یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸۶در سالی که به نام مولانا نامگذاری شده است و در روزگاری که ما چوب حراج به هویت و میراث مان زده ایم و در این روزها که آنان که باید به فکر آینده و گذشته ی ایران باشند در اندیشه ی تاراج این آب و خاک به سر می برند و در حالی که همسایگانمان مولانا را ترک و تاجیک و افغانی و ... می نامند ، تنها به این دلخوش دارم که اگر مولانا تاجیک است ، اگر مولانا ترک است و ... اما کلام عاشقانه هایش با کلام و حس و حال من همیشه درهم آمیخته و همیشه مست شوریدگی و شیدایی نهفته در کلامش بوده ام .

امروز از آغازین ساعت های روز به طرز شگفت انگیزی و در حالی که سر در روزمرگی های زندگی ام داشتم ، این نوای مولانا برای ساعتها در گوشم پیچیده بود و ساعتها این نوا را با آوای سحر انگیز استاد شجریان بر روی آن با خود زمزمه می کردم ...
آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم
آمده ام چو عقل و جان کز همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد ، من ز میان کمر برم
آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او ، وای اگر سپر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
تصنیف جاودانه ی " در خیال " ساخته مجید درخشانی و با صدای استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید .
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/419
Faregh az Kam Andishi MA iranian dar hefz Hoviate Mellii,Sehre kalame mollana va Sakhtar Shekani e Kam nzairash ast ke har GHom o tayefeye Farsi zaban o HaTta gheyre Farsi zaban ra in CHenin Mashoure Kalame Khod Karde ast va Anan ra be sahm KHahii keshande ast...Mamnoun az matlabe SHaeranat
مولانا را که ترکها به نام خود سند زدند وابن سینا را عربها ، خداوند به داد بقیه مردان پرآوازه این مملکت برسد !!!
آنقدر تعلل وبی برنامگی در حفظ میراثهای فرهنگیمان به خرج دادیم که هر کدام به قسمی به تاراج رفتند
سلام دوست عزيز
"پير ما" مي خواهد با شما در زمينه "روش تحقيق" و "حافظ خواني" و "وب"
اطلاعاتي رد و بدل كند.
تو رو خدا به وبلاگ "پير ما" بيايد و با نظرات كارشناسانه و وبلاگانه
خودتون ما را خوشحال و نزد استاد سر بلند كنيد.
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند
http://pirema.blogfa.com/
در ضمن سايت بسيار زيبايي داريد.
شعر زیباییه که با صدای استاد هم دل انگیز تره
،
نگران این خط کشی ها و مرز بندی ها هم نیستم، چند درصد از مردم ترکیه می توانند اشعار مولانا را مثل ما به زبانی که نوشته شده با پوست و گوشت خود احساس کنند واز آن لذت ببرند!! یا اینکه باید دست به دامن ترجمه آن شوند، تاریخ رو شاید بتوان برای مدتی مخفی کرد اما انکارش برای همیشه ممکن نیست.
گروهي از دانشمندان 5 ميمون را درقفس قرار دادند. در وسط قفس يک نردبان و بالاي نردبان موز گذاشتند.
هر زماني که ميموني بالاي نردبان ميرفت دانشمندان بر روي ساير ميمونها آب سرد پاشيدند.
پس از مدتي، هر وقت که ميموني بالاي نردبان ميرفت سايرين او را کتک ميزدند.
پس از مدتي ديگر هيچ ميموني عليرغم وسوسهاي که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نميداد.
دانشمندان تصميم گرفتند که يکي از ميمونها را جايگزين کنند. اولين کاري که اين ميمون جديد انجام داد اين بود که بالاي نردبان برود که بلافاصله توسط سايرين مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پس از چندبار کتک خوردن ميمون جديد با اينکه نميدانست چرا اما ياد گرفت که بالاي نردبان نرود.
ميمون دومي جايگزين شد و همان اتفاق تکرار شد. سومين ميمون هم جايگزين شد و دوباره همان اتفاق(کتک خوردن) تکرار گرديد. به همين ترتيب چهرمين و پنجمين ميمون نيز عوض شدند.
آن چيزي که باقي مانده بود گروهي متشکل از 5 ميمون بود که با اين که هيچگاه آب سردي بر روي آنها پاشيده نشده بود ميموني را که بالاي نردبان ميرفت کتک ميزدند.
اگر امکان داشت که از ميمونها بپرسند که چرا ميموني که بالاي نردبان ميرود را کتک ميزنند شرط می بندم که جواب آنها اين خواهد بود:
"من نمدانم، اين اتفاقي است که اطرافمان ميافتد"
اين جواب به نظر شما آشنا نمياد؟
حالا خداييش روزي چندتا از اين ميمونها رو تو محيط اطرافتون ميبينيد؟
سلام
حتما برایت گفته ام قشنگ ترین شب زندگی من شبی بود که در قونیه تقریبا تاصبح از پنجره اتاقم در هتل ...داشتم بقعه معمار یکی ازچهار ستون ادبیات فارسی را نظاره میکردم.
وشاید هزار بار این نیم بیت را زمزمه کردم
هرکسی از ضن خود شد یار من