« تیری در تاریکی | صفحه اول | چرا کارکنان گوگل دمپايي به پا مي کنند؟ »

دستان

از در درآمدی و من از خود بدر شدم

گویی که از این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست

صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب

مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

که اول نظر به دیدن او دیده ور شدم

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد

اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم


به یاد صدای ملکوتی استاد " محمد رضا شجریان " و اثر جاودانه ی " دستان " :

روز بزرگداشت سعدی فرخنده باد !


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/288


نظرات

:

واقعا سعدی استاد مسلم غزل به معنای تغزل هستش!

اما

ميدونی تو هم داری کم کم مثل روزنامه هامون يادواره و سالگرد و سالنامه و... ميشی .
هرچند ياد از استاد شجريان
به هر بهانه ای کار خوبيه!

:

سلسله موي دوست حلقه دام بلاست
هركه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست
به ياد سعدي كه هرچه از اشعار او بگوييم بازهم كم گفته ايم

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007