« تصحیح و توضیح | صفحه اول | باز آمدم ... »

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت ...

و هنگامی که صدای احمد شاملو به همراه موسیقی فرهاد فخرالدینی ، کلام ملکوتی مولانا را برایت روایت می کند ، به قول خود مولانا زیر و زبرخواهی ‏شد ...‏

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی​خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت میباش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو


"من غلام قمرم ... " با صدای احمد شاملو را از اینجا دانلود کنید . ‏


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/438


نظرات

Hani :

در بیست و چهار ساعت گذشته هیچکس نظری برای این مطلب نگذاشته است...

دقت کردید که هرگاه مطالب اینجا احتماعی و سیاسی یا به قولی عام و برگرفته از روزمره هامونه، عده ای سریعاً دست به نقد میشن و داد سخن میدن و سریع موافقت و مخالفت خودشون رو اعلام می کندد و عده ای دیگر هم صرفاً نویسنده محترم وبلاگ رو دعوت به بحث های فرهنگی می کند؟!؟!

هرچند مسلماً نویسنده وبلاگ بدنبال جمع نظرات مختلف نیست و اصراری بر اظهار نظر در مورد مطالب عنوان شده وجود نداره، ولی من بدنبال مفهوم عمیق تری از یک ارتباط دو سویه بین نویسنده وبلاگ و خوانندگانش هستم...این بی تفاوتی و گذر سریع و ساده از مطلبی که روایت غزلی بی بدیل از حضرت مولانا است که با صدای احمد شاملو هم جاودانه و به ما هدیه شده،حتی از سوی همان گروه دومی که منتقد ارائه بحث های عام در وبلاگ هستند،شاید نشان از کم سلیقی و یا شاید کم حوصلگی ما داره...هرچند می دونم اظهار نظر در این مورد بسیار سخت تر و نیازمند تفکر عمیق تری است تا بخواهیم راجع به پدیده های تکراری روزمره حرافی کنیم اما شاید واقعاً لازم باشه کمی سطح سلیقه و توقع خودمون رو بالا ببریم و از عوام زدگی مون فاصله بگیریم...که هر چی می کشیم از همین عوام زدگی خودمونه!!!

محسن اهورایی :

سلام - هیچوقت یادم نمی رود شبی که در منزل آقای جلایی پور (سه راه یخچال )دکتر سروش این غزل را با صدای دیوانه کننده اش خواند واقعا مثل این بود که در محضر مولانا نشسته بودیم - عجب شعریست و عجب شبی بود آن شب- ممنون از حسن انتخاب رویایی یت-

:

آقای قاسمی عزیز
سلام
ابتدا میخواهم از وبلاگ بسیار زیبا ، دلچسب و متنوع شما تشکر کنم. من تقریبا هر 3 روز یکبار سری به سایت شما میزنم و همیشه از متنهای شما لذت بردم. چند باری بود که میخواستم نظرات خودم را بفرستم فرصت نشد(دقیقتر بگویم تنبلی کردم) اما مثل هینکه الان فرصتی پیش آمد تا تشکر کنم.
وبلاگ شما راهنمایی است به سوی گنجینه ها.
اما مولانا، یادم است سالها پیش وقتی 16 ساله بودم برای اولین بار با دختری آشنا شدم و خلاصه چنان دچار شدم که در کتابها گویند. این از آن دردهیست که هر کسی به نوبه خود آنرا تجربه می کند اما هدف من از این همه روده درازی این بود که یادم است آن زمان وقتی با بقولی اولین معشوقه خودم روابطم بهم خورده بود و دنیا برام تیره و تار شده بود کاست "یادگار دوست" از استاد شهرام ناظری را به یاد از دست رفته ام خیلی می شنیدم اما چند روزی نگذشت که احساس کردم این بزرگ مرد، مولوی، اشعارش بسیار پور شور و گدازتر و عرفانش خیلی عمیق تر از آن است که بشود حتی لحظه ای، دقیقا حتی لحظه ای چه به معشوقه من چه به هر دختر دیگری روی زمین آن را نسبت داد. شاید آن لحظه اولین باری بود که فهمیدم فراتر از عشق زمینی و ماورای آن یعنی چه.
دوست عزیز، آقای قآسمی، مگر می شود نوجوانی 15، 16 ساله غزل مولوی را فراتر از ابروی یار که هیچ، ماورای ثصور خویش ببیند و خوانندگان سایت شما تحت تاثیر آن قرار نگیرند!! وقتی غزل را خواندم مو به تنم سیخ شد و وقتی صدای مرحوم استاد شاملو را شنیدم شیدا شدم. من همیشه به دوستانم می گفتم ادبیات ما سوز و گداز خاصی دارد اما وقتی در دستگاه می رود و استاد شجریان آنرا می خواند دگر گر می گیری و واقا میسوزی اصلا دیوانه می شوی و امروز فهمیدم صدای این مرحوم هم هیچ کم از دستگاه و ساز و آواز خودمان ندارد.
بزرگا مردا که تو بودی.
خدایش بیامرزد
ممنون از وبلاگ زیبات.
امیدوارم همچنان ادامه بدی.

:

آقای قاسمی عزیز
سلام
ابتدا میخواهم از وبلاگ بسیار زیبا ، دلچسب و متنوع شما تشکر کنم. من تقریبا هر 3 روز یکبار سری به سایت شما میزنم و همیشه از متنهای شما لذت بردم. چند باری بود که میخواستم نظرات خودم را بفرستم فرصت نشد(دقیقتر بگویم تنبلی کردم) اما مثل هینکه الان فرصتی پیش آمد تا تشکر کنم.
وبلاگ شما راهنمایی است به سوی گنجینه ها.
اما مولانا، یادم است سالها پیش وقتی 16 ساله بودم برای اولین بار با دختری آشنا شدم و خلاصه چنان دچار شدم که در کتابها گویند. این از آن دردهیست که هر کسی به نوبه خود آنرا تجربه می کند اما هدف من از این همه روده درازی این بود که یادم است آن زمان وقتی با بقولی اولین معشوقه خودم روابطم بهم خورده بود و دنیا برام تیره و تار شده بود کاست "یادگار دوست" از استاد شهرام ناظری را به یاد از دست رفته ام خیلی می شنیدم اما چند روزی نگذشت که احساس کردم این بزرگ مرد، مولوی، اشعارش بسیار پور شور و گدازتر و عرفانش خیلی عمیق تر از آن است که بشود حتی لحظه ای، دقیقا حتی لحظه ای چه به معشوقه من چه به هر دختر دیگری روی زمین آن را نسبت داد. شاید آن لحظه اولین باری بود که فهمیدم فراتر از عشق زمینی و ماورای آن یعنی چه.
دوست عزیز، آقای قآسمی، مگر می شود نوجوانی 15، 16 ساله غزل مولوی را فراتر از ابروی یار که هیچ، ماورای ثصور خویش ببیند و خوانندگان سایت شما تحت تاثیر آن قرار نگیرند!! وقتی غزل را خواندم مو به تنم سیخ شد و وقتی صدای مرحوم استاد شاملو را شنیدم شیدا شدم. من همیشه به دوستانم می گفتم ادبیات ما سوز و گداز خاصی دارد اما وقتی در دستگاه می رود و استاد شجریان آنرا می خواند دگر گر می گیری و واقا میسوزی اصلا دیوانه می شوی و امروز فهمیدم صدای این مرحوم هم هیچ کم از دستگاه و ساز و آواز خودمان ندارد.
بزرگا مردا که تو بودی.
خدایش بیامرزد
ممنون از وبلاگ زیبات.
امیدوارم همچنان ادامه بدی.

:

salam

بی تا :

ممنون از تقسیم کردن لذت شنیدن این قطعه با ما.

محمد رضا :

خسته نباشيد ، امروز چهارشنبه مورخ 23/8/86 ) سري به سايتتان زدم جالب بود . دستتان درد نكند ادامه دهيدسعي مي كنم هفته اي يكي ، دوبار سري به آن بزنم
شاد باشيد و بهاري
مردي از سواحل نيلگون خليج فارس

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007