ببار ای بارون ، ببار ... !
این روزها اگر در تهران زندگی می کنید و یا اگر در جاهای دیگر ایران زندگی می کنید ، به این فکر کرده اید که چرا باران نمی بارد ... ؟!
نزدیک دو ماه از پاییز گذشته است و دریغ از باران و دریغ از پاییز . گویا در این ایام همه چیز به ما پشت کرده است حتی باران ...
این روزها به شدت در حسرت باران بسر می برم ؛ امروز به یاد نوای ببار ای بارون ، ببار ... استاد شجریان افتادم و از صبح بارها و بارها با خودم نوایش را زمزمه کردم .
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون
تصنیف کامل ببار ای بارون ببار با صدای استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید . (8.80MB)
بخشی از تصنیف ببار ای بارون ببار با صدای استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید .( 219KB )
پیوست : کاش از خدا چیز دیگه ی می خواستم ؛ داره حسابی بارون میاد ... !!
