فقه اسلامی و موسیقی ایرانی
برنامه ی " مردم ایران سلام " در یکی دو روز گذشته مصاحبه ی داشت با حسام الدین سراج خواننده ی موسیقی سنتی !
با همه ایراداتی که در اکثر برنامه های صدا و سیما نهفته است اما مردم ایران سلام را با همه ایرادات آن می پسندم و تقریبا هر روز صبح از بیننده های ثابت آن هستم . حرف های حسام الدین سراج درباره ی موسیقی و گلایه های او گوشه ی بود از جفایی که صدا و سیمای ایران و دستگاه عریض و طویل فرهنگ و ارشاد این مملکت در حق موسیقی ایران کرده اند !
شاید تا زمانی که فقه اسلامی که ریشه و جهان بینی سیاست های فرهنگی ایران است مشکل خود را با موسیقی حل نکند این جفا و خیانت همچنان ادامه خواهد داشت . در شرایطی که موضع گیری درباره ی هنر و بویژه موسیقی در فقه اسلامی در بلاتکلیفی بسر می برد ، هنر موسیقی ما در سراشیبی نابودی قرار دارد .
به قول حسام الدین سراج شاید زمان آن رسیده باشد که در حوزه های علمیه در کنار " جامعه الکتاب " هنر و موسیقی را هم به طلبه ها آموزش دهند و حوزه های ما در اثر عدم شناخت ، هنر و موسیقی را از اساس انکار نکنند . انکاری که نتیجه ی آن نابودی هنر و بویژه موسیقی سنتی و ایرانی شده است و علت آن هم کاملا روشن است .
در تلویزیونی که با همه ژستهای روشنفکرانه ، هنوز اجازه ی نشان دادن ساز وجود ندارد و نشان دادن ساز و نوازندگی ساز حرام است ، این رسانه هیچ حقی درباره ی انتقاد از عدم جذابیت موسیقی سنتی برای جوانان ندارد .

سوالی که به نظر من همه آنهایی که دل نگرانی هنر ایران را دارند باید با در مصاحبه ها و صحبت های خود بیان کنند این است که با عدم نشان دادن ساز و موسیقی سنتی ، جوان ایرانی در کجا باید ساز ایرانی را ببیند و با موسیقی سنتی آشنا شود . جوانی که در همه ی ساعت های شبانه روز این امکان را دارد که در هزاران کانال ماهواره ای انواع سازهای پاپ همچون گیتار و پرکاشن و ... ببیند در حالی که تلویزیون خودمان نمایش سازهای ایرانی را حرام می داند ، کجا باید سازهای ایرانی همچون تار و سه تار و ... و نوازندگی آنها را ببیند و با آن آشنا شود .
خلاصه آن که در حالی که مردم ایران هیچ مجالی برای آشنایی و دیدن موسیقی سنتی را ندارند ، این چه سوال احمقانه ی است که چرا مردم ما به موسیقی سنتی کمتر علاقه دارند !
در دنیای غرب از همان کودکی به کودک آموزش داده می شود که با آنکه موسیقی پاپ موسیقی مفرح و به روزی است ، اما موسیقی کلاسیک قسمتی از فرهنگ و هویت آن کشور است و در کنار علاقه عمومی به موسیقی پاپ همه به شدت به موسیقی کلاسیکشان نیز احترام می گذارند .
در این شرایط در کشور ما هنگامی که حتی بزرگان موسیقی ما هم در ایران امکان برگزاری کنسرت را ندارند و تفکر غالب در مدیران فرهنگی ما عدم برگزاری کنسرت است مگر خلافش ثابت شود و در راه برگزاری آن باید دقیقا هفت خان را پشت سر گذاشت و درمملکتی که رسانه ها ی تصویری آن با آنکه در سراسر روز انواع آلات قتاله همانند چاقو و قمه و ... به فراوانی نمایش داده می شود اما حتی برای لحظه ی ساز ایرانی امکان نمایش ندارد ؛ کارشناسان و مدیران فرهنگی آن دقیقا در مسیر نابودی موسیقی آن گام بر می دارند .
حرف های حسام الدین سراج درد و دل های همه ی ما بود و تصور می کنم که زمان آن رسیده باشد که هنرمندان و روشنفکران و صاحبان قلم یک بار هم که شده رودر رو با فقهای اسلامی بنشینند و برای همیشه تکلیف هنر و موسیقی ما و رابطه ی آن با فقه اسلامی را روشن کنند و موسیقی ما را از این وضعیت در شرف نابودی خارج کنند .
