شمس پرنده ؛ شوی شمس در سال مولانا !
هیچ وقت تلاش نکنید حس خوبی که نسبت به اثری در سالهای گذشته داشتید را دوباره تکرار کنید ، چون ممکن است تمام خاطرات و حس خوب شما به یاس تبدیل شود . امشب که فرصتی دست داد تا پس از هشت سال دوباره به تماشای تئاتر " شمس پرنده " اثر پری صابری در تالار وحدت بروم ، تمام حس خوبی که از این تئاتر در سنین هجده ، نوزده سالگی خود داشتم شکست !

در مجموعه ی تئاتر هایی که از خانم صابری دیده ام از جمله شمس پرنده ، رند خلوت نشین ، یوسف و زلیخا ، رستم و سهراب و زندگی فروغ فرخزاد ، همیشه اعتقاد داشتم اولین کاری که از ایشان دیده ام – شمس پرنده – کار بسیار متین و قابل اعتنایی در مجموعه ی کارهای ایشان بوده است اما دیدگاه و حس زیبایی شناسیی تازه ی خانم صابری ، شمس پرنده را هم در اجرای دوباره ی این اثر پس از هشت سال که به مناسبت سال مولانا انجام شده است تحت تاثیر قرار داده و آن را هرچه بیشتر به فضایی عوام گرایانه نزدیک کرده است .
از تئاتر شمس پرنده اگر بشود به عنوان یک تئاتر موزیکال نام برد ، باید بخش موسیقی این کار را با خود اثر و حرکات نمایشی آن کاملا مجزا کرد . بخش موسیقی این اثر که به روال کارهای دیگر خانم صابری بصورت زنده اجرا می شد ، بسیار قابل تامل است قطعات ساخته شده ی ابراهیم اثباتی که با نوازندگی تنبور و دیوان خود او در کنار سازهایی همانند نی ، کمانچه ، دف ، سنتور و آواز سید مصطفی محمودی بر روی اشعار مولانا نواخته می شود ، قطعات زیبا و دل نشینی را با نوای مولانا خلق کرده بود که به واقع بر کل تئاتر آنچنان سنگینی می کرد که گویی کنسرتی است که بطور اتفاقی چند نفری هم در آن میان دست به حرکاتی می زنند .
فاجعه از جایی آغاز می شود که موسیقی را از این اثر جدا کنیم ؛ حقیقتا شمس پرنده ی تازه ی خانم صابری از فقر شدید حتی کوچکترین زیبایی شناسی نمایشی و هنری رنج می برد . در شمس پرنده ی خانم صابری ، شما با یک روایت چند پاره بدون کوچکترین پیوستگی داستانی مواجهه هستید که بصورت حرکات ژانگولر مابانه ی هنروران در همراهی موسیقی جلوه گر است . در روایت خانم صابری به نظر می رسد که شمس چنان آدم زنباره ای بوده است که به سودای وصال با کیمیا خاتون دختر مولانا به مولانا نزدیک می شود و پس از وصال با او ، کیمیا خاتون را به جرم همصحبتی با زنان همسایه مورد تعرض قرار می دهد و در نهایت می گوید برای آنکه مهر او از دلم برکنده شود با او چنین کردم (!) ؛ شمس خانم صابری چنان فرد ضد زنی است که اعتقاد دارد که همان بهتر که زنان پشت دوک نخریسی و یا در مطبخ به زیست خود ادامه دهند !!
متاسفانه شمس و مولانا ی پری صابری انسانهایی هستند که از اول تا انتهای نمایش بر روی زمین ولو هستند و گویی این از زیبایی شناسی خانم صابری است که ابلیس با " اسکیت " ( !! ) بر روی صحنه حاضر شده و پس از انجام حرکات موزون خود از صحنه خارج می شوند و چه بگویم که این از طراحی ایشان است که ساقدوشان عروسی شمس و کیمیا خاتون ، لزگی می رقصند و سپس یکی از مهمانها در این مراسم " تکنو " وار دست به حرکات موزون می زند ...

اما عمق فاجعه اصرار خانم صابری به استفاده ی اغراق آمیز از تکنیک ها و امکانات صحنه و فن آوری های نوین است ؛ استفاده اغراق آمیز از تکنیک " ویدئو آرت " در تئاتر شمس پرنده آنچنان در ذوق می زد که بیننده نمی فهمد که به کنسرت آمده است ، به سینما رفته است و یا به اصطلاح تئاتر است . خانم صابری هر آنچه که از کودکی علاقمند به گفتن آنها بود را در این ویدئو آرت نمایش داد ، از جنین در رحم بگیرید تا آسمان ، کهکشان ها و مساجد و غیره ، تا آنجا که در بخشی از گفتگوهای به اصطلاح شعر گونه شمس و مولانا ، تصاویری از جنگ ویتنام و کودکان محروم آفریقا و ... را به نمایش در آوردند . از حضرت آدم گفت تا حضرت علی و جور و استبداد و تبعیض و ...از همه و همه به زبان نظم سخن گفته شد
به نظر می رسد خانم صابری از پوپولیست های پیش کسوت در زمینه ی هنر ایران است که به خوبی می داند چگونه با موسیقی زنده و ساز بندی پر ریتم و حرکات ریتمیک دخترکان زیبا رو که چهره هاشان بیشتر به دخترکان جردن و میدان ونک شباهت دارد تا صوفیان همدوره ی مولانا ، تماشاگر محروم از دیدن حرکات مورون ایرانی را به وجد آورد .

و در پایان اینکه جدا باز هم خوشحالم که با این افتضاحات همان بهتر که ما مولانا را گرامی نمی داریم و دیگر آنکه اگر اهل عصبانی شدن نیستید و هوس کرده اید که یک دل سیر بخندید تئاتر خانم صابری را که تا 20 آذر در تالار وحدت بر روی صحنه است را از دست ندهید .
