سال موسیقایی امسال درست یک هفته ی قبل و با کنسرت استاد محمد رضا لطفی به همراه گروه شیدا آغاز شد . شاید اگر درگیر عمل لایزیک چشمم هم نبودم ، تلاش می کردم که اجرای گروه شیدا را از دست بدهم که آنقدر پس از سالهای سال انتظار کنسرت بداهه نوازی قافله سالار موسیقی ایران در سال گذشته توی ذوقم خورده بود که در این یک سال همه تلاش خود را کرده ام که لطفی ای در ذهنم نقش ببندد که خالق سپیده و به یاد عارف و راست پنجگاه باشد و نه استاد این روزها ...
سال گذشته در اینجا اشاره ای به آن کنسرت داشتم و امسال که شب قبل از کنسرت دیدم که محمد رضا لطفی برای معرفی بیشتر کنسرتش در سیمای جمهوری اسلامی که هنوز نمایش ساز موسیقی ایرانی را حرام اندر حرام می داند ، حضور پیدا می کند و از کنسرت و برنامه های خود می گوید و هنگامی که استاد موسیقی ایرانی به بزرگترین دشمن و معضل موسیقی ما مشروعیت می دهد ، بر تصمیم خود مبنی بر نرفتن به کنسرت مصمم تر شدم ! گویا در روزگار ما بلیط فروشی و استقبال از برنامه ها از هر آرمانی مقدس تر شده است ....
افسوس خود را باید هزاران برابر بیشتر برای آنچه که طی روزهای اخیر از کنسرت استاد آواز ایران محمد رضا شجریان شنیده ام باید ابراز کنم . اصولا برای من و هم نسلانم که شجریان برایشان نه یک خوانند موسیقی سنتی بلکه درگاه ورود آنها به دنیای هنر و ادبیات کلاسیک ایران بوده است ، سخن گفتن از شجریان کار دشواری است ، اما باید افسوس خود را از اجرای پیش روی استاد شجریان ابراز کنم .
شجریان در موسیقی ایران چنان نام بزرگی است که اگر حتی به تنهایی بر روی صحنه بزرگترین سالن اجرای موسیقی کشور حاضر شود ، تمام بلیط های اجراها در شبهای متمادی در همان ساعات اولیه فروش می رود اما آیا این استقبال را باید با هر کیفیتی از اجرا پاسخ گفت ... ؟
متاسفانه نگاهی به گروه تازه شکل گرفته ی شهناز و نوازندگان این گروه که در اجرای پیش روی در کنار شجریان به روی صحنه می روند ، بیانگر آن است نوازندگانی در کنار استاد به روی صحنه می روند که کمترین سنخیتی با جایگاه شجریان دارند . گروه شهناز که حتی همایون شجریان را هم به دلیل همراهی اش با گروه دستان در کنسرت های اروپای این گروه ، در آن حضور ندارد ترکیبی عجیب از نوازندگانی جوان و کم سابقه است که علاقمندان موسیقی سنتی در توانایی و کیفیت برخی از نوازندگان این گروه کاملا به دیده شک می نگرند ....
اعضاي گروه شهناز «سينا جهان آبادي» نوازنده کمانچه، «شاهو عندليبي» ني، «حامد افشاري» قيچک باس، «مهرداد ناصحي» قيچک آلتو، «کاوه معتمديان» کمانچه، «رادمان توکلي» تار، «رامين صفايي» سنتور، «حميد قنبري» تنبک، «حسين رضايينيا» دف، «محمدرضا ابراهيمي» عود، «مژگان شجريان» سه تار و «عميدي» بم تار و رباب هستند. و به این ترتیب «همايون شجريان» به عنوان نوازنده تنبک و همخوان در اين کنسرت حضور نخواهد داشت. شاید غیر از محمد رضا ابراهیمی عزیز و سینا جهان آبادی و برخی دیگر از دوستان که هنرمندان و نوازندگان توانایی هستند ، باقی نوازندگان حقیقتا در سطح اجرایی از محمد رضا شجریان نیستند . گروه شهناز که دست پروده مجید درخشانی است را با گروه هایی که شجریان شاهکار های هنری اش را با آنها خلق کرده است مقایسه کنید تا پی به تفاوت ها ببرید .
در تاریخ نگاری موسیقی استاد شجریان دوره های همراهی با بزرگانی موسیقی ایران همانند دوره همراهی با محمد رضا لطفی و خلق آثاری چون سپیده ، راست پنجگاه و ... دوره همراهی با استاد مشکاتیان و خلق دستان ، نوا ، آستان جانان و ... دوره همراهی با داریوش پبرنیاکان و خلق سرو چمان ، یاد ایام و ... و دوره همراهی با استاد علیزاده و خلق فریاد و زمستان است و ... را که بررسی کنید ، خواهید بود که اوج هنر شجریان همواره در کنار هنر آهنگسازی و نوازندگی بزرگان موسیقی ایران بوده است ...
اما افسوس و صد افسوس آن جاست که استاد شجریان با توجه به آنکه می دانند که اجراهایی که در اروپا و آمریکای شمالی به روی صحنه می رود نمی تواند با هر کیفیتی ارائه شود ، اجراهای این روزهایشان در آمریکا را به همراه بزرگانی چون ، حسین بهروزی نیا ، سعید فرجپوری ، مجید درخشانی ، همایون شجریان و ... به روی صحنه می برند و اجرای تهران را به همراه گروه نا آشنایی همانند گروه شهناز ... !
آیا حق علاقمند موسیقی ایرانی در ایران است که در تمامی این سالها در اکثر اجراهای استادان موسیقی سنتی ایران ، بی کیفیت ترین اجراها در ایران شکل بگیرد . اجراهایی که با توجه به عطش علاقمندان موسیقی داخلی ، با هر کیفیتی که باشد همواره با استقبال مواجهه می شود .
در این باره بیشتر خواهم نوشت ....
در همین زمینه :
شجريان بدون همایون کنسرت میدهد - فرهنگ و آهنگ
كنسرت شجريان تا يك ماه آينده در آمريكا ادامه دارد - همشهری
عکس هایی از کنسرتهای اخیر استاد شجریان در آمریکا :