میم مثل مرگ
در میانه اسفند ماه سال 85 ، امروز را برای بعضی عزیزانم باید سیاه نقاشی کرد و باز هم مانند همیشه باید گفت : مرگ در همین نزدیکی است .
آری امروز شنیدم که پدر خانم " شهلا شرکت " مدیرمسوول و سردبیر مجله زنان مرحوم شده اند و در حالی که راهی دیداری برای تسلیت به ایشان بودیم شنیدم که " رسول ملاقلی پور " نیز امروز رفته است . همیشه موضع من در قبال مرگ ترکیبی از بهت و سکوت بوده . مرگ عزیز درهر شرایط و در هر سنی که باشد بسیار سخت است و از این رو با همه احترام به خانم شرکت تسلیت عرض می کنم .
همچنین به دوستان نزدیکم که از نزدیکان و دوستان " ملاقلی پور " عزیز بودند و به واسطه ی آنها شناخت دورا دوری از ملاقلی پور داشته ام نیز تسلیت عرض می کنم . آخرین تصویر ذهنی من از " ملاقلی پور " مربوط به شب اکران خصوصی فیلم میم مثل مادر است که مثل همیشه با همان هیبت و گفتمان همیشگی بود و اکنون او در جایی است که من از آن هیچ نمی دانم و حس می کنم که امروز " ملاقلی پور " فیلم " میم مثل مرگ " خود را کلید زده است ....
پ . ن . : اگر این روزها در اینجا کم می نوسیم ، به دلیل آن است که در شرف جابجایی به راز نو ی جدیدی هستم و از این رو این روزها خیلی دلم با اینجا نیست .
