" خاتمی آزاده ؛ رییسجمهور آینده " ؛ پیشبرد رفرمیسم یا بازگشت به نقطه صفر ؟!
این روزها در خبرها خوانده ام که دیدار آقای خاتمی از مشهد و سخنرانی او با استقبال گسترده ای مواجه شده است که بعضی دوستان استقبال با شکوه از آقای خاتمی را آغاز دوره ای جدید از گفتمان رفرمیستی ایران دانسته اند و آقای ابطحی با هیجان به شعار " خاتمی آزاده؛ رییسجمهور آینده " به عنوان مهمترین شعار مردمی در استقبال از محور ائتلاف اصلاح طلبان اشاره کرده و این سفرها را در ساماندهی و امیدبخشی و بازگشت نشاط نیروهای اصلاحطلب بسیار تعیینکننده دانسته است .
در ادامه آقای ابطحی با اشاره به اینکه این کار بزرگترین گام در ساماندهی اصلاحات است و امید را دوباره برمیگرداند ، آرزو می کند که ای کاش آقای خاتمی خسته نشود و این سفرها را ادامه دهد.

اما آیا براستی باید از شعار " خاتمی آزاده ، رئیس جمهور آینده “ به وجد آمد و آن را گامی به جلو در راستای پیشبرد گفتمان رفرمیستی و پیشبرد دموکراسی در ایران دانست و یا آن را بازگشت به نقطه ی صفر در گفتمان اصلاح طلبی دانست ؟
معتقدم در گذار به سوی جامعه مدنی و رفتار رفرمیستی بازگشت شخص سید محمد خاتمی به مقام ریاست جمهوری شاید تنها راه موجود برای برون رفت از شرایط کنونی ایران باشد ؛ فرار از شرایط بحرانی ایران و گفتمان احمدی نژادیسم فعلی ، آن هم به شرط آنکه در دو سال آینده با توجه به شرایط سیاسی این روزها ، ایرانی به شکل یک پارچه ی امروز در نقشه ی سیاسی جهان وجود داشته باشد .
اما ارائه ی این دیدگاه که رویکرد دوباره به خاتمی و انتخاب او به عنوان رئیس جمهور آینده ، حرکت رو به جلو در جنبش رفرمیستی ایران - در صورت وجود چنین جنبشی در ایران - باشد به نظر می رسد کمی دور از واقعیت است . جنبش اصلاح طلبی ایران و آنچه که به عنوان جبهه دوم خرداد شناخته می شود باید همچنان به سوالات متعددی درباره دوره هشت ساله ای که به عنوان دوره اصلاحات شناخته می شود پاسخ بگویند ؛ همچنان سوالات فراوانی از کاستی ها ، عدم استفاده از پتانسیل آرای میلیونی مردمی برای پیشبرد حداقل وعده های داده شده و مهمتر از همه تضاد های آشکار گفتمان رفرمیستی با بعضی از قوانین و نهاد های قانونی کشور و صدها سوال دیگر وجود دارد .
هنوز این پرسش اساسی پا برجاست که چرا به علت عدم نهادینه کردن حداقل ایده های اصلاح طلبی و نا امیدی و دلسردی گسترده ی مردمی از جنبش اصلاح طلبی، از دل دولت آقای خاتمی ، دولتی همانند دولت احمدی نژاد بیرون آمد .
همچنین باز هم این سوال اساسی پابرجاست که در حالی که زمانی تمام نهاد های انتخابی حکومت ایران ( دولت ، مجلس و شوراها ) در اختیار جریان اصلاح طلبی بود اما باز هم گفتمان رفرمیستی در ایران به دلیل ساختار و چیدمان قانونی نهادهای انتصابی ایران با شکست مواجه شد ، انتخاب دوباره خاتمی آیا غیر از بازگشت دوباره به نقطه ی صفر ، حاصل دیگری دارد ؟
در پایان باید از حضور دوباره ی خاتمی در جایگاه ریاست جمهوری تنها برای فرار از شرایط موجود خوشحال بود که انتخاب دوباره خاتمی و استقبال از خاتمی و شادمانی های حول گفتمان خاتمی ، تنها غم و افسوسی برای مان دارد که آنچه که به نام اصلاح طلبی در ایران شناخته می شود گویی تنها به قامت خاتمی و شخصیت کاریزمای او وابسته است و گویی جدا از او حاکمیت اجازه ی ارائه بیان تفکر و گفتمان رفرمیستی را به کسی نمی دهد و این دقیقا در تضاد کامل با گفتمان اصلاح طلبی است .

در همین زمینه :
خاتمی در جمع مردم مشهد: پيامبران نيامدند كه چيزی را به زور بر مردم تحميل كنند- نوروز
گزارش ابطحی از حاشیههای سفر مشهد - نوروز
