« April 2008 | صفحه اصلي | June 2008 »

May 26, 2008

نرود میخ آهنی بر سنگ ... !

مارکس معتقد است تاریخ دوبار تکرار می شود : بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی !

این ماجرای فروش اینترنتی بلیط کنسرت استاد شجریان هم اینبار به شکل کمدی آن تکرار شده است . حقیقتا این اعتماد به نفس مسوولان برگزاری کنسرت استاد شجریان برای من قابل تقدیر است که با آن افتضاح پارسال و سرگردانی چند روزی علاقمندان به موسیقی ایرانی ! ( اصطلاح برگزارکنندگان کنسرت در پیام های قرار داده شده در سایت ) ، بار دیگر امسال هم اعلام کردند که بلیط ها بصورت اینترنتی به فروش می رسد و باز هم همان آش و همان کاسه ... !!

من تصور می کنم که در تکرار کمدی فروش اینترنتی بلیط کنسرت ، کسی که حتی یک وبلاگ کم بیننده نیز داشته باشد برایش قابل بررسی باشد که با توجه به ترافیک وارد شده در یک ساعت خاص به سرورها ، این سرور ها در اصطلاح فنی Crash خواهند کرد اما دوستان برنامه ریز ما گویا دوباره در همان چاه پارسال گرفتار شدند .

با آنکه می دانم شخص استاد شجریان خود در زمینه ی این بی نظمی ها کاملا بی تقصیر بوده و ایشان در حال حاضر در ایران نیز نمی باشند ، اما متاسفانه این سرگردانی ها به نام ایشان نوشته خواهد شد .

تا این لحظه که سه ساعت از زمان اعلام شده برای فروش بلیط ها می گذرد ( ساعت 12 روز دوشنبه 6 خرداد اعلام شده بود ) ، اما کماکان سایت Shajarianconcert.com در شرایط Down می باشند و اگر ثبت نامی هم بعد از چند ساعت بطور اتفاقی در سایت انجام گرفته باشد ، در مرحله ورود به سایت بانک ها ، مشکلات آغاز می گردد و علاقمندان به موسیقی ایرانی نیز همچنان سرگردان هستند .

بعضی دوستان Petition ی در همین باره به نام " اعتراض به ناتوانی شرکت دل آواز در ارائه بلیط کنسرت استاد شجریان برای دومین سال پیاپی و سرگردانی علاقمندان " ایجاد کرده اند که برای همراهی با این اعتراض مدنی می توانید این Petition را امضاء کنید .


در همین زمینه :

فروش اینترنتی به شیوه ایرانی !!

آقای شجریان ! لطفا منتظر بمانید .... ( ادامه افتضاحی به نام فروش اینترنتی )

May 24, 2008

" آن و آن ... " موسیقی ای انتزاعی با بداهه نوازی سه تار و تمبک

alizadeh-hadadi2.JPG

ابتدا درباره یاداشت قبل باید بگویم که بعضی دوستان دچاره کج فهمی شده اند که در اینباره در آینده بیشتر خواهم گفت اما سخن آنجاست که جوانگرایی نیز آدابی دارد و در جوانگرایی هم نباید دچاره افراط و تفریط شد ....

و اما اگر در این روزها به دنبال نوای موسیقی ای هستید که ساعتی ذهن خود را با آن همراه کنید و مست زخمه های سحر انگیز این موسیقی شوید ، آخرین اثر تازه منتشر شده ی استاد حسین علیزاده را از دست ندهید ....

آن و آن ... اثری است از دو اجرای مستقل از بداهه نوازی های سه تار استاد حسین علیزاده با همراهی تمبک پژمان حدادی که در تور سال گذشته استاد علیزاده در آمریکای شمالی اجرا شده است .

اجرای اول در آواز دشتی و اجرای دیگر در آواز بیان اصفهان است .

حسین علیزاده خود درباره " آن و آن ... " می گوید :

یک لحظه ...
یک زخمه ،
یک روزن .
می شکفد خورشید در دل

آن لحظه ...
آن روزن ،
آن زخمه .
می کشاند ، می رباید ، می رهاند تا ابد

آن و
آن ....

حقیقتا نوای سحر انگیز سه تار حسین علیزاده که هر زخمه اش خود رویایی است به همراه تکنیک و خلاقیت خاص پژمان حدادی در نواختن تمبک سبب شده است که آن و آن ... اثری ماندگار در بداهه نوازی سه تار باشد .

041.jpg

پیشنهاد می کنم که گوشه ای از " آن و آن ... " را با کیفیت بالا از اینجا و با کیفیت پایین تر از اینجا دانلود کنید و گوش دهید ...

May 23, 2008

افسوس از استاد شجریان و گروه شهناز ... !

سال موسیقایی امسال درست یک هفته ی قبل و با کنسرت استاد محمد رضا لطفی به همراه گروه شیدا آغاز شد . شاید اگر درگیر عمل لایزیک چشمم هم نبودم ، تلاش می کردم که اجرای گروه شیدا را از دست بدهم که آنقدر پس از سالهای سال انتظار کنسرت بداهه نوازی قافله سالار موسیقی ایران در سال گذشته توی ذوقم خورده بود که در این یک سال همه تلاش خود را کرده ام که لطفی ای در ذهنم نقش ببندد که خالق سپیده و به یاد عارف و راست پنجگاه باشد و نه استاد این روزها ...

سال گذشته در اینجا اشاره ای به آن کنسرت داشتم و امسال که شب قبل از کنسرت دیدم که محمد رضا لطفی برای معرفی بیشتر کنسرتش در سیمای جمهوری اسلامی که هنوز نمایش ساز موسیقی ایرانی را حرام اندر حرام می داند ، حضور پیدا می کند و از کنسرت و برنامه های خود می گوید و هنگامی که استاد موسیقی ایرانی به بزرگترین دشمن و معضل موسیقی ما مشروعیت می دهد ، بر تصمیم خود مبنی بر نرفتن به کنسرت مصمم تر شدم ! گویا در روزگار ما بلیط فروشی و استقبال از برنامه ها از هر آرمانی مقدس تر شده است ....

افسوس خود را باید هزاران برابر بیشتر برای آنچه که طی روزهای اخیر از کنسرت استاد آواز ایران محمد رضا شجریان شنیده ام باید ابراز کنم . اصولا برای من و هم نسلانم که شجریان برایشان نه یک خوانند موسیقی سنتی بلکه درگاه ورود آنها به دنیای هنر و ادبیات کلاسیک ایران بوده است ، سخن گفتن از شجریان کار دشواری است ، اما باید افسوس خود را از اجرای پیش روی استاد شجریان ابراز کنم .

شجریان در موسیقی ایران چنان نام بزرگی است که اگر حتی به تنهایی بر روی صحنه بزرگترین سالن اجرای موسیقی کشور حاضر شود ، تمام بلیط های اجراها در شبهای متمادی در همان ساعات اولیه فروش می رود اما آیا این استقبال را باید با هر کیفیتی از اجرا پاسخ گفت ... ؟

متاسفانه نگاهی به گروه تازه شکل گرفته ی شهناز و نوازندگان این گروه که در اجرای پیش روی در کنار شجریان به روی صحنه می روند ، بیانگر آن است نوازندگانی در کنار استاد به روی صحنه می روند که کمترین سنخیتی با جایگاه شجریان دارند . گروه شهناز که حتی همایون شجریان را هم به دلیل همراهی اش با گروه دستان در کنسرت های اروپای این گروه ، در آن حضور ندارد ترکیبی عجیب از نوازندگانی جوان و کم سابقه است که علاقمندان موسیقی سنتی در توانایی و کیفیت برخی از نوازندگان این گروه کاملا به دیده شک می نگرند ....

اعضاي گروه شهناز «سينا جهان آبادي» نوازنده کمانچه، «شاهو عندليبي» ني، «حامد افشاري» قيچک باس، «مهرداد ناصحي» قيچک آلتو، «کاوه معتمديان» کمانچه، «رادمان توکلي» تار، «رامين صفايي» سنتور، «حميد قنبري» تنبک، «حسين رضايي‌نيا» دف، «محمدرضا ابراهيمي» عود، «مژگان شجريان» سه تار و «عميدي» بم تار و رباب هستند. و به این ترتیب «همايون شجريان» به عنوان نوازنده تنبک و هم‌خوان در اين کنسرت حضور نخواهد داشت. شاید غیر از محمد رضا ابراهیمی عزیز و سینا جهان آبادی و برخی دیگر از دوستان که هنرمندان و نوازندگان توانایی هستند ، باقی نوازندگان حقیقتا در سطح اجرایی از محمد رضا شجریان نیستند . گروه شهناز که دست پروده مجید درخشانی است را با گروه هایی که شجریان شاهکار های هنری اش را با آنها خلق کرده است مقایسه کنید تا پی به تفاوت ها ببرید .

در تاریخ نگاری موسیقی استاد شجریان دوره های همراهی با بزرگانی موسیقی ایران همانند دوره همراهی با محمد رضا لطفی و خلق آثاری چون سپیده ، راست پنجگاه و ... دوره همراهی با استاد مشکاتیان و خلق دستان ، نوا ، آستان جانان و ... دوره همراهی با داریوش پبرنیاکان و خلق سرو چمان ، یاد ایام و ... و دوره همراهی با استاد علیزاده و خلق فریاد و زمستان است و ... را که بررسی کنید ، خواهید بود که اوج هنر شجریان همواره در کنار هنر آهنگسازی و نوازندگی بزرگان موسیقی ایران بوده است ...

اما افسوس و صد افسوس آن جاست که استاد شجریان با توجه به آنکه می دانند که اجراهایی که در اروپا و آمریکای شمالی به روی صحنه می رود نمی تواند با هر کیفیتی ارائه شود ، اجراهای این روزهایشان در آمریکا را به همراه بزرگانی چون ، حسین بهروزی نیا ، سعید فرجپوری ، مجید درخشانی ، همایون شجریان و ... به روی صحنه می برند و اجرای تهران را به همراه گروه نا آشنایی همانند گروه شهناز ... !

آیا حق علاقمند موسیقی ایرانی در ایران است که در تمامی این سالها در اکثر اجراهای استادان موسیقی سنتی ایران ، بی کیفیت ترین اجراها در ایران شکل بگیرد . اجراهایی که با توجه به عطش علاقمندان موسیقی داخلی ، با هر کیفیتی که باشد همواره با استقبال مواجهه می شود .

در این باره بیشتر خواهم نوشت ....

در همین زمینه :

شجريان بدون همایون کنسرت می‌دهد - فرهنگ و آهنگ

كنسرت شجريان تا يك ماه آينده در آمريكا ادامه دارد - همشهری

عکس هایی از کنسرتهای اخیر استاد شجریان در آمریکا :

full.jpg

full%2C2.jpg

full.4.jpg

full.3.jpg

full.5.jpg

May 15, 2008

عمل جراحی چشم ... !

امروز برای انجام یک جراحی محدود چشم باید به یکی از مراکز چشم پزشکی تهران بروم !

از این رو بنا بر توصیه پزشکان باید حداکثر بین یک هفته تا ده روز از خیلی چیزها از جمله کامپیوتر ، اینترنت و ... دوری کنم ! شاید برای من که زندگی آنلاینی را تجربه می کنم ، دوری اینچنین از اینترنت سخت باشد . اما خودم هم ترجیح می دهم که مدتی از فضای مجازی فاصله بگیرم .

به هر روی وبلاگ " راز نو " حداقل تا یک هفته آینده به روز نخواهد شد .

May 10, 2008

پیشکسوت چهره پردازی ایران در گذشت

استاد فرهنگ معیری پیشکسوت چهره پردازی ایران ساعت 11:30 امروز شنبه 21 اردیبهشت در حالی که مدت‌ها از بیماری ريه وعوارض كبدي رنج مي‌برد ، بر اثر ایست قلبی در سن 65 سالگی در منزل خود در تهران دار فانی را وداع گفت.

بر طبق وصيت‌اش، آن مرحوم در روستاي «واريان» در جاده چالوس اطراف سد كرج به خاك سپرده خواهد شد.

ابوالفضل معیری با نام اصلی فرهنگ معیری سال 1322 در شهر مرند متولد شد و عضو گروه چهره‌پردازدان سینما و مدیر آموزشگاه چهره‌پردازی آینه در آینه بود. معیری اخیراً تمام فعالیت خود را به تدریس در این آموزشگاه معطوف کرده بود.

او فعالیت سینمایی خود را با فیلم "خاتون" احمد شیرازی به عنوان چهره‌پرداز در سال 1345 آغاز کرد و در حدود 30 فیلم از جمله گناه من ، صبحانه‌ای برای دو نفر ، سگ‌کشی ، اشک سرما ، رخساره ، روانی ، لژیون ، آقای بخشدار ، افعی ، دوران سربی ، مادیان ، مسافران ، باشو غریبه کوچک ، شاید وقتی دیگر ، سرباز ، کلاغ و ... طراح گریم و گریمور بود.

فرهنگ معیری برای فیلم "سگ‌کشی" در نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر و پنجمین دوره جشن خانه سینما نامزد جایزه بهترین چهره‌پردازی شد. همچنین برای فیلم "اشک سرما" هم در هشتمین جشن خانه سینما نامزد بهترین چهره‌پردازی بود.

در گذشت استاد معیری را به دوست عزیزم " حنیف مرزوعی " که داماد آن مرحوم می باشد و همچنین به فرنوش عزیز دختر آن مرحوم صمیمانه تسلیت گفته و از خداوند برایشان صبر آرزو دارم .

در همین زمینه :

فردا از خانه‌ي سينما ،
هنرمندان پيكر «فرهنگ معيري» را به روستاي «واريان» بدرقه مي‌كنند - ایسنا

چهره‌پرداز پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران درگذشت - مهر

May 8, 2008

تولدی برای من ... !

تقویم می گوید امروز نوزدهم اردیبهشت است و دقیقا بیست و هشت سال قبل در ساعت 9 صبح روز نوزدهم اردیبهشت ماه سال 59 در بیمارستان آپادانای تهران به دنیا آمدم . همین ... !


برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را
در ظلماتمان ببیند

گوشی که صداها و شناسه ها را
در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویش
روحی که اینهمه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیز ها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم ... !


مارگوت بیکل
ترجمه:احمد شاملو

May 6, 2008

حیلت رها کن عاشقا ، دیوانه شو ، دیوانه شو ... !

برای کسی که شیفته ی موسیقی سنتی باشد ، شاید زندگی در تهران که به نوعی خاستگاه این موسیقی است بتواند بهترین شرایط را برای استفاده از آثار بزرگان این موسیقی فراهم آورد اما زندگی در کشوری که موسیقی و هنر در آن همواره جرم محسوب شده است ، سبب شده است که علاقمندان به موسیقی در اسن سالها چه مرارت ها که برای دیدن و شنیدن آثار بزرگان این موسیقی کشیده اند .

شاید اگر در دل اروپا بخواهید آثار تصویری از بزرگان موسیقی کلاسیک را مشاهده کنید این آثار را می توانید به راحتی با بالاترین کیفیت ضبط و تکثیر از فروشگاه های خاص موسیقی تهیه کنید ، اما من سالهایی را به خاطر می آورم که برای تهیه فیلمی از کنسرت های بزرگان موسیقی ایران همانند شجریان و علیزاده و لطفی و ... پاساژ ها و کتابفروشی ها و زیر زمین های خیابان انقلاب را با مرارت تمام می گشتیم تا شاید اثری با پایین ترین کیفیت ممکن بتوانیم تهیه کنیم و ماه ها با آن فیلم ها زندگی کنیم !

به جرات می توانم بگویم که آثار تصویری که از موسیقی ایران بصورت رسمی منتشر شده است از انگشتان دو دست فرا تر نرفته است و در تمامی این سالها ، فیلم هایی که با دوربین های دستی و بصورت قاچاقی و با پایین ترین کیفیت ممکن فیلمبرداری شده است تمام دلخوشی ما در دیدن این آثار بوده است . و به نوعی در سالهای اخیر با دسترسی به اینترنت و سایت های اشتراک گذاری فیلم ها همانند یوتیوب و ... به نوعی دسترسی به این فیلم های راحتر شده است .

ویدئوی زیر ، قطعه ای است از سری کنسرت های استاد شجریان ، استاد علیزاده ، کیهان کلهر و همایون شجریان که در این قطعه تصنیف " پروانه شو ، پروانه شو " از ساخته های حسین علیزاده که بعدها توسط گروه هم آوایان اجرا و در آلبوم به تماشای آبهای سپید منتشر شد ، توسط استاد شجریان و همایون شجریان اجرا شده است . پیشاپیش از پایین بودن کیفیت تصاویر که به دلایل ذکر شده است ، عذرخواهی می کنم .

May 5, 2008

آیا مردم ایران مردمی با فرهنگ ‌اند ... ؟! ( فاجعه‌ سرانه‌ مطالعه در کشور با فرهنگ ایران )

این روزها که نمایشگاه بین المللی کتاب تهران درحال برگزاری است و رسانه های رسمی دولتی از حضور میلیونی مردم با فرهنگ ایران در این نمایشگاه سخن می گویند ، بهتر است دوباره به این بیاندیشم که آیا مردم ایران مردم با فرهنگی هستند ؟

اصولا فرهنگ در همه جای دنیا شاخصه ها و پارامتر های اندازه گیری مشخصی دارد و شاید یکی از مهمترین پارامترهای بررسی میزان فرهنگ در جوامع ، مقایسه آماری شاخص مطالعه و تیراژ کتاب در این کشورها است .

با قاطعیت می توان گفت که ایرانی ها کتاب نمی خوانند ! براساس اعلام رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران، هر شهروند ایرانی در شبانه‌روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای همانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است ، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد فاجعه است !

29049BE3F5C34921A9C0780945B727F4.jpg

آری ! مردم با فرهنگ ایران کتاب نمی خوانند ! در مقایسه با کتابخانه ها ، ورزشگاه ها، آرایشگاه ها، گیم نت ها، مناطق گردشی و ... شلوغ و پرترافیک هستند. مردان سرزمین با فرهنگ ایران زمین، قلیان را بر کتاب ترجیح می دهند و فاجعه آمیز تر از سرانه مطالعه در ایران ، سرانه تیراژ کتاب در ایران است ! سرانه تیراژ کتاب در ایران نزدیک به 2000 کتاب برای هر عنوان است که این آمار در کشوری همانند مصر 70 هزار کتاب برای هر عنوان است !

اما برای من آنچه که جالبتر به نظر می رسد آن است که اصولا چرا حضور یک میلیون نفر در نمایشگاه کتاب تهران ، شاخصه فرهنگ در جامعه ایران به شمار می رود . تصور می کنم که حرکت های توده وار و میزان بازدید از یک نمایشگاه هیچگونه ارزش آماری ندارد . اما متاسفانه همانطور که حضور میلیونی در راهپیمایی ها را مسوولان حکومتی ایران نشانه رفراندوم و تایید سیاست های جاری تعبییر می کنند ، حضور پر شور در نمایشگاه و ترافیک های اطراف محل برگزاری نمایشگاه را هم نشانه با فرهنگی مردم ایران می دانند !

اما اگر بخواهیم بی پرده سخن بگوییم ما ایرانی ها چندان مردمان با فرهنگی نیستیم چون در شبانه روز فقط 2 دقیقه زمان برای مطالعه صرف می کنیم . اگر ملاک با فرهنگی مردم ایران همین ابنیه ها و آثار تاریخی باقی مانده از گذشته است که باید گفت ما ایرانی ها مردمان با تاریخی هستیم و نه با فرهنگ !

اصولا ملتی که کتاب نمی خواند در مرداب نا آگاهی و بی فرهنگی فرو می رود و در گذشته خود درجا می زنند. بحران توسعه در ایران رابطه مستقیم با کتابخوانی ایرانیان دارد . چگونه می تواند جامعه ای پیشرفت کند در حالی که مردمان آن زحمت اندیشیدن و مطالعه را به خود نمی دهند؟ متاسفانه واقعیت این است که مغز ایرانی ها سالهاست که زنگ زده است !

اما دلیل این عدم مطالعه چیست ؟ شاید به نوعی می توان گفت که ما ایرانی ها دارای فرهنگ شفاهی هستیم ، اما متاسفانه تعبیر دیگر داشتن فرهنگ شفاهی آن است که ما ایرانی ها فقط حرف می زنیم ! در تمامی این سالها هرگاه که صحبت از توسعه پایدار و لزوم توجه بیشتر به توسعه فرهنگی و اجتماعی به عنوان زیر بنای توسعه سیاسی شده است ، همه این شعارها تنها در حد حرف باقی مانده است .

May 2, 2008

موسیقی جهانی برای قرن بیست و یکم

اگر بخواهیم بدانیم که اعظم علی خواننده ایرانی الاصل و رامین ترکیان چگونه با موسیقی رابطه برقرار کرده اند، باید به نام گروه موسیقی آنها توجه کنیم . گروه موسیقی نیاز ، بیانگر نیاز آنها به موسیقی است که فراتر از تمام مرزهای فرهنگی و جغرافیایی است . سبک موسیقی ای که آن را " جهانی دیگر " نیز نام داده اند .

ابتدا توصیه می کنم که بر روی play در لینکهای زیر کلیک کنید و این ویدئوها از " گروه نیاز " را مشاهده کنید :




اعظم علی خواننده موسیقی پایانی فیلم ماتریکس و خواننده ترانه های متن فیلم سیصد در ایران متولد شده است و از سن چهار سالگی در هندوستان رشد و تحصیل نموده، فرهنگ و موسیقی غنی این شبه قاره را در مدت این دوران به خوبی جذب کرده است.

اعظم در سال 1985 به لوس آنجلس رفت و به زودی زیر نظر استاد منوچهر صادقی، به نواختن سنتور پرداخت. این فعالیتها در راه آموختن موسیقی، به کشف صدای آوازیش منجر شد و او در خواندن، به آزادی و خلاقیتی دست یافت که راه ارتباطی او و نابترین شیوه بیان درونیاتش، شد.

او به یادگیری صحیح چندین سبک و سنت خوانندگی - از جمله موسیقی کلاسیک غربی، اروپای شرقی و هندی - پرداخت زیرا منتهای آرزوی او نمایش کامل قابلیتهای صدای انسان بود و او میخواست تا جایی که امکان دارد، انواع سبکها را بیاموزد. در نهایت وی توانست شیوه ای برای نوشتن ترانه های خود بیابد که تحت تاثیر آوازهای هندی، خاور میانه، بلغاری و اروپای غربی و بیش از هر چیز ترانه های فولکلور فارسی و غزلهای هندی بود.

در ابتدا او موسیقی را برای اشعار سروده خودش میسازد و سپس با رعایت کامل قواعد آوازی، میخواند و برای دست یابی به زبانی جهانی، تا جایی که ممکن است از صدای خود مانند یک ساز استفاده میکند و به کمک آن تمام مرزهای بشری را پشت سر میگذارد.

اعظم علی در مصاحبه ای با بی بی سی درباره حضورش در موسیقی فیلم سیصد با بیان اینکه در مراحل انجام کار هرگز فیلم را به طور کامل ندیده بوده است تاکید کرده بود که تصور می کرده در موسیقی فیلمی فانتزی آواز می خواند و به همه ایرانی ها توصیه کرده بود که سیصد را جدی نگیرند !

اعظم علی در سال 2005 به اتفاق رامین ترکیان نوازنده و از بنیان گذاران گروه Axiom of Choice ، گروهی تشکیل دادند تا با ساختن موسیقیی که خودشان آنرا "موسیقی جهانی برای قرن بیست و یکم" نام نهاده اند، به هدف خود که شکستن مرزهای زبانی و فرهنگی است، دست یابند.

این گروه که همانطور که گفته شد "نیاز" نام دارد موفق شد در اولین آلبوم خود به همین نام، با موسیقی منحصر به فرد خود، به بهترین شکلی ترکیبی از موسیقی سنتی جهان و موسیقی الکترونیک را به وجود بیاورند.

ترکیان در جایی گفته است : "ما میخواستیم موسیقیی را به وجود آوریم که هم برای جوامعی که موسیقیشان الهام بخش این آلبوم بوده است- فارسی، ترکی و هندی- قابل درک باشد و هم برای مخاطبین دیگر."

" ما امیدواریم که این موسیقی از مرزها عبور کند. موسیقی سنتی ما با سازهای آکوستیک است که محصول آن یک موسیقی خودمانی و با حسی درونگرایانه است. ما برای این آلبوم به دنبال چیزی برون گرایانه تر بودیم و باید مسیر تازه ای را امتحان میکردیم."

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007