یا روسری یا توسری
در نظریه های تاریخ شناسان ، نظریه ای وجود دارد به نام " تکرار تاریخ " ! در این نظریه ادعا می شود که تحولات و فرایند هایی که بر یک ملت می گذرد ، در دوره های گوناگون زمانی تکرار می شود .
این دوره های تکرار در کشور ما چیزی در حد چند سال و حتی چند ماه است ! در حوزه های اجتماعی و مبارزه با نا هنجاری های اجتماعی حاکمیت در ایران سرمشقی را بیست و هشت سال است که در حال نوشتن است و هر سال دست خطش بد و بدتر از سالهای پیش است .
در کشوری که حاکمیت حتی به بهشت و جهنم رفتن مردمانش هم کار دارد و انسانها را با باتوم و زور و زنجیر و بازداشت و ... به بهشت هدایت می کند ، آمار های ارائه شده بیان گر آن است که این فشار آنچنان زیاد بوده است که هر لحظه امکان خروج مردمانش از ته جهنم هم وجود دارد !
به نظر می رسد که مساله تئوریسین هایی که برخوردهای قهری با جوانان و دختران و زنانی را توصیه و توجیه می کنند برخورد با بد حجابی نباشد ؛ من تصور می کنم مساله ی آنان چیز دیگری است ! هدف ایجاد موج جدیدی از تنش در جامعه و دقیقا رادیکال کردن و خشن تر کردن جامعه در حوزه های اجتماعی است . وگرنه به نظر من این تئوریسین ها خود به خوبی می دانند که جامعه ما به دلیل همین رفتارهای قهری از نظر آمارهای ناهنجاری اجتماعی همانند فقر ، فحشا ، فساد اخلاقی و ... در شرایط بحرانی قرار دارد .
آنهایی که با پتک به مبارزه با رسانه می پردازند و دیش های ماهواره را از پشت بام ها به پایین پرتاب می کنند و آنهایی که دختران و زنان جوان را به دلیل کوتاهی مانتو و تارهای مویشان بازداشت می کنند به نظر من دقیقا در مسیر بسط و گسترش فحشا و شکاندن قبح و ترس بازداشت شدن گام بر می دارند . ابن دیکته ی پر غلط پس از بیست و هشت سال تکرار کار را به جایی رسانده است که بنا بر آمار های غیر رسمی بالاترین آمار فساد اخلاقی در کشورهای حوزه خلیج فارس را همین دختران به بهشت هدایت شده تشکیل می دهند .
و در نهایت سوالی که ذهن من را به خود درگیر کرده است ، این است که در این کشور اگر شخصی بخواهد که با تشخیص خود گناه کند و به جهنم تعریف شده ی حکمرانان ما برود چه راهی را باید در پیش بگیرد و دگر آنکه آیا در پیش خدا جهنم با اختیار ارزشی بیشتر ار بهشت زوری ندارد ؟!
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند
زمینه : دیدن عکسهای حجت سپهوند را در این زمینه به شدت توصیه می کنم !
