صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
جمعه ۲۳ آذر ۱۳۸۶

آواز کرک * ( بَده ... بَد بَد ... چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟ )

در یک عصر سرد پنجشنبه ای پاییزی و در حضور دوست عزیز و بزرگواری ، موسیقی ای بر روی این شعر" اخوان " عجیب منقلبم کرد ؛ تو گویی که از اعماق نهان من سخن می گوید ...


" بَده ... بَدبَد ... چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟ "
" کرک جان ! خوب می خوانی
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد ،
چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد .
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش .
بخوان آواز تلخت را ، ولیکن دل به غم مسپار .
کرک جان ! بنده ی دم باش ... "

" بَده ... بَد بَد ... ره هر پیک و پیغام خبر بسته ست
نه تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست
قفس تنگ است و در بسته ست ... "
" کرک جان ! راست گفتی ، خوب خواندی ، ناز آوازت
من این آواز تلخت را ... "

" بَده ... بَد بَد ... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند.
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنه ی پیوند ... "
" من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد ... "

" بَده ... بَد بَد ... چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟ "
" کرک جان ! خوب می خوانی
خوشا با خود نشستن ، نرم نرمک اشکی افشاندن
زدن پیمانه ای - دور از گرانان - هر شبی کنج شبستانی "


شعر : مهدی اخوان ثالث

* کرک : بلدرچین

پی‌نوشت‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/454

نظرها

سیامک جان منبع این‌که گفتی نمی‌شود خواندش چه بود؟ یکی از رفقای من سر صحنه در تالار وحدت و دو سه جای دیگر این را اجرا کرده و نشنیدم که مزاحمتی برای‌اش بوجود آورند.

سوشیانت جمعه، ۲۳ آذرماه ۱۳۸۶، ۵:۲۵ بعدازظهر

بسیار زیبایی بود

اعظم شنبه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۰:۰۸ صبح

با سلام
جالب بود

بعد از كنسرت 1374 شجريان بهمراه مشكاتيان در لندن(قاصدك)
پس از برگشت به تهران اين شعر و شعر "باغ بي برگي" و "لحظه ديدار"به مجموعه قاصدك اضافه شده بود.اين را در مصاحبه اي با مشكاتيان در يكي از روزنامه ها ديدم ولي هنوز بجز 90 دقيقه كنسرت قاصدك اين سه را نشنيده ام

Anonymous شنبه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۸:۵۴ صبح

با سلام
کرک به زبان محلی گیلکی به مرغ میگویند که بعضی از مواقع از سر سرحالی میخواند و بعضی از مواقع پس از تخم گذاشتن

Anonymous شنبه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۹:۱۸ صبح

دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنه ی پیوند ... "
" من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد ... "

Anonymous شنبه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۱۰:۰۷ صبح

،خوشا با خود نشستن
نرم نرمك اشكي افشاندن
زدن پيمانه اي
دور از گرانان
هر شبي كنج شبستاني

دلم به اندازه تموم دنيا گرفت

ريرا شنبه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۰:۴۷ بعدازظهر


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com