چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۶
در حالی که کمتر از بیست و چهار ساعت از لغو امتیاز روزنامه مشارکت ، ارگان رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی که سالها در توقیف موقت بود می گذرد ، روزنامه هم میهن نیز امروز توقیف شد !
لغو امتیاز مشارکت و توقیف هم میهن در کمتر از بیست و چهار ساعت پیام بسیار روشنی برای جریان اصلاحات و گروه های اصلاح طلبی درون کشور درباره تحولات سیاسی ماههای آینده ایران دارد .
آنهایی که " سیاست ورزی " را بهترین گزینه در تحولات سیاسی ایران می دانند و در تمامی مناقشات سیاسی با هر گام به جلوی گروه ها و نیروهای حامی دولت ، مجبور به برداشت گامی به عقب می شدند ، امروز پیام آشکار استراتژی در پیش گرفته شده نیروهای درون حاکمیت برای انتخابات هشتمین دوره مجلس را به خوبی دریافت کردند .
متاسفانه تمامی شواهد امر حاکی از آن است که نیروهای درون حاکمیت و حامیان جریان حاکم ، شمشیرها را برای شرکت در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی از رو بسته اند و امکان ایجاد حتی شرایط حداقلی نیز برای انتخابات سال جاری محتمل به نظر نمی رسد .
شاید خواب راننده تاکسی ای که به یکی از نزدیکان آقای جنتی – دبیر شورای نگهبان - گفته بود که مادرش در خواب به او گفته است که باید در انتخابات به احمدی نژاد رای بدهد ، دیروز و امروز با توقیف روزنامه " غلامحسین کرباسچی " دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی و لغو امتیاز روزنامه " محمد رضا خاتمی " دبیر کل سابق جبهه مشارکت اسلامی تعبیر شد .
و با ادامه این روند ، رد صلاحیت های گسترده کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم و تشکیک در برگزاری سلامت انتخابات آینده تقریبا بدیهی به نظر می رسد و شاید جریان و گروه های اصلاح طلبانی که همچنان به ادامه روند سیاست ورزی و یا همان سیاست لرزی اعتقاد دارند از هم اکنون باید خود را برای برداشت گامهای لرزان بیشتر به عقب آماده کنند !
اما جالب آنجاست که این روزها شنیده ام که گروهایی از اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت در تلاش ائتلاف حتی با آقای شاهرودی رئیس قوه قضایه برای انتخابان مجلس هشتم هستند ! من حقیقتا نمی دانم که از اصلاح طلبی چه چیزی باقی مانده است اما تنها این را باید گفت بعضی از دوستان اصلاح طلب چنان دوری از قدرت برایشان سخت شده است که حاضرهستند با هر ترفند و با هر ائتلافی تنها خود را به قدرت بازگردانند . اما این دوستان فراموش کرده اند که مردم اگر زمانی به اصلاح طلبان روی خوش نشان دادن تنها برای آن بود که برنامه و دیدگاه های آن روز آنها را نزدیک تر به اهداف و ایده آل های خود و نزدیکترین راه برای رهایی از شرایط موجود خود می دانستند و گرنه امروز مردم ، اصلاح طلبان را همچون شیر بی یال و دم و اشکمی می دانند که از رفرمیسم و اصلاح طلبی تنها نام آن را یدک می کشند !
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/353
متأسفانه همینطور هست، باید عطای "جریان اصلاحات" را نه خود "اصلاحات" را به لقایش بخشید. همان روزی که اصلاح طلبان بعد از ناکامی "معین"دست به سوی "هاشمی رفسنجانی"دراز کردند، فاتحه "اصلاحات" خوانده شد. اصلاح طلبان می خواهند به هر ترتیبی در عرصه سیاست باقی بمانند ، حتی اگر این باقی ماندن، به قیمت دور شدن از باورهای آنها باشد
Alan bade chand rooz be weblog sar zadam, avale hame umadam soraghe webloge to ke een khabar-ha ro khoondam, jedan shoke shodam o narahat.
Moteasefam...
ما می مانیم. این سرنوشت ماست.
بله نکته درستی است.متاسفانه این تغییر مواضع بر اساس تحلیلی درست صورت نمی گیرد و اگر بر این پایه بود اشکالی نداشت.
اون نطری که بی نام اومده مال من بود :(
خیلی پیچیده تر از این حرفها است
وبلا گ من يه روزه است.........يه سری بهش بزنين حيووني گنا دا ره...
تنهاست
http://hichkihichkas.persianblog.com/
بهتر است خویشتن دار باشیم. مایوس شدن از راهی که مورد توافق اکثریت است به خاطر مضایقی که مخالفان پیش می آورند تنها به سود آنهاست. باب بحث البته گشوده است ولی نباید تصور کرد اگر راههای جایگزین طی شوند مخالفان از سنگ اندازی خودداری می کنند. راه اصلاحات سخت و ناهموار است و کسانی که قدم در آن می گذارند باید آمادگی پیشاپیش برای مواجهه با مضایق احتمالی را داشته باشند مایوس شد. نباید در قضاوت شتاب کرد.
به نظر من که اصلاحات در ایران به اصطلاحات تبدیل شده!
بنام حق
هم میهن رفت، تا شرق و اعتماد ملی بمانند
سوالی کوچک، از نویسندگانی که در بند روزنامه های حزبی ، از آزادی می نویسند
باور کنیم
مسدود شدن هر سایت، خاموش شدن هر صدا، تعطیلی هر نشریه، بسته شدن یک دریچه به آسمان آزادی و اندیشه است، و اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، بدون دریچه ها، آسمان وجود دارد، پس! به آزادی و اندیشه بیندیشیم، پنجره بهانه است!
و اما!
روزی که روزنامه حزبی «هم میهن» بر خلاف انتظار و با وجود مثلث قدرتمند اقتصادی و سیاسی و فرهنگی «کرباسچی عطریانفر، قوچانی» در حد هفته نامه های «زرد و کوچه بازاری» پائین آمد و سقوط کرد و برای جذب توده، توام با مصاحبه، عکسی تمام صفحه و جذاب و زیبا، از بازیگری که انتشار فیلمی منتسب به او، شوک سنگینی به جامعه وارد کرد را چاپ نمود، حکم توقیف اخلاقی هم میهن نیز نوشته شد، اما بخاطر چرخه های سیاست، صادر نشد!، چرا که در هنگامه «مبارزه با بدحجابی» و «برخورد با اراذل و اوباش» و «سهمیه بندی بنزین» از بین مربع های پر هزینه و حزبی «اعتماد و اعتماد ملی و شرق و هم میهن» یک ضلع باید حذف می شد، و سرانجام در عصر صفار هرندی، توفیق توقیف، نصیب هم میهن «کارگزاران» گشت! و کرباسچی، آبرومندانه و با کمترین ضربه و هزینه، قبل از غرق شدن، خود را از ورطه سیاست بیرون کشید.
براستی! نویسندگانی که در «هم میهن» قلم می زدند، و از هم میهن حقوق می گرفتند، کرباسچی و کارگزاران و هاشمی را قبول داشتند یا نه؟!
مرگ بر استبداد