صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۶

جناب آقای ده نمکی ! سلام ؛ وقت شما بخیر !

آقای ده نمکی عزیز !
این نامه از جانب کسی است که در آغازین سالهای جوانی اش ، مسعود ده نمکی را نماد خشونت ، زنجیر ، لباس شخصی و گروه فشار می دانست و در آن سالها همیشه در هر جمعی و تجمعی در هراس بود که نکند دوباره سر و کله ی مسعود ده نمکی و یارانش با آن ظاهر های به شدن آشنا یش پیدا شود و همه را به باد زنجیر و ناسزا و ... بگیرند . آن روزها با یالثارات به عمق جهان بینی ذوب شدگان فرو می رفتیم و هر هفته خود را برای به لجن کشاندن روشنفکر یا فرهیخته ای توسط نشریه ی شما آماده می کردیم .

و امروز ! در کمتر از ده سال بعد ، مسعود ده نمکی عزیز به فضاهای روشن فکری که روزی از نجس هم نجس تر بود وارد می شود ، ژست روشنفکری می گیرد ، وبلاگ می نویسد ، فیلم می سازد و خود را در قالب دیگری به ما می نمایاند .

آقای ده نمکی !
نسل ما و نسل پیش از ما تفاوت های بسیاری را دیده اند که شاید در یک جامعه غیر استثنایی این تفاوت ها در طول قرن ها حاصل می شد اما ما همه خوب می دانیم که اینجا ایران است و سرزمینی است که در آن هر غیر ممکنی را می شود ممکن کرد . ما " محسن مخملباف " ی را دیده ایم که از ساخت " توبه نصوح " به ساخت " سکس و فلسفه " رسید و آموخته ایم که هر تحولی را در این جامعه ی سنت زده ی ما باید ارزشمند شمرد و باید دانست که همه آدم ها این حق را دارند که در مسیر تکامل خود متحول شوند حتی به اندازه 180 درجه !

آقای ده نمکی !
اما من تصور می کنم که فرق های اساسی بین تحول در اندیشه ی انسانها و استفاده ی ابزاری از ابزار های مدرن برای القای دیدگاه های غیر مدرن وجود دارد .

سخن من بطور مشخص درباره فیلم " اخراجی ها " است . فیلمی که این روزها مایه مباهات شما شده و تا سخنی به شما زده می شود " اخراجی " ها چماقی در دست شما می شود که این فیلم مورد توجه مخاطب قرار گرفته است ، پس شما زبان مردم هستید .

آقای ده نمکی !
آیا هر چیزی که بین مردم مخاطب زیادی پیدا کرد ، نشان از ارزشمندی آن است ؟! آیا شما این روزها از آمار فروش حشیش و تریاک در بین مردم و جوانان خبر دارید ؟ آیا حشیش و تریاک هم کالاهای ارزشمندی هستند ؟

اخراجی ها ، چیزی نیست جز ترکیبی از دو استراتژی پوپولیسم ( عوام گرایی ) و لومپنیسم که این روزها در ایران بازار سکه ای دارد . اخراجی ها تبلیغ استراتژی جدید نظامی گری است که در آن دیگر بر خلاف سالهای اول انقلاب ، جبهه تنها متعلق به گروه خاصی از مردم – حزب اللهی ها – نیست . در استراتژی جدید که شما مبلغ آن هستید دیگر همه و همه از لات و معتاد تا دزد و ... در صورت بروز جنگ باید به جبهه ها بروند .

آقای ده نمکی !
اگر لوده گی ها و لهجه ی ترکی " اکبر عبدی " و ژست ها و نقش های تیپیک ارژنگ امیر فضلی و امین حیایی که تکرار تیپ های دست چندم سینما و تلویزیون را از این فیلم بگیرید ، آیا چیزی از آن خواهد ماند ؟ ! خط قرمز هشت سال جنگ ، حرف زدن از اینکه رزمنده ها هم ادرارشان می گرفت و یاعاشق می شدند نیست . اینها لودگی هایی است که تنها شما اجازه ی ساختشان را می توانید بگیرید .

آقای ده نمکی عزیز !
حرف آخر اینکه ، با سرمایه ی چند صد میلیونی دولتی و مجوز های خاص شاید بشود فیلمی با فروش میلیاردی ساخت ، اما با صدها میلیارد تومان هم هرگز نمی شود حتی دقیقه ای هنرمند بود !

در همین زمینه :

يك ميليارد و ششصد ميليون تومان مجموع فروش فيلم " اخراجي ها " - ایلنا

" ده نمكي " فاحشه را رسوا كرد - ایلنا

پی‌نوشت‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/279

نظرها

در جلسه پرسش و پاسخی که آقایان الله کرم و ده نمکی در دانشگاه صنعتی اصفهان در همان سال های وحشت انگیز برگزار کرده اند، برگزارکنندگان جلسه به کرات به این آقایان تذکر رعایت ادب را با توجه به حضور خانم ها در سالن می داده اند. از آن سال تا امسال ده سال می گذرد. تصور نمی کنم نامه های فهیمانه ای از این دست بتواند مخاطبی چون ده نمکی داشته باشد. زبان ایشان زبانی نیست که شما در این نامه استفاده کرده اید. مخاطب این نامه حتی مردم هم نیستند. همان مردمی که تا دیروز بچه هایشان زیر پنجه بکس های این آقا و دوستانشان له می شدند. مردم ما همیشه به نداشتن حافظه تاریخی معروف بوده اند. باز هم جمعی کوچک و خودمانی در میان موج پوپولیسم و لومپنیسمی که شما از آن یاد کردید نامه شما را در خلوت خویش خواهند خواند تاسف خواهند خورد...

Anonymous شنبه، ۱۸ فروردینماه ۱۳۸۶، ۹:۲۶ بعدازظهر

کارگردان درپیتی که با فروش فیلمش از خوشی می‌ترکد! اصلآ قابل قیاس با تهمینه میلانی، کمال تبریزی، آرش معیریان و ایرج تهماسب کارگردانان رکورددار قبلی نیست، بی‌خیال...
او هنوز ده‌نمکی‌ست مطلب مرا بخون:
http://www.rah-e-man.com/2007/03/10/17,19,35.php

فؤاد شنبه، ۱۸ فروردینماه ۱۳۸۶، ۹:۳۶ بعدازظهر

سيامك جان مرا ببخش
اما نامه‌ات به ده نمكي را نپستديدم. نوعي عصبانيت در آن موج مي‌زند كه نمي‌دانم از چيست.
ما بايد سعي كنيم ادم‌ها را بپذيريم. با تو موافقم كه ده‌نمكي دارد پوست مي‌اندازد. ما بايد به امثال ده‌نمكي اجازه دهيم بدون استرس و ناراحتي دگرگون شوند. يادآوري سال‌هاي تلخ چيزي را جبران نمي‌كند.
حتماً فيلم ارساله مصطفي عقاد را بارها ديده‌اي. ما مي ‌توانيم با امثال ده‌نمكي برخودي داشته باشيم كه پيامبر رحمت با خالد بن وليد داشت.
و البته دعا كنيم كه امثال ده‌نمكي جسارت تحول يافتن همچون خالدبن وليد را داشته باشند.
تحقيرش نكنيد، گذشته تلخش را به او يادآوري نكنيد، او را با پيشكسوتان عرصه سينما مقايسه نكنيد كه قياس مع‌الفارق است. او را با پيشكسوتان جبهه و جنگ هم مقايسه نكنيد كه باز هم مع‌الفارق است.
او را مقايسه نكنيد و فرصت تجربه كردن و دگرگون شدن به او بدهيد.

سعيد شريعتي شنبه، ۱۸ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۱:۱۵ بعدازظهر

آقا دستت درد نکنه. حرف دل ما رو زدی . وقتی جامعه اینقدر بیماره که سی دی تصاویر منتسب به فلان بازیگر میلیون ها نسخه به فروش میرسه حالا این عزیز دل برادر فیلمش رو بزنه زیر بغلش و هی بگه مردم فیلم رو پسندیدند.
آقای ده نمکی عزیز تو رو جان مادرت اخراجی های 2 رو هم بساز و با این جماعت عوام حال کن .

farhad یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۰:۱۵ صبح

هیچ یاد خوشی از ده نمکی ندارم و با بخش بسیاری از نوشته هایت کاملا موافقم ... او باید درباره کوی دانشگاه فیلم بسازد که دانشجویان را مظلومانه به مسلخ بردند ...

معینی یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۲:۰۸ صبح

سلام
هميشه بي خبري ادم ها با عنوان عوام بودنشان يكي شده اين اتفاق درست در مورد خود منم افتاده خوشحالم كه حداقل دارم سعي ميكنم بي خبري خودمو تقير عوام پسنديم نزارم و دارم چيزهايي جديدي در مورد ادمهاي كه اينروزهاي گوي هاي سبقتو گرفتن مي شنوم .. نوشتتون و باقي كامنت ها در روشن كردن ذهن من نقش بسزايي دا شت اما يكي از دوستانتون يك چيزي نوشته بود كه من باهاش موافقم ..موفق باشيد

نازنين یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۰:۱۶ صبح

سلام سيامک جان
ميدوني که مدتهاست وبلاگتو نميخونم و امروز دوستی برام off گذاشت منم مطلبتو خوندم .
سعيد شريعتی راست ميگه! روحيه من درت اثرکرده ميبينم از اون حال و هوای محافظه کاری اومدی بيرون !

اين فیلم دقيقا یه فيلمی هست که برای آماده کردن مردم برای جنگ و عملياتهای انتحاريه (به قول کيهانی ها استشهادی!!!).از همون نوع که مردم و تشويق به رفتن به جنگ و... ميکنه و براش يه ارزش ويژه(!) قايل ميشه! مثل فيلمهايی که تو سالهای جنگ ايران و عراق ساخته میشد.

اين فيلم نه از نظر تدوين نه از نظر موضوع نه از نظر فيلمبرداری ونورپردازی فيلم درجه یک محسوب ميشه ونه از نظر کارگردانی! فقط يه فيلمی هستش که از کلیهsms های امروزی ساخته شده تا مردم گول خنده ها رو بخورن و فيلمو ببينن.

به خاطر جنجالی که ده نمکی همون چماق بدست سابق روز اختتاميه جشنواره کرد همه امثال من فکر کردن چقدر ده نمکی تغيير کرده نگو که همونم سناريويی بود برای ترقيب مردم به ديدن فيلم و گرنه چه کسی می تونست جز ده نمکی با اون همه رفاقت با تاريکخونه ها جايزه ها رو زير سئوال ببره!؟؟؟


هنوز حرفهای امير فرشاد ابراهيمی در مورد رفيق سابقش (ده نمکی) که سالها با تو هفته نامه شلمچه هوچی گری ميکردن و سناريوی تاريکخونه ها رو اجرا ميکردن يادم نرفته !
ده نمکی تا هست يه چماق بدست مزدوره !
حتي اگه خودشو بخواد فيلمساز جا بزنه بازم دم خروسش پيداست!

Anonymous یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۱:۱۰ صبح

متاسفانه همین طوره که گفتی
عوام گرایی در جامعه ما بیداد می کنه، مگه همین رئیس جمهور محترم با به کار بردن همین ادبیات پوپولیستی نتوانست به قدرت برسد وعامه مردم را بفریبه، متاسفانه فریفتن ما ایرانی ها کار سختی نیست

یکی دیگه از دلایل فروش بالای این فیلم به نظر من بر می گرده به صدا و سیما، به نظر من صدا و سیما در تعیین ذائقه مخاطبین نقش اساسی داره، وقتی شاهد پخش سریالهای طنز بی محتوا و سطح پائینی به طور روتین هستیم و میلیونها نفر هر شب سر ساعت مشخصی کار و زندگیشون را تعطیل می کنند تا شاهد تو سر و کله زدند یک مشت آدم دیگه باشند که برای خنداندن مخاطب دست به هر کاری می زنند- توهین و تحقیر کردن قومیتهای مختلف ایران ، ساده و ابله شمردن گروه زحمتکش روستایی ها که این روزها سادگی شان دستمایه خلق موقعیت های کمیک در
، تلویزیون و سینما شده

در فیلم اخراجی ها هم دقیقاً همین عناصر به کار رفته، به نظر من آقای ده نمکی تمام اس ام اس هایی را که در طول سال در یافت کرده به صورت یک فیلمنامه در آورده و با پشتوانه محکمی که داشته و با صرف هزینه چند صد میلیون تومانی آنها را به صورت فیلم در آورده

banafshe یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۴:۲۱ بعدازظهر

دوست من شما واقعا انتظاري غير از اين داريد توي اين مملكت؟؟؟؟!!!

Anonymous یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۴:۴۴ بعدازظهر

خيلي خوب بود.

آسيه یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۴:۵۳ بعدازظهر

سلام دوست عزیز
مطلب شما در خصوص فیلم اخراجیها در وبلاگ بازتاب نقدهای مطروحه در وبلاگ خصوص فیلم اخراجیها ((وبلاگ یک اخراجی) منتشر شد.
اگر باز هم در نقد این فیلم و یا نقدهای منتشره در وبلاگ یک اخراجی مطلبی دارید می توانید مطالب خود را در این وبلاگ منتشر کنید.

یک اخراجی یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۷:۳۵ بعدازظهر

در عين حال كه با شما هم عقيده هستم ولي نظر يكي از دوستان به نام آقاي سعيد شريعتي را در ادمه نظرات شما را قبول دارم و بايد به هر انساني در هر جايگاهي فرصت تغيير و دگرگوني را داد و در مورد ساخت فيلم اخراجي ها بسنده مي كنم به يك بيت از اشعار زيباي مولانا كه مي گويد
ببين كه چه ريسيده ايم دست كه ليسيده ايم
تا كه چنين لقمه ها سوي دهان آمدند

نياز یکشنبه، ۱۹ فروردینماه ۱۳۸۶، ۸:۱۳ بعدازظهر

Kamelan ba nazare shoma movafegham./ mer30

hossein دوشنبه، ۲۰ فروردینماه ۱۳۸۶، ۰:۰۵ صبح

دوست عزيزم خسته نباشيد ، آقاي مجديدي عزيز راهنماي من شدن براي رسيدن به اين وبلاگ و خواندن اين پست . با شما موافقم ولي من فيلم رو دوست داشتم نه به خاطر گذر از خط قرمزها كه معتقدم اون قسمتها خيلي هم مزخرف و بي معني بودن شايد هم من زيادي اسير پوپوليسمم . به هر حال حتا اگر اين فيلم واقعن هم خوب بود ( از نظر فني و حرفه اي ) توجيهي به رفتار و كردار ده نمكي حساب نميشد .

مهتاب دوشنبه، ۲۰ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱:۱۱ صبح

با افتحار می گفتند که گروه حمایت از سینمای مستند و تجربی این فیلم رو پشتیبانی کرده! به جای فیلم با خرج 5-6 میلیونی، اینهمه خرج ...

آدم لجش میگیره وقتی می بینه این مردک ده نمکی! میاد از ترکیب عرفان و عشق و اینها در این فیلم میگه! کلی خندیدم

حمید دوشنبه، ۲۰ فروردینماه ۱۳۸۶، ۲:۱۸ صبح

من هنوز این فیلم را ندیدم و دوست دارم ببینمش
ولی در مورد اقبال بینندگان به این فیلم با نظر شما موافقم
یعنی تعداد زیاد تماشاگران دلیل بر تعداد زیاد علاقمندان نیست
شما اگر ملاحظه کرده باشید مثلا در مراسم عزاداری ماه محرم تعداد تماشاگران از تعداد عزاداران خیلی بیشتره
البته بعضی از تماشاگران هم علاقمند به حضرت اباعبدالله الحسین هستند

خسروبیگی دوشنبه، ۲۰ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۱:۰۱ صبح

harfe dele maro gofti.

بهمن دوشنبه، ۲۰ فروردینماه ۱۳۸۶، ۸:۳۶ بعدازظهر

مطلبتان راجع به استراتژي جديد، يعني استفاده ايشان از همه‌ي نيروهاي غير روشن فكر جامعه، تحليلي قابل تامل است كه به شدت تعقيب مي‌شود و البته عدم وجود حافظه‌ي تاريخي در ملت ايران به اين مسير كمك مي‌كند.
بنابراين كسانيكه قبل از 22 بهمن در تلوزيون با آنها مصاحبه مي‌شود در ارديبهشت به مراكز ارشاد حجاب راهنمايي مي‌شوند و 22 بهمن بعد دوباره تظاهرات مي‌كنند و در فروردين پاي فيلم اخراجي‌ها مي‌خندند و قبل از انتخابات با آنها مصاحبه مي‌شود و ....

Anonymous سه شنبه، ۲۱ فروردینماه ۱۳۸۶، ۹:۵۶ صبح

به قول حافظ: نه هرکه آینه سازد سکندری داند

مهرنوش نجفی راغب سه شنبه، ۲۱ فروردینماه ۱۳۸۶، ۴:۱۵ بعدازظهر

دوست عزیز مطلب شما را خواندم ودرآن جز بغض وکینه چیزی ندیدم بغض وکینه ای که شاید با عوض شدن نام کارگردان این الفاظ نسنجیده شما به تعریف وتمجید ختم می شد دوست عزیز شما در حالی فیلم را فاقد هر گونه پیام مفیدی می دانید که به جرات میتوانم بگویم یک بار هم فیلم را به عنوان یک انسان منصف ندیده اید چون بارزترین پیام فیلم یعنی قابلیت تغییر انسان رانه تنها درک نکردید بلکه برای کارگردان آن نیز«در جای خدا« امکان هیچگونه تغییری قایل نیستید دوست عزیز مثل اینکه جناب عالی هم تحت تاثیر سیاسیون اصلاح طلب مانند یک ضبط صوت وبدون دانستن معنی کلمه پوپولیست را تکرار می کنید غافل از اینکه معنی این کلمه با تعاریف دوستان سیاسی چیزی جز کاخ نشینی و باند بازی نیست وبا توجه به این تعریف تمام امامان و پیامبران ما پوپولیست هستند ومثلا معاویه روشن فکر هست دوست عزیز دست از ادای روشن فکر ها را در آوردن بردارید مخالفت با مردم اسمش روشن فکری نیست ور در آخر بنفشه جان شما که ادبیات رییس جمهورمان راپوپولیستی میدانید آیا می دانید همان روستایی های زحمت کشی که شما از حق آنها دفاع میکنید درانتخابات به احمدی نژادپوپولیست رای دادند ضمنا خواهری من در جوامع متمدن هم مردم برای لوده بازی های جیم کری سر ودست می شکنند وبرای گوش دادن به صدای زنی که فاصله ازدواج وطلاقش 52 ساعت وصدای مزخرفی هم داره ساعت ها صف می کشند پس می بینی که همه جا همینطوریه در آخر امیدوارم انتقاد های این جانب را منصفانه وبدون جبهه گیری بخوانید ضمنا من نه پسر خاله ده نمکی هستم ونه فامیل تهییه کننده من تنها یکی از اون آدم هایی هستم که با دیدن این تعریف از آدم های جنگ اشک در چشمانم حلقه زد وفقط همین

یکی از 70 میلیون عوام ایران سه شنبه، ۲۱ فروردینماه ۱۳۸۶، ۸:۳۶ بعدازظهر

شما ميگيد يکي ازهفتاد ميليون نفرنفوس ايراني هستي ومن ميگم شما يکي از چند ده هزاري هستي که اگر مجددا" اتفاقي مثل کوي دانشگاه بيفتد هم قدم ده نمکي با چماق در سر بزنگاه حاضر شده وبا شعار يا زهرا با بطري به دختران مردم تجاوز ميکنيد

Anonymous چهارشنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۶، ۷:۵۴ صبح

سلام آقای قاسمی
مطلبتان را خواندم . و البته توضیحات دیگران را در زیر آن . لومپنیسم و پوپولیسم. کلمه های زیبایی هستند . احتمالا برای عوامی که از ایسم خوششان می آید . تا دیروز که فیلم را ندیده بودم منتظر فیلمی سراسر خنده بودم . دیروز تمام فیلم را گریه می کردم . چرا ؟
شاید چون از همان چماق به دست ها هستم . شاید چون هنوز به ایسم مدرنیسم نرسیده ام . خاطرات بسیاری از جنگ خوانده بودم . و دیروز آن ها را دیدم . به جرات می گویم ((این مستند ترین فیلم ده نمکی بود)) تمام صحنات برایم تکراری بود . یا در خاطرات یا در مستند های آوینی .
به هر حال اگر با خاص بودنتان در تضاد نیست که با یک عامه صحبت کنید . آدرس ایمیلم را نوشته ام .
منتظرت هستم .
دوست چماق به دست تو
مهدی

مهدی چهارشنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۱:۴۸ صبح

آقاي عوام ايرانيه محترم من يه چيزي تو صحبت هاي شما متوجه شدم!!!منظور شما اينه كه مسعود ده نمكي از اون كارهاي زشت و قبيه گذشته اش توبه كرده و الان پشيمون و به لباس ما در اومده تا با ما دوست باشه؟!!!حالا متوجه ميشيد كه چرا بهتون ميگن عوام؟مسعود ده نمكي اگه حتي به نام پدر رو هم مي ساخت بازم مسعود ده نمكي بود.در ضمن من از جمله كساني هستم كه اخراجي ها رو 2 بار ديدم مي دوني چرا؟ چون فيلم ساختن اين آدم واسم عجيب بود.متوجه ميشين؟ همه مردم دوست دارن چيزهاي تعجب آور رو ببينن كه اين نشون دهنده كيفيت اون چيز نيست!!!

يكي ديگه از 70 ميليون ايراني چهارشنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۶، ۰:۱۰ بعدازظهر

سلام، مطلب شما را اتفاقي خواندم و متاسفانه از خوانندگان هميشگي وبلاگ شما نيستم همينطور كامنتها را متاسفانه من فيلم را نديدم و خوشبختانه مثل خيلي از دوستان روشنفكر و جدا از اين مردم عامه نيستم و من با شادي مردم شاد ميشوم و با ناراحتي آنها ناراحت ، اينكه فيلم بد بود يا خوب نميدانم اما با حركتهاي اقاي ده نمكي بعد از فيلم هم موافق نيستم اما از ژستهاي بعضي دوستان هم خنده ام ميگيرد آيا مخملباف يك دفعه از توبه نصوح به سكس و فلسفه رسيد يا 15 سال طول كشيد گذشته ديگران ملاك قضاوت نيست به ديگران فرصت تغيير كردن بدهيم و دوستان نوشتندآيا فقط در مملكت ما به قول شماعوام گرايي است مگر يكي از عوامل پيروزي كلينتون در انتخابات آمريكا حمايت مايكل جكسون از او نبود پس بهتر است به جاي توهين به فكر و نظر مردم اين مملكت خودتان را هم جز اين مردم ببينيد نه تافته اي جدا بافته از آنها.

Anonymous چهارشنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱:۰۶ بعدازظهر

دوست عزیز شما که شعار هر که با ما نیست با دشمن هست را تکرار می کنید ،این را با اطمینان به شما می گویم که هرگز یک چماقدار نبوده ونیستم من فقط یک دانشجوی ساده هستم دانشجویی خسته که از این همه دروغ خسته شده است، یک آدم ساده که توی این چند سال داره می بینه که مملکت بقول بعضی ها امام زمان تا خرخره داره تو لجن فرو می ره اما ما جوون های این مملکت دست روی دست گذاشته ایم وتنها کاری کاری که اونو خوب بلدیم تهمت زدن به افرادیه که از لحاظ سیاسی با ما مخالفند ،اصلا می دونید چیه یک آدم تو جامعه ما موقعی می تونه یک نظر منصفانه بده که ذهنشو برای یک لحظه هم که شده ازافکار سیاسی پاک کنه چون تجربه اثبات کرده یک آدم سیاسی هیچ وقت منصف خوبی نیست ور در آخر برای یک لحظه کلاه خود را قاضی کنید مسعود ده نمکی برای بیان عقایدش چماق را کنار گذاشته و دوربین در دست گرفته واز آنجا همه ما می دانیم هدف وسیله را توجیه نمی کند واز آنجا که باز هم همه ما می دانیم که افکار هر شخص برای او حق به معنای واقعی است آیا شما مثلا اعتقاد دارید که او دوربین را ول کند ودوباره چماق را در دست بگیرد این یک تغییر در اصول رسیدن به هدف ،اگر این تغییر را قبول ندارید یک نگاهی به چند سال قبل خودتان بیندازید

یکی از 70 میلیون عوام ایران چهارشنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۶، ۲:۰۴ بعدازظهر

جناب آقاي عوام ايراني چيزي كه واضح و مشخصه اينه كه جنابعالي طعم چماق آقا مسعود رو نچشيدي و ازش فحش ناموس نخوردي ، محض اطلاع شما بايد عرض كنم كه من چشيدم پس قطعا شما نمي توني مثل من فكر كني . نشستي تو خونه پاي اينترنت و نفست از جاي گرم در مياد و ميگي بايد بهش فرصت داد.تا حالا شده كتك بخوري فحش بخوري حقت ضايع بشه بهت بگن خفه شو و در آخر تو رو بندازن تو زندان؟ اصلا تا حالا اوين رو از نزديك ديدي؟اين اقا مسعود همون آقا مسعود نون به نرخ روز خور خودمونه كه اين بار با يه چهره ديگه اومده جلو.اگه امثال شما از خواب غفلت بيدار بشوند امثال ما مجبور نيستند اينقدر تاوان بدهند !!!

يكي ديگه از 70 ميليون ايراني پنجشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۶، ۹:۵۲ صبح

دوست عزیز مثل اینکه شما هم از اون آدم هایی هستی که تا یکی بهت چیزی می گه یا می زنه تو سرت مثل این بچه کوچولو ها با زمین وزمون قهر می کنی عزیزم مثل اینکه خیلی دوست داری با مظلومیت خودتو حق به جانب نشون بدی همین امثال شما ها هستن که تا یکی بهشون گیر می ده دیگه خدا رو هم بنده نیستن همین شما ها هستن که عادت کردن یکی همیشه با چماق بالا سرتون باشه و اگه یک روز اون آدم خواست روشش برای بیان عقایدش کنار بذاره شماها اونقدر اونو تحت فشار قرار می دید تا اون بهترین راه رو برگشتن به روش سابقش به بدونه واون وقت هم حتما با کلی غرور می گید خوب مچش رو گرفتیما می خواست ما رو گول بزنه امثال شما مگه کوی دانشگاه یادتون رفته یک عده اونجا چوب خوردند ویک عده هم چوب زدند اما برنده ماجرا و کسی که بیشترین سود رو کرد یک جریان سیاسی خاص بود ولابد این رو هم نمی دونستی که یکی از بزرگترین نظریه پردازهای این جریان یکی از همین چماق به دست های سابق و به اصطلاح روشن فکر های امروزی هست ،اگه امثال شما به تغییر وتحول یا عوض شدن راه رسیدن به هدف اعتقاد ندارین یقه این آقا رو بچسبید که تو چطوری توی یک سال شدی روشن فکر ،عزیزم این حرف های احساساتی تو رو میذارم به حساب جوونیت چون اون قدر داغ هستی که اصلا نغهمیدی من چی گفتم، ضمنا تو راست میگی من توی خونه ی گرم ونرم پای اینترنت نشستم ولابد شما توی همون سلول اوینتون پای اینترنت نشستید

یکی از 70 میلیون عوام ایران پنجشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۶، ۸:۴۱ بعدازظهر

سلام ! متنت خوب بود . اما فکر کنم خمیرمایه احساساتش تند بود !
خوب می نویسی !
عزتت زیاد !

مهاجر پنجشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۱:۳۷ بعدازظهر

ایشون یه مصاحبه هم با من داشتند: "ده‌نمکی: من عاشق سوزوکی‌ام"
http://feeds.feedburner.com/~r/Zabghar/~3/107956731/14,55,04.php

حضرت میخ جمعه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۶، ۷:۲۳ بعدازظهر

ديدي گفتم دليل داره كه بهت ميگن عوام آقاي عوام ايراني!!!مشكل ما همون اعتقادات آقا مسعوده پسر خوب!چه فرقي مي كنه آدم با چاقو سر ببره يا با پنبه؟ مهم اينه كه بكشه.به هر حال معلومه كه شما نمي توني درك كني يا شايد هم نمي خواي درك كني!كه اين خيلي بدتره.ما كه يه مدت تلاشمون رو كرديم امثال شما درك كنه كه چه اتفاقاتي داره مي افته.اما شما دوست دارين مثل كبك سرتونو بكنين تو برف.راحت بخوابيد ديگه بي فايدست ...

يكي ديگه از 70 ميليون ايراني شنبه، ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۰:۱۴ صبح

و در آخر دوست عزيز براي اينكه كمي روشن بشي بد نيست كه يه سري هم به اين آدرس بزني. http://www.1378.blogfa.com/ با آرزوي موفقيت براي تمامي شهروندان ايراني.

Anonymous شنبه، ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۰:۲۶ صبح

عجب پس مشکل شما اعتقادات آدمه از اون ور داد می زنید ایهاالناس توی این مملکت آزادی نیست واز این ور دوست دارید هر کی مخالف شماست لال باشه وحرف نزنه شما جماعت لیاقت آزادی رو هم ندارید چون اون رو هم به گند می زنند آخه بچهء آدم خوب آدم قبل از حرف زدن یه خورده به حرفاش فکر کنه می دونی چرا چون همیشه احساسی حرف زدن جواب نمی ده وآخرش میشه این جمله «مشکل ما همون اعتقادات» گفتم که شما عادت دارید چماق بالای سرتون باشه حالا خوب فکر کن ببین کی مشکل داره امثال ما یا شما ها که یه حرف ساده اونم به زبون شیوای فارسی تو کلتون نمی ره

ی شنبه، ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۶، ۰:۵۷ بعدازظهر

سلام
فقط میتونم بگم که امثال آدمایی که جنگ ویتنام رو تجربه کردن و برگشتن به آمریکا با تمام خاطرات و آموزه هایی که برای ابد رو روحشون تاثیر گذاشت با اونایی که حتی بوی باروت رو هم نشنیدن و بعد باشعار و ناسزا تمام اون رزمنده هارو لگدمال کردن و دم از صلح و آزادی میزدن تفاوت خیلی زیاده ولی بین اونایی تو 8 سال جنگ تحمیلی بودن با امثال شما نیچه و کافکا و ... خونا فاصله اونقدر زیاده که دیگه بهش نمیشه گفت فاصله بلکه میگن "شکاف" پس سعی کنید بجای ادای روشنفکری واقعا "روشن" فکر کنید.

حمید شنبه، ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۶، ۷:۱۵ بعدازظهر

مسعود هنرمندنيست
مسعود فقط خواست حرفش را بزند...تا بدانند آدمي كه از 17 سالگي براي دفاع از ميهنش به جنگ رفت هم حرفهايي دارد كه بايد شنيد....شلمچه اش را بستند...جبهه را هم همينطور...اما ايستاد خوب هم ايستاد...
.
.هنر انست كه بميري پيش از آنكه بميرانندت...هنر تجلي شيداييست....شيدايي مخلوق و جان دادن برايش نه جان دادن براي يك معشوقه يا شوخي و... براي خندان مردم مثل خيلي از فيلمهاي امروز سينما

م. شنبه، ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۶، ۷:۴۷ بعدازظهر

salam
faghat mitoonam begam ... Shohada vase ki raftin?!!!!

bisimchi یکشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۶، ۰:۳۴ صبح

salam
link dadam
shad bashid

hedieh یکشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۶، ۲:۲۷ صبح

ديدي بهت گفتم حرف حساب بلد نيستي بزني.مرد مومن اعتقاد اين آدم نسبت به ما مثل اعتقاد وهابي ها مي مونه نسبت به شيعه.بازم اميد ندارم كه درك كني چي ميگم.مي دوني چرا؟چون اگه امثال تو درك داشتن وضعيت جوونها مملكت اين نبود كه!يه مشت شعار قشنگ جمع كردي دورت داري باهاش حال ميكني!درسته من جبهه نرفتم.ولي پدرم رفته.و نهايت چيزي كه داشته داده.مي دوني چي داده؟جونشو!حالا به نظر تو من چون فرزند شهيدم و پدرم واسه اين مرز و بوم مرده حق دارم چماق ور دارم بكوبم تو سر تو و بهت بگم خفه شو؟بهت بگم حرف تو اشتباه؟بهت بگم فقط حرف من درسته؟بازم نمي فهمي پس بي خيال شو ...

Anonymous یکشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۶، ۲:۴۸ بعدازظهر

حرفات پر از تناقض هایی که خودت هم نمی تونی جمع وجورشون کنی ،زندان اوین ، کتک خورده، فرزند شهید اگر هم راست گفته باشی و فرزند شهید باشی دلم برای اون باباهایی می سوزه که بخاطر بچه هایی مثل تو رفتن جنگ شما لیاقت یه همچون پدر هایی رو ندارید می دونی چرا چون تو حتی نتونستی بابات رو هم از تو لابه لای آدم های اخراجی ها پیدا کنی اونم فقط به خاطر کینه ونفرتی که جولوی چشات رو گرفته راستی آدم حرف حساب بلد ،حتما لازم نیست با چماق تو سر یکی بزنی یا بهش بگی خفه شو پافشاری روی عقاید غلط وگرفتن گوشهات از این ها هم بدتره آخه بچه جون اگه اعتقاد اونا به ما مثل وهابی ها به شیعه هست اعتقاد تو به اونها مثل اعتقاد یه شیعه است به طالبان پس میبینی که تو هم مثل اونایی فقط بدون ریش و با کلی ادعای روشن فکری وکلی چیزهای مزخرف دیگه ضمنا مردی به ریش وسیبیل نیست به شجاعت اعتراف به اشتباست که متاسفانه امثال شما این شجاعت رو ندارید برای همین هم بحث کردن با امثال شما اشتباه بزرگیه

یکی از 70 میلیون عوام ایران یکشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۶، ۳:۲۴ بعدازظهر

با سعید شریعتی به هیچ وجه موافق نیستم!

اجازه ی پوست اندازی به امثال ده نمکی را بدهیم؟ مگر ده نمکی می خواهد تغییر کند یا دارد تغییر می کند؟ مصاحبه هایش را بخوانید، متوجه می شوید که این مردک فقط و فقط جری تر شده است و دیگر هیچ!

حمید یکشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۶، ۷:۰۴ بعدازظهر

يك بار در مورد اين متن مطلب خودم را نوشتم كه در عين حال كه با نوشته شما موافقم ولي اعتقادم بر اين است كه بايد به هر انسان در هر جايگاهي فرصت تغيير و تحول را بدهيم چون وقتي خدا با اين همه بزرگي و رحمانيتش اين كار را را مي كند و ستارالعيوب است ما كه بنده او هستيم ديگر چه كاره ايم ولي امروز وقتي مطالب بعضي از افراد را خواندم دلم نيامد به اين آدم هايي كه به شما و امثال شما ومن مي گويند درك بغضي از مسائل را نداريد و از ايمان وجنگ چيزي نمي دانيد حرف دلم رو نزنم و آن اين است كه اگر آقاي قاسمي درك اين مطلب را نداشت نمي توانست به اين زيبايي وجسارت تمام حرف دلش رو بنويسد و موافقت قريب به اتفاق افراد را به دنبال داشته باشد در صورتي كه خيلي از شما جرات نوشتن اسمتان را هم نداشتيد ماهم مملكت ايران را دوست داريم و از آدم هايي نيستيم كه به دنبال ازادي ظاهري باشيم و فقط مي خواهيم حرف دلمان را بزنيم يعني آزادي بيان همان چيزي كه در دولت آقاي خانمي داشت تحقق پيدا مي كرد ولي زمان فرصت اين كار را از ما و ايشان گرفت پس شما هم اگر از افراد چماق به دست نيستيد بگذاريد يك نفر حرف دلش را بزند و در قشر افرادي قرار نگيرد كه به خودشان اجازه مي دهند براي پيشبرد مقاصدشان هر توهيني كه مي خواهند بكنند و به انسان و انسانيت به ديده حيوان بي زبان بنگرند


Anonymous یکشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۶، ۸:۵۵ بعدازظهر

آقایا خانم نسبتا محترم من جرات نوشتن اسمم را نداشتم اما شما دیگر چرا شما که شجاعت از مطالبتان پیداست چند مورد را باید خدمتتان عرض کنم 1 تمام حرف های اینجاب که در همینجا موجود است در واقع همان صحبت خودتان هست فرصت تغییر تحول دادن به افراد2 تمام نوشته های این بنده دربارهء خود فیلم در این بیت آخر فیلم خلاصه می شود در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر ده قضارا 3من هنوز هم در مورد افکار سیاسی آقا سیامک نظر خودم را دارم وبا توجه به خواندن باقی مطالب این عزیز ذهنیت سیاسی وگرایشات او برایم کاملا آشکار است 4 من اصلا قصد توهین به هیچ کسی را نداشتم وبه جز مطلب اولم باقی آنها یک گفتمان دو نفره با شخص دیگری بود شخصی که تناقض در نوشته هایش مشهود است 5 مشکل من با شما قاطی کردن مسایل است ده نمکی یک فیلم ساخت اما ما به جای نقد فیلم شخصیت کارگردان فیلم را نقد میکنیم این یعنی قاطی کردن مسایل بی ربط به هم 6 متاسفانه امثال من جنبهء آزادی دوران خاتمی را نداشتیم وآن را با ابتذال قاطی کردیم ضمنا آزادی ان دوران فقط برای نقد مخالف است اگر قبول ندارید اظهارات دستپاچه آقای معین در قبال انتشار کتاب انتخابات نهم ریاست جمهوری را بخوانید تا بفهمید که کسانی که دم از ازادی می زنند در مقابل چاپ واقعیات مستدل چه جبهه گیری داشتند

سعید یکی از 70 میلیون ایرانی دوشنبه، ۲۷ فروردینماه ۱۳۸۶، ۰:۱۵ صبح

سلام

متاسفانه سنم آنقدر قد نمي دهد كه بخواهم از يالثارات دفاع كنم امادر مورد اخراجي هاچندمساله هست كه مي خواهم بگم
1_من وقتي براي ديدن اخراجي ها به سينما رفتم اصلا ُتوقع يك فيلم جنگي خوب مثلاُ در حد فيلم هاي حاتمي كيا را نداشتم من دوست داشتم اخراجي ها را ببينم چون مي خواستم بفهمم كه آنچه باعث اين همه فروش فيلم شده چيست همچنين برام جالب بود كه بفهمم چي باعث شد كه هيئت داوران جشنواره فجر اين همه شاكي بشن
2_به نظرم اخراجي ها براي كسي مثل ده نمكي بد نبود نمي گم بهترين فيلمي بود كه تو عمرم ديدم ولي نكات مثبت زيادي هم داشت از جمله اينكه فيلمش از غالب فيلم هاي جنگي حاجي سيدتو كشتن بيرون اومده بودو اين خودش خيليه
3_ده نمكي خوب تونسته بود افرادي مثل مردي رو كه شريفي نيا نقشش رو بازي مي كرد به لجن بكشه و من شخصاُ به خاطر اين كار ازش ممنونم
4_هيچ يادم نمياد كه تا الان شنيده يا خونده باشم كه توي هشت سال جنگ براي جنگيدن بايد از فيلتر خاصي ميگذشتي و اگر همه ميتونستن برن جنگ پس احتمالاُ بين اونها هم دزد و لات و معتادو... بوده ولي ما خبر نداريم يا شايدم نبايد خبر داشته باشيم چون اون وقت شايد هشت سال دفاع مقدس از تقدس مورد نظر خيلي ها يبرون بيادو به ياد خيليها مياد كه مردمي كه مي جنگيدند توي ميدون جنگ زندگي هم مي كردند
5_به نظرم اخراجي ها به همون دليل پر فروش بود كه دوئل فروش زيادي كرد وباز به همان دليل هم پر خرج بود با اين تفاوت كه كسي نگفت چرا اين همه براي دوئل خرج شد ؟؟؟
6_در پايان بايد بگم به نظرم درست نيست كه اگر فيلمي رو كه ازش خوشمون نمياد پر فروش ديديم به طرفداران اون فيلم توهين كنيم و خودمون رو از غير عوام ببينيم و براي اينكه پر فروش بودن فيلم رو به ميل خودمون توجيه كنيم ذست به سفسطه بزنيم

Anonymous سه شنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۶، ۲:۱۲ بعدازظهر

چرا چرت و پرت می گی؟ده نمکی افکارش هیچ فرقی نکرده همونهایی بود که تو شلمچه و یاثارات می نوشت.چیزی هم بجز واقعیت نیست.در ضمن حرفهای اونو منو شما نمی فهمیم چون از جنگ فقط تو پناهگاه دویدنو یادمونه.

مهران سه شنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۶، ۱۰:۵۱ بعدازظهر

بسم رب

سلام اول باید بگم ایول ایول داش مسعود و ایول فیلمت خیلی قشنگ بود بالاخره یه بچه رزمنده ی واقعی تونست از پس فیلم دفاع مقدس بر بیاد یعنی نمی دونم چطور تشکر کنم دمت گرم کارت خیلی درسته.
و می خواستم بگم ما این فیلم را از روی این سی دی های قاچاقی دیدیم و من تا الان 15 -16 بار دیدمش آیا این اشکال شرعی داره اگه داره ما چطور دینش و ادا کنیم .

Anonymous پنجشنبه، ۳۰ فروردینماه ۱۳۸۶، ۸:۵۶ بعدازظهر

ببخشيد اگر براي بار سوم در اين قسمت مطلب مي نويسم امااين بار روي سخنم با آقايي است كه مي گويد شما كه دم از شجاعت مي زنيد چرا جرات نوشتن اسمتان را نداريد در صورتي كه من به آقاي قاسمي هم گفتم علت پاك شدن اسمم را نفهميدم و ايشان هم گفتن كه در ارسال دچار مشكل شده نه چيز ديگر و گرنه بايد به اطلاع شما برسانم كه اسمم را نوشته بودم كه نياز هستم دختر 27 ساله كه شما در آقا وخانم بودن من دچار ابهام شده بوديد در ضمن در مورد اين كه نوشته بوديد چرا به جاي خود فيلم شخصيت كارگردان مورد نقد قرار مي گيرد و اين يعني قاطي كردن مسائل به هم نيز بايد به عرض شما برسانم كه اين حق طبيعي همه افرادي است كه به سينماعلافه دارند كه بدانند اين كارگرداني اولين فيلمش در جشواره فجر و مطبوعات چنين جنجالي را ايجاد كرد و چنين فروشي را در سينما به دنبال داشت در واقع كيست حتي وقتي خود آقاي ده نمكي در در برنامه شب شيشه اي پخش پنج حضور داشت بيشتر در مورد خودش و زندگي گذشته و خاطراتش اش صحبت كرد تا فيلمي كه ساخته بود و در ادامه اين مصاحبه تلوزيوني نيز آقاي رضا رشيدي مجري برنامه از ايشان اجازه گرفت كه سئوالات مردمي را مطرح كند كه به علت حضور ايشان در برنامه زنده خواستار پاسخ آنها شده بودند هرچند كه به بعضي از آنها پاسخ درستي هم داده نشد به عنوان مثال يكي از سوالات آقاي رشيدي از ايشان اين بود كه آقا ده نمكي شما چطور توانستيد مجوز كارگرداني را از وزارت ارشاد بگيريد در صورتي كه وزارت ارشاد به اين سادگي به كسي مجوز كارگرداني نمي دهد آيااين مسئله به خاطر اعتبار گذشته شما بوده است يا خير؟ كه ايشان هم گفت نه به اين سادگي كه مردم فكر مي كنند هم نبوده است و پرسش و پاسخ هايي از اين قبيل

Anonymous شنبه، ۱ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۲:۳۱ بعدازظهر

به بهتره با نگاه مغرضانه به قضیه نگاه نکنیم مسعود ده نمکی همانطور که خودش گفت فقط برای زدن حرفهایش به سینما قدم گذاشته نه برای اسپیلبرگ شدن انصافا هم به خوبی این کار را انجام داده چهره پسر پیغمبر بودن همه بچه های جبه را به خوبی شکته

Anonymous شنبه، ۱ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۹:۵۶ بعدازظهر

ده نکی یک کثافت عوضی بوده هست و خواهد بود او آلت دست نظام بوده هست و خواهد بود. او یک کج اندیش بوده هست و خواهد بود او ...

Anonymous دوشنبه، ۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۸:۴۳ بعدازظهر

باز خدا رو شکر نرفتم سینما چون این فیلم هیچی نداره واقعا که مسخره اس .
همش جوکه

حمید پنجشنبه، ۶ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۳:۱۲ صبح

آقا چرا همین می بینید یه نفر می خواد بلند شه با تبر انتقاد می افتید به پاهاش.
لعنت

Anonymous یکشنبه، ۹ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۰:۳۶ بعدازظهر


سلام
حرف دل مرا زديد که فرصت نمی کردم بنویسم
ممنون

مریم هاشمیان سه شنبه، ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۰:۲۰ صبح

یک لخظه نام کارگردان این فیلم رو از تیتراژش حذف کنید و نام حاتمی کیا رو بزارید .
آیا جور در میاد ؟
ده نمکی همیشه مساوی با جدل و جنجال بوده و جنجال برای مردم همیشه جذابه ، هر جا دعوا میشه یا صدایی بلند میشه مردم دورش جمع میشن .
سینما و سرگرمی هم همینو می خواد که شما رو دور خودش جمع کنه ، چه با ده نمکی چه با گلزار .

شما تا حالا دیدید که مردم با خودشون تو سینما یه دفترچه نت برداری با قلم ببرن ؟

سینما جای تدریس روشن فکری و دروس فقهی گذروندن نیست .

Anonymous چهارشنبه، ۱۲ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۶:۰۸ صبح

salam,vasat moteassefam ham vase to va ham vase movafeghat ke mesle khodet kooran va ham vase mokhalefat ke adam hesabet kardan to aslan harfe hesabi nadashti pas bishtar vase mokhalefat moteassefam bayad mizashtan faghat movafeghat harf bezanan ta to hesadato kine bemooni ta rosoob shi

sahar پنجشنبه، ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۲:۵۰ بعدازظهر

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت همه منتقدین و این دوست عزیزمان بابت این مطالب.
در اول صحبت های خودم باید متذکر شوم که برخی از گفته های من از فردی که در سال 1371 در جلسه ای با آقای مسعود ده نمکی داشته و از آن جلسه به بعد دیگر آقای ده نمکی را کنار گذاشته و به نقل خود :من در آخر به بچه های جلسه گفتم که این آقا بعدا کار دست ما خواهد داد.کوتاه عرض کنم:
1)اقای ده نمکی شما آبروی تمام فرماندهان جبهه را بردید.
2)مثلا در فیلم آقای سید جواد هاشمی نقش شما را بازی کرد در صورتی که واقعا این طور نبوده و این موضوع کاملا مشخص است.

محسن نیک صفت شنبه، ۱۵ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۰:۰۱ بعدازظهر


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com