شرم باد بر من و تو !
بی هیچ پرده پوشی باید گفت : توحش را به نهایت رسانده اند و شاید اینها تازه همه از نشانه های سحری باشد که شامگاهش نا پیداست .

آری ! شرم باد بر من و تو که درمیانه ی روز و در دل شهری که من و تو در آن زندگی می کنیم ، سیمای خواهر تو ، خواهر من را نیروی هایی که باید پیام آور امنیت و آرامش برای این مردم باشند به خون می کشند و ما همچنان تنها نظاره می کنیم !
آری ! آنان که پیام آور طرح امنیت طالبانی بودند و در تلاش برای آن هستند که دین را با باتوم و زنجیر برای من و تو به ارمغان آورند ، دیروز در تلاش خود زیاده روی کرده اند و چهره خواهر من و تو را تنها به جرم مقاومتش در برابر این توحش به خون کشیده اند .
آری ! می توان روزنامه ها را به سکوت در برابر این توحش واداشت ، می توان بنگاه خبر پراکنی حکومتی ( سیمای اسلامی ) را به بیان ارزشهای های طرح امنیت طالبانی وادار کرد ، اما هرگز نمی توان اشک ها و کینه ی نشسته بر دل این زن را زدود !
و امروز من و تو تنها می توانیم در وبلاگ های خود بنویسیم و شاید این تنها مرحمی باشد بر دردی که تمام وجود ما را فرا گرفته است از این همه توحش و بی غیرتی ! نمی توان منطقی بود ، نمی توان تحلیل کرد ؛ تنها می توان شرم کرد بر آنچه که بر من و تو می رود .
در همین زمینه :
درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران - کانون زنان ایرانی
