امروز این حق همواره برای مخاطب وجود دارد که هرگاه مخاطب اثری قرار می گیرد ، بتواند نظرات خود را در این باره ابراز کند !

شاید هنگامی که مدتی قبل از این کنسرت در یاداشتی نکاتی را درباره کنسرت این روزهای استاد شجریان و گروه شهناز بیان کردم ، به پیش داوری و ... متهم شدم و برای همین تلاش کردم که نظرات خود را درباره کنسرت استاد با فاصله چند روز از این دیدن این کنسرت بیان کنم تا با فاصله گرفتن از کنسرت در شرایط آرام تری به آن بپردازم .

373961_orig.jpg

در طی هفته گذشته و در دو شبی که مخاطب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تالار وزارت کشور بودم ، متاسفانه تا حدود زیادی چیزهایی دیدم و مخاطب موسیقی ای قرار گرفتم که تنها افسوس و حسرت را برای من باقی گذاشته است !

در ابتدا باید بگویم که کنسرت امسال استاد شجریان حاشیه هایی داشته است پر رنگ تر از متن که بی راه نیست به برخی از آنها بپردازیم !

1 - در شب اول کنسرت که آن وقایع تاسف بار برای اعضای گروه در تالار وزارت کشور پیش آمد و آنها گویا در آسانسور تالار وزارت کشور گرفتار شده بودند ، حقیقتا افسوس من را هنگامی که چهره بر افروخته استاد را دیدم بر انگیخت . شاید هنگامی که استاد بر خلاف همیشه کنسرت را با سخنان خود آغاز کرد ، حدس بروز مشکلاتی کار پیچیده ای نبود و این اعتراض استاد در ادامه با اعتراض به روشن بودن برخی دوربین ها به اوج رسید .

اما استاد شجریان نازنین ! حقیقتا شما به خویی به این نکته اشاره کردید که چرا با هنرمندان در ایران اینگونه برخورد می شود و این چنین مشکلاتی برای آنها پیش می آید اما استاد شجریان گویا فراموش کرده اند که در ایران هنرمند و علاقمند به هنر همه گرفتار مشکلات هستند ! درست است که هنرمندان در دیگر اجراهای خود در خارج از ایران هرگز دچار چنین گرفتاریهای تاسف آوری نمی شوند اما علاقمندان هنر هم در هیچ کجای دنیا برای دیدن کنسرت به این همه گرفتاری دچار نمی شوند ؛ درست است که من هم همانند شما به این معتقد هستم که فروش اینترنتی بهترین روش فروش بلیط کنسرت است اما با چه کیفیت و با چه مکانیزمی چیزی است که مسوولان شرکت دل آواز که همگی از اقوام نزدیک شما هستند باید جوابگو ی آن باشند و به نظر می رسد همه این سوال ها همواره پشت نام استاد شجریان به فراموشی سپرده شده است .

2 - مشکلات پیش آمده در تعامل با خبرنگاران و روزنامه نگاران هم در این کنسرت جای تامل دارد ! نکته را از این گفته جالب یکی از مسوولان شرکت دل آواز آغاز کنم که گفته اند صدای شاتر دوربین ها سبب به هم خوردن تمرکز هنرمندان می شود و برای همین امکان حضور خبرنگاران و عکاسان وجود ندارد ! تصور من بیشتر آن بوده است که این گفته بیشتر یک مزاح برای تغییر فضا بوده است که صدای شاتر دوربین در کنار صدای فن های سقفی و سیستم تهویه هوای سالن وزارت کشور مثال مقایسه صدای پای پشه و فیل است !

شاید تلاش برای این سکوت خبری درباره کنسرت امسال این حس را منتقل می کند که سری که درد نمی کند ، دستمال نمی بندند ! شاید بهتر بوده است خارج از هرگونه فضای نقادانه بلیط هایی فروخته شود و کنسرتی برگزار شود و علاقه مندان استاد بیایند و تشویقی و مرغ سحری و خلاص ! اما چه کنسرتی و چه مرغ سحری دیگر نیازی به بررسی نداشته باشد .

3 - مهمترین نکته ای که در این بین به نظر می رسد آن است که گویی استاد شجریان و موسیقی شجریان کاملا توسط برخی نزدیکان استاد شجریان مصادره شده است ! آقای محمد رفیعی داماد استاد شجریان مسوول برگزاری کنسرت می گردد و در کنار باقی نزدیکان انحصار عجیبی را در اطراف کنسرت ایجاد کرده و فضای کنسرت را به جای ایجاد تعاملی دو طرفه بین مخاطبان ، خبرنگاران با استاد شجریان ، به سمت نگاه از بالا به مخاطبان و ایجاد فضا و رفتاری ارباب رعیتی سوق داده اند !

در این نکته تردید ندارم که این کنسرت و تمام حواشی آن به نام استاد شجریان تمام می شود که دوستانی که این کنسرت را برگزار می کنند و حتی هنرمندان و نوازندگان گروه شهنار ، همه مورد توجه قرار گرفته شدنشان مدیون نام و اعتبار استاد شجریان است .

اما سوالی که اینجا از استاد شجریان مطرح است این است که استاد عزیز ! درست است که سالن وزارت کشور هرگز سالن موسیقی نبوده و از نظر صدا برداری مشکلات فاجعه آمیزی دارد اما استاد شجریان! آیا فراموش کرده اید که کنسرت با شکوه " همنوا با بم " هم در همین سالن و با همین امکانات برگرار گردید ؟ آیا فراموش کردید که " ساز خاموش " و " سرود مهر " نوایشان را در همین سالن سر دادند ؟! پس چه شد که هنوز که هنوز است ، هنگامی که حتی فیلم " همنوا با بم " را مشاهده می کنیم ، از آن شکوه موسیقی لرزه بر انداممان می افتد و امروز با شنیدن حتی اجرای زنده کنسرت تازه باید افسوس نصیبمان شود !

به عنوان کسی که در این سالها در تمامی کنسرت های شما در ایران و در هر کنسرت بیشتر از چند شب حضور داشته ام ، مشکل را تنها در مشکلات سالن و صدا برداری نمی دانم ! مشکل را در آنجا می دانم که در " همنوا با بم " و "ساز خاموش " ، کسانی همانند استاد حسین علیزاده و کیهان کلهر و همایون عزیز در کنار شما بودند و در کنسرت اخیر مخاطبان شاهد دوره کار آموزی به روایت شما استادان آینده موسیقی ایران بودند!

هنوز برای من و بسیاری از علاقمندان این سوال باقی است که استاد شجریانی که تا قبل از کنسرت همنوا با بم بیش از 9 سال بود که به دلیل همین مشکلات در ایران بر روی صحنه نرفته بود ، چه اتفاقی افتاده است که با وجود همان مشکلات ، هر سال باید کنسرتی برگزار کند ؟! آیا می توان دلیلی غیر از استفاده از محبوبیت بالای استاد شجریان توسط نزدیکان ایشان برای این کنسرت ها متصور بود ؟ آیا استاد عزیز ، در حالی که شما تا چهار شب قبل از کنسرت امسال در تور آمریکا به همراه گروه آوا بودید ، چگونه می توان تصوری غیر از ماجرای اقتصادی از کنسرت اخیر داشت ؟!

افسوس برای من و همه علاقمندان آن هنگام بیشتر می شود که استاد شجریانی که همواره معروف به وسواس به خرج دادن در تمامی کارهای هنری خود بوده است ، چگونه مشکلات کنسرتی با این کیفیت را تنها در صدا و سالن می داند ؟!

اکنون بیش از هر زمان دیگری این نکته هویدا شده است که چرا استاد حسین علیزاده نیمای موسیقی ایران است و چرا استاد مشکاتیان ، استاد مشکاتیان است و چرا سرپرستی گروه و گروه نوازی تنها در اندازه اوست ؟! شاید بد نباشد که همگی بار دیگر فیلم کنسرت هم نوا با بم را در همین سالن نا مطلوب وزارت کشور مشاهده کنیم تا مشخص گردد که فاصله " فریاد " و" بی تو به سر نمی شود " تا " رندان مست " و " باد صبا " نه در سالن وزارت کشور که در جای دیگری است !

یا شاید بهتر باشد که تنها برای مقایسه آن فضا با امروز ، مرغ سحر آن کنسرت را با مرغ سحر این شبها مقایسه کرد ! تنظیمی عجیب از مرغ سحر در حالی که استاد شجریان تمام گام های بالای مرغ سحر را با صدای بم روایت کرد ، سبب شد که همگان حس کنند که مرغ سحر موسیقی ایران حال و روز خوشی ندارد !

گروه شهناز تنها در گروه نوازی ها در یکی دو قطعه شکل و شمایلی از یک گروه موسیقی ایرانی داشت ! ترکیب گروه شهناز و سرپرستی و سازبندی مجید درخشانی ، همانطور که پیشتر گفته شد به خوبی نشان داد که چرا در گروه نوازی تنها استاد مشکاتیان یک یگانه در موسیقی ایرانی است ! کیفیت نوازندگی گروه جوان شهناز ، تکنوازی ها در ساز و آوازهای کنسرت و ساز بندی گروه و حتی انتخاب اشعار در ساز و آواز ها ، هیچ کدام رنگی از استاد شجریان نداشت و شاید برای اولین بار در تمامی این سالها شاهد این نکته بودم که در آنتراکت کنسرت کم نبودند کسانی که عطای بخش دوم کنسرت را به لقایش بخشیدند و کنسرت را ترک گفتند !

همه اینها تنها افسوس را به همراه دارد ! امیدوارم استاد شجریان و نزدیکان استاد ، جایگاه ایشان را به برگزاری چند شب کنسرت با هر کیفیتی تنها برای اطمینان از استقبال علاقمندان معاوضه نکنند که این رفتار ها تنها در نهایت سبب خدشه وارد شدن به کلیت موسیقی ایرانی و جایگاه استاد است !

در همین زمینه :

گزارش نشست محمدرضا شجريان با خبرنگاران - ایسنا

شجريان: درآمدي از كنسرت من به «آرامگاه شمس» اختصاص نمي‌يابد - قارس

ساخته های شجریان با اجرای گروه شهناز - مهر

دعوت گزینشی و سعه صدر استاد شجریان - مهر


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/528


نظرات

:

واقعا شيوا حس من را از كنسرت امسال بيان نموديد.
فكر نمي كردم بعد از پايان كنسرت اين همه اندوهگين باشم.
موفق باشيد. به اميد كنسرت استاد با بزرگان موسيقي كشور.

احسان :

من نتونستم بیام کنسرت ولی تصنیف رندان مسنش که واقعا عالی بو اتفاقا این تصنیف نکته مثبتش ساز بندیش و سوناریته بود فکر نکنم نوازنده هایی که این تصنیف رو اینقدر عالی اجرا کردن بقیه کنسرتشون سطح پایین باشه!در ضمن با حفظ احترام استاد مشکتیان ایشون اصلا یگانه استاد ارکستراسیون نبودن هم استاد پایور هم دهلوی و هم علیزاده وهم خیلی اساتید دیگه کارهای ارکستری بزرگتر و عمیق تر از گروه عارف و چاووش انجام دادن

راز نو : تصور می کنم شمایی که به کنسرت نیامدید چندان برای اظهار نظر ذی حق نباشید ... !

مریم :

مرسی! متاسفانه عین واقعیت بود

امیر فؤاد :

در ضعف این کنسرت هیچ شکی نیست.
حتی خود استاد هم در روایتی که من از مصاحبه ی مطبوعاتی ایشان در روزنامه ی همشهری خواندم، با اندکی اغماض و به صورت ضمنی، مؤید این نکته بودند.
اما نکته ی اصلی اینجاست که چرا استاد به بهانه ی ابتدایی میدان دادن به جوانان و عدم توانایی اجرای کنسرت گروهی در خارج از کشور و ... تن به اجرای چنین کنسرتی داده اند!
این حس در من بیشتر برانگیخته شد، هنگامی که از منبعی نسبتا موثق شنیدم که قرار داد استاد در این کنسرت، 80 به 20 بوده است.
80 درصد خود استاد و آقای درخشانی، و 20 سایر 14 نوازنده ی گروه.
حس بدی است...!
حس سوء استفاده از احساساتت!
از علاقه ات!
پشیمان نیست از شرکتم، اما لذتی هم نبردم!

مریم مهتدی :

می‌دانید بدی‌اش چیست؟ یعنی فاجعه کجاست؟ یعنی من به عنوان یکی از طرفداران پر و پاقرص شجریان، رغبت نکرده‌ام دو کنسرت اخیر را بروم. یعنی بعد از سرود مهر و ساز خاموش دیگر دلم نخواست پا به کنسرت شجریان بگذارم تا همان تصویر شجریان از کنسرت همنوا با بم و حتا سرود مهر و ساز خاموش در ذهنم بماند. و پشیمان نیستم وقتی این همه اعتراض و نارضایتی را از این دو کنسرت آخر می‌بینم. نمی‌دانم برای چه متاسفم اما هنوز هم وقتی همین الان حتا، «فریاد» را گوش دادم و مو به تنم راست شد فهمیدم که کارم درست بوده و خوب کاری کردم که نگذاشتم آن تصویر خراب شود... راستی چشم‌تان چطوره؟

هدایت عابدی‌جو :

سلام
برای این مطلب جوابیه و بر آن جوابیه مطلب‌های بسیار دیگری میتواند راند و شنید.
اما مهترین نکته قابل ذکر در این مجال این است که اسطوره‌ای به نام شجریان با این همه طرفدار و کشته مرده کنسرت بدهد و شخصی مثل شما اینچنین راحت ایشان را متهم به پول گرایی کند.
این طریق نقد و انتفاد بی‌پروا و صریح را در هر جایگاهی می‌پسندم و احترام میگذارم.

بنفشه :

در ارتباط با نوع موسیقی، به قول تو، ذی حق نیستم که اظهار نظر کنم، اما از همون ابتدا با دیدن بروشور و طراحی صحنه( توسط مژگان شجریان) میشد فهمید که خیلی وسواس برای این کنسرت به خرج داده نشده(مقایسه کن با کنسرت مشکانیان و ایده جالب کیارستمی برای آراستن صحنه)، تأخیر در شروع برنامه که اینروزها در تمامی کنسرت ها سنت شده و.. … درسته به قول شجریان در هیچ کجای دنیا کنسرتها با اینهمه مشکلات برگزار نمیشه..اما از طرف دیگه، نباید منکر شد که در هیچ کجای دنیا هم مخاطب، از طرف هنرمندانش اینقدر سرسری و بی ارزش تلقی نمیشه..به هرحال رابطه مخاطب و هنرمند یک رابطه دوسویه است، که با هم معنا پیدا میکنه، اما انگار استاد خیلی به این رابطه اعتقاد نداره، شایدم حق داره، چون با تمام کاستی ها و با تمام اهمال کاری ها باز مخاطبین برای حضور در کنسرتش سرودست میشکنند. ..به هرحال تو این واویلا و بلبشوی هنری، همین دست برنامه ها رو هم باید مغتنم شمرد.

:

سلام
با اون پستی که قبل از کنسرت نوشتین از دیدن این پست جا نخوردم
باید بگم که من هم در کنسرت بودم و این حس شما رو ندارم من لذت بردم و
شما لذت نبردی چون نخواستی که لذت ببری
بنظرم ازهمون اول به این قصد آومده بودی ایراد بگیری و گیر بدی ( با توجه به اینکه علیزاده ای کنارشجریان نیست)

نظراتت در مورد دل آواز روتا حدی قبول دارم ،
البته اعتقاد دارم مقایسه کنسرت شجریان با دیگرانی که کنسرت میذارن و مشکل زیادی ندارن و نداریم مثل شیدا و هم آوایان
اصلا اشتباهه چون تعداد مشتاقان متفاوته .
و میخواستم بگم نمیدونم چرا از صدابرداران دیگه استفاده نمیکنن ،
همه میگن ریمود موسسیان از بهترین !!!!!!!!!!! صدابرداران صحنه ای هستن و من اصلا همچین اعتقادی ندارم .
واما

گفتید که
"...چه شد که هنوز که هنوز است ، هنگامی که حتی فیلم " همنوا با بم " را مشاهده می کنیم ..."
پس صبر کنید تا کار تصویری بیرون بیاد بعد مقایسه بشه نه اینکه اجرای زنده با فیلم کنسرت ( البته اگه بیاد!!!)
درضمن اونجا 3 تا ساز بود اینجا 13تا ( از لحاظ صدابرداری )
گفتید که
" ... آیا فراموش کردید که " ساز خاموش " و " سرود مهر " نوایشان را در همین سالن سر دادند..."
شما معلوم میشه خیلی با علیزاده حال میکنی که اون صدابرداری بد رو در اون کنسرت شنیدی و حواست نبوده
( شاید هم بوده ولی چون علیزاده بوده بی خیال شدی)
حتی کاری که منتشر شد ( و البته ازاجرای زنده بود ) خوب نبود
گفتید که
" ... چه اتفاقی افتاده است که با وجود همان مشکلات ، هر سال باید کنسرتی برگزار کند ..."
چون شجریان اگه کنسرت نذاره شاید چند سال دیگه توانایی اجرای صحنه نداشته باشه و اون وقت کار از کار گذشته
گفتید که
" ...امروزبا شنیدن حتی اجرای زنده کنسرت تازه باید افسوس نصیبمان شود ... "
باید بگم ناراحتم که شما افسوس نصیبت یا نصیبتان شده
ولی من جدای اینکه اونجا بودم ،حتی پس از اون، از قسمتهایی که دوستان آپلود کردند ( خدا خیرشان دهد!)
حتی با اون کیفیت کم لذت بردم.
گفتید که
" ... اکنون بیش از هر زمان دیگری این نکته هویدا شده است چرا استاد مشکاتیان ، استاد مشکاتیان است و
چرا سرپرستی گروه و گروه نوازی تنها در اندازه اوست ...."
شما مثل اینکه کنسرت سال قبل نبودید و سرپرستی گروه و گروه نوازی رو ندیدین
( البته بحثم فقط در مورد گروه و گروه نوازی و صدابرداری بود نه آهنگسازی ایشون که صد البته مشکاتیان ، مشکاتیان است.)
گفتید که
" ... تنظیمی عجیب از مرغ سحر در حالی که استاد شجریان تمام گام های بالای مرغ سحر را با صدای بم روایت کرد... "
چون پایین بود پس بده!!!!!!!!!!!!
گفتید که
" ... چگونه می توان تصوری غیر از ماجرای اقتصادی از کنسرت اخیر داشت ..."
تا حالا که کنسرت نمیذاشت و یا کم میذاشت و اگرم میذاشت 3 شب بود گیر میدادین چرا نمیذاره و یا تعداد شبها کمه
حالا که گذاشته اینجوری میگین ، تکلیف رو روشن کنین .
گفتید که
" ... حتی انتخاب اشعار در ساز و آواز ها ، هیچ کدام رنگی از استاد شجریان نداشت ..."
اینجا رو دیگه باید بگم واقعا وقتی این قسمت رو خوندم بیشتر و 100%
به این حرف خودم مومن ( به قول جناب مشکاتیان) شدم که :
//// شما لذت نبردی چون نخواستی که لذت ببری ////
فکر کنم اصلا گوش ندادی و تو فکر نوشتن این مطلب بودی[نیشخند] ( تقصیرخودته شکلک نداری )

بحرحال امیدوارم این حرفهارو در جوابم بهم نزنی که
من یک طرفدار متعصب شجریانم
یا
من یکی از اشناهاشونم [نیشخند]
یا
سواد موسیقی ندارم و حرفام بدرد ... ! میخوره.

در ضمن اگه میشه کاری کن بشه ازچند تا شکلک استفاده کرد تا بتونم احساساتم رو نشون بدم [نیشخند]

موفق باشید و پایدار

:

من درباره تصنیف رندان مست که از اینترنت گرفتم اظهار نظر کردم شما هم تو نوشتتون گفته بودید این تصنیف سطح پایین بوده!در ضمن به نظرم درباره قسمت دوم نظرم هم حتما جواب بدید هیچ کس استاد یگانه در هیچ زمینه ای از موسیقی ایرانی نبوده و نیست

m.parsa :

be ghole jenabe lotfi:
jaye khalie naghde herfeyi.
"naghde herfeyi"
"naghd"

:

باید دید کی از چی نقد می‌کنه!
این روزا هر کسی از هر چیزی فارق از اینکه تخصص و دانش موضوعی رو که نقد می‌کنه داره یا نه، به خودش اجازه نقد کردن می‌ده.

:

http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?15715

:

سلام دوباره
دفعه قبل اسمم نبود فقط دو تا نقطه بود
این گزارش اعتماد هم جالبه
طرف اول کم مونده شجریانو بزنه بعدش هی حال داداه
http://www.etemaad.com/Released/87-04-09/230.htm#103100

:

سالهای سال است که موسیقی ایرانی گوش میکنم.شجریان نقطه اوج در آواز ایرانی است.علیزاده نقطه عطفی در نوازندگی تار و سه تار وآهنگسازی در چارچوب موسیقی ایرانی است.مشکاتیان سنتور نوازی چیره دست و تصنیف پردازی بی نظیراست ودر تلفیق شعر و موسیقی استاد. همه اینها را همه میدانیم.تکرار این صحبت ها هیچ دردی از موسیقی ایرانی دوا نمی کند. موسیقی ایرانی در چنبره تکراردچار
شده است.کافی است نیم نگاهی به آثار موسیقیدانان فوق بیاندازیم واقعیت اینست که سالهاست اتفاق تازه ای در موسیقی ایرانی نیفتاده است .پس از گذشت سالهاهنوز آستان جانان شجریان و مشکاتیان،نوای شجریان و محمد موسوی،همایون شجریان و غلامحسین بیگچه خانی وراست پنجگاه لطفی و شجریان و فرهنگفر.شور انگیز و ترکمن و نینوای علیزاده کارهای زیبایی هستند که هیچگاه تکرار نمی شوند. نجات موسیقی ایرانی از گرداب تکرار و پوچی و ابتذال درگرو پژوهش،تحقیق ،و تلاش خستگی ناپذیر در همه عرصه های موسیقایی است. نیم نگاهی به تاریخ توسعه و تحول موسیقی جهان بیاندازیم و ببینیم در کجا قرار داریم بجای ارائه شعارهای تکراری و طرف داری از این و آن همت کنیم و گامی فراپیش نهیم.

سهند سلطاندوست :

جناب آقای سیامک قاسمی، سلام
خسته نباشید. با بیشتر قسمت‌های مطلب شما به‌شدت مخالفم. نظراتم را در این پست نوشته‌ام
http://homayounshajarian.blogfa.com/post-140.aspx

زوربا :

سلام دوست عزیز
به نظر من خیلی نوشته شما احساسی بود.
البته نظر شخصی شما بسیار محترم است اما باید بگویم کنسرت استاد و کنسرت گروه آوا بسیار از لحاظ فنی و از لحاظ احساسی بالا و بی نظیر بود.البته شما دیگر شاهد آثاری چون بیداد نخواهید بود چون این اثر و خیلی از آثار در زمان خود و غلیان احساسات و در دوران اوج جوانی هنرمندان و مثلا تار استاد بیگجه خانی شکل گرفته است.شاید بار اول که بیداد را شنیده باشید هم نسبت به آن دلسرد شده باشید و بگویید آثار چاوش در ابتدای انقلاب بهتر بوده است.قصد مقایسه آثار استاد را ندارم ، تنها می خواهم بگویم باید چند بار آثار را بدون پیش داوری شنید تا به ارزش فنی آن پی برد.
پاینده باشید


ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007