« November 2007 | صفحه اصلي | January 2008 »

December 30, 2007

جهان در سالی که گذشت !

در این آخرین روزهای سال 2007 میلادی ، رسانه های جهان ، هر یک به طریقی به رسم همیشه به بررسی تحولات سیاسی ، ‏اجتماعی ، ورزشی و ... در سال سپری شده می پردازند . بخش مهمی از این بررسی ها معمولا بررسی ‏گزارش های تصویری از این تحولات است .‏

بخش خبری ‏msnbc‏ هم در آخرین روزهای سال 2007 برگزیده ی عکس های خود را به عنوان ‏Year in ‎pictures‏ 2007 در سه بخش ‏News photos‏ ، ‏‏sport photos‏ و Space photos منتشر کرده است . به هیچ ‏تردیدی عکسهای بسیار زیبایی در این مجموعه ها دیده می شود که انتخاب بین آنها به شدت مشکل است .

این عکس ها تنها چند نمونه از بین این مجموعه می باشد ؛


Sport photos‎‏ : ‏

شادمانی " سره نا ویلیامز " تنیسور مشهور آمریکایی که در دور یک چهارم مسابقات تنیس اوپن استرالیا در مقابل " النا یانکوویچ " تنیسور صربستانی پیروز شد .

sport%20photo%201.JPG
Image : Adam Pretty / Getty Images

News photos‏ :‏

تلاش یک مامور آتشنشانی آمریکایی برای خاموش کردن آتش و جلوگیری کردن از گسترش آتش در جاده ای در نزدیکی شهر سن دیگو در ایالت کالیفرنیا .

news%20photo.JPG
Image : Robyn Beck / AFP - Getty Images

Space photos‏ :‏

تصویری از " خورشید " که ناسا برای پژوهش بر روی پرتو ها خورشیدی گرفته است .

space%20photo.JPG
Image : NASA / GSFC / MODIS

دیدن این مجموعه عکس ها را توصیه می کنم .‏

مجموعه کامل این عکس ها را می توانید از اینجا ببینید .‏

December 28, 2007

خداحافظ بوتو ؛ سلام طالبان ! ( شلیکی به سوی دموکراسی )

خداحافظ بوتو ! چه می شود کرد ؛ در کشورهای جهان سوم آنان که وعده مبارزه با بنیادگرایی و سنت گرایی بدهند ، باید بدانند که بر روی میدان مین راه می روند !

610x.jpg
بی نظیر بوتو ؛ ساعاتی پیش از مرگ

با آنکه تنها ساعتی از ترور و درگذشت بی نظیر بوتو می گذرد ، اما بیشترین تحلیل های رسانه های جهان حاکی از احتمال انجام این ترور از جانب گروه های تندروی اسلامی خبر می دهند . بی نظیر بوتو پس از هشت سال با شعار مبارزه شدید با بنیاد گرایی اسلامی و طالبانیسم وارد پاکستان شد و امروز تیر و بمب مذهب و دین سیاه او را به کام مرگ کشید .

در کشورهای توسعه نیافته ای همانند کشورهای خاورمیانه ، ظهور چهره های سیاسی ای همانند بی نظیر بوتو ، گامهایی ارزشمندی در توسعه ی و رشد دموکراسی در این جوامع بوده است و امروز یک بار دیگر ثابت شد که حرکت به سوی مبارزه با اقتدارگرایی و بنیادگرایی مذهبی چه مسیر پر هزینه ای دارد .

مجموعه عکس های کامل " بی نظیر بوتو" را از اینجا ببینید .

مجموعه لینک های مرببوط به ترور بی نظیر بوتو را از اینجا ببینید !

December 25, 2007

پیش به سوی تئاتر : از افرای بیضایی تا بانوی سمندریان !

در این روزهای سرد زمستان تهران ، به نظر می رسد پس از سالها تئاتر ایران شاهد به اجرا در آمدن آثار دو استاد و کارگردان نام آشنای تئاتر ایران در سالنهای تئاتر تهران ( تالار وحدت ، تئاتر شهر ) خواهد بود . باید پذیرفت که کم بیراه نیست که اگر بگوییم " بهرام بیضایی " و " حمید سمندریان " چکیده ی هنرهای نمایشی ایران و از بزرگترین نمایشنامه نویسان و کارگردانان مولف و استادان هنرهای نمایشی هستند و حضور دو اثر متفاوت از این استاد مسلم تاتر بر روی صحنه های تالار وحدت و سالن اصلی تاتر شهر اتفاقی فرخنده و کم نظیر در تئاتر ایران است .

تئاتر " افرا " کار بهرام بیضایی این کارگردان و نمایشنامه نویس نام آشنای ایرانی پس از کش و قوس های فراوان و پس از به تعویق افتادن های پیاپی اجرای آن به نظر می رسد که اینبار بطور قطع از تاریخ 13 دی ماه به مدت سی و شش شب در تالار وحدت بر روی صحنه خواهد رفت .

22.jpg

«افرا» يا «روز مي‌گذرد» نمايشنامه‌اي است كه بعد از 10 سال پس از پايان نگارش اجرا خواهد شد.

پيش از اين قرار بود اين نمايش از 24 آبان‌ماه در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه برود كه به‌دليل ادامه روند بازسازي در ساير تالارهاي نمايش اين مجموعه اجراي نمايش در اين تالار لغو شد.

در اين نمايش مرضيه برومند، حسن پورشيرازي، بهرام شاه محمدلو، مژده شمسايي، مهرداد ضيايي، سهيلارضوي، هدايت هاشمي، افشين هاشمي، رحيم نوروزي و محمدرضا زادسرور در بازي خواهند كرد. گفته مي‌شود: مرضيه برومند، حسن پورشيرازي و بهرام شاه محمدلو، كه اواخر دهه 40 و اوايل دهه 50 هنرجوي بيضايي بودند، پس از گذشت 35 سال در نمايشي از وي، كنارهم به ايفاي نقش مي‌پردازند.

اما ، مجموعه تئاتر شهر هم پس از آنکه ماهها از آغاز بازسازی آن می گذرد با اجرای نمایش "ملاقات بانویی سالخورده" به كارگردانی حمید سمندریان بازگشای خواهد شد.

magentry-big-050801010812-10.jpg

بنا بر آخرین خبرها نصب دكور ما در تالار اصلی از روز اول دی ماه آغاز و به مدت ۴ تا ۵ روز نمایش را در دكور تمرین خواهیم كرد تا پس از آن اجرا از روز ۹ دی ماه آغاز شود.

گفته می شود در حال حاضر تمرینات این نمایش با حضور ۶۰ بازیگر كه كارگردان حمید سمندریان در ۴ نسل گوناگون هستند، در طبقه هفتم تالار وحدت انجام می‌شود.

در نمایش "ملاقات بانوی سالخورده" كه متن آن توسط فردریش دورنمات نوشته شده، گوهر خیراندیش، پیام دهكردی، مدیرطاهر مظلومی، احمد ساعتچیان ، علی رافر، فرج نعمتی و ... به ایفای نقش می‌پردازند.

حمید سمندریان حدود ۳۰ سال پیش همین نمایش را اجرا كرده بود و حال پس از هفت سال دوری از صحنه تئاتر با اجرای دوباره این نمایش، چراغ تئاتر شهر را روشن می‌كند.

December 24, 2007

مدیریت های آبکی با ژست های ارباب رعیتی !!

این روزها که کمتر با " راز نو " همراه می شوم ، بیشتر به آن خاطر است که در طی حدودا سه ماه ‏گذشته ، به طریقی خود خواسته ترجیح داده ام که حجم مهمی از تمرکز ذهنی خودم را بر روی ‏مسوولیت هایم در محیط کاری و تخصصی ام بگذارم ؛ شاید بیشتر به دنبال این بوده ام که بیشتر و ‏بهتر بتوانم آنچه را که در محیط های تخصصی ایران و فعالیت های اجرایی جاری در آنها می گذرد را تا ‏حدود زیادی تحلیل کنم که اگر غیر از این بود باید به سلامت عقلی من شک کرد !

امروز به قطعیت می توانم بگویم تفاوت چندانی در نوع کارکرد سازمان ها یا شرکت های ایرانی نیست ؛ ‏چه شرکت خصوصی باشد چه شرکت دولتی ، چه شرکت آی تی باشد چه شرکت بازرگانی ، آنچه مهم ‏است آن است که می توان لباس واحدی از الگوهای معیوب بر تن این شرکت ها دوخت !‏

همچنان معتقد هستم که با آنکه در ساختار اجتماعی ایران همه چیز به همه چیز می آید ، اما همانطور ‏که بسیاری به آن اذعان دارد ، مهمترین بحران ساختاری ایران ، بحران مدیریت است ؛ به نوعی بحران ‏مدیریت در لایه های مختلف دلیل اصلی نا کارامدی سیستم ها ی اجرایی است . اگر فرض کنیم که ‏اصلاح ساختار ها در سازمان ها و شرکت ها همیشه باید از بالا به پایین باشد ، وقتی در ساختاری ‏مشکل همان در لایه های بالا باشد دیگر حقیقتا به خیر آن مدیریت امیدی نیست ، .... !‏

20491567.JPG

امیدوارم تجربیات مسوولیت هایم در این روزها و ماه ها ، همیشه و در هر جایگاهی که هستم به خاطرم ‏بماند ؛ در طول سالهایی که در بخش خصوصی و در شرکتهای معظمی در حوزه آی تی در سمت های ‏مختلف و مسوولیت ها گوناگون مشغول به کار بوده ام ، مدل های مختلفی از مدیریت دیده ام . مدیرانی ‏با ژست های مدرن و روشنفکرانه ، اما با تفکرات مدیریتی به شدت ارباب و رعیتی ؛ مدیرانی با تفکرات ‏مدیریتی به شدت کارمند پرور که تلاش دارند نیروهای متخصص خود را به سمتی سوق می دهند که ‏تنها ساعات کاری خود را در طی ماه یه طریقی پرکنند و خلاص ! مدیرانی میانی ای که تنها به فکر ‏درآمد زایی های خصوصی خود هستند و ... !‏

کلا مدیریتی که نیروهای متخصص خود را نه به عنوان ارزش افزوده و سرمایه شرکت ، بلکه به عنوان ‏منابع هزینه ای نگاه کند ، چه بلاهایی که به سر نیروهای متخصص خود نمی آورد . آنچه که اوج ضعف ‏سیستم مدیریتی ایرانی است آن است که متاسفانه مدیران و کارفرمایان بخش های خصوصی ایران به ‏دلیل ضعف جدی سیستمها حمایتی و بیمه ای ، از نیازمندی کارمندان خود به حق ماهیانه و کم اطلاعی ‏آنها از قوانین نهایت استفاده را می کنند و آنها را در گوشه ی رینگ با قرارداد ها ی ترکمنچای وار و ماده ‏ها و تبصره ها و خلاء های قانونی ... به محاق فرو می برند . این رفتارها ممکن است در کوتاه مدت به ‏نفع منافع شرکت ها باشد ، اما در بلند مدت جنگ نامحسوسی را بین طیف کارفرما و نیروی کار ایجاد ‏می کند که بازنده این جنگ بی شک کار فرما است . ‏

ژست های مدیریتی را در این سالها شاهد بوده ام که ایده های نو و ابتکارات را آن هنگام که با ‏دایره ی مدیریتی شان در تضاد قرار می گرفت ، برخلاف مصلحت شمرده و به هزاران طریق استحاله می ‏کردند . معتقدم این دایره تنگ مصلحت اندیشی ها و بر خلاف مصلحت بودن ها ، پاشنه ی آشیل مدیریت ‏در تمام لایه های مدیریتی ایران است . آنقدر دایره مصلحت های امنیتی و منافع سهام داران و ... را تنگ ‏فرض کرده اند که گویی مدیریت یعنی مراقبت از اینکه چیزی از این دایره تنگ فراتر نرود .‏

اعتقاد دارم سیستم ها و سازمان هایی که در آن کارمندان خودشان به دنبال حق طبیعی خودشان ‏باشند ، آن سازمان عملا یک سازمان کاملا معیوب است تا چه برسد به آنکه سازمان هایی وجود دارند ‏که نیروهای آن حق خودشان را فریاد می زنند و هیچ گوش شنوایی وجود ندارد و اگر سکوتی هم در برابر ‏نالیاقتی ها و بی کفایتی ها انجام می گیرد آن را به حساب رضایت می گذرند که این نهایت .... !‏

و جالب آن است که در چنین شرکت ها و سازمان ها در حالی که چنین فاصله ی گسترده ای بین ‏مدیریت و کارمند وجود دارد ، گاه می خواهند که نیروهی کار درباره ی فعالیت های جانبی و رفاهی ‏شرکت ها برای تکمیل ویترین سازمان ها شرکت کنند که این به واقع مصدق بارز آن است که :‏

خانه از پاب بست ویران است ‏

خواجه در بند نقش ایوان است ‏

December 20, 2007

در آستانه شب یلدا : " راز نو " دوساله شد !

شب یلدا از دوسال قبل برای من علاوه بر یلدایی اش معنای دیگری نیز یافته است و آن سالگرد نوشتن این روزانه ها ست .

در آستانه ی شب یلدای امسال وبلاگ " راز نو " دو ساله شد و امروز که به دو سال وبلاگ نویسی ام و نوشتن نزدیک به سیصد و پنجاه مطلب در این دو ساله می نگرم ، حقیقتا نمی دانم که چقدر توانسته ام در مکتوب کردن آنچه را که می اندیشیدم و در پایبندی به اصولی که برای خود ترسیم کرده بودم موفق باشم .

پراکنده گی " راز نو " آئینه ی تمام نما از پراکنده گی ذهن من بوده است ؛ موسیقی ، سیاست ، ادبیات ، اجتماع ، عکاسی و ... همه و همه گوشه ای از آن چیزهایی است که به آنها می اندیشم و این پراکندگی سبب شده است که " راز نو" را نتوان در هیچ گروه خاصی از وبلاگ ها دسته بندی کرد !

تندروی ها و کند روی هایم ، گاه تناقض گویی و گاه رک گویی هایم همه و همه بازتابی از سیر تحول اندیشه در درون من بوده و با قاطعیت می توانم بگویم که " راز نو " بازتاب بخش مهمی از اندیشه های من بوده است .

به امید آنکه بتوانم این مسیر را ادامه دهم و سپاس و سپاس برای همه ی همدلی ها و همراهی هایتان در این دوسال و به امید یلدایی به بلندی اندیشه هایتان .

5725.JPG

تا صبح شب یلدا

چند این شب و خاموشی؟ وقت است كه برخیزم
وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

گر سوختنم باید، افروختنم باید
ای عشق بزن در من، كز شعله نپرهیزم

صد دشت شقایق چشم، در خون دلم دارم
تا خود به كجا آخر، با خاك در آمیزم

چون كوه نشستم من، با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد، آنگاه كه برخیزم

برخیزم و بگشایم ، بند از دل پرآتش
وین سیل گدازان را ، از سینه فرو ریزم

چون گریه گلو گیرد ، از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم

ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند
زندان شب یلدا ، بگشایم و بگریزم

عکس : تهران - بازار تجریش
شعر : ه . الف . سایه

December 15, 2007

هنر عکاسی مدرن !

از عکس هایی که انتخاب می کنم ، حس می کنم که مشخص است که نسبت به عکاسی مدرن حس زیادی دارند و حقیقتا من را به وجد می آورد . عکس زیر ، تصویری از " آکیرا کاسایی " رقصنده ی ژاپنی است که در حال انجام نمایش در روز چهارشنبه 05 دسامبر 2007 در رم ایتالیا است .

در این فستیوال " کاسایی " به همراه پنج رقصنده ی دیگر ژاپنی در طی دو روز نمایش مدرنی از هنر رقص ژاپنی را به نمایش گذاشته اند .

J-Dancer.JPG

عکس از Domenico Stinellis عکاس خبرگزاری AP است .

December 14, 2007

آواز کرک * ( بَده ... بَد بَد ... چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟ )

در یک عصر سرد پنجشنبه ای پاییزی و در حضور دوست عزیز و بزرگواری ، موسیقی ای بر روی این شعر" اخوان " عجیب منقلبم کرد ؛ تو گویی که از اعماق نهان من سخن می گوید ...


" بَده ... بَدبَد ... چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟ "
" کرک جان ! خوب می خوانی
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد ،
چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد .
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش .
بخوان آواز تلخت را ، ولیکن دل به غم مسپار .
کرک جان ! بنده ی دم باش ... "

" بَده ... بَد بَد ... ره هر پیک و پیغام خبر بسته ست
نه تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست
قفس تنگ است و در بسته ست ... "
" کرک جان ! راست گفتی ، خوب خواندی ، ناز آوازت
من این آواز تلخت را ... "

" بَده ... بَد بَد ... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند.
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنه ی پیوند ... "
" من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد ... "

" بَده ... بَد بَد ... چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟ "
" کرک جان ! خوب می خوانی
خوشا با خود نشستن ، نرم نرمک اشکی افشاندن
زدن پیمانه ای - دور از گرانان - هر شبی کنج شبستانی "


شعر : مهدی اخوان ثالث

* کرک : بلدرچین

December 11, 2007

همراه شو عزیز ... ! ( خاتمی در دانشگاه تهران )

امروز که خاتمی پس از سه سال به مناسبت روز دانشجو به دانشگاه تهران رفته بود ، با آنکه نتوانستم در این مراسم حضور پیدا کنم اما تمامی حس های نوستالژیک چند سال قبل درون من زنده شد و به قول دوستی ای کاش این درگیریها و مسوولیت های کاری اینچنین آزادی مان را به مخاطره نینداخته بود تا همانند دوم خرداد ها و شانزده آذر های سالهای نه چندان دور ، با شور و هیجان آن سالها به دور هم جمع شویم و حس ها و آرزوهای نهفته مان را آن هنگام که به دور هم جمع می شدیم با هم فریاد کنیم : یار دبستانی من ، با من و همراه منی ... !

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1888.jpg

خاتمی با همه انتقادات گسترده ای که به دوره ریاست جمهوری او وارد است اما شخصیت کاریزمای بی نظیرش سبب می شود که برای سخنرانی هایش هرگز لازم نباشد که دانشگاه ها را از یک هفته ی قبل قرق کنند و اتوبوس اتوبوس از دانشگاه امام صادق و دانشگاه امام حسین ، دانشجو نما به جای دانشجویان اصلی برای صحبتهایش بیاورند . دانشجویان سخنرانی های خاتمی از جنس دانشجویان واقعی هستند . خاتمی با آنکه استاد دانشگاه نبوده و نیست (!) اما از جنس دانشگاه است و گفتمانش و کلامش کلام دانشگاهی است ؛ نه گوش می پیچاند و نه ... !

خاتمی طی سخنانش امروزش خواستار آزادی کسانی شد که به دلیل بیان اندیشه خود گرفتارشده‌اند. وی همچنین به بررسی فضای سیاسی پیش از انقلاب پرداخت که بسته شدن روز به روز آن موجب فروکش حرکت‌های مسالمت‌آمیز و پیدایش جریانات چپ و حرکت‌های خشونت آمیزی که هزینه‌های زیادی را به همراه داشت شده است . به سادگی می توان نگرانی خاتمی را از تکرار فروکش کردن حرکت ها ی مسالمت آمیز و پیدایش نهضت ها و حرکات زیر زمینی را درک کرد .

خاتمی در سخنانش ضمن دفاع از عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات، بسیاری از دستاوردهای هسته‌ای و ... که در زمان فعلی به اسم دولت احمدی نژاد مصادره می شود را حاصل کار دولت اصلاحات خوانده است و از سیاستهای دولت احمدی نژاد در عرصه خارجی به شدت انتقاد کرده است .

وی همچنین در پاسخ به سؤالی در مورد پرونده موسویان وی و تمامی تیم هسته‌ای سابق را افرادی دانست که در جهت منافع مردم عمل می‌کردند. خاتمی همچنین با انتقاد از طرح امنیت اجتماعی، آن را از بین برنده امنیت اجتماعی و اهانت آمیز نسبت به زنان و مردان دانست و گفته است : سعي كنيم به نام امنيت اجتماعي، امنيت اجتماعي از بين نرود !

اما از نکات جالب این مراسم آن بود که خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی که با اشاره به اظهارات اخیر مصباح یزدی پرسیده بود که چرا برخی می‌گویند دانشگاه ما اسلامی نیست ؟ گفت:این افراد بیخود میكنند . اما با این كه بی خود می كنند از ما كه با خود می كنین چاقویشان برنده تر است !!

خاتمی همچنین در ادامه در پاسخ به سوالی درباره اظهارات اخیر احمد جنتی دبیر شورای نگهبان درباره اصل برائت نامزدهای انتخابات ، گفت: مردم می‌خواهند به كسانی كه مورد توجهشان هستند رأی دهند ، چه حقی داریم به جای مردم تصمیم بگیریم و كسانی كه مورد تأیید مردم هستند را از آن‌جا كه صلاحیت‌ شان برای شش یا ‌دوازده نفر احراز نشده ردصلاحیت كنیم. پس چه قدر باید به مردم بی‌اعتنا باشیم كه بگوییم اكثریت اشتباه می‌كند و اعضای شورای نگهبان درست می‌گویند !

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1908.jpg

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1895.jpg

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1906.jpg

Multimedia_pics_1386_9_Photo_1889.jpg


در همین زمینه :

پاسخ صریح خاتمی به جنتی و مصباح یزدی درباره «اسلامی شدن دانشگاه» و ردصلاحیتها - نوروز

گزارش تصویری از سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران - ایسنا (1)

گزارش تصویری از سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران - ایسنا (2)

December 9, 2007

خانه از پای بست ویران است ... خواجه در فکر نقش ایوان است !

یاداشت کوتاهی که درباره ی آغاز طرح امنیت زمستانی نیروی انتظامی نوشته شد ، با واکنش ها و نظرات گوناگونی مواجه شد ؛ همواره گفته ام که عادت به پاسخ گفتن به کامنت ها ندارم زیرا معتقدم که اگر حرفی داشته ام باید در همان یاداشت می گفتم و اگر بد فهمی و کج فهمی ای نصیب مخاطب شده است ، یا اشکال از من بوده است و یا مخاطب با غرض آن یاداشت را خوانده است ... .

در میان این کامنت های زیادی که برای یاداشت مورد اشاره گذاشته شده است ، دوست بی نامی مواردی را بیان کرد که ابتدا به دلیل گفته شده قصد نداشتم به آنها بپردازم ، اما پاسخ دوست بزرگوار سرکار خانم " هانیه حقیقی "به این خواننده ی بدون نام آنچنان کامل بود که مرا وادار کرد در اینجا روایتش کنم .

خانم حقیقی در پاسخ نظرات این خواننده بی نام که در اینجا می توانید آنها را بخوانید گفته اند :


خانم یا آقای بی نام! جداً متاسفم که باید اسم کسی مثل شما رو هم هموطن گذاشت ؛ شما چه می فهمی که وطن یعنی چه...شما چه می فهمی که هویت ملی را چگونه هجی می کنند ؛ این مملکت متعلق به همه کسانی است که در آن به دنیا آمده اند و به ذره ذره خاکش عشق می رزند و ملقب به نام شریف ایرانی اند!!! و هم وطن یعنی کسی که نسبت به یغما رفتن غرور خودش و مابقی هموطن هایش حساس است و با غیرت !!

محض مزید اطلاع برای ارضای غرایز هم همین جا ، در جمهوری به قول شما اسلامی، دکان های سکه ای به راه است ، سودش هم به جیب همان کسانی میرود که روزی پارک رازی را بر خرابه های جمشید بنا کردند ؛ پولتان را حواله شیخ نشین نکنید ، هم پاله هایتان مستحق ترند!!!

ما همین جا می مانیم و به هیج بی غیرتی اجازه نمیدهیم که شعور و هویتمان را به سخره بگیرد ؛ اگر بنای به رفتن باشد ، امثال شما که تعلقی به خاک وطن ندارند برای رفتن مستحق ترند . بروید به عربستان که زنانش شناسنامه هم ندارند و با تیب خاطر همسر چهارم می شوند ، البته افغانستان هم گزینه بدی نیست ، حیف که آمریکا رفقای طالبانیتان را از آنجا پراند ... !

آقای قاسمی در فقره اخیر شما هم بی تقصیر نیستید؛ وقتی که از یکی از موارد جزئی طرح و قانونی خرده می گیرید که حقیقتاً تنها ابزاری برای اسلامی جلوه دادن رفتارهای اینچنین است ، گویی با اصل آن موافقید و الا کجای آنچه ما این روزها شاهدش هستیم اسلامی است که به دنبال مصادیق تبرجید!؟!؟

این طرحها زمستانی و تابستانی اش توفیر ندارد! کلهم گویی سناریو هایی است برای سرگرم کردن ملت و باج گرفتن با ابزاری به نام دین و اعتقادات مردم ! وگرنه کدام بخش امنیتمان تامین است که اجتماعیش باشد!؟!؟

خانه از پای بست ویران است .... خواجه در فکر نقش ایوان است !

December 8, 2007

چکمه های تحریک آمیز ... ! ( خودنمایی ممنوع ! )

امروز که در خبرها خواندم طرح ویژه ی زمستانی نیروی انتظامی از فردا آغاز می شود ، ابتدا تصور کردم که این طرح ربطی به برف و باران و ستاد های برف روبی تهران و غیره .... دارد !

اما فهمیدم که ماجرا از این قرار است که آقای رادان فرمانده ی نیروی انتظامی با اعلام برنامه های برخورد نیروی انتظامی با خانم های بدحجاب ، استفاده از چكمه‌هاي بلند روي شلوار، استفاده از كلاه به جاي روسري، استفاده از مانتوهاي تنگ و چسبان و استفاده از كاپشن‌هاي كوتاه به جاي مانتو را از جمله مصاديق برخورد با بد پوششي دانسته است .

اما جالب آنجاست که آقای رادان این طرح را دارای مبنای علمی ( !! ) دانسته و گفته اند شروع اين طرح مبناي علمي داشت و انتخاب مصاديق طرح نيز برگرفته از نظرات علمي و نظرسنجي از مردم كه توسط مراكز علمي معتبر انجام شده است صورت گرفته است. من حقیقتا علاقه مندم بدانم که کدام مرکز تحقیقتاتی و دانشگاهی ، خروجی تحقیقاتش این بوده است که چکمه بلند روی شلوار و مانتوی تنگ و چسبان از مصادیق مفاسد اجتماعی و سبب تحریک مردان می شود!!

boot.JPG

اما جالبترین نکته سخنان آقای رادان آن است که رادان در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه رئيس عقيدتي سياسي نيروي انتظامي اعلام كرده‌ است كه در اجراي طرح امنيت اجتماعي ملاك ما شرع است نه عرف و بنابراين پوشيدن چكمه‌هاي بلند چه مشكلي خواهد داشت گفت است : قرار گرفتن شلوار در داخل پوتين‌هاي بلند ايجاد تبرج (خودنمايي به نامحرم) مي‌كند و بنابراين از لحاظ شرعي نيز مشكل دارد !!

مهمترین نکته در این میان آن است که چه کسی موار تبرج را مشخص می کند و دیگر آنکه چه مکانیزمی برای تشخیص موارد تبرج در آینده وجود دارد . آیا غیر از آن است طالبان نیز چهره ی زنان را از موارد تبرج می دانسته است ! پس تفاوت این تفکر با تفکر طالبانی آیا غیر از تشخیص موارد تبرج است ؟ آیا غیر از آن است که ممکن است طی ماههای آینده چهره ی زنان هم در ایران از موارد تبرج دانسته شود و آنان را به زیر پوشیه ها تبعید کنند .

وای به حال مردان این جامعه که آنچنان ضعیف النفس هستند که از دیدن حتی چکمه ی زنان نیز تحریک می شوند و حقیقتا با ادامه این دیدگاه و روند تعیین مصادیق فساد در جامعه ، آیا می توان هدفی دیگری برای اینگونه برخوردهای بدوی جزء هدف هدایت دوباره ی زنان به درون اندرونی ها پیدا کرد ؟

دختران چکمه پوش امروز همگی فرزندان دیروز سیستم آموزشی دینی و اسلامی ای است که سالها دین را با تحکم به آنها تحمیل کرده اند . آیا به جای این بگیر و ببندها به این فکر کرده اند که چه چیز سبب شده است که این چنین با ذره بین به دنبال مصادیق فساد این فرزندان دیروز باشند ؟! سالهاست آنچنان جوانان این سرزمین را به زور و با باتوم و بگیر و ببند و تعهد و ... به سمت بهشت هل داده اند که این نسل عصیان زده از انتهای جهنم به بیرون جهیده اند !

December 5, 2007

‏به یاد علی حاتمی ؛ شاعر سینمای ایران ‏

مادر مرد ، از بس که جان ندارد ... !‏

امروز 14 آذر ماه هشتاد و شش مصادف با يازدهمين سالروز درگذشت علي حاتمي، كارگردان نام آشنای ‏سینمای ایران و خالق "مادر"، "دلشدگان"، "كمال‌الملك"، "سوته‌دلان" است .‏

p15.jpg

علی حاتمی را نماد هویت و میراث ملی و میهنی ایران می دانم . عاشقی که برای رویای رو نمایی از ‏هویت سرزمینش ، در تمامی سالهای حیاتش مدیای سینما را به یاری طلبید تا عشق خود به این آب و ‏خاک را هویدا کند و افسوس يازده سال از رفتن حاتمي سينماشناس،‌ايران دوست پارسي‌گوي شيرين ‏زبان با آن عشق به ايران و سنت گذشته است . به قول بزرگی اين سرزمين عجب خاكي دارد كه اينهمه ‏عاشق مي‌سازد و علی حاتمی را همواره برای عشقش و برای تلاشش در بزرگ جلوه دادن میراث ‏سرزمینش می ستایم .‏

حاتمی در تمامی آثارش نه برای مخاطبین خاص و نه برای سینمای فراتر از ایران که تنها برای خود ایران ‏هنر نابش را به کار بست و شاید آثار او تنها منابع تصویری از ایران یکی دو قر ن گذشته ایران باشد . ‏

علی حاتمی در طول فعالیت های هنری اش همیشه نگران نمادهایی بود که در این روزگار مدرنیسم ‏لایه ی ضخیم و پرده ی زمختی بر روی آن کشیده و آن ها را محو و کمرنگ ساخته است. علی حاتمی آن ‏چنان با دیالوگ هایش که همانند مینیاتوری زیبا بوده است تاریخ را صمیمانه و ملموس روایت می کرد که ‏دلنشین و دوست داشتنی بود. او راوی لحظه های تلخ و شیرین زندگی ایرانیان در سالهای گذشته . ‏دوربین سینما بسان ابزاری در دستان توانمند علی حاتمی بود تا به واسطه ی آن غبار و پیرایه ها را از ‏چهره ی تاریخ معاصر بزداید و جامعه ی ایرانی را از طریق فولکورها و سایر نمادهای فرهنگ و بومی با ‏هویت واقعی اش آشنا سازد‏‎. ‎

نگاه زیبایی شناسانه حاتمی به هنر و نمادهای هنر ایرانی در آثار او به خوبی نمایان است . تریولوژی ( ‏سه گانه ) سینمایی او با محوریت سه هنر ناب ایرانی همواره در خاطره ها مانده است . هزار دستان با ‏محوریت خوشنویسی ، کمال الملک با محوریت نقاشی و دل شدگان با محوریت موسیقی تنها بخشی ‏از آثار ماندگار اوست . دل شدگان که حاتمی آن را به مناسبت هزارمین سالگرد تولد باربد اسطوره ی ‏موسیقی ایران ساخته است ، تنها اثر قابل توجه در حوزه موسیقی این سرزمین است که آهنگ ساز ‏توانایی همچون " حسین علیزاده " و آواز " استاد شجریان " او را در این مسیر همراهی کرده اند و ‏حقیقتا موسیقی ایرانی و ساز ایرانی روی فیلمهای هیچ کسی به خوبی فیلمهای حاتمی "نمی نشیند ‏‏" .‏

Multimedia_pics_1385_9_Art_75.jpg

حاتمی اوج نگاه میهن دوستی اش را در آخرین و به نوعی ماندگار ترین فیلم خود " مادر " جلوه گر کرده ‏است و آن هنگامی است که مام میهن ( مادر ) همه فرزندان خویش را به دور خود فرا می خواند و ‏فرزندان او با طیف های مختلف فکری و حتی نژادی برای عشق به مادر ( میهن ) به دور هم جمع می ‏شوند و به یاد مادر و برای مادر دست در دست یکدیگر می دهند .‏

در زمینه ی فیلم نامه نویسی و کارگردانی حاتمی، حسن کچل را در سال ۱۳۴۸، طوقی ۱۳۴۹، باباشمل ‏‏۱۳۵۰، قلندر ۱۳۵۱، خواستگار ۱۳۵۲، ستارخان ۱۳۵۳، مجموعه ی تلویزیونی مثنوی مولوی ۱۳۵۴، ‏سلطان صاحبقران ۱۳۵۵، سوته دلان ۱۳۵۶، هزاردستان ۱۳۵۸، حاجی واشنگتن ۱۳۶۱، کمال الملک ‏‏۱۳۶۳، مادر ۱۳۶۸، دلشدگان ۱۳۷۱ و جهان پهلوان تختی را از سال ۱۳۷۳ به جلوی دوربین برد و تا سال ‏‏۱۳۷۵نیز به نیمه رسانید ولی عمرش کفاف نداد و کارش نیمه تمام ماند‎.‎

یادش و نامش همواره گرامی باد !‏

December 4, 2007

...

از این که به نوعی بازتاب دهنده ی شایعه ی خبر درگذشت بزرگواری شده ام بسیار متاسفم ؛ اما از اینکه ایشان در سلامت کامل بسر می برد بسیار شادمان هستم .

به نظر می رسد خوشبختانه این خبر که ظهر امروز از جانب بعضی مراکز و شخصیت های نزدیک به ایشان منتشر شده شایعه ای بیش نبوده است . آنچه در این میان جالب توجه است ، ذکر این نکته است که این نوع شایعه سازی ها اخیرا بیشتر و بیشتر شده که با توجه به این شرایط ضروری است درباره انتشار اینگونه اخبار دقت بیشتری صورت گیرد ...

December 2, 2007

شمس پرنده ؛ شوی شمس در سال مولانا !

هیچ وقت تلاش نکنید حس خوبی که نسبت به اثری در سالهای گذشته داشتید را دوباره تکرار کنید ، چون ممکن است تمام خاطرات و حس خوب شما به یاس تبدیل شود . امشب که فرصتی دست داد تا پس از هشت سال دوباره به تماشای تئاتر " شمس پرنده " اثر پری صابری در تالار وحدت بروم ، تمام حس خوبی که از این تئاتر در سنین هجده ، نوزده سالگی خود داشتم شکست !

20_8609050773_L600.jpg

در مجموعه ی تئاتر هایی که از خانم صابری دیده ام از جمله شمس پرنده ، رند خلوت نشین ، یوسف و زلیخا ، رستم و سهراب و زندگی فروغ فرخزاد ، همیشه اعتقاد داشتم اولین کاری که از ایشان دیده ام – شمس پرنده – کار بسیار متین و قابل اعتنایی در مجموعه ی کارهای ایشان بوده است اما دیدگاه و حس زیبایی شناسیی تازه ی خانم صابری ، شمس پرنده را هم در اجرای دوباره ی این اثر پس از هشت سال که به مناسبت سال مولانا انجام شده است تحت تاثیر قرار داده و آن را هرچه بیشتر به فضایی عوام گرایانه نزدیک کرده است .

از تئاتر شمس پرنده اگر بشود به عنوان یک تئاتر موزیکال نام برد ، باید بخش موسیقی این کار را با خود اثر و حرکات نمایشی آن کاملا مجزا کرد . بخش موسیقی این اثر که به روال کارهای دیگر خانم صابری بصورت زنده اجرا می شد ، بسیار قابل تامل است قطعات ساخته شده ی ابراهیم اثباتی که با نوازندگی تنبور و دیوان خود او در کنار سازهایی همانند نی ، کمانچه ، دف ، سنتور و آواز سید مصطفی محمودی بر روی اشعار مولانا نواخته می شود ، قطعات زیبا و دل نشینی را با نوای مولانا خلق کرده بود که به واقع بر کل تئاتر آنچنان سنگینی می کرد که گویی کنسرتی است که بطور اتفاقی چند نفری هم در آن میان دست به حرکاتی می زنند .

فاجعه از جایی آغاز می شود که موسیقی را از این اثر جدا کنیم ؛ حقیقتا شمس پرنده ی تازه ی خانم صابری از فقر شدید حتی کوچکترین زیبایی شناسی نمایشی و هنری رنج می برد . در شمس پرنده ی خانم صابری ، شما با یک روایت چند پاره بدون کوچکترین پیوستگی داستانی مواجهه هستید که بصورت حرکات ژانگولر مابانه ی هنروران در همراهی موسیقی جلوه گر است . در روایت خانم صابری به نظر می رسد که شمس چنان آدم زنباره ای بوده است که به سودای وصال با کیمیا خاتون دختر مولانا به مولانا نزدیک می شود و پس از وصال با او ، کیمیا خاتون را به جرم همصحبتی با زنان همسایه مورد تعرض قرار می دهد و در نهایت می گوید برای آنکه مهر او از دلم برکنده شود با او چنین کردم (!) ؛ شمس خانم صابری چنان فرد ضد زنی است که اعتقاد دارد که همان بهتر که زنان پشت دوک نخریسی و یا در مطبخ به زیست خود ادامه دهند !!

متاسفانه شمس و مولانا ی پری صابری انسانهایی هستند که از اول تا انتهای نمایش بر روی زمین ولو هستند و گویی این از زیبایی شناسی خانم صابری است که ابلیس با " اسکیت " ( !! ) بر روی صحنه حاضر شده و پس از انجام حرکات موزون خود از صحنه خارج می شوند و چه بگویم که این از طراحی ایشان است که ساقدوشان عروسی شمس و کیمیا خاتون ، لزگی می رقصند و سپس یکی از مهمانها در این مراسم " تکنو " وار دست به حرکات موزون می زند ...

5_8609050773_L600.jpg

اما عمق فاجعه اصرار خانم صابری به استفاده ی اغراق آمیز از تکنیک ها و امکانات صحنه و فن آوری های نوین است ؛ استفاده اغراق آمیز از تکنیک " ویدئو آرت " در تئاتر شمس پرنده آنچنان در ذوق می زد که بیننده نمی فهمد که به کنسرت آمده است ، به سینما رفته است و یا به اصطلاح تئاتر است . خانم صابری هر آنچه که از کودکی علاقمند به گفتن آنها بود را در این ویدئو آرت نمایش داد ، از جنین در رحم بگیرید تا آسمان ، کهکشان ها و مساجد و غیره ، تا آنجا که در بخشی از گفتگوهای به اصطلاح شعر گونه شمس و مولانا ، تصاویری از جنگ ویتنام و کودکان محروم آفریقا و ... را به نمایش در آوردند . از حضرت آدم گفت تا حضرت علی و جور و استبداد و تبعیض و ...از همه و همه به زبان نظم سخن گفته شد

به نظر می رسد خانم صابری از پوپولیست های پیش کسوت در زمینه ی هنر ایران است که به خوبی می داند چگونه با موسیقی زنده و ساز بندی پر ریتم و حرکات ریتمیک دخترکان زیبا رو که چهره هاشان بیشتر به دخترکان جردن و میدان ونک شباهت دارد تا صوفیان همدوره ی مولانا ، تماشاگر محروم از دیدن حرکات مورون ایرانی را به وجد آورد .

27_8609050773_L600.jpg

و در پایان اینکه جدا باز هم خوشحالم که با این افتضاحات همان بهتر که ما مولانا را گرامی نمی داریم و دیگر آنکه اگر اهل عصبانی شدن نیستید و هوس کرده اید که یک دل سیر بخندید تئاتر خانم صابری را که تا 20 آذر در تالار وحدت بر روی صحنه است را از دست ندهید .

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007