« بخل و حسد و کینه ... ! | صفحه اول | کشته می شوند تا بکشند »

...

نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید .

نه چراغی ! چه چراغی ؟ چیزه خوبی میشه دید ؟

نه سلامی ! چه سلامی ؟ همه خون تشنه ی هم .

نه نشاطی ! چه نشاطی ؟ مگه راهش میده غم .

دلا از غصه سیاست

آخه پس خونه خورشید کجاست ؟

قفل بازش می کنیم ،

قهر نازش می کنیم ،

می کشیم منتشو ، می خریم همتشو

مگه زوره ؟ به خدا هیشکی به تاریکی شب تن نمیده !

موشه کورم که میگن دشمنه نوره

به تیغ تاریکی گردن نمیده ....

دخترای ننه دریا

کوممون سرد وسیاست

چش امیدمون اول به خدا

بعد به شماست ...


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/258


نظرات

Maryam :

دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبحدمان
داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند

محمد :

واقعا از این شعر به شدت روان و آهنگین و زیبا لذت بردم ، اگر اشکالی نداشته باشه با ذکر منبعش در وبلاگم اووردمش . خوشحال میشم یه سری به وبلاگم بزنین نظر خودتونو راجه به وبلاگم بگین.ممنون

amir :

سلام.
زیبا بود.

Sima Ghassemi :

yadesh be kheir, daneshjoo ke boodim ba abche-ha een sher ro baham az bar mikhoondim...

rain man :

.....!

مرتضی :

زیبا ودلنشین
در دل این روزهای من.
ممنون

حميد :

شايد حرف اين روزهاي خيلي ها

مونا :

حرف هاي دل من بود
قفل خورشيدكجاست منو ياد سايت خورشيد خانم انداخت كه به زور پروكسي بازش مي كنم

خوب بود

تا به كي ميله اي عمودي روي صورت ما سايه كند

مرسي

گوشه ي دلت جاري

www.dobarenou.blogspot.com

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007