صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

سخنی با استاد " محمد رضا لطفی " !

حرف زدن و انتقاد کردن از خالق " سپیده " ، " به یاد عارف " و … شاید کمی جسورانه باشد . " محمد رضا لطفی " استاد یگانه ی تار و سه تار بعد از نزدیک سی سال مهاجرت از ایران ، سال گذشته به ایران بازگشت و بازگشت او نور امیدی را در دل های یخ زده ی شیفتگان موسیقی ایران زنده کرد .

استاد لطفی از مهمترین شاگردان مکتب " نور علی خان برومند " و " میرزا عبدا… دوامی " بود که در سالهای اواخر دهه پنجاه ، هنگامی که به همراه " هوشنگ ابتهاج " ، موسسه چاووش را راه اندازی کرد بی شک یکی مهمترین نقاط عطف در تاریخ معاصر موسیقی ایران را رقم زدند .

lotfi.JPG

اما آنچه که این روزها از فحوای کلام استاد بر می آید این است که مهاجرت استاد لطفی در سالهای پس از انقلاب به خارج از ایران و اقامتی سی ساله او در آنجا ، استاد را کاملا از حال و هوای فضای امروز جامعه ی ایران دور کرده است و آنچه که بیشتر تعجب من را بر انگیخت این سخن تازه استاد در آخرین مصاحبه ایشان بوده است که گفتند : من موسيقي‌دان دوران بحران هستم ! چراكه در مواقع بحراني هميشه حضور داشته‌ام و اكنون نيز احساس مي كنم در ايران به حضور من احتياج است .

من نمی دانم منظور استاد از اینکه من در مواقع بحرانی همیشه در ایران حضور داشته ام یعنی چه ؟ آیا آن زمان که نوازندگان ما حتی اجازه جابجایی ساز خود را نداشتند و برای جابجایی ساز خود مجبور بودند که ساز های خود را به هزاران راه استتار کنند و آن زمان که مجالس و محافل خصوصی موسیقی را چکمه های نیروهای کمیته انقلاب اسلامی لگدمال می کرد نیز استاد لطفی در ایران حضور داشتند ؟

استاد عزیز ! من شما را هنرمند دوره بحران نمی دانم ! من آنهایی را هنرمند دوران بحران می دانم که در بدترین شرایط حاکم در ایران ماندند و نوای ساز و آواز خود را از دیوار های ضخیم عبور دادند و آن را به گوش شیفتگان موسیقی رساندند .

دور بودن استاد از فضای ایران همین بس که استاد به رادیو تلویزیون دولتی ایران پیشنهاد داده است که کنسرت او بصورت زنده از تلویزیون در سراسر ایران پخش شود !!

استاد عزیز ! گویا هنوز از آب و هوای سالهای اقامت در سوییس خارج نشده اید ! شما به تلویزیونی که نشان دادند ساز را حتی برای لحظه ای هم حرام می داند و نوازندگان را در صورت اجبار به پشت گلدان ها و دکورها تبعید می کند ، پیشنهاد پخش زنده ی کنسرت می دهید ؟!

استاد تصور می کنم همین استقبال مدیر مرکز موسیقی صدا و سیما برای شما بس که شما را دعوت به شرکت در اتاق های فکر کرده است ( !!) و به عنوان مژده به شما به عنوان کسی که یکی از بهترین سرودهای انقلابی (!!!) را ساخته است پیشنهاد می دهد که در نشست های ماهانه از استاد لطفی به عنوان استاد برجسته و پیشکسوت تقدیر خواهد شد .

استاد لطفی ! امروز اگر شجریان ها و علیزاده ها و ... عطای دستگاه عریض و طویل رادیو و تلویزیون را به لقایش بخشیده اند از آن بابت نیست که آنها در بین مردم و حتی حکمرانان مقبولیتی ندارند که از آن بابت است که موسیقی جاری در تلویزیون ایران را مصداق بارز " مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان " می دانند !

امید دارم که در کنسرت آینده استاد لطفی در مجموعه نیاوران موسیقی متفاوتی را از او بشنویم و امروز امید همراه با هراسی در دل شیفتگان موسیقی وجود دارد که استاد پس از سالها ، موسیقی را ارائه دهد که در خور نام " محمد رضا لطفی " باشد ، نه آنکه شیفتگان موسیقی را با یاسی سنگین بدرقه کند .

پی‌نوشت‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/303

نظرها

همیشه این که این شخصیت های بزرگ چطور فکر می کنند برام مهم نبوده...در واقع فکر می کنم اونا به خاطر فکرشون بزرگ نشدن...بلکه برای هنرشون آدمهای بزرگی شدن...انتقادهایی که همیشه از شخصیت شجریان میشه یا انتقادی که شما الان از لطفی کرده اید می تونه درست باشه...ولی کسی نگفته آقای لطفی خوب فکر می کنه بلکه فقط خوب ساز می زنه

ماکان یکشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۸:۲۱ صبح

همه اینها درست !! چرا سیبیلاش زرده ؟

مریم بانو یکشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۲:۱۷ بعدازظهر

سلام و چند نکته: اولن ایشان بیست سال خارج از ایران بود و نه سی سال. دومن ساز آقا حسین قلی را که ایشان صاحب آن بودند همین نیروی انتظامی شکست. سومن از محل کنسرت ابوعطا با شجریان به اداره ی پلیس منتقل شد برای ادای توضیح. بودن ایشان در ایران هم ممکن بود به بهای سنگینی برایش ختم شود که دانم و دانی. کمی انصاف داشته باش دوست من.

علیرضا جعفری یکشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۳:۰۶ بعدازظهر

سيامک زيادی درگير حال و هوای بحراني سياسی اجتماعی جامعه هستی . استاد نظرش شايد بحران توی موسيقی و موسيقی سنتي هستش.
حتی اگه همون منظور تو باشه خيلی تند رفتی عزيزم .ایشون یه چماق بدست نست که بهش اينجوری تاختی!

هنر روحش از خشونت به دوره!

هستی یکشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۳:۲۵ بعدازظهر

Actually I would like to know how much do people pay for their life, that is, if somebody wants to take your life what do you do?Do you waiting to kill you or try to escape or defence?!! Anyway if there are something as memory of revolution time as music is just seek of chavoush group?I doubt you know anything about those time that innocence was the biggest vice.I think you must aplogise him and by the way what is Mr. Shajarian and Alizade about him?Do you know or you made an prediction?Anyway your idea is very row as like as high school student when they are interested,Sorry I had no Farsi fonts then obliged to write in English


Anonymous یکشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۴:۴۵ بعدازظهر

باید توجه کنی که لطفی در چه شرایطی ایران را ترک کرد. مسلما شخصی که مدت‌ها خارج ایران باشد ، خیلی چیزها را فراموش می‌کند.
اما در مورد خبر همکاری لطفی با صدا و سیما ، بلافاصله اخباری از عدم تفاهم و اختلاف به گوش می‌رسد. چنین همکاری‌ای ماهیتا و عملا نمی‌تواند شکل بگیرد.

علیرضا دوشنبه، ۲۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۰:۱۹ صبح

دوست عزیز سلام
مطلب احساسیتان رو خواندم احساس خالصی بود اما بی منطق اولا دوست عزیز شما در همان سالها که ساز ها و چکمه ها بود چند سالتان بوده؟ اگر سنتان میرسید شاید کنسرت گروه شیدا و عارف را در میدان آزادی به خاطر می آوردی که توسط حجوم افراد مسلح به روی سن قطع شد اتفاقا همان سالها استاد در ایران بوده اند دوما این که صدا و سیما ساز را پخش نمی کند نکته ایست که ایشان بهتر از بنده و شما که شاید با سازمان لک و لکی میکنیم می دانند و هدف استاد از طرح این موضوع یک جریان فرهنگی است حتی اگر واقع نشود سوما مطمئن باشید اگر از ارتباط یک سری از هنرمندانی که ژست اپوزیسیونشان برای ماست و دستهایشان از پشت.... دیگر این حرف ها را نمیزدید ادب سخن وری را هم در حرف زدن با یک استاد را لطفا
رعایت کنید با سپاس

راز نو : دوست عزیز ! من در مورد بعضی از صحبتهای شما نظراتی دارم اما تنها این را بگویم که زمان ادب سخن وری در مقابل استاد و چهار زانو نشستن در برابر استاد و سمعا و طاعتا بودن و اطاعت کورکورانه از استادان کردن گذشته است .

امروز وبلاگ ها به عنوان شهروندان خبرنگار این حق را دارند که تیغ انتقاد خود را به هر سمت و سو که می خواهند ببرند و انتقاد و سوال از از استادی را حق خود می دانم !

Anonymous یکشنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۱۱:۰۳ بعدازظهر

18 سال است که به اثار لطفی گوش میدهم و از ان لذت میبرم. به نظرم لطفی نوازنده لحظه هاست نه موسيقي‌دان دوران بحران. با وجود این هیچ وقت از خواندن اظهاراتش لذت نبردم. نوشته هایش در کتاب سال شیدا نیز نشان از کوته بینی و خود بزرگ بینی اش دارد(مثلا وزیری را بی مقدار میکند و از طرفی می گوید ما باید از گدایی که در خیابان میخواند در تدریس اواز استفاده کنیم.)
وضع ظاهر ایشان نیز بسیار تاسف انگیز است. این موی بلند و صورت اصلاح نشده ایا شائبه عوامفریبی را به ذهن متبادر نمی کند؟

Anonymous پنجشنبه، ۱۰ خردادماه ۱۳۸۶، ۵:۲۲ صبح

تند نرو پسر .

Anonymous پنجشنبه، ۱۰ خردادماه ۱۳۸۶، ۶:۴۹ بعدازظهر

دوست عزیز فکر کنم توهین به استادی مثل استاد لطفی(کوته بینی و ...) کار بسیار اشتباه
باشه ...

عارف دوشنبه، ۲۱ خردادماه ۱۳۸۶، ۹:۳۲ بعدازظهر

خطاب به دوست عزیزی که از سر وضع ظاهری استاد لطفی ایراد گرفتند:ظاهرا" شما در آثار باستانی بزرگمردان ایران پیش از اسلام را ندیده اید که همه آنها مو و ریش و سبیل بلند ولی مرتب داشتند مانند استاد. عزیزم این کار استاد بزرگداشت مقام نیاکان ماست که هویت ما در شخصیت آن بزرگان چون جاماسب و بزرگمهر و....... نهفته است.

Anonymous سه شنبه، ۲۲ خردادماه ۱۳۸۶، ۱:۱۴ صبح


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com