دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶این روزها در بیلبوردهای تبلیغاتی ائتلاف اصولگرایان برای انتخابات مجلس که در خیابانهای تهران به نمایش در آمده است شعاری " مردم ، مجلس ، مدرس " به عنوان شعار اصلی این ائتلاف برای تبلیغات انتخاباتی در نظر گرفته شده است .
اما حقیقتا کدام مردم ، کدام مجلس و کدام مدرس در نظر این دوستان نقش بسته است ؟ مردمی که مخاطب محافظهكاران دیروز و اقتدارگرايان امروز است آیا مردمی هستند که صاحب حق و نظر بوده و نیاز به قیم و صالح برای نشان دادن و تایید صلاحیت کردن نمایندگانشان ندارند و یا مخاطب این دوستان مردمی هستند که به نیاز به صالحانی دارند تا سره را از ناسره برای آنها جدا کنند و آنها همواره حضور در انتخابات را نه حق شهروندی خود بلکه تکلیف و وظیفه ی خود در مقابل صاحبان و اربابان خود می دانند .
و کدام مجلس ، مجلسی که قرار بر آن است که نمایندگانش ته مانده ی لیوان آب رئیس جمهورش را به عنوان تبرک سر بکشند و احسنت احسنت گوی صاحبان قدرت باشند و اربابانشان در مجلس همچون چوپانان راه و مسیر را به آنها نشان دهند و یا مجلسی است که نمایندگانش صدای راستین ملت بوده و در مقابل ظلم و جوری که بر موکلانشان می رود فریاد بر آورده و همچون بورقانی ها و آرمینها مجلس را تبدیل به مکانی برای مقابله با جور و استبداد کنند .
و اما مدرس ! مثل اینکه در این زمانه قرار است همه چیز وارونه نشان داده شود. گویی قرار است که در این دوران همه نمادها و اسطوره ها را استحاله کنند و با سنجاق کردن آنها با گروها و افرادی که بله قربان گوی حاکمیت بوده و عطای نمایندگی مردم را به داد و ستد با قدرت بخشیده اند، آن نمادها را نیز به نابودی کشانند .
همگان میدانند که مدرس نماد شجاعت و صراحت در مقابل استبداد رضاخانی بوده است. حال چه قرابتی بین مدرس و نمایندگان به اصطلاح اصولگرا هست، الله اعلم!
اگر در روزگاری ایستادگی و شجاعت و ابراز مخالفت با سیاستهای نادرست حاکمیت برای مدرسها و ملک الشعرای بهارها نام آنها را در تاریخ مبارزات ایران زنده نگه داشته است، بسیاری از نمایندگان شجاع مجلس ششم را با همان ویژگیهای مدرس امروز ترسو ، واداده و غرب گرا... خطاب میکنند؟
آیا مدرس بودن به معنی اطاعت بی چون و چرا از حاکمیت یکدست و رفتار ارباب وار با موکلان است و یا مدرس نماد ایستادگی در برابر ظلم و جور حاکمان است ؟
مدرس کسی بود که در دور اول مجلس شوراي ملي با آنکه به عنوان شورای تایید مصوبات مجلس و انطباق با احکام شرع به مجلس وارد شده بود ، هنگامی که تصمیم به ورود به عرصه سیاست ورزی گرفت از سمت خود استعفا داد و خود را کاندیدای مجلس کرد و برای فعالیت سیاسی از مردم زمان خودش بدون آنکه قیمی صلاحیتش را تایید کند رای گرفت و مدرس هرگز حاضر نشد که از جایگاه مذهبی خود براي مداخله در امور سياسي استفاده کند . مرحوم مدرس با آنکه سیاست را عین دیانت می دانست اما هرگز جایگاه دیانتش را برای رسیدن به اهداف سیاسی مبنا قرار نداد.
من حقیقتا نمی دانم که آیا معنای شجاعت و صراحت در روزگار ما تغییر یافته است؟ آیا حمد و ثناگویی حاکمیت نشانه شجاعت و صراحت شده است؟ آیا اینهایی که شعار مدرس وار بودن می دهند آیا شده است که حتی برای لحظه ای تنها در ذهن خود از اين ظلمی كه مردم را از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن به صورت آزاد منع می كنند و به جاي مردم و براي مردم انتخاب می کنند برآشفته شوند ؟
اما براستی وقتی حسین شریعتمداری به عنوان بهترین منتقد دولت نهم لقب می گیرد ، حتما ثناگویان حاکمیت هم شجاعترین نمایندگان و مدرس زمان خواهند بود.
عجبا از دست اين روزگار ....
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/485
به نظربنده لازم است ملت یکباردیگر خوب پشت سر خود را نگاه کند و ببیند که معمار(های) این مسیر چه کسانی بودند که تا ثریا دارد کج میرود
دوماٌ آقایان با هزینه ملت وارد معادلات منطقه ای قدرتهای بزرگ شده اند و نمی دانند که این شجاعت نیست بلکه حماقت محض است و ملت بیچاره باید هزینه آن را پرداخت کند واقعاٌ کجایند مصدق ها و مدرس ها و
تو که خیلی راست می گی مجلس ششم خیلی شجاع بود به خصوص موقعی که فهمیدند دیگه از بخور بخور خبری نیست، ضمناً اگه لابی ات قویه از دوستای مجلس ششمیت بپرس شب قبل از استیضاح وزیر آموزش پرورش چی شد
راز نو : من که مثل علی دایی لابیم فقط خداست ؛ اما چشم اگه کسی رو پیدا کردم حتما می پرسم اما دوست شجاع بدون نام ! تو اگه می دونی حتما بگو که ما هم بدونیم . چون من که چیزی نشنیدم .
سلام عزیز
دوست عزیز، من فکر می کنم در مقابل چنین افرادی که در کمال آرامش چشم بر حقایق موجود بسته اند و دل به فرعیات خوساخته شون بستن، بهترین پاسخ سکوت است...
والا به نظر بنده که حنای استفاده از مدرس بعد از سی سال که از عمر این نظام می گذرد و با دیدن اینکه در کجا قرار داریم نه تنها دیگر رنگی ندارد بلکه ضد تبلیغ هم هست. بگذارید استفاده کنند. ملت که به آنها رای نمیدهند ولی خب از توی صندوق اسامی شان را بیرون میاورند. مبارک است این رسیدن به دوران قبل از انقلاب بعد از سی سال
سلام
خسته نباشیدومطمونا منو یادت نمی اد اما من از دوستان دانشگاهم وانقدر از اینکه مقالات در سایت نوروز دیدم خوشحال شدم که دیگه نتونستم بخونمش
سیامک جان ما هنوزم دوم خردادی هستیم
راستی من فرزین بخت هسیتم
امیدوارم که منو یادت بیاد
یا علی
راز نو : مخلصیم نیما جان ! خوشحال می شم که ببینمت .
انواع بر خورد با انتخابات
۱- اعلام مخالفت با رای دادن به کاندیدای غیر حکومتی.
اوج این نوع حرکت در سال ۷۶ بود که مردم برای اعلام مخالفت با سیستم به خاتمی رای دادند و حاصل آن عمل به حکومت احمدی نژاد ختم شد.
۲- تحریم و در خانه ماندن.
در این صورت با شلوغ کردن خیابانها توسط عده ای فیلم و عکس تهیه میشود و با مونتاژ فیلمهای قبل ارقامی را برای خودشان اعلام میکنند و نمایندگان خود را از صندوقها در میاورند و صدای مردم شنیده نمی شود.
۳- هجوم به صندوقها و رای سفید دادن و یا به کاندیداهای مشخص رای دادن.
در این حالت دیگر نیازی به مونتاژ فیلم نیست و هر که را بخواهند بعنوان پیروز اعلام میکنند.
۴- به امید داشتن اقلیتی در مجلس به کاندیداهای مشخص برای اعلام وجود رای دادن.
مجلس ششم اوج داشتن این نوع آدمها در مجلس بود اما حاصلش مجلس هفتم شد.
پیشنهاد.
به نظر من در انتخابات ۲۴ اسفند باید به خیابانها آمد و در نزدیکی حوزه های رای گیری رای دهندگان را هو کرد و با صدای بلند مخالفت با این نوع انتخابات را فریاد کرد.
۱- در انتخابات معمولا همه چیز زیر زره بین افکار عمومی دنیاست و به هر صدایی افکار عمومی دنیا عکس العمل نشان میدهد.
۲- در تمام انتخابات دوران گذشته ثابت شده که نظام بدنبال جوی آرام است پس در روز انتخابات سرکوب و سرو صدا برای نظام بسیار سخت و پر درد سر خواهد بود و از این امکان میشود برای حضور در صحنه و اعلام نظر استفاده مفید کرد.
باسلام،فی الواقع این دوستان اصول گرا،سرنازدن راهم بلدنیستند!لابدوقتی نمایندگان مجلس ازنوع مدرس باشند طرف دیگرش باید ازجنس رضاخانی باشد!!حتماًبه زعم آقایان هست!!ماکه این طور فکرنمیکنیم !!!حکایت دوست نادان ودشمن دانا است.
شما واقعا فکر می کنید مدرس کی بود ؟
اون هم یکی بود که اگه الان زنده بود می شد احمد جنتی یا خزعلی یا مصباح یزدی
دورود ملت ايران بر شما باد. آفرين
اینها مثل کبک سر خود زیر برف کرده اند و خود را می بینند
فقط باید تلاش کرد وصبر هم چون بر اثر صبر نوبت ظفر آید
خب مگه مصباح يزدي چه اشكالي داره سيد ؟
اين آقايان خجالت ميكشند اگلوي خودرا [....] معرفي كنند پس درلباس ميش فرو رفته اند درصورتي كه نه گرگند بلكه كفتار پيرند