کودتای بیست و هشت مرداد ؛ پایان یک فرصت طلایی !
امروز سالگرد کودتای بیست و هشت مرداد سال 32 است ؛ پنجاه و چهار سال از هدر رفتن یکی از فرصت های طلایی ملت ایران برای زیستن ایران و ایرانی در فضایی دموکراتیک و فارغ از استبداد های همیشگی در این کشور می گذرد .
در تاریخ معاصر ایران به نظر می رسد چهار حرکت ملی و مردمی برای ایجاد تحول و تغییر و برای گسترش جمهوریت و دموکراتیزه کردن حاکمیت وقت می توان مشاهده کرد و به طرز عجیبی هر چهار حرکت به سرنوشت مشابهی دچار گشته اند ؛ انقلاب مشروطه ، دولت ملی مصدق ، انقلاب اسلامی و دوم خرداد سال هفتاد و شش را چهار حرکت جدی مردم ایران برای برقراری دموکراسی و جمهوریت در تاریخ 100 ساله اخیر ایران می دانم که گویی که هر چهار حرکت در آغاز پیمایش راهشان به دلیل تند روی ها و کند روی های همیشگی و خوردن به دیوار سخت سنت تلف گشته اند .
از این چهار حرکت جمهوری خواهی تاریخ معاصر ، دولت ملی مصدق و دولت اول خاتمی ، فرآیند هایی کاملا رفرمیستی و اصلاح طلبانه بوده اند و جالب آن است که شباهت های نظیر به نظیر فراوانی بین این دو حرکت می توان پیدا کرد ، گویی آنکه دیوار سنت در طول این پنجاه سال نه تنها فرو نریخته است که گویا چوبهای حائلی هم برای مقابله با هرگونه تحول و دگرگونی در آن برایش ایجاد شده است .
شاید نزدیک ترین نتیجه گیری از تلف شدن این دو حرکت رفرمیستی آن است که جامعه سنت زده ی ما ، ظرفیت تتفس در فضایی دموکراتیک را هرگز نداشته است ، رفتار ما ایرانی ها در قبال دموکراسی های اندک ایجاد شده ، همانند گرسنه ای بوده است که پس از سالها آن را در مقابل سفره رنگین قرار می دهند ؛ یا آنقدر خورده ایم که تلف شده ایم و یا سفره را کلا پس زده ایم و باز هم تلف شده ایم .
دولت ملی مصدق و دولت اول اصلاحات – تاکید می کنم دولت اول اصلاحات ، چون من دولت دوم خاتمی را هرگز دولت اصلاحات نمی دانم که اگر دولت اصلاحات بود از دل آن دولت .... - هر دو بیانگر آن بوده اند که ما ایرانی ها هنوز آداب نشستن بر سر سفره دموکراسی را نمی دانیم و برای همین است که معتقدم بجای تلاش برای چیدن دوباره سفره دموکراسی ، باید تلاش کنیم که آداب نشستن بر سر این سفره را گسترش دهیم .
فارغ از همه این ابهامات آنچه که مهم است آن است که ما پس از صد سال ، همچنان " مرغ سحر شام تاریک ما را سحر کن " سر می دهیم !
پی نوشت : پدرم امروز تو این یاداشت کوتاه به نکته های جالبی درباره بیست هشت مرداد اشاره کرده است و آن اینکه تا قبل از انقلاب اسلامی سال 57 ، حاکمیت وقت 28 مرداد را روز قیام ملت ایران می دانست و پس از انقلاب اسلامی ، حاکمیت جدید 28 مرداد را روز کودتا علیه مردم ایران می داند و دیگر آنکه بالاخره معلوم نشد که این مصدق بوده است که به آیت ا... کاشانی پشت کرد و یا اینکه این آیت ا... کاشانی بوده است که با دربار به توافق رسیده و پشت دولت ملی مصدق را خالی کرد ... !
