« راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ... ( گزارشی از کنسرت استاد حسین علیزاده ) | صفحه اول | نظرسنجی راز نو ... ! »

ای همه گل های از سرما کبود ... !

نوای ساز و موسیقی حسین علیزاده همواره برای من غایت لذت بردن از هنر و موسیقی بوده است و به جرات می توانم بگویم که ‏نوای تار حسین علیزاده مرا به چنان اوجی می رساند که هرگز هیچ نیایش و فضایی چنین حسی را برایم به ارمغان نمی آورد . در تمامی این ‏سالها با تک تک مضرابهایش آن هنگام که زخمه هایش بر سیمهای تارمی نشیند زندگی کرده ام . ‏

خشک سیمی ، خشک‎ ‎چوبی ، ‎خشک‎ ‎پوست ‏
از کجا می‎ ‎آید این آوای‎ ‎دوست‎ …‎

این حس و حال و شوق سبب شد که در این سه شب مشتاقانه به دیدار موسیقی اش بروم و هر شب مشتاق تر از شبهای قبل ... !‏

1_8606160337_L600.jpg

علیزاده در این سه شب در بخش نخست کنسرتش و در بداهه نوازی تار و تمبک به شدت قبراق تر از تمامی سالهای قبل نواخت و این ‏حس و حال و مضرابها من را مات و مبهوت خود کرده بود ؛ سه گاه ، افشاری ، بیات ترک و ... همه در اختیار او بودند تا پس از ‏سالها و تاکید می کنم پس از سالها و در تمامی اجراهای همه برزگان موسیقی ایران ، قوی ترین بداهه نوازی را ارائه دهد ! ‏

در مورد مجید خلج نیز چه می توانم بگویم جز آنکه او همانی بود که باید می بود . او همانی بود که علیزاده می خواست . پر از ‏تکنیک و پر از توانایی و مهم تر از همه پر از خلاقیت و نو آوری ! علیزاده آن هنگام که ساز را به آغوش می گرفت و ساز به بخشی ‏از وجودش در می آمد و در کنار حس و حال مشترک و خاصش با مجید خلج ، غایت و نهایت بداهه نوازی را به همه و ‏به آنهایی که تصور می کردند که خداوندگار بداهه نوازی هستند نشان داد .

در مورد بخش هم آوایان کنسرت صحبت زیاد است . نمی خواهم در این حس و حال نگاه نقادانه داشته باشم و تنها این را بگویم که ‏موسیقی پلی فونیک و چند صدایی هم آوایان به نظر من راهی به سوی آینده موسیقی ایران است و بی شک موسیقی علیزاده با هم ‏آوایان فراتر از غالب ها و ساختار های موسیقی سنتی راهی به سوی موسیقی جهان با استفاده از تکنیک ها ی موسیقی سنتی است . ‏

در مورد اجرای اخیر هم آوایان هم شاید می توان گفت که می توانست بهتر و قوی تر از این باشد . در این سه شب به این می اندیشیدم ‏که از اجرای " راز نو " به عنوان آغاز فصل تازه ای از موسیقی آوازی ایران تا این اجرا فاصله ای هایی وجود دارد که شاید دلایل گوناگونی را بتوان برایش ذکر کرد .‏

همه این حرفها باشد به وقتش که من در این سه شب مست موسیقی علیزاده بوده ام و در بین تمامی تصنیف ها و قطعات آوازی اجرا شده ، ‏تصنیف " گل های کبود " برای من چیز دیگری بود و این روزها و شبها همه وجود من سرشار از زمزمه " گل های کبود " فریدون ‏مشیری با موسیقی حسین علیزاده است که بسیار به حس و حال این روزهایمان نزدیک است ‏...

ای همه گل های از سرما کبود ،‏
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟
مهر ، هرگز اینچنین غمگین نتافت
باغ ، هرگز اینچنین تنها نبود‏

روزگاری ، شام غمگین خزان
خوش تر از صبح بهارم می نمود .‏
این زمان ، حال شما حال من است .‏
ای همه گل های از سرما کبود !‏

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست ‏
خنده ام را اشک غم از لب ربود .‏
زندگی در لای رگ هایم فسرد .‏
ای همه گل های از سرما کبود .‏


در همین زمینه :

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ... ( گزارشی از کنسرت استاد حسین علیزاده ) - راز نو



دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/406


نظرات

خلوت گزیده :

salam... ro'yat shod albat man omooman sar mizanam... dooste ham danesh ahi...v lezzat mibaram...ba ehteram

Hani :

Atash ast in bang nay o nist bad,Har ke in atash naadarad nist bad.

پريسا :

سلام
شمابا نواي استاد عليزاده زندگي كرديد اما من بانواي اون زنده شدم صداي تار استاد به من روح داد من تمام زندگيمو مديون ايشون هستم غلو نميكنم
من هر كاري براي استادم بكنم كم كردم كه ماندگارترين نغمه هايم همه اوست وزيباترين عاشقانه هايم از اوست .
استاد عزيز اقاي عليزاده بهتون افتخار ميكنيم.

بنفشه :

انتخاب اشعار خیلی خوب بود، بخصوص این شعر که به نظرم یکی از زیباترین شهرهای مشیری است.در مورد "مجید خلج"هم با وجود اینکه خیلی نمی شناختمش، بیشتر از صدای تار استاد مجذوب هنر نمایی او شدم،در کل شب خاطره انگیزی بود

رها :

سیامک جان از این پست‌ات خیلی لذت بردم...مخصوصا اون شعر مشیری...

ماكان :

ولي من هنوز فكر مي كنم زمستان است و نواي تار عليزاده در اون آلبوم جاودانه ترين كارشه!

maryam :

man in tasnifo ba sedaye khanume rasayi daram va baraye manam behtarin ghesmate albume sorude gole ostade. tu in concert in tasnifo ki khund?

:

سلام به شما
متاسفانه از بخش نخست زياد خوشم نيامد و فكر ميكنم نسبت به بداهه نوازي هاي گذشته شون سخن تازه اي نميشنيدم مخصوصا شب اول...ولي بخش دوم حقيقتا مستم كرد....
از زماني كه راز نو را شنيدم و باهاش زندگي اموختم و زندگي كردم منتظر روزي بودم كه چنان اجرايي را از نزديك ببينم....در مورد راز نو احساسي دارم كه توصيفش برام ممكن نيست
اميدوارم هميشه شاد باشيد

زينب :

سلام به شما
متاسفانه از بخش نخست زياد خوشم نيامد و فكر ميكنم نسبت به بداهه نوازي هاي گذشته شون سخن تازه اي نميشنيدم مخصوصا شب اول...ولي بخش دوم حقيقتا مستم كرد....
از زماني كه راز نو را شنيدم و باهاش زندگي اموختم و زندگي كردم منتظر روزي بودم كه چنان اجرايي را از نزديك ببينم....در مورد راز نو احساسي دارم كه توصيفش برام ممكن نيست
اميدوارم هميشه شاد باشيد

یاسین :

سلام دوست عزیزقبل از همه چیز به خاطر وبلاگت به تو تبریک می گم واقعا مثل راز نو تو تموم وبلاگ ها کم پیدا می شه ولی نظر من اینه که سعی کن وبلاگت صرفا هنری باشه و اگر هم در عرصه یسیاست وارد می سی به تمامی احزاب دید منصفانه داشته باش تمنا می کنم سیاست رو با هنر تلفیق نکن یا حد اقل منصف باش همه ی ما بی عیب نیستین درسته ولی انسان باید واقع بین باشه

یاسین :

سلام دوست عزیزقبل از همه چیز به خاطر وبلاگت به تو تبریک می گم واقعا مثل راز نو تو تموم وبلاگ ها کم پیدا می شه ولی نظر من اینه که سعی کن وبلاگت صرفا هنری باشه و اگر هم در عرصه یسیاست وارد می سی به تمامی احزاب دید منصفانه داشته باش تمنا می کنم سیاست رو با هنر تلفیق نکن یا حد اقل منصف باش همه ی ما بی عیب نیستیم درسته ولی انسان باید واقع بین باشه

:

واقعا فكر مي كنيد كه خلج سبكش سبك محمد اسماعيليه؟
بابا دستت درست. چاكريم. بيا كانون منتقدين تنبك راه بينداز. !!!!!!!

:

حيف از فرهنگفر و زرگري كه با لطفي و عليزاده بي لياقت ساز زده اند.
كار به جايي رسيده كه قوي حلم و خلج شده اند نو آور موسيقي ايران!

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007