« March 2007 | صفحه اصلي | May 2007 »

April 27, 2007

فقه اسلامی و موسیقی ایرانی

برنامه ی " مردم ایران سلام " در یکی دو روز گذشته مصاحبه ی داشت با حسام الدین سراج خواننده ی موسیقی سنتی !

با همه ایراداتی که در اکثر برنامه های صدا و سیما نهفته است اما مردم ایران سلام را با همه ایرادات آن می پسندم و تقریبا هر روز صبح از بیننده های ثابت آن هستم . حرف های حسام الدین سراج درباره ی موسیقی و گلایه های او گوشه ی بود از جفایی که صدا و سیمای ایران و دستگاه عریض و طویل فرهنگ و ارشاد این مملکت در حق موسیقی ایران کرده اند !

شاید تا زمانی که فقه اسلامی که ریشه و جهان بینی سیاست های فرهنگی ایران است مشکل خود را با موسیقی حل نکند این جفا و خیانت همچنان ادامه خواهد داشت . در شرایطی که موضع گیری درباره ی هنر و بویژه موسیقی در فقه اسلامی در بلاتکلیفی بسر می برد ، هنر موسیقی ما در سراشیبی نابودی قرار دارد .

به قول حسام الدین سراج شاید زمان آن رسیده باشد که در حوزه های علمیه در کنار " جامعه الکتاب " هنر و موسیقی را هم به طلبه ها آموزش دهند و حوزه های ما در اثر عدم شناخت ، هنر و موسیقی را از اساس انکار نکنند . انکاری که نتیجه ی آن نابودی هنر و بویژه موسیقی سنتی و ایرانی شده است و علت آن هم کاملا روشن است .

در تلویزیونی که با همه ژستهای روشنفکرانه ، هنوز اجازه ی نشان دادن ساز وجود ندارد و نشان دادن ساز و نوازندگی ساز حرام است ، این رسانه هیچ حقی درباره ی انتقاد از عدم جذابیت موسیقی سنتی برای جوانان ندارد .

IRANIAN_folk_Music_and_Instrument2.jpg

سوالی که به نظر من همه آنهایی که دل نگرانی هنر ایران را دارند باید با در مصاحبه ها و صحبت های خود بیان کنند این است که با عدم نشان دادن ساز و موسیقی سنتی ، جوان ایرانی در کجا باید ساز ایرانی را ببیند و با موسیقی سنتی آشنا شود . جوانی که در همه ی ساعت های شبانه روز این امکان را دارد که در هزاران کانال ماهواره ای انواع سازهای پاپ همچون گیتار و پرکاشن و ... ببیند در حالی که تلویزیون خودمان نمایش سازهای ایرانی را حرام می داند ، کجا باید سازهای ایرانی همچون تار و سه تار و ... و نوازندگی آنها را ببیند و با آن آشنا شود .

خلاصه آن که در حالی که مردم ایران هیچ مجالی برای آشنایی و دیدن موسیقی سنتی را ندارند ، این چه سوال احمقانه ی است که چرا مردم ما به موسیقی سنتی کمتر علاقه دارند !

در دنیای غرب از همان کودکی به کودک آموزش داده می شود که با آنکه موسیقی پاپ موسیقی مفرح و به روزی است ، اما موسیقی کلاسیک قسمتی از فرهنگ و هویت آن کشور است و در کنار علاقه عمومی به موسیقی پاپ همه به شدت به موسیقی کلاسیکشان نیز احترام می گذارند .

در این شرایط در کشور ما هنگامی که حتی بزرگان موسیقی ما هم در ایران امکان برگزاری کنسرت را ندارند و تفکر غالب در مدیران فرهنگی ما عدم برگزاری کنسرت است مگر خلافش ثابت شود و در راه برگزاری آن باید دقیقا هفت خان را پشت سر گذاشت و درمملکتی که رسانه ها ی تصویری آن با آنکه در سراسر روز انواع آلات قتاله همانند چاقو و قمه و ... به فراوانی نمایش داده می شود اما حتی برای لحظه ی ساز ایرانی امکان نمایش ندارد ؛ کارشناسان و مدیران فرهنگی آن دقیقا در مسیر نابودی موسیقی آن گام بر می دارند .

حرف های حسام الدین سراج درد و دل های همه ی ما بود و تصور می کنم که زمان آن رسیده باشد که هنرمندان و روشنفکران و صاحبان قلم یک بار هم که شده رودر رو با فقهای اسلامی بنشینند و برای همیشه تکلیف هنر و موسیقی ما و رابطه ی آن با فقه اسلامی را روشن کنند و موسیقی ما را از این وضعیت در شرف نابودی خارج کنند .

محمدرضا شجریان و شروعی دوباره

برای همه ی آنهایی که با صدای شجریان زندگی می کنند و موسیقی سنتی را میراث و ریشه ی خود می دانند .
دور تازه ی کنسرت های استاد آواز ایران از اواخر اردیبهشت در اروپا - هلند - آغاز می شود . به همه ی ایرانی های مقیم اورپا پیشنهاد می کنم که این فرصت مغتنم را از دست ندهند و به امید آنکه روزی در ایران شرایطی فراهم شود که شجریان و شجریان ها مجبور نشوند که دور تازه ی برنامه هایشان را در خارج از ایران - این ریشه و خاستگاه موسیقی سنتی - آغاز کنند .

shajarian.JPG

شجریان را در این دوره ی جدید کاری محمد فيروزي نوازنده عود ، مجيد درخشاني نوازنده تار و سعيد فرج پوري نوازنده کمانچه و بهمراه همايون شجريان همراهی خواهند کرد .

عکس برگرفته از رادیو زمانه است .

April 25, 2007

یا روسری یا توسری

در نظریه های تاریخ شناسان ، نظریه ای وجود دارد به نام " تکرار تاریخ " ! در این نظریه ادعا می شود که تحولات و فرایند هایی که بر یک ملت می گذرد ، در دوره های گوناگون زمانی تکرار می شود .

این دوره های تکرار در کشور ما چیزی در حد چند سال و حتی چند ماه است ! در حوزه های اجتماعی و مبارزه با نا هنجاری های اجتماعی حاکمیت در ایران سرمشقی را بیست و هشت سال است که در حال نوشتن است و هر سال دست خطش بد و بدتر از سالهای پیش است .

در کشوری که حاکمیت حتی به بهشت و جهنم رفتن مردمانش هم کار دارد و انسانها را با باتوم و زور و زنجیر و بازداشت و ... به بهشت هدایت می کند ، آمار های ارائه شده بیان گر آن است که این فشار آنچنان زیاد بوده است که هر لحظه امکان خروج مردمانش از ته جهنم هم وجود دارد !

به نظر می رسد که مساله تئوریسین هایی که برخوردهای قهری با جوانان و دختران و زنانی را توصیه و توجیه می کنند برخورد با بد حجابی نباشد ؛ من تصور می کنم مساله ی آنان چیز دیگری است ! هدف ایجاد موج جدیدی از تنش در جامعه و دقیقا رادیکال کردن و خشن تر کردن جامعه در حوزه های اجتماعی است . وگرنه به نظر من این تئوریسین ها خود به خوبی می دانند که جامعه ما به دلیل همین رفتارهای قهری از نظر آمارهای ناهنجاری اجتماعی همانند فقر ، فحشا ، فساد اخلاقی و ... در شرایط بحرانی قرار دارد .

آنهایی که با پتک به مبارزه با رسانه می پردازند و دیش های ماهواره را از پشت بام ها به پایین پرتاب می کنند و آنهایی که دختران و زنان جوان را به دلیل کوتاهی مانتو و تارهای مویشان بازداشت می کنند به نظر من دقیقا در مسیر بسط و گسترش فحشا و شکاندن قبح و ترس بازداشت شدن گام بر می دارند . ابن دیکته ی پر غلط پس از بیست و هشت سال تکرار کار را به جایی رسانده است که بنا بر آمار های غیر رسمی بالاترین آمار فساد اخلاقی در کشورهای حوزه خلیج فارس را همین دختران به بهشت هدایت شده تشکیل می دهند .

و در نهایت سوالی که ذهن من را به خود درگیر کرده است ، این است که در این کشور اگر شخصی بخواهد که با تشخیص خود گناه کند و به جهنم تعریف شده ی حکمرانان ما برود چه راهی را باید در پیش بگیرد و دگر آنکه آیا در پیش خدا جهنم با اختیار ارزشی بیشتر ار بهشت زوری ندارد ؟!

گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند

زمینه : دیدن عکسهای حجت سپهوند را در این زمینه به شدت توصیه می کنم !

April 23, 2007

چرا کارکنان گوگل دمپايي به پا مي کنند؟

این مطلب متن ایمیلی است که یکی از دوستان برای من فرستاده و من متاسفانه نتوانستم که مرجع اصلی آن را پیدا کنم ! اما با این حال انتشارش را در اینجا خالی از لطف ندیدم :

زماني که سر آشپز معروف گوگل، معروف به شف چارلي، در سال 1999 در گوگل استخدام شد کارمند شماره 40 بود و تنها براي کمتر از 50 گوگل غذا مي پخت اما در ماه مي 2005 که گوگل را - بمنظور تاسيس تعدادي رستوران زنجيره اي ارگانيک و با سرمايه و کمک مالي ميليون دلاري ساير کارمندان گوگل- ترک مي کرد براي بيش از 1500 نفر غذا سرو مي کرد.

تا زماني که در گوگل بود رابطه نزديکي با کشاورزان و دامداران منطقه بهم زد و همواره بهترين و سالمترين و تازه ترين ها را از آنها مي خواست، جالب است:

تمام گاوها بايد فقط علف بخورند تا گوشتشان کم چربي باشد، تمام خوک‌ها بايد عاري از نيترات باشند چراکه نيترات باعث سرطان مي شود، و تمام ماهي ها (ماهي براي رشد و بهبود کارکرد مغز انسان بسيار موثر و مفيد است) را بايد با قلاب و در حالت وحشي ( و نه با تور و گروهي ) صيد کنند تا مزه ي بهتري داشته باشد.

google.jpg

اين اواخر 5 کمک آشپز و 40 آشپز زيردستش بودند و خودش بيشتر اوقاتش را در دفترش و يا در ميتينگ‌ها و جلسات اداري صرف مي کرد.

اوايل که به گوگل آمده بود همه کارها از پختن نان تا تهيه منوها را به تنهايي انجام مي داد و حالا دلش براي آنروزها تنگ شده بود. روزنامه هاي مهم از جمله نيويورک تايمز و اکونوميست و صدها سايت و وبلاگ، چارلي را مي شناسند و با او گفتگو کرده اند.

اهميت نقش چارلي در گوگل همتراز بالاترين مقامات مالي آن موسسه است. هزاران کارمند محلي و بين المللي گوگل متولد دورافتاده ترين نقاط دنيا هستند با انواع آلرژي ها و سليقه ها، شادابي فيزيکي و مغزي آنها اهميتي اساسي در پيشرفت مالي گوگل دارد بنابراين تلفيق درستي از تغذيه سالم و الگوريتم دقيق، در تراز مالي هر شرکتي جواب مي دهد.

بويژه اينکه تمام غذاها و امکانات ورزشي، پزشکي، مهد کودک، و غيره کارمندان گوگل کاملا مجاني است.

گوگل به کارمندانش اجازه داده تا 20 درصد از وقت کاري روزانه شان - و يا يک روز کامل در هفته - را به پروژه ها و کارهاي مورد علاقه خودشان، که ربطي به شغل شان ندارد، اختصاص بدهند تا فکرشان باز و رابطه شان با دنياي غير کامپبوتري بيشتر شود.

بهنگام حاملگي هم تا 75 درصد حقوق را به خانم ها مي پردازند. بطور کلي کار کردن در گوگل بيشتر شبيه زندگي غير رسمي در محيط دانشگاه و خوابگاه‌هاي دانشجويي است.

مهندسين گوگل اجازه دارند در هنگام کار هرگاه دوست دارند کمي چرت بزنند تا مغزشان فرصت بيشتري براي مرور و تفکر داشته باشد.

تفريحات و مسابقه‌هاي ورزشي واليبال و غيره که باعث شادابي و تحرک بيشتر خون به مغز مي شود هم جزيي از سياست‌هاي هفتگي در گوگل است. يکي از اين ورزش‌ها wetLand walk(پياده روي در جنگل و پارک) است.

مجتمع اصلي گوگل در Mountain View پنج کافه ترياي اصلي دارد و قرار است که 14 کافه ديگر هم ايجاد شوند. نهار در تمام آنها و صبحانه و شام در بعضي کافه ها مجاني سرو مي شود. اين کافه ها روزانه در حدود 1500-2300 صبحانه و نهار و شبها 600-800 شام مجاني سرو مي کنند و 85 درصد کارمندان گوگل در انها حضور مي يابند و معمولا هم حدود 125درصد غذا تهيه مي شود ( يعني 25 درصد غذاي اضافه براي ويزيتورها و ميهمانها).

نهار را بين ساعات 11:30 - 2:30 سرو مي کنند که بيشترين طرفدار را دارد اما صبحانه و شام کمتر طرفدار دارد.(در خانه صرف مي شود).

به هنگام نهار تمامي کارمندان گوگل کنار يکديگر مي نشينند و تجربه ها و پروژه هايشان را با هم در ميان مي گذارند. اين باعث مي شود که همه از پروژه هاي آينده گوگل با خبر مي شوند و کمتر کسي است که بي خبر از تجارب و پروژه هاي ديگران باشد. جالب اينکه سرگي برين (يکي از دو بنيانگزار گوگل) گياهخوار است.

34151196461220128212172319312352082975[1].jpg

انبارهاي مخصوص سرشار از انواع و اقسام سبزيحات، ميوه، گوشت و مرغ و ماهي و ميگو و خرچنگ و دهها نوع ادويه جات از سراسر دنيا، همگي تر و تازه و صد در صد اورگانيک و اکثرا پرورش يافته در مزارع نزديک لوکيشن گوگل (که باعث رونق اقتصادي آنها هم شده)، انواع و اقسام تنقلات (بادام و گردو و ...) و انواع مختلف شيريني‌جات و حبوبات و دانه هاي گياهي تازه و ارگانيک، و انواع سرکه هاي 12-10 ساله طبيعي و روغن گل آفتابگردان، و خلاصه بيش از 200 نوع مختلف دستور پخت غذا، روزانه چند هزار کارمند گوگل را زير نظر خانم Amyjo Johnson متخصص تغذيه گوگل سرو مي کنند .

محيط کاري گوگل بيشتر شبيه مهد کودک هاست و غذاخوري هايش شبيه نوعي سازمان ملل . همه چيز در گوگل طبيعي و ارگانيک است حتي صابون ها و محلول هاي ظرفشويي اش.

اينروزها نوع مخصوصي از چاي آرامبخش بنام kombucha هم در کافه ترياهاي گوگل طرفداران زيادي پيدا کرده که انرژي زا و تميزکننده هم هست. ...

تغذيه در گوگل، بويژه بهنگام استخدام مهندسين کامپيوتر، نقشي استراتژيک و اساسي دارد:

بهنگام استخدام، يک بروشور ارائه مي شود بنام "How to Care for Your Big, Wonderful High-Performance Brain." (چگونه از مغز بزرگ و فعال تان مواظبت کنيد).

در سر ليست اين بروشور، توصيه هاي غذايي مهمي شده از جمله استفاده اکيد از غذاهايي که اسيد آمينه زياد دارند همچون ماهي آزاد ( mackerel) و ماهي سمون ( salmon) و گردو و سبزيجاتي که برگ‌هاي سبز زياد دارند و روغن گل آفتابگردان (منوي کافه ترياهاي گوگل سرشار از اين نوع مواد غذايي است).

توصيه هاي ديگري هم مي کنند :
دوري از سرب و محيط هايي که سرب دارند (سرب بتدريج باعث از بين رفتن سلول هاي مغز مي شود)، و تکان دادن انگشت هاي پا (اينکار به فعال شدن و تحريک مغز کمک مي کند) اتفاقا به همين دليل است که اکثر کارمندان گوگل بهنگام کار دمپايي به پا مي کنند تا انگشتان‌شان را راحتتر تکان بدهند.

* * در همین زمینه مطالعه ی مطلب " مدیریت ایرانی " را نیز پیشنهاد می کنم !

April 21, 2007

دستان

از در درآمدی و من از خود بدر شدم

گویی که از این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست

صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب

مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

که اول نظر به دیدن او دیده ور شدم

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد

اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم


به یاد صدای ملکوتی استاد " محمد رضا شجریان " و اثر جاودانه ی " دستان " :

روز بزرگداشت سعدی فرخنده باد !

April 17, 2007

تیری در تاریکی

هر چند امروز یا فردا رئیس جمهور محترم اولین پلان فیلم 300 (2) را کلید خواهد زد و آبگیری سد سیوند ‏را رسما افتتاح خواهد کرد ، اما برای اینکه در ادامه یاداشت " فیلم سیصد یا سد سیوند ؟ کدام اهانت است ؟ " کاری کرده باشیم و تیری در تاریکی انداخته باشیم ، ‏از همه ی دوستانم دعوت می کنم که ‏Petition‏ زیر را امضا کنند‏ و در صورت تمایل لینک این Petition را برای دیگران نیز بفرستید .

متن این اعتراض نامه بدینگونه است :

اينجانب امضاء کننده ی اين متن
از آنجا که اعتقاد دارم ايجاد سد سيوند در استان فارس ايران به آثار تاريخی پر ارزش دشت بلاغی و دشت پاسارگاد، که اکنون ميراث های فرهنگی کل بشريت محسوب می شوند، لطمه وارد می کند، و
از آنجا که آقای دکتر محمدعلی دادخواه، وکيل دادگستری ايران، داوطلبانه پذيرفته اند از جانب موکلان خود عليه مسئولان وزارت نيرو و سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری ايران به مقامات قضايی محلی و بين المللی اقامه ی دعوا کنند
بدينوسيله به ايشان وکالت می دهم تا اين شکايت را از سوی اينجانب نيز مطرح کرده و پرونده را تا وصول به تصميم نهايی برای خودداری دايمی از آبگيری سد سيوند تعقيب نمايند ....

همچنین در خبرها آمده بود که جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران در نظر دارند که تجمع اعتراض آمیزی را روز شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 10 صبح در برابر سازمان میراث فرهنگی در خیابان آزادی برگزار کنند .

April 15, 2007

عباس معروفی رودررو با حسین علیزاده

مطالعه گپ و گفت رودررو و دوستانه ی دو هنرمند بزرگ ایرانی " عباس معروفی" و " حسین علیزاده " را پیشنهاد می کنم .
لینک صوتی این مصاحبه را نیز می توانید از اینجا دانلود کنید .

کاسپاروف به پوتین کیش داد


گری کاسپاروف قهرمان افسانه ای شطرنج جهان که در سالهای اخیر به سیاست روی آورده و از سران ائتلافی ضد دولتی موسوم به " روسیه دیگر " است ، در جریان یک تظاهرات ضد دولتی در مسکو توسط ماموران امنیتی روسیه بازداشت شد

دولت روسیه ادعا کرده است که این تظاهرات که از سوی مخالفان ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه ترتیب داده شده بود از سوی مقامات مجوز دریافت نکرده بود.

گری کاسپاروف در عملیات گسترده ای که از سوی پلیس ضد شورش روسیه صورت گرفت دستگیر شد. پلیس مانع از آن شد که تظاهرکنندگان به سوی میدانی در مرکز مسکو حرکت کنند. گزارش ها حاکی از آن است که به همراه گری کاسپاروف، شمار دیگری از فعالان مخالف دولت پوتین نیز بازداشت شده اند. گفته شده که چند روزنامه نگار نیز در میان بازداشت شدگان وجود دارند.

در راستای دفاع از حق آزادی بیان ، اندیشه و برگزاری تجمع آرام در همه جای دنیا و در راستای محکومیت این روسهای از خدا بی خبر که به جای دادن سوخت نیروگاه بوشهر ، پول ما را خورده اند و حالا گردن کلفتی هم می کنند ، حمایت همه جانبه ی خود را از گری عزیز اعلام می کنم و آمادگی قرار دادن همه نوع لوگوی آزادی او را در وبلاگم دارم .

منبع : بی بی سی

April 14, 2007

هفت شهر عشق

هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ...

روز بزرگداشت عطار فرخنده باد !

April 13, 2007

فیلم سیصد یا سد سیوند ؟ کدام اهانت است ؟

در روزهایی که کم اهمیت ترین سخنرانی احمدی نژاد به مهمترین خبر رسانه ها تبدیل می شود و بازداشت چند روزیه گروهی از معلمان و فعالان حقوق زنان و یا ماجرای گروگان گیری ملوانان انگلیسی در آغاز سال نو ، بیشترین حجم اخبار و یاداشتهای وبلاگ های فارسی زبان و رسانه های داخلی و خارجی را به خود اختصاص می دهند ؛ متاسفانه بعضی اتفافات مهم در دور و بر ما در حال رخ دادن است که شاید کمترین حجم واکنش ها را در قیاس با دیگر مسائل به خود اختصاص می دهند .

شاید در این یاداشت مخاطب من بیشتر آنهایی باشد که در برابر اکران فیلم سیصد واکنش های زیادی نشان دادند ، بمب گوگلی به را انداختند و حجم زیادی از مطالبشان را به این موضوع اختصاص دادند و واکنش های امثال من را که ریشه ی سیصد را در جای دیگری می دانستند مورد انتقاد قرار دادند .

به اعتقاد من تلاش در جهت دفاع از میراث فرهنگی و هویت تاریخی ایران هرگز مسئله و دغدغه ی جدی ما ایرانی ها حتی نخبگان و اندیشمندان ما نیز نبوده است و اگر در مقابل اکران فیلمی همانند سیصد هم واکنش نشان می دهیم به دو دلیل است ، یکی آنکه امکان استفاده ی سیاسی در پس این اعتراض ها وجود داشت و دیگری اینکه ما ایرانی ها با توجه به آنکه مردمانی با غرور کاذب هستیم ، برایمان قابل هضم نبود که کسانی غیر از خودمان به تاریخ و فرهنگمان بی احترامی کند .

نشان بارز این ادعا هم این است که این روزها در میان حجم بالای اخبار مربوط به غنی سازی اورانیم ، تحریم شورای امنیت ، گروگان گیری ملوانان انگلیسی و ... خبرهایی از آغاز آبگیری سد سیوند و تنگه بلاغی به گوش می رسد و اینبار مقامات دولتی خود رسما از آغاز آبگیری سد سیوند سخن می گویند و متاسفانه در این میان واکنش سایت ها و وبلاگ های فارسی زبان در این زمینه چیزی در حد صفر است .

صحبت در باره ی اینکه این آبگیری چه تاثیری در دشت پاسارگاد و مقبره کوروش خواهد داشت ، مباحثی است که از حوزه تخصص من خارج است اما در اینکه با این آبگیری عملا تمامی تنگه بلاغی و آثار تاریخی مدفون در آن به زیر آب خواهد رفت تقریبا شکی وجود ندارد . تصاویر ماهواره ای ، خبر از آغاز آبگیری سد سیوند می دهد و در خبر ها آمده است که از زمان آغاز بارندگي‌‏هاي پيش از نوروز, مسوولان سد با اين بهانه، آب‌‏گيري سد را به صورت غيررسمي آغاز كردند.

2ibdyyu.jpg

و جالب آنجاست که از زمان آبگيري غيررسمي سد سيوند ، مسوولان سد اجاره ورود هيچ فردي را به محوطه اين سد نمي‌‏دهند و از ورود برخي دوستداران ميراث فرهنگي كشور براي بازديد از اين سد جلوگيري به عمل آورده‌‏اندو این خود کاملا بیانگر آن است که برخلاف ادعای مسئولان میراث فرهنگی ، آبگیری سد سیوند بخش مهمی از آثار مهم تاریخی منطقه را به نابود خواهد کرد . عكس‌‏هاي گرفته شده از سد سيوند در 12 فروردين‌‏ماه از افزايش آب پشت سد به صورت غيرمعمول خبر مي‌‏دهد و اين نظريه را به واقعيت نزديك مي‌‏كند كه سد سيوند بدون اطلاع مردم و مطبوعات، آب‌‏گيري شده است.

واکنش عوام مردم در قبال این اتفاقات که قابل پیش بینی است ؛ آنها اینقدر در روزمرگی زندگی فرو رفته اند که مجالی و نفسی برای اندیشیدن به هویت خود ندارند اما همانطور که گفته شد آنچه باعث تاسف فراوان است این است که دفاع از میراث فرهنگی و هویت تاریخی حتی مسئله و دغدغه ی نخبگان و اندیشمندان ما نیز نمی باشد . سیاست زدگی سایت ها و وبلاگ های غیر حکومتی و فضاهای روشنفکرانه سبب شده است که هر چیزی که ارتباط کمتری با راس هرم قدرت در ایران داشته باشد ، کمتر مورد توجه قرار می گیرد .

آنهایی که با اکران فیلم سیصد در تلاش برای دریدن تهیه کنندگان فیلم و مسوولان کمپانی برادران وارنر بودند به این بیاندیشند که ریشه سیصد و سیصد ها را در همین جا و در آثار در حال نابودی تنگه بلاغی نهفته است و هنگامی که ما این چنین تیشه به تمدن و تاریخ خود می زنیم ، برادران وارنر چرا نباید با نشان دادند توحش مردمان پارسی به دنبال فروش بیشتر باشند.

من در این یاداشت به دنبال بیان اینکه چرا حکمرانان ما طالبان وار در تلاش برای نابودی میراث و هویت تاریخی مان هستند نبوده ام تنها امیدوارم همه ی دوستانی که برای دفاع از زندانی شدن روزنامه نگاران و دانشجویان از همه ابزار های ممکن خود همانند نوشتن مطالب گوناگون ، بمب گوگلی و درست کردن لوگو و ... استفاده می کنند دست به کار شوند و از همه توان محدود خود برای دفاع از میراث خود استفده کنند تا بیش از این خجالت زده ی گذشتگان و آیندگان خود نباشیم .

عکس برگرفته از وبلاگ مهار بیابان زایی است

April 11, 2007

دستی افشان

من چه می توانم بگویم که سخن گفتن از موسیقی ، شجریان و علیزاده ، ردایی می خواهد که قواره اش برای من بسیار گشاد است ؛ اما تنها این را گویم در این روزهایی که " سرها در گريبان است " و " كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را " با موسیقی آنان می شود رنگ زندگی دوباره لمس کرد .

در این سالها به این اعتقاد داشته ام که در موسیقی آنها بهانه ای وجود دارد تا دلتنگ نباشیم . شور جواني همايون ، احساس لبريز شده کلهر ، و پختگي و درايت شجريان در کنار نو آوری و شعور موسیقیایی " نیمای موسیقی ایران " – استاد حسین علیزاده - ما را به جا هایی می برند که اعتقاد دارم تکرار نا شدنی است .

و حالا با انتشار این دو گانه ی پایانی ، این روزها به یاد شبهای کنسرت افتاده ام که مشتاقانه در آن سه شب همه وجود خود را در موسیقی شان تجلی یافته می دیدم .

و همچنین همیشه اعتقاد داشته ام موسیقی علیزاده و صدای شجریان با رنگ موسیقی علیزاده ، موسیقی سنتی نیست ؛ یادگاری است که نماد هویت ماست ؛ و حتی اگر موسیقی سنتی هم باشد ؛ سنتشان معنای ریشه داشتن می دهد و نه واپس گرایی و ایستادن .

در این دو روزی که از انتشار این دو یادگار گذشته برایمان زیباترین لحظات در ترافیک های سنگین تهران بوده است که می توانم همه وجود خود را به نغمه هایشان بسپارم و اینها همه ی زمزمه هایم بوده است :

دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر قطره شود خورشیدی
باشد که بصد سوزن نور ، شب ما را بکند روزن روزن
ما بی تاب و نیایش بی رنگ
از مهرت لبخندی کن و بنشان بر لب ما ....


پ . ن . : نامه ای که به مسعود ده نمکی نوشته ام ، فرصتی پدید آورد برای تضارب نظرات گوناگون در این باره . من در این روزها سکوت کرده و تنها همه ی نظرات را تایید کرده ام . در بعضی از این نظرات توهین ها و افتراها ی فراوانی به من وجود دارد که سکوت من قطعا بیانگر بالا بردن دستها نیست .

تنها نمی خواهم این روزها نغمه های ناصور فضای زیبایی را که این دو اثر برایم ایجاد کرده اند خدشه دار کنند ، وگرنه سخن بسیار است و ناگفته ها دو صد چندان .

April 9, 2007

پایانی خوش بر دوره ای ماندگار

مهمترین اتفاقی که در این روزها می توانست مرا به وجد آورد به وقوع پیوست و پس از نزدیک به دو سال آخرین کارهای مشترک " استاد شجریان " ، " استاد حسین عیزاده " ، " کیهان کلهر " و " همایون شجریان " در قالب دو آلبوم منتشر شد .


saze-khamosh.jpg

sorode-mehr.jpg

کنسرت آذر 84 گروه استادان موسیقی ایران در قالب دو آلبوم " ساز خاموش " درمایه دشتی و " سرود مهر " در مایه بیات ترک و افشاری توسط شرکت دل آواز منتشر شد .
در آلبوم ساز خاموش قطعاتی چون " پیش درآمد دشتی " از یوسف فروتن ، " تصنیف قدیمی مرا رها کن " و " تصنیف ساز خاموش " گنجانده شده است .
همچنین در آلبوم سرود مهر قطعاتی نظیر " آواز بر روی قطعه ضربی نجوا " و " چهار مضراب همراه با آواز " و" تصنیف قدیمی ای سلسله مو " ، " آواز بر روی قطعه ضربی رخس زار " و " تصنیف نیایش " شنیده می شود .

پس از آلبوم های " زمستان است " ، " بی تو به سر نمی شود " و " فریاد " ، انتشار این دو آلبوم تازه ، پایانی است بر فعالیت های چند ساله ی شجریان ، علیزاده ، کیهان و همایون که از نظر من این گروه در این سالها یکی از بهترین دوران و آثار را در تاریخ موسیقی ایران رقم زدند .

خواندن مطلب گروه استادان موسيقی ايران: پايان دوره ای ماندگار را در این زمینه پیشنهاد می کنم .

April 7, 2007

جناب آقای ده نمکی ! سلام ؛ وقت شما بخیر !

آقای ده نمکی عزیز !
این نامه از جانب کسی است که در آغازین سالهای جوانی اش ، مسعود ده نمکی را نماد خشونت ، زنجیر ، لباس شخصی و گروه فشار می دانست و در آن سالها همیشه در هر جمعی و تجمعی در هراس بود که نکند دوباره سر و کله ی مسعود ده نمکی و یارانش با آن ظاهر های به شدن آشنا یش پیدا شود و همه را به باد زنجیر و ناسزا و ... بگیرند . آن روزها با یالثارات به عمق جهان بینی ذوب شدگان فرو می رفتیم و هر هفته خود را برای به لجن کشاندن روشنفکر یا فرهیخته ای توسط نشریه ی شما آماده می کردیم .

و امروز ! در کمتر از ده سال بعد ، مسعود ده نمکی عزیز به فضاهای روشن فکری که روزی از نجس هم نجس تر بود وارد می شود ، ژست روشنفکری می گیرد ، وبلاگ می نویسد ، فیلم می سازد و خود را در قالب دیگری به ما می نمایاند .

آقای ده نمکی !
نسل ما و نسل پیش از ما تفاوت های بسیاری را دیده اند که شاید در یک جامعه غیر استثنایی این تفاوت ها در طول قرن ها حاصل می شد اما ما همه خوب می دانیم که اینجا ایران است و سرزمینی است که در آن هر غیر ممکنی را می شود ممکن کرد . ما " محسن مخملباف " ی را دیده ایم که از ساخت " توبه نصوح " به ساخت " سکس و فلسفه " رسید و آموخته ایم که هر تحولی را در این جامعه ی سنت زده ی ما باید ارزشمند شمرد و باید دانست که همه آدم ها این حق را دارند که در مسیر تکامل خود متحول شوند حتی به اندازه 180 درجه !

آقای ده نمکی !
اما من تصور می کنم که فرق های اساسی بین تحول در اندیشه ی انسانها و استفاده ی ابزاری از ابزار های مدرن برای القای دیدگاه های غیر مدرن وجود دارد .

سخن من بطور مشخص درباره فیلم " اخراجی ها " است . فیلمی که این روزها مایه مباهات شما شده و تا سخنی به شما زده می شود " اخراجی " ها چماقی در دست شما می شود که این فیلم مورد توجه مخاطب قرار گرفته است ، پس شما زبان مردم هستید .

آقای ده نمکی !
آیا هر چیزی که بین مردم مخاطب زیادی پیدا کرد ، نشان از ارزشمندی آن است ؟! آیا شما این روزها از آمار فروش حشیش و تریاک در بین مردم و جوانان خبر دارید ؟ آیا حشیش و تریاک هم کالاهای ارزشمندی هستند ؟

اخراجی ها ، چیزی نیست جز ترکیبی از دو استراتژی پوپولیسم ( عوام گرایی ) و لومپنیسم که این روزها در ایران بازار سکه ای دارد . اخراجی ها تبلیغ استراتژی جدید نظامی گری است که در آن دیگر بر خلاف سالهای اول انقلاب ، جبهه تنها متعلق به گروه خاصی از مردم – حزب اللهی ها – نیست . در استراتژی جدید که شما مبلغ آن هستید دیگر همه و همه از لات و معتاد تا دزد و ... در صورت بروز جنگ باید به جبهه ها بروند .

آقای ده نمکی !
اگر لوده گی ها و لهجه ی ترکی " اکبر عبدی " و ژست ها و نقش های تیپیک ارژنگ امیر فضلی و امین حیایی که تکرار تیپ های دست چندم سینما و تلویزیون را از این فیلم بگیرید ، آیا چیزی از آن خواهد ماند ؟ ! خط قرمز هشت سال جنگ ، حرف زدن از اینکه رزمنده ها هم ادرارشان می گرفت و یاعاشق می شدند نیست . اینها لودگی هایی است که تنها شما اجازه ی ساختشان را می توانید بگیرید .

آقای ده نمکی عزیز !
حرف آخر اینکه ، با سرمایه ی چند صد میلیونی دولتی و مجوز های خاص شاید بشود فیلمی با فروش میلیاردی ساخت ، اما با صدها میلیارد تومان هم هرگز نمی شود حتی دقیقه ای هنرمند بود !

در همین زمینه :

يك ميليارد و ششصد ميليون تومان مجموع فروش فيلم " اخراجي ها " - ایلنا

" ده نمكي " فاحشه را رسوا كرد - ایلنا

April 6, 2007

خبری در راه است ... !

به تقویمهایتان نگاه کنید؛ بیستم فروردین : روز ملی فناوری هسته ای !

از سال قبل به مناسبت دستیابی ایران به انرژی هسته ای و وارد شدن به باشگاه هسته ای یک روز دیگر نیز به لیست عریض و طویل روزهای حکومتی افزوده شد و قرار بر آن شد که بیست فروردین را جشن بگیریم و خوشحال باشید که به میمنت وارد شدن به باشگاه هسته ای در ایرانی آباد و پیشرفته نفس می کشیم !

و حالا در دومین سالگرد روز ملی فناوری هسته ای ، بازهم سپیده ی شجریان و ایران ای مرز پرگهر و ... به کمک آمده اند تا در بوق و کرنا کنند که " خبری در راه است " و در روز بیست فروردین از گامی دیگر در راه پیشرفت کشور پرده برداری کنند و جشن بگیریم .

خبری که یا آغاز به کار سری جدیدی از سانتریفیوژ های اسقاطی چینی و کره ای است و یا چیزی شبیه به آن . من پیشاپیش تبریکات صمیمانه خودم را به همه ی عزیزان و دوستان اعلام می کنم و می دانم وارد شدن به باشگاه هسته ای در کشوری که بر طبق آمارهای اعلام شده ی دولتی از نظر شاخص های زندگی اجتماعی و رفاه عمومی در رتبه ی 97 جهان قرار دارد چه لذتی دارد .

راه استقلال و آزادی ایران این روزها از کوچه پس کوچه های قطعنامه های شورای امنیت برعلیه ایران ، انزوای جهانی و تحریم می گذرد . تحریمی که با صحبتهای " نیکلاس برنز " معاون وزیر امور خارجه آمریکا وارد مراحل جدید خود خواهد شد . آقای برنز در صحبتهای خود در کنگره آمریکا اعلام می کند که در صحبتهایی که با امارات متحده عربی داشتیم قرار بر آن شده است که در ماههای آینده محدودیت هایی را در راه صادرات مجدد ( Re Export ) از دبی به ایران اعمال شود . و آنهایی که در حوزه صنعت و اقتصاد ایران هستند می دانند که این مسیر جدید ، هدف قرار دادن گلوگاه اصلی اقتصاد ایران است و شک نکنید که تحریم اقتصادی وقتی اثر گذار خواهد بود که فقط کمی این گلوگاه حیاتی صنعت و اقتصاد ایران محدود شود و گرنه بانک هایی همانند سپه و صادرات مگر چه ترافیک مالی با دیگر بانک های جهان دارند که با تحریم این بانک ها محدودیت هایی برایشان اعمال شود ، پس در کنار شادی هایتان منتظر خبرهای جدید دیگری نیز باشد .

آری ! خبری در راه است . منتهی نه در شوی هسته ای سال 86 ، بلکه خبرها از جاهای دیگری در راه است .

April 4, 2007

فتوبلاگ

پس از گذشت نزدیک به بیست روز از پرده برداری قالب تازه ی وبلاگ ، فتوبلاگ رازنو نیز از امروز آغاز به کار می کند .

باز هم از حنیف عزیز سپاسگزارم که مانند همیشه زحمت راه اندازی این فتوبلاگ نیز با او بوده است و از همین جا از همه ی دوستانم دعوت می کنم که در پیشبرد این فتوبلاگ من را یاری کنند و در صورت تمایل عکس های خود را برای انتشار برای من بفرستند .

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007