« تمسخر و توهین به مردان یا دفاع از حقوق زنان ؟ | صفحه اول | پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم‏‎‏ ‏( در آستانه کنسرت استاد محمد رضا لطفی ) »

توجیهاتی بدتر از گناه ! ( نقدی بر جوابیه زنستان )

یاداشت " تمسخر و توهین به مردان یا دفاع از حقوق زنان ؟ " همانطور که انتظار می رفت با حاشیه ها و نقطه نظرات بسیاری مواجه شد تا آنجا که امروز نشریه زنستان جوابیه ای را به قلم کسی که تصور می کنم طراح این تصویر باشد در دفاع از طرح صفحه اول و نقد جریان مردسالار حاکم و ... منتشر کرد !

من حقیقتا وقتی جوابیه را خواندم تا مدت ها فقط حسرت می خوردم از این توانایی بالا در استدلال و از بیان این همه دلایل بسیار قوی !! جوابیه زنستان یاداشتی است پر از خشم ، احساس ، بیراهه گویی و آسمان و ریسمان به هم بافتن که از موقعیت پست و غیر انسانی انسان ها و مشاهده کودکان گرسنه در آفریقا، زنان و کودکان جنگ های دوردست ها تا معادلات قدرت حاکم در رابطه " سوژه ی بیننده و فاعل" و" ابژه " و .... در آن دیده می شود !

اما تنها این را بگویم که این یاداشت خود سراسر پر از توهین به زنان است که تنها به یک نمونه کوچک آن اشاره می کنم . این خانم جوابیه نویس در ابتدای یاداشت خود فرموده اند : " " تصویر روی جلد شماره 26، انتقادی آشکار به شرایط و فضای جامعه ایست که در آن افراد به موجوداتی صرفا غریزی و شهوانی تقلیل داده شده اند. در واقع، کاریکاتوری است از این موقعیت پست و غیر انسانی که انسان ها را به موجوداتی بی روح، بی منطق و سرگردان تبدیل می کند و از آن ها می خواهد بدون بهره گیری از عقل و عاطفه، با چشمانی بسته بر حقایق و وضعیت اسف بار جامعه شان، به زندگی ای غیر انسانی و پست تن دهند. " "

با توجه به انتقادات خیلی روشنفکرانه ای ایشان و بیان اینکه تصویر ، انتقادی به موقعیت های پست و غیر انسانی " انسانها " است و با توجه به اینکه در این تصویر دو مرد را در آن حالت نشان می دهد می توان نتیجه گیری کرد که از نظر این دوستان انسانها برابر است با مردها !

از این اشکالات محتوایی که در این جوابیه فراوان است و درباره اشکالات فرمی تنها به این دوست طراح باید بگویم که تصور می کنم بهتر باشد اطرافیان ایشان چندین کاریکاتور بهشان نشان دهند تا فرق بین کاریکاتور و عکسی که با دانش نقاشی مهد روی آن کار شده است را بهتر بدانند ! و باید بگویم تصور می کنم زمان آن گذشته است که با بکار بردند واژگان به اصطلاح تخصصی مانند کلیشه شکنی ، ابژه ، رابطه سوژه و فاعل و ... سر ما را به گیجی ببرند که ما از این رنگها و حناها هزاران دیده ایم !

در ادامه برای مطالعه بیشتر نظران دیگر دوستان پیشنهاد می کنم که به لینک این یاداشت در راز نو و به لینک این یاداشت در سایت بالاترین مراجعه کنید !

در اینجا تنها به یاداشت دوست نادیده ای اشاره می کنم که در قسمت نظرات این مطلب در سایت بالاترین این یاداشت را نوشته اند که حقیقتا آن را پر از نکاتی دیدم که برای من هم بسیار قابل تامل است :

" " دوستان عزیزی که این کارتون را توهین آمیز ندانسته اید و یا به نحوی از آن دفاع نموده اید ! خوتان خوب میدانید که تشبیه انسان به حیوانات مختلف ، معانی مختلفی دارد و این تشبیه تنها به صرف اینکه مشبه به یک حیوان است الزامن توهین آمیز نیست ! چه بسا تعریف نیز باشد . مثال عرض میکنم : اگر به شخص شجاعی بگویند مثل شیر ، آیا او حس میکند به او توهین شده است ؟ آیا تنها به صرف اینکه به یک حیوان تشبیه شده است او احساس توهین می کند ؟ مسلما نه ! چرا که خود او نیز خوب میداند که وجه بارز شیر شجاعت و جنگاوری اوست . یا اگر به انسان بسیار درشت اندامی بگویند مثل فیل است ، آیا او احساس می کند به او توهین شده ؟ مسلما نه ! چون خود او نیز میداند که وجه بارز فیل ، اندام عظیم و با شکوه آن است . و به همین دلیل هم وقتی به زنی بگویند مثل ماهی مسلما او به دلیل تعداد کم سلول های عصبی ماهی احساس توهین نمیکند و آنرا تعریفی در بیان اندام متناسب و موزون خود میداند . همانطور که آن مردان از وجود شیر یا فیل احساس خون ریزی و بی رحمی و یا بینی دراز و تنبلی را برداشت نکردند .

دوستان عزیز ! در هر تشبیهی عنصری وجود دارد به نام وجه شبه که عنصر تعیین کننده ارتباط بین مشبه و مشبه به است . شما به ما بگویید که وجه شبه این کارتون که میفرمایید توهین کننده نبوده است ، بلکه نشانه تعریف است چیست ؟

و گرنه هر مردی حق دارد خانم های فمینیست زنستان را زنانی تصور کند که از سر ضعف و ناتوانی ، تن به ادبیات لمپن و فحاشی و تمسخر داده اند . یاد کتابی افتادم که سالها پیش درباره تاریخچه ی مبارزات فمینیستها میخواندم که در آن کتاب ، به گروه هایی اشاره شده بود که به دلیل آنکه رابطه زناشویی را رابطه ای نابرابر می دیدند حاضر به ازدواج نشده بودند و پس از گذشت سالها تبدیل به پیر دخترانی شده بودند که حتی پیروان معتدل تر آنها ( که ازدواج کرده بودند ) نیز از آنها ( که مبتلا به بیماری روانی مرد گریزی و مرد ستیزی شده بودند ) می گریختند . تاریخ دوباره تکرار میشود ... " "


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/350


نظرات

كوروش ضيابري :

سلام سيامك جان. در پست قبلي‌ات با خودم فكر كردم حالا كه هرچه مي‌نويسم نمي‌خواني، بهتر است يك مقدار بد و بيراه بگويم شايد دلم خنك شد. چون باور كن تو هم اگر جاي من بودي واكنش متفاوتي نداشتي... خودت تصور كن، تقريباً دو سال و نيم مي‌شود كه دارم برايت هر ماه يك بار، كامنت و ايميل مي‌نويسم. وقتي پاسخي به هيچكدام از آنها نمي‌آيد حتي يك اعلام وصول، نمي‌شود حمل بر سرشلوغي كرد! با اين حال، واقعاً از گرفتن پيامت خوشحال شدم و دلم خنك شد. چون فكر مي‌كردم كينه‌يي چركين هست كه نمي‌خواهي رو كني... با اين حال واقعاً شادم كردي. دستان هنرمندت را كه اينگونه لاطائلات آن مجله‌ي كذايي را به چالش گرفتي مي‌فشارم. خوشحال مي‌شوم اگر بيشتر بتوانيم صحبت كنيم. فكر نكن رويم زياد شده و... ولي اگر يك شماره‌ي همراه بدهي كه با تو تماس بگيرم و كمي گپ بزنيم، خوشحال مي‌شوم. يا علي

مخاطب :

لطفا لینک خود مطلب زنستان را هم به نقدتان اضافه کنید این شرط نوشتن و شجاعت و البته نقد است

راز نو : اگر یک مقدار دقت کنید می بینید که در جایی که جوابیه ای نوشته شده به مطلب زنستان لینک داده شده !

پویا :

سیامک عزیز سلام. بدون اینکه بخواهم در اینجا موضعی به نفع کسی یا بر علیه کس دیگری بگیرم، با دیدن آن عکس اینطور برداشت کردم که با گذاشتن امکان قانونی و عملی برای ازدواج موقت مردان چهار دست و پا به دنبال آن روان می شوند. و باز برداشت از چهار دست و پا به معنی با رغبت و ولع شهوانی یعنی دادن قدرت و برتری به نیازهای جنسی او. هنوز هم فکر می کنم واقعیتی در این برداشت و آن تصویر وجود دارد بدون اینکه بخواهم مبالغه کنم. مرد در جامعه ی مرد سالار هم محصول همان روابط و ساختار مردسالار است. اما می شود گفت ولع و رغبت مردان به این قوانین غیرانسانی را می شد به شکل دیگری هم نشان داد. مثلا با دویدن مردی مرفه و سرخوش با نگاهی شهوانی و با آبی که از لب و لوچه اش می ریزد. یک طرح کاریکاتور واقعی و نه عکس. اینها را می گویم برای اینکه موضوع را نه از نگاه زن که از نگاه مرد هم می شود نشان داد. کاری که گویا سازنده ی آن عکس خواسته بکند
دوست من بگذار این ظرافت دید را داشته باشیم که آن عکس را به معنای کلیشه ی مرد نگیریم. بدیهی است که مردان را نمی شود بعنوان یک کاته گوری اجتماعی همه را زیر یک چتر جمع کرد. فکر می کنم دوستان سایت زنستان هم این را بدانند.
شاد باشی
پویا

:

az kasi ke too weblogesh akse niki karimio dar hale bay bay kardan gozashte,entezare darke bishtary nemire,shoma besyaaar bi manteghid

:

يكي از چيزهايي كه هميشه باعث شده برخي از خانمهاي فهيم ترديد داشته باشن در پيوستن به اين جنبش فمينيستي همين اصرار بر حماقت هست. دوستان عزيز در سايت زنستان اگه يك معذرت خواهي كوتاه ميكرديد به شعور شما ايمان مياوردم. با خوندن جوابيه شما به عنوان يك زن فقط خجالت كشيدم.

كوروش ضيابري :

سيامك جان پست جديدم را اگر فرصت كردي بخوان. نظرت برايم مهم است. و همينطور حالا كه كامنت قبلي‌ام را خواندي، پاسخش را هم در صورت امكان بده...

hjffh :

http://www.divshare.com/download/1128415-539

آریوبرزن :

دوست عزیز مطلبتان را خواندم و از ابراز لطفتان نسبت به کامنت این حقیر سپاسگزارم . در همین زمینه مطلبی نوشته ام که خوشحال خواهم شد نگاهی بدان اندازید

ramtin :

کار زنستان کار چندش اور بود. جز از فمینیست ها وطنی که از شعور چیزی نفهمیدن بر نمی امد.

banafshe :

متأسفانه این یکی از خصلتهای بد ما ایرانی هاست
که برای بالا بردن خودمون یا گروهی که به آن تعلق خاطر داریم،به تخریب شخصیت فرد یا گروه مقابل خود می پردازیم،البته حالا آقایون هم زیاد شلوغش نکنند اینهمه به خانمها توهین شده یکبار هم آقایون مزه تحقیر شدن را بچشند

علیرضا :

سلام سیامک
می دونی من برای جنبش زنان ایران احترام قائلم ولی اگه بخوام بی رو در بایستی بگم بعضی هاشون واقعا لیاقت اینو ندارند که در جمع این جنبش باشند...این گروه خاص به شدت تخیل گرا و با عرض معذرت دارای عقاید به شدت افراطی هستند که از سوی دیگر فمینیست های معتدل هم طرد می شوند...چه می شود کرد سیامک جان؟ اگه قرار بود اینها بارویه درستی به مسائل زنان نگاه می کردند که من فکر می کنم تا حالا می تونستن موفقیت بیشتری برای اگاه کردن زنان داشته باشند نه اینکه تا وقتی اسمشون میاد یه عده از خودشون با اینها مخالفت میکنند.

نرگس :

کار درستی نبود جناب قاسمی!

يه مخاطب :

آقاي محترم درسته كه كار زنستان كاري نابخردانه بوده و منظوري كه گفته رو با زباني چنان الكن القا كرده كه به ضد خودش تبديل شده اما به نظرم اين پيگيري شما هم در كوبيدن جنبش زنان چندان خالي از كم لطفي نيست.. اين جنبش به اندازه ي كافي از طرف حاكميت كوبيده ميشه .. بي ترديد اين جنبش به دليل نوپا بودن خالي از اشكال نيست و گاهي در چنبره ي آزمون و خطا گرفتار ميشه و عملكردي قابل نقد رو بروز ميده اما در حقانيت خواست هاي زنان شك نكنيد و سعي نكنيد به خاطر يك حركت اشتباه تمام دستاوردهاي دوستان رو زير سوال ببريد. اين رفتار خصمانه ي شما كمي بودار به نظر مي رسه.. مثل همون كاريكاتور كه به نظرم بدترين و غير قابل دفاع ترين كار بعضي از فمينيستا بود . متاسفانه حركت هاي سكتاريستي بعضي وقتها كار دست كساني ميده كه ادعاي آوانگارد بودن دارند.. اميد اينكه با تمرين اخلاق سياسي بتونيم به اهداف مشتركمون دست پيدا كنيم و دوشادوش بر قله ي افتخار پرچم آزادي رو به اهتزاز در بياريم

تهمينه :

با سلام و احترام
كاملا به شما حق مي دهم كه رنجيده خاطر باشيد و احساس توهين و تحقير كنيد اما نه از دست نشريه ي زنستان و آن تصوير روي جلد. بلكه از آقاي وزير كشور و جنابان قانون گذار كه مردان را موجودات هوس باز و بي اراده فرض كرده اند. كساني كه معتقدند زنان بايد خودشان را بپوشانند تا از دسترس مردان دور باشند؛ مردي كه با ديدن برجستگي هاي بدن زنان تحريك مي شود ، مردي كه كنترلي بر غريزه ي خود ندارد. در مورد ازدواج موقت هم اين مردانند كه بيشتر مخاطب قرار گرفته اند: مردان بايد بروند موقتا ازدواج كنند و ميل جنسي خود را قانوني ارضا كنند به جاي اين كه با راههاي غير شرعي موجبات فساد جامعه را پديد آورند. اما به گفته ي خودشان "شرع از زن تحمل بيشتري مي خواهد تا مرد"(عين جمله)
اين تصوير اتفاقا تصوير جالبي بود اگر يك علامت سئوال آن وسط مي گذاشتند و به آقاي وزير كشور مي گفتند: منظورتان اين است؟ منظورتان اين است كه مردان حيوانند؟...
بهرحال بي شك خودتان هم مي دانيد كه منظور نشريه زنستان-هرچه بوده- توهين به مردان نبوده كه اگر اين طور است بايد حداقل در يكي از نوشته هايش به اين موضوع اشاره مي شد يا نه؟ انگار دوستان كل هويت مجله را در جلد آن خلاصه مي كنند.
من هم با برخي از نظرات خانوم تارا نجداحمدي مخالفم و اگر منظورشان از تصوير "انسانها" بود مي توانستند از هر دو جنس استفاده كنند.فقط همين.با گفتن اين مسئله خيلي راحت مي توانستند به اين دعواها پايان دهند.
اما چيزي را كه من نمي توانم از آن بگذرم و به نظرم واقعا توهين است ربط دادن اين تصوير به كل فمنيستهاست. اگر هم اشتباهي صورت گرفته از طرف خانوم نجد احمدي بوده و ديگر خيلي بخواهيم ارفاق بدهيم از طرف كل نشريه زنستان . به فمنيست ها چه ربطي دارد؟ كه دوستان دائم در نوشته ها و كامنت هايشان آنها را مورد لطف قرار داده اند و هوار مي كشند كه ببينيد اين جنبش فعال زنان اين فمنيست ها كه از حقوق برابر حرف مي زنند چه توهين هايي به ما مردان مي كنند و بعد معذرت خواهي هم نمي كنند ((اگر منظور نشريه را شما اشتباه متوجه شده ايد چرا بايد از شما معذرت خواهي كنند؟ ))
وقعا متوجه شدم دوستان محترم دنبال فرصتي مي گشتند كه فمنيست ها را به صلابه بكشند خوب موقعيتي گيرتان آمده. كه يك اشتباه ساده را به تاريخ مبارزتان فمنيست بچسپانيد و هر چه دل تنگتان خواست بگوييد. بهتان پيشنهاد مي كنم از اين فرصت خوب استفاده كنيد و همه جا جار بزنيد تا همه ي كساني كه از فمنيست ديد اشتباهي در ذهن دارند بيشتر دچار سوتفاهم شوند.... اما خواهش مي كنم بعد از آن ديگر از حقوق برابر و حق انساني حرف نزنيد!

:

با سلام
هرچند قدری از ماجرا گذشته است و شاید بهتر آن باشد که کمتر به آن پرداخته شود اما خوب است به دو نکته توجه کنیم:
یک : آن روی جلد کار خوبی نبود و جوابه ای که داده شد کاری بد ! دفاع از موضوع و موضع غیر قابل دفاعی بود که با یک پوزش و یا توضیح میتوانست براحتی رفع شود.
دو: تعمیم این موارد به کل فمنیستها هم کار درستی نیست وباید بپذیریم که جنبشهای فمنیستی مانند هر جریان فکری و اجتماعی دیگری عموما دارای
گرایشها و طیفهای وسیعی هستند که بعضا افراطی گری و مردستیزی راهم شامل میشود.
هرچند و مع الاسف در جامعه ماسکانداران این ماجراهم همانند بسیاری دیگر از جریانات فکری و اجتماعی دیگر از اعتدال لازم کم بهره اند که این خود بحثی است دیگر و دردی دیگر.

بیژن :

درود بر شما آقای قاسمی

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007