« May 2007 | صفحه اصلي | July 2007 »

June 30, 2007

توجیهاتی بدتر از گناه ! ( نقدی بر جوابیه زنستان )

یاداشت " تمسخر و توهین به مردان یا دفاع از حقوق زنان ؟ " همانطور که انتظار می رفت با حاشیه ها و نقطه نظرات بسیاری مواجه شد تا آنجا که امروز نشریه زنستان جوابیه ای را به قلم کسی که تصور می کنم طراح این تصویر باشد در دفاع از طرح صفحه اول و نقد جریان مردسالار حاکم و ... منتشر کرد !

من حقیقتا وقتی جوابیه را خواندم تا مدت ها فقط حسرت می خوردم از این توانایی بالا در استدلال و از بیان این همه دلایل بسیار قوی !! جوابیه زنستان یاداشتی است پر از خشم ، احساس ، بیراهه گویی و آسمان و ریسمان به هم بافتن که از موقعیت پست و غیر انسانی انسان ها و مشاهده کودکان گرسنه در آفریقا، زنان و کودکان جنگ های دوردست ها تا معادلات قدرت حاکم در رابطه " سوژه ی بیننده و فاعل" و" ابژه " و .... در آن دیده می شود !

اما تنها این را بگویم که این یاداشت خود سراسر پر از توهین به زنان است که تنها به یک نمونه کوچک آن اشاره می کنم . این خانم جوابیه نویس در ابتدای یاداشت خود فرموده اند : " " تصویر روی جلد شماره 26، انتقادی آشکار به شرایط و فضای جامعه ایست که در آن افراد به موجوداتی صرفا غریزی و شهوانی تقلیل داده شده اند. در واقع، کاریکاتوری است از این موقعیت پست و غیر انسانی که انسان ها را به موجوداتی بی روح، بی منطق و سرگردان تبدیل می کند و از آن ها می خواهد بدون بهره گیری از عقل و عاطفه، با چشمانی بسته بر حقایق و وضعیت اسف بار جامعه شان، به زندگی ای غیر انسانی و پست تن دهند. " "

با توجه به انتقادات خیلی روشنفکرانه ای ایشان و بیان اینکه تصویر ، انتقادی به موقعیت های پست و غیر انسانی " انسانها " است و با توجه به اینکه در این تصویر دو مرد را در آن حالت نشان می دهد می توان نتیجه گیری کرد که از نظر این دوستان انسانها برابر است با مردها !

از این اشکالات محتوایی که در این جوابیه فراوان است و درباره اشکالات فرمی تنها به این دوست طراح باید بگویم که تصور می کنم بهتر باشد اطرافیان ایشان چندین کاریکاتور بهشان نشان دهند تا فرق بین کاریکاتور و عکسی که با دانش نقاشی مهد روی آن کار شده است را بهتر بدانند ! و باید بگویم تصور می کنم زمان آن گذشته است که با بکار بردند واژگان به اصطلاح تخصصی مانند کلیشه شکنی ، ابژه ، رابطه سوژه و فاعل و ... سر ما را به گیجی ببرند که ما از این رنگها و حناها هزاران دیده ایم !

در ادامه برای مطالعه بیشتر نظران دیگر دوستان پیشنهاد می کنم که به لینک این یاداشت در راز نو و به لینک این یاداشت در سایت بالاترین مراجعه کنید !

در اینجا تنها به یاداشت دوست نادیده ای اشاره می کنم که در قسمت نظرات این مطلب در سایت بالاترین این یاداشت را نوشته اند که حقیقتا آن را پر از نکاتی دیدم که برای من هم بسیار قابل تامل است :

" " دوستان عزیزی که این کارتون را توهین آمیز ندانسته اید و یا به نحوی از آن دفاع نموده اید ! خوتان خوب میدانید که تشبیه انسان به حیوانات مختلف ، معانی مختلفی دارد و این تشبیه تنها به صرف اینکه مشبه به یک حیوان است الزامن توهین آمیز نیست ! چه بسا تعریف نیز باشد . مثال عرض میکنم : اگر به شخص شجاعی بگویند مثل شیر ، آیا او حس میکند به او توهین شده است ؟ آیا تنها به صرف اینکه به یک حیوان تشبیه شده است او احساس توهین می کند ؟ مسلما نه ! چرا که خود او نیز خوب میداند که وجه بارز شیر شجاعت و جنگاوری اوست . یا اگر به انسان بسیار درشت اندامی بگویند مثل فیل است ، آیا او احساس می کند به او توهین شده ؟ مسلما نه ! چون خود او نیز میداند که وجه بارز فیل ، اندام عظیم و با شکوه آن است . و به همین دلیل هم وقتی به زنی بگویند مثل ماهی مسلما او به دلیل تعداد کم سلول های عصبی ماهی احساس توهین نمیکند و آنرا تعریفی در بیان اندام متناسب و موزون خود میداند . همانطور که آن مردان از وجود شیر یا فیل احساس خون ریزی و بی رحمی و یا بینی دراز و تنبلی را برداشت نکردند .

دوستان عزیز ! در هر تشبیهی عنصری وجود دارد به نام وجه شبه که عنصر تعیین کننده ارتباط بین مشبه و مشبه به است . شما به ما بگویید که وجه شبه این کارتون که میفرمایید توهین کننده نبوده است ، بلکه نشانه تعریف است چیست ؟

و گرنه هر مردی حق دارد خانم های فمینیست زنستان را زنانی تصور کند که از سر ضعف و ناتوانی ، تن به ادبیات لمپن و فحاشی و تمسخر داده اند . یاد کتابی افتادم که سالها پیش درباره تاریخچه ی مبارزات فمینیستها میخواندم که در آن کتاب ، به گروه هایی اشاره شده بود که به دلیل آنکه رابطه زناشویی را رابطه ای نابرابر می دیدند حاضر به ازدواج نشده بودند و پس از گذشت سالها تبدیل به پیر دخترانی شده بودند که حتی پیروان معتدل تر آنها ( که ازدواج کرده بودند ) نیز از آنها ( که مبتلا به بیماری روانی مرد گریزی و مرد ستیزی شده بودند ) می گریختند . تاریخ دوباره تکرار میشود ... " "

June 29, 2007

تمسخر و توهین به مردان یا دفاع از حقوق زنان ؟

تصویری را که در زیر می بینید تصویر روی جلد آخرین شماره نشریه اینترنتی " زنستان " است که در این شماره ( شماره بیست و ششم ) به بررسی ازدواج موقت و نکوهش آن پرداخته است .

cover26.jpg

با یاداشت ها و گزارش های این شماره زنستان کاری ندارم و تنها امیدوارم که دوباره مجبور نشوند مانند شماره قبل که در اینجا به آن اشاره کردم خودشان یاداشت های خودشان را بردارند ! اما در مورد تصویر صفحه اول تنها می توانم بگویم عمیقا متاسفم ! روشنفکری و نو گرایی و تلاش برای برابری حقوق این دوستان یعنی این ؟!

آیا به تعبییر این دوستان مردان موجوداتی چهارپا هستند ؟! آیا تلاش برای احقاق حقوق زنان یعنی چهارپا پنداشتن مردان ؟ به راستی هدف مسئولین این نشریه از ویرایش این تصویر و انتخاب آن برای روی جلد شماره ای از نشریه که به ازدواج موقت پرداخته چیست؟ من واقعا دوست دارم بدانم مسوولان این نشریه با چه ایده و هدفی این عکس را کار را کرده اند ؟ آیا فمینیسم در مکتب این دوستان یعنی تمسخر و توهین به مردان ؟

تنها امیدوارم که بتوانم توضیحی ازمسوولان این نشریه بشنوم و بیشتر امیدوارم که این بار هم مجبور نشوند که خودشان این توهین را ماستمالی کنند و این عکس را بردارند . در پایان تنها این را بگویم که پرواضح است اگر مردان ایران موجودات چهار پایی هستند ، حتما همه ما ( زنان و مردان ) چهارپا زادگانی بیش نیستیم ... !

در همین زمینه :

توجیهاتی بدتر از گناه ! - راز نو ( نقدی بر جوابیه زنستان )

June 28, 2007

سهمیه بندی بنزین : سزارین در شش ماهگی !

آقای حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی امروز در مصاحبه با خبرنگاران با تشبیه آغاز طرح سهمیه بندی بنزین به تولد یک نوزاد گفته اند : با هر نوزادي كه متولد مي‌شود مقداري چرك و خون به دنبالش به دنيا اضافه مي‌شود. اجراي سهميه‌بندي بنزين نيز تولد يك نوزاد است و بايد مقدمش را گرامي داشت و انتظار معقولي است كه به همراه آن چرك و خون نيز به وجود بيايد!

اما آقای حداد عادل ! با آنکه همه کارشناسان این موضوع را تایید می کنند که قیمت بنزین در ایران بسیار ارزان است و حتما نیاز به این امر بوده و هست که قیمت آن به قیمت بازار های جهانی نزدیک شود اما مشکل آنجا است که سیاستهای در پیش گرفته شده به جای آنکه نوزاد مورد اشاره شما را پس از نه ماه به روش طبیعی به دنیا آورد ، نوزاد را به شکلی نارس و عقب مانده و در شش ماهگی و آنهم با روش سزارین به دنیا آورده است و برای همین ، خون و چرک حاصل از این تولد فراتر از مقدار طبیعی آن به نظر رسیده و نوزاد به دنیا آمده نیز عقب مانده و نارس است .

آیا بهتر نبود بجای این تصمیم دفعی که اثرات فراوانی را بر جامعه می گذارد در یک فرایند چند ساله و پلکانی و با افزایش تدریجی نرخ بنزین ، اجازه می دادیم که این نوزاد در شرایطی کاملا مطلوب و به روش طبیعی به دنیا آید ؟

June 27, 2007

گزارش تصویری سانسور شده خبرگزاری ایسنا درباره حوادث دیشب

تکلمه :

توضیح دو نکته را ضروری می دانم :

1- وبلاگ رازنو هیچگونه مسوولیتی را در قبال سایت ها و وبلاگهایی که از عکس های این وبلاگ استفاده کرده و یا به آنها لینک داده اند نمی پذیرد .

2- سایت خبرگزاری ایسنا امروز نزدیک به 5 ساعت Downtime ( زمان قطعی ) داشته است و دلیل آن را ترافیک بالای سرورهای سایت بیان می کنند . اما در مورد عکس های ایسنا ، با آنکه تا ساعتی پیش بسیاری از این عکس ها از روی سایت برداشته شده بود اما گویا ایسنا دوباره این عکس ها را در گزارش های تصویری خود کار کرده است . طبیعتا در زمان گذاشتن این پست بنده به علم غیب دسترسی نداشتم که بدانم ایسنا با حرکات آسانسوری عکس ها را بر می دارد و دوباره می گذارد .

**************

این عکس ها قسمتی از عکس های است که خبرگزاری ایسنا از حوادث دیشب تهران منتشر کرده بود ! اما جالب آنجاست که این عکس ها تنها ساعتی پس از انتشار به دلیل فشار های فراوان نهادهای خاص از روی سایت خبرگزاری ایسنا برداشته شده است !!

123452.JPG

12346.JPG

3444.JPG

233356.JPG

343444.JPG

345556.JPG

434343.JPG


گزارش تصویری از ساعاتی پیش از آغاز سهمیه بندی بنزین

با همان روشی که در یاداشت احمدی نژادیسم گفته بودم ، بازهم در یک تصمیم شبانه و بدون هیچگونه اطلاع رسانی قبلی ساعتی پیش اعلام شد که طرح سهمیه بندی بنزین از نیمه شب امشب آغاز می شود و این خبر کافی بود تا تهران و ایران را در التهاب عجیبی فرو برد .

در گشتی شبانه آنچه را که می دیدم ترافیک و ازدحام و هجوم عجیب ماشین ها به پمپ های بنزین ها و پیت هایی پر از بنزین بود که در دستان مردم جابجا می شود و جالب آن است که از همین امشب بازار سیاه فروش بنزین به شدت آغاز شده بود و مردم برای اینکه بعد از آغاز سهمیه بندی بدون بنزین نمانند حتی به قیمت لیتری 1000 تومان شروع به خرید بنزین از دست فروش ها می کردند .

عکس ها ازدحام ماشین ها در ساعت 23 ( یک ساعت مانده به جیره بندی ) در بزرگراه چمران - پمپ بنزین پل گیشا است :

IMG_6286.jpg

IMG_6306.jpg

IMG_6293.jpg

IMG_6294.jpg

IMG_6310.jpg

IMG_6318.jpg

در همین زمینه :

بنزين از امشب سهميه بندي مي شود - فارس

June 22, 2007

استفان هاوکینگ به ایران نمی آید !

در حالی که نزدیک به سه هفته دیگر المپیاد جهانی فیزیک امسال در اصفهان ایران برگزار می گردد ، شنیده ام که سفر استفان هاوکینگ فیزیکدان برجسته معاصر به ایران که قرار بود همزمان با برگزاری المپیاد جهانی فیزیک امسال باشد لغو شده و وی به ایران نخواهد آمد .

این در حالی است که طی ماه گذشته و هنگامی که IPM ( پژوهشگاه دانشهای بنیادی ) اعلام کرد که استاد دانشگاه کمبریج و فیزیکدان برجسته معاصر استفان هاوکینگ سفری به ایران خواهد داشت موجی از شادی در بین علاقمندان به دانش در ایران به راه افتاده بود .

استفان هاوکينگ از دانشمندان برجسته فيزيک نظري است که نقش مهمي در تحول فيزيک گرانش و به ويژه فيزيک سياهچاله ها در چند سال گذشته داشته است و مسائل اساسي و مهمي را در اين زمينه مورد خطاب قرارداده است . در حال حاضر او استاد فيزيک نظري در دانشکده فيزيک نظري و رياضيات کاربردي دانشگاه کمبريج و صاحب کرسي لوکاس است که دانشمندان بزرگي همچون نيوتون و ديراک صاحب آن بوده اند.

هاوکينگ علاوه بر کار علمي تخصصي خود نقش مهمي را در عمومي کردن علم داشته است و چندين کتاب در اين زمينه نوشته که برخي از آنها نيز به فارسي ترجمه شده است از جمله "تارِِِيخ مختصر زمان".

آنچه هاوکينگ را از ساير دانشمندان هم طراز خود متمايز کرده و باعث توجه ويژه رسانه ها و عامه به وي شده و او را تا حد يک شخصيت اجتماعي مشهور و ويژه بالا برده است وضعيت جسماني خاصش است . از زمان جواني در 21 سالگي در حالي که دانشجوي دانشگاه کمبريج بود مشکلات حرکتي را حس کرد و پس از معاينات معلوم شد که دچار بيماري علاج ناپذيرlateral sclerosis) Amyotrophic ) ALS مي باشد .
با روحيه قوي عليرغم انتظار متفاوت و مايوس کننده اي که پزشکان داشتند تا هم اکنون که 65 سال با بيماري مبارزه کرده است . هرچند بيماري پيشرفت کرده و امکان هرگونه حرکتي حتي سخن گفتن را از او گرفته است ولی او با انرژي و اميد, به کار علمي خود و گسترش دانش ادامه داده است . اين تلاش و موفقيت خاص, او را در زمره شخصيت هاي نمونه در جهان قرار داده است .

اما در مورد سفر او به ایران در صحبتهایی که چند روز قبل با یکی از مسوولین برگزاری المپیاد جهانی فیزیک امسال داشتم متوجه شدم سفر هاوکینگ به ایران در حالی لغو شده است که حضور او در ایران می توانست عاملي براي شناساندن علوم به ويژه فيزيک و جايگاه مهم آن به جوانان باشد .علاوه بر آن با توجه ويژه اي که به ايشان مي شد اين امر مايه توجه بيشتر از طرف ساير دانشمندان به ايران می توانست شود و می توانست در ارتقاء سطح کيفيت فعاليت هاي علمي و همچنين روابط علمي ايران با دانشمندان ساير کشورها اثر به سزايي داشه باشد .

اما شنیده ها حاکی از آن است که به نظر می رسد به هاوکینگ توصیه شده است که در شرایط کنونی از سفر به ایران پرهیز کند و عدم سفر او بیشتر به دلایل عدم ثبات سیاسی - امنیتی در داخل ایران بوده است . در شرایطی که بسیجیان کشور ما سفارت انگلیس را محاصره کرده و قصد حمله به آن را داشته اند این طبیعی ترین توصیه از کشور انگلیس به هاوکینگ است که در این شرایط نا امن کنونی از سفر به ایران اجتناب کند .

تصور می کنم اینها کمترین تاوانی است که کشوری که در تحریم جهانی قرار دارد باید بپردازد !

June 20, 2007

پیروزی بزرگ برای جنبش زنان : اجرای حکم سنگسار متوقف شد

فوری : لحظاتی پیش با استفاده از منابع کاملا موثق در جنبش زنان ایران با خبر شدم ، اجرای حکم سنگسار زن و مرد تاکستانی که قرار بود فردا صبح اجرا شود با پیگیری های همه جانبه فعالان جنبش زنان ایران و با دستور مستقیم آیت الله شاهرودی رییس قوه قضاییه متوقف شد !

این پیروزی بزرگ و دستور توقف حکم سنگسار این زن و مرد در حالی به وقوع پیوست که حتی گودالي را که قرار بود حکم در آن اجرا بشود در بهشت زهرا تاکستان کنده شده بود !! لازم به ذکر است که این خبر در گفتگوی تلفنی با رییس دادگستری شهرستان قزوین نیز تایید شده است !

به همه فعالان جنبش زنان، کوشندگان حقوق بشر و زنان و مردان آزاده این پیروزی بزرگ مدنی و اجتماعی را تبریک می گویم !

تکمه :
خبری که در بالا گفته شد پس از دقایقی توسط خبرگزاری فارس و سایت خبری میدان نیز منتشر شد . درهمین زمینه :

رييس کل دادگستري قزوين: اجراي حکم سنگسار در تاکستان متوقف شد! - میدان

اجراي حكم سنگسار در تاكستان قزوين متوقف شد> - خبرگزاری فارس

June 19, 2007

مهرورزی برای همه ایران

در سفری که چند ماه قبل به جنوب استان سیستان و بلوچستان داشتم ، آنچه را که آنجا دیدم جز افسوس چیزی نبود ‏‏!‏

مردمانی که با افتخار و غرور خود را ایرانی می دانستند و خاکشان را قسمتی جدایی ناپذیر از ایران می دانستند ، ‏و با آنکه از ایران تنها محرومیت و فقرش نصیبشان شده است ولی با همه ی این شرایط ، باز همچنان با تعصب ‏عجیبی از هویت ملی حودشان دفاع می کردند !‏

در این روزها که شنیدم و خواندم که طوفان گونو ، مصائب سختی را برایشان پدید آورده است و تنها به این می ‏اندیشم که مردمانی که سالهای متمادی از عمرشان را با محرومیت فراوان گذرانده اند ، امروز پس از این طوفان ‏دیگر چه بلایی بر سرشار می آید !‏

_Media_8603_ImageReports_8603180272_11_8603180272_L6001.jpg

عمیقا متاسفم که اگر حتی در کشوری در آمریکایی جنوبی سیلی بیاید ، رسانه ها و کمیته های رنگارنگ و دولت ‏مهرورز با همه وجود به کمکشان می شتابد اما امروز در گوشه ای از خاک این سرزمین فجایع بهداشتی و انسانی به وقوع پیوسته است و گویی کسی را گوش شنیدن و چشم دیدن وجود ندارد !‏

در روزهای گذشته تنها 30 درصد مردم این مناطق به آب آشامیدنی دسترسی داشتند وهمه راههاي زميني مناطق طوفان ‏زده بسته شده بود و خطر بیماری های واگیر دار مانند وبا و مالاریا به شدت مردمان مظلوم منطقه را تهدید می کرد و ‏در این میان دولت و رسانه های ما رویاهای خود را به آسمان می بافتند !‏

گویی عدالت دولت عدالت محور در پیچ و خم های مسیر تهران تا جنوب شرقی کشور به کوه خورده است و ‏در حالی که در مرکز کشور هر روزه شعار دستیابی به انواع دانش های بشری را می شنویم، مردمان خودمان تنها به ‏دلیل دور بودن از مرکز و شاید به دلیل تفاوت در مذهب حتی به آب آشامیدنی نیز دسترسی ندشته اند !‏

_Media_8603_ImageReports_8603190624_1_8603190624_L6002.jpg

به مردم خونگرم چابهار ، به ماهیگیران خلیج گواتر، به کوهای مریخی مسیر گواتر و به محرومیتشان فکر می ‏کنم و از همه تان می خواهم که به فکرشان باشد و اگر کاری می توانید برایشان انجام دهید ، دریغ نکنید !‏

در همین زمینه :

بنی آدم اعضای یکدیگرند - دکتر کریم ارغنده پور

June 18, 2007

گفتگوهای عاشقانه !

شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد ...

IMG_6176-2.jpg

IMG_6173-2.jpg

پ . ن . : گاهی در اوج روزمرگی ها ، زمانی را برای فرار از این دور روزمرگی ها پیدا می کنم و به گوشه ای پناه می برم ! این عکس ها ما حصل یکی از همین فرار ها است ! هرچه تلاش کردم که از بین این دو عکسم ، یکی را انتخاب کنم نتوانستم و در نهایت هر دو را گذاشتم و نمی دانم که با آنکه قرار داشتم که عکس هایی را که خودم می گیرم در فتوبلاگ بزارم ، چرا این ها را اینجا گذاشتم ! !

عکس ها دورنمایی از شب تهران است !


June 17, 2007

پروژه تازه روزنامه کیهان : پاکسازی سینمای ایران ‏

یاداشت روز پنج شنبه روزنامه کیهان زنگ خطر و تهدیدی جدی برای اهالی هنر بویژه سینما است . کیهان در این یاداشت با انتقاد شدید از شرایط موجود در سینما و حتی صدا و سیما ایران ، آنها را ‏متهم به چهره سازی و قرار دادن امکانات بیت المال برای تبلیغ سیاه نمایی کرده و می ‏گوید " آيا وقت آن نرسيده است تا از يكسو ارشاد و از ديگر سو صداوسيما دست به يك گزينش ‏اخلاقي و تحقيق ميداني درباره دو قشر بازيگر و كارگردان زنند و بي هيچ گونه تعارف و مسامحه ‏اي افراد مسأله دار را پاكسازي نمايند؟ "‏

کیهان در جایی دیگر از این یاداشت که به قلم کسی است که خود را از خانواده سینما می داند می گوید آیا هنگامی که بازیگران ما با لباس سرخ و موهايي پريشان قدم بر فرش قرمز مي ‏گذارد، با چنين الگوسازي سكولاريستي چگونه مي توانیم در اين گرماي تابستان به دختري ‏‏18ساله بگوييم محجوب باشد ؟

آری نویسندگان کیهان نگران آن هستند که با ارائه این الگوها و با ‏این مدل حضور بازیگران سینمای ایران در مجامع بین المللی دیگر نمی توان همین حجاب نیم بند ‏زورکی را هم به خورد دخترکان 18 ساله داد ! ‏

74319026.jpg

کیهان در این یاداشت با برشمردن فواید طرح پاکسازی در بین اهالی سینما به ویژه بازیگران و ‏کارگردانان ، با اشاره به حضور نیکی کریمی در جشنواره کن 2007 به این مورد اشاره می کند که ‏بازي مداوم نیکی کریمی در حاشیه این مراسم با موهايش نشان از اين حس اضطراب و خود كم ‏بيني وی داشته و می گوید : گويي خانم کریمی انتظار اين را داشت تا به نوعي در ميان ‏نوجوانان سفيدپوست نيمه عريان مانكن ! تجليلي همانند را در سن ميانسالي برای او به نمايش ‏بگذارد . ‏

من حقیقتا نمی دانم که نویسنده جوان کیهان چگونه سوپر استارها و هنرمندان بزرگ سینمای جهان حاضر بر روی ‏فرش قرمز جشنواره کن را به نوجوانان سفیدپوست نیمه عریان مانکن تشبیه می کند اما باید به ایشان گفت که ‏آنچه که باعث عدم اعتماد به نفس شديد و نوعي اضطراب در بین نیکی کریمی و نیکی کریمی ها ‏می شود نه به دلیل حضور نوجوانان سفید پوست نیمه عریان که به این دلیل است که آنها ‏مجبورند که بر خلاف تمامی ستارگان و هنرمندان حاضر در این مراسم و بر خلاف میل باطنیشان و ‏تنها از روی ترس از اجبار دین گریزانه شما نعل وارونه بزنند و با ظاهری بر خلاف ‏میلشان در این مراسم حاضر شوند !‏

نویسنده کیهان در این یاداشت با اشاره به عدم هوش رسانه ای خانم کریمی به ایشان پیشنهاد ‏کرده است که اگر نیکی کریمی در این مراسم با حجاب کامل اسلامی ( چادر ) روي فرش قرمز ‏ظاهر می شد نظر تمامي دوربين ها را به سوي ايشان جلب شده و نه تنها ديگر احساس حقارت ‏و اضطراب نمي نمود بلكه به سوژه روز جشنواره كن و تمامي رسانه هاي خبري معتبر بدل مي ‏گشت!!‏

اما حتما نویسندگان کیهان به خوبی می دانند که سوژه روز رسانه های خبری دنیا شدن هرگز کار ‏سختی نیست ؛ این روزها بارها دیده ایم که محبوبین کیهان نشینان چگونه با ساز مخالف زدن و ‏آسمان و ریسمان را به هم بافتن سوژه داغ رسانه های معتبر دنیا شده اند . اما پر واضح است که با چه کیفیتی و با چه عنوانی سوژه رسانه ‏های دنیا شدن هیچگاه برای کیهانان اهمیتی نداشته و نخواهد داشت !‏

June 15, 2007

هرگز حذف بهتر از نقد نیست !

با بررسی اجمالی گروه های فعال در جنبش زنان ایران که در روزگار کنونی ، یکی از فعال ترین جنبشهای مدنی ایران هستند بپردازید ، متوجه خواهید شد که تقریبا 3 تا 4 گرایش و گروه فعال در این جنبش حضور دارند . گروهایی با تمایلات دموکراتیک و اصلاح طلبی که نماد آنها " مجله زنان " است ، گروههایی با کارکردهای حقوقی و مددکاری با نماد موسسه غیر انتفاعی " راهی " و گروههای هم با رویکرد رادیکال و انقلابی با نماد " مرکز فرهنگی زنان " !

من خود را هرگز وارد مباحث درونی جنبش زنان و گروههای فعال در آن نمی کنم و این را نیز به خوبی می دانم که همه ما در حال تمرین فعالیت ها جمعی و رفتارهای مبتنی بر کارکردهای دموکراتیک هستیم ! اما روی سخن من در این یاداشت با دوستان " مرکز فرهنگی زنان " و به ویژه خانم احمدی خراسانی است ! دوستانی که به نظر می رسد همچنان در انقلاب 1917 روسیه مانده اند و کماکان شام خود را با لنین خورده و با چه گوارا عکس یادگاری می گیرند .... !

دوستان " مرکز فرهنگی زنان " که به نظر من با کارکردهای رادیکال و عجولانه و با عدم شناخت از هرم جمعیتی جامعه سنت زده ایران ، به جنبش زنان ایران در سالهای اخیر لطماتی نیز وارد کرده اند و با سیاسی کردن رفتارها و اهداف این جنبش ، هزینه این کارکرد ها را به شدت افزایش داده اند ، این روزها مستانه ندای هل من مبارز طلبی سر می دهند و با کوچک شمردن دیگر فعالان این جنبش ، به نظر می رسد در تلاش برای مصادره کردن صاحب امتیازی این جنبش نوپای اجتماعی و فرهنگی هستند . و مهم آنجا است که آنان سکوت و صبر دیگر فعالان جنبش زنان که برای جلوگیری از صدمات بیشتر به این جنبش است را نشانه ی ضعف و ناتوانی آنها می دانند .

اما اتفاق جالب که اخیرا رخ داده است آن است که خانم نوشین احمدی خراسانی از فعالان و تصمیم گیران مرکز فرهنگی زنان به مناسبت 22 خرداد روز همبستگی زنان ایران ، یاداشتی را در نشریه اینترنتی وابسته به مرکز فرهنگی زنان ( زنستان) با نام " به مناسبت سالگرد 22 خرداد: تاثیر چهار تجمع اعتراضی بر جنبش زنان " منتشر کرده اند و در این یاداشت تحلیلی تمامی دوستان و فعالان جنبش زنان را به انواع اتهامات گوناگون متهم کرده و سند پر افتخار جنبش زنان ایران را شش دانگ به نام خود و مرکز فرهنگی زنان زده اند !

اما نکته مهم و قابل بررسی هنگامی رخ داده است که گویا آش مورد اشاره ایشان زیادی شور شده و این یاداشت نه تنها انتقاد دیگر گروهای فعال جنبش زنان را برانگیخته است که حتی نزدیکان مرکز فرهنگی زنان نیز از این یاداشت به شدت انتقاد کردند و خانم احمدی خراسانی در اقدامی غیر مدنی و غیر دموکراتیک یاداشت خود را از نشریه اینترنتی زنستان سانسور کرده و یاداشت دیگری به نام " گاهی حذف بهتر از نقد است ! را به جای یاداشت قبلی منتشر کرده اند !!

خانم احمدی خراسانی ! هرگز حذف بهتر از نقد نیست ! این رفتار شما که تصور می کنم در کنار فعالیت در جنبش زنان ، مدعی رسیدن به جامعه ای آزاد و دموکراتیک نیز هستید ، نمونه آشکاری از گسترش فرهنگ سانسور است ! سانسور ، چه سانسور حکومتی باشد ، چه خود سانسوری ، سانسور است !

خانم احمدی خراسانی ! همانطور که پیش تر ذکر شد رفتار شما در انتشار یک یاداشت انتقادی و سپس حذف آن به دلیل بعضی مصالح ، رفتاری به شدت غیر حرفه ای در حوزه رسانه است ! به نظر می رسد شما به جای پذیرفتن مسوولیت یاداشت خود و تلاش در جهت پاسخگویی به منتقدان ، با حذف یاداشتتان ، بجای حل کردن مساله ای که خود آن را ایجاد کرده اید ، صورت مساله را پاک کرده اید !

من در صحبتهایی که پس از انتشار یاداشت " چماق در دست کیست ؟! " در وبلاگ شخصی ام با همکار شما " خانم سیفی " داشته ام و هنگامی که ایشان از من خواست که یاداشت مورد اشاره را حذف کنم به ایشان گفتم که به نظر من حذف یاداشت حتی از وبلاگ شخصی رفتاری غیر رسانه ای و غیر دموکراتیک است و ما باید تلاش کنیم در محیط سایبر نیز مسوولیت نظرات خود را بپذیریم و صورت مساله را پاک نکنیم !

خانم احمدی خراسانی ! این رفتار شما نه در یک وبلاگ شخصی که در سایتی که بر روی لوگوی خود نوشته است " اولین نشریه اینترنتی زنان " نشانه ی آن است که خیلی از ما برایمان همان بهتر است که در فضای مجازی و سایبر قلم فرسایی کنیم و به جان وزارت ارشاد دعا کنیم که به ما مجوز نشریه چاپی نمی دهد ! من تصور می کنم که اگر شما نشریه چاپی داشتید ، پس از انتشار این یاداشت ، مجبور بودید که دکه به دکه روزنامه فروشی های سراسر کشور را سر بزدید تا نشریه و یاداشت خود را جمع آوری کنید و خود به خوبی می دانید که حذف یک یاداشت اینترنتی، بسیار ساده تر از جمع آوری نسخه چاپی آن است !

خانم احمدی خراسانی ! در هیچ قاموسی هرگز حذف بهتر از نقد نیست مگر آنکه نگارنده از مسوولیت یاداشت و نوشته خود شانه خالی کند . من بسیار متاسف شدم دوستانی که نگران فضای استبدادی موجود و عدم دموکراسی در کشور هستند ، آنگاه که پای منافع خود وسط کشیده می شود ، دیکتاتورهای کوچک درونشان آزاد می شود و خود آنچه را که نمی پسندند انجام می دهند !

خانم احمدی خراسانی ! در پایان باید گفت که شما خود به خوبی می دانید که یاداشت اولیه شما را من و بسیاری از پیگیران جنبش زنان در آرشیو یاداشتها و مقالات خود ذخیره کرده ایم و اگر علاقه داشتیم که هیزم به این آتش بیفرایم ، انتشار دوباره آن در وبلاگهای شخصی کار سختی نبوده و نخواهد بود . اما نگرانی و ناراحتی من و امثال من تنها این است که برای حفظ منافع شخصی و یا گروهی ، اصول اولیه کار رسانه ای سالم و کار مدنی حرفه ای و دموکراتیک را زیر سوال نبریم و امیدواریم که زین پس با تعقل و آرامش بیشتری و بدون شور و احساس انتقلابی دست به نگراش چنین یاداشت هایی بزنید که مجبور نشوید اینگونه یاداشت خود را سانسور کنید !

تا بعد !

استاده ام چو شمع

اگر شما هم یه چند ساعتی برق خانه تان برود ، و اگر شما هم مانند من آنچنان وابسته به کامپبوتر و اینترنت باشید که هنگامی که برق می رود مانند مرغ پرکنده شوید ؛ آنگاه شما هم اینگونه دوربین به دست خواهید گرفت و به جان شمع ها در تاریکی خانه تان می افتید !

IMG_5983.jpg

من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بی غشم

در عاشقی گریز نباشد ز ساز و سوز
استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم

من آدم بهشتی ام اما در این سفر
حالی اسیر عشق جوانان مهوشم ...

بقیه عکس ها را در فتوبلاگ راز نو ببیندید !

June 14, 2007

تورم

دیروز با دوستی صحبت می کرد که پدرش توی کار ساخت و ساز آپارتمان است . بهم می گفت که می دونی قیمت آجر از بعد ازعید امسال از دونه ای 12 تومان الان رسیده به دونه ای نزدیک به 100 تومان !!

یکی از دلایلی هم که این دوست من برای این افزایش عجیب قیمت اعلام می کرد این بود که پس از اخراج کارگران افغانی از ایران ، کارگر ایرانی حتی با روزی بیست هزار تومان هم حاضر نیستند در کوره پز خانه های آجر پزی کارکنند !

با دانش چهارم دبستان و با یه ضرب و تقسیم می شه گفت که قیمت آجر توی این سه ماه بیش 300% افزایش قیمت داشته است ! من تصور می کنم در زمینه نرخ رشد تورم شاید تنها کشورهایی مانند زیمبابوه و ماداگاسکار بتوانند رکوردهای دست نیافتنی ما را تهدید کنند !

به دوستان و عزیزانی که نعمت خانه دار شدن تا کنون نصیبشان نشده است و یک سرمایه قلمبه هم در گوشه ای ندارند ، اعلام می کنم که با این شرایط رویای صاحب خانه شدنشان انشاا... در سرای باقی به حقیقت خواهد پیوست ! آمین !

June 13, 2007

دوئل در شب شیشه ای‏

برنامه شب شیشه ای شبکه تهران که یک الگوی ناقص از مدل برنامه های هاردتاک دیگر شبکه های معتبر دنیا ‏است ، دیشب یکی از جنجالی ترین برنامه های خود را پشت سر گذاشت و این چالش هنگامی آغاز شد که رضا ‏رشید پور مجری برنامه با وارد شدن به حریم خصوصی میهمان برنامه ، برای اولین بار در یک برنامه رسانه ای ‏اعلام کرد که میهمان سرشناس برنامه – احمد رضا درویش - برادر دو شهید است !‏

واکنش احمد رضا درویش و اعتراض او و بیان صحبتهایش دیشب لحظاتی را برای ببیندگان تلویزیون در یک ‏برنامه زنده تلویزیونی ایجاد کرد که شاید به جرات گفت که شاید دیگر در هیچ برنامه تلویزیونی دولتی ایران در ‏سالهای اخیر نمونه ای نداشته باشد . درویش در اعتراض به رضا رشید پور که متاسفانه دچار شو آف بسیار ‏زیادی در اجرای خود است گفت :‏

91.jpg

" " من يك چيزي بگويم، اولاً من از شما خواهش ميكنم كه وسط حرف من نرويد . من در حدود 30 دقيقه قبل ‏به برنامه شما آمدم و شما تشريف نداشتيد . براي اينكه كمي ذهنم آماده تر بشود كه در اين محيط قرار ‏بگيرم و شما به هر دليلي دير رسيديد و من وقتي كه روي صندلي نشستم 3،2 دقيقه بعد برنامه شروع ‏شد . آقاي رشيد پور اين اولين بار است در حدود 23 يا 24 سالي كه من در سينما هستم در معرض افكار ‏عمومي در مطبوعات و روزنامه ها و تلويزيون كسي در مورد برادران شهيد من دارد حرف ميزند و دوست ‏دارم كه توجه بكنيد بسياري از دوستان من در سينما اطلاع ندارند كه خانواده من دو برادر ش را تقديم كرده ‏‏!‏

به عرصه دفاع مقدس افتخار ميكنم و از ابتداي حضور حرفه ايم در سينما يك تصميم گرفتم و ‏شما امروز تصميم من را شكستيد و من قطعاً چهره شما را تا آخر عمر فراموش نخواهم كرد .من نميدانم ‏كه كي تصميم گرفته كه به اين نكته اشاره بكند هركه بوده من را نميشناخته و من به دوستان و تهيه ‏كننده گفتم كه اگر اطلاعاتي در مورد من مي خواهيد بياييد با من صحبت كنيد علت اينكه من الان در واقع ‏كمي برافروخته هستم ،اين است كه به دليل شرايطي كه در كشور وجود داشته و دارد اصلاً حاضر نيستم ‏امتيازاتي كه متعلق به يك ملت است به حساب من گذاشته بشود .‏...
‏اين را واقعي عرض ميكنم اگر شما اينگونه بخواهيد بگوييدمن صدها برابر برادران خودم را در جنگ از دست ‏دادم من رفقايي داشتم كه بيشتر از برادرانم با آنها مأنوس بودم و در يك رديف حركت ميكرديم و سر رفيق ‏من با تركش توپ پريده از روي بدنش در عمليات بيت المقدس من آن رفيقم را بيشتر از برادرم دوست ‏داشتم اسم نميبرم دوست مفقود الاسري كه آن را از برادر بزرگم بيشتر دوست داشتم كه سالها مفقود ‏الجسد بود و بعد پيدا شدما رفقاي زيادي را از دست داديم .‏

متأسفانه جامعه ما وارد يك شرايطي شده است كه خيلي ها چون محيط سينما عرصه حساسي است ‏من فكر كردم كه به خودم اين اجازه را ندهم كه با بليط آنها خودم را وارد يك ورطه هايي بكنم كه بخواهم با ‏اعتبار آنها حركت بكنم من نفس خودم را ضعيف ميديدم و فكر ميكردم كه در واقع هيچ جا نبايد بليطي بابت ‏اينكه من برادر شهيد هستم به من بدهند اگر امتيازي داده ميشود به دليل زحمت كفايت و تلاش خودم بايد ‏باشد.‏

‏ شما امشب اين را شكستيد من خدمت بينندگان عزيز عرض بكنم كه برادران من و برادران همه كساني ‏كه عزيزان خودشان را پيشكش كردند به صاحت مقدس ايران برادران همه ملت ايران هستند . من الان در ‏آپارتماني زندگي ميكنم كه همسايگان من خبرندارند كه برادران من شهيد شده اند . ‏

شما در اين برنامتان دل من را شكستيد ! كاري كرديد كه من خدمت شما عرض بكنم كه حرفي كه شما ‏اول برنامه زديد كه با كسي حرف نزديد كه دعوت كنيد، به من گفتيد . آقاي رشيد پور تهيه كننده شما من ‏را 1 ماه پيش دعوت كرده است و تمام پيامهاي شما را من دارم .من قبول نميكردم كه وارد برنامه شما ‏بشوم و فقط به اين دليل كه برنامه شما بسيار جذاب است. اما آقاي رشيد پور من هنر مند را اعتقاد ندارم ‏كه بايد حرف بزند نقد هنري مال منتقد است هنر مند بايداثرش را بسازد و در مورد اثرش حرف بزند .ساحت ‏برنامه شما يك گفتگو و نقد است!‏

‏من اول برنامه به شما گفته بودم كه وارد ساحت خصوصي من نشويد؛ من به شما عرض كردم كه وارد مسائل ‏شخصي زندگي من نشويد . درست است خانواده شهيد بودن بسيار ارزشمند و مقدس است من از آن ‏دنياي خودم مي ترسم كه وارد ورطه اي بشوم كه اين ورطه را خيلي ها رفته اند و سقوط كرده اند ." "

* * * * * * * *

احمد رضا درویش برای آن بر آشفت که چرا منت شهادت دو برادرش را در جبهه‌هاي جنگ،‎ ‎به رخ ‏مردم و هموطنانش كشيده اند ؛ رازي كه تاكنون با احدي در رسانه‌هاي جمعي در مورد‎ ‎آن سخن نگفته بود‎!‎

به قول دوست عزیز محمد درویش فرياد احمد رضا درویش بر نظام تبعيض‌آميز و رانت‌خوارانه و سهم‌گيرانه‌اي بود كه در طول دو‎ ‎دهه‌ي گذشته، نه تنها ‏شوكت و منزلت بسياري از خانواده‌هاي شهدا را حفظ نكرد؛ بلكه‎ ‎ارزش شهيد را تا حد ارزش يك معامله و داد و ‏ستد اقتصادي پايين آورده است‏ .

فیلم صحبتهای احمد رضا درویش را از اینجا ببیندید !

در همین زمینه :

اعتراض احمدرضا درويش و جايگاه حقوقي زندگي شخصي در رسانه‌ي ملي - ایسنا

June 11, 2007

...

گرمای چهل و چند درجه ای هوا ، سرو کله زدن و جلسه ای چند ساعته با مدیران مخابرات و آی تی یکی از این شرکت های بزرگ نفتی و گشت و گذار و گپ و گفتی چند ساعته با دوستان عزیزم در اهواز ، خلاصه مسافرت کاری یک روز من به اهواز بود .

از دوست بسیار عزیز و خونگرمم مهدی محسنی - جمهور - و پویا عزیز به خاطر محبت و لطف فراوانشان و به خاطر ساعتهای خوبی که با هم داشتیم ، سپاسگزارم !

June 9, 2007

شما چه فکر می کنید ؟

دوست گرامی سمیه توحید لو با بیان آنچه که امروز به شکلهای گوناگونی بر ما می رود و با نگرانی از آینده وهم آلود پیشرو ، سوالاتی را درباره چرایی آنچه بر ما گذشته است و چگونگی مواجهه با آنچه که در پیشروی ما قرار دارد مطرح کرده است . پر واضح است که برای بیان دیدگاهها در این زمینه های مهم ساعتها زمان نیاز است و هفتاد من مثنوی !

اما آنچه را که برای شروع به نظر من می آید :

1- بررسی رفتارها و تحولات سیاسی سالهای اخیر به ویژه از دو خرداد 76 به بعد نشان می دهد که در زمینه حضور جامعه ما در عرصه های سیاسی به ویژه در انتخابات ها ، رفتار جامعه ایران بیشتر از آنکه مبتنی بر رفتارهای کنشی باشد ، رفتاری واکنشی است ! من این الگو را برای هر دو انتخابات دو خرداد و سه تیر یکسان می دانم ؛ در دو خرداد اجماع در برابر کسی که او را نماینده حاکمیت به معنای عام می دانستند و سه تیر اجماع در برابر کسی که جامعه ما همواره با نگاه دایی جان ناپلئونی خود همه تحولات سیاسی پشت پرده ایران را ناشی از چشمان لوچ او می داند و این نگاه و حضور طولانی مدت او در هرم قدرت سیاسی ایران از او چهره ای غیرمحبوب در جامعه ساخته است . حتی با نگاهی به روند انقلاب 57 نیز می توان این نتیجه را گرفت که جامعه ما همواره رفتارهای واکنشی داشته است و به بیان دیگر همواره می دانسته است که چه چیز نمی خواهد، اما کمتر تعریف درستی از آنچه را که می خواهد داشته است ....

2- باز هم می گویم که در تحلیل های سیاسی جامعه و بویژه در انتخابات ها به شدت باید به روی رفتارهای توده و عامه مردم توجه کرد . می دانیم که در هرم جمعیتی ایران ، چیزی در حدود نیمی از مردم ما به دلایل بسیار گوناگون دچار سندروم همیشه رای دادن هستند ... !

این همان رفتاری هست که شعارهای تحریم انتخابات را در جامعه ما همواره با شکست مواجه کرده است . اما درمورد بقیه ساختار جمعیتی ایران که همواره نقش مهمی در تحولات سیاسی جامعه داشته اند با ایده عدم شناخت رفتارهای کنشی آنها موافقم ! به واقع رفتارهای آنها را می توان به رفتاری ژله ای تشبیه کرد که دارای ثبات نبوده و نخواهد بود . اما شاید ساده ترین روش برای به صحنه آوردن آنها نیز ایجاد یک فضایی است که بتوان آنها را وادا به رفتار واکنشی همانند آنچه که در گذشته شاهد آن بوده ایم کرد !

3 - درباره تاثیر شعارهای اصلاح طلبان در انتخابات گذشته باید بگویم که توده مردم ایران در رفتارهای سیاسی خود کمتر به شعارها آن هم از نوع مدرن آن رای داده و می دهند . شعار ها و برنامه هایی آن هم از نوع اصلاح طلبانه بیشتر برای طبقه الیت و تا حدوی طبقه متوسط جامعه ایران کاربرد داشته است . در مورد دوران حاکمیت اصلاح طلبان هم به نظر می رسد که بیشتر این شعارها و چهره های اصلاح طلب بودند که بر روی اعتبار سید محمد خاتمی سوار شدند و با استفاده از اعتبار او به اعتبار رسیدند و نه آنکه سید محمد خاتمی به اعتبار این شعار ها به اعتبار رسیده باشد .

اما این را هم باید توجه داشت که شعارهایی از نوع شعارهای احمدی نژاد که از جنس روزمرگی و نیازهای عادی توده مردم بوده است تا حدودی باعث کسب اعتبار برای او شد و همچنین معتقدم که در همه تحلیل های پیش رو و برای شناخت رفتارهای مردم در دیگر نقاط ایران باید همواره به دلایل موفقیت شعار پنجاه هزارتومانی هم به دقت توجه کرد !

4- اما آنچه را که درباره سرنوشت شعارهای اصلاح طلبانه باید گفت آن است که متاسفانه آنچه که از آن به عنوان اصلاحات حکومتی و غیره در طی سالهای اخیر در جامعه ما رواج داشته و با اعتبار سید محمد خاتمی به اعتبار رسیده بود ، امروز با همه حاشیه هایش به پایان خط نزدیک شده است . شعار اصلاح طلبی و رفرم از داخل که شاید کم هزینه ترین و بهترین گزینه پیش روی جامعه ما برای حرکت رو به جلو بود به دلایل گوناگون که خارج از این یاداشت است به ته دیگ خود رسیده است و اینکه با ارائه این نسخه قدیمی ، می توان مردم را به وادار به واکنش به شرایط نامطلوب کنونی کرد به نظر من خطایی استراتژیک است .

اما درباره اینکه چه باید کرد ؛ من معتقدم در کوتاه مدت شاید باید اخلاق درسیاست را برای مدتی به گنجه ها سپرد و از نوع توده مردم و از جنس آنها شعار داد و باید تلاش کرد که آنها را با تکیه به شعارهایی از جنس خودشان به واکنش علیه جریان نامطلوب حاکم واداشت . و در غیر اینصورت بهتر است که عطای رسیدن به قدرت را برای سالهایی به لقایش سپرد و به کارهای فرهنگی و نسلی بلند مدت روی آورد تا شاید در آینده دور بتوان با ارائه الگوهای نوین از مردمان نوین رای اعتماد گرفت . شما چه فکر می کنید ؟