در آستانه انتصابات مجلس : تصمیمی مهم پیش روی اصلاح طلبان
هنگامی که نزدیک به دو هفته ی قبل در اینجا به این مورد اشاره کردم که با آنکه جریان اصلاح طلبی به دلایل مختلف شاید در شرایط کنونی سخن خاصی و توان فوق العاده ای نداشته باشد اما برای آنکه جریان پوپولیست و اقتدارگرای حاکم را کمی و حتی کمی کنترل کنیم بهتر است نه با افتخار و سر بلندی بلکه با سر افکندی در انتخابات آینده به کسانی که حداقل اگر توان حق گویی و پی گیری راستین رای مردم را ندارند اما آب نیز در آسیاب پوپولیست ها نمی ریزند، رای دهیم ، تصورم این بود که شاید برای آنکه شوی انتخابات کامل باشد ، حاکمیت تن به حداقل هایی بدهد تا بتوان با ذره بین به دنبال کسانی گشت که امیدی به تغییر فضای سنگین کنونی از طریق مسیر ها و ظرفیت های قانونی فعلی را برای مردم ایجاد کنند .

اما اخباری که این روزها از رد صلاحیت های عجیب و بی سابقه کاندیدا های اصلاح طلب و حتی نزدیک به اصلاح طلب شنیده می شود تا حدود زیادی شرایط را تغییر داده و به نظر می رسد جریان اصلاح طلبی و به ویژه دو حزب تاثیر گذار این جریان - جبهه مشارکت و سازمان مجادهدین – در موقعیت بسیار مهمی قرار گرفته اند .
آنچه که از اخبار رسیده مشخص است برای اولین بار تمامی رد صلاحیت ها در همان مرحله ی اول بررسی صلاحیت ها یعنی در همان هئیت های اجرایی صورت گرفته است و این به خوبی بیان گر آن است که دومینویی که با انتخاب يك فرمانده نظامي – سردار افشار - به عنوان رئيس ستاد انتخابات آغاز شده بود به سرعت در حال پیشروی است و با انتخاب يكسويه معتمدان و اعضاي هيأت اجرايي از ميان تندروترين افراد وابسته به جناح حاكم قدم به قدم در حال جلو رفتن است و قطعا با این روند ، امید به بررسی اعتراض ها در هئیت های نظارت و شورای نگهبان به شوخی می ماند
تقریبا تمامی نامزد های جبهه مشارکت درتمامی کشور رد صلاحیت شده اند و رد صلاحیت ها حتی برخی از وزرای دولت آقای خاتمی را هم شامل شده است . همه ی اینها نشان دهند ی آن است که حاکمیت آنچنان موقعیت خود را در عرصه های داخلی و بی المللی در خطر می بیند که جای هیچگونه ریسکی را برای خود قائل نیست و حاضر است تمامی هزینه ها را بپذیرد ولی دیگر حتی احتمال بازگشت به دوران اصلاحات را برای جریان اصلاحات فراهم نیاورد.
در چنین شرایط خاصی به نظر می رسد موضع گیری جبهه مشارکت و جریان اصلاحات در تعیین خط مشی سیاسی این جریانها در سالهای آینده بسیار حانز اهمیت است . تصمیم به تحریم انتخابات و یا عدم شرکت در انتخابات بیشتر بیانگر آن است که جریان اصلاح طلبی باید راه کار سیاست ورزی و تلاش برای حضور در حاکمیت را برای سالهای آینده به فراموشی بسپارد و این تصمیم قطعا تبعاتی گسترده و مبهمی برای این جریان در تعامل با حاکمیت برای سالهای آینده و حتی احتمال تغییر ساختار درونی این جریان ها خواهد داشت .
باید صبر کرد و دید آیا جریان اصلاحات برای باقی ماندن و حضور در عرصه سیاسی کشور حاضر است که در این نمایش انتصابات مجلس شرکت کنند و یا حاضر نمی شود هیزم انتخاباتی شود که خود در آن سهمی ندارند و به سمت ترک فضای انتخابات رفته و تنها در موضع نظاره گر رقابتهای سیاسی درونی جریان اقتدار گرا در سالهای آینده باقی می ماند تا شاید روزی مساله نظارت استصوابي در انتخابات ها براي هميشه تكليفش مشخص شود .
در همین زمینه :
نامه مهم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ارتباط با عملکرد روزنامه کیهان
بیانه ی جبهه مشارکت در پي رد صلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاح طلب در انتخابات مجلس هشتم
