« بازگشت با یادبود جنگ ! | صفحه اول | شب بیداری ما و هشتاد سالگی اسکار ! : شب برادران کوئن »

تیری دیگر بر کالبد اصلاحات ... !

با روشن شدن وضعيت حضور اصلاح طلبان در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی به نظر می رسد ضربه دیگری بر اصلاح طلبی كشور وارد شده است. باید پذیرفت آنچه که در دوم خرداد 76 به نام اصلاح طلبی در نظام سیاسی و اجتماعی ایران شکل گرفت، امروز تبديل به شیر بی یال و دم و اشکمی شده است که تنها نامی از اصلاح طلبی را به همراه خود دارد .

آنچه که شرایط سیاسی ایران در سالهای اخیر و بویژه پس از تشکیل مجلس هفتم و دولت احمدی نژاد نشان می دهد بیانگر آن است که حاکمیت در ایران امکان بازگشت جریان اصلاح طلبی به حاکمیت از طریق صندوق های رای را به هر نحو ممكن مسدود کرده است . به نظر مي‌رسد تحلیل هایی که در ماه های اخیر با توجه به فشارهای اقتصادی و بین المللی به كشور این ایده را مطرح مي‌كرد كه حاکمیت در اين شرايط تحت فشار امکان بازگشت جریان اصلاح طلبی به قدرت را از طريق راي مستقيم مردم ميسر می سازد به شكست انجاميده است.

42-15469191.jpg

معتقدم حاکمیت در ایران با توجه به هزینه های زیادی که جریان اصلاحات بویژه مجلس ششم برایش داشته است از مدل حاکمیت دو قطبی به مدل حاکمیت تک قطبی تغییر فاز داده و در سالهای اخیر با توجه به افرایش بی اندازه درآمد های نفتی، این مدل را به جد دنبال می کند. اما آنچه که افسوس من را صد چندان می کند آن است که جریان اصلاح طلبی در این تحولات دقیقا همان نقشی را در حال بازی کردن است که جریان اقتدار گرا برایش طراحی کرده است .

این تحلیل که حاکمیت به دنبال حذف کامل جریان اصلاح طلبی است را اساسا اشتباه می دانم. حاکمیت به دنبال یک اقلیت ضعیف و ناتوان است که در بازی دموکراسی نقش صدای مخالف را بازی کند . صدای مخالفی که حدود خود را بداند و تنها در روشها منتقد حاکمیت بوده و اهل معامله و بده بستانهای پشت پرده ای باشد. آنچه جای تاسف است همانطور که پیش تر گفته شده این است که اصلاح طلبان خواسته یا ناخواسته دقیقا چنین کارکردی را برای خود تعریف کرده اند . اگر به برنامه هی تلویزیونی و تبلیغات گسترده رسانه های حکومتی در هفته های اخیر دقت کرده باشید بیانگر آن است که تلاش می شود که نشان داده شود همه و همه ی گروه ها در انتخابات شرکت می کنند و این تبلیغ و خواسته دقیقا در حال وقوع است .

مدل حکومتی تک قطبی با رقابتهای زرگری بین گروه های سیاسی درونی جریان اقتدارگرا با اقلیتی اصلاح طلب در خارج از قدرت می تواند هدف دیگری نیز داشته باشد و آن از بین بردن و نابودن کردن پایگاه اجتماعی و مردمی باقی مانده جریان اصلاحات است . متاسفانه اصلاح طلبان در این سالها رفتاری را در پیش گرفته اند که اگر روزی انتخابات آزادی هم در ایران برگزار شود ، جریان اصلاح طلبی به دلیل همه ی این کوتاهی ها و همراهی ها با حاکمیت ، بازنده آن باقی خواهند ماند .

حقیقا روشن نيست دلیل شرکت در انتخاباتی با تایید صلاحیت های مهندسی چیست . جریان حاکم با مهندسی دقیق و رد صلاحیت های هدفمند تکلیف حدود 220 کرسی انتخابات را مشخص کرده و نماینده ی این حوزه ها عملا مشخص است . همه ی توان رقابت جریان اصلاح طلبی برای رقابت برای 70 کرسی است که در صورت سلامت انتخابات و فرض‌هاي محال ديگر در بهترین حالت سی و اندی نماینده در مجلس آينده خواهد داشت. آن هم نمایندگانی که نیروهای دست چندمی هستند که امکان هیچ حرف و اعتراضی براي آنان در مجلس وجود نخواهند داشت.

واقعا مشخص نيست که اصلاح طلبان کی از اين خواب خرگوشي بیدار می شوند؟ کی خواهند فهمید که سالهاست از قطار حكومت پیاده شان کرده اند؟ مصلحت اندیشی تا چه اندازه ؟ حقیقا شرکت در انتخابات و مشروعیت دادن به رقابتی که در آن رقابت در بهترین حالت تنها سی و اندی نماینده از نیروهایی که اصلاح طلبی شان به مویی بند است نصیب جریان اصلاحات می شود با چه تحلیلی بوده است؟ آیا آنها خود را همچنان در بدنه‌ی حکومتي مي‌بينند كه خود آن حکومت آنان را از ساختار قدرت بيرون كرده است؟ آیا تنها اکتفا به "حضور معترضانه" کارکرد اعتراضی این جریان است؟ معتقد هستم که پارادکس موجود در " حضور معترضانه " برگرفته از پارادوکس ذهنی اصلاح طلبان است، و در واقع وقتي مي‌پذيرند در انتخابات حضور داشته باشند يعني به آن مشروعیت مي‌دهيم و وقتی وارد اين بازی‌ می شویم يعني به هر شكلي سلامت اين رقابت ناعادلانه را قبول دارند .

متاسفانه باید پذیرفت که تیر خلاص را اصلاح طلبان چهار سال قبل و آن هنگام که دولت اصلاحات انتخابات فرمایشی مجلس هفتم را برگزارکرد به اصلاحات شليك كردند . بايد پذيرفت كه حقیقت تلخي در تاريخ سياسي كشور در حال وقوع است و جریانات سیاسی اصلاح طلبی كه در طی این سالها سعي داشتند با استفاده از روشهای دمكراتيك و مبتنی بر راي مردم برای ورود به نهاد های قدرت تلاش کنند به پایان عمر خود نزدیک شده و تا زمانی که جریان رفرمیستی ایران درایت سیاسی را نه در متن جامعه بلکه در پشت درهای بسته بدست می آورند نبايستي چندان امیدي به اصلاحات در اين كشور داشت.


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/480


نظرات

:

جناب آقای قاسمی هنوز زود است که تیر خلاص اصلاحات را شلیک کنیم امیدوارم که حداقل در تهران باارائه یک لیست سی نفره امکان راه یابی سران محافظه کاررابه مجلس سدکنیم.وبدون اینکه بهانه ای
بدست انها بدهیم اماده انتخاب
ریاست جمهوری باشیم.
به امید پیروزی حق

:

vaghty in maghale ro khondam taajob kardam chon to sherkat khaili raftaret [...] ,kodomesh o bavar konim ino ya ono?

:

با این پستت خیلی موافقم. راستش تا حالا با هیج کدوم از پستات به این اندازه هم نظر نبودم.
در موردی آن آقا یا خانمی که شلیک شدن تیر خلاص به اصلاحات را زود می دانند باید گفت که از نه تنها زود نیست که از آن زمان 5 سال نیز میگذره و همانطور که خودت گفتی دولت اصلاحات در زمان مجلس اصلاحات خود باعث مرگ اصللاحات شد.

علي كلائي :

سيامك عزيز ! حاكميت پروژه نهضت آزادي كردن مشاركت و اصلاح طلبان را در سر دارد . اگر مشاركت هم در صحنه نباشد قدرت داران در صحنه با توليد يك دو قطبي كاذب داخل گفتمان اقتدارگرايي به هدف خود ميرسند . فرض كن كه مشاركت به تحريم برسد . آلترناتيو عملي چيست ؟ مگر از تحريم تا امروز چه سودي برده ايم ؟
همين اقليت كوچك هم ميتواند منفذي براي برخورد با تار عنكبوت قدرت اقتدارگرايي ميتواند باشد
سخن مفصل است و گاه كوتاه
پاينده باشي
يا حق

:

حالا که نظر هامو منعکس نمی کنی فکر کردم یک داستانی را برات تعریف کنم وقتی 2 تا اسب را یک جا میبندند همرنگ نمیشوند ولی همخو می شن حکایت بستن تو در قسمت اجرا است...

عادل-بابائی :

ما باید از تجربه کشور ترکیه استفاده کنیم و ببینیم که چطور سیاستمداران و نهاد های مردمی از دل حکومت های نظامی سر بیرون آوردند و انتخابات آزاد را جای انتخابات فرمایشی قرار دادند - اشتباه بزرگ اصلاح طلبان درایران در طول 8سال درحاکمیت -برخلاف هموندان در ترکیه - بی توجهی تمام به شکل گیری نهادهای مدنی و غیردولتی و خصوصی سازی اقتصاد بود

فرزان :

مگر خاتمی توسط همین انتخابات سر کار نیامد! بهتر است به اصلاحات فکر کردو

فرزان :

مگر خاتمی توسط همین انتخابات سر کار نیامد! بهتر است به اصلاحات فکر کردو

:

هموطن عزیز
تحریم لوازمی می خواهد و تبعاتی نیز دارد
شما که دعوت به تحریم می کنید آیا حاضرید به سهم خودتان هزینه کنید
یا اینها هم(ببخشید) قر زدن و سلب مسئولیت است

:

من هم قبول دارم که شرایط فعلی به هیچ وجه مطلوب نیست اما علاوه بر خاتمی دیگران هم مقصرند
دیگرانی که تحریم کردند رفتند گوشه خانه نشستند اوضاع فعلی اثر مستقیم این تحریم است
حالا نزدیک انتخابات شده و باز دوباره از خانه بیرون آمده اند و دوباره همان حرفها و دوباره آزمودن همان آزموده
و احتمالا وعده دیدار بعدی با این دوستان وطن دوست
(!) یک هفته مانده به انتخابات بعدی است !

آواز آسمان :

از چه باید کرد ها نمی گویید . تنها از چه نباید کرد ها می گویید . این راه حل نمی شود ...

آواز آسمان :

امشب بعد از انتخابات مطلبی نوشتم به اسم "حرف هایی آرام با همه" . دعوت می کنم در همین زمینه اون نوشته رو بخونید // من فکر می کنم اگر همه تصمیم بگیرن "فقط" جلو برن ، به هر قینمتی جلو برن هر چه قدر می تونن جلو برن، ، از هر عقب نشینی و تحریمی بهتره. شاید به یک جایی برسه . اما تحریم صد در صد به هیچ جایی نمی رسه

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007