احمدی نژادیسم !
آیا اگر فردا صبح که از خواب بیدار شدید از رسانه ها بشنوید که دولت اعلام کرده است که حکوت جمهوری اسلامی به حکومت لیبرال دموکرات و یا جمهوری سوسیالیستی تغییر هویت داده است تعجب می کنید ؟!
این روزها آنچه که در جامعه ما به ویژه در هرم مدیریتی جامعه در بخش های گوناگون به عنوان اپیدمی مدیریتی باب شده است ، تفکر و مدلی است که من از آن به عنوان مکتب احمدی نژادیسم نام می برم !
احمدی نژادیسم مکتبی است که در آن تصمیمات مهم و حیاتی و دگرگون کننده هویت ، اقتصاد ، سیاست و ورزش یک شبه گرفته می شود و اجرا می گردد و در نهایت اگر آن تصمیم باعث ضرر و زیان هم شود ، علت آن ضرر و زیان به هزار آسمان و ریسمان بافته می شود .
در دولتی که یک شبه اعلام می گردد سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید برچیده شود ، در دولتی که یک شبه اعلام می شود که نرخ سود تسهبلات بانکی باید 12 درصد باشد ، در دولتی که یک شبه اعلام می شود سهمیه بندی بنزین از فردا اعمال می شود ، در دولتی که یک شبه همه مدیران یکی از قدیمی ترین شرکتهای بیمه کشور از کار برکنار می شوند ، در دولتی که یک شبه اعلام می شود اسرائیل باید از نقشه جغرافیای جهان حذف شود و ... دیگر نباید از تصمیمات یک شبه دولت تعجب کرد . همه اینها نشان دهنده ی سیاست یا عدم سیاستی است که جامعه را در شرایط عدم ثبات کامل قرار داده است و آنچه که امروز به عنوان گهر نایاب تصمیمات حکومتی در ایران است ثبات در تصمیمات است
احمدی نژادیسم مکتبی است که در آن با شعار انجام کارهای انقلابی و برای ایجاد تحول در سیستم های مدیریتی کشور تصمیماتی اتخاذ می شود که حتی یک برگ کار کارشناسی و مطالعاتی برای آنها وجود ندارد و تنها چیزی که از آنها نصیب مردم می شود ، ضرر و خسران فراوان مالی و روانی خواهد بود ! حقیقتا آیا به این اندیشیده اید که ثبات به معنای عام آن در این شرایط جامعه ما چه معنایی دارد و شما حداکثر تا چه زمانی در آینده را می توانید برای خودتان برنامه ریزی کنید ؟ آ
و این موج احمدی نژادیسم امروز از مرزهای دولت فراتر رفته است و به دیگر نهاد های حکومتی نیز سرایت کرده است . آخرین نمونه آن تصمیم تازه نیروی انتظامی است که اعلام کرده است که راستای سیاست های اصل 44 برای توسعه خصوصی سازی ، این نیرو قصد دارد که باشگاه فرهنگی ورزشی پاس را با قدمت چهل و چند ساله یک شبه منحل کرده و به استانداری همدان منتقل کنند و نام شهدای الوند را برای باشگاه جدید انتخاب کرده اند !!
حالا اینکه باشگاه ریشه داری مانند پاس که چندین نسل از بزرگان ورزش ایران در آن فعالیت داشته اند ، مگر ارث اجدادی فرماندهان و مدیران نیروی انتظامی است که به این شکل و یک شبه تصمیم به انحلال و واگذاری امتیازش به یک نهاد دولتی مانند استانداری همدان می گیرند ، ا... العلم !
و جالبتر آنکه من هر چقدر در این روزها به این موضوع اندیشیده ام که استانداری همدان چه نسبتی با بخش خصوصی دارد که اعلام می شود در راستای سیاست های خصوصی سازی باشگاه پاس به استانداری همدان منتقل شده است ، به جایی نرسیدم و دسته آخر به این نتیجه رسیده ام که شاید دولت در یکی از تصمیمات یک شبه ی خود و راستای سیاست های خصوصی سازی ، وزارت کشور و استانداری ها را هم به بخش خصوصی واگذار کرده است .
