قبل از هرچیز برای مسئول سایت متآسفم که باوجودیکه من خودم رو با نام نیما1 معرفی کردم ایشون بجای درج نام من بعنوان [نیما1] از [ : ] استفاده کردن! ولی اسم نیمای قلابی(ناظر شورای نگهبان) رو با عنوان [نیما] هر دوبار درج کردن! و با اینکار ناخوداگاه به بازی کثیفی که ایشون(نیمای ناظر شورای نگهبان) راه انداختن کمک کردن!
اما هدف نیمای قلابی از مصادرهء نام من برای اظهارنظر چی بود؟!(درحالی که هم نوشتهء من رو خونده بودن و هم نام من رو بالای نوشته م بعنوان [نیما] دیده بودن! :
اولآ ایشون هیچ توجیهی برای استفاده از اسم "نیما" نداشتن ،چراکه اگه من و امثال من(بعنوان مخالف حکومت) از "نام مستعار" در نوشته هامون استفاده میکنیم بخاطر ترس از افشای هویتمون ازطرف حکومته! اما ایشون(نیمای قلابی و ناظر شورای نگهبان) از چه چیز "ترس" دارن که از اسم "مستعار" استفاده میکنن ،اون هم اسم مشابه با طرف مخالف فکری شون؟!؟!
ثانیآ حتی اگه ایشون بفرض مدعی بشن که مثلآ چون از "سربازان گمنام اطلاعات" هستن و بنابراین نمیخوان هویتشون فاش بشه میتونستن از همون روش شرافتمندانه ای که من پیشنهاد کردم استفاده کنن و مثلآ حرف اول فامیلی شون رو به اسم مستعار اضافه کنن (مثلآ: نیما- ف) یا ( نیما2) تا نظرات ایشون با نظرات من(نیما) یکی گرفته نشه! ولی ایشون بنابه دلایلی چنین نکردن.
دلیلش رو با مقایسهء محتوای "نوشتهء اول" و "نوشتهء دوم" ایشون میشه فهمید! در نوشتهء اول طوری وانمود میکنن که بعنوان یک "شهروند عادی" و با دغدغه های مادی و اقتصادی مخالف جریان اصلاح طلبی هستن و مخالفتشون با این جریان هیچ ربطی به مطالبات آزادی خواهانه و دموکراسی گرایانه نداره! دلیل انتخاب نام من(نیما) برای نوشته خودشون هم دقیقآ این بودکه به خواننده ها القا کنن که نیمای اولی(من) و نیمای "ناظر شورای نگهبان" هردو درواقع یکی هستن! چون من[نیما1] هم مثل ایشون مخالف "تکرار" جریان اصلاح طلبی هستم و خاتمی و کروبی رو هم پوپولیست میدونم! اما مخالفت من و اکثریت مردم با این جریان بخاطر عمل نکردن وعده های آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانهء اونهاست (نه مسائل اقتصادی!)،درحالی که مخالفت نیمای قلابی(ناظر شورای نگهبان) از دید حاکمیت هست ،نه از دید "مردم"! درواقع با جوابی که به ایشون(نیما2) دادم مجبورشون کردم که چهرهء واقعی خودشون رو (در نوشتهء دوم) نشون بدن تا معلوم بشه که مخالفت ایشون با جریان اصلاحات اینه که اساسآ "هیچ" اعتقادی به آزادی و دموکراسی ندارن!
اما دلیل اینهمه توضیح درمورد یک تشابه اسمی به چند دلیل بود! :
1- خواستم به نیما2(ناظر شورای نگهبان) و هم صنفی هاش بفهمونم که استفاده از این روشهای کثیف برای "تخریب عقاید مخالف" همچون روش های پوپولیستی عمرش به سر اومده! و بهتره برای دفاع از عقاید خودشون از روشهای شرافتمندانه تری بهره بگیرن!
2- خواستم با این توضیحات خوانندگان سایت رو(وقتی با یک اسم با عقاید متضادو گاهآ مشابه مواجه میشن) از "گه گیجگی" دربیارم !
3- از اونجاکه "نیما2"(ناظر شورای نگهبان) من رو به مناظره دعوت کردن و چون نمیشه دونفر "با یک اسم" با هم بحث کنن ،باید تکلیف اسامی مون مشخص بشه!
بنابراین برای روشن شدن "افکار عمومی!" مجبورم قبل از وارد شدن به بحث ،دوباره نوشته های خودم(نیما1) و نوشته های ناظرشورای نگهبان(نیما2) رو با اضافه کردن "نام اصلاح شده" بنویسم تا سوءتفاهم پیش نیاد!
درصورتی که مسئول سایت اسم من رو به جای [ : ] وارد کنه و همین نوشته م رو با "اصلاحات انجام شده" در سایت بذاره مشتاقانه وارد مناظره با "ناظرشورای نگهبان"(نیما2) خواهم شد. درغیر اینصورت من درطول عمرم وارد هیچ "بازی کثیفی" نشده و بعداز اینهم نخواهم شد!
و اما به نظراتی که تا پیش از این ازطرف من(نیما1) و ناظرشورای نگهبان(نیما2) بیان شده دوباره توجه کنین و در انتها جواب من رو به افاضات اخیر "نیما2" مشاهده کنین!:
نیما1 (خودم!) :
اولآ به نظر میاد خودت بیشتر از "اصلاح طلبان" در سرگیجگی مفرط سیر میکنی! چون اگه اصلاح طلبان تشنهء قدرت برای رسیدن به اهدافشون دچار سرگیجه شدن بخاطر اینه که لااقل (برخلاف تو!) "هدفی" دارن ِ که در رسیدن به اون هدف(قدرت) دچار سرگیجه شدن! اما "تو" هیچ هدفی نداری و تنها تبدیل شدی به ابزار و وسیلهء اصلاح طلبان تا اونها رو "به هر قیمتی که شده" به قدرت(هدفشون) برسونی!
ثانیآ کی گفته که خاتمی در بین مردم "محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک" داره؟!؟!... از احمدی نژاد پوپولیست تر خود خاتمی و کروبی و دارودسته شه!
ثالثآ "شما" یکی دیگه دم از "صداقت" نزن و این لغت رو دوباره به گند نکش!... از نظر من جناح حاکم خیلی بیشتر از اصلاح طلبان "صداقت" داره! چون لااقل مستقیم یا غیرمستقیم داره فریاد میزنه که اصلآ دموکراسی و حقوق بشر رو قبول نداره و اونها رو خلاف شرع میدونه!
رابعآ برخلاف ادعای شما فقط دو گزینهء "بد و بدتر" پیش روی ما نیست بلکه گزینه های "بهتر"ی هم هست! ازجمله: تحریم .نافرمانی مدنی .تظاهرات و انقلاب!
خامسآ حتی اگه برفرض محال فقط گزینهء "بد و بدتر" پیش روی ما باشه بنده "احمدی نژاد" رو بد و "خاتمی" رو بدتر میدونم!
من خودم کسی بودم که در دورهء اصلاحات در تمام انتخابات ها شرکت کردم(به استثناء دور دوم "شورای شهر") و هم به خاتمی رای دادم و هم به بقیهء اصلاح طلبان! اما اینبار اگه مجبور به شرکت در انتخابات باشم فقط به طرفداران احمدی نژاد رای خواهم داد.
نیما2 (ناظرشورای نگهبان) :
پوپولیست ، کاریزماتیک و چندین وچند کلمه ی دیگه که فقط شعاراست ،شعارهایی که هنوز هم عده ای نمی خواهند باور کنن که عمرشان به سر رسیده یا بهتر بگم عمرشان آغاز نشده
دوست عزیز انگار شما هم کم حافظه تشریف دارید و گرنه می دونستید که بزرگترین پوپولیست کشور ما همین اصلاح طلبان عزیز و در راس اون همین جناب خاتمی عزیز است واین ماجرا از همان 2 خرداد معروف آغاز شد همانجایی که خیلی ها به خاطر ظاهر خوش سیمای این سید به او رای دادند و همین اتفاق هم در دور دوم رئیس جمهوری هم افتاد و اگر قانون به او اجازه می داد برای بار سوم هم این اتفاق می افتاد و اصل ماجرا هم همینجاست مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات و گرنه اصولی که مصطفی معین به آنها اعتقاد داشت با جریان اصلاحات همگون تر بود تا اصول خاتمی اما معین به شکل مفتضحانه ای در برابر شخصی شکست می خورد که تا 9 ماه قبل از انتخابات خیلی ها او رامی شناخت اما این اتفاق افتاد حتی شعار بقول شما مافوق پوپولیستی شیخ اصلاحات همان 50 هزار تومان معروف هم کارگر نیفتاد چون شیخ فقط به همین وعده دلخوش کرده بود و به غیر این شعار برنامه ای برای کشور نداشت وحتی خوب یادم هست که در زمان تبلیغات از صدا وسیما در برابر پرسش سوالات اقتصادی ،سیاسی وغیره مدام با فلش بک زدن به خاطرات خود با امام سعی در جلب آرای طیف سنتی جامعه را نیز داشت
اما اوج خدمت را به شخص احمدی نژاد همان رسانه های نوشتاری طیف اصلاحات کردند همان هایی که در مدت یک هفته از احمدی نژاد یک مظلوم که تمام تیر ها به سمت او نشانه رفته است ساختند و اینگونه احمدی نژاد رئیس جمهور کشور شد هر چند عده ای سعی در القای تقلب در انتخابات را داشتند اما خود بهتر می دانستند این فقط یک بهانه است و عجیب اینجاست عده ای که سعی در گمراه کردن دیگران و حتی خود را دارند به بهانه هایی مانند رای تلفنی و بسیجی روی می آورند غافل از اینکه مشکل در تفکر آنها نهفته است و آن هم در جایی که فکر می کنند با دادن شعار هایی مانند آزادی می توانند مردم را به رای دادن به جریان همراه با خودوادار کنند اما همیشه این نکته را فراموش می کنند این گونه شعار ها بجز اپیدمی ای که در طیف جوان وجود دارد برای خیلی از مردم جز ضروریات بحساب نمی آید و این را می توان بر اساس تئوری مزلو نیز توجیه کرد هر چند خیلی ها این تئوری را به صورت کامل قبول ندارند اما این تئوری در مورد کشور ما حداقل به عنوان یک استثنا صدق پیدا می کند جایی که نیاز های فیزیکی و ایمنی و احترام برای مردم ضروری تر به حساب می آیند تا شعار هایی مانند آنچه اصلاح طلبان با آن خود را مطرح می گردانند
نیما1 (خودم!) :
قبل ازهرچیز برای اینکه سوءتفاهم نشه باید بگم که من همون "نیما"یی هستم که قبل از نفر بالا(نیما) و در پاسخ به "سیامک قاسمی" کامنت گذاشتم!! و برای اینکه از این تشابه اسمی سوءبرداشت نشه خودم رو "نیما 1" معرفی میکنم و نیمای بالایی رو "نیما 2"!!!(چه خرتوخری شد!)
و اما خدمت "نیما 2!" باید عرض کنم که :
درسته که ظاهرآ هر دوی ما درحال حاضر با "اصلاحات" مخالفیم ولی "دلایل" مخالفت من با اصلاحات با "دلایل شما" زمین تا آسمون متفاوته!
مثلآ اگه من با "اصلاحات" مخالفم به این دلیله که معتقدم این پروژه(اصلاحات) شکست خورده و دیگه قابل تکرار نیست! یعنی حتی اگه بفرض محال دوباره "اصلاح طلبان" روی کار بیان به هیچ عنوان نمیتونن "تغییری" در نظام فاسد ج.ا ایجاد کنن! بنابراین من معتقد به گزینهء "انقلاب" بجای اصلاحات هستم. اما "شما"(نیما2) هیچ گزینه ای(آلترناتیو) بجای اصلاح طلبی پیشنهاد نمیکنی! و صرفآ واکنشی غریزی , عصبی و بدون پشتوانهء منطقی و مستند درمقابل اصلاح طلبان از خودت نشون میدی! میتونم این "ادعا"های بی منطق و متناقضت رو اثبات کنم!
فرمودین :
« پوپولیست ، کاریزماتیک و چندین وچند کلمه ی دیگه که فقط شعار است ،... عمرشان به سر رسیده یا بهتر بگم عمرشان آغاز نشده»!
ج: شما اول تکلیف خودتون رو روشن کنین که بالاخره این شعارها عمرشون "به سر رسیده" یا اصلآ هنوز "آغاز نشده"!!! آخه نمیشه یه چیزی که قراره عمرش آغاز بشه درعین حال عمرش به سر هم رسیده باشه!!!(تناقض)
شخصآ معتقدم شعارهای پوپولیستی خیلی خیلی وقت پیش عمرشون آغاز شده و خیلی وقت هم هست که عمرشون به سر رسیده.
در ادامه فرمودین :
« بزرگترین پوپولیست کشور ما همین اصلاح طلبان عزیز و در راس اون همین جناب خاتمی عزیز است واین ماجرا از همان 2 خرداد معروف آغاز شد»
ج: اولآ به نظر من "همهء" اصلاح طلبان پوپولیست نیستن(بخصوص اکثر اصلاح طلبانی که بعداز شکست اصلاحات دیگه تا به امروز "کاندید" نشدن)
ثانیآ برخلاف ادعای شما "پوپولیسم" از 2خرداد "آغاز" نشد بلکه از همون زمان انقلاب "آغاز" شد!
فرمودین :
« خیلی ها به خاطر ظاهر خوش سیمای این سید[خاتمی] به او رای دادند و همین اتفاق هم در دور دوم رئیس جمهوری هم افتاد و اگر قانون به او اجازه می داد برای بار سوم هم این اتفاق می افتاد»
ج: اولآ براتون خیلی متآسفم که تا این حد مسائل سیاسی رو به ابتذال میکشونین و موضوع "خوش سیما" بودن و خوشگلی رو در عرصهء "سیاست" اینقدر مهم میدونین که اون رو مبنای "تجزیه تحلیل" خودتون قرار میدین!
ثانیآ حتی اگه بنا به "خوش سیما" بودن هم باشه جناب "ناطق نوری" که از خاتمی خوش سیماتر بود! پس چرا ایشون رآی نیاورد؟؟!
فرمودین :
« مردم به خاتمی رای می دادند نه به جریان اصلاحات»
ج: این ادعای شما در تضاد آشکار با واقعیات و مستنداته! اگه مردم فقط به خاتمی رآی میدادن و نه به "اصلاحات" پس نتیجهء انتخابات مجلس ششم رو چجوری توجیه میکنین؟؟! نتیجهء انتخابات "شورای شهر" رو چطور میخواین توجیه کنین ؟؟! یعنی نماینده های مجلس ششم و شوراهای شهر فک و فامیل خاتمی بودن؟!؟! یا نکنه اونها هم مثل خاتمی "خوش سیما!" بودن؟!!
فرمودین :
« هر چند عده ای سعی در القای تقلب در انتخابات را داشتند اما خود بهتر می دانستند این فقط یک بهانه است»
ج: اولآ نفرمایید "عده ای!" ، بفرمایید "همه" به استثناء احمدی نژاد و شرکا!!! سخنان کروبی رو بخاطر بیارین که بعد از چند ساعت "چرت" درمورد تقلبات چی فرمودن !! یا جناب رفسنجانی که از تقلب در انتخابات به خدا پناه بردن!!! قضیهء چند میلیون شناسنامهء جعلی هم فراموش نشود! تازه این چند میلیون فقط تعداد"کشف شده ها" بود! تقلبات "کشف نشده" رو هم خودتون تخمین بزنین!!!
ثانیآ نفرمایید "القای" تقلب! چون برای مردم عین روز روشنه که "هیچ" انتخاباتی در کشور بدون تقلب صورت نگرفته و برای این نیازی به "القاء"کسی نیست!!!
فرمودین :
« فکر می کنند با دادن شعار هایی مانند آزادی می توانند مردم را به رای دادن به جریان همراه با خودوادار کنند اما همیشه این نکته را فراموش می کنند این گونه شعار ها بجز اپیدمی ای که در طیف جوان وجود دارد برای خیلی از مردم جز ضروریات بحساب نمی آید و این را می توان بر اساس تئوری مزلو نیز توجیه کرد»
ج: لازم به ذکره که "اکثریت" جامعه رو همین "طیف جوان" تشکیل میدن و از اونجا که در انتخابات "رای اکثریت" ملاکه بنابراین توجه به ضروریات "طیف جوان"(اکثریت جامعه) شرط پیروزی در انتخاباته! حالا شما چه مشکلی با این قضیه دارین من متوجه نمیشم! ظاهرآ شما اصلآ عقیده ای به "انتخابات" ندارین!!!
ضمنآ برای فهم اینکه چه چیزی جزء ضروریات مردم هست هیچ نیازی به "تئوری بافی" نیست تا شما ادعای بی اساس خودتون رو "توجیه" کنین! فقط کافیه نیم نگاهی به اطراف خودتون بندازین یا ببینین چرا بیشترین شرکت مردم در انتخابات بعداز انقلاب در دوران"اصلاحات" بوده!؟
درنهایت فرمودین:
«نیاز های فیزیکی و ایمنی و احترام برای مردم ضروری تر به حساب می آیند تا شعار هایی مانند آنچه اصلاح طلبان با آن خود را مطرح می گردانند»
ج: این ادعای شما هم باز درتضاد کامل با واقعیاته! همونطورکه خودتون معترفین شعار اصلاح طلبان "آزادی و دموکراسی" بود . اگه به ادعای شما "نیازهای فیزیکی و ایمنی" برای مردم ضروری تر از "آزادی" بود پس این "جن و پری" بودن که 2دورهء ریاست جمهوری ، یک دوره انتخابات مجلس(ششم) و یک دوره انتخابات شورای شهر با اکثریت قریب به اتفاق به "اصلاح طلبان" رای دادن؟!؟!
اتفاقآ تنها کاندیدایی که بیشترین شعار و فعالیتش در زمینهء "نیازهای فیزیکی و اقتصادی" بود کسی نبود جز "سردار سازندگی" هاشمی رفسنجانی! پس چرا ایشون در انتخابات مجلس ششم جزء 30 نفر اول هم نبود؟!؟!
گذشته از این بهترین وضعیت اقتصادی کشور در دوران اصلاحات ایجاد شد. اما درنهایت مردم "اصلاحات" رو تحریم کردن! به این دلیل که خواستهء مردم "آزادی و دموکراسی" بود و چون "اصلاح طلبان" برخلاف شعارهای آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانه شون عمل کردن مردم هم اونها رو تحریم کردن!
نیما2 (ناظرشورای نگهبان) :
دوست عزیز آقای نیمابرای اینکه به سوال های شما جواب دهم مجبوریم وارد یک بحث دو نفره شویم پس به تک تک مسائل مورد سوال شما
سعی می کنم جواب بدهم
اولاً اینکه گزینه ی شما یک واکنش عجولانه به یک سری اقدامات متوالی در کشور است در واقع این یک پیشنهاد نیست بلکه پاک کردن صورت مساله ویک بازگشت به عقب است و پیشنهاد من در مقابل پیشنهاد شما زمینه سازی برای ظهور دولتی با فکر اقتصادی به معنای واقعی و دارای توان به اجرا در آوردن این تز در عمل باشد به گونه ای که با بکار بستن الگو های اقتصادی دراز مدت مثلاً به مدت 8سال و نه کوتاه مدت توان اقتصادی کشور را به حدی بالاتر از نرمال سوق دهد تا مردم بتوانند از زیر بار مشقت بار زندگی در این 3 دهه خارج شوند وآن وقت است بعد ازافتادن کشور در سرازیری پیشرفت اقتصادی می توان اقدامات لازم را برای اجرای اهداف بزرگتری مانند دموکراسی هموار کرد
اما در مورد دوم باید عرض کنم به پشتوانه مطالب بالا است که می گویم هنوززمان استفاده از کلمات بالا در کشور ما نرسیده است ولی انگار بعضی ها خیلی برای رسیدن به آرمان هایی که بعضی از کشور ها برای رسیدن به آنها حتی تا 100 سال وقت صرف کرده اند عجله دارند و می خواهند یک شبه به هر آنچه در 50 سال گذشته نداشته اند برسند
در مورد مساله سوم اینکه خاتمی بخش زیادی از رای های خود در دو انتخابات قبلی به خاطر ظاهر، پوشش ، کلام نافذخود وشعار های جذاب مثل رفاه به دست آورده جای هیچ شکی باقی نیست .این را من در مقیاس کوچکش در پای صندوغ های رایی که بعنوان ناظر فرمانداری بر سر آن حضور داشتم به عینه می دیدم کسانی را انگار به نوعی محسور ایشان وشعار هایش شده بودند واینها همان هایی هستند که بدلیل نداشتن چارچوب خاص ذهنی در هر دور به سمتی برای رای دادن متمایل می شوند و این گونه هم بود که جریان خاتمی مجلس ششم و سپس شورای شهر را از آن خود کرد اما هنگامی که جو ایجاد شده اندکی آرام گرفت و همان عده ی خاص احساس کردند که هیچ تغییری در عمل ایجاد نشده این بار به سمت دیگر کشیده شدند و اینگونه مجلس هفتم شکل گرفت و بعد از آن هم 3 تیر بوجود آمد ضمناً برای من عجیب است که شما اعتقاد دارید ناطق نوری ظاهری جذاب تر از خاتمی دارد
مسئله ی چهارم اگر منظور از تقلب من در آوردی شما به فرض هم درست باشد پس واقعاً باید برای دولت سابق اظهار تاسف کرد که از چهار انتخابات برگزار شده در آن دو انتخابات به تقلب گسترده کشانده شد اما در مورد ادعای آقای کروبی این که ایشان گفته بودند که از خواب بیدار شدند ودیدند نتیجه انتخابات تغییر کرده است به این دلیل بود که ایشان فکر کردند با رای آوردن در سه چهار استان می توانند رئیس جمهور شوند و در حالی که هنوز خیلی از صندوغ ها شمارش نشده بودند به خیال خودشان بر طبل پیروزی نواختند اما در مورد اظهارات جناب رفسنجانی این درد از جای دیگری بود و در مورد چند ملیون شناسنامه هم که باید بگویم خودتان بنشینید و با خودتان حساب کنید چند هزار آدم رو با این حرفها بی اعتبار کردید انگار شما از چیدمان افراد در محل رای گیری بی اطلاع هستید و شاید هم فکر کرده اید که تمام افراد پای صندوغ های رای از ارگان سپاه تعیین می شوند واگر هم به تقلب انتخابات ایمان دارید جوابی است به سوال خودتان در مورد چگونگی رای آوردن مجلس ششم وشورای شهر زمان آقای خاتمی
مسئله پنجم اینکه من از طیف جوان استفاده کردم منظور افرادی بین 20 تا 30 سال است واین که اکثریت کشور ما جوان است منظور از سن 10 سالگی تا 40 سالگی می باشد و می بینید که از این اکثریت یک سوم آنها در محدوده مورد نظر من قرار دارند که البته خیلی از آنها هم به این نتیجه رسیده اند که دیگر در انتخابات شرکت نکنند مسئله پنجم این که سردار سازندگی را به رسیدگی به نیاز های اقتصادی مردم منتسب کردید حتماً آن تورم 50 درصدی قبل از انتخابات را هم به یاد می آورید تورمی که کمر مردم را شکست و همان هم زمینه ی شکست ناطق را در دوم خرداد فراهم ساخت و دلیل دیگر بر حرف هایم رای آوردن احمدی نژادیست که شعار اصلی آن اجرای عدالتی است که بخش اعظمی از آن به اقتصاد بر می گردد و اینکه گفته اید بهترین وضعیت اقتصادی کشور در زمان خاتمی بوده است نیز یک ادعا بیشتر نیست چون امار سازمان های مستقل چیز دیگری نشان می دهد و اگر منظور از وضع بهتر اقتصادی از دیدگاه شما همان حقوق اسمی است که هر ساله زیاد می گردد باید خدمت شما عرض کنم که اگر این حقوق را در کنار نرخ های واقعی تورم و معضلات دیگری مانند بیکاری ورکود قرار بدهیم به نتایج جالبی که مغایر با نظرات شماست می رسیم
و درآخر ازدوستان عزیز می خواهم که کمی منطقی تر به مسائل نگاه کنند و از احساساتی شدن در برخورد با مسائل اجتناب کنند
..........................................
و اما پاسخ من به اظهارات اخیر "نیما2"
فرمودین :
« گزینه ی شما[انقلاب] یک واکنش عجولانه به یک سری اقدامات متوالی در کشور است در واقع این یک پیشنهاد نیست بلکه پاک کردن صورت مساله ویک بازگشت به عقب است»
ج: اولآ این سخن شما که گزینهء انقلاب "یک واکنش عجولانه"س فقط یک ادعاس که باید "اثبات" بشه! لطفآ بفرمایید براساس چه پارامتر و معیارهایی شما نتیجه گرفتین که گزینهء انقلاب اقدامی "عجولانه"س؟! آیا "سی سال" زمان کافی نیست تا بی کفایتی نظام جمهوری اسلامی بر مردم اثبات بشه؟! آیا صبوری مردم به مدت "هشت سال" در جریان اصلاحات و در نهایت شکست این جریان به دست حکومت ضدمردمی کافی نبود تا "غیرقابل اصلاح بودن نظام" بر مردم اثبات بشه؟!! لطفآ واژهء "عجولانه" رو برای ما معنی کنین! چون ظاهرآ تعریف شما از این واژه با تعریفی که در زبان و ادب فارسی و عربی وجود داره متفاوته!!!
ثانیآ اینکه فرمودین« گزینهء انقلاب "پاک کردن صورت مساله"س» رو کمی بیشترتشریح کنین ،چون ظاهرآ یا من معنی این اصطلاح(پاک کردن صورت مساله) رو نفهمیدم یا شما!! آیا تمامی انقلابات تاریخ(ازجمله انقلاب 57) "پاک کردن صورت مساله" بوده؟؟؟
لطفآ اصطلاح "پاک کردن صورت مساله" رو هم برای من معنی کنین!
ثالثآ فرمودین «انقلاب یک بازگشت به عقب است»!
سوال : آیا تمامی انقلابات سرنوشت ساز تاریخی (ازجمله انقلاب فرانسه) بازگشت به عقب بوده؟؟؟ یا فقط انقلابی که منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی بشه "یک بازگشت به عقب" محسوب میشه؟! اگه اینطوره لطفآ "دلایل"تون رو بفرمایید!
فرمودین :
« پیشنهاد من در مقابل پیشنهاد شما زمینه سازی برای ظهور دولتی با فکر اقتصادی به معنای واقعی و دارای توان به اجرا در آوردن این تز در عمل باشد به گونه ای که با بکار بستن الگو های اقتصادی دراز مدت مثلاً به مدت 8سال و نه کوتاه مدت توان اقتصادی کشور را به حدی بالاتر از نرمال سوق دهد تا مردم بتوانند از زیر بار مشقت بار زندگی در این 3 دهه خارج شوند وآن وقت است بعد ازافتادن کشور در سرازیری پیشرفت اقتصادی می توان اقدامات لازم را برای اجرای اهداف بزرگتری مانند دموکراسی هموار کرد»
ج: این پیشنهاد شما مبنی بر "ظهور دولتی که با بکاربستن الگوهای اقتصادی توان اقتصادی کشور رو به حدی بالاتراز نرمال سوق بده" واقعآ پیشنهادی دبش! ،اعجاب برانگیز و قابل تحسینه!!! واقعآ خسته نباشید!
فقط اگه زحمتی نیست و زیاد بهتون فشار نمیاد یه کاندید اصلح دراین مورد هم پیشنهاد بدین تا ما تکلیفمون روشن بشه!!!
امادرمورد اینکه فرمودین «بعداز افتادن کشور در "سرازیری!"پیشرفت اقتصادی میشه به اهداف بزرگتری مانند دموکراسی رسید» باید خدمتتون عرض کنم که شما به عمد یا غیرعمد دارین جای "هدف و وسیله" رو تغییر میدین تا با این سفسطه بخیال خودتون "دموکراسی" رو قربانی کنین!
هیچ جای شکی نیست که "هدف" تمامی حکومتها و نظامهای سیاسی رسیدن به "پیشرفت" اقتصادی ،امنیتی ، رفاه و آسایش و...س! صحبت سر "وسیله" یا روش رسیدن به این هدفه! درواقع تاریخ نشون داده که بهترین "وسیله" برای رسیدن به پیشرفت همه جانبه و پایدار(= هدف) چیزی نیست جز "دموکراسی"!
علت العلل تمامی بدبختی ها و عقب موندگیهای ما ایرانیها (باوجود اینهمه امکانات و منابع) هم چیزی نیست جز نبود "دموکراسی".
بنابراین اینکه شما میفرمایین "بعداز" پیشرفت اقتصادی تازه میتونیم به دموکراسی برسیم! نشون میده که شما معنی دموکراسی رو نفهمیدین یا اصلآ "قرارنیست" بفهمین!
جناب "نیما2"! دموکراسی "کالا" نیست که ما بعداز پیشرفت اقتصادی و "پولدارشدن" بتونیم اون رو "بخریم" و بذاریمش کنج اتاق و خوشحال باشیم که حالا ما دیگه "دموکراسی" داریم!!!...دموکراسی فقط "وسیله"ایه برای رسیدن به "هدف"(پیشرفت).
فرمودین :
« بعضی ها خیلی برای رسیدن به آرمان هایی که بعضی از کشور ها برای رسیدن به آنها حتی تا 100 سال وقت صرف کرده اند عجله دارند و می خواهند یک شبه به هر آنچه در 50 سال گذشته نداشته اند برسند»
ج: به شما پیشنهاد میکنم ضمن تلاشهای مذبوحانه تون برای تبدیل "فضای آزاد گفتگو" به لجن زار "دروغ" و فریب و شارلاتانیزم ،نیم نگاهی هم به کتب تاریخی بندازین تا خالی بندی هاتون اینقدر تابلو نباشه که یه آدم بیسواد هم نتونه حرفاتون رو باور کنه!!!
اگه حوصلهء خوندن کتب تاریخی رو ندارین خودم جهت اطلاع بهتون بگم که حداقل "100"سال از انقلاب مشروطیت در ایران میگذره که هدفش چیزی نبود جز محدود کردن و مشروط کردن "حکومت مطلقه"! بنابراین کسی قرار نیست "یک شبه" به دموکراسی برسه! این راه حداقل صد ساله که داره طی میشه .
فرمودین :
« اینکه خاتمی بخش زیادی از رای های خود در دو انتخابات قبلی به خاطر ظاهر، پوشش ، کلام نافذخود وشعار های جذاب مثل رفاه به دست آورده جای هیچ شکی باقی نیست »
ج: اولآ درمورد "ظاهر و پوشش"خاتمی باید عرض کنم که ایشون باتوجه به آخوند بودنشون "پوششی" همانند بقییهء آخوندها داشتن که تفاوت چندانی با هم ندارن! ( عبا و عمامه و نعلین!) تفاوت در پوشش آخوندها فقط محدوده به "رنگ"عمامه(سیاه یا سفید!) و "رنگ"عبا(قهوه ای یا سیاه!).
درمورد "کلام نافذ"ایشون فرمایش فرمودین ،که باید عرض کنم شخصآ هیچ مسئولی رو در حکومت ندیدم که به اندازهء خاتمی در سخنرانی "تپق" بزنه!!!
درمورد شعارهای جذاب خاتمی مثل "رفاه!" هم طبق معمول "دروغ" اضافه فرمودین!!! هرگز شعارهای محوری خاتمی درمورد "رفاه" نبود. بلکه درمورد آزادی اندیشه ،جامعهء مدنی ،آزادی احزاب و شعارهای دموکراسی طلبانه بود. تکرار میکنم دروغ شاخدار کمتر بگین! باور کنین به نفع شآن و شخصیت خودتونه!
ضمنآ درمورد این همه اصرار شما مبنی براینکه مردم "محسور زیبایی خاتمی!" شدن وبه همین دلیل بهش رآی دادن باید بگم که اولآ بنظر میاد این خود شما هستین که خاتمی رو زیبا میبینین و تصور میکنین مردم هم سلیقهء مشابه شما دارن! ثانیآ برخلاف نظر و علاقهء شما ،مردم هرگز به اون حد از رذالت و نفهمی نرسیدن که بخوان "زیبایی" رو ملاک انتخاب ریاست جمهوری قرار بدن! تو گویی قراره با رئیس جمهور یا نماینده های کشور "ازدواج" یا همخوابگی کنن!!! اگه شما چنین تصوری دارین فقط میتونم بهتون بگم "کافر همه را به کیش خود پندارد"!
یه نمونه دیگه به شما معرفی میکنم تا بهتر بفهمین مردم به "زیبایی ظاهری"کاندیداها رآی میدادن یا به عقایدشون!:
شما چهرهء ظاهری "هادی خامنه ای" رو مقایسه کنین با چهرهء برادرشون( رهبر)! "هادی خامنه ای" یکی از زشت سیماترین کاندیداهای مجلس ششم بود اما یکی از بالاترین رآی ها رو آورد!(فکر کنم دوم یا سوم شد!) ایشون تا پیش از این هیچ مقام و مسئولیتی در حکومت نداشت و حتی در میان اصلاح طلبان هم چهرهء معروفی نبود. بنابراین چهرهء چندان شناخته شده ای درمیان مردم نداشت! تنها شناخت مردم از "هادی خامنه ای" بعنوان مدیرمسئول روزنامهء "حیات نو" این بود که برادر "رهبر" و مخالف ایشون بود!!!(این مورد رو هم لطفآ توجیه بفرمایید!)
درضمن همین قضیهء "هادی خامنه ای"(برادر و مخالف رهبر!) رو در کنار ماجرای دوم خرداد قرار بدین که همه جا شایع شده بود "رهبر طرفدار ناطق نوریه"!!!
فرمودین :
« برای من عجیب است که شما "اعتقاد[!]" دارید ناطق نوری ظاهری جذاب تر از خاتمی دارد»
ج: چشم! از این به بعد "اعتقاد!" خواهم داشت که خاتمی ظاهری جذاب تر از ناطق نوری دارد!!! امر دیگه ای ندارین؟! اصلآ میخواین یه موضوع جدید در اینترنت راه بندازیم با عنوان "خاتمی خوشگل تره یا ناطق نوری"؟!؟! و دراین مورد وارد یک مبحث و تجزیه تحلیل سیاسی ،امنیتی و استراتژیکی بشیم؟! چون ظاهرآ شما دراین مورد علاقه و سررشتهء بیشتری دارین!!!
متآسفانه سفسطه و دروغ گویی های شما بسیار، ولی وقت و حوصلهء من کمه! بنابراین ادامه بحث رو میذارم واسهء بعد...
احیانآ ادامه دارد!...