« March 2008 | صفحه اصلي | May 2008 »

April 27, 2008

توضیحاتی درباره معرفی وبلاگ " راز نو" در صدای آمریکا

دیروز از طریق بعضی نظراتی که در این وبلاگ قرار داده شده بود ، خبر دار شدم که گویا جمعه شب بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه ای به نام شباهنگ ، مطلبی را به نقل از من و وبلاگ راز نو روایت کرده و با نشان دادن یکی از مطالب راز نو در باره مشعل المپیک ، این وبلاگ را به بینندگان خود معرفی کرده است .

شاید معرفی من و وبلاگ و بیان دیدگاه ها اتفاقی معمول در حوزه رسانه باشد اما بر خود لازم می دانم بر این نکته تاکید کنم که معرفی من و نقل یاداشت های اینجانب در رسانه های گوناگون هرگز به معنی تایید تمامی دیدگاه های این رسانه ها از جانب بنده نیست ! همانطور که اگر روزی خبرگزاری فارس و یا روزنامه کیهان مطلبی را از بنده نقل کنند به معنی تایید دیدگاه های آنان نخواهد بود در این زمینه نیز مشخص است که این معرفی هرگز به معنی تایید دیدگاه های این تلویریون از جانب من نیست .

به طور مثال از خط سیر یاداشت های این وبلاگ کاملا مشخص است که با اینکه من ، در بعضی زمینه ها منتقد سیاست های حاکم در ایران هستم اما خط مشی سیاسی و اجتماعی این وبلاگ همواره اعتقاد به روشهایی رفرمیستی و اصلاح طلبانه در داخل ایران بوده است . از این رو با بعضی از سیاست های این شبکه تلویزیونی درباره دیدگاه ها و روشها ی سیاسی در حوزه مسائل ایران اختلاف نظر جدی داشته و هرگز دیدگاه های آنان را تایید نمی کنم .

April 26, 2008

پیش به سوی کن ؛ ماهواره سینمای ایران را به کن برد ... !

سینمای ایران امسال نیز برای چندمین سال پیاپی سهم ناچیزی در بخش های مختلف جشنواره بین المللی کن دارد .

CANNES08.jpg

شصت و یکمین دوره جشنواره کن از ۱۴ تا ۲۵ ماه می در جنوب فرانسه برپا می شود. جشنواره بین المللی کن بعد از جوایز آکادمی اسکار مهم ترین رویداد سینمایی جهان قلمداد می شود و به قولی با توجه به اینکه مراسم آکادمی اسکار شکل جشنواره ای ندارد و فیلمی در آن به نمایش در نمی آید ، کن مهمترین جشنواره سینمایی جهان است .

جشنواره کن امسال نیز به سان سالهای گذشته شاهد حضور جمع کثیری از ستارگان سینمای جهان خواهد بود ؛ فیلم "بچه اشتباهی" آخرین ساخته کلینت ایستوود ، فیلم "تیراندازی در پالرمو" ساخته ویم وندرس و "چه" شرح حال چهارساعته چه گوارا ساخته استیون سودربرگ و همچنین آخرین فیلم از مجموعه فیلم های "ایندیانا جونز" با کارگردانی " استیون اسپیلبرگ " و بازی هریسون فورد نیز در این جشنواره بین المللی فیلم به نمایش در خواهند آمد .

در بخش خارج از مسابقات، وودی آلن آخرین فیلم عشقی خود را با نام "ویکی کریستینا بارسلون" که پنه لوپه کروز و خاویر باردم، دو بازیگر مشهور اسپانیایی در آن نقش ایفا می کنند، اکران خواهد کرد و نسخه سينمايي رمان پرفروش " کوری " نوشته " ژوزه ساراماگو " به کارگردانی فيلم‌ساز برزيلي " فرناندو ميرلس " در افتتاحیه جشنواره به نمایش در خواهد آمد .

همچنین کوئینتین تارانتینو، کارگردان صاحب سبک سینمای جهان ، در حاشیه جشنواره امسال ، کلاس های تخصصی آموزشی برای علاقه مندان به رشته کارگردانی برگزار می کند و هدایت هیات داوران جشنواره امسال نیز با شون پن و ناتالی پورتمن و آلفونسو کوارون، کارگردانان یکی از فیلم های هری پاتر خواهد بود و تعیین برنده جایزه معتبر "نخل طلایی" جشنواره کن برعهده این افراد خواهد بود.

اما در حالی که گمان می رفت امسال پس از سال ها فیلمی از ایران به بخش اصلی جشنواره کن راه یابد، باز هم به روال سال های اخیر سینمای ایران در بخش اصلی نماینده ای ندارد. اما فیلم "ترانه تنهایی تهران" به کارگردانی سامان سالور، یکی از فیلم هایی که از جشنواره فیلم فجر کنار گذاشته شده بود، تنها به یکی از بخش جانبی جشنواره امسال بخش دو هفته با کارگردانان راه یافته است.

"ترانه تنهایی تهران" ماجرای دو نفر است که شغلشان نصب ماهواره در تهران است. ما در طول فیلم با جزئیات زندگیشان بیشتر آشنا می شویم و رفته رفته به تنهایی آنها پی می بریم. یکی از این نصاب ها، بهروز، قبلا به عنوان رزمنده ای بسیجی در جنگ حضور داشته و به عنوان بی سیمچی خدمت کرده است و نصاب دیگر پسر خاله اوست که علی رغم تحصیلات در زمینه مخابرات بیکار است.

حضور در کن اولین حضور بین المللی این فیلم است، اما کارگردان آن می گوید که دوست داشت فیلمش اول در تهران اکران می شد، آرزویی که امکان تحققش زیاد نیست.

جالب آنجاست که ماهواره در سال های اخیر به یکی از موضوعات جذاب برای فیلمسازی در ایران تبدیل شده است و به همان نسبت با واکنش مقام های رسمی ایران نیز روبه رو است. "دایره زنگی" پرفروش ترین فیلم این روزهای ایران نیز به موضوع ماهواره می پردازد که با سانسور بخش هایی از فیلم امکان نمایش پیدا کرد.

در این فیلم ها موضوع "ماهـواره" به عنوان عاملی برای بیان تضاد بین نمادهای دنیای مدرن همانند اینترنت و ماهواره با ارزش های اعتقادی و سنتی جامعه ایران مطرح می شود . این فیلم ها تلاش دارد این حقیقت پنهان جامعه ایران را که طبقات مختلف اجتماعی ایران از سنتی تا روشنفکری ، با آنکه به بخشی از المان های زندگی مدرن همانند آپاراتمان نشینی و ... خود گرفته اند اما هنوز با فرهنگ زندگی مدرن و مقتضیات و نمادهای دیگر آن در تضاد جدی بسر می برد را روایت می کنند .

و اینچنین است جشنواره ای که زمانی با حضور کارگردانان جهانی سینمای ایران همانند عباس کیارستمی و جعفر پناهی و خانواده مخملباف ها و ... ، نمایش فیلم های ایرانی در بخش های اصلی جشنواره به یک عادت تبدیل شده بود و این فیلم ها جوایز مهمی همانند نخل طلایی ، جایزه ویژه هیت داوران و ... را از آن خود می کردند ، امروز تنها حضور فیلمی در یکی از بخش های جنبی جشنواره ، تمام سهم سینمای ایران از کن 2008 است .

April 20, 2008

عذر خواهی ... !

" راز نو " یک هفته ای است که به دلیل پاره ای مشکلات و درگیریهای ذهنی و شخصی من به روز نشده است . از همه دوستانی که پی گیر چرایی به روز نشدن این روزانه ها شده اند عذر خواهی می کنم و از مهر فراوان بعضی مخاطبان راز نو که طی یکی دور روز اخیر از دور و نزدیک با ایمیل و تلفن و ... خواهان به روز رسانی این وبلاگ شده اند سپاسگزارم .

حتما طی چند روز آینده دوباره آغاز خواهم کرد و پیوسته تر و قوی تر از گذشته ادامه خواهم داد . تا بعد ... !

April 12, 2008

نام خلیج فارس سالهاست که تغییر کرده است ... !

این روز ها که موج دیگری در اعتراض به تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی راه افتاده است و دوستان زیادی برای جمع آوری امضاء برای Petition ای ، متن این اعتراض نامه را از طریق پیام کوتاه و ... برای دیگر دوستانشان برای جمع اوری حداقل یک میلیون امضاء در محکوم کردن اقدام شرکت گوگل در تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی می فرستند ، بهتر دیدم که نکاتی را درباره نام این خلیج بیان کنم .

با همه احترامی که برای عرق میهن پرسی دوستان و ارزش این حرکت های اعتراضی قائل هستم ، اما معتقدم که این حرکت ها همانند کف روی آب می ماند و اثرگذاری آن هم به اندازه عمر یک حباب است !!

شگفت زده نشوید ! در اینکه خلیج فارس همیشه خلیج فارس بوده است و در اینکه در این سالها عرب نشینان حاشیه خلیج فارس به ناحق این نام را جعل کرده اند و نام خلیج و یا خلیج عربی را بر آن نهاده اند شکی نیست . اما صحبت من درباره آن است که در رقابت بین کشور ها در مناسبات سیاسی و همچنین در تعیین جغرافیای سیاسی آنچه که تعیین کننده است قدرت است !

persian%20gulf-1.JPG

اگر روزگاری در قرن های گذشته ، نفوذ و قدرت امپراطوری پهناور ایران از کشورهای کوچک جنوبی خلیج فارس که در آن روزگار بیشتر بادیه نشین بودند بسیار بیشتر بود و به دلیل همین اعتبار و قدرت زیاد همسایه شمالی خلیج ( ایران ) ، نام این خلیج ، خلیج فارس نام گرفته بود ، امروز طبیعی است که به دلیل ضعف و انزوای فراوان همسایه شمالی خلیج فارس ( ایران ) و قدرت و نفوذ همسایه گان جنوبی ، این خلیج ، خلیج عربی نام گیرد .

با آنکه می دانم ایرانیان به شدت نسبت به ملت های عرب به دلیل رشد روزافزون آنها در سالهای اخیر و درجا زدن و عقب گرد ایرانیان در طی چند دهی اخیر موضع داشته و دارند اما بررسی شرایط و معیارهای توسعه ای همانند ،درآمد ناخالص ملی ، جذب سرمایه گذاری های خارجی ، نرخ تورم و بیکاری و .... همه و همه به خوبی نشان می دهد که در اوایل هزاره سوم این عربهای بادیه نشین دیروز ، امروز با درک پارامترهای زندگی در دنیای مدرن و استفاده صحیح از ثروتهای طبیعی و درک معیارهای تامل و رابطه با دیگر کشورها ، اثر گذاری شان در مناسبات سیاسی و اجتماعی جهانی در خیلی جهات از ایران بیشتر است .

اینچنین است که امروز به عنوان مثال ، بزرگترین استادیوم فوتبال در قلب انگستان زادگاه فوتبال به دلیل سرمایه گذاری عرب ها برای ساخت این استادیوم ، امارات نام دارد و خطوط هواپیمایی این کشورها چندین سال است که بالاترین امتیاز را در خطوط و شرکتهای ایرلاین بین المللی دارا هستند و این کشورها سالهاست در صنعت توریسم ، سومین صنعت درآمد زای اقتصاد امروز دنیا، بالاترین نرخ رشد را در سراسر دنیا دارند .

معتقد هستم کافی است که شرایط دو سواحل در دو سمت خیلج فارس را با یکدیگر مقایسه کنید تا خوبی به چنین نتیجه ای برسید که دلیل حمایت شرکتهای بین المللی همانند گوگل از این جعل خلیج فارس چیست ! با همه احترامی که برای این حرکت های اعتراضی قائل هستم و در همه آنها شرکت می کنم اما معتقدم که این حرکات راه به جایی نخواهد برد . برای اینکه خلیج فارس ، همیشه خلیج فارس بماند نگاهمان باید به دیگر سو باشد !

به نظر می رسد به جای آنکه جعل نام خلیج فارس را توسط شرکتی همانند گوگل محکوم کنیم ، تلاش کنیم که ایران را از این انزوا و ضعف خارج کنیم ! تا زمانی که این انزوای بین المللی ادامه دارد و تا هنگامی که تحریم ها ایران را به جزیره ی جدامانده از فرایند های و مناسبات بین المللی تبدیل کرده است ، خلیج فارس که هیچ ، من حتی پیش بینی می کنم که در آینده نزدیک نام تخت جمشید نیز به تخت عربی تغییر کند !

تا زمانی که شرایط سیاسی و بین المللی و اجتماعی ایران اینچنین است و تا وقتی که رشد کشورهای عربی و تاملاتشان با دنیای مدرن به شکل کنونی باشد ، این اعتراض ها تنها دلخوشی ای برای ما و رفع عذاب وجدان از شرایط امروز ایران است . باید تلاشمان را برای رفع تحقیر و انزوای ایران متمرکز کنیم که در غیر این صورت ، در چند سال آینده نام خلیج فارس را باید تنها در کتابهای تاریخ جستجو کرد .

در همین زمینه :

دکتر پیروز مجتهد زاده : سه نکته درباره ماجرای گوگل - در متن اعتراضی چند دروغ نهفته است - خبرگزاری مهر

April 10, 2008

مشعل المپیک حتی از پاکستان هم عبور می کند اما از ایران ... ؟!

دولت چین هنگامی که دو هفته قبل با فرستادن نیروهای مسلح خود به تبت و سرکوب گسترده اعتراض های مردمی در این ایالت جدایی طلب ، 21 نفر از مخالفان را در لهاسا – شهری که اعتراض ها از آنجا آغاز شده بود – کشت ، هرگز تصور نمی کرد که این سرکوب گسترده و تلاش برای بازداشت دالایی لاما رهبر جدایی طلبان تبت ، بازیهای المپیک و بویژه حرکت مشعل المپیک در سراسر دنیا را اینچنین تحت تاثیر قرار دهد .

چین که با برگزاری المپیک و با پیشرفت اقتصادی گسترده در سالهای اخیر پیش به سوی چین مدرن در حرکت بود ، این روزها به شدت به دلیل استبداد و سرکوب گسترده در این کشور ، زیر فشار افکار عمومی جهان قرار دارد . این اعتراض ها با موضع گیری رهبران دنیا آغاز شد و آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان و نیکولا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه شرکت در مراسم المپیک را به دلیل نقض حقوق بشر در چین تحریم کردند و این اعتراض ها و موضع گیری ها همچنان ادامه دارد .

pic133.JPG
روشن شدن مشعل المپیک در معبد هیرا در دامنه کوه المپ

اما اوج این اعتراض ها با روشن شدن مشعل المپیک در یونان و آغاز حرکت مشعل به دور دنیا آغاز شد . جایی که در همان مراسم روشن شدن مشعل در خرابه های معبد هيرا در دامنه کوه المپ ، معترضان به نقض حقوق بشر مراسم را با اخلال مواجهه کردند .

طی روزهای اخیر این اعتراض ها هنگامی که مشعل وارد شهرهای اروپایی شد به اوج خود رسید است تا جایی که دیروز در جریان حرکت مشعل المپیک در شهر لندن، اعتراضات مدافعان حقوق بشر به اوج خود رسید . مشعل توسط چند نفر حمل شد و در مهمترین حادثه، زمانی که کانی هاگ، یک مجری شناخته شده برنامه های کودکان در تلویزیون بریتانیا، مشعل را در دست داشت، معترضان تلاش کردند مشعل را از دست او بگیرند و در مقطعی دیگر هم از کپسول آتشنشانی برای خاموش کردن مشعل استفاده کردند .

pic233.JPG
مشعل المپیک

تصور می کنم این اعتراض های گسترده در سراسر دنیا در اعتراض به استبداد و نقض حقوق بشر در چین ، بیش از همه رفتاری به روح المپیک نزدیک است . مدافعان حقوق بشر به درستی مدعی هستند ، کشوری که خود مهمترین اصل منشور المپیک مبنی بر احترام به آزادی و دوستی بین انسانها را زیر پا می نهد نمی تواند میزبان مناسبی برای المپیک باشد .

اما جالب آنجا است که قرار است مشعل المپیک پس از آنکه از پنج قاره عبود کرد وارد چین شده و در چین قرار است از همه ایالت ها از جمله از ایالت تبت برای انتقال به قله اورست عبور کند . باید دید اعتراض هایی که در کشورهای دیگر به اوج خود رسیده است تا جایی که رئیس کمیته ملی المپیک از احتمال توقف حرکت مشعل خبر می دهد در داخل تبت و در زیر نگاه تیز بین جهانیان به شکلی خواهد بود .

pic34.JPG
آغاز حرکت مشعل المپیک از میدان تیان من پکن

pic35.JPG
مراسم میدان تیان من

اما نکته مهم دیگری که درباره مشعل المپیک وجود دارد آن است شما فکر می کنید که آیا واقعا کشوری به نام ایران در نقشه کنونی جهان وجود دارد ؟ با آنکه جغرافیا ی ایران قسمتی از خشکی های کره زمین را به خود اختصاص داده است ، اما رفتارهایی که با ایران می شود ، نشان می دهد که ما حقیقتا در سراسر دنیا طرد شده ایم و اصلا دیده نمی شویم . مشعل المپیک از پنج قاره جهان و از اکثر کشورها عبور می کند اما از ایران ... ؟!

می دانم و می دانید که دلیل این همه تحقیر و منزوی شدن چیست ؟ می دانم و می دانید که ایران و مردم ایران ، امروز هزینه سیاست ها و رفتارهای چه کسانی را پرداخت می کنند اما آنچه که ناراحت کننده است این نیست که چرا مشعل المپیک از لندن و پاریس و سانفرانسیکو عبور می کند ، اما از تهران عبور نمی کند ، بلکه درد آور آنجا است که مشعل المپیک حتی از پاکستان با آن همه آشوب و کشت و کشتار هم عبور می کند اما از جزیره ی ایران نه !

کاش روزی کشتی ای پیدا شود تا این جزیره ی منزوی را به دیگر جاهای دنیا متصل کند و ای کاش روزی فرصتی فراهم شود که فارغ از تحریم ها و سیاست هایی که تنها اثرش فشار و تحقیر بیشتر است ، بتوانیم ما هم در چنین جشن های جهانی ای مانند عبور مشعل المپیک با افتخار به تاریخ و آئین مان شرکت کنیم .

در همین زمینه :

مشعل از پاكستان هم عبور مي كند - خبرگزاری فارس

اخلال در حرکت مشعل المپیک در لندن - بی بی سی

یونان مشعل المپیک را رسما به چین تحویل داد - بی بی سی

آغاز سفر مشعل المپیک به چین ناآرام - دویچه وله

بحران تبت و تحریم بازی‌های المپیک - دویچه وله

April 9, 2008

ورزشکار بسیجی و قهرمان اخلاق ایران سرمربی تیم ملی را کتک زد !

جامعه ورزش ایران به عنوان برشی از جامعه ایران ، کم و بیش از مشکلات و نارسایی های آن رنج می برد . شاید یکی از مهمترین نارسایی های امروز جامعه ایران ، بحران اخلاق و خشونت فزاینده در سطح جامعه است و جامعه ورزش ایران نیز متاثر از این بحران از بی اخلاقی های فراوانی رنج می برد .

در تمام این سالها دولتمردان و مسوولان ورزش ایران تلاش کرده اند با ماله کشیدن بر روی این همه این بی اخلاقی ها و فرهنگ بسیار پایین قهرمانان ایران و خشونت جاری در بین آنها ، با برگزاری مراسم مختلف و دادن لقب های گوناگون ، ورزشکاران ایرانی را انسانهایی اخلاق محور و دین دار معرفی کنند .

نمونه آخر این بی اخلاقی ها آن است که " آرش میر اسماعیلی" قهرمان جودو ایران و کسی که پرچمدار ایران در المپیک 2004 آتن بود و کسی که به دلیل خودداری از مبارزه با قهرمان اسرائیلی در المپیک گذشته ، لقب قهرمان نمونه بسیجی و در همان سال به عنوان قهرمان اخلاق ایران در سال 83 در مراسم قهرمان قهرمانان ورزش ایران انتخاب شده بود ، دیروز در تمرینات تیم ملی جودوی ایران توی گوش سر مربی تیم ملی جودوی ایران زده است .

Multimedia_pics_1386_7_Sport_4.jpg

میر اسماعیلی که از امیدهای ایران در مسابقات المپیک گذشته بود در المپیک آتن هنگامی که در دور اول این مسابقات در قرعه کشی با" اهود واکس " قهرمان اسرائیلی مواجهه شد بنا بر قوانین جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه ، حتی اگر ورزشکاری در آستانه کسب مدال هم باشد، نباید مقابل حریف اسرائیلی که حکومت ایران آنها را به رسمیت نمی‌شناسد ، به میدان برود ، از رقابت با آن حریف خودداری کرد و در این مسابقات ورزش ایران با زیر پا گدشتن کامل منشور المپیک مبنی بر جدایی کامل ورزش از سیاست و به مریضی زدن میر اسماعیلی برای دور زدن منشور المپیک و عدم مسابقه او با حریف اسرائیلی ، یکی از بخت های خود برای کسب مدال را از دست داد .

میر اسماعیلی که ناخواسته و به اجبار به قهرمان مبارزه با صهیونیسم و قهرمان همدردی با مردم فلسطین تبدیل شده بود ، از فردای آن روز از قهرمانان محبوب و مورد توجه مسوولان دولتی ورزش ایران شد .

به او به دلیل عدم شرکت در برابر حریف اسرائیلی ، پس از مسابقات پاداش صد میلیون تومانی کسانی که مدال طلای المپیک را بدست آورده بودن تعلق گرفت و در این سه سال ، هر ساله به عنوان یکی از مهمترین قهرمانان ورزش ایران در مبارزه با صهیونیسم ، به عنوان قهرمان نمونه بسیجی انتخاب و جوایز گوناگونی نصیب او شد و به همان دلیل نیز در سال 83 قهرمان اخلاق ورزش ایران شد .

اما دیشب در تمرینات تیم ملی ، به دلیل آنکه کادر فنی و سرمربی تیم ملی جودوی ایران بر خلاف او ، حاضر نشده بودند که از کاندیداتوری آقای رضوی برای انتخابات ریاست فدراسیون جودو ، که کاندید مورد حمایت علی آبادی رئیس اصولگرای ورزش ایران است ، حمایت کنند با آنها به بگو مگو پرداخته و در ادامه دعوا بالا گرفته و پس از جر و بحث فراوان ، میر اسماعیلی به سمت مربی تیم ملی حمله کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد

میر اسماعیلی عصر امروز در تماس تلفنی با برنامه " همیشه با ورزش " از رادیو ورزش که خود من با گوشهای خودم شنیدم در کمال وقاحت با تاکید بر اینکه توی گوش مربی خود کاظم ساری خوانی زده است ، گفت : من فردا پیش آقای علی آبادی خواهم رفت و به ایشان و حراست تربیت بدنی خواهنم گفت که مربی های تیم ملی از نظر اعتقادی و اخلاقی مشکلاتی دارند و آنها در تمرین تیم ملی به خاطر علاقه ام به آقای علی آبادی فشار زیادی به من می آورند !!

او مدعی شد من که قهرمان اخلاق ورزش ایران هستم ، مربیان تیم ملی نباید با من مثل بقیه برخورد کنند و عدم حمایت این مربیان از علی آبادی ، بیانگر آن است که آنها با سیاست های دولت در زمینه ورزش مشکل داشته و نیاز به برخورد جدی با آنها می باشند .

این رفتار شاید تنها یک نمونه از بحران اخلاقی و قلدر مابانه ای است که جامعه ورزش ایران و به همین طریق دیگر بخش های جامعه ایران را رنج می دهد .

در همین زمینه :

درگيري در تمرينات تيم ملي جودو ! - ایسنا

April 8, 2008

فارس نیوز از چه می ترسد ؟

خبرگزاری فارس طی ماههای اخیر و با تغییر مدیر عامل و روی کار آمدن " حمیدرضا مقدم فر " به عنوان مدیر عامل جدید این خبرگزاری ، کاملا به ارگان اصلی جریان اصولگرا و سخنگوی دولت کنونی ایران تبدیل شده است .

اگر روزنامه کیهان روزگاری به عنوان ارگان رسمی جریان اقتدارگرای ایران شناخته می شد و اخبار واطلاعات افشاگرایانه آن از پشت پرده پرونده های مختلف و پرونده سازی های سریالی برای بسیاری از منتقدان و دگراندیشان ایرانی در کیهان و عدم هر گونه برخورد قضایی با روزنامه کیهان در تمام این سالها ، دلیل محکمی برای ارگان و وابسته بودن آن روزنامه بود ، به نظر می رسد در ماههای گذشته کیهان کم کم به مهره سوخته اطلاع رسانی جریان اصولگرا تبدیل شده و قسمت مهمی از این وظایف به خبرگزاری فارس واگذار شده است .

تقریبا تمام خبرهای مهم مربوط به دولت کنونی ، اول از همه بر روی خروجی خبرگزاری فارس قرار می گیرد . اخبار تمام توقیف ها و لغو امتیاز ها در شنیده های منابع موثق این خبرگزاری وجود دارد و همه اینها بیانگر آن است که آن طرف خروجی خبرگزاری فارس تنها به تحریریه یک خبرگزاری و خبرنگاران آن متصل نبوده و گویی به پشت درهای بسته فراوانی نیز متصل است .

تنها چند ماه قبل بود که آقای احمدی نژاد در جایی گفته بود در بین خبرگزاری ها خبرگزاری فارس برای من چیز دیگری است و اینچنین بود که خبرگزاری فارس در ماههای گذشته کاملا در جایگاه روابط عمومی دولت قرار گرفت .

به این تصویر که صفحه اول خبرگزاری فارس در تاریخ 19 فروردین ماه 87 ساعت 22:43 را نشان می دهد دقت کنید :

farsnews.JPG

باید پرسید با توجه به ارگان بودن خبرگزاری فارس ، جریان اصولگرا به دنبال نهادینه کردن و ارائه چه پیامی است ؟ تلاش این چنین خبرگزاری فارس برای نشان دادن اختلاف در جریان اصلاح طلبی و آمریکایی و سلطنت طلب نشان دادن بخش مهمی از این جریان از ترس چه چیزی است ؟ تیتر اول بودن صحبتهای فاطمه کروبی برای چندین ساعت در روز گذشته مبنی بر " خاتمي قصد فاصله گرفتن از تندروها را ندارد " و ادامه این خبرسازی ها در خبرهای امروز آیا جزء از ترس به صحنه آمدن دوباره آقای خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو است ؟

واضح است که بهترین گزینه برای جریان اصولگرای امروز ، کاندیداتوری شیخ اصلاحات در انتخابات پیش رو است ؛ انتخابات ریاست جمهوری دوسال گذشته به خوبی نشان داد که وی حتی با وعده های پنجاه هزار تومانی هم خطری برای اصولگرایان نیست و این چنین است که خبرگزاری فارس در روزهای اخیر تلاش می کند که فشار به آقای خاتمی و اصلاح طلبان پیشرو را به شدت افزایش دهد .

اما حس می کنم اصلاح طلبانی که تلاش می شود طی ماههای گذشته پسوندهای تندرو و آمریکایی و ... به آنها اطلاق شود و به طور مشخص جبهه مشارکت و سازمان مجاهیدن که هدف اکثر این حمله ها می باشند ، بهتر است به جای سکوت و انفعال در برابر هجمه آنهایی که از اصلاح طلبی فقط عنوانش را به دوش می کشند و در دیدگاه ها و برنامه ها و بده بستانهای پشت پرده و ... هیچ تفاوتی با جریان اصولگرا ندارند ، باید جسورانه بر این نکته تاکید کنند که اختلاف با این جریان دن کیشوت وار اصلاح طلبی نه تنها نشانه ضعف و ناراحتی نیست ، بلکه دقیقا بیانگر آن است که منتقدان جدی دولت درست است که در گذشته اشتباهات و ضعفهایی داشته اند اما هرگز حاضر به معامله و داد و ستد های پشت پرده و ... نشده اند و این اختلاف را نشانه پایبندی به اهداف و برنامه های خود می دانند .

April 6, 2008

مجوز شرعی ازدواج موقت دختران صادر شد ... !

این سند امروز از طریق ایمیل به دست من رسیده است . با آنکه از زمان این استفتاء مدت زیادی گذشته است ، اما به دلیل آنکه این فتوا از زوایای مختلف قابل بررسی است ، ترجیح دادم که در اینجا منتشر کنم .

در سوالی از آیت ا… روحانی از مراجع تقلید درباره اینکه آیا دختری که احتمال می دهد اگر ازدواج موقت نکند به گناه می افتد و ازدواج موقت بر او واجب است و از طرفی خانواده دختر مخالف ازدواج او هستند و او می خواند مخفیانه این عمل را انجام دهد اما می داند که با ازدواج موقت بکارت خود را از دست می دهد و بعد از ازدواج دائم شوهر و خانواده او متوجه این عمل او خواهند شد و او را به عنوان یک دختر هوسباز سرزنش خواهند کرد : 1 - آیا بر چنین دختری جایز است که بعد از ازدواج موقت و از دست دادن بکارت با عمل جراحی دوباره صاحب پرده بکارت شود تا کسی از ازدواج موقت مخفیانه او اطلاعی پیدا نکند ؟ 2 - اگر شوهر دائم بکارت دختر را یکی از شروط ضمن عقد قرار دهد آیا می توان این بکارت غیر واقعی را به شوهر به عنوان بکارت واقعی مطرح کرد ؟ ...

تصویر جواب های آیت ... روحالی به این سوال ها به شرح زیر است :

image001.gif
image002.gif

April 3, 2008

سال 87 : سال رکورد تعطیلی های رسمی و نیمه رسمی

سال هشتاد و هفت از هر نظر منحصر بفرد نباشد از نظر تعداد تعداد روزهای تعطیل و نیمه تعطیل اش یکی از سالهای عجیب در تقویم هجری شمسی است .

کافی است نگاهی گذرا به تقویم امسال بیندازید . خواهید دید امسال به غیر از پنجشنبه و جمعه ها ، بیست و پنج تعطیلی رسمی و دوازده روز بین تعطیل وجود دارد ! این دقیقا یعنی سی و هفت (37) روز تعطیلی به غیر از تعطیلی های پنجشنبه و جمعه است .

اینها همه آمار هایی از تعطیلی های رسمی است ، به همه اینها حال و هوای محرم و صفر و ماه رمضان و اسفند ماه و ... را اضافه کنید تا ببینید که امسال کلا همگی تعطیل هستیم !

42-15242540.jpg

همین چند روزی که از سال جدید کاری گذشته ، حداقل به من نشان داده که امسال خدا رو شکر همه چیز تعطیله ! بدون تعارف تا امروز که هیچ کاری هنوز شروع نشده و برای هر کاری هم که از شرکت تماس گرفتم همه من رو به هفته ی آینده حواله دادند و اینها همه نشانه آن است که خدا رو شکر در کشوری که همینجوری همیشه همه چیز تعطیل است امسال قراره که رکورد بشکونیم !

در زمینه اطلاع رسانی و انتشار روزنامه ها و فعالیت خبرگزاری ها که فقط کافی است گشتی در سایتهای خبری و چند قدمی در خیابان های تهران و جلوی کیوسک های روزنامه فروشی بزنید تا ببینید که واقعا چه اوضاع جالبی در جریان است ؛ سه هفته است که همه چیز تعطیل است . تصور می کنم که در عقب افتاده ترین کشورها و کم انتشار ترین روزنامه ها نیز ، سه هفته تطیلی فاجعه باشد اما خدا رو شکر اینجا ایران است و آب از آب تکان نمی خورد

یک اصل مدیریتی وجود دارد که می گوید اگر با بودن و نبودن موقعیتی در یک سیستم هیج اختلالی رخ ندهد ، آن موقعیت خود به خود معیوب است و حالا شما تصور کنید که آیا وقتی در کشوری با سه هفته تعطیلی هیچ اتفاق محسوسی رخ نمی دهد ، آیا همه آن موقعیت ها معیوب است و یا آن سیستم با نذر و نیاز روزگار می گذراند .

اما جدا پیشنهاد من به دولت عزیز اینه که با توجه به اینکه توی این مملکت اگر همه جا باز هم باشد و همه هم باز سر کار خودشان باشند ، باز هم کار خاصی انجام نمی شود و در کشوری که چه کار بکنیم و چه همه تعطیل باشیم ، اموراتش با پول نفت می گذره و اگر هم مردم سر کار می رند یا درس می خوانند برای اینه که سرشون گرم باشه ، رسما کل سال را تعطیل رسمی اعلام کنند که مردم هم همگی دعاگوی دولت باشند و با بنزین آزاد اعطایی دولت برن سفر و حالش را ببرند .

April 2, 2008

بوسه بر گونه های رئیس جمهور آینده ... ؟!

با پایان یافتن تعطیلات نوروزی ، زندگی در تهران از امروز کم کم رنگ جدی تری به خودش گرفته است ؛ هر چند که چهره تهران و بویژه ترافیک آن هنوز به روزهای عادی شباهت ندارد و این نشانه آن است که با توجه به اینکه شروع سال نو کاری با آخر هفته همراه بوده است ، شاید شنبه ای که می آید را باید آغاز جدی سال نو دانست .

امروز به رسم سالهای گذشته در آغازین روز کاری سال نو به دیدن " سید محمد خاتمی " عزیز رفتم و در این دیدار گرم و صمیمی پس از مدت ها فرصتی دست داد تا با بعضی از دوستان گپ و گفت هایی نوروزی و حاشیه ای داشته باشم .

سال هشتاد و هفت را به دلیل آنکه سال تصمیم گیری و شروع برنامه ها برای انتخابات ریاست جمهوری آینده است ، سال بسیار مهمی در حوزه سیاست ایران می دانم و در نگاه کلی معتقدم انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به دلایل مختلفی که در آینده بیشتر به آنها خواهم پرداخت در تعیین سرنوشت آینده ی ایران حداقل برای یک دهه آینده بسیار تعیین کننده است .

انتخابات پیش روی آخرین فرصت و شاید تنها امید برای بازگرداندن گفتمان اصلاح طلبی به صحنه سیاست ایران است . گفتمانی که شاید کم هزینه ترین راه برای اصلاح روند موجود در صحنه مدیریت کلان کشور باشد .

باید از همین امروز لابی ها و گفتگو ها برای تعیین تکلیف کاندیدای ریاست جمهوری جریان اصلاح طلبان آغاز کرد و با توجه به شرایط سیاسی امروز ایران شاید بهترین گزینه موجود برای ریاست جمهوری آینده ایران شخص " سید محمد خاتمی " است . بدون هیچ گونه شکی در بین گزینه های موجود در جریان اصلاح طلبی حقیقی و نه از نوع قلابی و ارزشی آن ، تنها گزینه ای که هزینه رد صلاحیت آن بالاتر از بقیه گزینه ها است و تنها کسی که با توجه به شخصیت کاریزماتیک فوق العاده اش همچنان در بین عموم مردم محبوب است و محبوبیت او با توجه به رفتارهای جاری دولتمردان ایران صد چندان شده است ، شخص سید محمد خاتمی است .

امیدوار هستم که دوستان من بار دیگر در چاه شیخ خود خوانده اصلاحات گرفتار نشوند و در مدت باقی مانده یا او را مجاب کنند که رویای از دست دادن ریاست جمهوری در خواب دو ساعته صبحگاهی را به فراموشی بسپارد و یا اینکه دن کیشوت و سانچو پانزا ی اصلاح طلبی را به حال خود رها کنند . در کل معتقدم که در این یک سال و اندی باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری آینده اگر اصلاح طلبان خود مسیر رقابت را پیچیده نکنند ، شرایط خود به خود به سمت پیروزی سید محمد خاتمی پیش خواهد رفت .

امروز که بر گونه های او برای تبریک سال نو بوسه می زدم ، در ذهنم امیدوار بودم که نه به خاطر شخص او و نه به خاطر ادامه جریان اصلاح طلبی بلکه تنها برای انتخاب مسیری کم هزینه تر برای اصلاح شرایط نامطلوب کنونی و برای بازگرداندن امید در بین مردم این سرزمین برای ساختن آینده ی بهتر برای ایران ، سال آینده این صورت را به عنوان رئیس جمهور ایران بوسه بزنم .

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007