صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶

آقای پوتین ، خانم مهماندار و حقوق شهروندی !

امروز که برای ساعتی در ترافیک های طولانی تهران به دلیل ورود ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و نوچه هایش ( روسای جمهور آذربایجان ، قزاقستان و ترکمنستان ) به مناسبت اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر به تهران گیر کرده بودم ، داشتم به این فکر می کردم که به قول این قدیمی ها ، خدا خر رو شناخت که شاخش نداد !!

همون بهتر که توی تمام این سالها تحریم بودیم و مهمترین مسوولانی که به ایران اومدند همون روسای جمهور گینه بیسائو و ماداگاسکار و ... بودند ! تصور کنید اگه ایران هم مثل بقیه کشورهای جهان ، جزء جامعه جهانی به حساب می آمد و قرار بود روسای جمهور و مسوولان کشورهای مهم و سران کشورهای اروپایی و امریکایی به ایران سفر کنند ، از در خونه هم بیرون نمی نوتستیم بیایم .

درهر صورت امروز برای اینکه خط سیر آقای پوتین و بقیه همراهانشون باز باشه ، من و هزاران آدم دیگه مثل من ساعت ها در ترافیک زمان و اعصابشان لگدمال شد بدون آنکه بدانیم که چرا باید برای برگزاری نشستی اینچنین که هیچ نفع ملی نیز برایمان ندارد ساعتها به هیج گرفته شویم !

اما به راستی در سفر سال آینده ی آقای احمدی نژاد به روسیه ، آیا شهروندان روسی هم برای عبور آقای احمدی نژاد و هیئت همراه ساعتها مجبور می شوند که در ترافیک بمانند ... ؟! این همون حقوق شهروندی است که در ایران به شوخی بیشتر شباهت دارد .


pootin2.JPG
لحظه ورود پوتين رئيس جمهور روسيه به تهران

توضیح : این خانم مهماندار روس نمی دانم می داند که در زیر آفتاب چه سرزمینی این چنین رخ می نماید یا نه ؟! آفتاب این سرزمین سالهای سال است که چنین چهره هایی را به خود ندیده است . بیچاره خبرنگاران و عکاسان ایرانی که سالهای سال است چنین فریم هایی را در داخل این سرزمین نتوانسته اند بیندازند و این بانوی روس هم اگر جرات دارد پایش را از پله های هواپیما پایین بگذارد تا نشانش دهیم که چگونه در این سرزمین ، به قول رئیس جمهورش تقریبا آزادی کامل وجود دارد .

پی‌نوشت‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/426

نظرها

مثل اینکه شما فراموش کردین که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست!

خزر و حقوق شهرواندان به چه کار میاد؟ انرژی هسته‌ای رو بچسب سیامک جان

گناهکار سه شنبه، ۲۴ مهرماه ۱۳۸۶، ۱۰:۴۷ بعدازظهر

Khosh bin bash!!!Khanoume Mehmandar o Aghaye Putin baramoun Hoghoughe Shahrvandi Soghat Avordan...Fekr koanm Energy e hastei ke dashte bashim,dige in houghough moughougha rou shakhesheee

Hani سه شنبه، ۲۴ مهرماه ۱۳۸۶، ۱۱:۵۳ بعدازظهر

چگونه 50 را به 20 تبدیل کنیم و یا چگونه با افتخار عهدنامه گلستانچای را امضا کنیم؟

ستوده چهارشنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۶، ۴:۳۳ صبح

اين همه رتب و يابس به هم بافتي كه چي مي خواهي بگي؟ بالاخره طرفدار سفر مقامات هستي يا نه؟ انتقادت به اين مهماندار بخاطر حجابشه يا بخاطر اينه كه دستت بهش نمي رسه؟ فكر مي كني تو كشورهاي ديگه مردم وقتي يه رئيس جمهور از كشورهاي ديگه مي آد، تو راه بندان نمي مونن؟
كمي منسجم تر حرف بزن لطفا

راز نو : نه ! توی ترافیک نمی مونند ! مسیرهای جایگزین تعیین می شه و هزاران کار دیگه ! شهروند اروپایی اگه چنین کاری باهاش بشه ، مقامات کشورش رو ... ! یه مقدار حقوق خودت را بیشتر بشناس دوست من !

Anonymous چهارشنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۶، ۷:۱۱ صبح

سلام سیامک جون منم مثل تو هزاران آدم دیگه انقدر تو ترافیک میندم که دیگه حالم از هرچی مهمام نوازی ایرانی بهم میخوره که ملت و سرویس کردن بخاطر باز هم منافع خودشون ولی اینو مطمئن باش نه این مهماندار و نه هیچ کس دیگه که وارد کشور ما میشه اول و آخر جرات نداره پاشو از اون بالا پائین تر بزار
یا حق

بهار چهارشنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۶، ۰:۲۲ بعدازظهر

هزار بار گفتم بازم میگم خلایق هر چه لایق

تو هر کشوری حتی بدبخت ترین و بی فرهنگ ترین کشور هم
اگر این اتفاق می افتاد و مردم کشورشون می دونستند که دارند قسمتی از خاکشون رو معامله می کنند، یک اعتراضی، راه پیمایی رخ می داد،
اما ما با ادعاها- اول از همه خودم رو می گم که ادعای وطن پرستی وآزادی خواهی را فقط در حرف، خوب بلدم هجی کنم-حتی یک اعتراض ساده هم نکردیم،بابا خوش به غیرت مون که روی هرچی ....را سفید کردیم

بنفشه چهارشنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۶، ۲:۱۲ بعدازظهر

مدتهاست که وبلاگت رو میخونم اما اولین بار که پیغام مینویسم خواستم فقط بگم بهترین وبلاگی است که خوندم شاید به این دلیل که من هم جمع اضدادم

Anonymous چهارشنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۶، ۷:۳۱ بعدازظهر

آخه تو این مملکت یکی نیست بگه چه خاکی باید تو سرمون کنیم! اگه کار سیاسی کنیم می شیم مثل بچه های امیرکبیر مهمون دانشگاه اوین. عشق و عاشقی هم سرانجامش مرگ تو زندونه مثل خانم دکتر همدان.درس هم که بخونی آخرش باید مدرکتو بندازی تو کوزه یا در بری از ایران.

Anonymous چهارشنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۶، ۷:۴۰ بعدازظهر

می بخشید من میخواستم بپرسم شما اطلاعات در مورد تقسیم دریای خزر را از کجا اورید چون در روزنامه فقط متن توافق نامه را زده بود ؟ بعد می خواهم ببینم چرا وبلاگ شما را فیلتر نکرده اند؟؟؟؟؟

لیلا پنجشنبه، ۲۶ مهرماه ۱۳۸۶، ۹:۳۸ صبح

خب دیگه بالاخره ولی نعمت دولت مهرورزی اومده بودن. ضمن اینکه حقوق شهروندی و شهروند در ایران فقط موقع راهپیمایی های حمایتی از حکومت معنا داره.

شهروند پنجشنبه، ۲۶ مهرماه ۱۳۸۶، ۶:۰۰ بعدازظهر

جالبه همون روز من بیچاره که یک ساعت در صف راهی های شهرک در میدان تجریش ایستاده بودم بعد از کلی توی صف موندن،توسط پلیس خدمتگذار دستگیر و ارشاد شدم!جالبه که اون روزبر عکس همیشه، نه مانتومکوتاه بود ونه موهام بیرون! این حیوونکی ها باید میومدن فرودگاه،این خانومه رو میدیدند!

فاطمه جمعه، ۲۷ مهرماه ۱۳۸۶، ۱:۴۹ صبح

ملتي كه همشون پي چند زنه بودن \بودن و هستن وتا يه خانومه بي روسري مي بينن آب از هفت گوششون فواره مي كنه گير اينن كه چرا به اين خانومه گير ندادن حق با نويسنده كتاب زنان پرده نشينه اصولا حتي اگه به مسلمونا بفهموني كه حجاب غلطه تو همون مجلس سخنراني هوت مي كنن حالا مثلا ملت فرهيخته مي خوان از اين عكس براي ابراز عقايد استفاده كنن.عجب !

اهورا سه شنبه، ۱ آبانماه ۱۳۸۶، ۱۱:۲۰ بعدازظهر


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com