یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید .
نه چراغی ! چه چراغی ؟ چیزه خوبی میشه دید ؟
نه سلامی ! چه سلامی ؟ همه خون تشنه ی هم .
نه نشاطی ! چه نشاطی ؟ مگه راهش میده غم .
دلا از غصه سیاست
آخه پس خونه خورشید کجاست ؟
قفل بازش می کنیم ،
قهر نازش می کنیم ،
می کشیم منتشو ، می خریم همتشو
مگه زوره ؟ به خدا هیشکی به تاریکی شب تن نمیده !
موشه کورم که میگن دشمنه نوره
به تیغ تاریکی گردن نمیده ....
دخترای ننه دریا
کوممون سرد وسیاست
چش امیدمون اول به خدا
بعد به شماست ...
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/258
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبحدمان
داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
واقعا از این شعر به شدت روان و آهنگین و زیبا لذت بردم ، اگر اشکالی نداشته باشه با ذکر منبعش در وبلاگم اووردمش . خوشحال میشم یه سری به وبلاگم بزنین نظر خودتونو راجه به وبلاگم بگین.ممنون
سلام.
زیبا بود.
yadesh be kheir, daneshjoo ke boodim ba abche-ha een sher ro baham az bar mikhoondim...
.....!
زیبا ودلنشین
در دل این روزهای من.
ممنون
شايد حرف اين روزهاي خيلي ها
حرف هاي دل من بود
قفل خورشيدكجاست منو ياد سايت خورشيد خانم انداخت كه به زور پروكسي بازش مي كنم
خوب بود
تا به كي ميله اي عمودي روي صورت ما سايه كند
مرسي
گوشه ي دلت جاري
www.dobarenou.blogspot.com