« August 2007 | صفحه اصلي | October 2007 »

September 30, 2007

آمده ام که سر نهم ...

در سالی که به نام مولانا نامگذاری شده است و در روزگاری که ما چوب حراج به هویت و میراث مان زده ایم و در این روزها که آنان که باید به فکر آینده و گذشته ی ایران باشند در اندیشه ی تاراج این آب و خاک به سر می برند و در حالی که همسایگانمان مولانا را ترک و تاجیک و افغانی و ... می نامند ، تنها به این دلخوش دارم که اگر مولانا تاجیک است ، اگر مولانا ترک است و ... اما کلام عاشقانه هایش با کلام و حس و حال من همیشه درهم آمیخته و همیشه مست شوریدگی و شیدایی نهفته در کلامش بوده ام .


rumi.jpg

امروز از آغازین ساعت های روز به طرز شگفت انگیزی و در حالی که سر در روزمرگی های زندگی ام داشتم ، این نوای مولانا برای ساعتها در گوشم پیچیده بود و ساعتها این نوا را با آوای سحر انگیز استاد شجریان بر روی آن با خود زمزمه می کردم ...

آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم

آمده ام چو عقل و جان کز همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد ، من ز میان کمر برم

آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او ، وای اگر سپر برم

در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

تصنیف جاودانه ی " در خیال " ساخته مجید درخشانی و با صدای استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید .


September 29, 2007

تسلیت

امروز عصر با خبر شدم سرکار خانم " شهلا شرکت " مدیر مسوول و سردبیر محترم مجله زنان در غم از دست دادن مادرشان به سوگ نشسته اند .

صمیمانه مصیبت وارده را به ایشان و خانواده محترم شان تسلیت می گویم و از خدا برایشان صبر و آرامش آرزو می کنم .

September 28, 2007

حاشیه هایی از سفر نیویورک ( گزارش تصویری )

عکس های این یاداشت از مجموعه گزارش های تصویری خبرگزاری رویترز از سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک و حواشی آن انتخاب شده است ! این چهار عکس انتخاب من از حواشی این سفر است و پر واضح است که در این انتخاب ملاحظات مختلفی لحاظ شده است ... !

عکس اول تصویری جالب از ابوالمشاغل دولت ایران " غلامحسین الهام " است که علاوه بر سخنگوی دولت ، وزیر دادگستری ، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ، همسر فاطمه رجبی و ... ، این روزها و در اجلاس سازمان ملل ، وزیر امور خارجه در سایه دولت هم شده است و درعکس زیر در سایه متکی وزیر امور خارجه قرار دارد !!

genImage.aspx.jpg


عکس دوم ، نمی دانم که عکسی از پرچم مربوط به گروه های ضد جنگ است که این روزها همانند ماههای قبل از حمله آمریکا به عراق در آمریکا و اروپا فعال شده اند و یا عکسی از پرچم ایران است که اینچنین مردمی که در مقابل دانشگاه کلمبیا به صحبتهای آقای احمدی نژاد گوش می دهند در حال قدم زدن بر روی آن هستند .

genImage.aspx3.jpg


عکس سوم عکسی از اطلاعیه ی جلسه ی سخنرانی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا است که گویا در روزهای قبل از سخنرانی به در و دیوار دانشگاه چسبانده شده بود ؛ جمله ی " Are you ready ? " توی این اطلاعیه برام خیلی جالبه !

genImage.aspx2.jpg


و عکس چهارم، عکس از تظاهرات کننده ضد جنگ علیه ایران است که در مقابل دانشگاه کلمبیا تجمع کرده اند . این عکس من را به یاد تظاهرات های گسترده ضد جنگ در ماههای قبل از حمله ی آمریکا به عراق می اندازد .... !!

genImage.aspx6.jpg


در پایان لازم به ذکر است که مجموعه ی کامل این عکس ها را می توانید از اینجا هم ببیندید .

در همین زمینه :

غرور شکسته شده یک ملت ! - راز نو

September 26, 2007

غرور شکسته شده یک ملت !

در بیست و چهار ساعت گذشته ، حجم کم سابقه ای از اخبار رسانه ها و شبکه های گوناگون دنیا به اخبار ‏سخنرانی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا اختصاص داشت . فیلم کامل و سانسور نشده ی سخنرانی را از ‏اینجا دیدم و خیلی از اخبار و تحلیل ها در این باره را شنیده و خوانده ام اما در تمامی این ساعت ها و در ‏تمامی لحظاتی که این سخنرانی را می دیدم از آنچه که بر احمدی نژاد در آن سخنرانی گذشت حس خوبی ‏نداشته و ندارم ! ‏

من نمی دانم که آقای احمدی نژاد با چه تحلیلی و با مشاوره با چه کسانی دعوت دانشگاه کلمبیا را پذیرفته است ‏اما این را می دانم که آنچه که در دانشگاه کلمبیا گذشت بیشتر از آنکه توهین به احمدی نژاد باشد ، توهین به ‏یک ملت بود . اینکه چرا رئیس جمهور یک کشور شرایطی را فراهم کرده است که این چنین بیست و چهار ‏ساعت تمام کشورش مورد تمسخر تمامی رسانه های دنیا قرار بگیرید را نمی دانم .‏

در تمامی زمانی که سخنرانی رئیس دانشگاه کلمبیا و سخنرانی رئیس جمهور ایران را می دیدم و می خواندم ‏از اینکه اینچنین به رئیس جمهور ایران توهین می شود ، هرگز حس خوشایندی بهم دست ندادم و هرگز از ‏اینکه این چنین رئیس جمهور ایران از سوی رئیس دانشگاه کلمبیا دیکتاتوری کوچک و بی رحم لقب ‏گرفت و یا او را فردی گستاخ و بی سواد توصیف کرد و یا اینچنین مورد تمسخر و توهین و هو کردن ‏حضار قرار گرفت خوشحال نشدم !‏


image3292047.jpg

اما حقیقتا چرا ؟ آیا احمدی نژاد به حق و یا نا به حق نمی دانست که دو سال است که موضع گیری هایش ، ‏سخنانش ، سیاست هایش ، سوژه ی شماری یک تمامی کاریکاتور های سیاسی جهان قرار گرفته است ؟ چرا ‏این چنین شرایطی را فراهم آورد که به او به عنوان رئیس جمهور ایران بی احترامی شود ؟ براستی چرا در ‏مقابل این چنین توهین آشکاری که توهین به هویت حقوقی او بوده اعتراضی نکرده و جلسه را ترک نکرد ه ‏است ؟‏

آیا در حالی که او هولوکاست را افسانه دانسته است ، بر ادامه برنامه هسته ای تاکید دارد و از آزادی های ‏فراوان در ایران دم می زند ... چرا خود را در شرایطی قرار می دهد که این چنین مورد هو کردن و ‏تمسخر قرار گیرد ؟ آیا کسی نبوده است که به رئیس جمهور ایران بگوید توهین به او ، توهین به هویت ‏شخصی اش نیست و توهین به یک ملت است . ‏

من نمی دانم که آقای احمدی نژاد آیا خود نیز رویاهای خودش درباره ی اینکه که دانشجویان آمریکایی به او ‏علاقه دارند و برای او نامه می نویسند را باور کرده است یا نه ؟ اگر باور کرده بود امیدوارم امروز فهمید ‏باشد که جهانیان چگونه به او نگاه می کنند . ‏

از تمسخر کردن و فحاشی کردن به احمدی نژاد هرگز شادمان نشدم ! من نمی دانم که چرا کسی نزدیکان ‏رئیس جمهور از احمدی نژاد نمی خواهند که کمی بر روی سخنانش فکر کند ؟ براستی احمدی نژاد رویای ‏اینکه مسلمانان چهار صد سال قبل از گالیله ، گردش زمین به دور خورشید را کشف کرده اند را از کجا آورده ‏است ؟ اینکه احمدی نژاد امروز دقیقا 12 بار در سخنرانیش تاکید می کند که من یک استاد دانشگاه هستم ‏حقیقتا جزء تمسخر چیزی برای وی دارد ؟ اینکه ما در ایران همجنسگرا نداریم یعنی چه ... ؟

آیا رئیس جمهور ایران واقعا به تمامی گفته هایش اعتقاد دارد ؟ اینکه در ایران واقعا آزادی ‏داریم و اینکه در ایران به زنان بیشتر از مردان توجه می شود آیا واقعا حقیقت دارد ؟ اینکه در ایران ‏دموکراسی به معنی حقیقی آن وجود دارد و اینکه در ایران زندانی سیاسی نداریم بیان حقیقت است ؟ آیا این ‏سخنان رئیس جمهور بیان حقایق ایران بود یا یک شوی تبلیغاتی برای خوشایند مستمعین دانشگاه کلمبیا ؟

پی نوشت : صدا و سیمای ایران مصاحبه ی احمدی نژاد را با سانسور بی سابقه ی پخش کرد . من نمی دانم ‏که آیا هدف بیان این است که احمدی نژاد برنده سناریو ی دانشگاه کلمبیا بوده است ؟! اما فارغ از تلاش صدا ‏و سیما و خبرگزاری های دولتی ایران ، آنچه که درباره دانشگاه کلمبیا واحمدی نژاد در دنیا گفته می شود ‏حقیقتا چیز دیگری است !‏

September 25, 2007

چرا از جنگ سخنی نمی گوییم !

دوست ناشناسی برای مطلب قبلی من کامنتی گذاشته است که بد ندیدم اشاره ای به بعضی از موارد مطرح شده در آن داشته باشم . کامنت مورد اشاره بدین شرح است :

" آقای سیامک قاسمی شما که این همه حس وطن دوستی در شما موج می زنه برای این وطن چی کار کردید و اگه یک مطلب راجع به آغاز جنگ کار می کردی از کسی چیزی کم می شد ؟ راستی میدونی این روزها چه روزیه مثلاً سالگرد حمله عراق به کشورمونه یعنی این قدر این مطلب ودفاع بچه های این کشور کم اهمیت بود که تو بجاش از کاندیداتوری علی آبادی در انتخابات فوتبال حرف بزنی ؟

شما که به همه چیز حزبی نگاه می کنید ، شما که از کوروش برای انتقاد از احمدی نژاد استفاده ابزاری کردید ، آیا غیر از اینه که هر وقت رفقات توی گند فرو رفتند فقط سکوت کردی ؟ آیا غیر از اینه که حتی از ماه رمضون هم برای انتقاد از دولت استفاده ابزاری کردی(مطلب ربنا) ؟ آیا غیر از اینه که هدف از ایجاد راز نو فقط وفقط همراهی با هزاران سایت دیگه برای تخریب دولت بود ؟

حدود یک سال که تمام مطالبت رو دنبال می کنم و برام جالبه که از کوچکترین فرصت برای کوبوندن دولت برخواسته از مردم استفاده می کنی . اما امیدوارم که اگر روزی دوستانت زمام امور رو در دست گرفتند با همین جدیت مطالبت رو بنویسی البته مطمئنم که اون موقع دیگه واقعاً می ری سراغ گل و بلبل و موسیقی و ... و دیگه کاری به سیاست نداری .

اما کلام آخر بارها دیدم در پاسخ به نظرات بچه هایی که مخالفت بودند می گفتی اگه جرات دارید خودتون رو کامل معرفی کنید وبرام خیلی جالب بود که خودتون اصلی ترین خصوصیت خودتون یعنی دینتون رو معرفی نکردید تا ما هم بدونیم طرفمون مسیحیه یهودیه مسلمونه یا لائیکه ؟ "

* * * * * *

راز نو : دوست عزیز ، چه کنم که اگر گاهی از روی اتفاقی می گذرم و سکوت می کنم نه به خاطر بی توجهی به آن است که به خاطر آن است که به دنبال قیل و قال نبوده و نیستم !

اما اینکه چرا از جنگ نمی گویم برای جناحی بودن حس وطن پرستی من نیست ؛ از جنگ نمی گویم چون شما و دوستان شما جنگ را سالها ی سال است که به نفع خود قبضه کرده اید . از جنگ نمی نویسم چون سالهای سال است که شما و امثال شما هزاران کارتان را پشت بچه ی جنگ بودنتان پنهان کرده اید ؛ از جنگ نمی نویسم چون آنهایی که سینه چاک کرده و خود را نماینده شیرمندان آن روزهای ایران می دانند به نام جنگ و دفاع مقدس با مشت و باتوم و ... سالهای سال گروه های فشار شده اند و به جان جوانان این کشور افتاده اند .

جنگ هرگز برای هیچ کشوری نعمت نبوده و نیست و به واقع جنگ همواره نفرت برانگیز است اما اینکه جوانان این مملکت جانشان را برای دفاع از خاکشان فدا کرده اند همیشه پر ارزش بوده است . اما آنان که در سالهای پس از جنگ تمامی خاطرات و ارزشها ی آن روزها را به نفع خودشان قبضه کرده اند و در طول این سالها خود را تافته جدا بافته ی ملت دانسته اند و به نام ایثارگر و ... برا ی خود حقوق گوناگون قائل شدند و به نام بچه جنگ بودن ظلم ها کرده اند سبب شده اند که از جنگ نوشتن شائبه ی وابستگی به آنان را ایجاد کند

00062.jpg

از جنگ نمی نویسم چون چنان تقدسی برایش قائل شده اید که هرگز نگذاشتید که حقایق جنگ کاملا نمایان شود . هنوز سوال اینکه آیا جوانان ما باید هشت سال جانشان را اینگونه پرپر می کردند و یا اینکه شاید می شد پس از دو سال در اوج اقتدار و پیروزی جنگ را خاتمه داد در ذهن ما باقی مانده است و متاسفانه همه ی اینها را با اختناق پاسخ داده اند .

دوست من ! خلاصه آنکه از جنگ نگفتنم را به حساب آنهایی بگذار که در این مملکت همه ارزش ها را به اعمال و کردارشان سنجاق کرده اند و نگذاشته اند که حسی ملی نسبت به این ارزش ها باقی بماند .

در مورد هدف از ایجاد " راز نو " باید بگویم که اگر شما اطلاعات دقیقتری دارید حتما اعلام کنید ! راز نو با هزینه ی شخصی خودم و به زحمت یکی از عزیزترین دوستانم راه اندازی شده است و هیچ کس با چمدان پر از دلار برای راه اندازی آن برای من هدیه ای نیاورده است .

در مورد نسبت احمدی نژاد و کوروش هم بهتر است که حقیقتا عبور کنیم که مقایسه ی احمدی نژاد با کوروش هماننده مقایسه ی .... ! اما دوست من اگر انتقادی کرده ام نه به دستور کسی بوده است و نه با وعده جناحی ! اگر هم اعتقاد به جریان و حزبی هم داشته باشم هرگز نگذاشته ام که اینجا تریبون حزبی شود ؛ اما چه کنم این روزها به هر طرف که می نگرم دیوار است .

و در پایان اینکه مذهب من چه ربطی به معرفی مخاطبان دارد هم نمی توانم ارتباطشان را کشف کنم . اما دوست من یاد بگیرید که اگر می خواهید دشنام هم بگویید با نام ، ایمیل و نشانی دشنام بگوید . در پشت نام مستعار یا بدون نام دشنام دادن و رویا پردازی در فضای اینترنت هیچ جسارتی نمی خواهد .

در راز نو با نام و نشانی خودم می نویسم چون به حرف هایم اعتقاد دارم و اینقدر جسارت دارم که با نام خودم به بیان دیدگاه هایم بپردازم که معتقدم بدون نام نوشتن و بالاترین دشنام ها را هم دادن همان فرهنگ پشت دیوار توالت نویسی است که نشان دهنده عقب ماندگی فرهنگی ملتها و عدم جسارتشان است .

September 23, 2007

نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید ... !

این روزها که بعضی دوستانم من را به این بازی تازه ی وبلاگی – نوشتن درباره میهن و وطن - دعوت کرده اند ، همچون آتشی که به خرمن زده اند داغ دلم را تازه کرده اند !

میهن ؟! ایران ؟! آینده ؟! اینها بیشتر به شوخی می ماند . این روزها آنچنان سرم را در روزمرگی زندگی ام فرو کرده ام که نبینم ، نشنوم و حس نکنم آنچه را که جلوی چشمانم دارد بر این سرزمین می رود !

" نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید .

نه چراغی ! چه چراغی ؟ چیزه خوبی میشه دید ؟

نه سلامی ! چه سلامی ؟ همه خون تشنه ی هم .

نه نشاطی ! چه نشاطی ؟ مگه راهش میده غم .

دلا از غصه سیاست

آخه پس خونه خورشید کجاست ؟

قفل بازش می کنیم ،

قهر نازش می کنیم ،

می کشیم منتشو ، می خریم همتشو

مگه زوره ؟ به خدا هیشکی به تاریکی شب تن نمیده !

موشه کورم که میگن دشمنه نوره

به تیغ تاریکی گردن نمیده ....

دخترای ننه دریا

کوممون سرد وسیاست

چش امیدمون اول به خدا

بعد به شماست ... "

این روزها از آینده ی ایران ناامیدم و بدتر از نا امیدی ، بی تفاوتم و درباره وطن چیزی ندارم بگویم جزء آنکه وطن ؛ عزیز فراموش شده !

به قول دوستی اگر امروز شاملو زنده بود، به جای آنکه بگوید : " هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی بیشتر باشد " ، باید می گفت : " هراس من همه مردن در سرزمینی است که مزد حماقت و بلاهت از بهای آزادی بیشتر است ... ! "

September 22, 2007

احمدی نژاد از فوتبال چه می خواهد ؟

کمتر از یک سال قبل آن هنگام که فدراسیون جهانی فوتبال ( فیفا ) فوتبال ایران را به دلیل آنچه که ‏آن را دخالت مستقیم دولت در تصمیمات فدراسیون فوتبال می دانست محروم کرد ، همگان متوجه ‏شدند که روند تصمیم گیری در فیفا همانند شورای امنیت نیست که با وعده و وعید و امروز و فردا ‏کردن بشود به طریقی از تحریم آن شانه خالی کرد .‏

فیفا فوتبال ایران را از شرکت در کلیه رقابت های بین المللی محروم کرد . در آن روزها مسوولان ‏سازمان ورزش ایران دست به دامان چهره های بین المللی فوتبال ایران شد و با وساطت مهندس ‏صفایی فراهانی ، دکتر خبیری و ... که دارای جایگاه بین المللی در فیفا هستند قرار بر آن شد که ‏کمیته ی انتقالی ای شکل گیرد و این کمیته شروع به نوشتن اساسنامه فدراسیون فوتبال مطابق ‏اساسنامه های استاندارد فیفا کنند . ‏

پس از ماه ها اساسنامه نوشته شده به تایید فیفا رسید و قرار بر آن شد که روز 23 مهر ماه انتخابات ‏ریاست و هیئت ریسه ی فدراسیون فوتیال برگزار کردد . شاید مهمترین هدف در اساسنامه های ‏فدراسیون های فیفا آن است که فدراسیون فوتبال کشورهای عضو فیفا را به عنوان یک سازمان غیر دولتی ‏NGO‏ ‏معرفی می کند که باید کاملا مستقل از دولت عمل کرده و مسوولان سیاسی و سازمان ورزش کشورها ‏حق هیچگونه دخالتی را در تصمیم گیری های فدراسیون فوتبال نباید داشته باشند ! اما مگر می شود ‏فوتبال را در ایران به یک نهاد غیر دولتی سپرد ؟!‏

182559_orig.jpg

زمان ثبت نام کاندیداهای ریاست فدراسیون آغاز شد و ناگهان مکان ثبت نام کاندیداها شاهد حضور همه ‏جانبه ی نمایندگان دولت اصولگرا برای ریاست فدراسیون فوتبال بود . باید به این نکته اشاره کرد که ‏چون فیفا ، فدراسیون های فوتبال را به عنوان یک نهاد غیر دولتی ( ‏NGO‏ ) به رسمیت می شناسد ، ‏منعی از ثبت نام افراد دولتی به عنوان اشخاص حقیقی در انتخابات فدراسیون فوتبال غائل نشده است و ‏این مورد چراغ سبزی بود که همه مردان رئیس جمهور با همه وجود در انتخابات شرکت کنند تا ‏ریاست فدراسیون به شخصی غیر همسو به سیاست های رئیس جمهور سپرده نشود !‏

‏در بین ثبت نام کنند گان از همه جالب تر حضور " محمد علی‌آبادی " معاون ‏رییس‌جمهور و رییس سازمان تربیت‌بدنی برای ریاست فدراسیون فوتبال است !! تصور کنید ‏رئیس سازمان ورزش یک کشور برای ریاست فدراسیون فوتبال هم کاندیدا می شود و ‏اعلام می کند که همزمان می توانم همه امور ورزش و فوتبال را با هم هدایت کنم . علاوه بر ‏علی آبادی ، علی سعید لو معاون رییس جمهور ، حسن بیادی عضو شورای شهر تهران و از ‏نزدیکان رئیس جمهور و محمدحسین نژادفلاح نماینده مجلس نیز از دیگر افراد نزدیک به رئیس ‏جمهور است که برای انتخابات ثبت نام کرده اند . اما سوالی که در اینجا مطرح است این است که مگر ‏فوتبال چه چیز دارد که اصولگرایان این چنین با همه وجود در تلاش برای فتح ریاست آن هستند تا ‏آنجا که در اقدانی عجیب رئیس سازمان ورزش را به کاندیداتوری ریاست فدراسیون آن می فرستند .‏

شاید فتح تمام كانون‌هاي قدرت به هر نحو ممکن بارز ترین مشخصه آنان باشد . به نظر می رسد همان ‏سیاستی که حضور در شورای شهر و شهردار تهران شدن را زمانی سکویی برای پرتاب به جایگاه های ‏بالاتر می دانست ، امروز حضور در فدراسیون فوتبال را فرصت مناسبی برای دیده شدن و همچنین ‏استفاده ی تبلیغاتی گسترده از فوتبال و تمام حاشیه های آن را مسیر خوبی برای رسیدن اهداف سیاسی ‏خود می دانند . فدراسیون فوتبال که طی سالهای گذشته به یکی از کانون های اقتصادی نیز تبدیل ‏شده است ، این انگیزه را دو چندان کرده است که اصولگرایان با همه وجود به این کانون سیاسی ، ‏اقتصادی و ورزشی دست پیدا کنند . ‏

باید گفت فوتبال بستری است که با توجه به حاشیه ها و طرفداران میلیونی اش و در کانون توجه ‏همیشگی رسانه ها و روزنامه ها بودن ، بهترین دلیل است برای آنکه همه مردان رئبس جمهور در تلاش ‏برای دیده شدن و استفاده اقتصادی و تبلیغاتی ، برای تصاحب این کرسی هجوم آورند !‏

اما آنچه که در این میان جالب به نظر می رسد آن است که رقیب جدی جریان احمدی نژاد در انتخابات ‏فدراسیون فوتبال ، جریان قالیباف است . مهمترین کاندیدای رقیب نمایندگان دولت در انتخابات " ‏مصطفی آجرلو " مدیر عامل سابق باشگاه پاس و از نزدیکان قالیباف است . به واقع محمود احمدي‌نژاد ‏و محمدباقر قاليباف پس از رقابت مستقيم در انتخابات رياست‌جمهوري نهم ، این بار نيز آن گونه كه از ‏شواهد بر مي‌آيد قرار است در‎ ‎انتخابات فدراسيون فوتبال با هم رقابت كنند.‏

انتخاباتي كه مصطفي آجرلو‎ ‎مدير ورزش شهرداري تهران، طيف متمايل به قاليباف را در آن نمايندگي ‏مي‌كند‎ ‎و محمد علي‌آبادي معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان تربيت‌بدني با ورود‎ ‎شائبه ‌انگيزش به ‏صحنه انتخابات، تفكر حاميان احمدي‌نژاد را نمايندگي مي‌كند و جالبتر آنکه داور این رقابت و برگزار ‏کنند انتخابات ، مهندس صفایی فراهانی رئیس کمیته انتقالی و همچنین نماینده فیفا در ایران و از ‏چهره های شاخص اصلاح طلب است . ‏

با توجه به این مثلث سه جانبه ی احمدی نژاد – قالیباف – اصلاح طلبان ، پیشنهاد می کنم در ماه ‏جاری تحولات انتخابات فدراسیون فوتبال را به دقت دنبال کنید که بیشتر از یک رقابت ورزشی ، ‏رقابتی تمام عیار سیاسی است .‏

در همین زمینه :

نامزدی علی‌آبادی و مسؤولیت سنگین صفایی‌فراهانی - نوروز

اصولگرايان در زمين فوتبال - اعتمادملي

September 18, 2007

فیلم پرسپولیس؛ تحریف یا واقعیت ... ؟!

امروز در خبرها خواندم که انجمن فیلم فرانسه فیلم " پرسپولیس " ساخته مشترک مرجانه ساتراپي کارگردان ایرانی الاصل و وينسنت پارونود ‏را به عنوان نماينده اين كشور در اين دوره از رقابت‌هاي اسكار در بخش فیلم های ضد انگلیسی معرفي كرده است .‏

17.jpg

به گزارش ورایتی اين فيلم که از همان ابتدا مخالفت و اعتراض مسوولان سينمايي ايران را به همراه‏‎ ‎داشت چندی قبل ‏موفق شده بود که جايزه ويژه هيئت داوران را در جشنواره فیلم کن به خود اختصاص دهد .‏

اما آنچه که می خواهم در اینجا به آن اشاره کنم ،‎ ‎‏ اشاره به لقبی است که مسوولان سینمایی ایران و خبرگزاری های ‏رسمی ایران به این فیلم می دهند و آن فیلم " ضد ایرانی " است و در طی ماههای اخیر تریبون های رسمی کشور ‏تلاش زیادی کرده اند که " پرسپولیس " را به فیلم " سیصد " سنجاق کرده و این فیلم را همچون سیصد ، فیلمی ضد ایرانی که ‏به هویت ایرانی ها اهانت می کند نشان دهند . اما آیا حقیقتا " پرسپولیس " فیلمی ضد ایرانی است یا ضد ... !‏

به جرات می توان گفت که نگاه و سخن فیلم " پرسپولیس " هیچ شباهتی به فیلم " سیصد " ندارد . " سیصد " فیلمی ‏تخیلی است که با هزینه ای چند ده میلیون دلاری و با تحریف تاریخ اساطیری ایران باستان ، ایرانیان و نیاکان ما را ‏انسانهای وحشی نمایش می دهد اما " پرسپولیس " فیلمی انیمیشن است که بر مبنای یک رمان گرافیکی از زندگی و ‏تجربیات مرجانه ساتراپی از زندگی در سالهای اول انقلاب در ایران ساخته شده است .‏

285878_orig.jpg
صحنه‌ای از انیمیشن "پرسپولیس"

پرسپولیس در واقع وام گرفتن بی پروای ساتراپی از زندگی شخصی خودش در ایران است . فیلم " پرسپولیس " برگرفته از رمان " ‏پرسپولیس " نوشته مرجان ساتراپی است که یک مجموعه رمان گرافیکی چهار جلدی است که خاطرات تلخ دوران کودکی دختری در ‏سالهای اول انقلاب روایت می کند . دختری که شاید می خوسته است که کمی متفاوت زندگی کند . ‏پرسپولیس روایت کننده تاوان تلخی است که از اجبار های ترسناک جامعه و از هر طرف به او در آن سالها ‏تحمیل می شده است . مرجانه ساتراپی به واقع تصویری از خود و بسیاری از هم نسلانش را به سادگی و ‏شفافیت نقاشی های کتابش روایت می کند . ‏

اما جالب است که به عنوان نمونه خبرگزاری فارس معتقد است مرجانه ساتراپي در كنار همكار فرانسوي خود ويسنت ‏پارونود فضاي پس از انقلاب را فضايي خفقان‌آور و بدور از هرگونه شعور و منطقي ترسيم نموده است . حال این که آیا ‏این تصویر سازی غیر واقعی بوده است و یا روایتی از رنجها و بغض در گلو مانده ی بسیاری از دختران و هم نسلان مرجانه ‏ساتراپی در آن سالها است را باید به آنهایی سپرد که انیمیشن " مرجانه ساتراپی " را دیده اند و با بسیاری از صحنه های ‏آن گریسته اند . ‏

6gnthf4.jpg
صحنه‌ای از انیمیشن "پرسپولیس"

در پایان باید گفت در نسخه فرانسوی‌زبان "پرسپولیس" بازیگرانی چون شیارا ماسترویانی و کاترین‎ ‎دونوو به جای ‏شخصیت‌ها صحبت کرده اند و در دوبله انگلیسی شان پن ، جینا رولندز و‎ ‎ایگی پاپ به این دو بازیگر پیوسته‌اند و تی ‏یری فرومو، مدیر هنری جشنواره فیلم کن و ماگارت منگاز رئیس یونیفرانس از جمله‎ ‎اعضا کمیته‌ای هستند که ‏‏"پرسپولیس" را به عنوان نماینده فرانسه به آکادمی علوم و‎ ‎هنرهای سینمایی معرفی کرده‌اند‎.

نمی دانم که باید از معرفی و موفقیت " پرسپولیس " در اسکار شادمان بود و یا از اینکه در چنین شرایطی باز هم تصویر سیاهی از ‏ایران در اسکار به نمایش در آید نگران بود ، اما این را می دانم که " پرسپولیس " ممکن است فیلم " ضد حکومتی " ‏باشد اما فیلم " ضد ایرانی "هرگز نیست . ‏

پی نوشت :

مطالعه یاداشت " شبنم طلوعی " عزیز درباره این فیلم را توصیه می کنم .

در همین زمینه :

فرانسوي‌ها "پرسپوليس" را به "اسكار" معرفي كردند! - ایسنا
فيلم ضد ايراني «پرسپوليس»‌، نماينده فرانسه در اسكار - فارس

September 17, 2007

آیا گوگل فیلتر شده است ؟!

هنوز ساعتی نیست که شنیده ام ‏Google‏ و تمامی زیر مجموعه های آن ( ‏Gmail‏ ‏‎, ‎‏ ‏Google reader‏ و ... ) گویا ‏در بسیاری از جاهای ایران از دیشب فیلتر شده است !!‏

google01.gif

فیلترینگ گوگل ... ؟! من هنوز باورم نمی شوم و معتقدم که این بیشتر یک خطای فنی می تواند باشد که اگر واقعا ‏فیلترینگ گوگل مصوبه ی کمیته فیلترینگ ایران باشد باید به حالشان گریست .

اگر این خبر صحت داشته باشد ، فیلتر کردن گوگل و تمامی زیر مجموعه هایش بیشتر ازآنکه نشان دهنده اقتدار و قدرت مسوولان رسانه ای ایران باشد ، ‏نشان دهنده حماقت ، ضعف و ناتوانی آنهاست . باید از این مسوولان پرسید که آیا منظور از پروژه اینترنت ملی ، گسترش حوزه فیلترینگ تا جایی است که سایت گوگل که یکی از پر بیننده ترین سایت های اینترنت و قوی ترین موتور جستجوی دنیای اینترنت نیز هست شامل فیلترینگ شود ؟

جالب آنجاست که خطوط قرمز و مرز سانسور در ایران آنقدر جلو آمده است که گویا یکی از بزرگترین موتورهای جستجوی اینترنت ‏جهان هم شامل می شود و بسیار علاقمندم که بدانم که این دوستان از چه می هراسند که این چنین این بازی موش و ‏گربه را ادامه می دهند . اما این روزها هر چه حلقه ی فیلترینگ شدید تر می شود من خوشحال تر می شوم زیرا نشان ‏دهنده ی آن است که رسانه های آن لاین در ایران از چنان تاثیرگذاریی برخوردار شده اند که این چنین مسوولان از ‏ترسشان به خیال خودشان تیشه به ریشه ی اینترنت زده اند که پر واضح است که آب در هاون می کوبند . بار ها گفته ام که اینترنت هرگز فیلتر شدنی نیست و محدودیت و فیلترینگ با موجودیت اینترنت در تضاد است .

در همین زمینه :

آيا گوگل فيلتر شده بود ؟ - ایسنا

پی نوشت :

در ساعتهای اخیر چندین تماس داشتم مبنی بر حل شدن مشکل فیلترینگ سایت گوگل ! همانطور که در متن بالا هم نوشتن گویا این مشکل ، مشکل دیتا بیس فیلترینگ مخابرات بوده است . به عنوان کسی که به دلیل پروژه ای مدتی با این دیتا بیس کار کرده و آشنایی مختصری با آن دارد ، بروز این مشکلات در ابن دیتا بیس محتمل به نظر می رسد .

همینطور لازم به ذکر است آقای حميد شهرياري - دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني - فيلتر شدن گوگل را تاييد کرده، اما از هرگونه اظهار نظر در مورد دلايل فيلترينگ يا احتمال رفع آن خودداري و توضيحات مشروح را به آينده موکول کرده است .

هر چند که اگر گوگل برای همیشه هم به دیتابیس فیلترینگ ایران اضافه شود ، چندان تعجبی نخواهد داشت !

در مورد علت این اشتباهات فنی حدس هایی می زنم که در آینده اشاره ای به آن خواهم کرد !

September 13, 2007

با یاد ربنای استاد شجریان ...!

هر سال که ماه رمضان فرا می رسد نشانه هایی وجود دارد که چه روزه دار باشید و چه غیر روزه دار ، چه انسان معتقدی باشید و چه غیر معتقد ، سالهاست که با این نشانه ها زیسته ایم !

می دانم و حس می کنم که برای کسانی که دور از ایران هستند ، حس نوستالژی عجیبی نسبت به بعضی از این نشانه ها وجود دارد . از کودکی و در اعماق وجودمان نوای ربنا استاد محمد رضا شجریان سالهاست که ریشه دوانده است و سالهاست که با اذان موذن زاده اردبیلی به ناگه به اعماق گذشته ء مان پرتاب شده ایم .

pic6l.jpg

شاید برایتان جالب باشد که در سالهای گذشته صدا و سیما اسلامی ایران ، فراخوان های مختلف و مسابقات گوناگونی را بین بهترین قاریان ایرانی برای خواندن دعای ربنا برگزار کرده است تا اینچنین وابسته به نوای ربنا استاد شجریان نباشد ، اما ربنا های خوانده شده با ربنای شجریان ازعرش تا فرش فاصله داشته است و اینچنین است که سالهاست که نوای شجریان در درون اعماق وجود مردم ایران حضور دارد .

دعای ربنا استاد شجریان و اذان موذن راده اردبیلی تقدیم به همه ی آنهایی که از ایران دور هستند و تقدیم به همه ی آنهایی حس نوستالژیک خاصی نسبت به این نشانه های میهنی مان دارند :

ربنا استاد محمد رضا شجریان را از اینجا دانلود کنید .

اذان موذن زاده اردبیلی را از اینجا دانلود کنید .

September 12, 2007

وبلاگ " تا خورشید "

پس از گذشت چندین ماه از ایده اولیه ی ایجاد یک وبلاگ با دامنه اختصاصی برای خواهر محترم ، با طراحی زیبای ‏بهزاد باشو عزیز و با تلاش ها و پی گیری های همیشگی برادر بزرگوارم حنیف مزروعی که زحمت این ‏وبلاگ را هم مانند خیلی از وبلاگ ها بر دوش او بوده است ، سیما از امروز در وبلاگ تازه ی خود به نام " تا ‏خورشید " می نویسد .‏

taa khorshid.JPG

‏سیما در معرفی" تا خورشید " نوشته است : ‏

طرقه پرنده ی کوچکی بود که قصد پرواز و رسیدن به خورشید را داشت‎. ‎ برای این کار باید هزار اسم خدا را از ‏بر می کرد تا از سوختن در گرمای‎ ‎خورشید در امان باشد. پس تمام اسمها را از بر کرد و در بالا رفتن ذکر می‎ ‎کرد . ولی در نزدیکی خورشید، اسم هزارم را فراموش کرد و سوخت‎ ...

September 11, 2007

بسوی توقیف فله ای وب سایتها و رسانه های آن لاین !

این مطلب را در سایت خبری نوروز هم می توانید ملاحظه کنید .

امروز در اینجا خبری خواندم مبنی بر اینکه رئیس جمهور لايحه الحاق يك تبصره به ماده (1) ‏قانون مطبوعات ـ مصوب 1379- كه بنا به پيشنهاد مشترك معاونت حقوقي و امور مجلس رئيس جمهور ‏و وزارتخانه‌هاي دادگستري و فرهنگ و ارشاد اسلامي در جلسه هيئت وزيران با قيد دو فوريت به ‏تصويب رسيده براي طي تشريفات قانوني تقديم مجلس شوراي اسلامي كرد.‏

براساس این لايحه الحاقي خبرگزاري‌هاي داخلي و پايگاه‌هاي اطلاع رساني اينترنتي داخلي از حيث ‏حقوقي ، حمايت‌هاي قانوني (!) و جرائم و مجازات‌ها مشمول قانون مطبوعات مي شوند.‏

جالب آن است که در توضیح دلایل ارائه این لایحه آمده است که لايحه دولت براي گسترش حمايت از ‏خبرنگاران و برخورداري خبرگزاري ها و سايت ها از امتياز هيئت منصفه با قيد دو فوريت از سوي رئيس ‏جمهور تقديم مجلس شوراي اسلامي شد !!‏

filter.jpg

بر اساس مقدمه اين لايحه آمده است از آنجا كه در زمان تدوين و تصويب قانون مطبوعات، رسانه‌هاي ‏مجازي و نشريات الكترونيك به وسعت امروز فعاليت نداشته و خبرگزاري‌ها و پايگاه هاي اطلاع رساني ‏به اين شكل گسترش نيافته بودند، از اين رو قانونگذار حمايت‌هاي قانوني و چگونگي رسيدگي به ‏تخلفات احتمالي اينگونه رسانه‌ها را مورد توجه قرار نداده است ؛ اينك با عنايت به رشد روزافزون اين ‏رسانه‌ها و لزوم تعيين حقوق و حمايت‌هاي قانوني و نيز امور كيفري و نحوه دادرسي مراكزي خبري ياد ‏شده اين لايحه براي مراحل قانوني تقديم مجلس شده است

این لایحه ی دولت از دو جنبه قابل بررسی می باشد . یک جنبه نگران کننده ی و دیگری جنبه امیدوار ‏کنند ه این لایحه . جنبه ی امیدوار کننده این لایحه آن است که رسانه های آن لاین و وب سایت ها در ‏سالهای اخیر در کشور ما از چنان اثر گذاری ای برخوردار شده اند که لزوم بستن و توقیف و محدود ‏کردن آنها روز به روز بیشتر احساس می شود . ‏

به نظر می رسد دولت خدمتگزار پس از آنکه در این روزها ، دیگر روزنامه و مطبوعه ای برا ی توقیف ‏وجود ندارد و چون بستن و توقیف کردن و ... برای خدمتگزاران نهادینه شده است ، این روزها به فکر ‏آن افتاده ان که آن بلایی را که به سر مطبوعات کشور در سالهای گذشته آورده شده است را این بار ‏بر سر رسانه های آن لاین بیاورند . ‏

نکته جالب آنجا است که در مقدمه ی این لایحه تاکید چند باره ای به لزوم تلاش برای گسترش ‏حمایت های قانونی از سایت ها شده و این لایحه را تلاشی برای حمایت از سایت ها معرفی کرده اند ‏‏. حال آنکه قانون حمایت از مطبوعات در طول سالیان گذشته نشان داده است که تنها دستاویزی ‏برای اعدام ( توقیف ) فله ای مطبوعات و به زندان فرستادن روزنامه نگاران و خبرنگاران بوده است و اگر ‏دولت در نظر دارد که وب سایت ها را هم از نعمت چنین حمایت هایی برخوردار کند ، باید نگران آینده ‏بود .‏

در ساختار حکومتی ای که دولت خود را قیم روز و شب و نهان و پنهان مردمان بداند و همواره و به هر ‏طریقی تلاش کند که همه چیز را تحت کنترل خود در آورد ، طبیعی است که گسترش روز افزون وب ‏سایت ها بدون طی مراحل حقوقی برای کسب مجوز ها و تایید صلاحیت ها ،همواره از نگرانی های ‏چنین دولت هایی به شمار می رود . در همین راستا دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ‏گذشته طرحی را ارائه کرد برای ثبت وب سایت ها و شما بخوانید مجوز دار کردن آنها ! طرح عقیم ‏مانده ثبت وب سایت و وبلاگ ها ، خیلی زود نا کارآمدی چنین روش های کنترلی را که با ماهیت ‏فضای آن لاین در تضاد می باشند را به طراحان خود نشان داد .‏

و امروز با ارائه لایحه تازه نشان می دهد که وزارت ارشاد و دولت که از مجوز دار کردن وب سایت ها نا ‏امید شده اند در نظر دارند تا با سنجاق کردن وب سایت ها به قانون مطبوعات هزینه وب سابت ‏نویسی را بالا برده و نویسندگان وب سایت ها را قانونمند روانه زندانها کرده و یا خود سانسوری جاری ‏در مطبوعات را در فضای آن لاین گسترش دهند .‏

اما نکته مهم آن است که این طرح نیز محکوم به شکست خواهد بود . ماهیت رسانه های آن لاین با ‏فضای مطبوعات تفاوت های بنیادینی دارد. اینترنت و فضای آن لاین ، فضایی است که هیچ محدودیت و ‏کنترلی را بر نمی تابد . در ساختار رسانه های آن لاین اگر سایتی با بالاترین مجازات ( فیلتر ) نیز ‏مواجه شوند ، به راحتی و با ساده ترین روش باز هم قابل دسترسی می باشد . ‏

باید توجه داشت که این طرح و امثال این طرح ها که مهمترین هدفش تهدید نویسندگان وب سایت ها و ‏رسانه های آن لاین است تنها سبب می شود که فرهنگ مخفی نویسی و با نام مستعار نویسی ‏گسترش یاید . اگر تا پیش از این نویسندگان با هویت حقیقی خود ، نظرات خود را بیان کرده و حاضر ‏به دفاع از دیدگاه های خود بودند ، زین پس بدون نام و بدون هیچ گونه منطقی از هر آنچه مایل باشند ‏در فضای آن لاین خواهند نوشت .‏

به نظر می رسد پدیده ی اینترنت و رسانه های آن لاین و ... از مهمترین چالش های دولت هایی با ‏مدل دولت ایران است ؛ با همه تلاش های شبانه روزی برای فیلتر کردن و زندان کردن نویسندگان وب ‏سایت ها و ... ، اما همانطور که گفته شد به دلیل ماهیت اینترنت ، اینترنت و رسانه های آن لاین ‏هرگز محدودیت پذیر نمی باشد .‏

September 10, 2007

نظرسنجی راز نو ... !