« عــــلــــی ؛ حقیقتی بر گونه‏ی اساطیر | صفحه اول | هیاهویی برای هیچ ! »

محسن نامجو ؛ اقیانوسی به عمق یک وجب !

در طي ماههاي گذشته دوستان زيادي از من پرسيدند که چرا چيزي از " محسن نامجو " نمي نويسم و چرا هیچ نظرِِي درباره او ندارم و نداده ام!

کلا عادت ندارم که درمورد موسيقي بدون شناسنامه حرف بزنم و به دلیل آنکه تا همين مدتي قبل موسيقي نامجو اجازه انتشار با مجوز را نداشت و به قولي موسيقي زير زميني بود هرگز اشتياقي براي شنيدن و سخن گفتن درموردش نداشتم که معتقدم موسيقي ای را بايد شنيد که موسيقي ای با شناسنامه باشد و با کيفيت بالا ضبط شده باشد و به قولي موسیقی هويت دار باشد که در غير اين صورت تنها بايد این موسيقي را شنید و عبور کرد .

namjoo1.jpg

در مورد موسيقي نامجو تنها اين را بگويم که موسيقي نامجو مانند بسياري از پديده هاي جاری در جامعه ی ايران ، موفقيتش به دليل همان در توقيف بودنش بوده است . همانطور که به عنوان مثال معتقدم شايد بيشترین استفاده را از شرايط بسته ی اجتماعي ايران در این سالها اميرنشین دبِِي برده است و فضاي اختناق اجتماعي ايران باعث سکه شدن بازار آنان در اين سالها شده است ، موسيقي نامجو و نامجو ها هم مديون همين زير زميني بودن موسیقي شان هستند که اگر مسوولان فرهنگي ايران این حد بلاهت خود را به رخ نمي کشيدند و از آغاز اجازه ي ديده و شنيده شدن قانوني و رو زميني آن مي داند مشخص مي گرديد که موسیقي نامجو همانند خانه اي روي آب است .

موسيقي نامجو نه موسيقي سنتي است و نه موسيقي پاپ است و موسيقِِي نامجو در بهترِِين توصيف موسيقي نسل آشفته و سرگشته ي امروز ايران است . نسلي که براي یافتن هويت خود در تلاش است سنت را با مدرنيسم بياميزد و همانند موسيقِِي سبک jazz سياهان امرِِيکا و با صدای فالش آواز سر دهد و شعر حافظ و نواي سه تار را در هم آمیخته و ملغمه اي را به نام موسيقي نو تحويل دهد .

در اين شک ندارم که موسيقي نامجو ها اگر زير زميني نبودند ، امروز اينچنين بازار سکه اي نداشتند اما مطمئنم که اين بازار سکه نیز دیري نخواهد پایِِيد و دير نيست زماني که تنها خاطره اي از اين موسيقي باقي بماند .

جالب است که اين روزها استقبال ميليوني از موسيقي نامجو و نقد و تعريف نيويورک تايمز و ... از این موسیقی چماقي بر سر منتقدان این موسیقی شده است که مي دانم و مي دانِِيم در جامعه ی اِِيران و در وادي هنر استقبال ميليوني مردم ايران از اثري هرگز معيار ارزشگذارِِي هنري آن نخواهد بود که اگر اينچنين بود خوانندگان لس آنجلسي باربدان امروز موسيقي ما بودند ... !

نامجو و موسیقي نامجو اقيانوسِِي است به عمق يک وجب که رندانه از کوته بيني مسوولان فرهنگِِي این ديار نهايت استفاده را بردند و باز هم مي گويم که اين موسيقي اگر به جاي زير زمِِينِِي ، رو زميني مي شد ، همانند بسیاری دیگر از موسیقی های امروزی خیلی زود فراموش می شد .

ترکیب شعر حافظ و مولانا با نوای موسیقی jazz و نوای سه تار و یک صدای فالش همه ی موسیقی است که بیان کننده موسیقی مورد علاقه ی این روزهای ایران است . این موسیقی ، موسیقی است که ادعای نو آوری دارد اما از نو آوری تنها ادغام بدسلیقه ی سبک های گوناگون موسیقیایی را وام گرفته است .

من از موسیقی نامجو خرده نمی گیرم که موسیقی نامجو بازتابی از آشفته بودن نواها و افکار این روزهای ایران است .


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/421


نظرات

شمع آجین :

من با این حر فت موافق نیستم
موسیقی نامجو مال نا مجو یک سبک جدید نه رپ نه راک و آدم هایی که هیچ علاقه ای به شعر فارسی ندارند و با موسیقی متفاوتی که داره جذب کرده و من به چشم خودم دیده ام که این روزا گروه سنی زیر 18 سال که تا دیروز از مولانا و حافظ خبری نداشتند امروز شعر هاشون حفظ اند که به نظر من این خیلی ارزش داره حالا به بهانه ی گوش کردن نامجو

میثم از بوشهر :

مشخص است که جنابعالی راه به بیراهه برده اید و اصلا قضیه را از بیخ اشتباه گرفته اید. از نو گوش کنید و بیشتر در مورد نامجو بخوانید.

محمد سجاد :

جناب قاسمی نگاه شما نیز نگاه شبه مرشدانه شبه فرهنگیان وزارت فخیمه ارشاد است.نامجو هر چه و هرکه باشد زبان موسیقایی جامعه امروز ایران است.جامعه ای پر از تناقضات.هر چند عاشق شجریانم و متنفر از جاز .اما باید بگویم صدای امروز جامعه دیگر از حنجره شجریان بیرون نمی آید.شجریان صرفا احیاگر نوستالژی خفته دو دهه پیش ماست.پیشنهاد می کنم بیوگرافی نامجو را مطالعه کنید و آلبوم های دیگر او را نیز نیوش کنید.نقد بی اطلاع جز ره به ترکستان نخواهد .برد.عزت مزید

:

با سلام
با این قسمت نظرتون که اگه زیرزمینی نبود به اینجا نمیرسید موافقم. ولی اینکه به زودی فراموش میشه رو بعید میدونم.
یا علی ...

:

اولا که نامجو هیچ وقت به خواست خودش زیر زمینی نبوده! این کم لطفی و جفای دوستان یا نزدیکان بوده که آثار نامجو رو که حتی به پایش صوتی قابل قبولی نرسیده بودند رو بین مردم کوچه و بازار و بین مردم کوچه و بازار پخش کرده. پس هیچ خرده ای به نامجو وارد نیست. در مورد این جمله کذایی که لطف کردین و با نگاهی روشنفکری تلاوت نمودید: "نامجو و موسیقي نامجو اقيانوسِِي است به عمق يک وجب که...". اگر شما با نوای نامجو بیگانه اید، اگر شما نمیتوانید با فضای کار نامجو ارتباط برقرار کنید، دلیل نمیشه که اون رو بی محتوی یا سطحی بخونین... از نظر من (که به نظر خودم ارتباط خوبی با شور و آواز نامجو برقرار کردم) کار های نامجو، چه اونهایی که خودش ترانه ش رو گفته و چه اون هایی که از اشعار شهرای کهن و معاصر (مولانا، حافظ، جامی، شاملو...) استفاده کرده، همگی از تفکر عمیق و پر شوری نشانه دارند.
اگر تندی کردم ببخشید. اما جواب های هوی است...

:

دوست عزیز
فکر می کنی فرق شما که یک اثر هنری را اینقدر راحت وبی پروا بی کیفیت وبی شناسنامه خطاب میکند ، با کسانی که در وزرات ارشاد نشسته اند چیست ؟
آیا قرار نیست جهشی ویا حرکتی در موسیقی ایران بوجود آیا ؟
تا کی باید همگی پیرو راه یکی دو نفر باشند وآواز آنها را تمرین کنند و ...
کسانی که با تعصب به موسیقی نگاه می کنند ونمی توانند نگاه های دیگری را تحمل کنند
ماهیتاً فرقی با کسانی که اقتدار گرا می خوانیمشان ندارند

آ / ف :

من هیچ اطلاعات خاصی در مورد موسیقی ندارم اما می خواهم با نوشته خود شما کمی کلنجار بروم! سه بخش از نوشته ات را عینا می آورم: "نامجو و موسیقي نامجو اقيانوسِِي است به عمق يک وجب که رندانه از کوته بيني مسوولان فرهنگِِي این ديار نهايت استفاده را بردند" سیامک جان اسم این سطر تو را می شود اظهار نظر تند مستقیم و جالب آنکه در پایان مطلبت می نویسی: "من از موسیقی نامجو خرده نمی گیرم که موسیقی نامجو بازتابی از آشفته بودن نواها و افکار این روزهای ایران است " پس عمق موسیقی نامجو را یک وجب دانستن خرده گیری نیست؟

////////
اما نوشته ای :"موسيقي نامجو نه موسيقي سنتي است و نه موسيقي پاپ است و موسيقِِي نامجو در بهترِِين توصيف موسيقي نسل آشفته و سرگشته ي امروز ايران است " چه توصیفی از این بهتر؟ آیا موسیقی یک نسل آشفته شدن چیز بدی است؟ اما بعد همین را نشانه کلاشی می دانی و سو استفاده کردن!! یعنی فکر می کنی نامجو دارد موسیقی خودش را تولید می کند یا در حین یک کلاشی است؟ نظر تو کدام است؟

////////////
نوشته ای: "کلا عادت ندارم که درمورد موسيقي بدون شناسنامه حرف بزنم و به دلیل آنکه تا همين مدتي قبل موسيقي نامجو اجازه انتشار با مجوز را نداشت و به قولي موسيقي زير زميني بود هرگز اشتياقي براي شنيدن و سخن گفتن درموردش نداشتم که معتقدم موسيقي ای را بايد شنيد که موسيقي ای با شناسنامه باشد و با کيفيت بالا ضبط شده باشد و به قولي موسیقی هويت دار باشد که در غير اين صورت تنها بايد این موسيقي را شنید و عبور کرد .
"
جالب است. مضحک است.
پس تا وقتی یک خواننده یا نوازنده ایرانی نتوانسته از مقامات رسمی مجوز نشر بگیرد موسیقی اش از دید شما هویت دار محسوب نمی شود. پس بنا به دید شما موسیقی دان یا خواننده برای هویت دار بودن
یا باید طبق ضوابط رسمی کار کند یا به خارج از کشور برود و آنجا نواری تولید کند که کیفیت ضبط بالایی دارد وگرنه هویت بی هویت!!!!

بهمن :

اقای قاسمی، در مورد شناسنامه! لطقاً شناسنامۀ خود را ذکر کنید. نامجو پدیده ایست بر خاسته از جامعه ایران، لطفا بفرمایید شناخت شما از جامعه ایران از کجا آب میخورد، ثانیا درک و دانش شما از موسیقی چیست. حرف زدن راحت است خواهش میکنم کمی هم عمل کنید

اميرحسين :

سلام
بي‌انصافي كردي. من هم مثل تو عاشق موسيقي ايراني‌ام (از همان نوعي كه علاقه‌ات بهش مشهود است) و تا به حال هم با همه نوشته‌هات هم‌نظر بوده‌ام. اما در مورد اين يكي، نه. اولاً موسيقي نامجو اصلاً جنسش با كارهاي افرادي مثل رضا صادقي يا احمق‌هايي مثل بنيمين و ... فرق دارد كه مهم‌ترين وجه شهرت‌شان فقط توقيف شدن‌شان بوده. ثانياً همين كه «موسيقي نامجو نه موسيقي سنتي است و نه موسيقي پاپ است و موسيقِِي نامجو در بهترِِين توصيف موسيقي نسل آشفته و سرگشته ي امروز ايران است .« دقيقاً جان موسقي اوست و اصلاً كجاي اين اشكال است!؟ بهتر است كمي دايره ديدمان را گسترده‌تر كنيم و اجازه دهيم در بين اين خيل اساتيد امروز در ايران كه يكي از يكي ژوست‌تر مي‌خوانند و در مهارت گوي سبقت از هم ربوده‌اند و آلبوم‌ها و كنسرت‌هايشان گوش ميليون‌ها نفر را نوازش مي‌كند، يك نفر - فقط! - فالش بخواند و يك چند نفركي هم به آوازش گوش كنند. خداييش به جايي برمي‌خورد؟

:

سلام سیامک جان سلام ببخشید من درباره موسیقی نامجو چیزی نمیدونستم که بخواهم نظر بدم انشا الله یکمی دربارش میخونم بعد درموردش نظر میدم

ارکیده :

موسیقی نامجو رو می پسندم اما با این قسمت از حرفهای شما نیز موافقم که باید دید اگر این موسیقی اجازه انتشار داشت چه قدز فروش می کرد و مثل امروز موفق بود یا نه

:

سیامک عزیز
راستش خیلی برام جالب بود این نوشته آخرت. تا حالا ندیده بودم در مورد موسیقی هایی به جز موسیقی سنتی چیزی بنویسی (قبول داری که به دلیل استفاده از سه تار موسیقی سنتی نمی شود) ولی حالا در مورد ماهیت موسیقی های دیگر اظهار نظر کردن جالب است. اصلا قصد ندارم از موسیقی نامجو دفاع کنم یا نقد ولی معتقدم اینجا رو خیلی تند اومدی. حداقل خودت در متن قبلیت گفته بودی که باید از راه هایی رفت که دیگران نرفته اند. پس حداقل همین جسارت رو باید بهش آفرین گفت. مطمئنا هر راه جدیدی هم به بن بست های زیادی می خوره نباید ترسید و باید ازش درس گرفت و اصلاحش کرد. یه خورده به حافظت رجوع کنی و برگردی به عقب یه چیزایی یادت می یاد که واسه من که خوب بود شاید برای تو هم خوب باشه. امیدوارم تندی نکرده باشم که قصدم فقط دوستی بود.

:

سلام
رازنو وبلاگ شخصی شماست و توش نظرات شخصی خودتونو میگید و این امکان رو برای ما گذاشتید که نظراتمان را بیان کنیم.
موسیقی کاملا یه موضوع سلیقه ایست من از موسیقی نامجو خوشم می اید نه به خاطر اینکه در توقیفه یا سبک جدیدی را داره
ازش خوشم میاد چون وقتی میشنومش برام زیباست همانطور که موسیقی سنتی برای شما زیباست به هر حال نمی توان دلیل موفقیت یه خواننده را در اسارت بودن ان موسیقی دانست من فکر می کنم شاید تعصب شدید شما بر موسیقی سنتی موجب شده تا نتوانید موفقیت شاخه دیگری از موسیقی را قبول کنید
با سپاس

:

موسيقي پرواز كلمات است در چهارچوب نتهاواين تعريفيست كه سالها مارا در فضايي محفوظ كرده بود.حالا نامجو تعريفي جديد خلق كرد:موسيقي و نتها و كلمات و شعرها آزادند كه هرگونه كه مي خواهند پا بكوبند و برقصانند و اشك سرازير نمايند.

بنفشه :

اصلاً با حرفات موافق نیستم، این حرف تو برای کشورهای آزاد شاید بتونه مصداق پیدا کنه،اما در ایران حتی افراد مجوز دار هم تکلیفشون مشخص نیست،چه برسه نسل جوونی که هنوز علایق و خواسته هاشون به رسمیت هم شناخته نمیشود
در اینکه باید موسیقی سنتی را ارج نهاد،هیچ حرفی نیست،اما من به شخصه از این موسیقی به قول تو زیر زمینی که ایجاد شده خیلی هم خوشحالم،حداقل اش این که نوجوان ها و جوانهای عشق به موسیقی رپ و جازو به قولی موسیقی مدرن را از شر موسیقی های بی محتوای لس آنجلسی راحت کرده،من خودم به شخصه خیلی از موسیقی نامجو خوشم نیامد،اما این دلیل نمیشه علائق دیگران را بی ارزش بشمارم،با این جمله ات هم به شدت مخالفم "مي دانِِيم در جامعه ی اِيران و در وادي هنر استقبال ميليوني مردم ايران از اثري هرگز معيار ارزشگذارِِي هنري آن نخواهد بود" یک جور توهین به علائق مخاطبین،هر اثر هنری خریدار های خودش رو داره،ه

نیما :

حال هوای این بچه ها مثل خودت می مونه موقعی که کسی بهت بگه شجریان هیچی از موسیقی نمی فهمه و اگر تعداد کنسرت هاش رو زیاد کنند دیگه کسی براش هورا نمی کشه

masoud :

salam aghaye ghasemi
ba shoma movafegh boodam va movafegh tar shodam,vaghti ke kotah binie doostanam ro didam,ya ali

:

yek so'al azat miporsam, kodoom yek az sharaaye mahalli o moosoghiye mahalli ya key ta be haal laaliye saadeye maadar-haa, mojavveze enteshaar daashtand?
mage moosighi gheyr az chiziye ke zabaane mardom baashe.
hala giram ke in mardom aashaofte'and....mosighishoon ham aashofte mishe...


:

Honar aslan yani chi?
zabaane haale ensaan-haa....
"cheshmhaa ra baayad shost joore digar baayad did"

nemikhaam tarafdaariye serfe Namjoo ro bekonam, amma be in zabaane motefaavet ehteraam mizaaram.
moosighish ro mipasandam, va mo'taghedam in ettefaagh baayad kheili pish az in baraaye jame'eye mohaafezeh kaare moosighiye maa mioftaad.

maa nemitoonim baa hazf kardane saayere salighe-haa va bezoor, moosighiye in mamlekat ro nejaat bedim. bayad yaad begirim ke tamaamiye salighe-haa ro mohtaram bedaarim.

Hani :

موسیقی نامجو یا هر موسیقی ای که به قول شما بی هویت می تونه مخاطب داشته باشه و هوادار هم داشته باشه و سلائق و علائق مردم قابل احترام...فقط خوبه که هر کسی ادعا نکنه ناجی موسیقی ایرانی.نمی دونم چه اصراریه که هر کسی تو هر جایگاهی که هست ناگهان حس می کنه کنه متولی و ناجی

http://www.etemaad.com/Released/86-06-15/187.htm#43279

H H :

en rooza ham mokhlefat mod shode o harki mokhalefe adam fahmideeeeee ...

:


سلام،

این نوشته شما مرا به یاد جمله ای از یکی از دوستان پدرم انداخت که در زندگی من خیلی تأثیر گذار بود. نمی دانم جمله از خود ایشان بود یا نقل قول می کردند، به هر حال من در نوجوانی برای اولین بار از ایشان شنیدم و خیلی در من اثر کرد.
آن جمله ساده این بود: "صلیقه ها مختلف و عقیده ها محترمند."

من شخصاً هر چه کرده ام هنوز نتوانسته ام با موسیقی ایشان ارتباط برقرار کنم، ولی موسیقی ایشان منو به یاد بوجود آمدن "شعر نو" می اندازد.
آن زمان هم خیلی ها با شعر نو مخالفت کردند و نمی توانستند با آن ارتباط برقرار کنند.
ولی اکنون "شعر نو" کاملاً برای همه ما جا افتاده و از آن لذت می بریم و حتی اساتید موسیقی سنتی ما هم در کارهای خود از آن استفاده می کنند.
به هر حال باید منتظر بود و دید که زمان چه بر سرِ موسیقی ایشان خواهد آورد.

انوش شاپوری :

جناب قاسمی دوخطی در باب این پست شما در وبلاگم نوشتم - بد نیست ببینید

sepehr :

siamak jan salam. matalebet ro khondam va aslan natonestam khodam ro dar morede hich kodom ba to hamagide konam.
1)movafagiate namjoo be hich vajh be dalile inke togif bod nist namjoo noe jadidi az mosigi ra arze kard ke tarafdarane khase khodesh ro peida karde.
2)modigie namjoo ogianosist na be omge iek vajab balke kheili bish az anchizist ke betavan baraie an mesali avard. sedai gavi ke ba dashtane elme mosigi az an estefade shode ast.
3)behtar bod hata agar ba sabke namjo mokhalefi kami aram tar va ba tadbire bishtar dar morede namjoo sokhan migofti chon namjoo kasi nist ke dar morede sedash beshe goft ke sedaie falshi dare. va talfigati ham ke dar mosigie namjoo vojod dare fagat baese zibaiie bishtar dar mosigi shode na hich chize digarii.
ba tashakor ieki az dostdarane to sepehr.

پویا :

با نظرات موافقم! الان بنیامین و من من من کردناش کجا هستن؟ البته محسن نامجو کار نسبتا" نویی ارائه داده اما کیفیت و مضمون کارهاش با سر و صدایی که این یکی دو ماه به پا کرد هم خونی نداره. راستی در مورد چاکناواریان هم با مطلبت موافق بودم! ولی اون موقع اصلا" نتونستم کامنت بدم. در تایید اون مطلبت به موسیقی برخی جشن ها و برنامه های شاهنشاهی مثل مجموعه ی تلوزیونی جشن های 2500 ساله اشاره می کنم که کار ایشون بود. موفق باشی.

katozian :

خیلی به نوشته ات فکر کردم منظورتو از شناسنامه نفهمیدم کی قرار بود شناسنامه بده که حالا نداده وتو ندیده اش گرفتی واقعا شناسنامه چیه؟
ازت تحلیل عمیق تری توقع داشتم

many :

سلام.خیلی با حرفهات موافقم.درسته.هرچند باید زمان بگذره تا بعضی ها بهش برسند.واگه گذر زمان نبود خیلی حقایق تو دل پخته تر ها می موند.

حسن :

دوستان به اندازه ی کافی جواب جنابعالی را مرقوم فرموده اند. ولی با این موافق نیستم که شما اگر بیشتر گوش کنید ارزش موسیقی نامجو را درک میکنید. شما لطفا گوش نکنید! این لطف را در حق موسیقی ایران و مخاطبانش بکنید تا دیگر وقت دوستان صرف نوشتن جوابیه برای شما نگردد. پیشاپیش ممنونم.

احمد زاهدی :

پس از بسيار و بسيار و بسيار شنيدن دقيق و رقيق آثار نامجو مي‌گويم، كاملاً و تماماً با شما موافقم
خيلي خوب و به‌جا نوشته‌ايد علي‌الخصوص در اين بخش‌ها كه مي‌نويسد: موسيقي نامجو نه موسيقي سنتي است و نه موسيقي پاپ است و موسيقِِي نامجو در بهترِِين توصيف موسيقي نسل آشفته و سرگشته ي امروز ايران ... موسيقي نامجو ها اگر زير زميني نبودند ، امروز اينچنين بازار سکه اي نداشتند اما مطمئنم که اين بازار سکه نیز دیري نخواهد پایِِيد و دير نيست زماني که تنها خاطره اي از اين موسيقي باقي بماند؛ كاملاً درست است

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007