استاد زخمه ای بر ساز زد ( گزارشی از کنسرت درویش موسیقی ایران محمد رضا لطفی)
کمتر از ساعتی است که از کنسرت قافله سالار موسیقی ایران " محمد رضا لطفی " بازگشته ام و شاید نیاز به گذشت زمان بیشتری است برای آنکه بتوانم از نخستین اجرای استاد محمد رضا لطفی همرا با یار دیرینش " محمدقوی حلم " پس از نزدیک به سی سال در تهران سخن بگویم ؛ اما باید گفت که کنسرت استاد لطفی سراسر بداهه بود ؛ نه تنها بداهه در نوازندگی و خواندن که تمام حرکات او و گزینش موسیقی و اشعار نیز کاملا بر روی صحنه و بصورت بداهه شکل می گرفت !

در فضای باز کاخ نیاوران و در جایی که این سالها کنسرت های زیادی را در آنجا شاهد بوده ایم ، دروایش موسیقی دان ایرانی با ظاهری سراسر سپید و با پای برهنه پای بر روی صحنه گذاشتند تا پس از نزدیک به سی سال در فضای باز کاخ نیاوران و با همراهی آواز پرندگان موسیقی خود را آغاز کنند .
استاد بداهه نوازی خود را با ساز تار در مایه شور آغاز کرد . ريتم چهار چهارم بهانه يي ميشود براي نجواي او " سرگشتگان كويت پرواي سر ندارند آشفتگان مويت از خود خبر ندارند" ." يا دوست"، "يا دوست" ترجيعبند مورد علاقهي لطفي است كه بارها تكرار ميشود

استاد با صداي قلندارنه ی خود ، و با مضراب کشیدن بر سازي كه با آن شهره است ، فضایی را خلق کرده بود که بیشتر از آنکه یادآور موسیقی سنتی باشد یادآور موسیقی عرفانی و موسیقی دروایش بود! استاد ناگهان به شكلي غيرقابل پيشبيني تار را به گوشی رها کرد و دف را برداشت، با تنبك قويحلم شروع به هموانایی و هم سازی کرد . در این بخش "زان روي عاشقانت جز جان سپر ندارند" شعري بود كه در چهارگاه نواخته شد و پس از آن " شاه ما، شاه است و نامش مرتضي است در دو عالم شاه ما شيرخداست " اجرا شد و در انتهای آن نوازندگان سازهایشان را زمين گذاشتند و بخش نخست کنسرت بدین شکل پایان یافت .

از ابتداي بخش دوم برنامه كمانچهايي روي زمين ميان لطفي و قويحلم جاي گرفته بود و بخش دوم با تكنوازي كمانچه به سبك و شيوهي ويژه لطفي آغاز شد . در این ميان آوازهايي با صداي قلندرانه آرام ميگرفت، دكلمه ميكرد؛ شعرهايي را از سر شكايت ميخواند و ناگهان كمانچهاش را هل داد و سهتار را بهدست گرفت و در ادامه در مايه شور " يارم ره توان بردن به مقصود " يا " چو دست بر سر زلفش زنم به تاب روم " را نواخت و باحسي متفاوت از بقيه قطعهها، به تكنوازي پرداخت !

کنسرت بداهه نوازی استاد لطفی با دو نوازی دوباره دف و تنبک همانند بخش اول اجرا به پایان رسید و علاقه مندان موسیقی سنتی اجرایی کاملا متقاوت را شاهد بودند ! شاید کاخ نیاوران سردرگمی بسیاری را در بین علاقمندان موسیقی سنتی از تفکر موسیقایی استاد لطفی و نارضایتی های زیادی را هم در بین آنان از صدای استاد لطفی و .... شاهد بود اما آنچه را در این لحظات می توانم بگویم آن است که بین لطفی آهنگساز ، لطفی موسیقیدان ، لطفی نوارنده و لطفی عارف و دویش باید کاملا تفاوت قائل شد و آنچه را که از او در این سالهای اخیر و همچنین در این اجرا دیدم اجرایی سراسر همراه و برآمده از لطفی عارف و درویش بود که با "یا مصطفی یا مرتضی " با " الله مددی ، یا حق مددی " و ... همرا بود و با یا علی به پایان رسید و ساز ها را به زمین گذاشت !

همانطور که گفته شد كنسرت استاد لطفي بر اساس بداههنوازي بود و اين بداهه تنها به ساز زدنش اختصاص نداشت بلكه تمام رفتارهاي او نيز بر اين اساس شكل گرفته بود . اجرایی که با تفال بر دو كتاب حافظ كه در كنارش بود آغاز شد و سپس کتابها را روبرویش قرار داد داد و ساز ها را یکی یکی به نوبت بر دست گرفت !

حضور و همراهی یار دیرین استاد لطفی ، هوشنگ ابتهاج ( سایه ) و همینطور عدم اجازه به حضور عکاسان و خبرنگاران رسانه های خبری از نکات بارز این اجرا بود و همچنین متاسفانه مشکلات فراوان اجراهای در فضای باز ازجمله عدم کیفیت صندلی ها ، طراحی ضعیف صحنه ، کیفیت پایین صدابرداری و نورپردازی و عدم امکان مشاهده راحت اجرا برای بینندگان و ... از مشکلاتی بود که همچنان در اجراهایی در فضای باز پابرجا است
در همین زمینه :
پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم ( در آستانه کنسرت استاد محمد رضا لطفی )
سخنی با استاد " محمد رضا لطفی " ! - راز نو
