دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶انتشار دیوان حافظ به روایت عباس کیارستمی ، این روزها در جمع های ادبی با حاشیه های فراوانی همراه بوده است . فارغ از دیدگاه موافقان و مخالفان روایت کیارستمی از اشعار حافظ ، آنچه که به نظر من جای نگرانی و تاسف دارد آن است که در جامعه ما به تازگی رویه ای به شدت باب شده است و آن اینکه شخصیت ها از اعتبار کسب کرده خود در حوزه های دیگر استفاده کرده و به پشتوانه ی آنها وارد زمینه ی دیگری می شوند که کمتر تخصص و آگاهی در آن زمینه ندارند .
ورزشکاران ما نماینده مجلس می شوند ، عضو شورای شهر می شوند تنها به این دلیل که زمانی ورزشکاران نامی بوده اند و متاسفانه بخش بزرگی از جامعه پیش مدرن ما هم تصور می کنند که اگر شخصی کشتی گیر خوبی بود است حتما نماینده مجلس خوبی هم می شود ، حالا این به آن چه ارتباطی دارد ، ا… الاعلم !
اما آنچه که تاسف مرا صد چندان می کند آن است که فرهیختگان و روشنفکران ما هم گویا این رویه تازه را پسندیده اند و این اجازه را به خود می دهند که با اعتبار کسب شده خود در زمینه های دیگر در هر سوراخی سرک بکشند !
من نمی دانم عباس کیارستمی بزرگ که حقیقتا افتخار سینمای ایران است چه ارتباطی با شعر آن هم حافظ دارد ، تنها این را می دانم که قرار نیست یاداشت های شخصی یک کارگردان در باره شعر و شاعری و حافظ تنها به این دلیل که عباس کیارستمی است منتشر شود !
من نمی دانم که sms ای کردن و به زبان امروزی در آوردند شعر حافظ آیا نماد نوگرایی و مدرن بودن است یا خیر ؟ اما این را می دانم اگر قرار باشد اشعار حافظ به زبان حتی کوچه بازاری نیز درآید ، باید توسط کسی انجام شود که خود غوطه ور در شعر و ادبیات باشد نه کارگردان و مجسمه ساز نامی !
حافظ شاملو را می پسندم ، چون شاملو خود غوطه ور در شعر و ادبیات است و او باشناختی که از مرزهای شعر دارد این توان را دارد که مرزها را درنوردد و حافظ تازه ای را روایت کند اما عباس کیارستمی ... ؟!
اما جالب آنجاست که امروز کسانی از روایت sms ای کیارستمی حمایت کرده و درباره آن در روزنامه ها یاداشت و گزارش می نویسند که حتی شاید یک بار هم دیوان حافظ را به دست نگرفته اند . شعر حافظ همیشه مخاطب خود را داشته است و برای خود حریم و حرمتی دارد و قرار نیست که برای آنکه حافظ خوانان بیشتری داشته باشیم ، به جای آنکه سطح شعور مخاطبان را بالا ببریم ، حافظ را به زبان عامیانه نزدیک کنیم .
و جالبتر آنکه امروز خواندم که کیارستمی پس از حافظ به سراغ سعدی رفته است و قرار است که سعدی را به روایت تازه ای منتشر کند و با ادامه این روند باید به گفت که آقای کیارستمی عزیز ! لطفا اجازه دهید که ادبیات و شعر کلاسیک ایران به همان شکل سنتی و قدیمی و پوسیده خود باقی ماند و شما نوآوری و ایده های ناب خودتان را در همان سینما و عکاسی تجربه کنید !
پ . ن . : من همینطور که در متن هم نوشتم ، تاکیدم در این یاداشت بیشتر بر این مقوله است که نباید از اعتبار کسب شده در یک زمینه خاص در زمینه های دیگر استفاده کرد .
آیا اگر عباس کیارستمی کارگردان بزرگی نبود ، باز هم این کتاب این همه در کانون توجهات بود ؟!
اگر جواب منفی است ، حرف من دقیقا همین است که همانطور که گفته شد نباید اعتبار کسب شده در یک زمینه خاص مثلا سینما را در زمینه های دیگر مانند ادبیات خرج کرد !
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/317
باهات موافق نیستم
اولاً "اشعار حافظ"به خودی خودآنقدر غنا دارند که انتشار هیچ کتابی نمی تونه آن را خدشه دار کند. ثانیاً کیارستمی خیلی هم، با حال و هوای شعر بیگانه نیست و خودش دستی در شعر سرودن دارد.در این کتاب هم کیارستمی فقط نوع نگارش ابیات برگزیده اش را به صورت نو که شبیه "هایکو ی ژاپنی " می باشد،تغییر داده است.فکر نمی کنم نوع نگارش به محتوای شعر ها ضربه بزند
اینم خیلی منصفانه نیست که حکم کلی داده شود که کسانیکه از این کتاب حمایت کرده اند،حتی یک بار هم دیوان حافظ را به دست نگرفته اند.
Movafegh nistam, aslan, .....
fekr mikonam kami ajale kardi va zood ghezavat kardi,
ya hade aghal man ba tavajoh be matalebi ke kamabish azat khoondam in entezar ro nadashtam...
movafegh nistam . aslan!
سلام. کاملا با نظر شما موافق هستم. و علاوه بر این خوشحالم که با وب شما اشنا شدم.
ممنون . لینک شما نیز اضافه خواهم کرد.:)
سلام...موافقم با تو و به شدت مخالفم با روشنفکر بازیهایی از این نوع..
راستش چندان از کارش خوشم نیامد...!
به خصوص آن که از هر غزل تنها یک بیت یا یک مصراع را انتخاب کرده.
خیلی قبول ندارم.
خود حافظ میگه:
«شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است.»
نه یکی دو مصراع آن...!
up date bash,kheyli vaghte pish in ketab chap shode.hamon moghe ham harf o hadisash noghle majlese hame ja bod mohandes!
.... in kalameye "roshanfekr bazi" ro doostan az koja avardand??
dar zemn be doostan pishnahad mikonam goftogooye kiarostami ra dar in bare ba rooznameye "shargh" ke dar rooze 26 ordibehesh anjam shode, bekhanand... shayad ghezavat ha amightar anjam shavad...
دوست عزيز سلام ، اگر مي خواهيد آثار ادبي شما به صورت كتاب چاپ و منتشر شود، به قسمت لينك دوستان با عنوان " طرح انتشار كتاب ادبي ماه " در وبلاگ سروش آزادي سري بزنيد: www.ketabdan.blogfa.com
لطفا به دوستانتان هم اطلاع دهيد.
کیارستمی اعتباری دارد در کارش. از آن اعتبار و آبرو در کار دیگری خرج میکند. چه اشکالی دارد این کار؟ اگر کسی حاصل کارش را دوست ندارد٬ کتابش را نمیخرد. آن هم که به اعتبار نام کیارستمی آن را میخرد٬ کار اشبتاهی نمیکند. کمی از دنیای کوچک و اخلاق کشاورزی دست بردارید. جای کسی تنگ نمیشود با این کتاب یا آن کتاب. نان کسی هم آجر نمیشود با چهار بیت حافظ یا سعدی. سالهاست که در غرب و شرق مردم از کارهای دیگران اقتباس میکنند. هزاران بار هملت شکسپیر اجرا شدهاست در هزار روایت گوناگون. نه از ارزش هملت کم شده نه بر ارزش آن که اجرایش کرده افزوده. اگر کار خوب بوده مشتریاش را پیدا کرده و فروش رفته و گرنه به سالی فراموش شده.
راز نو : دوست عزیز ! من خیلی خوشحالم که این مباحث را مطرح کردید . من دقیقا معتقدم که رفتار آقای کیارستمی خود نمادی از دنیای کشاورزی است و در دنیای صنعتی آدم ها تنها به دلیل داشتن اعتبار در یک گرایش خاص در گرایش های دیگر خود را صاحب نظر نمی دانند و من معتقدم رفتار آقای کیارستمی دقیقا مانند انتخاب شدن " علیرضا دبیر " در شورای شهر تهران است ! دبیر وارد شورای شهر شد تنها به این دلیل که کشتی گیر معروفی بود و این همان استفاده ابزاری از موقعیت کسب شده در زمینه های دیگر است .
دوست عزیز / آقای سیامک قاسمی
لازمست یادآور شوم که مفهومی از هنر که امروزه مورد توجه اندیشمندان هنری جهان قرار گرفته به طوری که هر نوع هنر (حتی هنر تئاتر کلاسیک-نه پرفورمنس و ...-) را فاقد ارزش هنری میداند نوع هنر بین رسانه ای یا intermedia است
متاسفانه بعضی از هنرمندان ایرانی اینترمدیا را فقط تلفیقی از چند رسانه میدانند و بس ولی در حقیقت اینترمدیا قاعده ایست که به ذهن خلاق اجازه پیمایش در همه ژانرهای هنری و همچنین مقوله های اجرایی میدهد. کسی که نقاش خوبیست صد در صد میتواند شعر هایکو بگوید و همچنین صد در صد میتواند در هر نوع هنرنمایشی فعالیت کند. زیرا درک زیبایی شناسی به او اجازه حرکت (porting) در مقوله های مختلف هنری را میدهد.
ظنز حافط و قدرت زبانی سعدی این بستر را برای کیارستمی ایجاد کرده تا یک ورک شاپ شخصی برای خودش ایجاد کند تا به مقایسه لحظه های هنری بپردازد. فرآموش نکنیم وقتی سیل ضد تئاتر توسط بکت و یونسکو و پینتر در حال شکل گیری بود همه هنرمندان حرکت آنها را یک حرکت ضد هنری میشمردند ولی گذشت زمان خلاف این ماجرا را نشان داد.
سيامك عزيز
ضمن احترام به نظر شما
دو نكته را يادآور ميشوم:
حدود 20 سال پيش كتابي چاپ شد با عنوان سخن عشق، اين كتاب برگزيده اشعار شاعران مختلف ايراني بود كه با قلم استاد بختياري (يا يدالله كابلي) به نگارش درآمده بود.
مجموعهاي از تابلو خطهاي مختلف از اشعار، الزاما نيز همهي يك عزل را در بر نميگرفت و چينش آن هم الزاما مرتب نبود! براي من كه در آن سالها نوجواني دبيرستاني بودم (پير شديم رفت( خيلي جذاب بود و به شعر خيلي بيشتر علاقهمند شدم!
و نيز ميبينيم كه استاد شجريان در خواندن اشعار حافظ گاهي جاي بيتها را عوض ميكند و گاهي برخي از بيتهاي يك غزل را حذف ميكند
بنابراين شايد كار آقاي كيارستمي هم خيلي بد نباشد والبته مخاطب خود را خواهد داشت!
اما نكته مهمتر اينكه هيچ كس را نميتوان از ورود به يك حوزه محروم كرد
اگر چنين باشد فردا بنده و شما هم به عنوان يك مهندس از ورود به خيلي از حوزهها محروم ميشويم و همان ميشود كه تا يك نفر يك نقد ديني دارد ميگويند اين تخصص شما نيست! بايدعلم رجال بدانيد بايد ...
و كلام هر كسي و رفتار هر كسي بايد سنجيده شود نه موقعيت او!
اينكه مردم به دبير جوان كشتي گير براي عضويت در شوراي شهر راي ميدهند ايرادي به دبير وارد نيست! ايراد از مردم است! كه راي ميدهند و يا حتي راي نميدهند!
ممكن است يك ورزشكار، يك سياست مدار يا يك مدير هم باشد! اگر هست مردم به او راي بدهند! اگر نيست به او بخندند! مشكل كار مردم هستند.
راز نو : آقای پارسی عزیز ! من و شما این حق را داریم که به عنوان مهندس در هر زمینه ای که بخواهیم اظهار نظر کنیم . اما شما خوب می دانید که اظهار نظر کردن با وارد شدن به یک حوزه خاص به شدت تفاوت دارد . این مانند این است که شما فردا بخواخید رساله جامعه المتقین بدهید و بگید من حق دارم که در هر زمینه اظهار نظر کنم پس میخواهم رساله بدهم !
aghaye ghasemi ghane nemishavand......
"ajib" ast be har hal...
va... moghayese ba amale alireza dabir ham az aan harfhast!
خودت مگه به هادی ساعی رای ندادی؟
راز نو : راستش را بخوای نه ! تازه خب مگه من اشتباه نمی کنم ؟!
magar khode maa baarhaa, miyoone harfaamoon yaa too neveshtehaamoon, beyti ya mesraai az Hafez ro nemia'avarim?
yani raastesh ro bekhaahi, baraaye kheili az aadamaa, az haafez hamoon tak jomle haa, ya mesraa'haa too zehn mimoonand.
khob che iraadi daare, ke hala Kiyarostami, biyaad, mesraa'haayi az Hafez ro oon joor ke khodesh doost daare, too yek ketaab jam kone?
man fekr nemikonam be saahate Hafez latmei vaared beshe.
be nazaram, ham moghaayeseye kiyarostami baa yek aadame bi rabt kheili monsefaane nist.
anche ke mosallame negaahe honaariye kiyarostami ast. negaahe yek ensaane Irani ke honare modern ro "khoob" mofahme. baa mafaahim va mesdaagh-haaye "jahaani" e honar "khoob" ashnaa ast, hala in aadam, she're yeki az aziz-tarin shaa'eraaye mamlekatesh ro ke doost daare, baa in negaahi ke daare va az dide khodsesh, dobaare baaz nevisi mikone.
amma inke maa narahatim, chera baghiyeye adamaaye addi nemitoonand, chonin ketaabi ro chaap konand o be bazaar bedand, fekr mikonam enteghaadiye ke systeme nashr ya baazaare ketaab ro morede tavajjoh gharaar mide, na aghaaye kiyarostami, yaa har nevisandeye digehi ro.
(bebakhshid toolani shod! ;) )
VAGHEAN BI SAVADIN (BARATON MOTEASEFAM) KIAROSTAMI MARD BOZORGE DIDGAHE HONAR DAR IRAN . IRAN BA NAM KIAROSTAMI DOBARE JAN GEREFT .DIDE KIAROSTAMI DAR HAR ZAMINEIE MOHTARAM AST.ZIRA POSHTE IN DIDGAH DARYAEI AZ FEKR VA ANDISHE AST. MAN BA NAZARE SHOMA KAMELAN MOKHALEFAM.
سلام
برعکس نظر شما من خیلی دوست دارم نوشته های آقای کیارستمی را درباره حافظ بخونم حافظ که مستعمره اساتید گرانقدر فسیل ادبیات نیست .
?????aghaye ghasemi ghane shodid
Mohem ine ke ye negah va ideye no vojood dare,oonam az kasi ke too kare khodesh harfaye taze ziad dashte!
( darzemn yadet bashe nesbate cinema va adabiat kheili ba nesbate koshti va majles fargh dare!!)