« کودتای بیست و هشت مرداد ؛ پایان یک فرصت طلایی ! | صفحه اول | سخت می نویسم ... ! »

لوریس چکنواریان ؛ آهنگسازی از جنس حکومت !

من نمی دونم که آدمها چقدر در وبلاگ شخصی خودشون آزاد هستن ؟ آیا آزاد هستن که بدون دلیل و مدرک ‏خاصی حس خودشون را نسبت به کسی یا جریانی اعلام کنند و یا نه ؟ آیا اگر در وبلاگ هم قرار بر این باشد که ‏برای هر حسی نسبت به کسی و جریانی با منطق و دلیل صحبت کرد ، آیا دیگر فرقی بین وبلاگ و روزنامه ها و ‏رسانه های رسمی می شود قائل شد ؟

همه اینها را گفتم تا بگویم که من نسبت به بعضی افراد و جریان ها حس وابستگی شدید به حاکمیت دارد ؛ ‏وابستگی به حاکمیت یعنی که یا رسانه های رسمی حکومت به شدت از آنها دفاع کرده و می کنند و یا آنچنان مورد ‏استفاده ی این رسانه ها قرار می گیرند که تقریبا لقب حکومتی به خود می گیرند !‏

آیا اصطلاح شاعر حکومتی و یا آهنگساز حکومتی و نویسنده حکومتی تاکنون به گوشتان خورده است ؟ در همین ‏ابتدا بگویم که در خیلی مواقع شخصی که لقب حکومتی به آن اطلاق می شود ، خود هرگز نقشی در این دسته ‏بندی نداشته اما از بس روز و شب توسط رسانه ها و جریان حاکم مورد تبلیغ و در بوغ و کرنا قرار گرفته می شود دیگر حکومتی می شود .‏

بگذارید مثالی بزنم ! در حوزه شعر نو من سهراب سپهری را شاعر حکومتی می دانم و احمد شاملو و فروغ و ‏حمید مصدق و ... را هرگز شاعر حکومتی نمی دانم ! این عنوان نه از جهت وابستگی سهراب به حکومت است ‏که او در سال 58 این دنیا را وداع گفته است ، بلکه از آن جهت که اشعار او در طول سالها تنها و تنها اشعار نویی ‏بوده است که از سوی رسانه ها و مقامات فرهنگی و هنری ما روایت می شد تا آنجا که می شد در طول سالیان تصور ‏کرد که شعر نو یعنی اشعار سهراب سپهری !‏

10_8605200261_L600.jpg

همه اینها را گفتم تا بدین جا برسم که من لوریس چکنواریان را آهنگساز و رهبر ارکستری به شدت حکومتی می ‏دانم ! آهنگساز ارمنی الاصلی که در طول این سالها هرچه سمفونی سفارشی و حکومتی بوده است را به اجرا در ‏آورده و بیشترین حجم قدردانی و سپاس از جانب حکومت در بین تمامی هنرمندان موسیقی از او شده است .‏

تمای سمفونی های مذهبی از جمله همین سمفونی عشق و امید توسط او اجرا می شود . برای من جالب است که در ‏حالی که ارکستر سمفونی تهران رهبران توانایی همچون منوچهر صهبایی و مشایخی را داشته و دارد ، در تمام اجرا ‏هایی که ربطی به حاکمیت دارد رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران ، چکنواریان است . جالب انکه با آنکه اعلام می شود که تمامی برنامه ‏های تالار وحدت تا انتهای سال پر می باشد ، برای اجرای سمفونی مذهبی او نه تنها برنامه ها خالی شده که برنامه پنج ‏شب هم تمدید می گردد . در تمامی کنسرت های ایران ، چه سنتی ، چه پاپ و چه کلاسیک به یاد ندارم که اجرایی پنج ‏شب تمدید شود ! ‏

در سالهایی که کمتر برنامه ای مجور برگزاری می گرفت ، این استاد ارمنی الاصل هر زمان که اراده می کرد برنامه برگزار می ‏کرد و هر سمفونی که در این سالها ربطی به انقلاب و ایثار و شهادت و ... داشته است تنها توسط او اجرا شده و می شود .‏

امروز در همین زمینه در خبرها خواندم که محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ، پورمحمدي وزير كشور و صفار هرندي وزير ارشاد و هيئت همراه از ساعت 21 ديشب براي ديدن سمفوني رسول ‏عشق و اميد در تالار وحدت حضور پيدا كردند و رئيس جمهور در پايان اين اجرا به تمجيد از اين حركت بزرگ ‏فرهنگي پرداخت .‏

اینکه چرا در این روزها و شبهای پر موسیقی فقط کارهای لوریس چکنواریان مورد استقبال مقامات دولتی قرار ‏می گیرد و اینکه چرا در بین این همه آثار فاخر موسیقیایی فقط آثار چکنواریان آثار عمیق ، برجسته و تاثیر گذار ‏نامیده می شود را شاید باید در محبوبیت این ارمنی عزیز در بین مقامات سیاسی و فرهنگی دانست !‏

من به یاد ندارم که کنسرت و یا اجرایی این چنین از طریق حاکمیت و مقامات رسمی کشور مورد توجه قرار گیرد و به ‏یاد ندارم که تلویزوین دولتی ایران سی دقیقه از اجرای سمفونی ای را پخش کند ؛ اما همه این اتفاقات با هم می ‏تواند بیفتد اگر که اجرایی از لوریس چکنواریان باشد . ‏

در همین زمینه :

قدرداني رئيس‌جمهور از سازندگان سمفوني رسول عشق و اميد - خبرگزاری فارس


پی نوشت 1 : تعریف هنرمند حکومتی از نظر من ، هنرمندی است که با حکومت رابطه ی بسیار خوبی دارد ، همین و بس ! و حالا اینکه رابطه ی خوب یک هنرمند با حکومت ، برای او حسن محسوب می شود و یا عیب بحثی و نظر دیگری است ... ! اما تصور می کنم با توجه به این تعریف ، در اینکه لوریس چکنواریان هنرمندی حکومتی است برای کسی شکی وجود نداشته باشد .

پی نوشت 2 : : اینها عکس هایی از حضور رئیس جمهور در اجرای سمفنونی عشق و امید است ! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ... !

25_8605290549_L600.jpg


1_8605290549_L600.jpg


4_8605290549_L600.jpg


3_8605290549_L600.jpg

بقیه عکس ها را می توانید از اینجا ببینید !


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/395


نظرات

بنفشه :

در وبلاگهای شخصی میشه فارغ از هر خط کشی اظهار نظر کرد، اما این برمیگرده به خود بلاگ نویس اینکه تا چه حد خودش رو مقید بدونه.... اینم یک نوع تقسیم بندیه برای خودش، سهراب سپهری چون شعرهاش قابل خوانده شدن در صدا و سیماست رو میشه حکومتی دانست، حافظ بینوا هم همین طور ...باید اشعار شعرا رو هم تقسیم بندی کرد،شعرهای حکومتی و شعرهای غیر حکومتی....راستی یه چیزی دو سه سال پیش بود یادمه کنسرت عصارکه در سالن میلاد برگزار میشد تا یک هفته تمدید شد

کاوه :

سیامک عزیزم
متاسفانه باید بگم که از این نوشته خوشم نیومد. اگه این نوشته رو توی دفتر عقاید کاملاً خصوصیت نوشته بودی که کسی بهش دسترسی نداشت شاید هیچ مشکلی نبود اما رسالت وبلاگ جداس چون توش می نویسی که دیگران بخوننش. اما در صدر اون چیزهایی که ازش خوشم نیومد اونم با شناختی که ازت دارم این چماق "آهنگساز ارمنی الاصل" ه که شدیداً بوی راسیستی و نژاد پرستانه میده: مگه همه ما ایرونی نیستیم؟ حالا ترک، کرد، لر، عرب و از هر نژاد و مذهبی.
دوم، من از این آدم خوشم میاد و دقیقاً به این علت که نخبه ها دوستش ندارن! این آدم تو اجراهاش ابهت موسیقی کلاسیک رو پایین میاره؟ چه باک، که من در 10 سال اخیر بهترین اجراهای کلاسیک رو (با استاندارد های کنونی ایران) با این آدم دیدم، اگه یه نفر می تونه مردم ما رو با موسیقی کلاسیک آشتی بده و سلیقشون رو بالا ببره بذار اجراش از نظر خبرگان آنرمال باشه و اساتید حرص بخورن - هنوز هم ÷اش وایسادم که اجراهای ارکستر رادیو ارمنستان و فیلارمونیک اوکراین و حتی ارکستر سمفونیک تهران به رهبری چکناواریان بسیار قویتر از اجراهای به رهبری مرحوم ناصری (بهترین کاری که به رهبری ایشون دیدم مربوط به سال 72 که فریدون ناصحی توش سولیست پیانو بود) جناب صهبایی و جناب مشایخی بود. این کنسرت آخر ارکستر سمفونیک به رهبری آقای مشایخی به لحاظ کیفیت اجرا و مدیریت مراسم (که البیته به رهبر ارکستر ربطی نداره) اینقدر افتضاح بود که بعد از 15 سال ترجیح دادم کل برنامه های ارکستر سمفونیک در تالار وحدت رو تا پایان این دوره ریاست جمهوری تحریم کنم.
سومین و آخرین مطلب این که از انگ و برچسب زدن به دیگران پرهیز کنیم، چون هیچ خیری ازش حاصل نمی شه!

سيما :

سيامك جان! اين نوشته ات رو اصلا دوست ندارم.

در باره ي ارمني الاصل كه نوشتي من هم با كاوه موافقم.

و اما نظر خودم: هميشه بهت گفته ام كه اين لفظ حك.متي بستن به اشخاص رو قبوا ندارم. چرا اين قدر راحت ادم ها رو طبقه بندي مي كني؟ سياه و سفيد؟ اگر مثلا فرشچيان دوست داره نقاشي علي اصغررو بكشه و خيلي ها هم اتفاقا خوشششون مياد، مي شه نقاش حكومتي؟
باهات كاملا مخالفم.

:

کلا م شما را بايد با طلا نوشت در همه کشورهاي غير دمکراتيک اين موضوع هست ودر ايران به لطف اين [...](منظور اين دو نفري که اعلام نموده اند از مطلب شما دلخور هستند ) بيشتر از همه جاوجود دارد وشما نبايد ناراحت باشي واز گفتن حقايق نا اميد ...مثلا" امثال آقايان مشايخي ، داوود رشيدي ،نصيريان و.. از اين قماشند که بايد انها را رسوا نمود

جلال افشار :

سیامک عزیز. هم موافقم هم مخالف! اینکه جناب چکناوریان آثار سفارشی می سازد را با شما کاملا موافقم. آقای چکناوریان علی رغم همه هنرشان به شدت کارهای سفارشی را قبول می کنند و ابایی از این موضوع ندارند! اما دولتی بودن ایشان را قبول ندارم. مسلم بدونید کسی که سفارشی کار می کند می تواند با دریافت مبلغ بیشتری خارج از ایران کاری کاملا خلاف منافع دولت را بسازد. مدح و ستایش متاسفانه یکی از اصول مهم هنر در تاریخ ایران است.

:

دوست عزيز بي نام!

گويا منظور من رو نفهميده ايد. من نمي گم آدم حكومتي وجود نداره. حتما هست. حرف من اينه كه اگر كسي كاري كرد و اين كار براي حكومت اتفاقا خوشايند بود، بايد حواسمون باشه كه متهمش نكنيم. خيلي وقت ها اين مرز خيلي باريك و غير قابل تشخيصه. هرچند گاه اين رو مي شه از ساخته ي اون شخص فهميد. ساخته ي سفارشي هيچ وقت عميق بر دل نمي نشيند.

من فكر نمي كنم حتا نويسنده ي رازنو هم منظورش اين بوده باشه كه كساني رو كه "حكومتي" ناميده حتما كار سفارشي كرده اند، شما كه ديگه از اون ور افتاده ايد دوست عزيز.

ماكان :

چکناوریان خيلي بزرگتر از اين حرف هاست كه اينجور درباره اش صحبت كني!! واقعا متاسفم! ايشون هنرمند بزرگي هستن كه حالا تشخيص داده با دولت همكاري كنه تا شايد نفوذ كارهاش رو در سطم مردم بيشتر كنه و از امكانات دولتي براي پيشبرد اهداف هنريش استفاده كنه!!1 اصلا اين نوشته شما رو قبول ندارم

Azhonline :

salam...emrooz taze ba webloget ashna shodam.khasteh nabashi.tooye in roozegar ke har kasi ye weblog baz kardeo harchi delesh mikhad copy bardari mikone, ye hamchin webloge haye fakher mesle male to kheyli kame.movafagh bashi.bye

علیرضا :

آدم ، گاهی مجبور می‌شه ، «بمونه» به هر قیمت. چکنواریان هم به پرداختن به نسخه ای از اهنگ‌سازی که قابلیت بودن را در ایران دارد ، شاید می‌خواهد چراغ آهنگ‌سازی و ارکستر خاموش نشه.
در مجموع چکنواریان را مقصر نمی‌دونم.

night walker :

smells like racism

Alireza :

دارم فکر می کنم سهراب سپهری که عمری خودش را برای صلح و طبیعن و اومانیته کشت، باید به کجای خودش فشار می آورد که شعری نگوید که بعدها مسئولان حکومتی نخوانندش و 30 سال بعد مرگش شما به همین راحتی به او نگویید شاعر حکومتی!

karineh :

Quite baseless argument you presented here. I didn't get if your problem is that he is originally armenian or if you think he is not such a good conductor or what?

... :

اونقدر بیهوده میگی که اصلآ جای حرف نمیذاری.بیهوده.فقط همین.بیچاره چکناواریان و سهراب سپهری که قدکوتاههایی مثل تو باید در موردشون نظر بدن

شهسوار :

خوبی این برنامه ها اینه که رییس جمهور بعدی دیگه مثل خاتمی حسرت به دل اینگونه برنامه ها نمیمونه و راحت میتونه با هنرمندان دیدار کنه. فوتبال بازی کنه کنسرت بره. احتمالا طی 2سال آینده از مراسم شنای رییس جمهور با اعضای تیم ملی شنا و یا حضور در نمایش سیابازی هم گزارشهایی تهیه خواهد شد.

سجاد رحیمی زاده :

اگه این کار دردوران خاتمی انجام می شد همین تو جرات حرف زدن رو هم نداشتی پس می بینی که تو هم آدم حکومتی هستی اما حکومت سابق دلیلش هم اینه تا حالا صد تا نقد و حمله علیه دولت کنونی واطرافیانش داشتی اما تا حالا یه نقد هم علیه اطرافیان خاتمی و حتی خودش نداشتی

رها :

من هم از این نوشته ات خوشم نیامد. حالا که قرار نیست مطلبت در روزنامه ای جایی چاپ شود دلیل نمی شود حرف غیر منطقی بزنی. در مورد سهراب و حکومتی دانستنش حرفهایت با هم در تضادند.

Hamed :

What do you mean by "استاد ارمنی الاص" baba joon ????

ali :

Siamak jan, nazarhaaye baalaa dar javaab kaafiand, amma man ba'de in hame vaght sari zadam be bloget va faghat yek noktehee ro ezaafe ya tekrar mikonam: taghsim bandiye nashi az in (be ghole khodet) "hesse shakhsie bi-dalilo madrak"-et az shaa'erane she're no' zaaheran kheili ham bi-dalilo mantegh (ya ehsasi) nist, balke az zedde-asle (zedde-mantegh?) zir engaar mostafid shode: har kassi ke zedde hokoomati (Shamloo, Foroogh, etc) nist pas hokoomatie (Sohrab). "hesse shakhsi" is a good thing by itself, but baseless paradoxical arguments as such are simply always bad, even--or especially--
in a blog!
Well, it is so easy to 'criticize' people that way (that is, "ba malghamehye bi-ghanoone motlagh-haye motanafi" az Shamloo would call it!), even if you meant to (but it seems that you have not even succeeded in doing that). Besides, you're talking here about people you/we can't even match in the values they have contributed to our 'culture' at large; so let us not make ourselves an example of "ey magas arseh-ye simorgh na jolangahe tost -- erze khod mibario zahmate ma....", a lesson for the ages!

سوشیانت :

1- صهبایی و مشایخی، اصولا درین حال و هواها نیستند. این وسط چه ربطی به ماجرا داشتند را نمی‌دانم!
2- تنها و تنها اشعار نویی...؟؟؟
هرچه سمفونی سفارشی و حکومتی بوده است ....؟؟؟
تمام سمفونی های مذهبی...؟؟؟
به یاد ندارم که اجرایی پنج ‏شب تمدید شود...؟؟؟
3- اصولا کسانی مثل صفار، پورمحمدی و غیره و ذالک که نام بردی چیزی به نام موسیقی سرشان می‌شود که حالا تعریف و تمجید ایشان بر چیزی بی‌افزاید؟
4- هیچ رهبر ارکستر سمفونیکی را می‌شناسی که چنین با مخاطبان عامش ارتباط برقرار کند؟ آن شب‌هایی را که چک‌ناواریان «مردم مخاطب» را در طبقات تالار وحدت «رهبری» می‌کرد را گویی ندیدی!

:

سلام
بگذار ساده بگم دغدغه های سیاسی امثال من و تو گاه دامن همه چیز را در این جامعه سیاست زده میگیرد. یکی هم همین است .
آنچه درباره هنرمند حکومتی نوشتی را تعبیر شخصی تو میدانم و در رابطه با آن بحثی ندارم (هرچند بر آن نیز میتوان تردید کرد) اما اگر این شواهد، شواهد حکومتی بودن است پس مثلا حمله روزنامه جمهوری اسلامی به وزارت ارشاد بخاطر اجازه اجرا دادن به این هنرمند ( و البته بابت همین سوئیت سمفونی) یا حضور سید محمد خاتمی در جمع تماشاگران ( در همان شب که گفتم باهم برویم) بعنوان فردی که دولت امروزی ایران ( دولت را به عرف بکاربردم نه به معنی علمی آن)فقط کم مانده او را علنا جاسوس خطاب کند و دیدار پایانی او با هنرمندان این اثر که حتی BBC نیز بدان پرداخت میشود شواهد ضد حکومتی بودن. حال به این اضافه کن که این هنرمند( حداقل از نظر من بزرگ و بی نظیر در تاریخ موسیقی کلاسیک در ایران)فردیست که در رژیم سابق موسیقی فیلم مستندی در زمینه آستان قدس رضوی را ساخته است (که قطع یقین این کار سفارشی نبوده) بگذار کلام را کوتاه کنم روزی در پاسخ او به سئوالی در رابطه با کارهای موسیقی که با مضامین اسلامی کرده با توجه به اینکه خود مسیحیست پاسخ داد که همه ادیان یک خدا دارند و این کافیست.
( اینجاست که میفهمم که چگونه یک هموطن مسیحی میتواند برای اسلام چنین سمفونی بسازد اجرا کند و یک شیعه با آن تئاتر طراحی لباس به زعم من مسخره ...)
بگذاریم هنرمند خود آنگونه که میخواهد ما باشد شاید اینگونه سایه مهیب سیاست را بتوان آرام آرام از سر فرهنگ و هنر برداشت.

ندا :

سلام، با اين تعريفي كه از حكومتي بودن هنرمند تو پي نوشت دادين نميشه "سهراب سپهري " رو حكومتي به حساب آورد.البته من تعصبي نسبت بهش ندارم ولي خوب با اين تعريف نميخونه.در مورد تأكيدزيادي كه در مورد ارمني الاصل بودن داشتين من هم با بقيه موافقم.

shirazi :

tamame ahang sazhaye cinema dar 90 saale gozashte sefareshi kaar kardeh and agar mghamate doulati cheknavarian ra doust darand va be tamashaye barnameh oue miravand anha cheknavariani hastand na oue doulati agar oue armani asl ast ey basaa kasaan ke asl-o-nasabi nadarand

:

tamame ahang sazhaye cinema dar 90 saale gozashte sefareshi kaar kardeh and agar mghamate doulati cheknavarian ra doust darand va be tamashaye barnameh oue miravand anha cheknavariani hastand na oue doulati agar oue armani asl ast ey basaa kasaan ke asl-o-nasabi nadarand

مينور :

شما می‌توانيد واژه‌ها را از نو برایِ خودِتان تعريف کنيد، ولی ديگر نمی‌توانيد آن‌ها را در جای‌گاهِ هميشگی‌ِشان قرار دهيد. آن‌چه از ترکيبِ «هنرمندِ حکومتی» برمی‌آيد، اين است که آن هنرمند هنرش را بر پايه‌یِ آن‌چه حکومت به او ديکته کرده است می‌آفريند؛ يعنی منتظرِ حکومت است تا بر پايه‌یِ آن‌چه او گفته است اثرش را بيافريند. من نمی‌فهمم که با چه منطقي می‌توان ترکيبي با اين بارِ ارزشیِ منفی را به گونه‌اي دل‌بخواهی تعريف کرد و به هنرمندي چون سهراب چسباند که تنها يکي از قراﺋﺖ‌هایِ ممکن از شعرِ او ـ و احتمالاً ياوه‌ترينِ آن‌ها ـ از سویِ رسانه‌هایِ حکومتی اراﺋﻪ شده است. اگر تعريف آني ست که شما گفته ايد، حرفي نيست. اما دقت کنيد که با تعريفِ عجيبِ شما بايد حافظ و مولوی و حسين عليزاده و برگمان و تارکوفسکی و پاراجانف و خيلی‌هایِ ديگر (و حتا اخيراً هنرمندِ معترضي چون فرهاد مهراد را که «يه شبِ مهتاب» و «وحدتِ» او مُدام از صداوسيما پخش می‌شود) را هم در دسته‌یِ «هنرمندانِ حکومتیِ» وابسته به جمهوریِ اسلامی نشاند. کمي مضحک نيست؟!

مصطفی میرنوری :

جالبه. چون کیهان هم نظری از جنس نظر شما داره. یادمه توی یکی از مقالاتش چکناواریان رو از عوامل انقلاب مخملی معرفی کرده بود.با این حال که این نظرات 180 درجه با هم فرق دارن ولی دقیقن از یک جنس هستن

سیاوش :

من این کاوه رو نمی شناسم. به نظر من نوشته این پستتون بسیار جالب بود.پست بسیار جالبی بود. من با شما کاملا موافق هستم.
این کاوه هم چرت و پرت زیاد میگه. خیلیا می گن کارهای لوریس آشغاله. دیگه کسی رو این بحث نداره.

پویا :

من با نظرت موافقم. هنرمند باید به هنر متعهد باشه. نه به باد هوا. البته نباید از هنرمندی که ارزش هنرش رو با چسباندن به قدرت پایین میاره ایراد گرفت. به هر حال تشخیص خودشه. اما خود اون هنرمند هم نباید توقع داشته باشه که در صف هنرمندان مردمی جاودانه بشه.همین

سرشك :

از اين كه اين موضوع رو بررسي كرديد تبريك ميگم، چرا كه حرف زدن اون هم در مورد چيزي كه به نظر اشكالي نداره يا در مورد افرادي كه بت شده اند جرات ميخواهد. به هر حال من هم يكي دو پاره كوچك درباره لوريس چكناواريان و احمدي نژاد نوشتم كه خواندنش بدك نيست (اميدوارم).

خوش باشي.

:

لوریس چکناواریان متولد شهر بروجرد هستند.این از ارمنی الاصل
امادر مورد حکومتی بودن باید بگم زیباترین های موسیقی کلاسیک ما رو توی این سال ها چکناواریان اجرا کرده است حالا حکومتی یا غیر حکومتی.
آقایان غیر حکومتی چه کرده اند در موسیقی کلاسیک.
اگردر موسیقی سنتی استاد شجریان را غیر حکومتی بدانیم حد اقل کارهای بی نظیر او را هم دیده ایم.

احسان :

واقعا كه پا گذاشتن موجودي مثل احمدي نژاد روي سن موسيقي دامن هنرو لكه دار مي كنه.

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007