صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۵

میم مثل مرگ

در میانه اسفند ماه سال 85 ، امروز را برای بعضی عزیزانم باید سیاه نقاشی کرد و باز هم مانند همیشه باید گفت : مرگ در همین نزدیکی است .

آری امروز شنیدم که پدر خانم " شهلا شرکت " مدیرمسوول و سردبیر مجله زنان مرحوم شده اند و در حالی که راهی دیداری برای تسلیت به ایشان بودیم شنیدم که " رسول ملاقلی پور " نیز امروز رفته است . همیشه موضع من در قبال مرگ ترکیبی از بهت و سکوت بوده . مرگ عزیز درهر شرایط و در هر سنی که باشد بسیار سخت است و از این رو با همه احترام به خانم شرکت تسلیت عرض می کنم .

همچنین به دوستان نزدیکم که از نزدیکان و دوستان " ملاقلی پور " عزیز بودند و به واسطه ی آنها شناخت دورا دوری از ملاقلی پور داشته ام نیز تسلیت عرض می کنم . آخرین تصویر ذهنی من از " ملاقلی پور " مربوط به شب اکران خصوصی فیلم میم مثل مادر است که مثل همیشه با همان هیبت و گفتمان همیشگی بود و اکنون او در جایی است که من از آن هیچ نمی دانم و حس می کنم که امروز " ملاقلی پور " فیلم " میم مثل مرگ " خود را کلید زده است ....

پ . ن . : اگر این روزها در اینجا کم می نوسیم ، به دلیل آن است که در شرف جابجایی به راز نو ی جدیدی هستم و از این رو این روزها خیلی دلم با اینجا نیست .

پی‌نوشت‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/260

نظرها

همیشه باد
با حضوری نرم
میان ما ایستاده بود
و حال
از جمع ما
تو رفته ای
وباد
همچنان می وزد
بر خاطرات
بی زوال

سال عجيبي بود خيلي هارو با خودش برد .تا كي ادامه داره...
متاسفم

maria سه شنبه، ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱۱:۴۶ بعدازظهر

هیچ توجه کردی همه اش داری از مجله ی زنان و خانوم شرکت می نویسی؟ بابا حالمون به هم خورد. تو حرف دیگه برای زدن نداری؟ آدم باید از خودش شخصیت داشته باشه. همیشه از مردهایی که الکی می افتند دنبال حقوق زنان، اون هم به این خنده داری و مضحکی بدم میومده. می دونم این نوشته ام ور منتشر نمی کنی. همون طور که تا حالا بارها نکردی .

راز نو : می دونم که این جمله ی آخر را نوشتی که ، من حتما کامنتت را منتشر کنم . اما دوست من ! حرف مفت زدن هم مالیات نداره و هم کنتور نمی ندازه . توی 20 یاداشت اخیرم فقط دو یاداشت آخری درباره مجله ی زنان بوده و این را هم خودم تشخیص می دهم که کی و چی بنویسم !

امیدوارم که اینقدر جسارت داشته باشی که خودت را معرفی کنی و پشت عنوان هایی مانند غریبه و آشنا و .. خودت را پنهان نکنی .

غریبه چهارشنبه، ۱۶ اسفندماه ۱۳۸۵، ۰:۰۳ صبح

سلام.
منم واقعا از درگذشت این عزیز شوکه شدم.
یه سری هم به من بزن.
ایرانیان

amir پنجشنبه، ۱۷ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱:۴۰ صبح

روز جهاني زن را زماني گرامي مي داريم كه هنوز سايه قوانين تبعيض آميز بر سر زنان ميهنمان سنگيني مي كند،سياستهاي جداسازي و سهميه بندي جنسيتي با شدت هرچه تمام تر اعمال ميكند،حقوق بشر به طور مستمر نقض مي شود،زنان،كودكان و ساير قربانيان خشونت و بي عدالتي،پناهي نمي يابند

مریم جمعه، ۱۸ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱۰:۳۶ بعدازظهر

خوشحالم که بعد از مدتی رازنو بروز شد.

کسی که می خواهد ناشناس بماند شنبه، ۱۹ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱:۲۷ صبح

دروود... موفق باشید... بسیار عالی...

بنیامین محمدی سه شنبه، ۲۲ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱۰:۴۹ بعدازظهر

میم مثل مرگ

جالب بود ... راز ن. ورژن جدید دیگه چیه؟؟
منتظریم ببینیم ... .

میرا چهارشنبه، ۲۳ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱:۳۶ بعدازظهر

http://pechpecheh.blogfa.com

http://pechpecheh.blogfa.com جمعه، ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۵، ۰:۵۴ بعدازظهر

اگر يك وقتي با مرگ روبرو شويم كه مي شويم مهم نيست مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد از كتاب ماهي سياه كوچولو نوشته صمد بهرنگي

Anonymous پنجشنبه، ۲ فروردینماه ۱۳۸۶، ۰:۰۸ بعدازظهر


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com