شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶دعوت حنیف عزیز از من برای شرکت در بازی جدید وبلاگی ، من را بر آن داشت که این بیست و اندی سال پیموده شده ازعمر را با دور تند مروری بکنم و بخشی از مهمترین و تاثیر گذار ترین آدم ها و دوران زندگی ام را بازگو کنم .
این را بگویم که با آنکه همیشه با نسخه های دست چندم از یک ایده جالب میانه خوبی نداشته ام و به همین دلیل در یکی دو بازی بعد از بازی شب یلدا شرکت نکردم ، اما حسی مرا مجاب کرد که در این بازی شرکت کنم .
اما بخشی از مهمترین و تاثیرگذار ترین آدم ها و دوران زندگی من :
1- حضرت مولانا : شیفتگی و شوریدگی مولانا ، همواره مرا به هیجان رسانده است ؛ مولانا برای من نماد عاشقی و شوریدگی بوده است . چه شب ها که شور و مهر خود را در دیوان غزلیات شمس او یافته ام و هیچ کلامی را بالاتر از شعر او برای بازتاباندن شوریدگی و عشق خود پیدا نکرده ام .
2- شجریان : من نمی دانم از شجریان چه بگویم که با صدای او زیسته ام و با نوای او عاشقی کرده ام و با او به وادی شعر و موسیقی گام نهاده ام ! شاید حضور در کنسرت یاد ایام او در سالهای نوجوانی نقطه ی عطفی در زندگی من بود و پس از آن زمانی را به یاد ندارد که لحظه ای از او فاصله گرفته یاشد . شجریان برای من حافظ زمان بوده است و با نوای او اندیشه حافظ ، سعدی و ... در ذهن من نقش بسته است .
3- حسین علیزاده : از شیفتگی و تاثیر استاد علیزاده بر من همین بس که نام این روزانه ها را وام دار اثر به جاودانه ی او " رازنو " هستم . موسیقی او برای من همواره نوایی متفاوت بوده است و استاد حسین علیزاده همواره برای من نماد نو آوری و پیش رو بودن در عین پایبندی به ریشه ها ست .
4- ماهاتیر محمد : اندیشه های او و برنامه های او برای توسعه و آینده را همواره ستوده ام و او را مرد آینده می دانم . آن هنگام که دانستن در زمینه ی مدیریت ، توسعه و برنامه ریزی های کلان برای آینده بویژه برای توسعه IT همه وجود مرا فرا گرفته بود . اندیشه های او و نوشته های او در نوع نگاهش به آینده برای من یهترین الگو بود .
5- کریمی : دبیر تاریخ دوران دبیرستانم که حس ایران دوستی من را صد چندان کرد . هرگز فراموش نمی کنم که دوران دوم خرداد همزمان بود با کلاس تاریخ سال سوم دبیرستان من ؛ ساعت ها درس و کتاب را به کناری وا می نهادیم و از ایران و آنچه بر او رفته است می گفتیم و برای خود آینده ای بهتر را در نقش خیالمان ترسیم می کردیم . فراموش نمی کنم که فردای روز دوم خرداد با شوق تمام به نزد او رفتم تا شادیمان را برای آنچه که آغازی نو برای ایران می داستیم به هم تبریک بگویم اما افسوس !
6- شهلا شرکت : مهمترین اتفاق در دوران انتخابات ریاست جمهوری دو سال قبل آشنایی من با خانم شهلا شرکت بود . آشنایی با شهلا شرکت که همیشه و در سالیان نوجوانی و جوانی نماد روزنامه نگاری نرم و پیوسته و پایدار برای من بود در این نزدیک دو سال اخیر درس های فراوانی برای من داشته است . از او آموخته ام که رمز پایداری قلم در بی طرفی و تعادل آن است . از او آموخته ام که باید به زیست متفاوت آدم ها و دگردیسی آنها به دیده احترام نگریست و در این ایام جسارت برای تغییر ، نو آوری و متفاوت زیستن و متفاوت دیدن در زندگی را تماما در او دیده ام . او به من آموخت که زندگی را آنچنان که باید باشد ببینم نه آنچنان که هست !
7- حسین قاضیان : آموخته های که از او و از دوره جامعه شناسی کوتاه او داشته ام ، سر آغاز و سرچشمه ی شروع دوره ای نو در زندگی من بوده است که در این دوره زمانهای زیادی را به زندگی مدرن و متفاوت می اندیشم . به واقع آموخته ها و کلام نافذ دکتر قاضیان سبب شد که به داشته ها و اندیشه های شکل گرفته در درونم درباره زندگی ، جامعه و ... به دیده ی تردید بنگرم و این شک سر آغاز آموختن دوباره ای برای من شد . هنوز هم در خیلی از زمانها کلام و آموخته های او در آن دوره ی کوتاه برای من مهمترین سند در اندیشیدن درباره مدرنیسم ، پس مدرنیسم و جامعه است .
8- استاد همایی : استاد دانشگاه دوره لیسانس که شخصیت و نگاه مهندسی اش به دنیای اطراف همیشه من را جذب خود می کرد . او که استاد راهنمای من نیز بود ، اولین دانسته هایم در زمینه ICT ، IT را از او فرا گرفتم و داشتن نگاه سیستمیک و فازی به دنیای پیرامون و پروژه ها را مدیون او هستم .
9- پدرم : پدرم برای من در تمام عرصه های زندگی ای مهمترین و بزرگترین تکیه گاه بوده است ؛ همیشه و در همه حال او برای من همانند تکیه گاه محکمی بوده است که می توانم تا هر کجا که می خواهم ودرهمه ی زمینه ها به او تکیه کنم
10- مادرم : مادرم برای من همیشه نماد دوست داشتن و مهر ورزیدن بدون هیچگونه منتی بوده است .او نماد کاملی از تعریف واژگان مادر است که همه چیز را برای فرزندانش و موفقیت آنها می خواهد
11- خواهرم : اولین ریشه های فکری من و مهمترین نحله های اندیشه های من را او بنا نهاده است . بی شک تا همین سالهای اخیر خود آگاه و یا نا خودآگاه ، حجم مهمی از اعتقادات و گرایش های من برگرفته از او اندیشه های او بود . شاید هنوز هم مهمترین دیده بان من و صاحب نظر ترین دوست زندگیم باشد .
و شاید از مهمترین دورانهای زندگیم می توانم به دوران جنگ و موشک باران های تهران و آن شبهای پر التهاب ، به دوران دبیرستانم ، به دوران آموختن و مشق تار در محضر محمد رضا ابراهیمی عزیز ، به آغازین سالهای دوره لیسانس و به دوران انتخابات ریاست جمهوری خاتمی و دوران ستاد انتخابات دکتر معین در دو سال قبل می توانم اشاره کنم که هر یک به نوعی تاثیرات فراوانی را بر من گذاشته اند ..
دوستان زیر را به این بازی دعوت می کنم برای آنکه دوست دارم که تاثیر گذارترین آدم ها و دوران زندگی شان را بشناسم :
لحظه - جمهور - پرگلک - یک پزشک - یاداشت هایی برای مخاطبان احتمالی - وبلاگ پویا - مانا مهر - پارسی خوان - میرا - باغ بی برگی - سنجاقک - مریم اینا - رادیو سیتی - کوچه مردها - کوچه شماره هفت - آمپلی فایر - به تماشای آبهای سپید - نسرین - آذرستان - زندگی سیمور - دلشوره های من - منیرو روانی پور - شبستان - از هر دری سخنی - همه روزهای من - زهرا - حضور - مریم بانو - شادبانو - باربا ماما - خروسک - مسیح علی نژاد - Datum of Freedom
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/309
دیگه کسی نبود دعوت کنی؟؟؟
خانم شرکتو خوب اومدی. حس مشابهی باهات دارم درباره اش و همینطور اقای قاضیان.
ممنون که دعوتم کردی.می نویسم
سیامک عزیز سلام. به احترام دعوت شما با کمال میل نوشتم.
شاد باشی
پویا
سلام
ازاینکه دعوتم کردی ممنون حتما مینویسم باید حداقل پنجاه سال بعقب برگردم وازاونجا شروع کنم
از اینکه اون آخر یه جا هم برای من گذاشتی خوشحالم.....با شجریان و علیزاده هستم!!! در اولین فرصت و بعد از خوابیدن این احساس های رهایی می نویسم
salam..modatiye ke ba raze no ashena shodam va khoshalam.az in be bad ye khanandeye rasmiye raze no khaham bod.
انجام شد ... نوشته شد
سیامک عزیز و هم نام فامیل من
سپاس از اینکه ممنو هم به این بازی دعوت کردی
حتما تا فردا می نویسم
شاد باشی
اختر