سالی که نکوست از بهارش پیداست !
درباره این ماراتن دیده بازدیدها که قبلا یه یاداشت دربارش نوشتم ، این مطلب را از وبلاگ دیگر دوست ندیده ام رادیو سیتی نقل می کنم که خیلی به حس و حال و دیالوگ های خونه ی ما نزدیک است !
این روزها بساط عید دیدنی و مهمون بازی حسابی برقراره. تا صدای زنگ در خونه بلند می شه به اتاق دورافتاده ی پشتی پناه می برم و در رو می بندم و بلند میگم: «من نیستم ها!»
مادرم که از دروغ گفتن اکراه داره به مهمون ها میگه: «رها خسته ست...خوابیده...دلم نمیاد بیدارش کنم...» و اصلا فکر نمیکنه که مهمون ها ممکنه با خودشون فکر کنن این چه خواب بی موقع و خستگی بیموقع تریه....این جوری که مادرم از خستگی و خواب من می گه، گمان این که مگس تسه تسه من رو زده باشه بیشتر محتمله.
پدرم این جور وقت ها می گه: «خدایا این بچه های من وحشی هستن ! آخه شما کی میخواین اهلی بشین و از دیدن آدمها رم نکنین؟»
البته ما اگه پنجاه سالمون هم که بشه بچه ایم و کماکان وحشی.
رها جان ! من هم از اون وحشی های حرفه ای هستم ! : دی
پ . ن . : شوراي امنيت سازمان ملل ساعت سه بعد از ظهر امروز شنبه به وقت نيويورك براي بررسي اعمال تحريمهاي جديدعليه پرونده هستهيي ايران تشكيل جلسه خواهد داد . 15 عضو شوراي امنيت پس از گفت وگوهاي مفصل در شوراي امنيت سرانجام به توافق كلي درباره ي پيش نويس قطعنامهي اصلاح شده مبني بر گسترده شدن تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران رسيدند.
سالی نکوست از بهارش پیداست ... !
