« December 2007 | صفحه اصلي | February 2008 »

January 29, 2008

چکیده ای از شانزده سال فعالیت ماهنامه زنان !

آنچه در زیر می خوانید چکیده ای از معرفی ماهنامه ی زنان است که دیروز ساعتی پس از خبر لغو امتیاز این نشریه برای معرفی تنها بخشی از آنچه که در این سالها در زنان گذشته است منتشر شد :

" زنان تخصصی ترین و فراگیر ترین ماهنامه مربوط به زنان در دو دهه اخیر است که از بهمن ماه 1370 بی وقفه منتشر شده است . مجله زنان خواستار تحولات مثبت به نفع زنان با رویکرد نواندیشی دینی و بهره گیری از نظرات متفکران معاصر بوده و همواره با نگاهی نو به بررسی مسائل پرداخته است . این مجله در زمینه های متنوع اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، هنری ، ادبی و علمی به مسائل خاص زنان می پردازد و از ماهنامه های محبوب در میان زنان و مردان ایرانی است . شماره های مختلف این مجله در ایجاد تحولاتی در شرایط حقوقی ، اجتماغی ، سیاسی و فرهنگی زنان ایران موثر بوده است . تحولاتی مثبت تغییر قانون حضانت کودکان ، تصویب قانون ممنوعیت کودک آزاری ، افزایش شروط ضمن عقد برای زنان ، تعیین سهمیه جنسیتی برای ورود بیشتر زنان به مجلس قانونگذاری و شوراهای شهر ، بررسی عملکرد ماهانه مجلس قانون گذاری در حوزه زنان ، بررسی رشته مطالعات زنان در دانشگاه ها ، تعدیب رفتار رسانه ها در ارائه نقش سنتی از زنان و نقد دیدگاه های زن ستیز در عرصه هنر و ادبیات .

از دیگر فعالیت های این نشریه می توان به بررسی نقش زنان در آفرینش های هنری و ادبی معاصر و فراهم آوردن امکان ارائه عقاید و دیدگاه های زنان مطرح و موفق در حوزه های علمی ، اجتماعی ، فرهنگی و هنری اشاره کرد ؛ و همچنین به ارتقای دانسته های علمی و افزایش سلامت روحی و روانی زنان جامعه و آگاهی رسانی در زمینه مشکلات و بیماری های مرتبط با زنان و ... این مجله در زمینه آسیب شناسی مسائل مربوط به زنان مانند اعتیاد ، فقر ، فحشا و ...مجله زنان از منابع مهم مطالعات پژوهشگران داخل و خارج از کشور در حوزه مسائل زنان است . "

در میان واکنش های خبرگزاری ها و سایت های مختلف داخلی و خارجی درباره توقیف یا لغو امتیاز این نشریه ، یاداشت آقای ارغنده پور را بسیار پسندیدم ، بویژه آنجا که گفته اند :

دیروز بعد از ظهر شنیدم که هیات نظارت بر مطبوعات امتیاز زنان را هم لغو کرده. برای لحظاتی احساس سردی کردم. برخی همکاران روزنامه نگار ما می گویند آنقدر در چند سال گذشته خبر توقیف و تعطیلی روزنامه و مجله شنیده اند که نسبت به آن مقاوم شده اند. این سخن شاید نوعی درک واکنشی باشد. ولی بی تفاوتی در برابر خبر تعطیلی یک نشریه غیرممکن است. دقیقا مثل خبر مرگ عزیزان می ماند که هر قدر هم که زیاد و پشت سر هم باشد احساس ناراحتی و غم عمیق در برابر آن گریزناپذیر است.

ماهنامه زنان تا به حال 151 شماره در مدت زمان 16 سال منتشر شده است. آنان که با کار روزنامه نگاری و چاپ و نشر در ارتباطند به خوبی آگاهند که انتشار یک ماهنامه بدون برخورداری از حمایت بی دریغ دولت در این مدت زیاد نشانگر یک توانمندی و عزم و اراده فوق العاده هست. واقعا هم در بین نشریات موجود –فارغ از محتوای آنها- ماهنامه زنان جایگاه ویژه ای دارد، هم از نظر فعالیت حرفه ای و هم از نظر کیفیت مطالب. در واقع انتشار ماهنامه زنان یکی از جلوه های توانمندی های باورمندانه زنان این دیار هست.

January 28, 2008

ماهنامه زنان پس از شانزده سال انتشار لغو امتیاز شد !!

ساعتی قبل خبرگزاری فارس در خبری اعلام کرد نشریه زنان به دلیل آنچه که به مخاطره انداختن سلامت روحي، فكري و رواني مخاطب و القاي اين‌ كه در جامعه امنيت وجود ندارد و به دليل سياه ‌‌نمايي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي لغو مجوز شد.

zanan3333.jpg

در خبر فارس آمده است اين ماهنامه به دليل اخلال در حقوق عمومي و تضعيف نهادهاي نظامي و انقلابي از جمله بسيج ( !! ) مستند به اصل 24 قانون اساسي و صدر ماده 6 قانون مطبوعات و مصوبه نشست 298 شوراي عالي امنيت ملي به تاريخ 28/8/79 و تبصره 2 از ماده 5 قانون مطبوعات مبني بر لازم‌الاجرا بودن اين مصوبات به دليل بي‌توجهي به تذكرات كتبي و شفاهي كه پيش از اين مكرراً به مدير مسئول نشريه در باب رعايت قانون مطبوعات و ساير مقررات و دستور‌العمل‌هاي مربوطه داده شده است، بنا به رأي اعضاي هيئت، لغو مجوز شد.

آری به هممین سادگی قدیمی ترین نشریه ی خصوصی ایران و نشریه ای که بیش از شانزده سال از انتشارآن می گذشت و بیش صد و پنجاه شماره منتشر کرده بود ، به دلیل القای اینکه در جامعه امنیت وجود ندارد (!!) و به دلیل آنکه در تمامی این سالها سیاه را سیاه نمایانده و در دل این سیاهی ها به دنبال کور سویی برای امید بود توقیف شده است .

برای سرکار خانم " شهلا شرکت " سردبیر و مدیر مسوول " ماهنامه زنان "که حق بزرگی بر گردن من دارند ، آرزوی ادامه پایداری در مبارزه با جهل و ظلم و ستم در این جامعه سیاه را دارم که سالهای سال با صبر و آرامش در راه رشد و تعالی آن صبوری کرد و در این سالها برای دفاع از حقوق زنان در جامعه ایران به تنهایی ایستاد و امروز نه نشریه او ، بلکه آبرو و شرف و عدل ظالمانی که بر مسند اختناق و مستی قدرت نشسته اند توقیف شده است .

هراس من – باری – همه از زیستن در سرزمينی‌ست
كه مزد گور كن
از بهای آزادی آدمی
افرون باشد....


پیوست :

گزارشی که به نظر می رسد مهمترین دلیل توقیف مجله زنان باشد را بخوانید : کشته مي‌شوند تا بکشند . همچنین آخرین شماره نشریه زنان را از اینجا بخوانید .

January 27, 2008

شورای نگهبان روسیه مهمترین منتقد پوتین را رد صلاحیت کرد !!

اینکه ایران در این سالهای اخیر اینقدر به دولت فخیمه ی روسیه علاقمند شده است ، شاید فقط به این دلیل نباشد که ایران برای ایستادن در برابر خواسته های جامعه جهانی مجبور به دادن عنوان و اقسام باجها به روسیه شده باشد ؛ دلیل مهمتری که وجود دارد آن است که این سرزمین مشرق زمین کلا گویا با دموکراسی و مردم سالاری مشکل دارد .

به نظر می رسد پایبندی به دموکراسی در دنیا نسبت عکس دارد با فاصله با خاورمیانه و خلیج فارس و هر کشوری که به این منطقه نزدیک تر باشد ، دموکراسی بیشتر در آن کشور به افسانه می ماند . همه این مقدمه را گفتم که بگویم این دولت فخیمه ی روسیه با اینکه جزء گروه ( G8 ) هشت کشور صنعتی جهان و عضو دائم شورای امنیت است اما گویی مشرق نشینی و نزدیک بودن به خاورمیانه ماشین اقتدارگرایی و رد صلاحیت های او را هم به راه انداخته است .

در خبر ها خواندم کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه ( بخوانید شورای نگهبان روسیه ) میخائیل کاسیانف مهمترین رهبر مخالفان دولت کرملین را از شرکت در انتخابات منع کرده است ( بخوانید رد صلاحیت کرده است ) !!

مقامات این کمیسیون گفته اند که آقای کاسیانف، اجازه نخواهد داشت به عنوان نامزد، در انتخابات ریاست جمهوری این کشور که در ماه مارس آینده امسال برگزار می شود، شرکت کند. این کمیسیون می گوید شمار زیادی امضای بی اعتبار، در فهرست حامیان نامزدی آقای کاسیانف وجود دارد.

نخست وزیر سابق روسیه گفته است که مطمئن است که انتخابات عادلانه و آزاد برگزار نمی شود ، اما در آن شرکت می کند تا از سازمان های دموکراتیکی که در زمان صدارتش پشتیبانی کرده است دفاع کند.

جالب آنجا است که روسیه در دستگیری مخالف دولت نیز سابقه ای طولانی دارد و کمتر از یک سال قبل بود که دولت روسیه گری کاسپاروف قهرمان افسانه ای شطرنج جهان که در سالهای اخیر به سیاست روی آورده و از سران ائتلافی ضد دولتی موسوم به " روسیه دیگر " است ، در جریان یک تظاهرات ضد دولتی در مسکو بازداشت کرده بود .

لینک خبر : Kasyanov barred from Russian poll - BBC

در همین زمینه :

ایران فروشی به بهانه ی انرژی هسته ای ! ( ترکمنچای دوم در راه است ) - راز نو
کاسپاروف به پوتین کیش داد - راز نو

January 26, 2008

روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه ... !

آلبوم " سوگواران خموش " که نزدیک یه یک سال قبل توسط موسسه آوای باربد منتشر شد مجموعه تصنیف هایی با آهنگسازی پژمان طاهری آهنگ ساز و نوازنده سنتور خوش ذوق هم دوره ی ما و با آواز علیرضا قربانی است . جالب آنجا است که آوای باربد چند ماه بعد از انتشار این آلبوم به دلیل آنچه که انتشار آثاری بدون کسب مجوز بوده است ، مجوز فعالیتش تا اطلاع ثانوی لغوشد . آلبوم " سوگواران خموش " یکی از سیاسی ترین آلبوم های موسیقی ایران در چند سال گذشته بوده است که همانند اسمش همچنان خموش در گوشه ای نشسته اسست .

این آلبوم در حالی سال گذشته منتشر شد که یکی از مهمترین تصنیف های آن ، تصنیف " آواز کرک " به دلیل شعر آن که قبلا در اینجا به آن اشاره کرده بودم ، سانسور شده و از مجموعه خارج شده است . این روز ها تک بیتی از این شعر شفیغی کدکنی که تصنیف زیبایی از آن با آواز قربانی در آلبوم " سوگواران خموش " قرار دارد ، به طرز عجیبی همراه زمزمه هایم شده است : آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی ... روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه ... !

سوگواران تو امروز خموشند همه
که دهان های وقاحت به خروشند همه

گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه

آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه

باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه

ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه

گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه

به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه

شعر : شفیعی کدکنی

تصنیف آواز کرک را که به دلیل فشار های وزارت ارشاد از این آلبوم حذف شده است را از اینجا دانلود کنید .

January 23, 2008

در آستانه انتصابات مجلس : تصمیمی مهم پیش روی اصلاح طلبان

هنگامی که نزدیک به دو هفته ی قبل در اینجا به این مورد اشاره کردم که با آنکه جریان اصلاح طلبی به دلایل مختلف شاید در شرایط کنونی سخن خاصی ‏و توان فوق العاده ای نداشته باشد اما برای آنکه جریان پوپولیست و اقتدارگرای حاکم را کمی و حتی ‏کمی کنترل کنیم بهتر است نه با افتخار و سر بلندی بلکه با سر افکندی در انتخابات آینده به کسانی که حداقل ‏اگر توان حق گویی و پی گیری راستین رای مردم را ندارند اما آب نیز در آسیاب پوپولیست ها نمی ‏ریزند، رای دهیم ، تصورم این بود که شاید برای آنکه شوی انتخابات کامل باشد ، حاکمیت تن به حداقل هایی بدهد تا بتوان با ذره بین به دنبال کسانی گشت که امیدی به تغییر فضای سنگین کنونی از طریق مسیر ها و ظرفیت های قانونی فعلی را برای مردم ایجاد کنند .

fingers.jpg

اما اخباری که این روزها از رد صلاحیت های عجیب و بی سابقه کاندیدا های اصلاح طلب و حتی نزدیک به اصلاح طلب شنیده می شود تا حدود زیادی شرایط را تغییر داده و به نظر می رسد جریان اصلاح طلبی و به ویژه دو حزب تاثیر گذار این جریان - جبهه مشارکت و سازمان مجادهدین – در موقعیت بسیار مهمی قرار گرفته اند .

آنچه که از اخبار رسیده مشخص است برای اولین بار تمامی رد صلاحیت ها در همان مرحله ی اول بررسی صلاحیت ها یعنی در همان هئیت های اجرایی صورت گرفته است و این به خوبی بیان گر آن است که دومینویی که با انتخاب يك فرمانده نظامي – سردار افشار - به عنوان رئيس ستاد انتخابات آغاز شده بود به سرعت در حال پیشروی است و با انتخاب يكسويه معتمدان و اعضاي هيأت اجرايي از ميان تندروترين افراد وابسته به جناح حاكم قدم به قدم در حال جلو رفتن است و قطعا با این روند ، امید به بررسی اعتراض ها در هئیت های نظارت و شورای نگهبان به شوخی می ماند

تقریبا تمامی نامزد های جبهه مشارکت درتمامی کشور رد صلاحیت شده اند و رد صلاحیت ها حتی برخی از وزرای دولت آقای خاتمی را هم شامل شده است . همه ی اینها نشان دهند ی آن است که حاکمیت آنچنان موقعیت خود را در عرصه های داخلی و بی المللی در خطر می بیند که جای هیچگونه ریسکی را برای خود قائل نیست و حاضر است تمامی هزینه ها را بپذیرد ولی دیگر حتی احتمال بازگشت به دوران اصلاحات را برای جریان اصلاحات فراهم نیاورد.

در چنین شرایط خاصی به نظر می رسد موضع گیری جبهه مشارکت و جریان اصلاحات در تعیین خط مشی سیاسی این جریانها در سالهای آینده بسیار حانز اهمیت است . تصمیم به تحریم انتخابات و یا عدم شرکت در انتخابات بیشتر بیانگر آن است که جریان اصلاح طلبی باید راه کار سیاست ورزی و تلاش برای حضور در حاکمیت را برای سالهای آینده به فراموشی بسپارد و این تصمیم قطعا تبعاتی گسترده و مبهمی برای این جریان در تعامل با حاکمیت برای سالهای آینده و حتی احتمال تغییر ساختار درونی این جریان ها خواهد داشت .

باید صبر کرد و دید آیا جریان اصلاحات برای باقی ماندن و حضور در عرصه سیاسی کشور حاضر است که در این نمایش انتصابات مجلس شرکت کنند و یا حاضر نمی شود هیزم انتخاباتی شود که خود در آن سهمی ندارند و به سمت ترک فضای انتخابات رفته و تنها در موضع نظاره گر رقابتهای سیاسی درونی جریان اقتدار گرا در سالهای آینده باقی می ماند تا شاید روزی مساله نظارت استصوابي در انتخابات ها براي هميشه تكليفش مشخص شود .

در همین زمینه :

نامه مهم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ارتباط با عملکرد روزنامه کیهان

بیانه ی جبهه مشارکت در پي رد صلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاح طلب در انتخابات مجلس هشتم

January 18, 2008

روایت ساخت قطعه مشهور " نی نوا " از زبان استاد حسین علیزاده !

در این روزها و در آستانه ی تاسوعا و عاشورا ، بد ندیدم که به بررسی یکی از ماندگارتری آثار موسیقی ایران قطعه ی مشهور " نی نوا " بپردازیم . استاد شجریان در جایی درباره قطعه " نی نوا " ی استاد علیزاده گفته است : حزن و اندوهی که این قطعه در دل می آفریند را شاید اگر محتشم کاشانی سالهای سال صدها شعر همانند " باز این چه شورش است " هم می سرود باز هم نمی توانست حتی ذره ای حسی همانند حزن این قطعه را ایجاد کند .

استاد حسین علیزاده خالق قطعه مشهور " ني نوا " به تازگی در جایی گفته است كه زاده ی روز عاشورا است و هميشه نامش را كه مادرش به همين مناسبت حسین بر او نهاده دوست مي‌دارد و خلق قطعه " نی نوا " نیز به سالهاي كودكي‌اش باز مي‌گردد.

محبوبيت قطعه " ني نوا " در زمان انتشارش فروش بالايي را براي آن رقم زد ، كه براي يك آلبوم موسيقي در ايران بعد از انقلاب تا آن زمان بي سابقه بود. برخي كارشناسان ميزان محبوبيت اين قطعه را با قطعه " اي ايران " روح الله خالقي برابر دانسته‌اند.حسين عليزاده ، دريادآوري چگونگي ساخت قطعه مشهور " نينوا " گفت است : من بچه خيابان خيام هستم و يكي از سرگرمي ما بچه‌ها در آن موقع راه‌اندازي دسته بود ! من نمي‌خواهم تبليغ وابستگي مذهبي كنم ولي هميشه اسمم را دوست داشتم و از آنجايي كه من در روز عاشورا متولد شده‌ام ، مادرم اسمم را حسين گذاشته و " علي‌زاده " هم هستم .

علیزاده گفته است : نينوا آن واژه‌اي است كه ما همه حس‌ها را مي‌توانيم درباره آن داشته باشيم. اگر مي‌خواهند موضوع و حس مبارزه امام حسين(ع) را به آن اطلاق كنند، من افتخار مي‌كنم .

استاد همچنین در خصوص اينكه برخي اين قطعه را به جاي نينوا، ني‌نوا اطلاق مي‌كنند، گفته است: " نينوا " اسم زيبايي است كه يك معناي چند بعدي مي‌توان به آن داد. هم " نينوا " است هم " نواي ني " است و هم قطعه‌اي كه اين ني مي‌نوازد در دستگاه نواست. به همين جهت نينوا يك قطعه ملي شد و هر كس با هر عقيده‌اي با اين قطعه ارتباط برقرار كرد.

وي ادامه داده است: من دوستان بسيار زيادي با عقايد مختلف با اين قطعه پيدا كردم و خودم مديون قطعه‌ نينوا هستم كه در يك زماني در ذهن من اتفاق ‌افتاد. زماني كه من شاهد آن بودم كه جنگ شروع شده بود و همه داشتند در زمينه‌ موسيقي برداشت خودشان را مي‌كردند. در آن زمان مسئولان موسيقي از من خواستند كه بياييد در مورد اتفاقاتي كه در جنگ افتاده قطعه بسازيد. من گفتم اولاً نمي‌توانم كار سفارشي بسازم چرا كه بايد با حس خودم بوجود بيايد و ضمن اينكه هر كسي جنگ را يك جور مي‌بيند .

_Media_8606_ImageReports_8606040549_5_8606040549_L600.jpg

علیزاده در ادامه گفته است : نمي‌گويم كه اين قطعه را براي جنگ ساختم ولي در شرايطي بود كه در جنگ زندگي مي‌كرديم . يادم هست يكبار يك نفر از من پرسيد كه نينوا چه رنگي است؟ گفتم يك افق تيره‌اي است كه رنگ قرمزش غالب است چرا كه ساخت اين قطعه در نگاهم به افق در يك غروب اتفاق افتاد. البته اولين جلد نينوا با طرحي از رضا درخشاني به همين رنگ چاپ شد.

ي در خصوص مدت زمان ساخت اين قطعه گفت: نوشتنش چيزي حدود 2 سال طول كشيد و اما ايده‌اش 5-4 ماه ولي ايده كلي‌تر آن به سال 56 برمي‌گردد. من در آن سال يك طرح اوليه از دستگاه نوا داشتم كه در حافظيه اجرا شد و چيدمان و فانتزي اين جريان به سالهاي 56-55 برمي‌گردد كه كم كم اين ايده را برايم آورد. تمام هنرمندان يك اثر مي‌سازند و دائم اين را با روايتهاي ديگر بيان مي‌كنند. من هم دائم با شكل‌ها و شيوهاي مختلف در تكنوازي‌هايم و كارهاي گروهي‌ام اين ايده را داشتم .

عليزاده ادامه داد: نينوا هم نتيجه و فكرهاي اوليه‌اش از سالهاي 23-24 سالگي شكل گرفت و من در 32 سالگي آن را نوشتم.

خالق نينوا با بيان اينكه تمام اين ايده‌ها به زمان كودكي برمي‌گردد،اظهار داشت:من بچه‌اي بودم كه در جنوب شهر تهران در يك خانواده زير متوسط از نظر اقتصادي اما پر از عشق زندگي مي‌كردم.

قطعه ای از آلبوم " نی نوا " را از اینجا دانلود کنید .

January 16, 2008

همايون‌‌ شجريان طولانی ‌ترين تصنيف موسيقی ايران را خواند !

به اضافه یاداشت کوتاهی درباره کنسرت همایون شجریان و گروه دستان در ایتالیا


Maraghei.JPG

طولاني ترين تصنيف تاريخ موسيقي ايران را همايون شجريان با آهنگسازي محمد رضا درويشي روي باز سازي كاري از عبدالقادر مراغي خوانده است كه قرار است اواخر امسال به بازار موسيقي عرضه شود.

محمد رضا درويشي، در دومين نشست پيش همايش عبدالقادر مراغي، موسيقيدان نامدار قرن نهم هجري گفته است : اين تصنيف كه 21 دقيقه زمان دارد حاصل دو سال تلاش شبانه روزي گروه عبد القادر مراغي است كه قرار است به همراه 23 تصنيف ديگر در مجموعه‌اي با يك كتاب و سه سي دي از سوي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان (!! ) به بازار موسيقي عرضه شود.

وي گفت به دليل آنكه 17 دقيقه از اين تصنيف در مدح امام هشتم شيعيان سروده شده است، هيچ گاه از سوي نوازندگان و خوانندگان تركيه اجرا نشده است و براي نخستين بار است كه بعد از پنج قرن اين تصنيف اجرا و خوانده شده است.

اين تصنيف در سه گاه نوشته شده است و عمده آن در بخش‌هاي اوج صداي خواننده قرار دارد و همايون شجريان توانسته با تمرينات طاقت سوزي كه روي اين كار انجام داده است، به خوبي از پس كار برآيد.

همايون شجريان كه از سوي درويشي به وي لقب برجسته ترين خواننده معاصر بعد پدرش(محمد رضا شجريان) داده شد است ، در اين باره گفت است كه وقتي كار را ابتدا شنيد برايش بسيار عجيب و شگفت انگيز جلوه كرد، چرا كه در برخي از لحظات تصنيف نقاط اوج و فرودهاي آن با معيارهاي آواز خواني موسيقي سنتي همخواني نداشت، ‌به اين معنا كه خواننده درست در زماني كه بايد فرود بيايد بايك اوج ديگر روبرو مي‌شود كه اين تجربه به اين مي‌مانست كه دونده‌اي كه صد متر را با بالاترين سرعت دويده است، وقتي به خط پايان رسيد، تازه به وي بگويند كه صد متر ديگر را هم بايد در جهت عكس بدود.

وي همچنين از كم آمدن نفس خواننده در برخي از نقاط خبر داده است و گفته كار عبدالقادر به گونه‌اي بود كه در بخش‌هاي بم تصانيف خواننده با كمبود نفس روبرو مي‌شود و براي غلبه بر اين مشكل نيازمند تمرينات طاقت سوزي است كه من سعي كردم از پس كار برآيم.

محمد رضا درويشي درباره چگونگي كار روي اين تصانيف گفت كه دو سالي است كه هر هفته دو جلسه 4 ساعته با گروه تمرين مي‌كند و شكل گيري اين گروه 9 نفره به گونه‌اي است كه نه كسي مي‌تواند به گروه اضافه شود و نه از آن كم شود، چرا كه پيوستن هر فرد به گروه، نيازمند 6 ماه تمرين مقدماتي فشرده براي آشنايي با سبك كار مراغي ونواختن اين قطعات است.

درويشي گفت كه چند سالي تمامي وقت وانرژي خود راگذاشته است تا از آرشيوهاي شخصي و نيز كتابخانه‌هاي موسيقي تركيه و يونان بتواند اين تصانيف را به دست آورد كه از ميان سي تصنيفي كه يك محقق ترك نشاني آنها را در كتاب خود داده است، توانسته به 24 تصنيف دست پيدا كند و بقيه تصانيف را نتوانسته به دست آورد.

در گروه عبد القادر مراغي نگار بوبان (عود)،ساناز نخجواني (قانون)، آرش شهريار (چهارتار) علي صمد پور (رباب)،سيروس جمالي (رباب)، سيامك جهانگيري (ني)، احسان ذبيحي فر(كمانچه آلتو)، سامر حبيبي(كمانچه آلتو) و بهزاد ميرزايي (دايره) مي‌نوازند و به گفته درويشي در شكل گيري و ساخت اين مجموعه تصانيف تمامي اعضاي اين گروه كه از آهنگسازان و نوازندگان شناخته شده كشور به شمار مي‌روند سهمي جدي و تاثير گذار داشته‌اند.

درويشي گفته است كه پس از انتشار آلبوم و سي دي عبد القادر مراغي، گروه ياد شده كنسرت صحنه‌اي كار را در ايران و ساير كشور ها اجرا خواهد كرد.


------------------------------------

آواز همایون شجریان در ونیز می پیچد

تا یک هفته‌ی دیگر سالن تئاتر "تونیولو"ی ونیز در ایتالیا میزبان همایون شجریان و گروه دستان می‌شود.

Multimedia_pics_1386_10_Art_6181.JPG

این اجرا برای روز پنجشنبه ۲۴ ژانویه‌ی ۲۰۰۸ - چهارم بهمن‌ماه - ساعت ۲۱ از سوی خانه‌ی فرهنگ ایرانیان در ایتالیا تدارك دیده شده است. در این كنسرت، همایون شجریان آواز می‌خواند و پژمان حدادی - تمبک، بهنام سامانی -دف، حسین بهروزی‌نیا - بربط، سعید فرجپوری - کمانچه، حمید متبسم - تار، می‌نوازند.

قرار است، گروه دستان در بخش نخست، با مایه‌ی دشتی به آهنگ‌سازی حمید متبسم ، تصنیف "عاشقانه"، ساز و آواز "بوی عشق"، بداهه‌خوانی با اشعار سعدی، تصنیف "قیژک کولی" با شعر محمدرضا شفیعی کدکنی، قطعه‌ی بی‌كلام "مستانه"، اجرای ساز و آواز "کمند زلف"، بداهه‌خوانی از اشعار حافظ و تصنیف "زهی عشق" با شعری از مولانا را اجرا كنند.

بخش دوم هم در مایه‌ی اصفهان،‌ با آهنگ‌سازی سعید فرج‌پوری، قطعه‌ی بی‌کلام "اشتیاق"، "خورشید آرزو"ی فریدون مشیری، تصنیف "چین زلف" - عطار نیشابوری، "عشق پاک" با شعر فریدون مشیری، تصنیف "اسرار عشق" با شعری از حافظ، ساز و آواز "دلشده" بداهه‌خوانی از اشعار عراقی و تصنیف "وطن" با شعری از سیاوش کسرایی همراه است.

January 15, 2008

ستون " کیهان و خوانندگان " !

ستون " کیهان و خوانندگان " روزنامه کیهان هر روز به انعکاس نظرات خوانندگان این روزنامه می پردازد . اینها بخشی هایی از پیامهای خوانندگان روزنامه ی کیهان در روزنامه امروز است . به این چند پیام دقت کنید :


¤با توجه به عملكرد اكثريت جبهه دوم خرداد در مجلس ششم و بعضاً در دولت اصلاحات جاي بسي تعجب و پررويي است كه شماري از همان طيف كه حتي خودشان نيز بر رد صلاحيتشان يقين دارند براي ايجاد جاروجنجال و مقابله افكارعمومي با شوراي نگهبان براي مجلس هشتم ثبت نام نموده اند و آنوقت هم دم از عدم آزادي مي زنند ( !! )
زهرا حيدري

¤ از شوراي محترم نگهبان عاجزانه تقاضا مي كنم با توجه به حمايت صريح بوش از برخي مدعيان اصلاح طلبي نهايت دقت و سعي و تلاش خويش را براي رد صلاحيت دشمنان تابلودار نظام در داخل كشور بنمايند تا خداي ناكرده عوامل ستون پنجم دشمن هر روز به جاي حل مشكل نظام بر مشكلات نظام نيفزايند.
مقداد فرخي

¤ تقاضاي ما از اعضاء محترم شوراي نگهبان اين است كه جماعت يا افراد خاصي كه به دليل كاسه ليسي دشمنان و وطن فروشي مورد تاييد و حمايت آمريكا قرار گرفته اند تحت هيچ شرايطي تاييد صلاحيت نشوند.
محمودي

¤ با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در مورد حمايت آمريكا از بعضي جريانها كه مايه ننگ است شايسته است مسئولين صداوسيما در گزارش ويژه خبري مناظره و كنكاش در اين مورد اطلاع رساني نمايند تا ابعاد قضايا براي مردم روشن شود.
قلياف از تهران

¤ از صداوسيما تقاضا مي كنم كه برنامه هاي عزاداري بيشتري بخش كند .( !! )
اصغر راقي

¤ حضرت امام(ره) در مورد نهضت آزادي گفتند كه طرفدار جدي وابستگي ايران به آمريكا هستند. الحق كه افراد بي شرمي هستند كه آزادي و استقلال ما را زير سوال بردند كه خواستند ناظران خارجي براي انتخابات ما بيايند. خواهشمندم دست آن ها را بيشتر براي مردم رو كنيد.
حسين و هانيه عالي زاده از تهران

¤ از مسئولين صداوسيما تقاضامندم به احترام ماه محرم، ماه حزن و عزا از پخش موسيقي هاي تند كمتر استفاده نمايند و حرمت اين ماه را پاس بدارند بويژه راديو شبكه جوان.
بخشايشي

¤ پس از گذشت 10 روز از اولين برف و يخبندان، هنوز بسياري از كوچه ها و خيابان ها پر از برف و يخ زده است. از شهرداري تقاضا داريم شن و نمك بيشتري در سطح معابر بپاشد.
يك شهروند


ستون " کیهان و خوانندگان " ستون محبوب من در روزنامه کیهان است ! . اما اینکه چرا خوانندگان کیهان یکدفعه همه در یک روز ، یک موضوع خاص به یادشان می افتد و مثلا امروز همه با ادبیات و گویشی مشترک به شورای نگهبان توصیه می کنند که اصلاح طلبان کاسه لیس را رد صلاحیت کنند ، این دیگر احتمالا به بودجه کم روزنامه کیهان برمی گردد که مجبور است تنها یک نفر همه ی ستون " کیهان و خوانندگان " را بنویسد !!

اینکه چرا زمان شهردار بودن " آقای احمدی نژاد " تهران شهر گل و بلبل بود و امروز شهروندان یاد برف و یخ و شن و نمک خیابان های تهران می افتند ، این هم کاملا تصادفی بوده و هیچ ربطی به اینکه کی الان شهردار هست ندارد !!

اما جدا به مسوول ستون " کیهان و خوانندگان " روزنامه پیشنهاد می کنم که در سال حداقل یکبار یک مطلب علیه جریان سیاسی مورد حمایت مسوولان روزنامه بنویسند و در نحوه نوشتن پیام ها از جانب خوانندگان مردمی ، تنها کمی تنوع به خرج دهند و حداقل با ادبیات های مختلفی به مخالفان روزنامه فحش دهند ، تا حداقل بتوان سالی یک بار تصور کرد که خوانندگان روزنامه این پیام ها را می فرستند !

January 13, 2008

برای اولین بار و پس از بیست و هشت سال : شاعر تصنیف " همراه شو عزیز ... " مشخص شد !

این روزها که ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابات پیشروی مجلس شعر حماسی و نوستالژیک " همراه شو عزیز کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود ! " را به یاری طلبیده و این شعر را به عنوان شعار انتخاباتی خود برگزیده است ؛ بهتر دیدم " همراه شو عزیز ... " را که با موسیقی سحر انگیز استاد پرویز مشکاتیان و آواز جاودانه ی استاد شجریان در خاطره ها مانده است را بهتر بشناسیم .

حرکت های انقلابی هنرمندان جوان موسیقی ایرانی تقریبا از سال های آغازین دهه 50 شکل گرفت ؛ از دل نهادی به نام مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی و در ذهن و مضراب و حنجره شاگردان نورعلی خان برومند و عبدالله دوامی !

حسین علیزاده در روزهای تاریک سال 56 قطعه "حصار " را در یادبود زندانیان سیاسی رژیم شاه در چهارگاه ساخت. تصنیف زیبای " برادر بی قراره " با مطلع " شب است و چهره میهن سیاهه / نشستن در سیاهی ها گناه " هم از موسیقی های انقلابی است که توسط محمدرضا لطفی در توصیف سیاهی آن روزها ساخته شد. پرویز مشکاتیان هم " رزم مشترک " را با مطلع " همراه شو عزیز تنها ممان به درد / کاین درد مشترک / هرگز جدا جدا درمان نمی شود " ساخت. محمدرضا شجریان نیز که از شاگردان مکتب برومند بود ، با گروه های انقلابی آن روز هم نوا شد .

بسیاری از موسیقی دانان زبده آن روزگار گردهم آمدند و قطعات و ترانه هایی را تصنیف کردند تا دوشادوش مردم به پا خاسته باشند . همین روزها بود که هنرمندان موسیقی ایرانی، تصمیم گرفتند کانونی به نام " چاووش " تشکیل دهند.

chavosh.jpg
جلد آلبوم چاووش 2 که خود به خوبی فضای حماسی آن سالها را نشان می دهد .

کانون چاووش را بزرگان امروز موسیقی ایرانی و ادبیات ما و جوانان مصمم آن روزگار بنا کردند و طی این رخداد بزرگ هنری ، ده ها اثر باشکوه در قالب ۱۲ حلقه نوار به علاقمندان موسیقی عرضه شد که در هریک از این قطعات نقطه عطف بزرگی در موسیقی امروز ما به شمار می آید. خوانندگانی چون شهرام ناظری، صدیق تعریف، بیژن کامکار با حضور هنرمندانه در چاووش بیشتر شناخته شدند و با خلق آثاری زیبا و دلنشین گام های نخست هنری خود را برداشتند.

آلبوم اول این گروه با نام " به یاد عارف" در تابستان 1357 منتشر شد. این آلبوم ترکیبی از موسیقی محمدرضا لطفی، صدای محمدرضا شجریان و اشعار هوشنگ ابتهاج بود که محتوای موسیقایی‌اش درباره عارف قزوینی موسیقی دان و تصنیف ساز مشهور دوره قاجار است. "چاووش 2 " بی‌درنگ پس از پیروزی انقلاب اسلامی و "چاووش 3 " ابتدای جنگ وارد بازار شد . چاووش 2 و 3 سرودهایی است انقلابی که احساسات اجتماعی ناشی از انقلاب و روحیه سیاسی مردم در آن دوره را به خوبی بازتاب می‌دهد. اما چاووش شماره یک به طور غیرمستقیم و البته بسیار ریشه‌ای‌تر، متناسب با افکار انقلابی مردم است .

تصنیف رزم مشترک یا همان " همراه شو عزیز " نیز اولین تصنیف آلبوم "چاووش هفت " است که ساخته استاد پرویز مشکاتیان و اجرا شده ی محمدرضا شجریان و گروه عارف بوده و به مناسبت اولین سالگرد انقلاب اسلامی در سال 1358 منتشر شد .

اما نکته ی مهم درباره این تصنیف آن است که در تمامی این سالها و در تمامی مجامع و همچنین در جلد آلبوم نیز از فردی با نام " برزین آذرمهر " به عنوان شاعر این اثر نام برده می شد . " برزین آذز مهر" نامی بود که در تمامی این سالها هیچ اثردیگری از او دیده نمی شد و همین امر سبب شده بود احتمال نام مستعار بودن این نام را بیش از بیش افرایش دهد .

در طی روزهای گذشته و به بهانه ی مطرح شدن دوباره این نام و شعر اثر از طریق دوست عزیز و بزرگواری که از نزدیکان استاد مشکاتیان هستند پی گیر این ماجرا شدم و با بیان شباهت های فراوان شعری بین این شعر و دیگر سروده های خود استاد مشکاتیان از ایشان خواستم که شاعر " همراه شو عزیز " را معرفی کنند .

استاد مشکاتیان پس از بیست و هشت سال لب به سخن گشود و مشخص شد شاعر این شعر حماسی خود پرویز مشکاتیان بوده است ...

همراه شو عزیز/همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود
دشوار زندگی/هرگز برای ما
دشوار زندگی/هرگز برای ما
بی رزم مشترک/آسان نمی شود
تنها نمان به درد/همراه شو عزیز
همرا شو/همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود

در صحبت های انجام گرفته با استاد ، ایشان همچنین رضایت خود را از استفاده از این شعار به عنوان شعار جریان اصلاح طلبی اعلام نموده اند .

همه علاقمندان می توانند تصنیف " همراه شو عزیز" و یا همان" رزم مشترک " را از اینجا و یا اینجا دانلود کنند .

January 10, 2008

در آستانه انتخابات مجلس : بینی ات را بگیر و برو رای بده !!‏

دیشب که به دعوت بعضی دوستانم به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابان مجلس هشتم رفته بودم ‏، دوباره تمام دودلی ها ، سرخوردگی ها ، نا امیدی ها و ... به سراغم آمد . به هیچ تعارفی هیچ ایده ای ‏برای تبلیغات و بوبژه استفاده از فضای مجازی و ... برای شکاندن فضای سرد سیاسی این روزهای ایران ‏که از سرمای هوا نیز دمایش پایین تر است به ذهنم نمی رسید .‏

معتقدم باز هم در آستای انتخابات تاره و در حالی که نزدیک به شصت روز تا انتخابات باقی مانده است ، ‏همه سوالهای پاسخ داده نشده ی تمامی این سالها باز هم کماکان در پیش روی آنهایی که در طول ‏هشت سال در سه تا چهار انتخابات نزدیک به هشتاد میلیون رای به جریان اصلاح طلبی و یا جریان ‏معروف به اصلاح طلبی داده اند باقی مانده است . جریان اصلاح طلبی امروز در حالی باز هم به سراغ ‏مردم می آید و آنها را تشویق به رای دادن می کند که خود به خوبی می داند که دلسردی و بی تفاوتی ‏ای که امروز در طبقات هدف جریان رفرمیستی در ایران وجود دارد تا حدود زیادی ناشی از کاستی های ‏آنان نیز بوده است .

election%2520day%2520II.jpg

‏ به خاطر دارم که چند ماه قبل که به دلیلی مهمان جلسه کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت بودم و ‏بحث پیشنهاد شعار انتخاباتی و چگونه بودن شعار مورد نظر مطرح بود ، دکتر خانیکی مواردی را در آن ‏جلسه مطرح کرد که دقیقا بیانگر لزوم پاسخگویی جدی به سوالات مهم مردم و بویژه طبقه مخاطب ‏جریان اصلاح طلبی نسبت به نحوه کارکرد ها و کوتاهی های جریان اصلاح طلبان حکومتی در قبال دوران ‏حاکمیتی شان قبل از هر گام انتخاباتی و مهمتر از هر شعاری بود . ‏

و امروز بیشتر به آن فکر می کنم که جریان اصلاحات کماکان در سرگیجگی تحولات سیاسی‎ ‎چند ساله ‏اخیر ایران بسر می برد . آن هنگام که دغدغه ی بزرگترین حزب اصلاحات ایران آن شد که نسخه دست ‏چندم جریان اقتدارگرا را برای انتخابات که همان سازمان رای یا همان رای سازمانی بود را برای هواداران ‏خودش پیاده سازی کند مشخص بود که این سرگیجگی ادامه دارد . استفاده از الگوی رای تلفنی و ‏بسیجی برای حزب و جریانی که طبقه ی مخاطبینش طبقه متوسط و اهل اندیشه ی جامعه است ‏بیانگر این پارادوکس بزرگ بود .‏

امروز جریان اصلاح طلبی که شعار و پیدایشش با گفتمان طبقه متوسط بوده است و برای رای آوردن از ‏مکانیسم های چوپانی طبقه عامه مردم استفاده می کند مصداق بارز از آنجا مانده و از اینحا رانده ی ‏سیاسی شده است . تلاش برای حفظ اصل سیاست ورزی و تن دادن به تمامی رد صلاحیت ها و ‏کارشکنی ها و تقلب ها و در کنار آن شعار ساز مخالف زدن سبب شده است که نه حاکمیت به اندازه ‏دیگر فرزندانش دست محبت به سر این فرزند شیطانش بکشد و نه طبقه ی متوسط و توده ی مردم دیگر ‏حداقل اعتمادی به این جریان داشته باشند . ‏

اما در این شرایط چه باید کرد ؟! مهمترین و مهترین شعار و سخن این است که باید با مردم صادق بود ؛ ‏باید کماکان از محبوبیت و شخصیت کاریزماتیک سید محمد خاتمی در بین مردم و طبقه ی متوسط جامعه ‏ایران استفاده کرد و به قولی ته دیگ محبوبیت خاتمی را نیز در آورد و به آنها گفت با آنکه سخن خاصی ‏نداریم و توان فوق العاده ای هم نداریم اما برای آنکه این جریان پوپولیست و عوام گرا را کمی و حتی ‏کمی کنترل کنیم بیایید و نه با افتخار و سر بلندی بلکه با سر افکندی به کسانی رای بدهید که حداقل ‏اگر توان حق گویی و پی گیری راستین رای تان را ندارند ، حداقل آب نیز در آسیاب پوپولیست ها نمی ‏ریزند .‏

بی شک لیستی که تایید صلاحیت می شود و از فیلتر های مختلف بازرسان و ناظران و مجریان و ... می ‏گذرند و آنها که این روزها در ستاد های اصلاح طلبان همانند تمامی این سالها همان حرف ها ، همان ‏شعار ها و ... را می زنند و همان جلسات تکراری را بدون هیچگونه سخن تازه ای برگزار می کنند ، هیچ ‏شور و نشاطی در نظر آنان که نه انتخابات را وظیفه ی شرعی می دانند و نه به حاکمیت اعتقادی ‏راستین دارند نمی آفریند ؛ پس تنها باید با مردم صادق بود و به آنها گفت در حالی که تحریم و شرکت ‏نکردن در انتخابات خواسته و آرمان جریان اقتدار گرا هست و هیچ فایده ای برای آینده این مردم نداشته و ‏نزدیک به دو سال قبل مهمترین ثمره اش را دیده ایم ، پس بیایید و سر های خود را در گریبان کنید و بینی ‏هایتان را بگیرید تا بوی تعفن سازش کاری و ... عذابتان ندهد و تنها به امید آنکه بدی را از بین بدتری ‏انتخاب کنید به جریان اصلاح طلبان رای دهید . ‏

در همین زمینه :

تب و تاب ثبت نام انتخابات مجلس - وب نوشت - محمد علی ابطحی