موسیقی فولکلور ایرانی با لهجه ای آمریکایی !
به بهانه ی یک برنامه ی تلویزیونی ای که امشب دیدم ، می خواهم از یکی از کسانی سخن بگویم که مدت کمی است که با او در زمینه ی موسیقی فولکلوریک ایران آشنا شده ام !
شاید آنچه که این روزها در زمینه ی موسیقی غنی ایران برای من جلب توجه می کند ، پتانسیل و میزان توانایی موسیقی ایرانی به شکل کلی در تامل و ترکیب با دیگر موسیقی های جهان است . اعتقاد به این دارم که آنچه را که موسیقی ایران را ماندگارتر می کند بیان توانایی های آن در تاثیر بر دیگر موسیقی ها و همین طور تامل با آن موسیقی است .
امشب فرصتی دست داد تا بیشتر با خانمی آشنا شوم که با آنکه از پدر و مادری هلندی و آلمانی زاده شده است و خود آمریکایی است اما از چند سال قبل تلاشی را آغاز کرده است برای بازشناسی و بازخوانی موسیقی فولکلوریک ایران .

این خانم آمریکایی " مونیکا جلیلی " نام دارد . مونیکا جلیلی که فارغ التحصیل رشته موسیقی است و دارای صدایی سوپرانو بوده و بیش از این موسیقی کلاسیک و اپرا کار میکرده است . وی پس از ازدواج با همسری ایرانی با موسیقی ایران و موسیقی فولکلور ایران آشنا شده و در طی چند سال گذشته و با تشکیل گروه موسیقی نورساز شروع به کار بر روی موسیقی فولکلور ایران کرده و انتشار اولین آلبوم او که بازخوانی بعضی از آهنگ های مهم فولکلور ایرانی است ، مورد توجه جامعه موسیقی آمریکایی – ایرانی به ویژه جامعه موسیقی نیویورک قرار گرفته است .
جالب آنجاست که تمامی اعضای گروه موسیقی او غیر ایرانی بوده و دارای سه نوازنده ی امریکایی و یک نوازنده ی یونانی است . اما آنچه که پیوند عمیقی را بین او و صدای سوپرانوی جادویی اش و گروه موسیقی اش با مخاطب برقرار می کند همانا زبان موسیقی است . مونیکا و گروهش تاکنون تنها یکبار در کلیسای ترینیتی نیویورک به اجرای زنده موسیقی اشان پرداخته اند و همانطور که ذکر شد موسیقی شان مورد استقبال آمریکایی ها ی نیویورک نیز قرار گرفته است .
همیشه معتقدم بوده ام که زبان موسیقی زبان ماندگاری است که مرز نمی شناسد و نزدیک ترین زبان و مشترک ترین زبان برای تامل با فرهنگ های دیگر است . و این چنین است آن هنگام که نواهای " دختر بویر احمدی " ، " جان مریم " ، " گل سنگم " ، "می خوام برم کوه " و ... را با صدای او و نوای گروهش که جملگی زادگاهشان فرسنگها با خواستگاه این موسیقی فاصله داشته است می شنوی ، حس می کنی که نوای او با تمام وجود به تو تعلق دارد.
خوشحالم که در این روزگار که همه چیز بر ما تنگ آمده است ، هنوز کور سوهایی امیدی برای تامل فرهنگ و موسیقی مان با دیگر فرهنگهای جهان وجود دارد و افسوس و صد افسوس می خورم که این فرهنگ و موسیقی با این پتانسیل و اثر گذاری بی نظیرش در انزوا به سر می برند .
فرهنگ و هویت ایران و ایرانی این روزها دلیل رفتارهای های کسانی که نگاهشان به فرهنگ و سیاست و ... به حقارت گرفتار است ، در انزوا به سر می برند و همچنین در موسیقی ایران نزدیک به سی سال است به دلایل مختلف از جمله به دلیل حذف صدای زن از موسیقی اش به تابلویی سیاه و سفید شباهت دارد و در حال که سالهاست اندیشه های پوسیده رنگ را از این تابلو گرفته است ، باید از کوچکترین تلاش ها برای بازگرداندن رنگ به این موسیقی ارزشمند قدر دانی کرد .
به دوستانم پیشنهاد می کنم که فیلم های مربوط به بعضی ترانه های اجرا شده توسط او در کلیسای ترینیتی نیویورک را ببینند:
فیلم ترانه ی دختر بویر احمدی را از اینجا ببیندید .
فیلم ترانه ی جان مریم را از اینجا ببیندید
فیلم ترانه ی میخوام برم کوه را از اینجا ببیندید .
فیلم ترانه ی گل سنگم را از اینجا ببیندید
همچنین می توانید با رفتن به اینجا ، موسیقی بعضی از این آثار را دانلود کنید .
