« ایران در محاصره ی برف ؛ تهران فردا یخ می زند !! | صفحه اول | برای اولین بار و پس از بیست و هشت سال : شاعر تصنیف " همراه شو عزیز ... " مشخص شد ! »

در آستانه انتخابات مجلس : بینی ات را بگیر و برو رای بده !!‏

دیشب که به دعوت بعضی دوستانم به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابان مجلس هشتم رفته بودم ‏، دوباره تمام دودلی ها ، سرخوردگی ها ، نا امیدی ها و ... به سراغم آمد . به هیچ تعارفی هیچ ایده ای ‏برای تبلیغات و بوبژه استفاده از فضای مجازی و ... برای شکاندن فضای سرد سیاسی این روزهای ایران ‏که از سرمای هوا نیز دمایش پایین تر است به ذهنم نمی رسید .‏

معتقدم باز هم در آستای انتخابات تاره و در حالی که نزدیک به شصت روز تا انتخابات باقی مانده است ، ‏همه سوالهای پاسخ داده نشده ی تمامی این سالها باز هم کماکان در پیش روی آنهایی که در طول ‏هشت سال در سه تا چهار انتخابات نزدیک به هشتاد میلیون رای به جریان اصلاح طلبی و یا جریان ‏معروف به اصلاح طلبی داده اند باقی مانده است . جریان اصلاح طلبی امروز در حالی باز هم به سراغ ‏مردم می آید و آنها را تشویق به رای دادن می کند که خود به خوبی می داند که دلسردی و بی تفاوتی ‏ای که امروز در طبقات هدف جریان رفرمیستی در ایران وجود دارد تا حدود زیادی ناشی از کاستی های ‏آنان نیز بوده است .

election%2520day%2520II.jpg

‏ به خاطر دارم که چند ماه قبل که به دلیلی مهمان جلسه کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت بودم و ‏بحث پیشنهاد شعار انتخاباتی و چگونه بودن شعار مورد نظر مطرح بود ، دکتر خانیکی مواردی را در آن ‏جلسه مطرح کرد که دقیقا بیانگر لزوم پاسخگویی جدی به سوالات مهم مردم و بویژه طبقه مخاطب ‏جریان اصلاح طلبی نسبت به نحوه کارکرد ها و کوتاهی های جریان اصلاح طلبان حکومتی در قبال دوران ‏حاکمیتی شان قبل از هر گام انتخاباتی و مهمتر از هر شعاری بود . ‏

و امروز بیشتر به آن فکر می کنم که جریان اصلاحات کماکان در سرگیجگی تحولات سیاسی‎ ‎چند ساله ‏اخیر ایران بسر می برد . آن هنگام که دغدغه ی بزرگترین حزب اصلاحات ایران آن شد که نسخه دست ‏چندم جریان اقتدارگرا را برای انتخابات که همان سازمان رای یا همان رای سازمانی بود را برای هواداران ‏خودش پیاده سازی کند مشخص بود که این سرگیجگی ادامه دارد . استفاده از الگوی رای تلفنی و ‏بسیجی برای حزب و جریانی که طبقه ی مخاطبینش طبقه متوسط و اهل اندیشه ی جامعه است ‏بیانگر این پارادوکس بزرگ بود .‏

امروز جریان اصلاح طلبی که شعار و پیدایشش با گفتمان طبقه متوسط بوده است و برای رای آوردن از ‏مکانیسم های چوپانی طبقه عامه مردم استفاده می کند مصداق بارز از آنجا مانده و از اینحا رانده ی ‏سیاسی شده است . تلاش برای حفظ اصل سیاست ورزی و تن دادن به تمامی رد صلاحیت ها و ‏کارشکنی ها و تقلب ها و در کنار آن شعار ساز مخالف زدن سبب شده است که نه حاکمیت به اندازه ‏دیگر فرزندانش دست محبت به سر این فرزند شیطانش بکشد و نه طبقه ی متوسط و توده ی مردم دیگر ‏حداقل اعتمادی به این جریان داشته باشند . ‏

اما در این شرایط چه باید کرد ؟! مهمترین و مهترین شعار و سخن این است که باید با مردم صادق بود ؛ ‏باید کماکان از محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک سید محمد خاتمی در بین مردم و طبقه ی متوسط جامعه ‏ایران استفاده کرد و به قولی ته دیگ محبوبیت خاتمی را نیز در آورد و به آنها گفت با آنکه سخن خاصی ‏نداریم و توان فوق العاده ای هم نداریم اما برای آنکه این جریان پوپولیست و عوام گرا را کمی و حتی ‏کمی کنترل کنیم بیایید و نه با افتخار و سر بلندی بلکه با سر افکندی به کسانی رای بدهید که حداقل ‏اگر توان حق گویی و پی گیری راستین رای تان را ندارند ، حداقل آب نیز در آسیاب پوپولیست ها نمی ‏ریزند .‏

بی شک لیستی که تایید صلاحیت می شود و از فیلتر های مختلف بازرسان و ناظران و مجریان و ... می ‏گذرند و آنها که این روزها در ستاد های اصلاح طلبان همانند تمامی این سالها همان حرف ها ، همان ‏شعار ها و ... را می زنند و همان جلسات تکراری را بدون هیچگونه سخن تازه ای برگزار می کنند ، هیچ ‏شور و نشاطی در نظر آنان که نه انتخابات را وظیفه ی شرعی می دانند و نه به حاکمیت اعتقادی ‏راستین دارند نمی آفریند ؛ پس تنها باید با مردم صادق بود و به آنها گفت در حالی که تحریم و شرکت ‏نکردن در انتخابات خواسته و آرمان جریان اقتدار گرا هست و هیچ فایده ای برای آینده این مردم نداشته و ‏نزدیک به دو سال قبل مهمترین ثمره اش را دیده ایم ، پس بیایید و سر های خود را در گریبان کنید و بینی ‏هایتان را بگیرید تا بوی تعفن سازش کاری و ... عذابتان ندهد و تنها به امید آنکه بدی را از بین بدتری ‏انتخاب کنید به جریان اصلاح طلبان رای دهید . ‏

در همین زمینه :

تب و تاب ثبت نام انتخابات مجلس - وب نوشت - محمد علی ابطحی


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/463


نظرات

بنفش :

‏باید کماکان از محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک سید محمد خاتمی در بین مردم و طبقه ی متوسط جامعه ‏ایران استفاده کرد و به قولی ته دیگ محبوبیت خاتمی را نیز در آورد!!! فکر نمی کنی این جمله با اینکه با مردم صادق بود،مغایرت داره، این یعنی سوء استفاده از سادگی مردم و همون عوام فریبی یا پوپولیستی که میگی،نه این چیزا دیگه جواب نمیده، مردم خسته تر این حرفاند که دلشون با یک لبخند و یک شعار قشنگ بلرزه

ثمره :

تحریم انتخابات همچون دو سال پیش چهره فریبکار رژیم را عریان کرده و مردم را در مسیر تصمیم سرنوشت ساز قرار می دهد
وجود امثال احمدینژاد در حکومت عمر رژیم را کوتاه می کند

نیما :

اولآ به نظر میاد خودت بیشتر از "اصلاح طلبان" در سرگیجگی مفرط سیر میکنی! چون اگه اصلاح طلبان تشنهء قدرت برای رسیدن به اهدافشون دچار سرگیجه شدن بخاطر اینه که لااقل (برخلاف تو!) "هدفی" دارن ِ که در رسیدن به اون هدف(قدرت) دچار سرگیجه شدن! اما "تو" هیچ هدفی نداری و تنها تبدیل شدی به ابزار و وسیلهء اصلاح طلبان تا اونها رو "به هر قیمتی که شده" به قدرت(هدفشون) برسونی!
ثانیآ کی گفته که خاتمی در بین مردم "محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک" داره؟!؟!... از احمدی نژاد پوپولیست تر خود خاتمی و کروبی و دارودسته شه!
ثالثآ "شما" یکی دیگه دم از "صداقت" نزن و این لغت رو دوباره به گند نکش!... از نظر من جناح حاکم خیلی بیشتر از اصلاح طلبان "صداقت" داره! چون لااقل مستقیم یا غیرمستقیم داره فریاد میزنه که اصلآ دموکراسی و حقوق بشر رو قبول نداره و اونها رو خلاف شرع میدونه!
رابعآ برخلاف ادعای شما فقط دو گزینهء "بد و بدتر" پیش روی ما نیست بلکه گزینه های "بهتر"ی هم هست! ازجمله: تحریم .نافرمانی مدنی .تظاهرات و انقلاب!
خامسآ حتی اگه برفرض محال فقط گزینهء "بد و بدتر" پیش روی ما باشه بنده "احمدی نژاد" رو بد و "خاتمی" رو بدتر میدونم!
من خودم کسی بودم که در دورهء اصلاحات در تمام انتخابات ها شرکت کردم(به استثناء دور دوم "شورای شهر") و هم به خاتمی رای دادم و هم به بقیهء اصلاح طلبان! اما اینبار اگه مجبور به شرکت در انتخابات باشم فقط به طرفداران احمدی نژاد رای خواهم داد.

:

تشكر مي كنم از كامنت هاي باارزشي كه بي نام و نشان و با نام هاي مختلف گه گاه براي من مي گذاريد و سرافرازمان مي كنيد. خواستم متذكر شوم كش شدن اطلاعات در سرور اتفاقي است كه ممكن است بيفتد و اگر ندانيد ممكن است تصور كنيد سايتي مدت هاست به روز نشده است.

محمد :

نیما جون خیلی آتیشت تنده داداش. ولی انضافا از دلایلت خوشم اومد ولذت بردم چون که بالاخره توی کسایی که طرفدار سینه چاک احمدی نژاد و دارو دستش هستن یکی پیدا شده که بتونه کلی دلیل و برهان بیاره اونم پنج تا!!! چون به شخصه فکر نمیکنم خود احمدی نژاد بتونه برای مشکلات روزمره جامعه بیشتر از یکی دو تا دلیل بیاره.
نیماجون تو اگه کاندید بشی من بهت رای میدم :D

محمدجوادغریبی :

باسلام
آفرین ومرحبا بر این کلک زیبا وسحرامیز وحقیقتا مرا مسحور خویش ساخت
دروبگردیهای معمول ونامعمول هرچی شما استنباط نمائید با ترنمای فخیمه شما آشنا شدم
قلم چابکی دارید وباید احسن گفت . من از چشم اندازی خاص نگاشته های شما را تورق کردم یعنی بری از منازعات وصاعقه های سیاسی که منتسب به جهان در حال گذار است .
علی ایحال فصل اشتراک فیمابین خودم وشما را به فال نیک میگیرم-سال وماه تولد-وعن قریب لینک شما رادرتارنگارم تسجیل خواهم
کرد
فعلا قدمتان وقمتان سبز وقلبتان پرتپش

نیما :

پوپولیست ، کاریزماتیک و چندین وچند کلمه ی دیگه که فقط شعاراست ،شعارهایی که هنوز هم عده ای نمی خواهند باور کنن که عمرشان به سر رسیده یا بهتر بگم عمرشان آغاز نشده
دوست عزیز انگار شما هم کم حافظه تشریف دارید و گرنه می دونستید که بزرگترین پوپولیست کشور ما همین اصلاح طلبان عزیز و در راس اون همین جناب خاتمی عزیز است واین ماجرا از همان 2 خرداد معروف آغاز شد همانجایی که خیلی ها به خاطر ظاهر خوش سیمای این سید به او رای دادند و همین اتفاق هم در دور دوم رئیس جمهوری هم افتاد و اگر قانون به او اجازه می داد برای بار سوم هم این اتفاق می افتاد و اصل ماجرا هم همینجاست مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات و گرنه اصولی که مصطفی معین به آنها اعتقاد داشت با جریان اصلاحات همگون تر بود تا اصول خاتمی اما معین به شکل مفتضحانه ای در برابر شخصی شکست می خورد که تا 9 ماه قبل از انتخابات خیلی ها او رامی شناخت اما این اتفاق افتاد حتی شعار بقول شما مافوق پوپولیستی شیخ اصلاحات همان 50 هزار تومان معروف هم کارگر نیفتاد چون شیخ فقط به همین وعده دلخوش کرده بود و به غیر این شعار برنامه ای برای کشور نداشت وحتی خوب یادم هست که در زمان تبلیغات از صدا وسیما در برابر پرسش سوالات اقتصادی ،سیاسی وغیره مدام با فلش بک زدن به خاطرات خود با امام سعی در جلب آرای طیف سنتی جامعه را نیز داشت
اما اوج خدمت را به شخص احمدی نژاد همان رسانه های نوشتاری طیف اصلاحات کردند همان هایی که در مدت یک هفته از احمدی نژاد یک مظلوم که تمام تیر ها به سمت او نشانه رفته است ساختند و اینگونه احمدی نژاد رئیس جمهور کشور شد هر چند عده ای سعی در القای تقلب در انتخابات را داشتند اما خود بهتر می دانستند این فقط یک بهانه است و عجیب اینجاست عده ای که سعی در گمراه کردن دیگران و حتی خود را دارند به بهانه هایی مانند رای تلفنی و بسیجی روی می آورند غافل از اینکه مشکل در تفکر آنها نهفته است و آن هم در جایی که فکر می کنند با دادن شعار هایی مانند آزادی می توانند مردم را به رای دادن به جریان همراه با خودوادار کنند اما همیشه این نکته را فراموش می کنند این گونه شعار ها بجز اپیدمی ای که در طیف جوان وجود دارد برای خیلی از مردم جز ضروریات بحساب نمی آید و این را می توان بر اساس تئوری مزلو نیز توجیه کرد هر چند خیلی ها این تئوری را به صورت کامل قبول ندارند اما این تئوری در مورد کشور ما حداقل به عنوان یک استثنا صدق پیدا می کند جایی که نیاز های فیزیکی و ایمنی و احترام برای مردم ضروری تر به حساب می آیند تا شعار هایی مانند آنچه اصلاح طلبان با آن خود را مطرح می گردانند

:

قبل ازهرچیز برای اینکه سوءتفاهم نشه باید بگم که من همون "نیما"یی هستم که قبل از نفر بالا(نیما) و در پاسخ به "سیامک قاسمی" کامنت گذاشتم!! و برای اینکه از این تشابه اسمی سوءبرداشت نشه خودم رو "نیما 1" معرفی میکنم و نیمای بالایی رو "نیما 2"!!!(چه خرتوخری شد!)
و اما خدمت "نیما 2!" باید عرض کنم که :
درسته که ظاهرآ هر دوی ما درحال حاضر با "اصلاحات" مخالفیم ولی "دلایل" مخالفت من با اصلاحات با "دلایل شما" زمین تا آسمون متفاوته!
مثلآ اگه من با "اصلاحات" مخالفم به این دلیله که معتقدم این پروژه(اصلاحات) شکست خورده و دیگه قابل تکرار نیست! یعنی حتی اگه بفرض محال دوباره "اصلاح طلبان" روی کار بیان به هیچ عنوان نمیتونن "تغییری" در نظام فاسد ج.ا ایجاد کنن! بنابراین من معتقد به گزینهء "انقلاب" بجای اصلاحات هستم. اما "شما"(نیما2) هیچ گزینه ای(آلترناتیو) بجای اصلاح طلبی پیشنهاد نمیکنی! و صرفآ واکنشی غریزی , عصبی و بدون پشتوانهء منطقی و مستند درمقابل اصلاح طلبان از خودت نشون میدی! میتونم این "ادعا"های بی منطق و متناقضت رو اثبات کنم!
فرمودین :
« پوپولیست ، کاریزماتیک و چندین وچند کلمه ی دیگه که فقط شعار است ،... عمرشان به سر رسیده یا بهتر بگم عمرشان آغاز نشده»!

ج: شما اول تکلیف خودتون رو روشن کنین که بالاخره این شعارها عمرشون "به سر رسیده" یا اصلآ هنوز "آغاز نشده"!!! آخه نمیشه یه چیزی که قراره عمرش آغاز بشه درعین حال عمرش به سر هم رسیده باشه!!!(تناقض)
شخصآ معتقدم شعارهای پوپولیستی خیلی خیلی وقت پیش عمرشون آغاز شده و خیلی وقت هم هست که عمرشون به سر رسیده.
در ادامه فرمودین :
« بزرگترین پوپولیست کشور ما همین اصلاح طلبان عزیز و در راس اون همین جناب خاتمی عزیز است واین ماجرا از همان 2 خرداد معروف آغاز شد»

ج: اولآ به نظر من "همهء" اصلاح طلبان پوپولیست نیستن(بخصوص اکثر اصلاح طلبانی که بعداز شکست اصلاحات دیگه تا به امروز "کاندید" نشدن)
ثانیآ برخلاف ادعای شما "پوپولیسم" از 2خرداد "آغاز" نشد بلکه از همون زمان انقلاب "آغاز" شد!
فرمودین :
« خیلی ها به خاطر ظاهر خوش سیمای این سید[خاتمی] به او رای دادند و همین اتفاق هم در دور دوم رئیس جمهوری هم افتاد و اگر قانون به او اجازه می داد برای بار سوم هم این اتفاق می افتاد»

ج: اولآ براتون خیلی متآسفم که تا این حد مسائل سیاسی رو به ابتذال میکشونین و موضوع "خوش سیما" بودن و خوشگلی رو در عرصهء "سیاست" اینقدر مهم میدونین که اون رو مبنای "تجزیه تحلیل" خودتون قرار میدین!
ثانیآ حتی اگه بنا به "خوش سیما" بودن هم باشه جناب "ناطق نوری" که از خاتمی خوش سیماتر بود! پس چرا ایشون رآی نیاورد؟؟!
فرمودین :
« مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات»

ج: این ادعای شما در تضاد آشکار با واقعیات و مستنداته! اگه مردم فقط به خاتمی رآی میدادن و نه به "اصلاحات" پس نتیجهء انتخابات مجلس ششم رو چجوری توجیه میکنین؟؟! نتیجهء انتخابات "شورای شهر" رو چطور میخواین توجیه کنین ؟؟! یعنی نماینده های مجلس ششم و شوراهای شهر فک و فامیل خاتمی بودن؟!؟! یا نکنه اونها هم مثل خاتمی "خوش سیما!" بودن؟!!
فرمودین :
« هر چند عده ای سعی در القای تقلب در انتخابات را داشتند اما خود بهتر می دانستند این فقط یک بهانه است»

ج: اولآ نفرمایید "عده ای!" ، بفرمایید "همه" به استثناء احمدی نژاد و شرکا!!! سخنان کروبی رو بخاطر بیارین که بعد از چند ساعت "چرت" درمورد تقلبات چی فرمودن !! یا جناب رفسنجانی که از تقلب در انتخابات به خدا پناه بردن!!! قضیهء چند میلیون شناسنامهء جعلی هم فراموش نشود! تازه این چند میلیون فقط تعداد"کشف شده ها" بود! تقلبات "کشف نشده" رو هم خودتون تخمین بزنین!!!
ثانیآ نفرمایید "القای" تقلب! چون برای مردم عین روز روشنه که "هیچ" انتخاباتی در کشور بدون تقلب صورت نگرفته و برای این نیازی به "القاء"کسی نیست!!!
فرمودین :
« فکر می کنند با دادن شعار هایی مانند آزادی می توانند مردم را به رای دادن به جریان همراه با خودوادار کنند اما همیشه این نکته را فراموش می کنند این گونه شعار ها بجز اپیدمی ای که در طیف جوان وجود دارد برای خیلی از مردم جز ضروریات بحساب نمی آید و این را می توان بر اساس تئوری مزلو نیز توجیه کرد»

ج: لازم به ذکره که "اکثریت" جامعه رو همین "طیف جوان" تشکیل میدن و از اونجا که در انتخابات "رای اکثریت" ملاکه بنابراین توجه به ضروریات "طیف جوان"(اکثریت جامعه) شرط پیروزی در انتخاباته! حالا شما چه مشکلی با این قضیه دارین من متوجه نمیشم! ظاهرآ شما اصلآ عقیده ای به "انتخابات" ندارین!!!
ضمنآ برای فهم اینکه چه چیزی جزء ضروریات مردم هست هیچ نیازی به "تئوری بافی" نیست تا شما ادعای بی اساس خودتون رو "توجیه" کنین! فقط کافیه نیم نگاهی به اطراف خودتون بندازین یا ببینین چرا بیشترین شرکت مردم در انتخابات بعداز انقلاب در دوران"اصلاحات" بوده!؟
درنهایت فرمودین:
«نیاز های فیزیکی و ایمنی و احترام برای مردم ضروری تر به حساب می آیند تا شعار هایی مانند آنچه اصلاح طلبان با آن خود را مطرح می گردانند»

ج: این ادعای شما هم باز درتضاد کامل با واقعیاته! همونطورکه خودتون معترفین شعار اصلاح طلبان "آزادی و دموکراسی" بود . اگه به ادعای شما "نیازهای فیزیکی و ایمنی" برای مردم ضروری تر از "آزادی" بود پس این "جن و پری" بودن که 2دورهء ریاست جمهوری ، یک دوره انتخابات مجلس(ششم) و یک دوره انتخابات شورای شهر با اکثریت قریب به اتفاق به "اصلاح طلبان" رای دادن؟!؟!
اتفاقآ تنها کاندیدایی که بیشترین شعار و فعالیتش در زمینهء "نیازهای فیزیکی و اقتصادی" بود کسی نبود جز "سردار سازندگی" هاشمی رفسنجانی! پس چرا ایشون در انتخابات مجلس ششم جزء 30 نفر اول هم نبود؟!؟!
گذشته از این بهترین وضعیت اقتصادی کشور در دوران اصلاحات ایجاد شد. اما درنهایت مردم "اصلاحات" رو تحریم کردن! به این دلیل که خواستهء مردم "آزادی و دموکراسی" بود و چون "اصلاح طلبان" برخلاف شعارهای آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانه شون عمل کردن مردم هم اونها رو تحریم کردن!

نیما 1

نیما :

دوست عزیز آقای نیمابرای اینکه به سوال های شما جواب دهم مجبوریم وارد یک بحث دو نفره شویم پس به تک تک مسائل مورد سوال شما
سعی می کنم جواب بدهم
اولاً اینکه گزینه ی شما یک واکنش عجولانه به یک سری اقدامات متوالی در کشور است در واقع این یک پیشنهاد نیست بلکه پاک کردن صورت مساله ویک بازگشت به عقب است و پیشنهاد من در مقابل پیشنهاد شما زمینه سازی برای ظهور دولتی با فکر اقتصادی به معنای واقعی و دارای توان به اجرا در آوردن این تز در عمل باشد به گونه ای که با بکار بستن الگو های اقتصادی دراز مدت مثلاً به مدت 8سال و نه کوتاه مدت توان اقتصادی کشور را به حدی بالاتر از نرمال سوق دهد تا مردم بتوانند از زیر بار مشقت بار زندگی در این 3 دهه خارج شوند وآن وقت است بعد ازافتادن کشور در سرازیری پیشرفت اقتصادی می توان اقدامات لازم را برای اجرای اهداف بزرگتری مانند دموکراسی هموار کرد
اما در مورد دوم باید عرض کنم به پشتوانه مطالب بالا است که می گویم هنوززمان استفاده از کلمات بالا در کشور ما نرسیده است ولی انگار بعضی ها خیلی برای رسیدن به آرمان هایی که بعضی از کشور ها برای رسیدن به آنها حتی تا 100 سال وقت صرف کرده اند عجله دارند و می خواهند یک شبه به هر آنچه در 50 سال گذشته نداشته اند برسند
در مورد مساله سوم اینکه خاتمی بخش زیادی از رای های خود در دو انتخابات قبلی به خاطر ظاهر، پوشش ، کلام نافذخود وشعار های جذاب مثل رفاه به دست آورده جای هیچ شکی باقی نیست .این را من در مقیاس کوچکش در پای صندوغ های رایی که بعنوان ناظر فرمانداری بر سر آن حضور داشتم به عینه می دیدم کسانی را انگار به نوعی محسور ایشان وشعار هایش شده بودند واینها همان هایی هستند که بدلیل نداشتن چارچوب خاص ذهنی در هر دور به سمتی برای رای دادن متمایل می شوند و این گونه هم بود که جریان خاتمی مجلس ششم و سپس شورای شهر را از آن خود کرد اما هنگامی که جو ایجاد شده اندکی آرام گرفت و همان عده ی خاص احساس کردند که هیچ تغییری در عمل ایجاد نشده این بار به سمت دیگر کشیده شدند و اینگونه مجلس هفتم شکل گرفت و بعد از آن هم 3 تیر بوجود آمد ضمناً برای من عجیب است که شما اعتقاد دارید ناطق نوری ظاهری جذاب تر از خاتمی دارد
مسئله ی چهارم اگر منظور از تقلب من در آوردی شما به فرض هم درست باشد پس واقعاً باید برای دولت سابق اظهار تاسف کرد که از چهار انتخابات برگزار شده در آن دو انتخابات به تقلب گسترده کشانده شد اما در مورد ادعای آقای کروبی این که ایشان گفته بودند که از خواب بیدار شدند ودیدند نتیجه انتخابات تغییر کرده است به این دلیل بود که ایشان فکر کردند با رای آوردن در سه چهار استان می توانند رئیس جمهور شوند و در حالی که هنوز خیلی از صندوغ ها شمارش نشده بودند به خیال خودشان بر طبل پیروزی نواختند اما در مورد اظهارات جناب رفسنجانی این درد از جای دیگری بود و در مورد چند ملیون شناسنامه هم که باید بگویم خودتان بنشینید و با خودتان حساب کنید چند هزار آدم رو با این حرفها بی اعتبار کردید انگار شما از چیدمان افراد در محل رای گیری بی اطلاع هستید و شاید هم فکر کرده اید که تمام افراد پای صندوغ های رای از ارگان سپاه تعیین می شوند واگر هم به تقلب انتخابات ایمان دارید جوابی است به سوال خودتان در مورد چگونگی رای آوردن مجلس ششم وشورای شهر زمان آقای خاتمی
مسئله پنجم اینکه من از طیف جوان استفاده کردم منظور افرادی بین 20 تا 30 سال است واین که اکثریت کشور ما جوان است منظور از سن 10 سالگی تا 40 سالگی می باشد و می بینید که از این اکثریت یک سوم آنها در محدوده مورد نظر من قرار دارند که البته خیلی از آنها هم به این نتیجه رسیده اند که دیگر در انتخابات شرکت نکنند مسئله پنجم این که سردار سازندگی را به رسیدگی به نیاز های اقتصادی مردم منتسب کردید حتماً آن تورم 50 درصدی قبل از انتخابات را هم به یاد می آورید تورمی که کمر مردم را شکست و همان هم زمینه ی شکست ناطق را در دوم خرداد فراهم ساخت و دلیل دیگر بر حرف هایم رای آوردن احمدی نژادیست که شعار اصلی آن اجرای عدالتی است که بخش اعظمی از آن به اقتصاد بر می گردد و اینکه گفته اید بهترین وضعیت اقتصادی کشور در زمان خاتمی بوده است نیز یک ادعا بیشتر نیست چون امار سازمان های مستقل چیز دیگری نشان می دهد و اگر منظور از وضع بهتر اقتصادی از دیدگاه شما همان حقوق اسمی است که هر ساله زیاد می گردد باید خدمت شما عرض کنم که اگر این حقوق را در کنار نرخ های واقعی تورم و معضلات دیگری مانند بیکاری ورکود قرار بدهیم به نتایج جالبی که مغایر با نظرات شماست می رسیم
و درآخر ازدوستان عزیز می خواهم که کمی منطقی تر به مسائل نگاه کنند و از احساساتی شدن در برخورد با مسائل اجتناب کنند

:

قبل از هرچیز برای مسئول سایت متآسفم که باوجودیکه من خودم رو با نام نیما1 معرفی کردم ایشون بجای درج نام من بعنوان [نیما1] از [ : ] استفاده کردن! ولی اسم نیمای قلابی(ناظر شورای نگهبان) رو با عنوان [نیما] هر دوبار درج کردن! و با اینکار ناخوداگاه به بازی کثیفی که ایشون(نیمای ناظر شورای نگهبان) راه انداختن کمک کردن!
اما هدف نیمای قلابی از مصادرهء نام من برای اظهارنظر چی بود؟!(درحالی که هم نوشتهء من رو خونده بودن و هم نام من رو بالای نوشته م بعنوان [نیما] دیده بودن! :
اولآ ایشون هیچ توجیهی برای استفاده از اسم "نیما" نداشتن ،چراکه اگه من و امثال من(بعنوان مخالف حکومت) از "نام مستعار" در نوشته هامون استفاده میکنیم بخاطر ترس از افشای هویتمون ازطرف حکومته! اما ایشون(نیمای قلابی و ناظر شورای نگهبان) از چه چیز "ترس" دارن که از اسم "مستعار" استفاده میکنن ،اون هم اسم مشابه با طرف مخالف فکری شون؟!؟!
ثانیآ حتی اگه ایشون بفرض مدعی بشن که مثلآ چون از "سربازان گمنام اطلاعات" هستن و بنابراین نمیخوان هویتشون فاش بشه میتونستن از همون روش شرافتمندانه ای که من پیشنهاد کردم استفاده کنن و مثلآ حرف اول فامیلی شون رو به اسم مستعار اضافه کنن (مثلآ: نیما- ف) یا ( نیما2) تا نظرات ایشون با نظرات من(نیما) یکی گرفته نشه! ولی ایشون بنابه دلایلی چنین نکردن.
دلیلش رو با مقایسهء محتوای "نوشتهء اول" و "نوشتهء دوم" ایشون میشه فهمید! در نوشتهء اول طوری وانمود میکنن که بعنوان یک "شهروند عادی" و با دغدغه های مادی و اقتصادی مخالف جریان اصلاح طلبی هستن و مخالفتشون با این جریان هیچ ربطی به مطالبات آزادی خواهانه و دموکراسی گرایانه نداره! دلیل انتخاب نام من(نیما) برای نوشته خودشون هم دقیقآ این بودکه به خواننده ها القا کنن که نیمای اولی(من) و نیمای "ناظر شورای نگهبان" هردو درواقع یکی هستن! چون من[نیما1] هم مثل ایشون مخالف "تکرار" جریان اصلاح طلبی هستم و خاتمی و کروبی رو هم پوپولیست میدونم! اما مخالفت من و اکثریت مردم با این جریان بخاطر عمل نکردن وعده های آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانهء اونهاست (نه مسائل اقتصادی!)،درحالی که مخالفت نیمای قلابی(ناظر شورای نگهبان) از دید حاکمیت هست ،نه از دید "مردم"! درواقع با جوابی که به ایشون(نیما2) دادم مجبورشون کردم که چهرهء واقعی خودشون رو (در نوشتهء دوم) نشون بدن تا معلوم بشه که مخالفت ایشون با جریان اصلاحات اینه که اساسآ "هیچ" اعتقادی به آزادی و دموکراسی ندارن!
اما دلیل اینهمه توضیح درمورد یک تشابه اسمی به چند دلیل بود! :
1- خواستم به نیما2(ناظر شورای نگهبان) و هم صنفی هاش بفهمونم که استفاده از این روشهای کثیف برای "تخریب عقاید مخالف" همچون روش های پوپولیستی عمرش به سر اومده! و بهتره برای دفاع از عقاید خودشون از روشهای شرافتمندانه تری بهره بگیرن!
2- خواستم با این توضیحات خوانندگان سایت رو(وقتی با یک اسم با عقاید متضادو گاهآ مشابه مواجه میشن) از "گه گیجگی" دربیارم !
3- از اونجاکه "نیما2"(ناظر شورای نگهبان) من رو به مناظره دعوت کردن و چون نمیشه دونفر "با یک اسم" با هم بحث کنن ،باید تکلیف اسامی مون مشخص بشه!
بنابراین برای روشن شدن "افکار عمومی!" مجبورم قبل از وارد شدن به بحث ،دوباره نوشته های خودم(نیما1) و نوشته های ناظرشورای نگهبان(نیما2) رو با اضافه کردن "نام اصلاح شده" بنویسم تا سوءتفاهم پیش نیاد!
درصورتی که مسئول سایت اسم من رو به جای [ : ] وارد کنه و همین نوشته م رو با "اصلاحات انجام شده" در سایت بذاره مشتاقانه وارد مناظره با "ناظرشورای نگهبان"(نیما2) خواهم شد. درغیر اینصورت من درطول عمرم وارد هیچ "بازی کثیفی" نشده و بعداز اینهم نخواهم شد!
و اما به نظراتی که تا پیش از این ازطرف من(نیما1) و ناظرشورای نگهبان(نیما2) بیان شده دوباره توجه کنین و در انتها جواب من رو به افاضات اخیر "نیما2" مشاهده کنین!:
نیما1 (خودم!) :
اولآ به نظر میاد خودت بیشتر از "اصلاح طلبان" در سرگیجگی مفرط سیر میکنی! چون اگه اصلاح طلبان تشنهء قدرت برای رسیدن به اهدافشون دچار سرگیجه شدن بخاطر اینه که لااقل (برخلاف تو!) "هدفی" دارن ِ که در رسیدن به اون هدف(قدرت) دچار سرگیجه شدن! اما "تو" هیچ هدفی نداری و تنها تبدیل شدی به ابزار و وسیلهء اصلاح طلبان تا اونها رو "به هر قیمتی که شده" به قدرت(هدفشون) برسونی!
ثانیآ کی گفته که خاتمی در بین مردم "محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک" داره؟!؟!... از احمدی نژاد پوپولیست تر خود خاتمی و کروبی و دارودسته شه!
ثالثآ "شما" یکی دیگه دم از "صداقت" نزن و این لغت رو دوباره به گند نکش!... از نظر من جناح حاکم خیلی بیشتر از اصلاح طلبان "صداقت" داره! چون لااقل مستقیم یا غیرمستقیم داره فریاد میزنه که اصلآ دموکراسی و حقوق بشر رو قبول نداره و اونها رو خلاف شرع میدونه!
رابعآ برخلاف ادعای شما فقط دو گزینهء "بد و بدتر" پیش روی ما نیست بلکه گزینه های "بهتر"ی هم هست! ازجمله: تحریم .نافرمانی مدنی .تظاهرات و انقلاب!
خامسآ حتی اگه برفرض محال فقط گزینهء "بد و بدتر" پیش روی ما باشه بنده "احمدی نژاد" رو بد و "خاتمی" رو بدتر میدونم!
من خودم کسی بودم که در دورهء اصلاحات در تمام انتخابات ها شرکت کردم(به استثناء دور دوم "شورای شهر") و هم به خاتمی رای دادم و هم به بقیهء اصلاح طلبان! اما اینبار اگه مجبور به شرکت در انتخابات باشم فقط به طرفداران احمدی نژاد رای خواهم داد.

نیما2 (ناظرشورای نگهبان) :
پوپولیست ، کاریزماتیک و چندین وچند کلمه ی دیگه که فقط شعاراست ،شعارهایی که هنوز هم عده ای نمی خواهند باور کنن که عمرشان به سر رسیده یا بهتر بگم عمرشان آغاز نشده
دوست عزیز انگار شما هم کم حافظه تشریف دارید و گرنه می دونستید که بزرگترین پوپولیست کشور ما همین اصلاح طلبان عزیز و در راس اون همین جناب خاتمی عزیز است واین ماجرا از همان 2 خرداد معروف آغاز شد همانجایی که خیلی ها به خاطر ظاهر خوش سیمای این سید به او رای دادند و همین اتفاق هم در دور دوم رئیس جمهوری هم افتاد و اگر قانون به او اجازه می داد برای بار سوم هم این اتفاق می افتاد و اصل ماجرا هم همینجاست مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات و گرنه اصولی که مصطفی معین به آنها اعتقاد داشت با جریان اصلاحات همگون تر بود تا اصول خاتمی اما معین به شکل مفتضحانه ای در برابر شخصی شکست می خورد که تا 9 ماه قبل از انتخابات خیلی ها او رامی شناخت اما این اتفاق افتاد حتی شعار بقول شما مافوق پوپولیستی شیخ اصلاحات همان 50 هزار تومان معروف هم کارگر نیفتاد چون شیخ فقط به همین وعده دلخوش کرده بود و به غیر این شعار برنامه ای برای کشور نداشت وحتی خوب یادم هست که در زمان تبلیغات از صدا وسیما در برابر پرسش سوالات اقتصادی ،سیاسی وغیره مدام با فلش بک زدن به خاطرات خود با امام سعی در جلب آرای طیف سنتی جامعه را نیز داشت
اما اوج خدمت را به شخص احمدی نژاد همان رسانه های نوشتاری طیف اصلاحات کردند همان هایی که در مدت یک هفته از احمدی نژاد یک مظلوم که تمام تیر ها به سمت او نشانه رفته است ساختند و اینگونه احمدی نژاد رئیس جمهور کشور شد هر چند عده ای سعی در القای تقلب در انتخابات را داشتند اما خود بهتر می دانستند این فقط یک بهانه است و عجیب اینجاست عده ای که سعی در گمراه کردن دیگران و حتی خود را دارند به بهانه هایی مانند رای تلفنی و بسیجی روی می آورند غافل از اینکه مشکل در تفکر آنها نهفته است و آن هم در جایی که فکر می کنند با دادن شعار هایی مانند آزادی می توانند مردم را به رای دادن به جریان همراه با خودوادار کنند اما همیشه این نکته را فراموش می کنند این گونه شعار ها بجز اپیدمی ای که در طیف جوان وجود دارد برای خیلی از مردم جز ضروریات بحساب نمی آید و این را می توان بر اساس تئوری مزلو نیز توجیه کرد هر چند خیلی ها این تئوری را به صورت کامل قبول ندارند اما این تئوری در مورد کشور ما حداقل به عنوان یک استثنا صدق پیدا می کند جایی که نیاز های فیزیکی و ایمنی و احترام برای مردم ضروری تر به حساب می آیند تا شعار هایی مانند آنچه اصلاح طلبان با آن خود را مطرح می گردانند

نیما1 (خودم!) :
قبل ازهرچیز برای اینکه سوءتفاهم نشه باید بگم که من همون "نیما"یی هستم که قبل از نفر بالا(نیما) و در پاسخ به "سیامک قاسمی" کامنت گذاشتم!! و برای اینکه از این تشابه اسمی سوءبرداشت نشه خودم رو "نیما 1" معرفی میکنم و نیمای بالایی رو "نیما 2"!!!(چه خرتوخری شد!)
و اما خدمت "نیما 2!" باید عرض کنم که :
درسته که ظاهرآ هر دوی ما درحال حاضر با "اصلاحات" مخالفیم ولی "دلایل" مخالفت من با اصلاحات با "دلایل شما" زمین تا آسمون متفاوته!
مثلآ اگه من با "اصلاحات" مخالفم به این دلیله که معتقدم این پروژه(اصلاحات) شکست خورده و دیگه قابل تکرار نیست! یعنی حتی اگه بفرض محال دوباره "اصلاح طلبان" روی کار بیان به هیچ عنوان نمیتونن "تغییری" در نظام فاسد ج.ا ایجاد کنن! بنابراین من معتقد به گزینهء "انقلاب" بجای اصلاحات هستم. اما "شما"(نیما2) هیچ گزینه ای(آلترناتیو) بجای اصلاح طلبی پیشنهاد نمیکنی! و صرفآ واکنشی غریزی , عصبی و بدون پشتوانهء منطقی و مستند درمقابل اصلاح طلبان از خودت نشون میدی! میتونم این "ادعا"های بی منطق و متناقضت رو اثبات کنم!
فرمودین :
« پوپولیست ، کاریزماتیک و چندین وچند کلمه ی دیگه که فقط شعار است ،... عمرشان به سر رسیده یا بهتر بگم عمرشان آغاز نشده»!

ج: شما اول تکلیف خودتون رو روشن کنین که بالاخره این شعارها عمرشون "به سر رسیده" یا اصلآ هنوز "آغاز نشده"!!! آخه نمیشه یه چیزی که قراره عمرش آغاز بشه درعین حال عمرش به سر هم رسیده باشه!!!(تناقض)
شخصآ معتقدم شعارهای پوپولیستی خیلی خیلی وقت پیش عمرشون آغاز شده و خیلی وقت هم هست که عمرشون به سر رسیده.
در ادامه فرمودین :
« بزرگترین پوپولیست کشور ما همین اصلاح طلبان عزیز و در راس اون همین جناب خاتمی عزیز است واین ماجرا از همان 2 خرداد معروف آغاز شد»

ج: اولآ به نظر من "همهء" اصلاح طلبان پوپولیست نیستن(بخصوص اکثر اصلاح طلبانی که بعداز شکست اصلاحات دیگه تا به امروز "کاندید" نشدن)
ثانیآ برخلاف ادعای شما "پوپولیسم" از 2خرداد "آغاز" نشد بلکه از همون زمان انقلاب "آغاز" شد!
فرمودین :
« خیلی ها به خاطر ظاهر خوش سیمای این سید[خاتمی] به او رای دادند و همین اتفاق هم در دور دوم رئیس جمهوری هم افتاد و اگر قانون به او اجازه می داد برای بار سوم هم این اتفاق می افتاد»

ج: اولآ براتون خیلی متآسفم که تا این حد مسائل سیاسی رو به ابتذال میکشونین و موضوع "خوش سیما" بودن و خوشگلی رو در عرصهء "سیاست" اینقدر مهم میدونین که اون رو مبنای "تجزیه تحلیل" خودتون قرار میدین!
ثانیآ حتی اگه بنا به "خوش سیما" بودن هم باشه جناب "ناطق نوری" که از خاتمی خوش سیماتر بود! پس چرا ایشون رآی نیاورد؟؟!
فرمودین :
« مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات»

ج: این ادعای شما در تضاد آشکار با واقعیات و مستنداته! اگه مردم فقط به خاتمی رآی میدادن و نه به "اصلاحات" پس نتیجهء انتخابات مجلس ششم رو چجوری توجیه میکنین؟؟! نتیجهء انتخابات "شورای شهر" رو چطور میخواین توجیه کنین ؟؟! یعنی نماینده های مجلس ششم و شوراهای شهر فک و فامیل خاتمی بودن؟!؟! یا نکنه اونها هم مثل خاتمی "خوش سیما!" بودن؟!!
فرمودین :
« هر چند عده ای سعی در القای تقلب در انتخابات را داشتند اما خود بهتر می دانستند این فقط یک بهانه است»

ج: اولآ نفرمایید "عده ای!" ، بفرمایید "همه" به استثناء احمدی نژاد و شرکا!!! سخنان کروبی رو بخاطر بیارین که بعد از چند ساعت "چرت" درمورد تقلبات چی فرمودن !! یا جناب رفسنجانی که از تقلب در انتخابات به خدا پناه بردن!!! قضیهء چند میلیون شناسنامهء جعلی هم فراموش نشود! تازه این چند میلیون فقط تعداد"کشف شده ها" بود! تقلبات "کشف نشده" رو هم خودتون تخمین بزنین!!!
ثانیآ نفرمایید "القای" تقلب! چون برای مردم عین روز روشنه که "هیچ" انتخاباتی در کشور بدون تقلب صورت نگرفته و برای این نیازی به "القاء"کسی نیست!!!
فرمودین :
« فکر می کنند با دادن شعار هایی مانند آزادی می توانند مردم را به رای دادن به جریان همراه با خودوادار کنند اما همیشه این نکته را فراموش می کنند این گونه شعار ها بجز اپیدمی ای که در طیف جوان وجود دارد برای خیلی از مردم جز ضروریات بحساب نمی آید و این را می توان بر اساس تئوری مزلو نیز توجیه کرد»

ج: لازم به ذکره که "اکثریت" جامعه رو همین "طیف جوان" تشکیل میدن و از اونجا که در انتخابات "رای اکثریت" ملاکه بنابراین توجه به ضروریات "طیف جوان"(اکثریت جامعه) شرط پیروزی در انتخاباته! حالا شما چه مشکلی با این قضیه دارین من متوجه نمیشم! ظاهرآ شما اصلآ عقیده ای به "انتخابات" ندارین!!!
ضمنآ برای فهم اینکه چه چیزی جزء ضروریات مردم هست هیچ نیازی به "تئوری بافی" نیست تا شما ادعای بی اساس خودتون رو "توجیه" کنین! فقط کافیه نیم نگاهی به اطراف خودتون بندازین یا ببینین چرا بیشترین شرکت مردم در انتخابات بعداز انقلاب در دوران"اصلاحات" بوده!؟
درنهایت فرمودین:
«نیاز های فیزیکی و ایمنی و احترام برای مردم ضروری تر به حساب می آیند تا شعار هایی مانند آنچه اصلاح طلبان با آن خود را مطرح می گردانند»

ج: این ادعای شما هم باز درتضاد کامل با واقعیاته! همونطورکه خودتون معترفین شعار اصلاح طلبان "آزادی و دموکراسی" بود . اگه به ادعای شما "نیازهای فیزیکی و ایمنی" برای مردم ضروری تر از "آزادی" بود پس این "جن و پری" بودن که 2دورهء ریاست جمهوری ، یک دوره انتخابات مجلس(ششم) و یک دوره انتخابات شورای شهر با اکثریت قریب به اتفاق به "اصلاح طلبان" رای دادن؟!؟!
اتفاقآ تنها کاندیدایی که بیشترین شعار و فعالیتش در زمینهء "نیازهای فیزیکی و اقتصادی" بود کسی نبود جز "سردار سازندگی" هاشمی رفسنجانی! پس چرا ایشون در انتخابات مجلس ششم جزء 30 نفر اول هم نبود؟!؟!
گذشته از این بهترین وضعیت اقتصادی کشور در دوران اصلاحات ایجاد شد. اما درنهایت مردم "اصلاحات" رو تحریم کردن! به این دلیل که خواستهء مردم "آزادی و دموکراسی" بود و چون "اصلاح طلبان" برخلاف شعارهای آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانه شون عمل کردن مردم هم اونها رو تحریم کردن!

نیما2 (ناظرشورای نگهبان) :
دوست عزیز آقای نیمابرای اینکه به سوال های شما جواب دهم مجبوریم وارد یک بحث دو نفره شویم پس به تک تک مسائل مورد سوال شما
سعی می کنم جواب بدهم
اولاً اینکه گزینه ی شما یک واکنش عجولانه به یک سری اقدامات متوالی در کشور است در واقع این یک پیشنهاد نیست بلکه پاک کردن صورت مساله ویک بازگشت به عقب است و پیشنهاد من در مقابل پیشنهاد شما زمینه سازی برای ظهور دولتی با فکر اقتصادی به معنای واقعی و دارای توان به اجرا در آوردن این تز در عمل باشد به گونه ای که با بکار بستن الگو های اقتصادی دراز مدت مثلاً به مدت 8سال و نه کوتاه مدت توان اقتصادی کشور را به حدی بالاتر از نرمال سوق دهد تا مردم بتوانند از زیر بار مشقت بار زندگی در این 3 دهه خارج شوند وآن وقت است بعد ازافتادن کشور در سرازیری پیشرفت اقتصادی می توان اقدامات لازم را برای اجرای اهداف بزرگتری مانند دموکراسی هموار کرد
اما در مورد دوم باید عرض کنم به پشتوانه مطالب بالا است که می گویم هنوززمان استفاده از کلمات بالا در کشور ما نرسیده است ولی انگار بعضی ها خیلی برای رسیدن به آرمان هایی که بعضی از کشور ها برای رسیدن به آنها حتی تا 100 سال وقت صرف کرده اند عجله دارند و می خواهند یک شبه به هر آنچه در 50 سال گذشته نداشته اند برسند
در مورد مساله سوم اینکه خاتمی بخش زیادی از رای های خود در دو انتخابات قبلی به خاطر ظاهر، پوشش ، کلام نافذخود وشعار های جذاب مثل رفاه به دست آورده جای هیچ شکی باقی نیست .این را من در مقیاس کوچکش در پای صندوغ های رایی که بعنوان ناظر فرمانداری بر سر آن حضور داشتم به عینه می دیدم کسانی را انگار به نوعی محسور ایشان وشعار هایش شده بودند واینها همان هایی هستند که بدلیل نداشتن چارچوب خاص ذهنی در هر دور به سمتی برای رای دادن متمایل می شوند و این گونه هم بود که جریان خاتمی مجلس ششم و سپس شورای شهر را از آن خود کرد اما هنگامی که جو ایجاد شده اندکی آرام گرفت و همان عده ی خاص احساس کردند که هیچ تغییری در عمل ایجاد نشده این بار به سمت دیگر کشیده شدند و اینگونه مجلس هفتم شکل گرفت و بعد از آن هم 3 تیر بوجود آمد ضمناً برای من عجیب است که شما اعتقاد دارید ناطق نوری ظاهری جذاب تر از خاتمی دارد
مسئله ی چهارم اگر منظور از تقلب من در آوردی شما به فرض هم درست باشد پس واقعاً باید برای دولت سابق اظهار تاسف کرد که از چهار انتخابات برگزار شده در آن دو انتخابات به تقلب گسترده کشانده شد اما در مورد ادعای آقای کروبی این که ایشان گفته بودند که از خواب بیدار شدند ودیدند نتیجه انتخابات تغییر کرده است به این دلیل بود که ایشان فکر کردند با رای آوردن در سه چهار استان می توانند رئیس جمهور شوند و در حالی که هنوز خیلی از صندوغ ها شمارش نشده بودند به خیال خودشان بر طبل پیروزی نواختند اما در مورد اظهارات جناب رفسنجانی این درد از جای دیگری بود و در مورد چند ملیون شناسنامه هم که باید بگویم خودتان بنشینید و با خودتان حساب کنید چند هزار آدم رو با این حرفها بی اعتبار کردید انگار شما از چیدمان افراد در محل رای گیری بی اطلاع هستید و شاید هم فکر کرده اید که تمام افراد پای صندوغ های رای از ارگان سپاه تعیین می شوند واگر هم به تقلب انتخابات ایمان دارید جوابی است به سوال خودتان در مورد چگونگی رای آوردن مجلس ششم وشورای شهر زمان آقای خاتمی
مسئله پنجم اینکه من از طیف جوان استفاده کردم منظور افرادی بین 20 تا 30 سال است واین که اکثریت کشور ما جوان است منظور از سن 10 سالگی تا 40 سالگی می باشد و می بینید که از این اکثریت یک سوم آنها در محدوده مورد نظر من قرار دارند که البته خیلی از آنها هم به این نتیجه رسیده اند که دیگر در انتخابات شرکت نکنند مسئله پنجم این که سردار سازندگی را به رسیدگی به نیاز های اقتصادی مردم منتسب کردید حتماً آن تورم 50 درصدی قبل از انتخابات را هم به یاد می آورید تورمی که کمر مردم را شکست و همان هم زمینه ی شکست ناطق را در دوم خرداد فراهم ساخت و دلیل دیگر بر حرف هایم رای آوردن احمدی نژادیست که شعار اصلی آن اجرای عدالتی است که بخش اعظمی از آن به اقتصاد بر می گردد و اینکه گفته اید بهترین وضعیت اقتصادی کشور در زمان خاتمی بوده است نیز یک ادعا بیشتر نیست چون امار سازمان های مستقل چیز دیگری نشان می دهد و اگر منظور از وضع بهتر اقتصادی از دیدگاه شما همان حقوق اسمی است که هر ساله زیاد می گردد باید خدمت شما عرض کنم که اگر این حقوق را در کنار نرخ های واقعی تورم و معضلات دیگری مانند بیکاری ورکود قرار بدهیم به نتایج جالبی که مغایر با نظرات شماست می رسیم
و درآخر ازدوستان عزیز می خواهم که کمی منطقی تر به مسائل نگاه کنند و از احساساتی شدن در برخورد با مسائل اجتناب کنند

..........................................


و اما پاسخ من به اظهارات اخیر "نیما2"
فرمودین :
« گزینه ی شما[انقلاب] یک واکنش عجولانه به یک سری اقدامات متوالی در کشور است در واقع این یک پیشنهاد نیست بلکه پاک کردن صورت مساله ویک بازگشت به عقب است»

ج: اولآ این سخن شما که گزینهء انقلاب "یک واکنش عجولانه"س فقط یک ادعاس که باید "اثبات" بشه! لطفآ بفرمایید براساس چه پارامتر و معیارهایی شما نتیجه گرفتین که گزینهء انقلاب اقدامی "عجولانه"س؟! آیا "سی سال" زمان کافی نیست تا بی کفایتی نظام جمهوری اسلامی بر مردم اثبات بشه؟! آیا صبوری مردم به مدت "هشت سال" در جریان اصلاحات و در نهایت شکست این جریان به دست حکومت ضدمردمی کافی نبود تا "غیرقابل اصلاح بودن نظام" بر مردم اثبات بشه؟!! لطفآ واژهء "عجولانه" رو برای ما معنی کنین! چون ظاهرآ تعریف شما از این واژه با تعریفی که در زبان و ادب فارسی و عربی وجود داره متفاوته!!!
ثانیآ اینکه فرمودین« گزینهء انقلاب "پاک کردن صورت مساله"س» رو کمی بیشترتشریح کنین ،چون ظاهرآ یا من معنی این اصطلاح(پاک کردن صورت مساله) رو نفهمیدم یا شما!! آیا تمامی انقلابات تاریخ(ازجمله انقلاب 57) "پاک کردن صورت مساله" بوده؟؟؟
لطفآ اصطلاح "پاک کردن صورت مساله" رو هم برای من معنی کنین!
ثالثآ فرمودین «انقلاب یک بازگشت به عقب است»!
سوال : آیا تمامی انقلابات سرنوشت ساز تاریخی (ازجمله انقلاب فرانسه) بازگشت به عقب بوده؟؟؟ یا فقط انقلابی که منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی بشه "یک بازگشت به عقب" محسوب میشه؟! اگه اینطوره لطفآ "دلایل"تون رو بفرمایید!
فرمودین :
« پیشنهاد من در مقابل پیشنهاد شما زمینه سازی برای ظهور دولتی با فکر اقتصادی به معنای واقعی و دارای توان به اجرا در آوردن این تز در عمل باشد به گونه ای که با بکار بستن الگو های اقتصادی دراز مدت مثلاً به مدت 8سال و نه کوتاه مدت توان اقتصادی کشور را به حدی بالاتر از نرمال سوق دهد تا مردم بتوانند از زیر بار مشقت بار زندگی در این 3 دهه خارج شوند وآن وقت است بعد ازافتادن کشور در سرازیری پیشرفت اقتصادی می توان اقدامات لازم را برای اجرای اهداف بزرگتری مانند دموکراسی هموار کرد»

ج: این پیشنهاد شما مبنی بر "ظهور دولتی که با بکاربستن الگوهای اقتصادی توان اقتصادی کشور رو به حدی بالاتراز نرمال سوق بده" واقعآ پیشنهادی دبش! ،اعجاب برانگیز و قابل تحسینه!!! واقعآ خسته نباشید!
فقط اگه زحمتی نیست و زیاد بهتون فشار نمیاد یه کاندید اصلح دراین مورد هم پیشنهاد بدین تا ما تکلیفمون روشن بشه!!!
امادرمورد اینکه فرمودین «بعداز افتادن کشور در "سرازیری!"پیشرفت اقتصادی میشه به اهداف بزرگتری مانند دموکراسی رسید» باید خدمتتون عرض کنم که شما به عمد یا غیرعمد دارین جای "هدف و وسیله" رو تغییر میدین تا با این سفسطه بخیال خودتون "دموکراسی" رو قربانی کنین!
هیچ جای شکی نیست که "هدف" تمامی حکومتها و نظامهای سیاسی رسیدن به "پیشرفت" اقتصادی ،امنیتی ، رفاه و آسایش و...س! صحبت سر "وسیله" یا روش رسیدن به این هدفه! درواقع تاریخ نشون داده که بهترین "وسیله" برای رسیدن به پیشرفت همه جانبه و پایدار(= هدف) چیزی نیست جز "دموکراسی"!
علت العلل تمامی بدبختی ها و عقب موندگیهای ما ایرانیها (باوجود اینهمه امکانات و منابع) هم چیزی نیست جز نبود "دموکراسی".
بنابراین اینکه شما میفرمایین "بعداز" پیشرفت اقتصادی تازه میتونیم به دموکراسی برسیم! نشون میده که شما معنی دموکراسی رو نفهمیدین یا اصلآ "قرارنیست" بفهمین!
جناب "نیما2"! دموکراسی "کالا" نیست که ما بعداز پیشرفت اقتصادی و "پولدارشدن" بتونیم اون رو "بخریم" و بذاریمش کنج اتاق و خوشحال باشیم که حالا ما دیگه "دموکراسی" داریم!!!...دموکراسی فقط "وسیله"ایه برای رسیدن به "هدف"(پیشرفت).
فرمودین :
« بعضی ها خیلی برای رسیدن به آرمان هایی که بعضی از کشور ها برای رسیدن به آنها حتی تا 100 سال وقت صرف کرده اند عجله دارند و می خواهند یک شبه به هر آنچه در 50 سال گذشته نداشته اند برسند»

ج: به شما پیشنهاد میکنم ضمن تلاشهای مذبوحانه تون برای تبدیل "فضای آزاد گفتگو" به لجن زار "دروغ" و فریب و شارلاتانیزم ،نیم نگاهی هم به کتب تاریخی بندازین تا خالی بندی هاتون اینقدر تابلو نباشه که یه آدم بیسواد هم نتونه حرفاتون رو باور کنه!!!
اگه حوصلهء خوندن کتب تاریخی رو ندارین خودم جهت اطلاع بهتون بگم که حداقل "100"سال از انقلاب مشروطیت در ایران میگذره که هدفش چیزی نبود جز محدود کردن و مشروط کردن "حکومت مطلقه"! بنابراین کسی قرار نیست "یک شبه" به دموکراسی برسه! این راه حداقل صد ساله که داره طی میشه .
فرمودین :
« اینکه خاتمی بخش زیادی از رای های خود در دو انتخابات قبلی به خاطر ظاهر، پوشش ، کلام نافذخود وشعار های جذاب مثل رفاه به دست آورده جای هیچ شکی باقی نیست »

ج: اولآ درمورد "ظاهر و پوشش"خاتمی باید عرض کنم که ایشون باتوجه به آخوند بودنشون "پوششی" همانند بقییهء آخوندها داشتن که تفاوت چندانی با هم ندارن! ( عبا و عمامه و نعلین!) تفاوت در پوشش آخوندها فقط محدوده به "رنگ"عمامه(سیاه یا سفید!) و "رنگ"عبا(قهوه ای یا سیاه!).
درمورد "کلام نافذ"ایشون فرمایش فرمودین ،که باید عرض کنم شخصآ هیچ مسئولی رو در حکومت ندیدم که به اندازهء خاتمی در سخنرانی "تپق" بزنه!!!
درمورد شعارهای جذاب خاتمی مثل "رفاه!" هم طبق معمول "دروغ" اضافه فرمودین!!! هرگز شعارهای محوری خاتمی درمورد "رفاه" نبود. بلکه درمورد آزادی اندیشه ،جامعهء مدنی ،آزادی احزاب و شعارهای دموکراسی طلبانه بود. تکرار میکنم دروغ شاخدار کمتر بگین! باور کنین به نفع شآن و شخصیت خودتونه!
ضمنآ درمورد این همه اصرار شما مبنی براینکه مردم "محسور زیبایی خاتمی!" شدن وبه همین دلیل بهش رآی دادن باید بگم که اولآ بنظر میاد این خود شما هستین که خاتمی رو زیبا میبینین و تصور میکنین مردم هم سلیقهء مشابه شما دارن! ثانیآ برخلاف نظر و علاقهء شما ،مردم هرگز به اون حد از رذالت و نفهمی نرسیدن که بخوان "زیبایی" رو ملاک انتخاب ریاست جمهوری قرار بدن! تو گویی قراره با رئیس جمهور یا نماینده های کشور "ازدواج" یا همخوابگی کنن!!! اگه شما چنین تصوری دارین فقط میتونم بهتون بگم "کافر همه را به کیش خود پندارد"!
یه نمونه دیگه به شما معرفی میکنم تا بهتر بفهمین مردم به "زیبایی ظاهری"کاندیداها رآی میدادن یا به عقایدشون!:
شما چهرهء ظاهری "هادی خامنه ای" رو مقایسه کنین با چهرهء برادرشون( رهبر)! "هادی خامنه ای" یکی از زشت سیماترین کاندیداهای مجلس ششم بود اما یکی از بالاترین رآی ها رو آورد!(فکر کنم دوم یا سوم شد!) ایشون تا پیش از این هیچ مقام و مسئولیتی در حکومت نداشت و حتی در میان اصلاح طلبان هم چهرهء معروفی نبود. بنابراین چهرهء چندان شناخته شده ای درمیان مردم نداشت! تنها شناخت مردم از "هادی خامنه ای" بعنوان مدیرمسئول روزنامهء "حیات نو" این بود که برادر "رهبر" و مخالف ایشون بود!!!(این مورد رو هم لطفآ توجیه بفرمایید!)
درضمن همین قضیهء "هادی خامنه ای"(برادر و مخالف رهبر!) رو در کنار ماجرای دوم خرداد قرار بدین که همه جا شایع شده بود "رهبر طرفدار ناطق نوریه"!!!
فرمودین :
« برای من عجیب است که شما "اعتقاد[!]" دارید ناطق نوری ظاهری جذاب تر از خاتمی دارد»

ج: چشم! از این به بعد "اعتقاد!" خواهم داشت که خاتمی ظاهری جذاب تر از ناطق نوری دارد!!! امر دیگه ای ندارین؟! اصلآ میخواین یه موضوع جدید در اینترنت راه بندازیم با عنوان "خاتمی خوشگل تره یا ناطق نوری"؟!؟! و دراین مورد وارد یک مبحث و تجزیه تحلیل سیاسی ،امنیتی و استراتژیکی بشیم؟! چون ظاهرآ شما دراین مورد علاقه و سررشتهء بیشتری دارین!!!
متآسفانه سفسطه و دروغ گویی های شما بسیار، ولی وقت و حوصلهء من کمه! بنابراین ادامه بحث رو میذارم واسهء بعد...

احیانآ ادامه دارد!...

نیما :

دیگر فکر کنم همه کسانی که مطالب سایت آقای قاسمی رو دنبال می کنند فهمیده باشند این آقای نیما که بقول خودشان اصل هم تشریف دارند فقط در ادعای دموکراسی خواهی باقی مانده اند در صورتی که انسان برای رسیدن به چیزی آن هم چیزی مثل دموکراسی باید ظرفیت لازم را ابتدا در خودش ایجاد کند سپس از دیگران ،جامعه و بخصوص دولت اتظار عمل به آن را داشته باشد حال آنکه این دوست عزیز مثل خیلی ها از ابزار تهمت وتمسخر در مقابل نظر وفقط نظر مخالف با خودشان استفاده می کنند،آقای نیما اگر قرار بود در این دنیا همه مثل هم فکر کنند شاید زندگی دیگر این جذابیت های خاص خودش را هم از دست می داد، آقای نیما حتی اگر گفته شما درست باشد و من اعتقادی به دموکراسی هم نداشته باشم که دارم حداقل در بحث هایی به این شکل اینگونه به تخریب احساساتی طرف مقابل نمی پردازم کاری متاسفانه این روز ها در کشور ما بشکل عجیبی باب شده است
اما مورد دیگر این است که شما مثل اینکه خیلی خودتان را دست بالا گرفته اید که فکر می کنید من می خواستم با استفاده از نام شما آن هم نامی که خود به جعلی بودن آن معترفید، دست به بازی کثیفی بزنم حال اینکه اگر حداقل درک وشعور را برای خوانندگان سایت قائل شویم به این نتیجه می رسیم که حتی آدمی با ای کیوی پایین هم می تواند متوجه تفاوت تفکرات پشت آن دو نوشته شود و اینکه شما چه اصراری برای تکرار این ادعای خودتان دارید خدا عالم است ضمن اینکه با درج [:]بجای اسم شما دلیلی برایم باقی نماند که از اسم خودم استفاده نکنم
امادر مورد ادعای دیگر ایشان که گفته بودند هم خودشان و هم من از اسم جعلی استفاده می کنیم باید بگویم که اسم من از بدو تولد نیما بوده وخواهد بود اما شما که از ترس حاکمیت جرات بیان اسم واقعی خودتان رانداشته و ندارید بهتر است شجاعت را از امسال همین آقای قاسمی یا کسانی که برای رسیدن به اهداف خودشان در زندان بسر می برند بیاموزید که شاید از این حالت پر تنش خارج شوید
بحث بعدی که شما با دامن زدن آن قصد جسباندن بنده را به عناوینی مانند ناظر شورای نگهبان یا سرباز گمنام داشته اید بحث های مطرح شده در مطلب اول ودوم است و دلیل آن هم اصرار شما به القای تفکر خاصی به بنده بود گرچه گمان می کنم همان مطلب اول برای فهم همه کامل بود اما مثل اینکه شما را باید با مثنوی هفتاد من متوجه موضوعی کرد. آقای نیما مثل اینکه با این همه طول وتفسیر باز هم متوجه مطالب بنده نشدید آقای عزیز حرف من این است که تا هنگامی مردم به نان روز خودشان محتاج باشند اهدافی مانند دموکراسی قربانی شعار های اقتصادی مانند وعده ی 50 هزار تومانی آقای کروبی می شوند حال اینکه شاید با تقسیم رای ایشان شاید حالا کس دیگری بر کرسی رئیس جمهوری تکیه می زد پس می بینید که در کشور ما شعار هایی از این دست در سطح عوام طرفداران بیشتری دارند تا شعار های آزادی خواهانه و تا زمانی که زمینه ی تحقق این اهداف فراهم نشود نمی توان به اجرای نصفه ونیمه ی این گونه اهداف دل خوش کرد، افتاد دوست عزیز یا بازم می خوای کشش بدی
اما سوال بعدی جناب قاضی ..ببخشید جناب نیما... ببخشید جناب نیمای 1 گفته اید که آیا سی سال زمان کافی برای اثبات بی کفایتی نظام جمهوری اسلامی نیست و من هم می گویم نه نیست و این را شما خودتان بهتر از هر کسی می دانید آقای عزیز انگار شما فراموش کرده اید که این کشور درگیر جنگی 8 ساله بوده که بسیاری از زیر بناهای اقتصادی آن را نابود کرده است و اگر سال 68 را زمان رسیدن کشور به آرامش محاسبه کنیم این 30 سال شما به کمتر از 20 سال تقلیل پیدا می کند حال اگر به نظر شمامردم هر کشور بدلیل اثبات بی کفایتی رژیم آن کشور باید هر 20 سال دست به انقلاب بزنند خودتان به تبعات این کار فکر کنید ضمناً دوست عزیز انقلاب هایی مانند انقلاب فرانسه خیلی بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید دارای زمینه هستند .رابطه 20 سال برای انقلاب و عجولانه را هم هر انسان اهل مطالعه ی تاریخی می تواند درک کند و
کاش آن طور که مدعی تاریخدانی بودید کمی هم تاریخ مطالعه می کردید تا دیگر اینگونه مسائل بی ربط را به مباحث مرتبط نکنید
در مورد اینکه گفته اید در مورد پاک کردن صورت مساله توضیح دهید ،این مورد هم کاملاً روشن و واضح است ونیازی به توضیح ندارد اما فقط برای روشن شدن ذهن شما بیشتر توضیح می دهم دوست عزیز اگر قرار بود برای هر بار به بن بست خوردن در کشور ما یک انقلاب بر پا کنیم و پس از آن سران قبلی را از کشور متواری کنیم یا از بین ببریم بعد از 50 سال کسی دیگر در این کشور نمی ماند که قدرت و جرات اداره ی امور را داشته باشد ، نکند شما اعتقاد دارید ما فقط انقلاب کنیم و به کسانی که بر کشور حکومت می کند کاری نداشته باشیم که در این صورت با این پرسش روبرو می شویم که پس برای چه انقلاب کردیم امیدوارم قانع شده باشید هر چند بعید می دانم
دلایلم برای بازگشت به عقب بودن انقلاب در کشور هم کاملاً روشن است; باز هم تشنج های حاکم بر ابتدای هر انقلاب، باز هم فرار قسمت اعظمی از متخصصان کشور، باز هم فرار سرمایه، باز هم انتقام های شخصی و... کسانی که اوایل انقلاب را به خاطر دارند خوب متوجه حرف های من می شوند
شما لطف کردید و بجای طنز های نود قسمتی بی مزه ی تی وی برای مردم جوک نوشته اید خدا خیرتان دهد که با تمسخر دیگران قصد خنداندن مردم را دارید اما به تنها چیزی که فکر نکردید این است که این وسط بعضی ها به دلقک بودن وبی سواد بودن خودتان می خندند بخصوص آنجا که حرف از مشروطیت بمیان آورده اید خوب است یک بار دیگر به منابع اطلاعاتی تاریخی معتبر مراجعه کنید و اسامی سران مشروطیت و گذشته و آینده آن را دوره کنید که یادآور ضرب المثل خشت اول چون نهد معمار کج... و الی غیر است و همچنین خوب است به مجالس بعد از مشروطیت وسرنوشت آنها نیز یک مراجعه ی کلی بنمایید شاید از این آشفته بازار ذهنی رهایی یابید حتماً جمله ی معروف مدرس را در مورد نتایج انتخابات شنیده اید که گفته بودند اگر کسی به من رای نداده بود پس آن یک رای خودم به خودم دادم چه شد ، حتماً شما به این می گویید محدود کردن حکومت مطلقه
اما در مورد ظاهر پوشش وکلام خاتمی من از آقای قاسمی می خواهم یک نظر سنجی بگذارد تا به بعضی ها ثابت گردد که چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ
این هم که رای دادن به زیبایی را نوعی رذالت وپستی می دانید ناشی از افکار منحرف شما می باشد چون انسان بر اساس سرشت خود زیبایی را دوست دارد نه براساس هوس خود واقعاً متاسفم یک جوان ایرانی اینچنین طرز تفکری دارند شاید هم شما اینگونه هستید و مثلاً با دیدن یک آهو و با به کار آوردن کلمه ی زیبادرباره ی آن یاد همخوابی با آهو می افتید
دوست عزیز در مورد مثال شما آقای هادی خامنه ای هم باید بگویم که در مثال مناقشه نیست ودر مورد ناطق هم همه جا اینگونه وانمود می شد که ناطق قرار است راه هاشمی را طی کند و آن موقع ها هنوز اصلاح طلب ها هاشمی را مثل حالا جزیی از خود نمی دانستند
حالا اگر می خواهید ادامه ندهید اما من نمی توانم ،وقتی کسی اینهمه تهمت ودروغ را نسبت به من بکار می برد ساکت بنشینم
کلام آخر هم اینکه در این نوشته کمی به سبک شما رفتار کردم تا شما هم کمی از حرف های نیش دار بهره مند شوید و عمق زخم ناشی از تهمت را درک کنید

:

نیما1)
... در ادامه :

پیش ازاینکه به نوشتهء اخیر "نیما2" پاسخ بدم به ادامهء اظهارات ماقبل ایشون توجه فرمایید!:
فرموده بودین :
« جریان "خاتمی" مجلس ششم و سپس شورای شهر را از آن خود کرد»

ج: این جمله کاملآ غلطه! چون اولآ این "مردم" بودن که ریاست جمهوری ،مجلس ششم و شورای شهر رو "تا حدی"(تاجایی که نظارت استصوابی اجازه میداد!) "از آن خود کردن"!(مجلس و شوراهای شهر نهادهای "انتصابی" نیستن تا خاتمی بتونه اونهارو "ازآن خود" کنه!!!)
ثانیآ لیست منتخبین مجلس و شورای شهر رو جناب خاتمی به مردم معرفی نکرده بودن تا مردم به خاطر "عشق به خاتمی!" به اون لیست رآی داده باشن!!(اتفاقآ خاتمی عضو "مجمع روحانیون مبارز" بود و اعضای بسیار معدودی از این حزب تونستن وارد مجلس و شوراهای شهر بشن!)
ثالثآ اگه مدعی بشین منظورتون از جملهء بالا "شخص خاتمی" نبود بلکه "جریان خاتمی" بوده ،دراینصورت مسلمآ منظور از "جریان" نمیتونه "فک وفامیل"خاتمی یا "حزب"خاتمی(مجمع روحانیون) باشه! پس دراینصورت منظور از "جریان خاتمی" چیزی نمیتونه باشه جز همون "جریان اصلاحات"! که این در "تناقض"آشکار با ادعای قبلی شماس که فرموده بودین «مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات!»
بالاخره تکلیف خودتون رو روشن کنید که مردم به "خاتمی" رآی میدادن یا به "جریان اصلاحات"!
شما هنوز به این سوال من جواب ندادین که اگه مردم فقط به شخص "خوش سیما!"ی خاتمی رآی میدادن پس کی به "اصلاح طلبان"مجلس و شوراهای شهر رای میداد ،درحالی که هیچ کدومشون نه فامیل خاتمی بودن ،نه هم حزبی ایشون بودن و نه حتی "خاتمی" اونهارو به مردم پیشنهاد داده بود تا بهشون رآی بدن!(بر خلاف رهبر که "ناطق نوری" رو پیشنهاد داده بود!!!)
شما به وضوح دارین از جواب دادن به این سوال طفره میرین! واسه همینه که بهتون پیشنهاد کردم "کمتر دروغ شاخدار بگین" تا اینطور مجبور به فرار از پاسخ گویی نشین!(درواقع این "شما" هستین که با رفتارتون خودتون رو مسخره کردین نه "من"!)
فرمودین :
« هنگامی که جو ایجاد شده اندکی آرام گرفت و همان عده ی خاص[جوانان احساساتی و "شیفتهء زیبایی خاتمی"!] احساس کردند که هیچ تغییری در عمل ایجاد نشده این بار به سمت دیگر کشیده شدند و اینگونه مجلس هفتم شکل گرفت و بعد از آن هم 3 تیر بوجود آمد»

ج: اولآ خودتون "معترفین" جوانانی که از روی احساسات و شیفتگی به خاتمی رآی دادن "عده ای خاص" بودن!
بنابراین "عده ای خاص" چطور تونستن درمقابل "اکثریت جامعه" در انتخابات "اکثریت آراء"رو از آن خود کنن؟!؟!(22 میلیون!)
ثانیآ "تناقض"آشکاری هم در همین جمله تون نهفته س! :
براساس ادعای شما همین جوانانی که شیفتهء "زیبایی ظاهر خاتمی" شده بودن "به سمت دیگر کشیده شدند" و به "احمدی نژاد"(کریح المنظر و زشت ترین کاندید) رآی دادن!!!
سوال! : جوانانی که "زیبایی ظاهری" ملاک انتخابشون بوده چطور تونستن به یکی از "زشت ترین ، بدلباس ترین ،بددهن ترین و بی کلاس ترین" شخصیت مملکتی رآی بدن؟!؟!
درضمن وقتی میفرمایید«همان عده ی خاص[جوانان احساساتی و "شیفتهء زیبایی خاتمی"!] احساس کردند که "هیچ تغییری در عمل ایجاد نشده" ...» به معنی اینه که جوانان شیفتهء زیبایی خاتمی "در عمل!" دیدن که خاتمی "خوشگل تر" نشده و برای همین به احمدی نژاد رآی دادن؟؟!!
لطفآ بفرمایید اون جوانان (شیفتهء زیبایی خاتمی) منتظر چه "تغییری" بودن که "درعمل" ایجاد نشد؟!!(آیا خاتمی "عمل زیبایی" بر روی خودش انجام نداد و باعث ناراحتی اون جوانان شد؟؟؟ یا اینکه چون پیر شده بود و دیگه "زیبایی"ش رو از دست داده بود اون جوانان رفتن به چهره ای "جوانتر و زیباتر!" رآی دادن؟؟؟)
فرمودین :
« اگر منظور از تقلب من در آوردی شما به فرض هم درست باشد پس واقعاً باید برای دولت سابق اظهار تاسف کرد که از چهار انتخابات برگزار شده در آن دو انتخابات به تقلب گسترده کشانده شد»

ج: اولآ از کجا معلوم که سخنان "جنابعالی" درمورد تقلبی نبودن انتخابات "من درآوردی" نباشه؟؟!
ثانیآ هیچکدوم از حرفهایی که بنده درمورد "تقلبات انتخاباتی" زدم "من درآوردی" نبود چون تمامش مستند به سخنان پایوران و بانیان و طرفداران و نهادهای رژیم بود! ازجمله سخنان کروبی ،رفسنجانی و ستاد انتخاباتی وزارت کشور!( چند میلیون شناسنامهء جعلی رو هم "بنده" کشف نکردم!!)
اما اینکه فرمودین « پس باید برای دولت سابق اظهار تاسف کرد که در آن دو انتخابات به تقلب گسترده "کشانده شد"» بنده هم دراین مورد صددرصد با شما موافقم و برای خاتمی بی عرضه و خیانت کار هم متآسفم! علت رویگردانی مردم هم از "اصلاح طلبان" دقیقآ همین بود که درمقابل این گونه "تقلبات" ازطرف "شورای نگهبان"، سپاه ، بسیج و خامنه ای سکوت کردن یا مقاومتی از خودشون نشون ندادن!
فرمودین :
« در مورد ادعای آقای کروبی این که ایشان گفته بودند که از خواب بیدار شدند ودیدند نتیجه انتخابات تغییر کرده است به این دلیل بود که ایشان فکر کردند با رای آوردن در سه چهار استان می توانند رئیس جمهور شوند و در حالی که هنوز خیلی از صندوغ ها شمارش نشده بودند به خیال خودشان بر طبل پیروزی نواختند اما در مورد اظهارات جناب رفسنجانی این درد از جای دیگری بود»

ج: البته ادعای شما درمورد علت "رای نیاوردن"کروبی و ارتباط اون با "صندوق های شمارش نشده!" نشان از تجربه های ذی قیمت جنابعالی دراین زمینه داره! چون قضیهء همین "صندوق های شمارش نشده" و تغییرمکان دادن این صندوق ها توسط "ناظرین شورای نگهبان" معجزات شگفتی رو همیشه به بار آورده!!! از همون شروع جریان اصلاحات هم این قضیه وجود داشته! (دراین مورد به آرشیو روزنامه ها و "وزارت کشور" مراجعه کنید!)
اما درمورد پناه بردن رفسنجانی به خدا بخاطر "تقلبات انتخاباتی" فرمودین « این درد از جای دیگری بود!»
لطفآ "کلی گویی" نفرمایید و دقیقآ بگید "کدوم درد" از کجا بود!!! آیا ایشون از "درد معده" به خدا پناه بردن یا از"درد کلیه"؟!؟!
فرمودین :
« در مورد چند ملیون شناسنامه هم که باید بگویم خودتان بنشینید و با خودتان حساب کنید چند هزار آدم رو با این حرفها بی اعتبار کردید»

ج: من اصلآ "کسی" نیستم که بخوام هزاران نفر رو "بی اعتبار" کنم! این "خود" هزاران سپاهی و بسیجی و ناظر شورای نگهبان هستن که با رفتارشون خود رو نزد "مردم" بی اعتبار کردن!!
فرمودین :
« اگر هم به تقلب انتخابات ایمان دارید جوابی است به سوال خودتان در مورد چگونگی رای آوردن مجلس ششم وشورای شهر زمان آقای خاتمی»

ج: اگه بخوایم منظور شمارو از جملهء بالابصورت واضح و روشن بیان کنیم این میشه که : «اگه انتخابات در رژیم ج .ا با تقلب صورت میگیره پس نتایج انتخاباتی که اصلاح طلبان در اون پیروز شدن هم قلابی بوده!»

برای اینکه دقیقتر بتونم به این ادعای شما پاسح بدم ،جملهء قبلی خودتون رو دراین مورد نقل میکنم :
« در مورد چند ملیون شناسنامه[تقلب در انتخابات] هم که باید بگویم... انگار شما فکر کرده اید که تمام افراد پای صندوغ های رای از ارگان "سپاه" تعیین می شوند»
در وحلهء اول ازاین سخن شما برمیاد که خودتون هم "معترفید" این ارگان "سپاه" و دارو دسته ش(بسیج) هست که اهل "تقلب" در انتخاباته! بنابراین "اصلاح طلبان" با تمام بی عرضه گی ها و خیانت هاشون(به ملت) لااقل این حد از شرافت رو دارا هستن که برای رسیدن به قدرت دست به "تقلب" نزنن!
درضمن "عملآ" قدرت و توان واقعی برای نظارت و حتی "اجرا"ی انتخابات همیشه دردست "شورای نگهبان و بسیج و سپاه" بوده ،بنابراین حتی اگه اصلاح طلبان قصد تقلب در انتخابات رو هم میداشتن "ناظرین شورای نگهبان"( که حتی در اجرای انتخابات هم دخالت میکردن) اجازهء چنین کاری رو بهشون نمیدادن!(شما که وارد ترهستین جناب "نیما2"!)
حالا ممکنه این سوال پیش بیاد که اگه "شورای نگهبان و سپاه و بسیج" تا این حد در نظارت و اجرای انتخابات قدرت داشتن و در "متقلب"بودن این نهادها هم شکی نیست پس چطور نتونستن جلوی اصلاح طلبان رو (با تقلب) بگیرن؟
جواب به این سوال تا حدی وقت گیره و نیاز به مبحثی جداگانه داره ،اما بطور خیلی مختصر اگه بخوام جواب بدم فقط میتونم بگم این مربوط به "موازنهء قوا" میشه .درواقع نهادهای متقلب و انتصابی نظام دراثر "شوک"ی که در "دوم خرداد" بهشون وارد شده بود (از ترس شورش عمومی) "جرآت" نمیکردن آشکارا در مقابل مردم بایستن و دست به "تقلبات گسترده" بزنن!(بخصوص که در اون زمان روزنامه های مستقل هنوز "تعطیل فله ای" نشده بودن! و میتونستن درمورد تقلبات دست به افشاگری بزنن) اما به محض اینکه "اصلاح طلبان" به وعده هاشون بدرستی عمل نکردن و درنتیجه "پشتوانهء مردمی" شون رو از دست دادن ،حکومت هم "ترسش از مردم"ریخت. و به تعطیلی کشوندن مطبوعات مستقل(تنها ناظر واقعی بر عملکرد متقلبین!) و ورود گستردهء عوامل سپاهی در شوراهای شهردوم(بدلیل تحریم انتخابات توسط مردم) باعث شد تقلب در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم بصورت وسیعی تسهیل بشه!بطوری که به ادعای اکثریت قریب به اتفاق تحلیلگران ،فعالین سیاسی و حتی عوامل حکومتی "تقلب" دراین دو انتخابات(مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم) در تاریخ ج.ا بی سابقه بوده!
امیدوارم توضیحم دراین مورد کافی و واضح بوده باشه!
فرمودین :
« این که سردار سازندگی را به رسیدگی به نیاز های اقتصادی مردم منتسب کردید حتماً آن تورم 50 درصدی قبل از انتخابات را هم به یاد می آورید تورمی که کمر مردم را شکست و همان هم زمینه ی شکست ناطق را در دوم خرداد فراهم ساخت»

ج: اولآ نظری که من درمورد رفسنجانی دادم مربوط به این ادعای شما بود که فرموده بودین « نیاز های فیزیکی و... برای مردم ضروری تر به حساب می آیند تا "شعار" هایی مانند آنچه اصلاح طلبان با آن خود را مطرح می گردانند»
بنده هم درپاسخ گفتم "شعار"ها و فعالیتهای رفسنجانی درمورد "رفاه و اقتصاد" بیشتراز سایر کاندیداها بود! ،اینکه رفسنجانی "درعمل" تا چه حد موفق بوده بحثش کاملآ جداس! بگذریم ازاینکه ایشون (با همهء ضعف ها و فسادها و دزدی هاشون) درزمینهء "اقتصاد ورفاه" بهتراز همهء رئسای جمهوری رژیم عمل کردن(به استثناء خاتمی)
ثانیآ و ازهمه جالب تر، ناطق نوری چه ربطی به "رفسنجانی" داره که میفرمایید «شکست اقتصادی رفسنجانی باعث شکست ناطق شد»؟؟!! مگه ناطق نوری "فامیل" رفسنجانی بوده؟! مگه ناطق "وزیر اقتصاد"رفسنجانی بوده وما خبر نداشتیم؟!! مگه ناطق "هم حزبی"رفسنجانی بوده؟!
ما فقط اینو میدونستیم که "رهبر" از ناطق حمایت میکرد! همین...
فرمودین:
« دلیل دیگر بر حرف هایم رای آوردن احمدی نژادیست که شعار اصلی آن اجرای عدالتی است که بخش اعظمی از آن به اقتصاد بر می گردد»

ج: اولآ "شعار"های مربوط به اجرای عدالت و پیشرفت اقتصادی مختص احمدی نژاد نیست ،بلکه اینگونه "شعار"ها رو تمامی "کاندیدا"ها درطول تاریخ ایران و جهان تا به حال دادن و تا ابد هم خواهند داد!!! بنابراین صرف شعار عدالت نمیتونه "تنها دلیل" پیروزی یک کاندید در انتخابات باشه ، بخصوص در کشور ما که گوش مردم ازاینگونه شعارها پره و دیگه "تهوع آور"هم شده!!!(بنابراین درمورد "دلیل" انتخاب احمدی نژاد به همون "صندوق های شمارش نشده!" رجوع کنید!!!)
ثانیآ وقتی میخواین "دلیل مستند" برای اثبات ادعاهاتون بیارین سعی کنین از اسنادی استفاده کنین که "حداقلی از اعتبار"رو نزد مردم دارا باشه! یا اگه هم مردم رو اصلآ قبول ندارین لااقل سندتون در خود "حاکمیت" خریدار داشته باشه! انتخاباتی که بیشترین تقلبات رو در تاریخ نظام داشته و احمدی نژاد از توش دراومده رو ملاک برای اثبات ادعاهاتون قرار ندید لطفآ!!!
البته دراین زمینه مختارین (صلاح مملکت خویش خوسروان دانند!) منتها وقتی آدم از اسناد معتبر استفاده نکنه سرش بدجوری به سنگ میخوره! و با اتفاقات غیرقابل پیش بینیی روبه رو میشه مثل قضیهء "دوم خرداد"! اما همیشه اتفاقات مثل "دوم خرداد" اینقدر نرم و "مسالمت آمیز" نخواهد بود! وقتی مردم تصمیم به انقلاب کردن بگیرن (چه شما خوشتون بیاد چه بدتون بیاد) این اتفاق حتمآ خواهد افتاد! حتی اگه این انقلاب خونین ترین انقلاب تاریخ هم باشه! شما یک کشور رو در تاریخ به من نشون بدین که مردمش "خواهان انقلاب" بوده باشن و درنهایت انقلاب رخ نداده باشه! من هم مثل شما نگران انقلابی "خونین و انتقام جویانه" هستم! ولی این "من و شما" نیستیم که درنهایت تصمیم میگیریم! بنابراین دراین مورد که انقلاب خوبه یا بد با"من" بحث نکنین! شما با "مردم" طرف هستین نه با امثال من!
فرمودین :
« اینکه گفته اید بهترین وضعیت اقتصادی کشور در زمان خاتمی بوده است نیز یک ادعا بیشتر نیست چون امار سازمان های "مستقل" چیز دیگری نشان می دهد»

ج: لطفآ فقط یک مورد ازاین سازمان های "مستقل!"رو نام ببرین تا ما هم از امار هاشون مستفیض شیم!
فرمودین :
« اگر منظور از وضع بهتر اقتصادی از دیدگاه شما همان حقوق اسمی است که هر ساله زیاد می گردد باید خدمت شما عرض کنم که اگر این حقوق را در کنار نرخ های واقعی تورم و معضلات دیگری مانند بیکاری ورکود قرار بدهیم به نتایج جالبی که مغایر با نظرات شماست می رسیم»

ج: اولآ این سخنان شما فقط یک "ادعا"س! لطفآ مارو هم از این "نرخ های واقعی و نتایج جالب" و شگفت انگیزی که بهش دست یافتین بهره مند سازید!(با تشکر)
درضمن شما هم وضعیت اقتصادی "دوران رفسنجانی" رو قبول ندارین هم وضعیت اقتصادی "دوران خاتمی" رو! لطف بفرمایید بگین شما وضعیت اقتصادی "کدوم رئیس جمهوری"رو بهتر از این دو دوره(16 سال! ) میدونین!
فرمودین :
« ازدوستان عزیز می خواهم که کمی منطقی تر به مسائل نگاه کنند و از احساساتی شدن در برخورد با مسائل اجتناب کنند»

ج: "رطب خورده منع رطب کی کند!"

درنهایت درمورد نوشتهء اخیرتون باید بگم هیچ نکتهء جدیدی که قابل پاسخ دادن باشه پیدا نکردم! درواقع جز "تکرار"دروغ و سفسطه هایی که پاسخشون رو قبلآ داده بودم چیز جدیدی نداشت ،البته مقدار متنابهی "سوژه" در مطلبتون پیدا کردم برای "طنزپردازی"!!(ازجمله "دلیلی" که برای انتخاب اسم نیما بیان فرمودین! و سخنانتون درمورد "شجاعت!" و نظرسنجی درمورد "خوشگلی!" باحالترین قسمت هم "مثال آهوی زیبا"بود!)
فقط یه توضیح مختصری هم بدم دراین مورد که بنده رو متهم به "تمسخر" کردین!:
اولآ یک جمله از حرفهای من رو مثال بزنید که نشان از "تمسخر"شما باشه .اگه شما با دیدن دلایل من متوجه "مسخره"بودن سخنانتون شدین اشکال از من نیست!(خود شکن! آینه شکستن خطاست!)
ثانیآ لطف بفرمایید فرق تمسخر با "طنز"رو برامون تشریح کنین! شما با "طنز"هم مشکل دارین؟؟!

فعلآ وقت برای پاسخ گویی و "طنزپردازی!" ندارم . در اولین فرصت هم به چند نکتهء باقی مونده در مطلبتون اشاره خواهم کرد و هم سوالاتی که شما از پاسخ دادن بهشون طفره رفتین رو اینجا لیست میکنم!

احیانآ ادامه دارد!...

:

نیما1)
... در ادامه :

پیش ازاینکه به نوشتهء اخیر "نیما2" پاسخ بدم به ادامهء اظهارات ماقبل ایشون توجه فرمایید!:
فرموده بودین :
« جریان "خاتمی" مجلس ششم و سپس شورای شهر را از آن خود کرد»

ج: این جمله کاملآ غلطه! چون اولآ این "مردم" بودن که ریاست جمهوری ،مجلس ششم و شورای شهر رو "تا حدی"(تاجایی که نظارت استصوابی اجازه میداد!) "از آن خود کردن"!(مجلس و شوراهای شهر نهادهای "انتصابی" نیستن تا خاتمی بتونه اونهارو "ازآن خود" کنه!!!)
ثانیآ لیست منتخبین مجلس و شورای شهر رو جناب خاتمی به مردم معرفی نکرده بودن تا مردم به خاطر "عشق به خاتمی!" به اون لیست رآی داده باشن!!(اتفاقآ خاتمی عضو "مجمع روحانیون مبارز" بود و اعضای بسیار معدودی از این حزب تونستن وارد مجلس و شوراهای شهر بشن!)
ثالثآ اگه مدعی بشین منظورتون از جملهء بالا "شخص خاتمی" نبود بلکه "جریان خاتمی" بوده ،دراینصورت مسلمآ منظور از "جریان" نمیتونه "فک وفامیل"خاتمی یا "حزب"خاتمی(مجمع روحانیون) باشه! پس دراینصورت منظور از "جریان خاتمی" چیزی نمیتونه باشه جز همون "جریان اصلاحات"! که این در "تناقض"آشکار با ادعای قبلی شماس که فرموده بودین «مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات!»
بالاخره تکلیف خودتون رو روشن کنید که مردم به "خاتمی" رآی میدادن یا به "جریان اصلاحات"!
شما هنوز به این سوال من جواب ندادین که اگه مردم فقط به شخص "خوش سیما!"ی خاتمی رآی میدادن پس کی به "اصلاح طلبان"مجلس و شوراهای شهر رای میداد ،درحالی که هیچ کدومشون نه فامیل خاتمی بودن ،نه هم حزبی ایشون بودن و نه حتی "خاتمی" اونهارو به مردم پیشنهاد داده بود تا بهشون رآی بدن!(بر خلاف رهبر که "ناطق نوری" رو پیشنهاد داده بود!!!)
شما به وضوح دارین از جواب دادن به این سوال طفره میرین! واسه همینه که بهتون پیشنهاد کردم "کمتر دروغ شاخدار بگین" تا اینطور مجبور به فرار از پاسخ گویی نشین!(درواقع این "شما" هستین که با رفتارتون خودتون رو مسخره کردین نه "من"!)
فرمودین :
« هنگامی که جو ایجاد شده اندکی آرام گرفت و همان ع