« May 2008 | صفحه اصلي | July 2008 »

June 30, 2008

ماتادورها به بهشت می روند !

Spania%20winner.JPG

آخرین باری که یک تیم مورد علاقه من در رده ملی فوتبال در سطح دنیا به جامی رسیده بود ، زمانی بود که من تنها 8 سالم بود ! هلند ، اسپانیا و آرژانتین تیم های محبوب من در سطح دنیا با اینکه چشم نواز ترین فوتبال را در تمامی این سالها ارائه می کردند اما کم تر شانسی برای کسب جام داشتند ! شاید اگر مسابقات جام ملتهای آمریکای جنوبی که اعتبار چندانی در سطح جهان ندارد را در نظر نگیریم ، آخرین قهرمانی تیم های محبوب من ، قهرمانی هلند در یورو 88 بود !

اما دیشب شب من بود ! اسپانیا با فوتبالی بی نهایت زیبا بر بام اروپا ایستاد و قهرمان یورو 2008 شد ! این سحر فوتبال است که دیشب من را به اوج شادمانی رساند . شاید در جامی که نوار هنرنمایی مردان فانتزی هلندی ناگهان توسط روسیه پاره شد ، تنها قهرمانی اسپانیا می توانست شادی را دوباره به من بازگرداند

دیشب با تک تک پاس های " ژاوی هرناندز " به وجد آمدم ، با استارت فوق العاده " فرناندو تورس " به اوج رسیدم ؛ با " اینیستا " دریبل زدم و با " سرجیو راموس "دفاع کردم و با " ایگر کاسیاس " در درون دروازه واکنش نشان دادم و این ها همه از سحر فوتبال است !

بهترین توصیف از شور و حال دیشب من همان توصیف معروف سرالف رمزی سرمربی فقید انگلیس در جام جهانی 1966 درباره فوتبال است که گفته بود : فوتبال زندگی نیست ، بلکه چیزی است فراتر از زندگی ... !

77784d0cba0be114bb9c169f5475e28f-getty-81402956um131_germany_v_spa.jpg

بقیه عکس های مربوط به قهرمانی اسپانیا را از اینجا ببینید !

June 29, 2008

mbc persia ؛ تحولی نو در دنیای رسانه های فارسی زبان ... !

این روزها که در اخبار شنیده ام پخش آزمایشی شبکه mbc peria بر روی ماهواره و بر روی همان فرکانس دیگر شبکه های mbc آغاز شده است ؛ بیشتر و بیشتر این نکته برایم مسجل شده است که دیگر زمان فرو ریختن دیوار هرگونه انحصاری فرا رسیده است .

در شرایطی که در طی سی سال اخیر انحصار حکومتی بسیار قوی در حوزه رسانه های دیداری و شنیداری در داخل ایران وجود داشته و کنترل رادیو تلویزیون با توجه به آگاهی از اثر گذاری های مهم اجتماعی این رسانه ها در تمام این سالها تماما در اختیار حاکمیت بوده است ، این روزها با پیشرفت تکنولوژی ها ی ارتباطی دیگر انحصار در بسیاری از زمینه ها بی معنی به نظر می رسد .

در حالی که در تمامی این سالها حتی امکان راه اندازی یک رادیوی محلی برای پخش آزمایشی با برد بسیار کم نیز هرگز وجود نداشته و راه اندازی شبکه های خصوصی از خطوط قرمز جدی حاکمیت شمرده می شده ، این روزها رسانه های بین المللی با توجه به اثر گذاری برنامه های خود پخش برنامه به زبان فارسی را آغاز کرده اند و یکی پس از دیگری مرزها را در می نوردند .

به نظر می رسد که حاکمیت خود به این نتیجه رسیده است که دیگر امکان مقابله با پدیده کانال های و گیرنده های ماهواره ای وجود ندارد و این پدیده آنقدر فراگیر شده است که دیگر جمع آوری و مقابله با این رسانه به شوخی شباهت دارد . درحالی که با فراگیر شدن ماهواره در ایران مجریان و کارشناسان شبکه های ماهواره ای در بیان توده مردم ایران به شهرت و محبوبیت مجریان شبکه های داخلی رسیده اند ، راه اندازی شبکه ای فارسی زبان از جانب کانالی همانند mbc بسیار قابل بررسی به نظر می رسد.

پس از انتشار کانال ماهواره ای صدای آمریکا ، این روزها صحبت از آغاز کانال بی بی سی فارسی ، یورونیوز فارسی و حالا نوبت به آغاز پخش mbc فارسی رسیده است ، اما در این میان به نظر می رسد با توجه به نوع مخاطبان و هدف گیری برنامه های شبکه ای همانند mbc ، اثر گذاری این شبکه را باید بسیار فراتر از تصور دانست .

پخش فیلم های روز جهان با بالاترین کیفیت تصویری و با زبان اصلی و با زیرنویس فارسی سبب سوق پیدا کردن بخش زیادی از بینندگان تلویزیون ایران به این شبکه خواهد شد و سوالی که در اینباره مطرح است این است که با آغاز به پخش شبکه ی مانند mbc persia چه انگیزه ای برای پی گیری برنامه های تلویزیون های حکومتی ایران وجود دارد ؟!

شاید انتشار mbc persia بیانگر این نکته است که برنامه سازان تلویزیونی امروز دنیا به اهمیت اثر گذاری تبلیغات و بازاریابی برای جمعیت هشتاد میلیونی ایران پی برده اند و بین دولت ایران و مردم ایران فاصله مشخصی را ایجاد کرده اند . به همان دلیل است که این روزها بسیاری از تولیدات کشورهای آسیای شرقی نیز در منوی زبان خود ، ربان فارسی را نیز افزوده اند و این دقیقا بیانگر توجه جدی آنها به بازار ایران و مخاطبان فارسی زبان است .

شبکه ای همانند mbc persia که شبکه های entertainment با بالاترین کیفیت پخش ( HD : High Definition ) و با پشتوانه مالی بسیار قوی می باشد را هزگر نباید با شبکه های ضعیف چند هزار دلاری ایرانیان لس آنجلسی مقایسه کرد و به واسطه همین تفاوت عمده ، حقیقتا اثر گذاری شبکه ای همانند mbc فارسی بیش از گذشته اثرات فرو ریختن دیوار های انحصار رسانه ای را به رخ خواهد کشید . !

آنوس مربوط به شبکه mbc persia را که این روزها از تمامی شبکه های mbc و همچنین بر روی خود این شبکه پخش می شود را از مشاهده کنید :

June 27, 2008

استاد شجریان ! مشکلات در جای دیگری است ... ! ( گزارشی انتقادی از کنسرت اخیر استاد شجریان )

شاید برای کسانی که شیفته ی موسیقی سنتی باشند ، کنسرت استاد شجریان همواره مهمترین و بالاترین جایگاه موسیقیایی برای این شیفتگی و شوریدگی باشد و این چنین بود که در تاریخ ده ساله اخیر موسیقی ایران هنوز هم می توان آن سه شب کنسرت " همنوا با بم " را در آن فضای حزن انگیز آن سال را یکی از مهمترین و درخشان ترین کنسرت های موسیقی در ایران دانست . کنسرتی که طلسم غیبت بلند مدت استاد شجریان بر روی صحنه را در ایران شکست و پس از آن استاد سه کنسرت دیگر در طی این سالها در ایران برگزار کرده اند .

اصولا از استاد شجریان سخن گفتن کار سختی است ؛ سخن گفتن از کسی که بخشی از هنر و فرهنگ معاصر ایران با نام او و جایگاه او گره خورده است حقیقتا کار آسانی نیست ، اما باید پذیرفت در دنیای امروز این حق همواره برای مخاطب وجود دارد که هرگاه مخاطب اثری قرار می گیرد ، بتواند نظرات خود را در این باره ابراز کند !

شاید هنگامی که مدتی قبل از این کنسرت در یاداشتی نکاتی را درباره کنسرت این روزهای استاد شجریان و گروه شهناز بیان کردم ، به پیش داوری و ... متهم شدم و برای همین تلاش کردم که نظرات خود را درباره کنسرت استاد با فاصله چند روز از این دیدن این کنسرت بیان کنم تا با فاصله گرفتن از کنسرت در شرایط آرام تری به آن بپردازم .

373961_orig.jpg

در طی هفته گذشته و در دو شبی که مخاطب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تالار وزارت کشور بودم ، متاسفانه تا حدود زیادی چیزهایی دیدم و مخاطب موسیقی ای قرار گرفتم که تنها افسوس و حسرت را برای من باقی گذاشته است !

در ابتدا باید بگویم که کنسرت امسال استاد شجریان حاشیه هایی داشته است پر رنگ تر از متن که بی راه نیست به برخی از آنها بپردازیم !

1 - در شب اول کنسرت که آن وقایع تاسف بار برای اعضای گروه در تالار وزارت کشور پیش آمد و آنها گویا در آسانسور تالار وزارت کشور گرفتار شده بودند ، حقیقتا افسوس من را هنگامی که چهره بر افروخته استاد را دیدم بر انگیخت . شاید هنگامی که استاد بر خلاف همیشه کنسرت را با سخنان خود آغاز کرد ، حدس بروز مشکلاتی کار پیچیده ای نبود و این اعتراض استاد در ادامه با اعتراض به روشن بودن برخی دوربین ها به اوج رسید .

اما استاد شجریان نازنین ! حقیقتا شما به خویی به این نکته اشاره کردید که چرا با هنرمندان در ایران اینگونه برخورد می شود و این چنین مشکلاتی برای آنها پیش می آید اما استاد شجریان گویا فراموش کرده اند که در ایران هنرمند و علاقمند به هنر همه گرفتار مشکلات هستند ! درست است که هنرمندان در دیگر اجراهای خود در خارج از ایران هرگز دچار چنین گرفتاریهای تاسف آوری نمی شوند اما علاقمندان هنر هم در هیچ کجای دنیا برای دیدن کنسرت به این همه گرفتاری دچار نمی شوند ؛ درست است که من هم همانند شما به این معتقد هستم که فروش اینترنتی بهترین روش فروش بلیط کنسرت است اما با چه کیفیت و با چه مکانیزمی چیزی است که مسوولان شرکت دل آواز که همگی از اقوام نزدیک شما هستند باید جوابگو ی آن باشند و به نظر می رسد همه این سوال ها همواره پشت نام استاد شجریان به فراموشی سپرده شده است .

2 - مشکلات پیش آمده در تعامل با خبرنگاران و روزنامه نگاران هم در این کنسرت جای تامل دارد ! نکته را از این گفته جالب یکی از مسوولان شرکت دل آواز آغاز کنم که گفته اند صدای شاتر دوربین ها سبب به هم خوردن تمرکز هنرمندان می شود و برای همین امکان حضور خبرنگاران و عکاسان وجود ندارد ! تصور من بیشتر آن بوده است که این گفته بیشتر یک مزاح برای تغییر فضا بوده است که صدای شاتر دوربین در کنار صدای فن های سقفی و سیستم تهویه هوای سالن وزارت کشور مثال مقایسه صدای پای پشه و فیل است !

شاید تلاش برای این سکوت خبری درباره کنسرت امسال این حس را منتقل می کند که سری که درد نمی کند ، دستمال نمی بندند ! شاید بهتر بوده است خارج از هرگونه فضای نقادانه بلیط هایی فروخته شود و کنسرتی برگزار شود و علاقه مندان استاد بیایند و تشویقی و مرغ سحری و خلاص ! اما چه کنسرتی و چه مرغ سحری دیگر نیازی به بررسی نداشته باشد .

3 - مهمترین نکته ای که در این بین به نظر می رسد آن است که گویی استاد شجریان و موسیقی شجریان کاملا توسط برخی نزدیکان استاد شجریان مصادره شده است ! آقای محمد رفیعی داماد استاد شجریان مسوول برگزاری کنسرت می گردد و در کنار باقی نزدیکان انحصار عجیبی را در اطراف کنسرت ایجاد کرده و فضای کنسرت را به جای ایجاد تعاملی دو طرفه بین مخاطبان ، خبرنگاران با استاد شجریان ، به سمت نگاه از بالا به مخاطبان و ایجاد فضا و رفتاری ارباب رعیتی سوق داده اند !

در این نکته تردید ندارم که این کنسرت و تمام حواشی آن به نام استاد شجریان تمام می شود که دوستانی که این کنسرت را برگزار می کنند و حتی هنرمندان و نوازندگان گروه شهنار ، همه مورد توجه قرار گرفته شدنشان مدیون نام و اعتبار استاد شجریان است .

اما سوالی که اینجا از استاد شجریان مطرح است این است که استاد عزیز ! درست است که سالن وزارت کشور هرگز سالن موسیقی نبوده و از نظر صدا برداری مشکلات فاجعه آمیزی دارد اما استاد شجریان! آیا فراموش کرده اید که کنسرت با شکوه " همنوا با بم " هم در همین سالن و با همین امکانات برگرار گردید ؟ آیا فراموش کردید که " ساز خاموش " و " سرود مهر " نوایشان را در همین سالن سر دادند ؟! پس چه شد که هنوز که هنوز است ، هنگامی که حتی فیلم " همنوا با بم " را مشاهده می کنیم ، از آن شکوه موسیقی لرزه بر انداممان می افتد و امروز با شنیدن حتی اجرای زنده کنسرت تازه باید افسوس نصیبمان شود !

به عنوان کسی که در این سالها در تمامی کنسرت های شما در ایران و در هر کنسرت بیشتر از چند شب حضور داشته ام ، مشکل را تنها در مشکلات سالن و صدا برداری نمی دانم ! مشکل را در آنجا می دانم که در " همنوا با بم " و "ساز خاموش " ، کسانی همانند استاد حسین علیزاده و کیهان کلهر و همایون عزیز در کنار شما بودند و در کنسرت اخیر مخاطبان شاهد دوره کار آموزی به روایت شما استادان آینده موسیقی ایران بودند!

هنوز برای من و بسیاری از علاقمندان این سوال باقی است که استاد شجریانی که تا قبل از کنسرت همنوا با بم بیش از 9 سال بود که به دلیل همین مشکلات در ایران بر روی صحنه نرفته بود ، چه اتفاقی افتاده است که با وجود همان مشکلات ، هر سال باید کنسرتی برگزار کند ؟! آیا می توان دلیلی غیر از استفاده از محبوبیت بالای استاد شجریان توسط نزدیکان ایشان برای این کنسرت ها متصور بود ؟ آیا استاد عزیز ، در حالی که شما تا چهار شب قبل از کنسرت امسال در تور آمریکا به همراه گروه آوا بودید ، چگونه می توان تصوری غیر از ماجرای اقتصادی از کنسرت اخیر داشت ؟!

افسوس برای من و همه علاقمندان آن هنگام بیشتر می شود که استاد شجریانی که همواره معروف به وسواس به خرج دادن در تمامی کارهای هنری خود بوده است ، چگونه مشکلات کنسرتی با این کیفیت را تنها در صدا و سالن می داند ؟!

اکنون بیش از هر زمان دیگری این نکته هویدا شده است که چرا استاد حسین علیزاده نیمای موسیقی ایران است و چرا استاد مشکاتیان ، استاد مشکاتیان است و چرا سرپرستی گروه و گروه نوازی تنها در اندازه اوست ؟! شاید بد نباشد که همگی بار دیگر فیلم کنسرت هم نوا با بم را در همین سالن نا مطلوب وزارت کشور مشاهده کنیم تا مشخص گردد که فاصله " فریاد " و" بی تو به سر نمی شود " تا " رندان مست " و " باد صبا " نه در سالن وزارت کشور که در جای دیگری است !

یا شاید بهتر باشد که تنها برای مقایسه آن فضا با امروز ، مرغ سحر آن کنسرت را با مرغ سحر این شبها مقایسه کرد ! تنظیمی عجیب از مرغ سحر در حالی که استاد شجریان تمام گام های بالای مرغ سحر را با صدای بم روایت کرد ، سبب شد که همگان حس کنند که مرغ سحر موسیقی ایران حال و روز خوشی ندارد !

گروه شهناز تنها در گروه نوازی ها در یکی دو قطعه شکل و شمایلی از یک گروه موسیقی ایرانی داشت ! ترکیب گروه شهناز و سرپرستی و سازبندی مجید درخشانی ، همانطور که پیشتر گفته شد به خوبی نشان داد که چرا در گروه نوازی تنها استاد مشکاتیان یک یگانه در موسیقی ایرانی است ! کیفیت نوازندگی گروه جوان شهناز ، تکنوازی ها در ساز و آوازهای کنسرت و ساز بندی گروه و حتی انتخاب اشعار در ساز و آواز ها ، هیچ کدام رنگی از استاد شجریان نداشت و شاید برای اولین بار در تمامی این سالها شاهد این نکته بودم که در آنتراکت کنسرت کم نبودند کسانی که عطای بخش دوم کنسرت را به لقایش بخشیدند و کنسرت را ترک گفتند !

همه اینها تنها افسوس را به همراه دارد ! امیدوارم استاد شجریان و نزدیکان استاد ، جایگاه ایشان را به برگزاری چند شب کنسرت با هر کیفیتی تنها برای اطمینان از استقبال علاقمندان معاوضه نکنند که این رفتار ها تنها در نهایت سبب خدشه وارد شدن به کلیت موسیقی ایرانی و جایگاه استاد است !

در همین زمینه :

گزارش نشست محمدرضا شجريان با خبرنگاران - ایسنا

شجريان: درآمدي از كنسرت من به «آرامگاه شمس» اختصاص نمي‌يابد - قارس

ساخته های شجریان با اجرای گروه شهناز - مهر

دعوت گزینشی و سعه صدر استاد شجریان - مهر

June 7, 2008

باز می گردم ، همیشه باز می گردم ... !

نادر ابراهیمی شاعر و نویسنده و فیلم ساز ایرانی و خالق مجموعه های ارزشمندی همانند " آتش بدون دود " و " بار دیگر ، شهری که دوست می داشتم " ظهر پنجشنبه شانزدهم خرداد در سن 73 سالگی از دنیا رفت . یادش گرامی باد !

ebrahimi2.JPG


باز می گردم . همیشه باز می گردم.

مرا تصدیق کنی یا انکار ،
مرا سر آغازی بپنداری یا پایان ،
من در پایان پایان ها فرو نمی روم .

مرا بشنوی یا نه ، مرا جستجو کنی یا نکنی ،
من مرد خداحافظی همیشگی نیستم .

باز می گردم . همیشه باز می گردم .

هلیا ! خشم زمان من بر من مرا منهدم نمی کند.
من روح دائم یک دوست داشتن هستم ...


نادر ابراهیمی


در همین زمینه :

پيوستن به يك عاشقانه‌ي آرام - نگاهي به زندگي نادر ابراهيمي - ایسنا

نادر ابراهیمی، نویسنده ایرانی، درگذشت - بی بی سی

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007