« February 2008 | صفحه اصلي | April 2008 »

March 23, 2008

بهار بهار ، چه اسم آشنایی ... !

این روزها که ایران و تهران همچنان حال و هوایی بهاری دارند ، هیچ چیزی برای من بهتر از موسیقی بهاریه ای نیست که تمام حس و حالم را تازه می کند . می دونم که " راز نو " مخاطبانی در خارج از ایران دارد . این روزها به حس و حال این عزیزان زیاد فکر می کنم و می دانم یکی از اون لحظاتی که برای ایرانیان جلای وطن کرده ای که هنوز دل در گرو وطن دارند بسیار سخت می گذرد همین روزهای نوروز و آغاز بهار است ...

ترانه زیبای و بسیار دلنشین " بهار ، بهار " از ساخته های " تورج شعبان خانی " و از سروده های " استاد محمدعلي بهمني " که هم توسط خود تورج شعبان خانی و هم توسط مرحوم ناصر عبدالهی به زیبایی اجرا شده است ، با همه احترام تقدیم به آنهایی که با آنکه رنگ دیارشان بهاری نیست اما دل شان بهاری است ....

1206308501apesHeG.jpg

بهار بهار
صدا همون صدا بود
صداي شاخه ها و ريشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنايي
صدات مياد ... اما خودت كجايي
وابكنيم پنجره ها رو يا نه
تازه كنيم خاطره ها رو يا نه
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار اومد با يه بغل جوونه
عيد آورد از تو كوچه تو خونه
حياط ما يه غربيل
باغچه ما يه گلدون
خونه ما هميشه
منتظر يه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار بهار يه مهمون قديمي
يه آشناي ساده و صميمي
يه آشنا كه مثل قصه ها بود
خواب و خيال همه بچه ها بود
آخ ... كه چه زود قلك عيديامون
وقتي شكست باهاش شكست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چين كرد
خنده به دلمردگي زمين كرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا كرد
من و با حسي ديگه آشنا كرد
يه حرف يه حرف ‚ حرفاي من كتاب شد
حيف كه همش سوال بي جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
كه صبح تا شب دنبال آب و نون بود


ترانه " بهار ، بهار " با صدای تورج شعبان خانی را از اینجا دانلود کنید .

برای دانلود ترانه " بهار ، بهار " با صدای مرحوم ناصر عبدالهی ( ناصریا ) ابتدا به اینجا بروید و سپس دانلود کنید .

March 21, 2008

هفت سین در کاخ سفید !

نوروز امسال به طرز عجیبی مورد توجه جامعه جهانی و بویژه مقامات آمریکایی قرار گرفته است . این تمرکز به حدی گسترده بوده است که سبب شده در همین روز اول سالی با نگاهی دایی جان ناپلئون وار به ماجرا نگاه کنم و بوی توطئه ای در این میان به مشامم برسد !

تمام اقوام کهن دنیا از چینی ها و ژاپنی ها گرفته تا پارسی ها و بقیه اقوام ، سالهای ملی و میراث معنوی خاص خود را همواره داشته اند . اما آنچه که نوروز ایرانیان را بویژه در امسال با بقیه اعیاد متفاوت کرده است ، توجه جهانی و بویژه مقامات آمریکایی و دیگر کشورها به نوروز بوده است .

جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا امروز در مصاحبه ای اختصاصی به مناسبت " نوروز " با تلویزیون صدای آمریکا ضمن تبریک نوروز و سال نوی ایرانی به بیان دیدگاه های خود درباره ایران ، تاریخ و تمدن مردم ایران و اختلافات با حکومت ایران پرداخت است . فارغ از دیدگاه ها و شخصیت جرج بوش ، موقعیت رئیس جمهوری آمریکا در جهان امروز و توجه چنین جایگاه خاصی به آئین نوروز بسیار قابل تامل است .

علاوه بر این لورا بوش همسر رئیس جمهوری آمریکا امروز به مناسبت " نوروز " با برگزاری جشنی در کاخ سفید با برپایی سفره هفت سین در کاخ سفید (!) نوروز را گرامی داشته است :

Norooz.JPG
سفره هفت سین چیده شده در کاخ سفید

سایت کاخ سفید در بیان و توصیف نوروز در زیر عکس سفره هفت سین کاخ سفید نوشته است :

A traditional Haft Sin table celebrating Nowruz, the Persian New Year, is seen set Wednesday, March 19, 2008, in the State Dining Room of the White House. Nowruz is, in Persian and some other cultures, including Kurdish culture, a family-oriented holiday celebrating the New Year and the coming of spring. The Haft Sin table has seven items symbolizing new life, joy, love, beauty and health, sunrise, patience and garlic to ward off evil. White House photo by Chris Greenberg

امروز در خبرها خواندم که گوگل بزرگترین موتور جستجوی جهان نیز به مناسبت " نوروز " لوگوی گوگل فارسی را با نمادهای نوروز در هم آمیخته و لوگوی خود را به شکل هفت سین درآورد است و همچنین در تماسی تلفنی ای نیز متوجه شدم که شبکه چهار تلویزیون سوئد در برنامه ی یک ساعته به بررسی نوروز ایرانیان پرداخته و نخست وزیر سوئد برای اولین بار در این برنامه ، نوروز را به ایرانیان تبریک گفته است .

توجه این چنین به نوروز به عنوان میراث مشترک فارسی زبانان و بویژه ایرانیان در نوروز هشتاد و هفت ، علاوه بر اینکه سبب شادمانی می شود ، نگرانی های خاصی را به همراه دارد . شاید حضور اقلیت قدرتمند ایرانی در آمریکا که در این سالها پست های مهم دولتی و اجرایی را در اختیار گرفته اند یا شاید تلاش برای نزدیکی به مردم ایران برای اهداف و برنامه های آینده سیاسی آمریکا و غیره سبب این توجه ویژه شده است .

اما در این میان آنچه که برای من غرور آفرین است آن است که نام نوروز و رنگ سفره هفت سین به عنوان مهمترین نماد باقی مانده از میراث ایرانی مان در سرتاسر گیتی گسترده شود و حقیقتا این توجه و سخن گفتن از نوروز از هر زبانی که باشد سبب غرور و پر از حس خوشایند است .

March 19, 2008

نرم نرمک میرسد اینک بهار ؛ خوش به حال روزگــار ... !

و باز هم نوروز ... ! تنها چند ساعت دیگر ، سال نو تحویل می شود . فرا رسیدن " نوروز " این مهمترین نماد هویت ایرانیمان را به همه دوستان و عزیزانم شادباش می گویم و برایتان در سال هشتاد و هفت ، سالی سرشار از مهر ، آرامش و پیروزی آرزو دارم ...

lWp43WVXzHKblmNyzV.2.JPG

تلاش می کنم در این روزهای نوروز ، موسیقی هایی که حس و حالی کاملا متناسب با نوروز دارد را در اینجا روایت کنم ؛ برای آغاز هیچ موسیقی را بهتر از نوای استاد محمد رضا شجریان با شعر سحر انگیز فریدون مشیری ندیدم . تقدیم به همه آنهایی که همچنان دل در گرو هویت و موسیقی ایرانی دارد .

[درآمد چهارگاه]

بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب

[گوشه حصار]

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


تصنیف بوی باران ساخته " حسین یوسف زمانی " و با آواز " استاد محمد رضا شجریان " را از اینجا دانلود کنید

March 18, 2008

سالگرد ملی شدن صنعت نفت ایران

فردا بیست و نهم اسفند سالگرد ملی شدن صنعت نفت در ایران است ؛ نقطه عطف مهمی در تاریخ سیاسی ایران که همواره در زیر سایه فرا رسیدن عید نوروز و جشن ها و تعطیلات سال نو قرار گرفته است .

نهضت ملی شدن نفت نامی است که بر دوره اوج‌گیری مبارزات مردم ایران برای ملی کردن صنعت نفت ایران گذارده شده است. این دوره تقریباً با مطرح شدن خواسته دولت شوروی برای امتیاز نفت شمال در سال ۱۳۲۲ شروع شد، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت به اوج رسید و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پایان گرفت.

اما آنچه که برای من درباره تصویب قانون ملی شدن صنعت همواره در این سالها جالب بوده است ، آن است که هنوز نمی توانم باور کنم چطور در کشوری مانند ایران که از اول اسفند به بعد تمام ادارات و شرکت های دولتی و خصوصی آن تقریبا تعطیل هستند تا چه برسد به مجلس آن که نمایندگانش هفته های آخر سال قانون گذاری و وکالت مردم را رسما می پیچانند ، در " بیست و نهم اسفند " ماه و باز هم تاکید می کنم در " بیست و نهم اسفند " و تنها در یک روز قبل از عید نوروز ، مجلس در آن زمان یکی از مهمترین مصوبات قانون گذاری تاریخ ایران را تصویب کرده است !!

فضای سیاسی – اجتماعی بسیار حساس آن روزگار در روز 24 اسفند 1329 ( پنج روز مانده به نوروز ) ماده واحده ای راجع به ملی شدن صنعت نفت ایران از تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی گذشت و چند روزی بعد و در آخرین روز سال 1329 ( !! ) ، هم مجلس سنا مصوبه مجلس شورای ملی را تأیید کرد. بدین ترتیب روز 29 اسفند 1329 به عنوان روز تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران در حافظه ملت ایران باقی ماند.

خدا پدر و مادر نمایندگان مجلسی را بیامرزد که نمایندگان مردمش در بیست و نهم اسفند هم بر سر کار خود می رفتند و نه مانند دوره ی ما که نمایندگان مجلس ، با فرض نماینده واقعی مردم بودن از چند هفته قبل از نوروز عطای قانون گذاری و دفاع از حقوق مردم را به لقای رسیدن به تعطیلات نوروز خود می بخشند !

به همین مناسبت :

انتشار تمبر به مناسبت ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند ماه 1331 دو سال پس از تصویب مصوبه ملی شدن صنعت نفت در مجلس :

oil53.jpg


تصویر روی جلد مجله تایم به مناسبت انتخاب محمد مصدق به عنوان مرد سال 1951 از سوی مجله تایم :

mm.jpg

March 17, 2008

پیروز واقعی انتخابات مجلس کیست ... ؟!

در حالی که تنها دو روز از برگزاری انتخابات مجلس می گذرد ، با اعلام تدریجی نتایج انتخابات باید بیشتر و دقیق تر به بررسی تحولات سیاسی در انتخابات مجلس پرداخت و با آنکه این روزها با روزهای پایانی سال و حاشیه های آن گره خورده است ، اما باید پرسید که آیا آنچنان که آقای خاتمی گفت بازی اقتدارگرایان را به هم زده ایم ؟!

با اعلام نتایج در شهرستان ها در بهترین حالت به نظر می رسد که از لیست اعلام شده از سوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در کل ایران حدودا 30 نفر در 102 حوزه ای که امکان رقابت در آنها وجود داشته است ، به مجلس راه پیدا کرده اند . اما سوالی که اینجا مطرح است و به نظر من این روزها به جای انفعال سیاسی باید به دقت به آن پاسخ داد ، آن است که آیا تاکید آقای خاتمی به عنوان ستون خیمه ستاد ائتلاف مبنی بر لزوم حضور همه جانبه در انتخابات و تاکید بر آنکه " باید بازی آنها را به هم بزنیم " امروز به ثمر نشسته است و اگر غیر از این بوده است چرا باز هم در دوره باطل قرار گرفته ایم و باز هم باید تنها شانه هایمان را بالا بندازیم و بگویم که نمی دانیم که چرا اینگونه شد .

khatami.JPG

درباره شهرهای کوچک به نظر می رسد که دلیل عدم موفقیت اصلاح طلبان چندان مهم نباشد که در این شهر ها انتخابات بیشتر از آنکه سیاسی باشد ، انتخاباتی قومی و محلی است . اما درباره انتخابات در شهرهای بزرگ باید این واقعیت را پذیرفت در حالی که نارضایتی عمومی و سنگینی بین مردم طبقه متوسط ایران وجود دارد و در شرایطی که ده ها سوال پاسخ داده نشده از فرصت سوزی ها و کوتاهی ها و ... برای طبقه خاصی از مردم که به امید بهبود شرایط ایران راه دموکراسی را برگزیده بودند همچنان باقی مانده است و با وجود رای های سازمانی و نهاد های خاص و حمایت های اعلنی خاص تر و استفاده از تمام امکانات حکومتی برای محافطه کاران سابق و اصولگریان امروز که انتخابات و دموکراسی ایرانی را به شبه دموکراسی تبدیل کرده اند ، امروز این سوال جدی باقی مانده است که ما در این انتخابات چه بازی ای را به هم زده ایم ؟ آیا ما بازی ای را به هم زده ایم و یا خود در بازی آنها فرو رفته ایم .

به نظر من با توجه به جایگاه سیاسی فوق العاده تهران و تاثیر زیاد منتخبین تهران در هدایت نمایندگان دیگر شهرها در مجلس ، اعلام نمایشی و پیام دار انتخابات در تهران که اولین کاندیدای ستاد ائتلاف در جایگاه سی و یکم قرار دارد به خوبی بیانگر استراتژی در پیش گرفته شده از جانب حاکمیت برای طرد کردن و استحاله اصلاح طلبی چه از نوع تند رو و یا کندروی آن است .

من نه به آنهایی که در این انتخابات شرکت کردنده اند انتقادی دارم که به امید آینده ای بهتر و برای اینکه حتی ذره ای از اقتدار اقتدارگرایان بکاهند از تمام توان و ظرفیت اعمال نظر خود استفاده کرده اند و نه به آنهایی که نه از روی انفعال بلکه از آنجا که ترجیح داده اند تا در یک بازی باخت – باخت در این شبه انتخابات شرکت نکنند انتقادی می کنم ، اما جدا چندین سوال درباره چرایی حضور در این عرصه ، نتایج آن برای ادامه حرکت رفرمیستی در ایران در صورت امکان ادامه حرکت اصلاح طلبی در ایران و ... برای من باقی مانده است .

برای موفقیت در رقابت های آینده امروز باید بطور شفاف به مخاطبین مان پاسخ بدهیم که ما چه بازی و نقشه ای را به هم زده ایم و این همه تلاش برای حضور حداکثری و ارائه لیست سی نفری در تهران ، آیا دستاوردی جز رسیدن به اقلیتی ضعیف تر و نا کارآمد تر از اقلیت مجلس هفتم و تحقیر بیشتر از جانب حاکمیت و نا امیدی بیشتر برای آنهایی که هنوز امید به آینده کشورشان را با اصلاح طلبی گره زده اند ، برای اصلاح طلبان داشت .

اما فارغ از همه این سوالات ، از همین امروز و از فردای انتخابات مجلس باید با همه وجود به انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد نگاه کرد ؛ باید مجلس را که در بهترین حالتش هم نشان داده است که جایگاه مهمی در فرایند سیاسی ایران نیست فراموش کرد و با استفاده از تمام ظرفیت ها از آخرین ایستگاه و تنها گزینه باقی مانده برای بازگرداندن بیمار به کما رفته اصلاحات به سطح جامعه و دمیدن امید دوباره در طبقات مخاطب اصلاح طلبی استفاده کرد .

March 15, 2008

بودن به از نبود شدن ، خاصه در بهار ... !

در آخرین روزهای هر سال ، همیشه بخش مهمی از ذهنم به مرور آنچه که در آن سال گذشته است می پردازد ؛ این روزها نیز سال هشتاد و شش که آخرین نفس های خود را می دمد و تنها چهار روز دیگر به خاطره ها می پیوندد ، همچون فیلمی از جلوی دیدگانم می گذرد و با روز به روز آن دوباره غمگین و گهگاهی شادمان می شوم .

سال هشتاد و شش را که در ذهنم مرور می کنم ، امسال برای من نه سال مهمی بود و نه سال خوبی !

از هر زاویه ای که می نگرم ، حس خوشایندی نسبت به سال هشتاد و شش ندارم ؛ شاید اگر همین چند کنسرت موسیقی در امسال نبود می توانستم به قاطعیت بگویم که سال هشتاد و شش سالی بود سرشار از تکرار !

در حوزه تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اطراف مان که هر آنچه در این سال دیدم بالاتر آمدن تیغ تیز سانسورها و توقیف ها و تنگ نظری ها و منفعت طلبی ها و ... بود . در حوزه شخصی و حرفه ای هم تنها می توانم بگویم که همه چیز از جنس تکرار بوده است ؛ چه در زمینه ی کار اصلی و تخصصی ام و چه در زمینه دیگر فعالیت های جانبی ام همه چیز مانند گذشته است .

اما با همه این احوال ، نگاهم به فردا و فردا ها همچنان امیدوارانه است ...

"- وارطان ! بهار خنده زدو ارغوان شكفت.
در خانه ، زير پنجره گل داد ياس پير.
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…"
وارطان سخن نگفت،
سرافراز
دندان خشم بر جگرِ خسته بست و رفت.

" – وارطان ! سخن بگو!
مرغِ سكوت ، جوجه مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته است!"
وارطان سخن نگفت ،
چو خورشيد
از تيرگي برآمدو در خون نشست ورفت

وارطان سخن نگفت
وارطان ستاره بود:
يك دم درين ظلام درخشيدو جست و رفت.

وارطان سخن نگفت
وارطان بنفشه بود:
گل داد و
مژده داد: " زمستان شكست!"
و
رفت…

شعر : احمد شاملو

March 9, 2008

نشست وبلاگ نویس ها و نامزدهای اصلاح طلب !

به روال انتخابات گذشته این بار نیز نشست وبلاگ نويسان منتقد و اصلاح طلب با برخی نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان ( یاران خاتمی ) برای انتخابات مجلس شورای اسلامی ، فردا در ستاد جوانان ائتلاف اصلاح طلبان " برای فردا " برگزار می گردد . لازم به ذکر است اين نشست روز دوشنبه از ساعت 17 در اين ستاد بر پا می گردد .

در اين نشست آقايان دكتر سيدمحمد صدر و دكتر نجفقلي حبيبي و جواد اطاعت از نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان و همچنين دكتر سيدمصطفي تاج‌زاده رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت و همچنين سيدمحمد ابطحي حاضر خواهند بود.

دفتر مرکزی ستاد " براي فردا " مستقر در خیابان ولی عصر، بين بهشتي و مطهري، خیابان اتحادیه، پلاک 14 و 16 می باشد.

حضور تمامی وبلاگ نویسان منتقد و اصلاح طلب و همچنین فعالان رسانه های آن لاین در این جلسه بلامانع است .

در همین زمینه :

" بیانیه تحليلي جبهه‌ مشارکت ‌ایران‌ اسلامی در پاسخ به يك سئوال اساسي و مهم : چرا در انتخابات ناعادلانه مجلس هشتم شركت كنيم ؟ "

March 8, 2008

به بهانه نمایش زیر زمینی " سنتوری " : خود شکن ، آئینه شکستن خطاست !

بعد از ظهر یک روز تعطیل و تنهایی من سبب شد که پس از مدت ها کلنجار رفتن با خودم به تماشای " سنتوری " بنشینم . شاید آنچه که بیشتر از همه سبب شده بود که " سنتوری " را با فاصله از موج ایجاد شده درباره آن ببینم ، آن بود که اصولا با انجام کاری به دلیل موج ایجاد شده درباره ی آن مشکل دارم ‍! نگاهم به " سنتوری " و حاشیه هایش را در سه بخش بیان می کنم :

1- بی پرده بگویم که " سنتوری " را بدون حتی ذره ای عذاب وجدان دیدم ! معتقدم که این جریان دیدن یا ندیدن سنتوری و شماره حساب اعلام کردن برای ریختن پول به حساب تهیه کنندگان فیلم تنها و تنها رفتاری نمادین است که اگر قرار بر این بود که به حق صاحبان اثر در مملکت احترامی گذاشته شود ، نباید سالهای سال ، سی سال فعالیت بزرگان موسیقی ایران از شجریان و علیزاده گرفته تا مشکاتیان و ... در یک سی دی mp3 هزار تومانی در سر چهار راه ها به فروش برسد و همه ما هم بدون آنکه ذره ای به این فکر کنیم که این آثار حق مولفی هم دارد ، با هیجان این مجموعه ها را تهیه کرده ایم .

اصولا در زمینه کپی رایت در این مملکت باید با خودمان رو راست باشیم . شاید بیشتر از همه خود ما از نبود قوانین حقوق مولف در مملکت استفاده کرده ایم و روزی که با افتخار نرم افزار های چند صد دلاری را در همین فروشگاه محل زندگیمان با هزار تومان می خردیم باید به آن می اندیشیدیم که این دزدی های شرافتمندانه روزی به خودمان باز خواهد گشت !

santoori.JPG

2- توقیف سنتوری و صحبت های اخیر وزیر ارشاد جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه سنتوری هرگز در ایران نمایش داده نخواهد شد باز هم این سوال را به ذهن می آورد که این دوستان از چه می ترسند ؟ شاید همانطور که بعضی از اندیشمندان و هنرمندان ایران در این سالها گفته اند حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر در حوزه های فرهنگی دیگر مختل شده است .

اما مختل شدن حاکمیت فرهنگی به چه معنا است ؟ به این معنا که به عنوان مثال سنتوری تولید می شود و مخاطبانش هم سنتوری را می بینند و در این چرخه تولید و نمایش و دیده شدن ، حاکمیت نه تنها سنتوری ، بلکه خود را توقیف کرده است ! زیرا سنتوری و سنتوری ها تولید می شود و مخاطبانش هم رو زمینی و یا زیر زمینی آنها را خواهند دید و آنچه که در این میان هیچ کاره به نظر می رسد دولت و مسوولان فرهنگی ما هستند .

باید گفت در این روزگار پر رسانه ، استفاده از روشها و توقیف های دههای شصد و هفتادی ، تنها فیلم و کنسرت ها را از سالنهای سینما و کنسرت ، به تلویزیون و دی وی دی ها و سالنهای زیر زمینی خواهد کشاند و آنکه در این میان ضرر خواهد کرد همانطور که گفته چرخه اقتصادی هنر و بیشتر از آن خود حاکمیت است .

به نظر می رسد جرم " سنتوری " و " پرسپولیس " مرجانه ساتراپی از دید مسولان فرهنگی ایران مشترک است و جرم هر دوی آنها روایت " صادقانه " ای است از آنچه که باز می تابانند . مشکل آن است که در این جامعه آنقدر که نمایش صادقانه و بازتاباندن پلیدی و زشتی جرم محسوب می شود خود آن زشتی ها هرگز جرم محسوب نمی شود .

روایت صداقانه این دو فیلم از " مرجانه " ها و " علی" ها آنقدر واقعی است که مسوولان را یارای دیدنش نیست ! تو گویی آئینه مهرجویی و ساتراپی بدون هیچ غباری ، تمام حقایق درون جامعه ایران را نمایش داده اند که این گونه در تلاش برای شکستنشان بوده اند .

3- و اما سنتوری .... ! سنتوری را دوست داشتم به چندین دلیل . نخست برای آنکه روایتی واقع بینانه و دردناک است از آنچه که در اطرافمان می گذرد . فیلمی که سرگذشت علی سنتوری و علی سنتوری ها ی اطرافمان را به رخمان می کشد که در این کشور استعداد کش ، همه شان را با زدن انگ های مختلف به گوشه ای طرد کرده ایم . یادم نمی رود که " استاد حمید سنمدریان " استاد مسلم تاتر می گفت که با استعداد ترین شاگرد دوره های آموزش بازیگری ایش این روزها در بازار تهران در حال پادویی است ! " سنتوری " مهرجویی دقیقا روایت این نسل سوخته است . نسلی که با توقیف و لغو مجوز و ... آنها را به زیر زمین ها فرستادند و استعداد شان را با خط کش های حلال و حرام به نابودی کشاندند .

بازی " بهرام رادان " را بسیار پسندیدم و خوشحالم که او استعداد خود را به خوبی قدر دانست و خود را از فیلمهایی مانند " آبی " و ... به " سنتوری " رسانده است ؛ هرچند که باز هم این سوال برای من باقی مانده است که چرا بازی در نقش معتاد اینقدر در سینمای ایران چشم نواز شده است . به یاد دارد که همین دو سال قبل دیگر استعداد بازیگری ایران " باران کوثری " هم به دلیل بازی در نقش یک معتاد عنوان بهترین بازیگر ایران را به دوش کشید و حالا " بهرام رادان " . متاسفانه باید گفت " گلشیفته فراهانی " درخطر جدی تبدیل شدن به " تیپ " قرار دارد . تمامی نقش های اخیر گلشیفته یاد آور نقش دیگری از او بوده است و این برای یک بازیگر بسیار خظرناک است و متاسفانه این روند در سنتوری نیز ادامه دارد

باید از موسیقی " سنتوری " بسیار گفت . موسیقی محسن چاوشی بسیار نوگرایانه بود . موسیقی که ادای کسی را در نمی آورد و تلاش نمی کرد که موسیقی سنتی و حافظ و مولانا را با موسیقی مدرن در یک پاتیل بریزد و هم بزند و موسیقی نو به خوردمان بدهد . " چاووشی " موسیقی و حس خود را به زیبایی و سادگی روایت می کند و صدای خش دار و گرمش سبب می شود که موسیقی اش را بسیار دوست داشته باشیم .

علاوه بر موسیقی خوب ، تورج منصوری مدیر فیلمبرداری مانند همیشه کارش بی نظیر بود و علاوه بر او بازی بسیار کوتاه بانو " رویا تیموریان " باز هم نشان داد که تاثیر گذاری بازیگر نه به میزان حضورش در جلوی دوربین که به اثر گذاری بازیش بستگی دارد .

در پایان این را بگویم که اگر " سنتوری " را در محیطی عادی نماش می دادند می شد منتقدانه به آن نگریست و به قولی فیلم را در زمینه های گوناگون از جمله نگاهی که به موسیقی و نوازندگی و ... دارد شلاق زد . اما در این شرایط اکران ناجوانمردانه تنها باید به احترام مفهومی که در پی بیانش بوده است بر پا ایستاد .

March 5, 2008

بزرگترین مجموعه هنرهای مدرن جهان در زیر زمینی در تهران !!

هنگامی که پای هنرهای تجسمی به میان می آید ، آیا می دانید که شگفت انگیز ترین ، مدرنترین و به عبارتی چشمگیرترین مجموعه ای که در جهان وجود دارد در همین تهران و در زیر زمین موزه هنر های معاصر نگه داری می شود !!

مهمترین آثار هنر معاصر از امپرسیونیست ها گرفته تا آثار پیکاسو و اندی وارهول و جکسون پالاک و خوان میرو ... همه و همه در زیرزمینی در بسته و قفل و کلید دار قرار دارد ؛ زیرزمینی در تهران که هیچ راهی برای دیدن آثار ارزشمند موجود در آن برای علاقه مندان هنر مدرن وجود ندارد .

باور نکردنی است ! در تمامی این سالها و در همین تهران زیر زمین موزه هنرهای معاصر تهران جایگاه یکی از ارزشمند ترین و گرانقیمت ترین مجموعه های هنر مدرن در دنیا بوده است . آثاری که حتی در موزه هایی در لندن و یا پاریس و نیویورک هم نمونه هایی از آنها پیدا نمی شود. نقاشی های این مجموعه در تمامی سالهای پس از انقلاب برای دیدن همگان به دیوار آویخته نشده است . برای انداختن نگاهی به آنها و دیدن مدارک مربوط به این آثار باید اجازه ویژه ورود به زیر زمین گرفت تا شاید بتوان به تماشای یکی از چشمگیر ترین مجموعه های هنری جهان رفت . آنچه در آنجا وجود دارد به گفته ی کارشناسان هنر مدرن جهان شگفت انگیز است . ده ها نقاشی از استادان هنر مدرن از پابلو پیکاسو و اندی وارهول تا دیه گو ریورا در کنار هم قرار دارد . اثر" نقاش و مدل او " اثر 1927 پیکاسو یکی از ده ها اثر بی نظیر از گنجینه های بسیار موزه است .

تصورش را بکنید پرتره‌های وارهول از جكی اوناسیس، میك جگر و مرلین مونرو، سلف پرتره‌ای از دیه‌گو ریورا و یك نقاشی كه می‌توان آن را بهترین اثر جكسون پولا‌ك در خارج از آمریكای شمالی قلمداد كرد همه و همه در کنار هم در زیر زمین موزه در محاصره دیوارها و قفل های زیر زمین قرار دارد . این مجموعه که ارزشش فزون از سه میلیارد دلار است بوسیله " فرح دیبا " این در سالهای 1970 جمع آوری شده اما در سالهای پس از انقلاب اسلامی یعنی نزدیک به سی سال در پشت درب های قفل شده ی این زیر زمین در حال خاک خوردن است . ظاهرا برخی از نقاشی ها بحث انگیز تر از آن بوده که به نمایش عمومی گذاشته شود . در تمامی این سالها هنرشناسان در غرب شکوه کرده اند که حق دنیا برای دیدن این مجموعه سلب شده است .

بنا بر بعضی گزارش ها این آثار ممکن است طی دو تا سه سال آینده به صورت نمایشگاه دائمی موزه به نمایش درآید .

pic1.JPG
نقاش و مدل او : اثری از پابلو پیکاسو

pic2.JPG
اثری از اندی وارهول

pic3.JPG
اثری از خوان میرو

pic4.JPG
اثری از ون سان ونگوک


تصاویر و عکس هایی از این آثار بی نظیر را حتما در اینجا ببینید .


در همین زمینه :
احتمال رونمایی از گنجینه یك‌میلیارد دلا‌ری موزه هنرهای معاصر - آفتاب

March 3, 2008

کدام مردم ، کدام مجلس ، کدام مدرس ... ؟!

این روزها در بیلبوردهای تبلیغاتی ائتلاف اصولگرایان برای انتخابات مجلس که در خیابانهای تهران به نمایش در آمده است شعاری " مردم ، مجلس ، مدرس " به عنوان شعار اصلی این ائتلاف برای تبلیغات انتخاباتی در نظر گرفته شده است .

اما حقیقتا کدام مردم ، کدام مجلس و کدام مدرس در نظر این دوستان نقش بسته است ؟ مردمی که مخاطب محافظه‌كاران دیروز و اقتدارگرايان امروز است آیا مردمی هستند که صاحب حق و نظر بوده و نیاز به قیم و صالح برای نشان دادن و تایید صلاحیت کردن نمایندگانشان ندارند و یا مخاطب این دوستان مردمی هستند که به نیاز به صالحانی دارند تا سره را از ناسره برای آنها جدا کنند و آنها همواره حضور در انتخابات را نه حق شهروندی خود بلکه تکلیف و وظیفه ی خود در مقابل صاحبان و اربابان خود می دانند .

و کدام مجلس ، مجلسی که قرار بر آن است که نمایندگانش ته مانده ی لیوان آب رئیس جمهورش را به عنوان تبرک سر بکشند و احسنت احسنت گوی صاحبان قدرت باشند و اربابانشان در مجلس همچون چوپانان راه و مسیر را به آنها نشان دهند و یا مجلسی است که نمایندگانش صدای راستین ملت بوده و در مقابل ظلم و جوری که بر موکلانشان می رود فریاد بر آورده و همچون بورقانی ها و آرمین‌ها مجلس را تبدیل به مکانی برای مقابله با جور و استبداد کنند .

و اما مدرس ! مثل اینکه در این زمانه قرار است همه چیز وارونه نشان داده شود. گویی قرار است که در این دوران همه نمادها و اسطوره ها را استحاله کنند و با سنجاق کردن آنها با گروها و افرادی که بله قربان گوی حاکمیت بوده و عطای نمایندگی مردم را به داد و ستد با قدرت بخشیده اند، آن نمادها را نیز به نابودی کشانند .

همگان میدانند که مدرس نماد شجاعت و صراحت در مقابل استبداد رضاخانی بوده است. حال چه قرابتی بین مدرس و نمایندگان به اصطلاح اصولگرا هست، الله اعلم!

اگر در روزگاری ایستادگی و شجاعت و ابراز مخالفت با سیاستهای نادرست حاکمیت برای مدرسها و ملک الشعرای بهارها نام آنها را در تاریخ مبارزات ایران زنده نگه داشته است، بسیاری از نمایندگان شجاع مجلس ششم را با همان ویژگیهای مدرس امروز ترسو ، واداده و غرب گرا... خطاب میکنند؟

آیا مدرس بودن به معنی اطاعت بی چون و چرا از حاکمیت یکدست و رفتار ارباب وار با موکلان است و یا مدرس نماد ایستادگی در برابر ظلم و جور حاکمان است ؟

مدرس کسی بود که در دور اول مجلس شوراي ملي با آنکه به عنوان شورای تایید مصوبات مجلس و انطباق با احکام شرع به مجلس وارد شده بود ، هنگامی که تصمیم به ورود به عرصه سیاست ورزی گرفت از سمت خود استعفا داد و خود را کاندیدای مجلس کرد و برای فعالیت سیاسی از مردم زمان خودش بدون آنکه قیمی صلاحیتش را تایید کند رای گرفت و مدرس هرگز حاضر نشد که از جایگاه مذهبی خود براي مداخله در امور سياسي استفاده کند . مرحوم مدرس با آنکه سیاست را عین دیانت می دانست اما هرگز جایگاه دیانتش را برای رسیدن به اهداف سیاسی مبنا قرار نداد.

من حقیقتا نمی دانم که آیا معنای شجاعت و صراحت در روزگار ما تغییر یافته است؟ آیا حمد و ثناگویی حاکمیت نشانه شجاعت و صراحت شده است؟ آیا اینهایی که شعار مدرس وار بودن می دهند آیا شده است که حتی برای لحظه ای تنها در ذهن خود از اين ظلمی كه مردم را از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن به صورت آزاد منع می كنند و به جاي مردم و براي مردم انتخاب می کنند برآشفته شوند ؟

اما براستی وقتی حسین شریعتمداری به عنوان بهترین منتقد دولت نهم لقب می گیرد ، حتما ثناگویان حاکمیت هم شجاعترین نمایندگان و مدرس زمان خواهند بود.

عجبا از دست اين روزگار ....

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007